جمع بندی قدرتِ سیاسی ، اجتماعیِ زن در اسلام

تب‌های اولیه

75 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
قدرتِ سیاسی ، اجتماعیِ زن در اسلام

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و افوّض امری الی الله انّ الله بصیرٌ بالعباد

سلام

قدرت طلبی برای زنان تا چه حدودی ( در ابعاد سیاسی و اجتماعی ) جایز است ؟

آیا زن می تواند برای رسیدن به قدرت، از همۀ ابزارهای مشروع استفاده کند ؟ ( بعبارتی ، رفتار سیاسی مانند مردان داشته باشد )

آیا امروزه بنابر مصلحتِ زمان ، نفوذ و حضور زن در عرصۀ قدرت سیاسی منفعتِ بیشتری ندارد ؟

آیا این نگرش ( قدرتِ سیاسیِ برتر برای زن ) فمنیستی است ؟

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد مشکور

یازینبِ فاطمه;900133 نوشت:
سلام

قدرت طلبی برای زنان تا چه حدودی ( در ابعاد سیاسی و اجتماعی ) جایز است ؟

آیا زن می تواند برای رسیدن به قدرت، از همۀ ابزارهای مشروع استفاده کند ؟ ( بعبارتی ، رفتار سیاسی مانند مردان داشته باشد )

آیا امروزه بنابر مصلحتِ زمان ، نفوذ و حضور زن در عرصۀ قدرت سیاسی منفعتِ بیشتری ندارد ؟

آیا این نگرش ( قدرتِ سیاسیِ برتر برای زن ) فمنیستی است ؟


سلام و ادب@};-

پاسخ به سؤالات شما مستلزم توجه به مقدمات و نکاتی است که در ادامه تقدیم می گردد:

اول. در اسلام هيچ گونه تبعيضي بين مرد و زن وجود ندارد؛ بلكه در جنبه‏ هاي مختلفي از تساوي برخوردارند: در آفرينش؛ در جنبه‏ هاي رواني و معنوي، در شئون همسري، در همدوشي با مردان در زمينه‏ هاي مختلفي از سير و سلوك گرفته تا استقلال اقتصادي و... . (1)؛ اما هرگز نبايد بين «تساوي» يا «تشابه» اشتباه كرد؛ در اينكه زن و مرد داراي تساوي در حقوق و انسانيت اند، جاي بحث نيست؛ ولي اين سخن به معناي تشابه در حقوق نيست: اصل اين است كه مرد و زن به كمال مقدر خود برسند؛ ولي هر كدام در نظام خاص زيستي، عاطفي و رواني خود.(2)

دوم. آنچه که در اسلام به آن توجه خاص شده ـ مسئلة تفاوت هاي روحي و جسمي زنان و مردان و تفاوت وظايف آنان است. حقيقت غير قابل انكار اين است كه مرد و زن از نظر جسمي و شرايط فيزيولوژيك، با يكديگر متفاوت‏اند و هر يك براي انجام دادن وظايف ويژه‏اي آفريده شده‏ اند. اينكه برخي اصرار دارند اين دو جنس را مساوي در همه چيز قلمداد كنند، اصراري به دور از واقعيت است و مطالعات مختلف علمي آن را انكار مي‏كند.(3) آيا با وجود اين تفاوت آشكار مي‏توان گفت: زن و مرد بايد در تمام شئون همراه يكديگر گام برداشته و در تمام كارها مثل هم باشند؟ بعبارتی آیا شایسته است زنان همچون مردان و بدون توجه به شرایط جسمی، روحی و روانی خود، فقط و فقط بدنبال کسب موقعیت ها و مناصب سیاسی و اجتماعی و دستیابی به جایگاه های قدرت در حکومت باشند؟ حتي در جوامعي كه شعار آنها مساوات و برابري بين زن و مرد در تمام جهات است، در عمل غير آن ديده مي‏شود. براي مثال مديريت سياسي و نظامي بيشتر آنها، در دست مردان است.

البته ناگفته نماند در پاسخ به سؤال اول و دوم شما گفتنی است: اصولاً در نگاه اسلام صرف تلاش برای رسیدن به قدرت، چندان ممدوح نیست و در این مقوله تفاوتی بین مردان و زنان نیست. زیرا چنین رویکردی(قدرت طلبی) در اکثر موارد معمولاً به فساد می انجامد بلکه از منظر اسلام، آنچه باید از نگاه مسلمانان و جامعه ایمانی در مسیر کسب قدرت، مورد توجه باشد اولاً خلوص نیت و لله بودن، ثانیاً تلاش برای حفظ و اعتلای اهداف مقدس اسلام و ترویج روح ارزشهای متعالی دین و ثانیاً در راستای ارتقاء روح انسانیت و تولید خدمت است. با این ملاحظات و با رعایت برخی شرایط در محدوده ای که خواهیم گفت؛ زنان نیز می توانند دوشادوش مردان در امور حکومت و فعالیت های گوناگون سیاسی و اجتماعی نقش و حضوری فعال داشته باشند.

