جمع بندی قدرتِ سیاسی ، اجتماعیِ زن در اسلام

تب‌های اولیه

75 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
قدرتِ سیاسی ، اجتماعیِ زن در اسلام

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و افوّض امری الی الله انّ الله بصیرٌ بالعباد

سلام

قدرت طلبی برای زنان تا چه حدودی ( در ابعاد سیاسی و اجتماعی ) جایز است ؟

آیا زن می تواند برای رسیدن به قدرت، از همۀ ابزارهای مشروع استفاده کند ؟ ( بعبارتی ، رفتار سیاسی مانند مردان داشته باشد )

آیا امروزه بنابر مصلحتِ زمان ، نفوذ و حضور زن در عرصۀ قدرت سیاسی منفعتِ بیشتری ندارد ؟

آیا این نگرش ( قدرتِ سیاسیِ برتر برای زن ) فمنیستی است ؟

پاسخ کارشناس

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد مشکور

یازینبِ فاطمه;900133 نوشت:
سلام

قدرت طلبی برای زنان تا چه حدودی ( در ابعاد سیاسی و اجتماعی ) جایز است ؟

آیا زن می تواند برای رسیدن به قدرت، از همۀ ابزارهای مشروع استفاده کند ؟ ( بعبارتی ، رفتار سیاسی مانند مردان داشته باشد )

آیا امروزه بنابر مصلحتِ زمان ، نفوذ و حضور زن در عرصۀ قدرت سیاسی منفعتِ بیشتری ندارد ؟

آیا این نگرش ( قدرتِ سیاسیِ برتر برای زن ) فمنیستی است ؟


سلام و ادب@};-

پاسخ به سؤالات شما مستلزم توجه به مقدمات و نکاتی است که در ادامه تقدیم می گردد:

اول. در اسلام هيچ گونه تبعيضي بين مرد و زن وجود ندارد؛ بلكه در جنبه‏ هاي مختلفي از تساوي برخوردارند: در آفرينش؛ در جنبه‏ هاي رواني و معنوي، در شئون همسري، در همدوشي با مردان در زمينه‏ هاي مختلفي از سير و سلوك گرفته تا استقلال اقتصادي و... . (1)؛ اما هرگز نبايد بين «تساوي» يا «تشابه» اشتباه كرد؛ در اينكه زن و مرد داراي تساوي در حقوق و انسانيت اند، جاي بحث نيست؛ ولي اين سخن به معناي تشابه در حقوق نيست: اصل اين است كه مرد و زن به كمال مقدر خود برسند؛ ولي هر كدام در نظام خاص زيستي، عاطفي و رواني خود.(2)

دوم. آنچه که در اسلام به آن توجه خاص شده ـ مسئلة تفاوت هاي روحي و جسمي زنان و مردان و تفاوت وظايف آنان است. حقيقت غير قابل انكار اين است كه مرد و زن از نظر جسمي و شرايط فيزيولوژيك، با يكديگر متفاوت‏اند و هر يك براي انجام دادن وظايف ويژه‏اي آفريده شده‏ اند. اينكه برخي اصرار دارند اين دو جنس را مساوي در همه چيز قلمداد كنند، اصراري به دور از واقعيت است و مطالعات مختلف علمي آن را انكار مي‏كند.(3) آيا با وجود اين تفاوت آشكار مي‏توان گفت: زن و مرد بايد در تمام شئون همراه يكديگر گام برداشته و در تمام كارها مثل هم باشند؟ بعبارتی آیا شایسته است زنان همچون مردان و بدون توجه به شرایط جسمی، روحی و روانی خود، فقط و فقط بدنبال کسب موقعیت ها و مناصب سیاسی و اجتماعی و دستیابی به جایگاه های قدرت در حکومت باشند؟ حتي در جوامعي كه شعار آنها مساوات و برابري بين زن و مرد در تمام جهات است، در عمل غير آن ديده مي‏شود. براي مثال مديريت سياسي و نظامي بيشتر آنها، در دست مردان است.

البته ناگفته نماند در پاسخ به سؤال اول و دوم شما گفتنی است: اصولاً در نگاه اسلام صرف تلاش برای رسیدن به قدرت، چندان ممدوح نیست و در این مقوله تفاوتی بین مردان و زنان نیست. زیرا چنین رویکردی(قدرت طلبی) در اکثر موارد معمولاً به فساد می انجامد بلکه از منظر اسلام، آنچه باید از نگاه مسلمانان و جامعه ایمانی در مسیر کسب قدرت، مورد توجه باشد اولاً خلوص نیت و لله بودن، ثانیاً تلاش برای حفظ و اعتلای اهداف مقدس اسلام و ترویج روح ارزشهای متعالی دین و ثانیاً در راستای ارتقاء روح انسانیت و تولید خدمت است. با این ملاحظات و با رعایت برخی شرایط در محدوده ای که خواهیم گفت؛ زنان نیز می توانند دوشادوش مردان در امور حکومت و فعالیت های گوناگون سیاسی و اجتماعی نقش و حضوری فعال داشته باشند.

سوم. البته واقعيت اين است كه جنس زن براي انجام دادن وظايف متفاوتي با مرد آفريده شده و به همين دليل احساسات متفاوتي دارد. قانون آفرينش، گرمي كانون خانواده و پرورش نسل‏ها را بر عهده او گذاشته و به همين دليل سهم بيشتري از عواطف و احساسات به او داده است. در حالي كه وظايف خشن و سنگين اجتماعي، بر عهده جنس مرد گذاشته شده و سهم بيشتري از دورانديشي (و تدبیر) به او اختصاص يافته است. بنابراين اگر بخواهيم عدالت را اجرا كنيم، بايد پاره‏اي از وظايف اجتماعي ـ كه نياز بيشتري به انديشه و مقاومت و تحمّل شدايد دارد ـ بر عهدة مردان گذاشته شود و وظايفي كه عواطف و احساسات بيشتري را مي‏طلبد، بر عهدة زنان.(4)

چهارم. زنان مؤمن جامعه ما از قبل از پیروزی انقلاب با حضور فعال و نقش اساسی شان، دوشادوش مردان، سهم بسزائی در پیروزی انقلاب داشتند بعلاوه خوشبختانه بعد از وقوع انقلاب اسلامي تا کنون، زنان کشورمان به صورت گسترده و چشمگيري در فعاليت هاي سياسي و اجتماعي مختلف، حضور دارند به نحوي که به هيچ وجه قابل مقايسه با زمان قبل انقلاب و ساير کشورهاي منطقه نيست، اما در عين حال نگاهي به اهداف والاي نظام و انقلاب اسلامي و مقايسه آن با واقعيات موجود، بيانگر اين است که زنان به مراتب مي توانند نقش و کارکردهاي مهم تر و فعال تري در جامعه ايفا نمايند. و حضور و فعالیت فعال زنان در مسائل سیاسی و اجتماعی صرفاً به تصرف مشاغل مهم حکومتی منوط نیست. البته به غير از مشاغل خاصي نظير مرجعيت، قضاوت، امامت ظاهري و رهبري و رياست جمهوري ـ كه به دليل ويژگي‏هاي خاص اين مشاغل از يك سو و خصوصيات روحي و عاطفي زنان از سوي ديگر ـ در ساير فعاليت‏هاي اجتماعي و سياسي، هيچ گونه محدوديتي براي زنان، از صدر اسلام تاكنون وجود نداشته است. براساس آموزه‏هاي اسلامي، زنان نيز مانند مردان حق دارند تا انتخاب گر باشند و مخالفت يا موافقت خويش را با نظام حاكم بيان كنند.(5)

پنجم. البته برای حضور و فعالیت های سیاسی، اجتماعی زنان، دو شرط اصلي وجود دارد: 1. رعايت عفت، حجاب و شئون اسلامي، 2. حفظ حقوق شوهر و فرزندان و نهاد خانواده. اگر اين نكات در مشاركت سياسي، اجتماعي زنان رعايت نشود، همان آثار منفي را در پي خواهد داشت كه در كشورهاي غربي شاهد آن هستيم. آنها نيز هم اكنون در حال بيداري و بازگشت از اين مسير انحرافي مي‏باشند: چنان که براساس آمار، دو سوم زنان انگليسي، خانه دار بودن را به اندازه شغل بيرون از منزل مهم و مفيد مي‏دانند و معتقدند: مسئوليت آنان در داخل خانه است و كسب درآمد و روزي، وظيفه مردان. همچنين در آمريكا بسياري از زناني که فرزند كوچك دارند، مشاغل خود را رها كرده و به مادران تمام وقت تبديل شده‏اند.(6) خانم «ويجديس فينبو گادوتيو» ـ نخستين زني كه رئيس جمهور ايسلند شد ـ پس از پايان دوره رياست جمهوري خود، اعلام كرد: حاضر نيست در دوره بعدي در انتخابات شركت كند؛ چون به نظر او «كار در خانه به مراتب آسان‏تر و لذت بخش‏تراست و در قبال مردم مسئوليت داشتن كمر شكن است، مردم نمي‏دانند كه داشتن يك مقام عمومي، چه قدر دردسر و خودخوري دارد. نه تنها بايد از منافع كشور دفاع كند؛ بلكه بايد مراقب تاريخ هم باشد تا بعد او را مورد انتقاد قرار ندهند و مسئول خرابي‏هاي آينده ندانند».(7) اين نمونه عیتی دقیقاً مؤیدی بر فرمايش امام علي(ع) در 1400 سال پيش است كه درباره مشاغل سياسي و اجتماعي زنان فرمود: «المراة ريحانه و ليست بقهرمانه»؛ «زن گلي خوشبو است و قهرماني زورمند نيست».(8)؛ (9)

توضیحاتی که در بند سوم و چهارم بیان شد تا حدود زیادی پاسخ سؤال شما را نیز پوشش می دهد به این معنا که زنان جامعه اسلامی خصوصا پس از پیروزی انقلاب اسلامی در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی و مشاغل حکومتی (با لحاظ همان محدودیتها که گفتیم) نقش و حضور فعال و چشمگیری داشته و دارند و از آنجاییکه از یکسو محدوده حضور بیشتر زنان و مصالحی که مدنظر شماست چندان روشن نیست و از سوی دیگر به همان دلایلی که گفتیم حضور زنان در برخی مسئولیت ها با روح لطیف زنان و طاقت ایشان سازگار نبوده و چه بسا منجر به اختلالاتی در آن مسئولیتهای خطیر شود، بنظر نمی رسد حضور و نفوذ بیش از اندازه و افراطی زنان در عرصه مسائل حکومتی به مصلحت فرد و جامعه باشد.