سوم. البته واقعيت اين است كه جنس زن براي انجام دادن وظايف متفاوتي با مرد آفريده شده و به همين دليل احساسات متفاوتي دارد. قانون آفرينش، گرمي كانون خانواده و پرورش نسل‏ها را بر عهده او گذاشته و به همين دليل سهم بيشتري از عواطف و احساسات به او داده است. در حالي كه وظايف خشن و سنگين اجتماعي، بر عهده جنس مرد گذاشته شده و سهم بيشتري از دورانديشي (و تدبیر) به او اختصاص يافته است. بنابراين اگر بخواهيم عدالت را اجرا كنيم، بايد پاره‏اي از وظايف اجتماعي ـ كه نياز بيشتري به انديشه و مقاومت و تحمّل شدايد دارد ـ بر عهدة مردان گذاشته شود و وظايفي كه عواطف و احساسات بيشتري را مي‏طلبد، بر عهدة زنان.(4)

چهارم. زنان مؤمن جامعه ما از قبل از پیروزی انقلاب با حضور فعال و نقش اساسی شان، دوشادوش مردان، سهم بسزائی در پیروزی انقلاب داشتند بعلاوه خوشبختانه بعد از وقوع انقلاب اسلامي تا کنون، زنان کشورمان به صورت گسترده و چشمگيري در فعاليت هاي سياسي و اجتماعي مختلف، حضور دارند به نحوي که به هيچ وجه قابل مقايسه با زمان قبل انقلاب و ساير کشورهاي منطقه نيست، اما در عين حال نگاهي به اهداف والاي نظام و انقلاب اسلامي و مقايسه آن با واقعيات موجود، بيانگر اين است که زنان به مراتب مي توانند نقش و کارکردهاي مهم تر و فعال تري در جامعه ايفا نمايند. و حضور و فعالیت فعال زنان در مسائل سیاسی و اجتماعی صرفاً به تصرف مشاغل مهم حکومتی منوط نیست. البته به غير از مشاغل خاصي نظير مرجعيت، قضاوت، امامت ظاهري و رهبري و رياست جمهوري ـ كه به دليل ويژگي‏هاي خاص اين مشاغل از يك سو و خصوصيات روحي و عاطفي زنان از سوي ديگر ـ در ساير فعاليت‏هاي اجتماعي و سياسي، هيچ گونه محدوديتي براي زنان، از صدر اسلام تاكنون وجود نداشته است. براساس آموزه‏هاي اسلامي، زنان نيز مانند مردان حق دارند تا انتخاب گر باشند و مخالفت يا موافقت خويش را با نظام حاكم بيان كنند.(5)

پنجم. البته برای حضور و فعالیت های سیاسی، اجتماعی زنان، دو شرط اصلي وجود دارد: 1. رعايت عفت، حجاب و شئون اسلامي، 2. حفظ حقوق شوهر و فرزندان و نهاد خانواده. اگر اين نكات در مشاركت سياسي، اجتماعي زنان رعايت نشود، همان آثار منفي را در پي خواهد داشت كه در كشورهاي غربي شاهد آن هستيم. آنها نيز هم اكنون در حال بيداري و بازگشت از اين مسير انحرافي مي‏باشند: چنان که براساس آمار، دو سوم زنان انگليسي، خانه دار بودن را به اندازه شغل بيرون از منزل مهم و مفيد مي‏دانند و معتقدند: مسئوليت آنان در داخل خانه است و كسب درآمد و روزي، وظيفه مردان. همچنين در آمريكا بسياري از زناني که فرزند كوچك دارند، مشاغل خود را رها كرده و به مادران تمام وقت تبديل شده‏اند.(6) خانم «ويجديس فينبو گادوتيو» ـ نخستين زني كه رئيس جمهور ايسلند شد ـ پس از پايان دوره رياست جمهوري خود، اعلام كرد: حاضر نيست در دوره بعدي در انتخابات شركت كند؛ چون به نظر او «كار در خانه به مراتب آسان‏تر و لذت بخش‏تراست و در قبال مردم مسئوليت داشتن كمر شكن است، مردم نمي‏دانند كه داشتن يك مقام عمومي، چه قدر دردسر و خودخوري دارد. نه تنها بايد از منافع كشور دفاع كند؛ بلكه بايد مراقب تاريخ هم باشد تا بعد او را مورد انتقاد قرار ندهند و مسئول خرابي‏هاي آينده ندانند».(7) اين نمونه عیتی دقیقاً مؤیدی بر فرمايش امام علي(ع) در 1400 سال پيش است كه درباره مشاغل سياسي و اجتماعي زنان فرمود: «المراة ريحانه و ليست بقهرمانه»؛ «زن گلي خوشبو است و قهرماني زورمند نيست».(8)؛ (9)