در پایان و در پاسخ سؤال چهارمتان می افزاییم: بهترین نگاه در باب میزان حضور و فعالیت زنان در عرصه مسائل سیاسی و اجتماعی نگاه اعتدالی به قضیه است، اسلام از یکسو مخالف عدم برخورداری زنان از سهم و نقش حضور در مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است(نفی تفریط) و از سوی دیگر به دلیل همان محدودیت ها و شرایطی که در باره روحیه زنان یادآور شدیم با حضور و برخورداری صددرصدی و همه گیر در همه عرصه های حکومتی و سیاسی و اجتماعی زنان و به عبارت شما (دستیابی زنان به قدرت سیاسی برتر) مخالف است(نفی افراط) و چنین نگرشی بدون شک، شائبه ی اصراری که از سوی جریانات فمینستی پیگیری می شود را تشدید می کند.

موفق باشید ...@};-

پاورقی______________________________________

  1. حيات زن در انديشه اسلامي، دكتر علي قائمي، انتشارات اميري، چاپ اول، 1373، صص 375 – 395.
  2. مرتضي مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، انتشارات صدرا، 1374 ،ص 231.
  3. همان منبع.
  4. مكارم شيرازي، تفسير نمونه، جلد 2، ص 164 ذيل آيه 228 سوره بقره، چاپ اول، 1374، چاپخانه مروي، دار الكتب الاسلاميه.
  5. سراج، مركز پژوهش‏هاي صدا و سيما، 1380، ص 218.
  6. مجله صبح، ش 75، ص 68.
  7. همان.
  8. نهج البلاغه، نامة 31، ص 129.
  9. ر.ک: پرسمان دانشجویان، حقوق زن، با تغییر و تصرف.

سلام

با عرض تشکّر از پاسخگوئی شما کارشناسِ گرامی

ابتدا در مورد سخن امیرالمؤمنین علیه السّلام نکته ای که به ذهنم میرسد با آنچه شما فرمودید متفاوت است :

در کلام مولا آمده زن ریحانه است و نه قهرمانی زورمند ؛ به نظر نمی آید که در اینجا نفی قدرت برای زنان مطرح باشد

بلکه زن قهرمان و قدرتمند می تواند باشد امّا به خاطر طبع و لطافت روحی که در اوست همچون مردان از زور و استبداد مبرّاست .

در 1400 سالی که از درخشش اسلام می گذرد هر وقت زنان توانسته اند قدرت خود را بروز بدهند نتیجه اش

گامی اساسی برای پیشرفتِ دین بوده اما متأسّفانه این امکان برای عدّۀ معدودی فراهم بوده و هست .

و بنابراین این سؤال همچنان باقی ست که با این همه توانائیهائی که در اکثر بانوان است

قدرتِ برتر زنان در حوزۀ سیاست چه آسیبی می تواند برای جامعۀ اسلامی داشته باشد؟

البته جدایِ از مسئلۀ ولایت که در آن بحثی نیست .

یازینبِ فاطمه;902105 نوشت:
سلام

با عرض تشکّر از پاسخگوئی شما کارشناسِ گرامی

ابتدا در مورد سخن امیرالمؤمنین علیه السّلام نکته ای که به ذهنم میرسد با آنچه شما فرمودید متفاوت است :

در کلام مولا آمده زن ریحانه است و نه قهرمانی زورمند ؛ به نظر نمی آید که در اینجا نفی قدرت برای زنان مطرح باشد

بلکه زن قهرمان و قدرتمند می تواند باشد امّا به خاطر طبع و لطافت روحی که در اوست همچون مردان از زور و استبداد مبرّاست .

در 1400 سالی که از درخشش اسلام می گذرد هر وقت زنان توانسته اند قدرت خود را بروز بدهند نتیجه اش

گامی اساسی برای پیشرفتِ دین بوده اما متأسّفانه این امکان برای عدّۀ معدودی فراهم بوده و هست .

و بنابراین این سؤال همچنان باقی ست که با این همه توانائیهائی که در اکثر بانوان است

قدرتِ برتر زنان در حوزۀ سیاست چه آسیبی می تواند برای جامعۀ اسلامی داشته باشد؟

البته جدایِ از مسئلۀ ولایت که در آن بحثی نیست .


سلام و تشکر از پیگیری شما@};-

سه نکته در پاسخ شما قابل توجه است:

یک. زن ریحانه است و بدلیل واجدیت روحیه لطیف و حساس، در مواجهه با امور سنگین و دشوار مدیریتی کلان که جهات گونه گونی داشته و باید ضمن تدبیر و برنامه ریزی و تمرکز و اجراء و پیگیری پی در پی، امر نظارت و کنترل و در برخی مواقع حتی قضاوت را نیز عهده دار باشد از اینرو بدلیل سنگینی فوق العاده برخی مناصب سیاسی و اجرائی و بقول شما (قدرت برتر) گرچه بتواند از عهده اداره امور و انجام مسئولیت بخوبی برآید لکن بدلیل همان روحیه لطیف و حساسی که در بیان حضرت مولا (ع) نیز گذشت، ورود آسیب و انقلاب روحی از لطافت و ریحانه بودن به سختی و زمختی گریز ناپزیر است.

دو. چنانکه گفتیم ویژگیهای روحی زن بیش از اینکه برای کارهای سخت و دشوار به معنای مسئولیت های بیرونی اعم از سیاسی و حکومتی ساخته شده باشد برای تدبیر امور منزل و گرمابخشی و امر تربیت خانواده آفریده شده است و البته این منزلت، شأن و مقام و مسئولیت کمی نیست که متأسفانه بدلیل تبلیغات جریانات فمینیستی معمولاً مغفول و یا مورد هجوم واقع شده است. بی شک اگر چنین انتظاری در جامعه دینی ما ایجاد شود که زنان جامعه ما نیز حق دارند در تمام عرصه های کلان سیاسی دوشادوش مردان حضور و نقش فعال داشته باشند (گرچه تا حدود زیادی شاهد چنین پدیده ای هستیم) نقش اصلی زنان که مورد تأکید قرآن و سنت بوده و هست روز به روز کمرنگ و کمرنگ تر خواهد شد و شاهد آن خواهیم بود که خانواده و امر تربیت و حرارت بخشی آن بشدت تضعیف شده و یا بمرور چیزی از آن باقی نخواهد ماند.

سه. توصیه به این مطلب که زنان باید عمده توجهشان به امر مهم و حیاتی خانواده و تربیت و یا حضور در برخی مشاغل خاص که حضور و نقش آفرینی زنان را می طلبد به معنای عدم توانایی زنان در اداره امور سیاسی و اجتماعی حتی در سطح امور کلان حکومتی نیست. بلکه علاوه بر مطالبی که بیان شد لازم بذکر است از گذشته تاریخ، وظیفه انجام امور سخت و دشوار، مسئولیت های بیرونی (تدبیر سیاست و مدن) و امر نان آوری بر دوش مردان بوده و امور تدبیر منزل بر عهده زنان، حال اگر چنین وضعیتی منقلب شود و فرهنگی ایجاد شود که زنان نیز همپای مردان بالسویه بدنبال کسب سهم خود در امور سیاست و مدن یعنی مسائل سیاسی و اجرائی و نظائر آن در همه عرصه ها باشند با توجه به اینکه معمولاً جمعیت مردان بیش از زنان بوده و هست، مشاغل و مناصب حکومتی و کارهای بیرون از خانه نیز باید بطور مساوی بین زنان و مردان تقسیم شود. اگر چنین وضعیتی در جامعه حاکم شود جمعیت غالب مردان که وظیفه و مسئولیت تشکیل خانواده و نان آوری را دارند بیکار خواهند بود به تبع آن، امکان ازدواج و تشکیل خانواده برای بسیاری فراهم نخواهد بود و در منطق ازدواج، بسیاری از خانواده ها و زنان که واجد موقعیت شغلی هستند حاضر به ازدواج با چنین مرد بیکاری نمی شوند. از سوی دیگر، در چنین شرایطی دختران و زنان به عشق رسیدن به موقعیتهای شغلی بالا جز به ادامه تحصیل و کار و تلاش بیشتر در بیرون نمی اندیشند و با چنین نگرشی معمولا به ازدواج به چشم محدودیت نگریسته و حتی الامکان از ازدواج امساک می کنند. در نهایت، همه این حوادث و اتفاقات و نتایج نامبارک، نظام فرد، خانواده و جامعه را تهدید می کند و دود همه اینها به چشم فرد فرد جامعه خواهد رفت.

از اینرو، طبق فرهنگ دینی شایسته است هر کس اعم از زن و مرد، بیش از آنکه بر روی مسئولیت ها و امور فرعی متمرکز شود بر روی وظایف، مسئولیتهای اصلی خود متمرکز شود. قطعاً چنین رویکردی بیش از هر نگاهی بنفع فرد و جامعه است.

موفق باشید ...@};-

سلام

اینکه نقش اصلی مرد و زن در نظام خانواده چیست برای همه روشن است اما در امور فرعی ( سیاسی , اجتماعی) اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم

می بینیم که زنان در عرصۀ مدیریتی کلان نیز موفق عمل کرده اند

آیا نقش ساره ، آسیه ، مریم و مادر و خواهر حضرت موسی علیکنّ السّلام در به ثمر رسیدن رسالت الهیِ پیامبران ناشی از قدرت

و قهرمانی آنها نبوده است؟

و یا حضرت خدیجه علیهاالسّلام که بزرگترین مدیریّت اقتصادی صدر اسلام بر عهده ی ایشان بود بطوریکه

هیچ مرد مسلمانی قدرتی برتر و بالاتر از ایشان نداشت .

برترین تاجر و بزرگترین حامی برای اسلام بود . بعبارتی و به تعبیرِ روز وزارتِ اقتصاد و دارائی را به نحو احسن اداره کردند .