توضیحاتی که در بند سوم و چهارم بیان شد تا حدود زیادی پاسخ سؤال شما را نیز پوشش می دهد به این معنا که زنان جامعه اسلامی خصوصا پس از پیروزی انقلاب اسلامی در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی و مشاغل حکومتی (با لحاظ همان محدودیتها که گفتیم) نقش و حضور فعال و چشمگیری داشته و دارند و از آنجاییکه از یکسو محدوده حضور بیشتر زنان و مصالحی که مدنظر شماست چندان روشن نیست و از سوی دیگر به همان دلایلی که گفتیم حضور زنان در برخی مسئولیت ها با روح لطیف زنان و طاقت ایشان سازگار نبوده و چه بسا منجر به اختلالاتی در آن مسئولیتهای خطیر شود، بنظر نمی رسد حضور و نفوذ بیش از اندازه و افراطی زنان در عرصه مسائل حکومتی به مصلحت فرد و جامعه باشد.

در پایان و در پاسخ سؤال چهارمتان می افزاییم: بهترین نگاه در باب میزان حضور و فعالیت زنان در عرصه مسائل سیاسی و اجتماعی نگاه اعتدالی به قضیه است، اسلام از یکسو مخالف عدم برخورداری زنان از سهم و نقش حضور در مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است(نفی تفریط) و از سوی دیگر به دلیل همان محدودیت ها و شرایطی که در باره روحیه زنان یادآور شدیم با حضور و برخورداری صددرصدی و همه گیر در همه عرصه های حکومتی و سیاسی و اجتماعی زنان و به عبارت شما (دستیابی زنان به قدرت سیاسی برتر) مخالف است(نفی افراط) و چنین نگرشی بدون شک، شائبه ی اصراری که از سوی جریانات فمینستی پیگیری می شود را تشدید می کند.

موفق باشید ...@};-

پاورقی______________________________________

  1. حيات زن در انديشه اسلامي، دكتر علي قائمي، انتشارات اميري، چاپ اول، 1373، صص 375 – 395.
  2. مرتضي مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، انتشارات صدرا، 1374 ،ص 231.
  3. همان منبع.
  4. مكارم شيرازي، تفسير نمونه، جلد 2، ص 164 ذيل آيه 228 سوره بقره، چاپ اول، 1374، چاپخانه مروي، دار الكتب الاسلاميه.
  5. سراج، مركز پژوهش‏هاي صدا و سيما، 1380، ص 218.
  6. مجله صبح، ش 75، ص 68.
  7. همان.
  8. نهج البلاغه، نامة 31، ص 129.
  9. ر.ک: پرسمان دانشجویان، حقوق زن، با تغییر و تصرف.

سلام

با عرض تشکّر از پاسخگوئی شما کارشناسِ گرامی

ابتدا در مورد سخن امیرالمؤمنین علیه السّلام نکته ای که به ذهنم میرسد با آنچه شما فرمودید متفاوت است :

در کلام مولا آمده زن ریحانه است و نه قهرمانی زورمند ؛ به نظر نمی آید که در اینجا نفی قدرت برای زنان مطرح باشد

بلکه زن قهرمان و قدرتمند می تواند باشد امّا به خاطر طبع و لطافت روحی که در اوست همچون مردان از زور و استبداد مبرّاست .

در 1400 سالی که از درخشش اسلام می گذرد هر وقت زنان توانسته اند قدرت خود را بروز بدهند نتیجه اش

گامی اساسی برای پیشرفتِ دین بوده اما متأسّفانه این امکان برای عدّۀ معدودی فراهم بوده و هست .

و بنابراین این سؤال همچنان باقی ست که با این همه توانائیهائی که در اکثر بانوان است

قدرتِ برتر زنان در حوزۀ سیاست چه آسیبی می تواند برای جامعۀ اسلامی داشته باشد؟

البته جدایِ از مسئلۀ ولایت که در آن بحثی نیست .