اگر واکاوی صحیح و ظریف در اینباره انجام بگیرد خواهیم دید که قدرتِ زن در قرآن ، تعریف شده است

اینکه ما تجویز عمومی برای زن و مرد و نسخه عمومی برای همه ی زمان ها ببندیم درست نیست[-x

اینکه حضور خانم ها در جامعه فی النفسه بلامانع هست در اون شکی نیست و صرف زن بودن مانع حضور موثر نمیشه و ممانعت از اون زمانی اغاز میشه که از یک اولویت دیگر بزنه برای حضور در اجتماع و یا به واسطه ی حضورش دچار گناه بشه .
البته اینکه امور منزل در اولویت هست نسبت به حضور در اجتماع به نظر من توش ان قلت هست :>. امور خانه و حضور موثر در فعالیت های اجتماع هر دو در یک کفه است گاهی حتی امکان داره دومی را فدای اولی کنی به خاطر هدفت و ارمانتhappy

هم در صدر اسلام نمونه های وافری هست از بزنگاه هایی که زنان حضور داشتند که اگر بعضی از مقدس نماهای کنونی بودند شاید نظر دیگری داشتند.[-(
مثلا حضور خانم ها در جنگ ها برای مداوای مجروحین مثل خود حضرت فاطمه سلام الله علیها در جنگ احد یا به درب تک تک خانه ها رفتن برای حق خواهی . یا حرکت حضرت معصومه سلام الله علیها از مدینه برای پیوستن به برادر ( شاید اگر الان این حرکت می بود حضراتی می گفتند دختر جوان مجرد را چه به این کارها ، بنشید اندر پستو و صبر پیشه کنید تا مقدرات خداوند چه باشد . البته که شان والای بی بی دهان همگان را بسته بود ) این صرفا یک مثال بود خورده نگیرید

در زمان کنونی ، خواهر دباغ کسی که دوشادوش مرد ها اسلحه به دوش میگیره. در مبارزات ضد اسرائیلی در کشور غریب شرکت می کنه . فرمانده سپاه همدان می شه که حسین همدانی ها و امثالهم از معاونان ایشان بودند و درصد کثیری از زیر دستان ایشان آقایان . با اینکه میدونیم ایشون در قبل این مناسبت ها هم دارای فرزند و همسر بودند پس مسئولیت دیگری هم داشتند

به هر حال جایی که مدیریت خانمی می چربد به آقایان هایی و هم در راستای رسیدن به اهداف هست مانعی برای قدرت گرفتن نیست بلکه واجب هم هست حتی تاجایی که بار مسئولیت های دیگر را از جمله منزل کم کرد b-)

با عرض سلام

کاش حضور خانم ها در عرصه اشتغال و فعالیت های اجتماعی به شکلی بود که دردی از جامعه دوا میشد نه اینکه شاهد آن باشیم که با وجود تعداد بیشتر خانوم ها از آقایان در دانشگاها و ادارات، باری که باید از دوش جامعه برداشته شود، برداشته نمی شود.

حامی;900782 نوشت:
در استان هاي بزرگ كشور سونوگرافي و معاينه سينه زنان را مردان انجام مي دهند اين را به يكي از اعضاي كمسيون فرهنگي مجلس در ميان گذاشتم و گفتم مايه تأسف است ايشان گفتند متأسفانه دينداران ما نسبت به امور جدي نيستند

جای تعجب است با وجود این همه دانشجوی خانم جویای کار چرا چنین چیزهایی باید وجود داشته باشد... این ها در کجاها مشغول فعالیت می شوند ؟
بنده خودم در شهرمان که مرکز استان هستیم دو شبانه روز گشته ام تا یک جا سونوگراف سینه که خانم باشد پیدا کرده ام... آزمایشگاه ها یا مشکل دستگاه سونو داشتند یا مشکلات دیگر ....
مسئولین مربوطه که نه توان حل این مشکلات را دارند و نه دغدغه اش را ، لااقل چرا خانوم هایی که دغدغه خدمت به جامعه را دارند در این زمینه ها کاری نمی کنند؟ فقط در ادارات و بانک ها و کارهای مردانه حضور دارند... و متاسفانه بعضا در محیط های مختلط
یا مثلا متخصص غدد فقط یک خانوم در مرکز استان هست که آن هم تا مدت زیادی در مسافرت به سر میبرد! و خیلی از این موارد ...
به نظرم اینگونه کارها هستند (و کاراهای امثال این) که برای بانوان مصداق "ضرورت" را که مورد نظر اسلام است بوجود می آورند

bentolhodaa;902367 نوشت:
مثلا حضور خانم ها در جنگ ها برای مداوای مجروحین مثل خود حضرت فاطمه سلام الله علیها در جنگ احد

در این مورد پاسخ هایی از جناب عماد (مدیر علمی انجمن تاریخ اسلام همین سایت) خالی از لطف نیست
این لینک http://www.askdin.com/showthread.php?t=12162

متن ها را هم در زیر عینا کپی می کنم :

ام هاين، خواهر علي عليه السلام گويد: در روز فتح مکه دو تن از خويشان مشرک
شوهرم را پناه دادم. هنوز آنها در خانه ام بودند که ناگهان برادرم علي عليه السلام، سواره و زره پوش وارد خانه ام شده و به طرف آن دو تن شمشير کشيد. من ميان او وايشان ايستادم و گفتم: اگر بخواهي آن دو را بکشي بايد پيش از آنها مرا بکشي! (ظاهرا خواهرش حضرت را نشناخته بود.) علي عليه السلام بيرون رفت در حالي که چيزي نمانده بود آنها را بکشد. من خود را به محل خيمه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) در بطحا رساندم، اما آن حضرت را پيدا نکردم، ولي فاطمه عليها السلام را ديدم و ماجرا را برايش گفتم، ديدم فاطمه عليها السلام از همسرش قاطع تر است، با تعجب فرمود: تو هم بايد مشرکين را پناه دهي؟ يا به نقلي حضرت زهرا عليها السلام در مقام دفاع از شوهرش بر آمده و روي به ام هاني کرده فرمود: اي ام هاين! تو از اينکه علي دشمنان خدا و دشمنان رسول خدا را ترسانيده و تهديد کرده، آمده اي به حضرت رسول شکايت کني...؟ در اين ميان پيامبر (صلي الله عليه وآله) رسيد و از حضرتش براي آن دو نفر امان طلبيدم و پيامبر به آنها امان داد. پس پيامبر (صلي الله عليه وآله) به فاطمه عليها السلام فرمود که براي او آب فراهم کند. فاطمه آب فراهم کرد و پيامبر شستشو نمود. (ناگفته نماند) هنگامي که هند و ديگر زنان مشرکين براي اعلام پذيرش ‍ اسلام و بيعت به حضرت پيامبر (صلي الله عليه وآله) رسيدند فاطمه عليها السلام نيز حضور داشت. [1] .
طبیعی است حضور حضر تزهرا در این جریان نمی توان حضور در جنگ تلقی کر دچون در فتح مکه جینگی صورت نگرفت بلکه همراهی ایشان ودیگر زنان آن هم در کجاوهای مخصوص که از دید نامحجرم ها بدور بود جهت دیدن بزرگتری نفتح مسلمانان وزیارت خانه خدا بوده است

[1] فرهنگ فاطميه، ص 362.

____________________________________________________________

مرحوم شيخ مفيد (ره) نقل مي کند:
وقتي که پيامبر (صلي الله عليه وآله) از جنگ احد باز مي گشت حضرت فاطمه عليها السلام با ظرفي پر از آب بر در خانه به استقبال پدر آمد و سر و صورت پدرش را از گرد و خاک راه شستشو داد، به دنبال آن اميرالمؤ منين عليه السلام با دستي مجروح و پر از خون از راه رسيد و ذوالفقارش را به فاطمه عليها السلام داد و فرمود: خذي هذا السيف فقد صدقني اليوم. اين شمشير را بگيرد، که امروز وفاي خود را نسبت به من نشان داد. سپس ‍ رسول خدا (صلي الله عليه وآله) به فاطمه عليها السلام فرمود: اي فاطمه عليها السلام شمشير علي را بگير که شوهرت امروز دين خود را ادا کرد و خداوند و به وسيله شمشير او بزرگان قريش را از پاي در آورد. [1] .
[1] ارشاد مفيد ج 1، ص 80.
اینجا نیز شرکت در جنگ نبوده بلکه بعداز بازگشت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم وحضرت علی علیه السلام از احد در استقبال از آن بزرگواران چنین اتفاقی افتاد
___________________________________________________

در جنگ خندق که مدينه در محاصره قرار داشت، هر کس به اندازه توان خود از جنگ
پشتيباني مي کرد، حضرت زهراء عليها السلام نيز نان مي پخت و بخشي از نيازمنديهاي مجاهدان سنگر نشين را تاءمين مي فرمود. در يکي از روزها که براي فرزندان خويش نان تازه آماده کرده بود، نتوانست بدون پدر از آن استفاده نمايد، به نزد پدر رفت و گفت: پدرجان! قرص ناني را که مي بينيد براي غذاي فرزندانم آماده کردم، اما دلم آرام نگرفت، ناچار آن را در خط جبهه خدمت شما آوردم. پيامبر (صلي الله عليه وآله) فرمود: دخترم! اين اولين غذايي است که پس از سه روز، پدرت بردهان مي گذارد. [1] .
تذکر: وجود مساجد سبعه (که يکي از آن مساجد به نام حضرت زهرا عليها السلام مي باشد) بر دامنه کوه سلع که در عهد پيامبر (صلي الله عليه وآله) هنگام نبرد احزاب، (خندق) بر کنار آن حفر گرديد نشان و يادگاري از حضور حضرت زهرا عليها السلام در روزهاي سخت محاصره است. [2] .
[1] بحارالانوار، ج 20، ص 245، حديث 10 / احقاق، ج 10، ص 285.
[2] شفيعه محشر يا مظلومه پيامبر ص 155.
جنگ خندق در داخل مدینه بوده ومشرکان قریش مدینه را محاصره کرده بودند ومسلمانان در کنار خندق داخل مدینه بودند چون نمی توانستند سنگرها را رها سازند ،زنان در خانه غذا می پختند وبرای آنان می فرستادند

bentolhodaa;902367 نوشت:
اینکه ما تجویز عمومی برای زن و مرد و نسخه عمومی برای همه ی زمان ها ببندیم درست نیست[-x

اینکه حضور خانم ها در جامعه فی النفسه بلامانع هست در اون شکی نیست و صرف زن بودن مانع حضور موثر نمیشه و ممانعت از اون زمانی اغاز میشه که از یک اولویت دیگر بزنه برای حضور در اجتماع و یا به واسطه ی حضورش دچار گناه بشه .
البته اینکه امور منزل در اولویت هست نسبت به حضور در اجتماع به نظر من توش ان قلت هست :>. امور خانه و حضور موثر در فعالیت های اجتماع هر دو در یک کفه است گاهی حتی امکان داره دومی را فدای اولی کنی به خاطر هدفت و ارمانتhappy