یازینبِ فاطمه;902105 نوشت:
سلام

با عرض تشکّر از پاسخگوئی شما کارشناسِ گرامی

ابتدا در مورد سخن امیرالمؤمنین علیه السّلام نکته ای که به ذهنم میرسد با آنچه شما فرمودید متفاوت است :

در کلام مولا آمده زن ریحانه است و نه قهرمانی زورمند ؛ به نظر نمی آید که در اینجا نفی قدرت برای زنان مطرح باشد

بلکه زن قهرمان و قدرتمند می تواند باشد امّا به خاطر طبع و لطافت روحی که در اوست همچون مردان از زور و استبداد مبرّاست .

در 1400 سالی که از درخشش اسلام می گذرد هر وقت زنان توانسته اند قدرت خود را بروز بدهند نتیجه اش

گامی اساسی برای پیشرفتِ دین بوده اما متأسّفانه این امکان برای عدّۀ معدودی فراهم بوده و هست .

و بنابراین این سؤال همچنان باقی ست که با این همه توانائیهائی که در اکثر بانوان است

قدرتِ برتر زنان در حوزۀ سیاست چه آسیبی می تواند برای جامعۀ اسلامی داشته باشد؟

البته جدایِ از مسئلۀ ولایت که در آن بحثی نیست .


سلام و تشکر از پیگیری شما@};-

سه نکته در پاسخ شما قابل توجه است:

یک. زن ریحانه است و بدلیل واجدیت روحیه لطیف و حساس، در مواجهه با امور سنگین و دشوار مدیریتی کلان که جهات گونه گونی داشته و باید ضمن تدبیر و برنامه ریزی و تمرکز و اجراء و پیگیری پی در پی، امر نظارت و کنترل و در برخی مواقع حتی قضاوت را نیز عهده دار باشد از اینرو بدلیل سنگینی فوق العاده برخی مناصب سیاسی و اجرائی و بقول شما (قدرت برتر) گرچه بتواند از عهده اداره امور و انجام مسئولیت بخوبی برآید لکن بدلیل همان روحیه لطیف و حساسی که در بیان حضرت مولا (ع) نیز گذشت، ورود آسیب و انقلاب روحی از لطافت و ریحانه بودن به سختی و زمختی گریز ناپزیر است.

دو. چنانکه گفتیم ویژگیهای روحی زن بیش از اینکه برای کارهای سخت و دشوار به معنای مسئولیت های بیرونی اعم از سیاسی و حکومتی ساخته شده باشد برای تدبیر امور منزل و گرمابخشی و امر تربیت خانواده آفریده شده است و البته این منزلت، شأن و مقام و مسئولیت کمی نیست که متأسفانه بدلیل تبلیغات جریانات فمینیستی معمولاً مغفول و یا مورد هجوم واقع شده است. بی شک اگر چنین انتظاری در جامعه دینی ما ایجاد شود که زنان جامعه ما نیز حق دارند در تمام عرصه های کلان سیاسی دوشادوش مردان حضور و نقش فعال داشته باشند (گرچه تا حدود زیادی شاهد چنین پدیده ای هستیم) نقش اصلی زنان که مورد تأکید قرآن و سنت بوده و هست روز به روز کمرنگ و کمرنگ تر خواهد شد و شاهد آن خواهیم بود که خانواده و امر تربیت و حرارت بخشی آن بشدت تضعیف شده و یا بمرور چیزی از آن باقی نخواهد ماند.

سه. توصیه به این مطلب که زنان باید عمده توجهشان به امر مهم و حیاتی خانواده و تربیت و یا حضور در برخی مشاغل خاص که حضور و نقش آفرینی زنان را می طلبد به معنای عدم توانایی زنان در اداره امور سیاسی و اجتماعی حتی در سطح امور کلان حکومتی نیست. بلکه علاوه بر مطالبی که بیان شد لازم بذکر است از گذشته تاریخ، وظیفه انجام امور سخت و دشوار، مسئولیت های بیرونی (تدبیر سیاست و مدن) و امر نان آوری بر دوش مردان بوده و امور تدبیر منزل بر عهده زنان، حال اگر چنین وضعیتی منقلب شود و فرهنگی ایجاد شود که زنان نیز همپای مردان بالسویه بدنبال کسب سهم خود در امور سیاست و مدن یعنی مسائل سیاسی و اجرائی و نظائر آن در همه عرصه ها باشند با توجه به اینکه معمولاً جمعیت مردان بیش از زنان بوده و هست، مشاغل و مناصب حکومتی و کارهای بیرون از خانه نیز باید بطور مساوی بین زنان و مردان تقسیم شود. اگر چنین وضعیتی در جامعه حاکم شود جمعیت غالب مردان که وظیفه و مسئولیت تشکیل خانواده و نان آوری را دارند بیکار خواهند بود به تبع آن، امکان ازدواج و تشکیل خانواده برای بسیاری فراهم نخواهد بود و در منطق ازدواج، بسیاری از خانواده ها و زنان که واجد موقعیت شغلی هستند حاضر به ازدواج با چنین مرد بیکاری نمی شوند. از سوی دیگر، در چنین شرایطی دختران و زنان به عشق رسیدن به موقعیتهای شغلی بالا جز به ادامه تحصیل و کار و تلاش بیشتر در بیرون نمی اندیشند و با چنین نگرشی معمولا به ازدواج به چشم محدودیت نگریسته و حتی الامکان از ازدواج امساک می کنند. در نهایت، همه این حوادث و اتفاقات و نتایج نامبارک، نظام فرد، خانواده و جامعه را تهدید می کند و دود همه اینها به چشم فرد فرد جامعه خواهد رفت.

از اینرو، طبق فرهنگ دینی شایسته است هر کس اعم از زن و مرد، بیش از آنکه بر روی مسئولیت ها و امور فرعی متمرکز شود بر روی وظایف، مسئولیتهای اصلی خود متمرکز شود. قطعاً چنین رویکردی بیش از هر نگاهی بنفع فرد و جامعه است.

موفق باشید ...@};-

سلام

اینکه نقش اصلی مرد و زن در نظام خانواده چیست برای همه روشن است اما در امور فرعی ( سیاسی , اجتماعی) اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم

می بینیم که زنان در عرصۀ مدیریتی کلان نیز موفق عمل کرده اند

آیا نقش ساره ، آسیه ، مریم و مادر و خواهر حضرت موسی علیکنّ السّلام در به ثمر رسیدن رسالت الهیِ پیامبران ناشی از قدرت

و قهرمانی آنها نبوده است؟

و یا حضرت خدیجه علیهاالسّلام که بزرگترین مدیریّت اقتصادی صدر اسلام بر عهده ی ایشان بود بطوریکه

هیچ مرد مسلمانی قدرتی برتر و بالاتر از ایشان نداشت .

برترین تاجر و بزرگترین حامی برای اسلام بود . بعبارتی و به تعبیرِ روز وزارتِ اقتصاد و دارائی را به نحو احسن اداره کردند .

اگر واکاوی صحیح و ظریف در اینباره انجام بگیرد خواهیم دید که قدرتِ زن در قرآن ، تعریف شده است

اینکه ما تجویز عمومی برای زن و مرد و نسخه عمومی برای همه ی زمان ها ببندیم درست نیست[-x

اینکه حضور خانم ها در جامعه فی النفسه بلامانع هست در اون شکی نیست و صرف زن بودن مانع حضور موثر نمیشه و ممانعت از اون زمانی اغاز میشه که از یک اولویت دیگر بزنه برای حضور در اجتماع و یا به واسطه ی حضورش دچار گناه بشه .
البته اینکه امور منزل در اولویت هست نسبت به حضور در اجتماع به نظر من توش ان قلت هست :>. امور خانه و حضور موثر در فعالیت های اجتماع هر دو در یک کفه است گاهی حتی امکان داره دومی را فدای اولی کنی به خاطر هدفت و ارمانتhappy

هم در صدر اسلام نمونه های وافری هست از بزنگاه هایی که زنان حضور داشتند که اگر بعضی از مقدس نماهای کنونی بودند شاید نظر دیگری داشتند.[-(
مثلا حضور خانم ها در جنگ ها برای مداوای مجروحین مثل خود حضرت فاطمه سلام الله علیها در جنگ احد یا به درب تک تک خانه ها رفتن برای حق خواهی . یا حرکت حضرت معصومه سلام الله علیها از مدینه برای پیوستن به برادر ( شاید اگر الان این حرکت می بود حضراتی می گفتند دختر جوان مجرد را چه به این کارها ، بنشید اندر پستو و صبر پیشه کنید تا مقدرات خداوند چه باشد . البته که شان والای بی بی دهان همگان را بسته بود ) این صرفا یک مثال بود خورده نگیرید