هم در صدر اسلام نمونه های وافری هست از بزنگاه هایی که زنان حضور داشتند که اگر بعضی از مقدس نماهای کنونی بودند شاید نظر دیگری داشتند.[-(
مثلا حضور خانم ها در جنگ ها برای مداوای مجروحین مثل خود حضرت فاطمه سلام الله علیها در جنگ احد یا به درب تک تک خانه ها رفتن برای حق خواهی . یا حرکت حضرت معصومه سلام الله علیها از مدینه برای پیوستن به برادر ( شاید اگر الان این حرکت می بود حضراتی می گفتند دختر جوان مجرد را چه به این کارها ، بنشید اندر پستو و صبر پیشه کنید تا مقدرات خداوند چه باشد . البته که شان والای بی بی دهان همگان را بسته بود ) این صرفا یک مثال بود خورده نگیرید

در زمان کنونی ، خواهر دباغ کسی که دوشادوش مرد ها اسلحه به دوش میگیره. در مبارزات ضد اسرائیلی در کشور غریب شرکت می کنه . فرمانده سپاه همدان می شه که حسین همدانی ها و امثالهم از معاونان ایشان بودند و درصد کثیری از زیر دستان ایشان آقایان . با اینکه میدونیم ایشون در قبل این مناسبت ها هم دارای فرزند و همسر بودند پس مسئولیت دیگری هم داشتند

به هر حال جایی که مدیریت خانمی می چربد به آقایان هایی و هم در راستای رسیدن به اهداف هست مانعی برای قدرت گرفتن نیست بلکه واجب هم هست حتی تاجایی که بار مسئولیت های دیگر را از جمله منزل کم کرد b-)

سلام

نظر منم همینه . اولویت بندی بین امور خانوادگی و اجتماعی به مقتضای زمان صورت میگیرد و نمیشود برای آن

یک تجویزِ عمومی مطرح کرد .

در انجام وظایف زن و مرد هر دو مسئولند اعم از وظیفۀ خانوادگی یا وظیفۀ دینی و سیاسی

این اولویت بندی در زندگیِ زنان الگو و نمونه در قرآن و اسلام آنقدر واضح و روشن است که به راحتی می توان قدرت برتر برای زنان را تعریف و اثبات کرد.

چیزی که کمتر به آن پرداخته شده و به نوعی از آن پرهیز شده بالا بردن معرفت و شناخت مسائلی است که در حوزۀ زنان به آنها

قدرت و توانمندیهای فوقِ تصوّرشان ، معرّفی میشود در حالی که اینگونه نیست .

سلام

در قرآنِ کریم مردان به عنوان سرپرست و قیّم زنان معرّفی شده اند امّا این هیچ تضادّی با برتری طلبی زنان و قدرت گرفتن آنها

در حوزۀ سیاست و دیانت ندارد بلکه ترغیب هم کرده است .

می توان گفت قدرتِ مردان برای حفاظت از زنان و یاری رساندن به آنان در همۀ امور ، بیان شده است .

ما می بینیم که در صدر اسلام نیز بعد از حضرت علی علیه السّلام به عنوانِ ولی و امامِ مسلمین ،

بزرگترین و برترین قدرتِ سیاسی بر عهدۀ حضرت زهرا سلام الله علیهاست .قدرتی که حتّی عمّارها و سلمان ها و ابوذرها هم فاقد آن بودند

و یا حضرت زینب سلام الله علیها زنی که پرورش یافت تا بزرگترین سفیرِ اسلام باشد و دارای قدرتی شود که حضرت عبّاس علیه السّلام نیز

به آن دست نیافتند .

در نگاه کلّی میبینیم حضرت علی علیه السّلام ، دخترش زینب را برای سیاست و پسرش عبّاس را برای حفاظت ، تعلیم فرمود .

این نشان میدهد وظیفۀ مردان است که نه تنها در اموری که قدرت جسمانی نیاز دارد در صدد کمک ویاریِ زنان باشند بلکه باید

زمینۀ رشد و به قدرت رسیدنِ زنان را در همۀ امورِ دینی و سیاسی فراهم سازند .

یازینبِ فاطمه;902324 نوشت:
می بینیم که زنان در عرصۀ مدیریتی کلان نیز موفق عمل کرده اند

سلام و تشکر@};-

صحبت ما بر سر نفی توان و توفیقات زنان در عرصه های مختلف اجتماعی نیست، به گواه تاریخ، زنان همیشه نقشی فعال در مسائل مختلف اجتماعی داشته اند خصوصاً در تاریخ اسلام شواهدی هست که حضور و نقش زنان را دوشادوش مردان و در بعضی مقاطع حتی پیشگام و جهت دهنده به مردان می توان یافت.

آنچه مدنظر است، شرایط و حساس بودن روحیه زنان از یکسو، دشواری برخی امور و مناصب و ملاحظات دیگری که در پست قبلی بیان شد، می طلبد زنان بیش از آنکه بدنبال حضور و ایفای نقش گسترده در همه عرصه های اجتماعی و سیاسی، بویزه در مناصب کلان حکومتی باشند به رسالت های اصلی خود بپردازند البته باستثنای مناصب و مشاغل عمومی و تخصصی که در جامعه ما حضور فعال و گسترده زنان را می طلبد.

موفق باشید ...@};-

bentolhodaa;902367 نوشت:
اینکه ما تجویز عمومی برای زن و مرد و نسخه عمومی برای همه ی زمان ها ببندیم درست نیست

اینکه حضور خانم ها در جامعه فی النفسه بلامانع هست در اون شکی نیست و صرف زن بودن مانع حضور موثر نمیشه و ممانعت از اون زمانی اغاز میشه که از یک اولویت دیگر بزنه برای حضور در اجتماع و یا به واسطه ی حضورش دچار گناه بشه .
البته اینکه امور منزل در اولویت هست نسبت به حضور در اجتماع به نظر من توش ان قلت هست . امور خانه و حضور موثر در فعالیت های اجتماع هر دو در یک کفه است گاهی حتی امکان داره دومی را فدای اولی کنی به خاطر هدفت و ارمانت

هم در صدر اسلام نمونه های وافری هست از بزنگاه هایی که زنان حضور داشتند که اگر بعضی از مقدس نماهای کنونی بودند شاید نظر دیگری داشتند.
مثلا حضور خانم ها در جنگ ها برای مداوای مجروحین مثل خود حضرت فاطمه سلام الله علیها در جنگ احد یا به درب تک تک خانه ها رفتن برای حق خواهی . یا حرکت حضرت معصومه سلام الله علیها از مدینه برای پیوستن به برادر ( شاید اگر الان این حرکت می بود حضراتی می گفتند دختر جوان مجرد را چه به این کارها ، بنشید اندر پستو و صبر پیشه کنید تا مقدرات خداوند چه باشد . البته که شان والای بی بی دهان همگان را بسته بود ) این صرفا یک مثال بود خورده نگیرید

در زمان کنونی ، خواهر دباغ کسی که دوشادوش مرد ها اسلحه به دوش میگیره. در مبارزات ضد اسرائیلی در کشور غریب شرکت می کنه . فرمانده سپاه همدان می شه که حسین همدانی ها و امثالهم از معاونان ایشان بودند و درصد کثیری از زیر دستان ایشان آقایان . با اینکه میدونیم ایشون در قبل این مناسبت ها هم دارای فرزند و همسر بودند پس مسئولیت دیگری هم داشتند

به هر حال جایی که مدیریت خانمی می چربد به آقایان هایی و هم در راستای رسیدن به اهداف هست مانعی برای قدرت گرفتن نیست بلکه واجب هم هست حتی تاجایی که بار مسئولیت های دیگر را از جمله منزل کم کرد


سلام و تشکر@};-

شرایط عمومی افراد اعم از زن و مرد، ویژگیهای روحی و روانی، توان و طاقت افراد، سنخ کار و فعالیت، نوع مسئولیت و آسیبهای احتمالی و اقتضائات دیگری که باید نسبت به زن و مرد و جنس کار مورد توجه قرار گیرد همه و همه داخل در بحث است، اینطور نیست که به صرف توان فرد و یا مواردی استثنائی که زنان حضور و نقش مؤثری داشته اند و موارد دیگر یک نسخه همگانی بپیچیم و وضعیت آن مصداق را به همه زنان تعمیم دهیم.

باید همه ملاحظات و اقتضائات مسأله را از همه جوانب آن مورد بررسی و مداقه قرار داد که در پستهای قبلی به برخی از انها اشارت کردیم.

بی شک، در جایی که با دقت و بررسی همه جانبه، توان و میزان نقش آفرینی گروهی از زنان و همسو بودن این گزینش با اهداف کار، ثابت باشد بکارگیری ایشان بسیار پسندیده و مطلوب است لکن اولاً نباید این گزینش گری به یک نسخه عمومی بدل شود. در ثانی نباید از آسیبهای احتمالی که در کمین روحیه لطیف زنان است غافل بود بلکه باید از دقت های پیشگیرانه در خلال این انتخاب و گزینش غفلت ننمود. بعبارتی نباید روحیه لطیف و ریحانه بودن زن را فدای اهداف کاری در هر مسئولیتی که باشد نمود هر چند توان و مدیریت اولیه و اشتیاق و انگیزه شخصی در زنان موجود باشد، جامعه مدیریتی ما حق ندارد به ماهیت اصیل و ریشه دار زنان آسیب بزند. بلکه باید با تدوین قوانین و مقرراتی خاص، وضعیت و شرایط خاص زنان و اسیبهایی که در خلال کار و مسئولیت، نمود پیدا می کند را مدنظر بگیرد. بعبارتی نباید مصلحت را فدای منفعت نمود. اگر به ظرافتهای این مسأله دقت نشود، آسیبهای جبران ناپذیری را متحمل خواهیم شد.

موفق باشید ...@};-

یازینبِ فاطمه;902381 نوشت:
سلام

نظر منم همینه . اولویت بندی بین امور خانوادگی و اجتماعی به مقتضای زمان صورت میگیرد و نمیشود برای آن

یک تجویزِ عمومی مطرح کرد .


سلام و تشکر@};-

البته نقش افرینی برخی زنان در برخی مقاطع و شرایط را نیز نمی توان عمومیت بخشید و قائل شد که همه زنان در همه شرایط و همه موقعیت های سیاسی و اجتماعی (مناصب حکومتی) می توانند منشأ اثر و توفیق باشند. و آسیب بطور کلی منتفی باشد.

یازینبِ فاطمه;902381 نوشت:
در انجام وظایف زن و مرد هر دو مسئولند اعم از وظیفۀ خانوادگی یا وظیفۀ دینی و سیاسی

این اولویت بندی در زندگیِ زنان الگو و نمونه در قرآن و اسلام آنقدر واضح و روشن است


بله مطلب درستی است زنان و مردان همه در قبال مسائلی که اشاره فرمودید مسئولیت دارند اما نقش های آنها یکسان نیست و نمی تواند تساوی در حضور و نقش آفرینی در همه عرصه های سیاسی و اجتماعی را نتیجه گرفت. مثلاً در مأموریت های مختلفی که پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) بعنوان الگوهای عملی به نمایندگان خود می سپردند، یا در اداره جنگ ها، اقدامات اجرائی حکومت و نظائر آن، تماماً حضور و نقش آفرینی مردان ثابت است و زنان نقش یاری رسانی و پر کردن برخی خلاءها را عهده دار بودند چنانکه در برخی مثالها گفته شد نظیر امر درمان مجروحین و سایر کمکهایی که ما در دوران دفاع مقدس خودمان توسط زنان متعهد شاهد بودیم. البته مجددا تأکید می کنیم که زنان نیز می توانند دوشادوش مردان عهده دار مسئولیت های مختلف بجز امر امامت و قضاوت و .... شوند اما نباید از بررسی دقیق و لحاظ شرایط و اقتضائات و آسیبهای احتمالی این امر غفلت نمود.

یازینبِ فاطمه;902381 نوشت:
به راحتی می توان قدرت برتر برای زنان را تعریف و اثبات کرد.

زنان در عرصه های تربیتی قدرت برتر هستند اگر به شأن ومنزلت خود توجه داشته باشند. از طرفی زنان در عرصه های مختلف علمی، اقتصادی، ورزشی و بسیاری از فعالیت مفید اجتماعی و حتی برخی عرصه های مدیریتی می توانند برتر باشند اما بدلایلی که در پستهای قبل اشاره کردیم نه مصلحت و نه منفعت، ایجاب نمی کند که زنان در همه عرصه های حکومتی و سیاسی جواز حضور داشته باشند. البته استثناء منتفی نیست.

موفق باشید ...@};-

یازینبِ فاطمه;902382 نوشت:
ما می بینیم که در صدر اسلام نیز بعد از حضرت علی علیه السّلام به عنوانِ ولی و امامِ مسلمین ،

بزرگترین و برترین قدرتِ سیاسی بر عهدۀ حضرت زهرا سلام الله علیهاست .قدرتی که حتّی عمّارها و سلمان ها و ابوذرها هم فاقد آن بودند


سلام@};-

جایگاهی حضرت زهرا سلام الله علیها واجد بودند مقام ولایت تکوینی و عصمت مطلقه الهی بود نه مقام ولایت تشریعی و قدرت سیاسی. (دقت شود) پس نمی توانید بر این اساس، توان و قابلیتی همردیف مردان برای زنان قائل شوید.

یازینبِ فاطمه;902382 نوشت:
و یا حضرت زینب سلام الله علیها زنی که پرورش یافت تا بزرگترین سفیرِ اسلام باشد و دارای قدرتی شود که حضرت عبّاس علیه السّلام نیز

به آن دست نیافتند .


لطفاً در مقایسه ها دقت کنید! هر یک رسالتی داشتند، رسالت حضرت عباس (ع) به علمداری و سقابودن و حمایت از قافله کربلا تا عصر عاشورا متوقف بود و الحق والانصاف در اطاعت ورزی از مولای خود اباعبدالله (ع) حق مطلب را ادا نمود. توفیقی که حضرت زینب (ع) در آن سهمی نداشت. و پس از عصر عاشورا نقش زینب کبری (س) در هدایت و حمایت کاروان اسراء آغاز گشت و عقیله بنی هاشم (س) نیز بر خلاف آنچه در تاریخ مورد غفلت قرار می گیرد، مطیع محض مولا و امام زمان خود حضرت سجاد (ع) بود و الحق و الانصاف، در اطاعت ورزی و ایفای نقش خود، حق مطلب را تمام کرد.

پس هر دو بزرگوار در عرصه ای تحت ولایت امام زمان خود، به بهترین وجه نقش آفرینی کردند، پس در مقایسه هامان دقت بیشتری کنیم.

یازینبِ فاطمه;902382 نوشت:
در نگاه کلّی میبینیم حضرت علی علیه السّلام ، دخترش زینب را برای سیاست و پسرش عبّاس را برای حفاظت ، تعلیم فرمود .

این نشان میدهد وظیفۀ مردان است که نه تنها در اموری که قدرت جسمانی نیاز دارد در صدد کمک ویاریِ زنان باشند بلکه باید

زمینۀ رشد و به قدرت رسیدنِ زنان را در همۀ امورِ دینی و سیاسی فراهم سازند .


بی شک، حضرت زینب در دامانی تربیت یافته بود که منبع اصیل اگاهی های پاک سیاسی بود، او عالمه ی غیر معلمه بود و چنانکه گفتیم بدلیل همان تربیت یافتگی احسن، در مقام عمل، جوهره ی خود را به خوبی ثابت کرد. لکن نتیجه شما دقیق نیست اینکه مردان نقش و مسئولیت حفاظتی دارند (مثال حضرت عباس(ع)) و باید در خدمت نبوغ و بلوغ سیاسی زنان باشند و از انها حفاظت کنند؟! اگر چنین بود که خدای حکیم باید مسأله امامت و ولایت را که یکی از شئون آن مسائل سیاسی و حکومتی است باید بر عهده زنان می گذاشت و مردان را حافظان و نگاهبانان این حریم!

البته ما نافی توان و قابلیت و حضور و نقش آفرینی زنان در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی نیستیم بلکه قائلیم باید همه جانبه، شرایط و اقتضائات را مدنظر گرفت. اما بیان شما یعنی قائل شدن به (قدرت سیاسی برتر برای زنان) بشدت تحدید کننده و کاستی بخش نقش مردان در عرصه های سیاسی اجتماعی است.

موفق باشید ...@};-

کهف الحصین;902378 نوشت:
اینجا نیز شرکت در جنگ نبوده بلکه بعداز بازگشت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم وحضرت علی علیه السلام از احد در استقبال از آن بزرگواران چنین اتفاقی افتاد

چنانچه در حديث صحيحى از امام صادق عليه‏السلام نقل شد، فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام هنگام شتافتن به زيارت قبور شهدا در احد (محل جنگ بين سپاه اسلام و مشركين) را دقيقاً نشان مى‏داد و اين مى‏رساند كه آن حضرت در اين جنگ حضور داشته، هرچند آمدن او بعد از مجروح شدن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله صورت گرفته باشد.
ابن ابى‏الحديد از واقدى نقل مى‏كند كه:
خرجت فاطمه عليهاالسلام فى نساء، و قد رأيت الذى بوجه ابيها صلى اللَّه عليه و آله فاعتنقته، و جعلت تمسع الدم عن وجهه...(1)
فاطمه عليهاالسلام با گروهى از زنان مدينه از خانه خارج شد و چون چهره‏ى مجروح پدرش را ديد، او را در آغوش گرفته و خون از صورت مباركش پاك مى‏كرد. سپس آبى فراهم نمود و خونهاى چهره رسول خدا را شست و شمشير او را پاك كرد و آبى به دست آن حضرت داد كه بياشامد، ولى ممكن نشد.
در اين تاريخ آمده است: زنانى كه از مدينه آمده بودند چهارده نفر بودند، كه فاطمه عليهاالسلام يكى از آنان بود، آنان نان و آب با خود حمل مى‏كردند و در كنار رزمندگان به آنها آب و نان مى‏دادند و جراحاتشان را پانسمان مى‏نمودند.
خوانندگان عزيز ملاحظه مى‏كنند كه فاطمه عليهاالسلام تنها در چهارچوبه‏ ى خانه زندگى ننموده، بلكه او ضمن حفظ قداست و تقوا، در هنگام لزوم به اجتماع قدم گذاشته و يارى‏رسان رزمندگان اسلام بوده است.

1ـ شرح نهج‏البلاغه، ج 15، ص 35- 36.

به زهراء خبر مى‏دهند پدرش در جنگ آسيب ديده است. سنگى به چهره‏ى او رسيده و چهره‏اش را خونين ساخته است.
با دسته‏اى از زنان برمى‏خيزد. آب و خوردنى بر پشت خود برمى‏دارند و به رزمگاه مى‏روند.
زنان، مجروحان را آب مى‏دهند و زخم‏هاى آنها را مى‏بندند و فاطمه جراحت پدر را شست و شو مى‏دهد.
خون بند نمى‏آيد. پاره بوريايى را مى‏سوزاند و خاكستر آن را بر زخم مى‏نهد تا جريان خون قطع شود.
پيغمبر در مصيبت حمزه گريان شد و زهراء هم گريست.
فاطمه عليهاالسلام هر دو يا سه روز خود را به احد مى‏رساند و بر مزار شهيدان مى‏گريست و آنان را دعا مى‏كرد. (2)

2 ـ زندگانى فاطمه زهراء دكتر شهيدى ص 79- 77 به نقل از: مغازى ص 290- 250- 249.

مشکور;902462 نوشت:
شرایط عمومی افراد اعم از زن و مرد، ویژگیهای روحی و روانی، توان و طاقت افراد، سنخ کار و فعالیت، نوع مسئولیت و آسیبهای احتمالی و اقتضائات دیگری که باید نسبت به زن و مرد و جنس کار مورد توجه قرار گیرد همه و همه داخل در بحث است، اینطور نیست که به صرف توان فرد و یا مواردی استثنائی که زنان حضور و نقش مؤثری داشته اند و موارد دیگر یک نسخه همگانی بپیچیم و وضعیت آن مصداق را به همه زنان تعمیم دهیم.

به نظر میاد که هر دو صحبت یکیه و اینکه نسخه ی عمومی بستن بر مسائل مصداقی درست نیست و باید متناسب با احوال باشه مورد توافق هست چه اینکه از این طرف ما بگوییم نسخه همگانی عدم حضور درست نیست به دلیل جنس لطیف و ... چه اینکه شما بگویین نسخه همگانی درست نیست درمورد حضور در اجتماع به بهانه ی تاثیر موثر
جفت این جمله ها می رسونه که طرف باید خودشو قابلیتشو موقعیتشو و تاثیرشو ببینه و تصمیم بگیره

bentolhodaa;902578 نوشت:
چنانچه در حديث صحيحى از امام صادق عليه‏السلام نقل شد، فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام هنگام شتافتن به زيارت قبور شهدا در احد (محل جنگ بين سپاه اسلام و مشركين) را دقيقاً نشان مى‏داد و اين مى‏رساند كه آن حضرت در اين جنگ حضور داشته، هرچند آمدن او بعد از مجروح شدن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله صورت گرفته باشد.
ابن ابى‏الحديد از واقدى نقل مى‏كند كه:
خرجت فاطمه عليهاالسلام فى نساء، و قد رأيت الذى بوجه ابيها صلى اللَّه عليه و آله فاعتنقته، و جعلت تمسع الدم عن وجهه...(1)
فاطمه عليهاالسلام با گروهى از زنان مدينه از خانه خارج شد و چون چهره‏ى مجروح پدرش را ديد، او را در آغوش گرفته و خون از صورت مباركش پاك مى‏كرد. سپس آبى فراهم نمود و خونهاى چهره رسول خدا را شست و شمشير او را پاك كرد و آبى به دست آن حضرت داد كه بياشامد، ولى ممكن نشد.