در زمان کنونی ، خواهر دباغ کسی که دوشادوش مرد ها اسلحه به دوش میگیره. در مبارزات ضد اسرائیلی در کشور غریب شرکت می کنه . فرمانده سپاه همدان می شه که حسین همدانی ها و امثالهم از معاونان ایشان بودند و درصد کثیری از زیر دستان ایشان آقایان . با اینکه میدونیم ایشون در قبل این مناسبت ها هم دارای فرزند و همسر بودند پس مسئولیت دیگری هم داشتند

به هر حال جایی که مدیریت خانمی می چربد به آقایان هایی و هم در راستای رسیدن به اهداف هست مانعی برای قدرت گرفتن نیست بلکه واجب هم هست حتی تاجایی که بار مسئولیت های دیگر را از جمله منزل کم کرد b-)

با عرض سلام

کاش حضور خانم ها در عرصه اشتغال و فعالیت های اجتماعی به شکلی بود که دردی از جامعه دوا میشد نه اینکه شاهد آن باشیم که با وجود تعداد بیشتر خانوم ها از آقایان در دانشگاها و ادارات، باری که باید از دوش جامعه برداشته شود، برداشته نمی شود.

حامی;900782 نوشت:
در استان هاي بزرگ كشور سونوگرافي و معاينه سينه زنان را مردان انجام مي دهند اين را به يكي از اعضاي كمسيون فرهنگي مجلس در ميان گذاشتم و گفتم مايه تأسف است ايشان گفتند متأسفانه دينداران ما نسبت به امور جدي نيستند

جای تعجب است با وجود این همه دانشجوی خانم جویای کار چرا چنین چیزهایی باید وجود داشته باشد... این ها در کجاها مشغول فعالیت می شوند ؟
بنده خودم در شهرمان که مرکز استان هستیم دو شبانه روز گشته ام تا یک جا سونوگراف سینه که خانم باشد پیدا کرده ام... آزمایشگاه ها یا مشکل دستگاه سونو داشتند یا مشکلات دیگر ....
مسئولین مربوطه که نه توان حل این مشکلات را دارند و نه دغدغه اش را ، لااقل چرا خانوم هایی که دغدغه خدمت به جامعه را دارند در این زمینه ها کاری نمی کنند؟ فقط در ادارات و بانک ها و کارهای مردانه حضور دارند... و متاسفانه بعضا در محیط های مختلط
یا مثلا متخصص غدد فقط یک خانوم در مرکز استان هست که آن هم تا مدت زیادی در مسافرت به سر میبرد! و خیلی از این موارد ...
به نظرم اینگونه کارها هستند (و کاراهای امثال این) که برای بانوان مصداق "ضرورت" را که مورد نظر اسلام است بوجود می آورند

bentolhodaa;902367 نوشت:
مثلا حضور خانم ها در جنگ ها برای مداوای مجروحین مثل خود حضرت فاطمه سلام الله علیها در جنگ احد

در این مورد پاسخ هایی از جناب عماد (مدیر علمی انجمن تاریخ اسلام همین سایت) خالی از لطف نیست
این لینک http://www.askdin.com/showthread.php?t=12162

متن ها را هم در زیر عینا کپی می کنم :

ام هاين، خواهر علي عليه السلام گويد: در روز فتح مکه دو تن از خويشان مشرک
شوهرم را پناه دادم. هنوز آنها در خانه ام بودند که ناگهان برادرم علي عليه السلام، سواره و زره پوش وارد خانه ام شده و به طرف آن دو تن شمشير کشيد. من ميان او وايشان ايستادم و گفتم: اگر بخواهي آن دو را بکشي بايد پيش از آنها مرا بکشي! (ظاهرا خواهرش حضرت را نشناخته بود.) علي عليه السلام بيرون رفت در حالي که چيزي نمانده بود آنها را بکشد. من خود را به محل خيمه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) در بطحا رساندم، اما آن حضرت را پيدا نکردم، ولي فاطمه عليها السلام را ديدم و ماجرا را برايش گفتم، ديدم فاطمه عليها السلام از همسرش قاطع تر است، با تعجب فرمود: تو هم بايد مشرکين را پناه دهي؟ يا به نقلي حضرت زهرا عليها السلام در مقام دفاع از شوهرش بر آمده و روي به ام هاني کرده فرمود: اي ام هاين! تو از اينکه علي دشمنان خدا و دشمنان رسول خدا را ترسانيده و تهديد کرده، آمده اي به حضرت رسول شکايت کني...؟ در اين ميان پيامبر (صلي الله عليه وآله) رسيد و از حضرتش براي آن دو نفر امان طلبيدم و پيامبر به آنها امان داد. پس پيامبر (صلي الله عليه وآله) به فاطمه عليها السلام فرمود که براي او آب فراهم کند. فاطمه آب فراهم کرد و پيامبر شستشو نمود. (ناگفته نماند) هنگامي که هند و ديگر زنان مشرکين براي اعلام پذيرش ‍ اسلام و بيعت به حضرت پيامبر (صلي الله عليه وآله) رسيدند فاطمه عليها السلام نيز حضور داشت. [1] .
طبیعی است حضور حضر تزهرا در این جریان نمی توان حضور در جنگ تلقی کر دچون در فتح مکه جینگی صورت نگرفت بلکه همراهی ایشان ودیگر زنان آن هم در کجاوهای مخصوص که از دید نامحجرم ها بدور بود جهت دیدن بزرگتری نفتح مسلمانان وزیارت خانه خدا بوده است