در مورد این مطلب بنده متن کارشناس انجمن تاریخ را نقل کردم

و از کارشناس محترم در مورد این احادیث می خواهیم نظر خود را در چند زمینه بیان کنند...

1- از نظر صحت روایت ابن ابی الحدید

2- موقعیت "اضطرار"ی که بوجود آمد و بانوان عصمت و طهارت را به اجبار در این شرایط قرار داد

3- و در مورد چگونگی ظاهر شدن خاندان عصمت و طهارت در آن شرایط اضطرار ( آیا هنگام فعالیت اصلا ایشان ظاهر شدند یا همواره عده ی زیادی زن دور ایشان بود که شناخته نشوند؟ )

متن زیر هم جالب و خواندنیست هر کس مایل بود مطالعه بفرماید

(بخشی از سخنان استاد حسین انصاریان در مورد حجاب)
حضرت فاطمه زهرا(س) دختر پیغمبر اكرم(ص) وقتی مسجد رفت که حکومت را محاکمه کند به دستور آیۀ احزاب یک پوشش سرتاسری انداخت که از سر تا نوک پاهایشان را بپوشاند و هم خُمر را بر سر انداخت. و حالا برنامه سومش را ما نمی توانیم در این مملکت پیاده کنیم که ده إلی بیست نفر از زن های مدینه را دعوت نمود که در فاصلۀ بین خانه تا مسجد (که شش هفت متر بیش نبود) دور مرا بگیرید که من شناخته نشوم.

زینب کبری(س) هم در بارگاه ابن زیاد به اسرا گفت دور مرا بگیرید که مرا نشناسند و نبینند که ابن زیاد آدم خیلی پررويی بود. اُسرا را که نگاه می کرد سؤال کرد: «من هذه التي انحازت فجلست ناحية و معها نسائها؟» این خانمی که خودش را پنهان کرده و پیدا نیست کیست؟ کسی جوابش نداد. دوباره سؤال کرد باز هم جوابش را ندادند. دوباره پرسید، خادمی از خدام اهل بیت: که زن بود بلند شد و گفت دهانت را ببند. چه قدر می پرسی، این دختر امیرالمؤمنین(ع) و فاطمۀ زهرا(س)، زینب کبری(س) می باشد که نمی خواهد چشم آلوده تو به او بیفتد.

متن کامل

http://www.erfan.ir/farsi/36804.html

بسم الله الرحمن الرحیم
برای پاسخ به این مطلب باید تعریفی جامع از مقام یک زن و انتظارات جامعه از او داشت..
اگر این زن در این مسیر حرکت کند،یقینا به اوج خواهد رسید..
چرا قهرمان بودن یک زن را فقط در کسب قدرت های سیاسی میبینند بعضی ها..
مادران همه قهرمانند..همسران خوب همه قهرمانند..
مادر شهید همت و شهید باقری،باکری،قجه ای،علم الهدی و..قهرمان تر است یا فلان خانم سیاسی که اسمش آمد..؟
اوج افتخار حضرت ام البنین علیهاالسلام همین بود،درحالی که میتوانستند تمام زنان مدینه را هدایت کنند,در خانه نشستند و حضرت عباس علیه السلام تربیت کردند تا عالمی هدایت شود..
پس وقتی مقام والای یک زن تعریف شد،آنوقت خواهیم دید که سیاسی بودن یک زن به معنای یک مسول که چند زیر دست مرد دارد،وقتی لازمه اش بودن خارج از سنگر اصلی اش از صبح تا شب است ،چندان افتخار نیست..
از فرزند آن خانم سوال کنید،اگر شهید همت این جامعه شد،آنوقت افتخار است

مشکور;902455 نوشت:

آنچه مدنظر است، شرایط و حساس بودن روحیه زنان از یکسو، دشواری برخی امور و مناصب و ملاحظات دیگری که در پست قبلی بیان شد، می طلبد زنان بیش از آنکه بدنبال حضور و ایفای نقش گسترده در همه عرصه های اجتماعی و سیاسی، بویزه در مناصب کلان حکومتی باشند
به رسالت های اصلی خود بپردازند البته باستثنای مناصب و مشاغل عمومی و تخصصی که در جامعه ما حضور فعال و گسترده زنان را می طلبد.

سلام

اینکه خداوند مردان را ازعقلِ برتر و زنان را از احساسات و عواطفِ بیشتر ، برخوردار کرده است برای این بوده که هر دو جنس با همین

خصوصیات به رشد و کمال برسند و این در همۀ امور برای مرد و زن میسّر است و نمی توان عقلِ زنان را به خاطر داشتن عواطفِ عالیتر

از مردان ، کوچک شمرد همانگونه که نمی توان احساساتِ مردان را به خاطر عقلِ برترشان از زنان ، در پیش آمدهای عاطفی کم رنگ جلوه داد .

به نظر می آید خلطی صورت گرفته است . رسالت های اصلی برای هر دو ( مرد و زن ) تعریف شده است :

چه در خانواده و چه در اجتماع

با توجّه به جنسیت حدود و مرزها مشخص است برای رسیدن به تعالی و رشد که این محدودیتها به نظر می آید به ممنوعیت برای قشرِ

بانوان مبدّل شده و به عبارتی بهانه ای برای جلوگیری از رسیدن به جایگاه و مناصب برتر سیاسی و اجتماعی برای زنان گردیده است .

نمونه ای که می توان از قرآن کریم نام برد حضرت مریم علیهاالسّلام است . زمانی که یهودیان تنها فرزند ذکور خود را به معابد می فرستادند

برای خدمت و کسبِ معرفت ، با ورود ایشان به بیت المقدّس این تفکّر از بین رفت

دستورِ الهی به انجام کارهایِ عبادی که توسط مردان انجام میشد بطوریکه به درجۀ تقدّس رسیدند نشان دهندۀ توانائی یک زن در این عرصه بود .

یک زن اگر شرایط و موقعیت متناسب با خصوصیاتش برایش فراهم باشد می تواند به مدارجِ بالا برسد امّا همیشه خصوصیات غریزی

و طبیعی از طرف مردان موانعی ایجاد کرده که کماکان ادامه دارد .

پس رسالت های اصلی برای همه اعم از مرد و زن ، یکسان است فقط نحوۀ انجام آن متفاوت است .

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
بعضی دوستان به بنده اشکال میکنند که چرا انقدر گیر داده ای به مسایل مربوط به بانوان..
بنده به این حرفشون فکر کردم تا اگر لازمه اصلاح کنم..اما چه کنم که هر مسیری میروم و قصد اصلاح دارم یکطرف قضیه زنانی هستند که توازن جامعه را بهم زده اند...
مثال بزنم؟
تا بحال فکر کردید فرق بیکاری یک زن با مرد چیست؟
اگر زنی سرکار نباشد،با افتخار جلوی گزینه ی شغل مینویسد شغل: خانه دار
اگر مردی بیکار باشد جلوی گزینه شغل جامعه برایش مینویسد شغل:علاف بیکار
اگر زنی بیکار باشد و بخواهد ازدواج کند،مشتری خاص خودش را دارد،بعضی مردهای خوش عقل با ایمان هستند که ارزش یک زن خانه دار را خوب میفهمند...
اگر مردی بیکار باشد و بخواهد ازدواج کند ،نزدیک به محال است به او اعتماد کنند برای تشکیل زندگی..
حال اگر مادری بیکار باشد،اصلا کلمه ی بیکاری برایش معنا ندارد..
اما اگر پدری بیکار بماند...غرورش میشکند،او را بی عرضه میخوانند ،بچه هایش گرسنه میمانند و..
انقدر این تفاوت ها زیاد هستند که مجال گفتنش در اینجا نیست..
من نمیگویم زنان سرکار نروند،بفرمائید شما در این شرایط و با توجه به تفاوت های بالا تکلیف چیست؟
جامعه ای که تعداد مردان بیکارش به اندازه ی زنان شاغلش است و مسئولین هرچه زور میزنند بدتر به گل فرو میروند...
تکلیف مردان بیکار چیست،شما بفرمائید..؟
چگونه ازدواج کند،چگونه خرج خانواده بدهد،چگونه زندگی کند؟
خب این مرد بیکار است..
نمیتواند زن بگیرد...
از آنطرف آن زن شوهر برایش نیست..
سن ازدواج هر دو میرود بالا...
نیاز...نیاز...نیاز...
و انفجار جنسی جامعه...
این یعنی بهم خوردن توازن جامعه..
جالبتر اینکه بدانید تقریبا در همه ی دنیا وضع همین است.
حالا اگر بگوییم،خانم های جامعه،فقط در چند رشته که واجب است زن ها آنجا باشند و معادل آقا نتوان برای آن کار قرار داد، فعالیت کنند،گزاف گفتیم؟
بی انصافی کردیم و خلاف کرامت زن حرف زدیم؟


بسم الله الرحمن الرحیم
سیاسی بودن یک زن به معنای حضورش لا به لای مردان در عرصه ی سیاسی نیست..
بلکه او مدیر کل خانه ای است که در آن مسولین جامعه تربیت میشوند..
از این بالاتر مقام سیاسی و اجتماعی ای وجود ندارد..و دشمن این را از عده ای تازه به دوران رسیده که پز روشنفکری میدهند بیشتر فهمیده..
مگر آن سیاستمدار اسراییلی نگفته بود:
زنان ایرانی را به بیرون خانه ها بکشانید تا فرزندانی تربیت نکنند که روی مین بروند...
یا آن سیاستمدار آمریکایی که گفته بود:
تنهاکاری که باید بکنید کشاندن زن های ایرانی به بیرون خانه است...
وقتی زنی تربیت فرزند ،شوهر داری و خانه داری که حکم جهادش را دارد را نفهمید،فرزندش را مهدکودک تربیت کرد و همسرش را رستوران ها سیر کردند،فقط برای اینکه او خواست سیاسی اجتماعی باشد ،..فاتحه ی آن زن و جامعه را باید خواند...

بسم الله الرحمن الرحیم
سوال:
میشود فضیلتی برای انسانی وجود داشته باشد و شارع مقدس آن را بیان نکرده باشد؟
یعنی یک کاری لازمه ی کمال انسان باشد و در آیات و روایت نیامده باشد ؟
اگر بگویید بله،معنایش این است که نعوذبالله شارع کوتاهی کرده..
پس نمیشود...
حالا با این فرض..
اگر شما یک آیه،یک حدیث یا روایت بیاورید در اینکه یک فضیلت برای زن آمده باشد که نتوان آن را داخل خانه کسب کند ،آنوقت بنده کمی تجدید نظر میکنم...البته مقطعی نباشد مثل زیارت و نماز جمعه و...بلکه نیاز به حضور مکرر برای کسب این فیض باشد..
عرضم این نیست زن درخانه حبس بماند،خیر ..حرفم این است تکلیف تراشی نکنند و طوری جوسازی نکنند که رشد زن و فعالیتش بیرون خانه لازم و ملزوم یکدیگرند..
نگوییم زن موفق یعنی خانم فلانی....و ناموفقی یعنی زنی که در خانه نشسته لباس و ظرف شسته..
بهشت زیر پای مادران است..مادر...این یعنی اوج مقام سیاسی و اجتماعی زن..
این را به نحو احسن انجام داد،صبح تا شب،بدون اختلاط و با ضابطه در جامعه به ایفای نقش بپردازد

حضرت زهرای اطهر،سرور زنان دوعالم فرمودند:
زن درخانه به خدا نزدیک تر است.
فرمودند:
بهترین حالت برای زنان حالتی است که نه مردی او را ببیند و نه او مردی را ببیند
فرمودند:
پدر جان از اینکه مرا از بیرون خانه و معاشرت با مردان معاف کردی آنچنان سروری به من دست داد که جز خدا نمیداند..
خانمی که با افتخار اسمش برده شد..
از خانه دور است..مردان بسیار او را میشناسن و او با مردان بسیار در ارتباط است،او کجای این کلمات الگوی زنان عالم است؟

تنهاترین سردار;902601 نوشت:

تا بحال فکر کردید فرق بیکاری یک زن با مرد چیست؟
اگر زنی سرکار نباشد،با افتخار جلوی گزینه ی شغل مینویسد شغل: خانه دار
اگر مردی بیکار باشد جلوی گزینه شغل جامعه برایش مینویسد شغل:علاف بیکار


سلام

تفاوتِ بیکاری مردان و زنان در حسّ وظیفه و مسئولیت است .

شما جواب سؤال خود را داده اید . زن هر جا که باشد چه در خانه و چه در اجتماع ، وظیفۀ خود را انجام میدهد و از بیکاری خود را میرهاند.

در حالی که مردِ بیکار به دنبال علاقۀ خود است بنابراین اگر کاری را که دوست دارد نیابد، ترجیح میدهد بیکار بماند و این بسی مایۀ تعجب است .

خداوند به مردان قوۀ تعقّل و قدرت جسمانی فزاینده ای مرحمت کرده است پس بیکاری یک مرد چه توجیهی دارد ؟

تنهاترین سردار;902601 نوشت:

اگر زنی بیکار باشد و بخواهد ازدواج کند،مشتری خاص خودش را دارد،بعضی مردهای خوش عقل با ایمان هستند که ارزش یک زن خانه دار را خوب میفهمند...
اگر مردی بیکار باشد و بخواهد ازدواج کند ،نزدیک به محال است به او اعتماد کنند برای تشکیل زندگی..
حال اگر مادری بیکار باشد،اصلا کلمه ی بیکاری برایش معنا ندارد..
اما اگر پدری بیکار بماند...غرورش میشکند،او را بی عرضه میخوانند ،بچه هایش گرسنه میمانند و..


آیا مردی که با داشتن قدرت و توان و عقلِ کافی ، بیکار مانده است ، قابل اعتماد است ؟

این که یک زن از همۀ توان و داشته هایش بهره برداری میکند و هیچگاه خود را به بن بست بیکاری نمی کشاند نشانۀ چیست ؟

این سؤالی است که مردانِ بیکار جواب آن را خود بهتر می دانند . به نظر میرسد که این افراد از همۀ توان و استعداد خود برای انجام کار استفاده نمی کنند

چون انتظاراتِ خود را در انجام وظایف هماهنگ نساخته اند . بر خلافِ بانوان که خود را با شرایط تطبیق می دهند .

والبته اینها ارتباطی به وظایف اجتماعی سیاسی طرفین ندارد .

تنهاترین سردار;902601 نوشت:

من نمیگویم زنان سرکار نروند،بفرمائید شما در این شرایط و با توجه به تفاوت های بالا تکلیف چیست؟
جامعه ای که تعداد مردان بیکارش به اندازه ی زنان شاغلش است و مسئولین هرچه زور میزنند بدتر به گل فرو میروند...
تکلیف مردان بیکار چیست،شما بفرمائید..؟
چگونه ازدواج کند،چگونه خرج خانواده بدهد،چگونه زندگی کند؟
خب این مرد بیکار است..
نمیتواند زن بگیرد...
از آنطرف آن زن شوهر برایش نیست..
سن ازدواج هر دو میرود بالا...
نیاز...نیاز...نیاز...
و انفجار جنسی جامعه...
این یعنی بهم خوردن توازن جامعه..
جالبتر اینکه بدانید تقریبا در همه ی دنیا وضع همین است.
حالا اگر بگوییم،خانم های جامعه،فقط در چند رشته که واجب است زن ها آنجا باشند و معادل آقا نتوان برای آن کار قرار داد، فعالیت کنند،گزاف گفتیم؟
بی انصافی کردیم و خلاف کرامت زن حرف زدیم؟


سلام

آن چه از تفاوت ها گفته شده ، دلیلی بر توجیه بیکاری یک جوان نیست .

الحمدلله شرایط به گونه ایست که تحصیلات و مشاغل برای همه فراهم است اما باید قبول کرد که فرهنگِ کارِ مردان ضعیف است .

این فرهنگ که مرد نباید بیکار باشد و باید هر کارِ مباحی که از دستش برمی آید انجام دهد در جامعۀ اسلامی ما نمودی ندارد .

کارهای بسیاریست که مردان از آن دوری می کنند زیرا دور از شأن و شخصیت و مدرک تحصیلی خود می دانند . در حالی که بانوانِ

جامعه هر کارِ مباحی را بدون در نظر گرفتن همین افتخارات و جزئیاتِ فردی ، با کوشش و سعی خود به خوبی انجام می دهند .

حرف در این باره زیاد است و نیاز به یک مبحث جداگانه در این زمینه دارد .

سخن ما در مورد قدرت سیاسی ، اجتماعی زنان است که به نظر می آید به خاطر ملزوماتی ، ازآن پرهیز می شود .

مقولۀ قدرتِ برتر برای زن و جایز ندانستن آن مغایر است با آنچه در قرآن و تاریخ اسلام می خوانیم

یازینبِ فاطمه;902608 نوشت:
سلام

تفاوتِ بیکاری مردان و زنان در حسّ وظیفه و مسئولیت است .

شما جواب سؤال خود را داده اید . زن هر جا که باشد چه در خانه و چه در اجتماع ، وظیفۀ خود را انجام میدهد و از بیکاری خود را میرهاند.

در حالی که مردِ بیکار به دنبال علاقۀ خود است بنابراین اگر کاری را که دوست دارد نیابد، ترجیح میدهد بیکار بماند و این بسی مایۀ تعجب است .

خداوند به مردان قوۀ تعقّل و قدرت جسمانی فزاینده ای مرحمت کرده است پس بیکاری یک مرد چه توجیهی دارد ؟

آیا مردی که با داشتن قدرت و توان و عقلِ کافی ، بیکار مانده است ، قابل اعتماد است ؟

این که یک زن از همۀ توان و داشته هایش بهره برداری میکند و هیچگاه خود را به بن بست بیکاری نمی کشاند نشانۀ چیست ؟

این سؤالی است که مردانِ بیکار جواب آن را خود بهتر می دانند . به نظر میرسد که این افراد از همۀ توان و استعداد خود برای انجام کار استفاده نمی کنند

چون انتظاراتِ خود را در انجام وظایف هماهنگ نساخته اند . بر خلافِ بانوان که خود را با شرایط تطبیق می دهند .

والبته اینها ارتباطی به وظایف اجتماعی سیاسی طرفین ندارد .


بسم الله الرحمن الرحیم
این فرمایشات شما در شرایطی درست است که کار باشد و مرد به میل و خواسته ی خودش بیکار بماند..
حتی دولتمردان که مدام در حال توجیه کارهایشان هستند این را انکار نمیکنند که بیکاری معضل بزرگ جامعه است..
نفرمایید بی عاری،کسانی را میشناسم باکمترین توقع حاضرند کار کنند و نیست..
ادارات ما مملو از صندلی های اشغال شده توسط خانم هایی هست که از مچ تا آرنجشان طلای ۲۴ عیار است..وقتی فرضا ده هزار فرصت شغلی در جامعه است و همه اش پر است،مابقی اگر نهایتا به قول شما بی عار نباشند یا باید خلاف کنند یا دستفروش در مترو و خیابان..
در مورد مقوله ی سیاسی اجتماعی هم نکاتی عرض شد..
ضمنا با این فرمایش موافقم که مرد با هر مدرک اگر کار باشد نکند بی عار است،حتی کارگری..
اما کارگرها هم بیکارند..صبح ها تا بحال صف کارگران را دیدید؟
دیدید چه تعداد نا امید به خانه برمیگردند ?
التماس یک کارگر را برای دادن کار به او دیده اید؟
او که شغلش کارگر است و به مدرک هم نمینازد
بعد دختر همان کارگر و همسرش ناچارند از فقر سرکار بروند..
و این یعنی جامعه ی بی توازن..

تنهاترین سردار;902605 نوشت:


سیاسی بودن یک زن به معنای حضورش لا به لای مردان در عرصه ی سیاسی نیست..
بلکه او مدیر کل خانه ای است که در آن مسولین جامعه تربیت میشوند..


سلام

عجیب است !