[1] فرهنگ فاطميه، ص 362.

____________________________________________________________

مرحوم شيخ مفيد (ره) نقل مي کند:
وقتي که پيامبر (صلي الله عليه وآله) از جنگ احد باز مي گشت حضرت فاطمه عليها السلام با ظرفي پر از آب بر در خانه به استقبال پدر آمد و سر و صورت پدرش را از گرد و خاک راه شستشو داد، به دنبال آن اميرالمؤ منين عليه السلام با دستي مجروح و پر از خون از راه رسيد و ذوالفقارش را به فاطمه عليها السلام داد و فرمود: خذي هذا السيف فقد صدقني اليوم. اين شمشير را بگيرد، که امروز وفاي خود را نسبت به من نشان داد. سپس ‍ رسول خدا (صلي الله عليه وآله) به فاطمه عليها السلام فرمود: اي فاطمه عليها السلام شمشير علي را بگير که شوهرت امروز دين خود را ادا کرد و خداوند و به وسيله شمشير او بزرگان قريش را از پاي در آورد. [1] .
[1] ارشاد مفيد ج 1، ص 80.
اینجا نیز شرکت در جنگ نبوده بلکه بعداز بازگشت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم وحضرت علی علیه السلام از احد در استقبال از آن بزرگواران چنین اتفاقی افتاد
___________________________________________________

در جنگ خندق که مدينه در محاصره قرار داشت، هر کس به اندازه توان خود از جنگ
پشتيباني مي کرد، حضرت زهراء عليها السلام نيز نان مي پخت و بخشي از نيازمنديهاي مجاهدان سنگر نشين را تاءمين مي فرمود. در يکي از روزها که براي فرزندان خويش نان تازه آماده کرده بود، نتوانست بدون پدر از آن استفاده نمايد، به نزد پدر رفت و گفت: پدرجان! قرص ناني را که مي بينيد براي غذاي فرزندانم آماده کردم، اما دلم آرام نگرفت، ناچار آن را در خط جبهه خدمت شما آوردم. پيامبر (صلي الله عليه وآله) فرمود: دخترم! اين اولين غذايي است که پس از سه روز، پدرت بردهان مي گذارد. [1] .
تذکر: وجود مساجد سبعه (که يکي از آن مساجد به نام حضرت زهرا عليها السلام مي باشد) بر دامنه کوه سلع که در عهد پيامبر (صلي الله عليه وآله) هنگام نبرد احزاب، (خندق) بر کنار آن حفر گرديد نشان و يادگاري از حضور حضرت زهرا عليها السلام در روزهاي سخت محاصره است. [2] .
[1] بحارالانوار، ج 20، ص 245، حديث 10 / احقاق، ج 10، ص 285.
[2] شفيعه محشر يا مظلومه پيامبر ص 155.
جنگ خندق در داخل مدینه بوده ومشرکان قریش مدینه را محاصره کرده بودند ومسلمانان در کنار خندق داخل مدینه بودند چون نمی توانستند سنگرها را رها سازند ،زنان در خانه غذا می پختند وبرای آنان می فرستادند

bentolhodaa;902367 نوشت:
اینکه ما تجویز عمومی برای زن و مرد و نسخه عمومی برای همه ی زمان ها ببندیم درست نیست[-x

اینکه حضور خانم ها در جامعه فی النفسه بلامانع هست در اون شکی نیست و صرف زن بودن مانع حضور موثر نمیشه و ممانعت از اون زمانی اغاز میشه که از یک اولویت دیگر بزنه برای حضور در اجتماع و یا به واسطه ی حضورش دچار گناه بشه .
البته اینکه امور منزل در اولویت هست نسبت به حضور در اجتماع به نظر من توش ان قلت هست :>. امور خانه و حضور موثر در فعالیت های اجتماع هر دو در یک کفه است گاهی حتی امکان داره دومی را فدای اولی کنی به خاطر هدفت و ارمانتhappy

هم در صدر اسلام نمونه های وافری هست از بزنگاه هایی که زنان حضور داشتند که اگر بعضی از مقدس نماهای کنونی بودند شاید نظر دیگری داشتند.[-(
مثلا حضور خانم ها در جنگ ها برای مداوای مجروحین مثل خود حضرت فاطمه سلام الله علیها در جنگ احد یا به درب تک تک خانه ها رفتن برای حق خواهی . یا حرکت حضرت معصومه سلام الله علیها از مدینه برای پیوستن به برادر ( شاید اگر الان این حرکت می بود حضراتی می گفتند دختر جوان مجرد را چه به این کارها ، بنشید اندر پستو و صبر پیشه کنید تا مقدرات خداوند چه باشد . البته که شان والای بی بی دهان همگان را بسته بود ) این صرفا یک مثال بود خورده نگیرید

در زمان کنونی ، خواهر دباغ کسی که دوشادوش مرد ها اسلحه به دوش میگیره. در مبارزات ضد اسرائیلی در کشور غریب شرکت می کنه . فرمانده سپاه همدان می شه که حسین همدانی ها و امثالهم از معاونان ایشان بودند و درصد کثیری از زیر دستان ایشان آقایان . با اینکه میدونیم ایشون در قبل این مناسبت ها هم دارای فرزند و همسر بودند پس مسئولیت دیگری هم داشتند

به هر حال جایی که مدیریت خانمی می چربد به آقایان هایی و هم در راستای رسیدن به اهداف هست مانعی برای قدرت گرفتن نیست بلکه واجب هم هست حتی تاجایی که بار مسئولیت های دیگر را از جمله منزل کم کرد b-)

سلام

نظر منم همینه . اولویت بندی بین امور خانوادگی و اجتماعی به مقتضای زمان صورت میگیرد و نمیشود برای آن

یک تجویزِ عمومی مطرح کرد .

در انجام وظایف زن و مرد هر دو مسئولند اعم از وظیفۀ خانوادگی یا وظیفۀ دینی و سیاسی

این اولویت بندی در زندگیِ زنان الگو و نمونه در قرآن و اسلام آنقدر واضح و روشن است که به راحتی می توان قدرت برتر برای زنان را تعریف و اثبات کرد.

چیزی که کمتر به آن پرداخته شده و به نوعی از آن پرهیز شده بالا بردن معرفت و شناخت مسائلی است که در حوزۀ زنان به آنها

قدرت و توانمندیهای فوقِ تصوّرشان ، معرّفی میشود در حالی که اینگونه نیست .

سلام

در قرآنِ کریم مردان به عنوان سرپرست و قیّم زنان معرّفی شده اند امّا این هیچ تضادّی با برتری طلبی زنان و قدرت گرفتن آنها

در حوزۀ سیاست و دیانت ندارد بلکه ترغیب هم کرده است .

می توان گفت قدرتِ مردان برای حفاظت از زنان و یاری رساندن به آنان در همۀ امور ، بیان شده است .

ما می بینیم که در صدر اسلام نیز بعد از حضرت علی علیه السّلام به عنوانِ ولی و امامِ مسلمین ،

بزرگترین و برترین قدرتِ سیاسی بر عهدۀ حضرت زهرا سلام الله علیهاست .قدرتی که حتّی عمّارها و سلمان ها و ابوذرها هم فاقد آن بودند

و یا حضرت زینب سلام الله علیها زنی که پرورش یافت تا بزرگترین سفیرِ اسلام باشد و دارای قدرتی شود که حضرت عبّاس علیه السّلام نیز

به آن دست نیافتند .

در نگاه کلّی میبینیم حضرت علی علیه السّلام ، دخترش زینب را برای سیاست و پسرش عبّاس را برای حفاظت ، تعلیم فرمود .

این نشان میدهد وظیفۀ مردان است که نه تنها در اموری که قدرت جسمانی نیاز دارد در صدد کمک ویاریِ زنان باشند بلکه باید

زمینۀ رشد و به قدرت رسیدنِ زنان را در همۀ امورِ دینی و سیاسی فراهم سازند .

موضوع قفل شده است