سخن شما با الگوی فاطمی ما مغایرت دارد . آنچه در زندگانی حضرت فاطمه سلام الله علیها و بانوان نمونۀ اسلام دیده ایم

گویای آن است که که یک زن علاوه بر اینکه می تواند و باید مدیرکلّ خانه باشد در عرصۀ سیاسی نیز می تواند بنحوی بدرخشد که

دفاع از حریم ولایت و زنده نگاه داشتنِ یک دین ( اسلام ) در پرتو این مدیرّیت کلانِ سیاسی باشد .

و اتّفاقاً این نشان از استعداد و توانائی زنان است که می توانند در همۀ عرصه ها نه تنها دوشادوش مردان بلکه جلوتر از آنان حضور داشته باشند .

شما اولویّت را برای زنان نمی توانید منحصر به خانه و خانواده کنید این آن چیزی نیست که اسلام به زنان می آموزد .

بلکه یک زن هم مانند یک مرد باید در حفظ دین و صیانت از اسلام و قرآن گام های بلندِ دینی ، سیاسی و اجتماعی بردارد

یازینبِ فاطمه;902612 نوشت:
سلام

عجیب است !

سخن شما با الگوی فاطمی ما مغایرت دارد . آنچه در زندگانی حضرت فاطمه سلام الله علیها و بانوان نمونۀ اسلام دیده ایم

گویای آن است که که یک زن علاوه بر اینکه می تواند و باید مدیرکلّ خانه باشد در عرصۀ سیاسی نیز می تواند بنحوی بدرخشد که

دفاع از حریم ولایت و زنده نگاه داشتنِ یک دین ( اسلام ) در پرتو این مدیرّیت کلانِ سیاسی باشد .

و اتّفاقاً این نشان از استعداد و توانائی زنان است که می توانند در همۀ عرصه ها نه تنها دوشادوش مردان بلکه جلوتر از آنان حضور داشته باشند .

شما اولویّت را برای زنان نمی توانید منحصر به خانه و خانواده کنید این آن چیزی نیست که اسلام به زنان می آموزد .

بلکه یک زن هم مانند یک مرد باید در حفظ دین و صیانت از اسلام و قرآن گام های بلندِ دینی ، سیاسی و اجتماعی بردارد


بسم الله الرحمن الرحیم
بنده عرضم این بود تعریف سیاسی بودن یک زن ،رجل سیاسی بودن نیست،بلکه سیاسی بودن برای زن تعریفی در شان خود او دارد...
یک نمونه از رجل سیاسی بودن حضرت زهرا علیها السلام ذکر بفرمائید..
ایشان حتی یک مورد در تاریخ نداریم که بدون محارم از منزل خارج شده باشند..
وقتی با محارم خارج شدند،میان خودشان و نامحرم پرده کشیدند...
در شرایطی خارج شدند از منزل که واجب بود بر ایشان خارج شوند..
کسی که استناد میکند به سیره باید همه اش را بگوید،نه اینکه فقط خروج از منزل..
در مورد حضرت زینب سلام الله علیها نیز همین بود،..
ایشان در کربلا بیش از۵۰سال عمرشان بود،آیا قبل آن جایی میان نامحرم رفتند(سند؟)
کوفه و شام که عده ای استناد میکنند به آن،خودشان رفتندیا با شلاق بردندشان؟؟
همان هم شد بزرگترین مصیبت امام زمان علیه السلام..
بحث دینی است ،شما وقتی میفرمایید تکلیف،باید از رساله مرجع تقلید آن فتوا را بیاورید..
مثلا زن واجب النفقه مرد است..این تکلیف رساله ای است
جهاد بر مرد واجب است..متن رساله است..
اما اینکه حضور اجتماعی سیاسی تکلیف زن است،کجای رساله آمده؟
اگر نبود میشود تکلیف تراشی
ریشه ی تکلیف تراشی هوای نفس است.
لذا بگویند علاقه دارم فعالیت اجتماعی و سیاسی داشته باشم،منع هم از سمت شارع ندیدم..نه اینکه تکلیف دارم.
دلم میخواهد..برایم لذت بخش است..

تنهاترین سردار;902607 نوشت:

اگر شما یک آیه،یک حدیث یا روایت بیاورید در اینکه یک فضیلت برای زن آمده باشد که نتوان آن را داخل خانه کسب کند ،آنوقت بنده کمی تجدید نظر میکنم...البته مقطعی نباشد مثل زیارت و نماز جمعه و...بلکه نیاز به حضور مکرر برای کسب این فیض باشد..
عرضم این نیست زن درخانه حبس بماند،خیر ..حرفم این است تکلیف تراشی نکنند و طوری جوسازی نکنند که رشد زن و فعالیتش بیرون خانه لازم و ملزوم یکدیگرند..

سلام

نقشِ اجتماعی و سیاسی زن چگونه در ماندن در خانه امکان پذیر است ؟

همه اذعان داریم که حضرت زهرا سلام الله علیها برای حفظ و دفاع از ولایت ازخانه بیرون آمدند و نقش سیاسی خود را

در مسجد ایفا نمودند و نه در خانۀ خود و حتّی رفتن ایشان به منزل مهاجر وانصار گویای این حقیقت است .

هم چنین حضرت زینب سلام الله علیها و حضرت معصومه سلام الله علیها .

بسیاری از کارهای اجتماعی تنها با حضور در اجتماع امکان پذیر است بنابراین تکلیف تراشی نیست و گفته نمیشود که همۀ زنان

برای کار وارد اجتماع شوند و البته این ضرورت نیست حرف این است که زن نیز مانند مرد هم در خانه و هم در اجتماع نقش آفرین است اما محدود

و در بعضی از امورِ ممکن ، ممنوع شده است که نیاز به بررسی بیشتر دارد .


آیاتِ قرآن همۀ زنان و مردان را به سوی کمال و تعالی رهنمون کرده است و سرپرستی و قیمومیّت مردان برای یاری رساندن

و کمک به زنان در این جهت است نه اینکه مانعی برای انجامِ امورشان باشد و نه انحصاری در دست مردان .

تنهاترین سردار;902615 نوشت:

ایشان حتی یک مورد در تاریخ نداریم که بدون محارم از منزل خارج شده باشند..
وقتی با محارم خارج شدند،میان خودشان و نامحرم پرده کشیدند...
در شرایطی خارج شدند از منزل که واجب بود بر ایشان خارج شوند..

در مورد حضرت زینب سلام الله علیها نیز همین بود،..

سلام

شما شرایطِ جامعه را باید در نظر بگیرید نه شرایطِ شخص را .

حضرت فاطمه سلام الله علیها و دخت گرامیشان نمی توانستند بدون نامحرم از منزل خارج شوند چون جوّ حاکم بر علیه ایشان بود

و دشمنانی در کمینشان که حتّی حرمت پیامبر را هم نگه نمی داشتند .

حضرت معصومه سلام الله علیها آیا می توانستند بدون محارم به سمت طوس حرکت کنند ؟ هرگز

حال در اجتماعی که خطری ندارد و الحمدلله حریمها محفوظ است چرا باید کنار کشید و از خود رفع تکلیف کرد ؟

و همچنین چرا نباید زنان دارای قدرت برتر و مدیریّت های کلان باشند ؟

یازینبِ فاطمه;902619 نوشت:
سلام

شما شرایطِ جامعه را باید در نظر بگیرید نه شرایطِ شخص را .

حضرت فاطمه سلام الله علیها و دخت گرامیشان نمی توانستند بدون نامحرم از منزل خارج شوند چون جوّ حاکم بر علیه ایشان بود

و دشمنانی در کمینشان که حتّی حرمت پیامبر را هم نگه نمی داشتند .

حضرت معصومه سلام الله علیها آیا می توانستند بدون محارم به سمت طوس حرکت کنند ؟ هرگز

حال در اجتماعی که خطری ندارد و الحمدلله حریمها محفوظ است چرا باید کنار کشید و از خود رفع تکلیف کرد ؟

و همچنین چرا نباید زنان دارای قدرت برتر و مدیریّت های کلان باشند ؟

بسم الله الرحمن الرحیم
ای کاش هدفمان فقط پیروزی در بحث ها نبود..
حضرت زهرا سلام الله علیها بنابر تکلیف رفتند،تکلیف شرعی داشتند،قبل آن طبق خطبه ی فدکیه با امام زمانشان اتمام حجت کردند،شما این تکلیف را غیر از رساله از کجا تراشیدید؟
حتما جواب بدهید،فرمودید تکلیف،جز رساله مگر ما تکلیف داریم؟این تکلیف کجای رساله نوشته؟
فرمودید حریم ..
گویا بی خبریداز همه چیز...
باشد بزرگوار،بنده و شما استدلال هایمان را آوردیم..قضاوت با خواننده..
شما به ایفای نقش سیاسی و اجتماعی بپردازید،جامعه هم کاملا پشت شماست..
هرچند بنده کاملا موافق نقش سیاسی و اجتماعی خانم ها هستم ،اما تعریفش را بین مردان جامعه و تبرج و در چشم بودن و رسانه ای شدن نمیبینم...
سیاسی بودن یک زن خود مادر بودن اوست،همسر بودن اوست..کسی که در رینگ بوکس مشت میزند،در واقع تفکرات مربی اش را پیاده میکند..گویی مربی خودش در میدان است...
رییس جمهور فردای ما فرزند امروز یکی از همین مادران است.. فکر و تربیت آن مادر است که رییس جمهور آینده را میسازد..گویی آن مادر خودش در وسط عرصه ی سیاسی و اجتماعی است،اگر چه در خانه است،و این همان ایفای نقش سیاسی و اجتماعی است..

زن برای کسب قدرت تربیت باید فعالیت اجتماعی قوی داشته باشد،مشروط به عدم اختلاط و حفظ ضوابط...
نه اینکه رجل سیاسی بشود
جامعه ی امروز با فکر امثال شما پیش میرود..
جامعه ای که رهبر عزیزش نیمه شب از نگرانی اوضاع فرهنگ،خوابش خراب میشود..
از هر ده ازدواج نصفش طلاق است..
جامعه ای که به تعداد مردان بیکارش ،زنان شاغل وجود دارند...
جامعه ی زنان مطلقه و فرزندان طلاق...
جامعه ی مهدکودک های مملو از کودک..
و شما افتخارتان خانمی باشد که کلی پرسنل مرد دارد.
جامعه ی بی توازن یعنی مرد و زن جای خودشان نباشند و اسمش را بگذارند روشنفکری...
مظلومیت حضرت زهرا اینجاست که هر چه از سیره ی ایشان مطابق هوای نفسشان است را میگیرند و آنچه مقابل هوای نفسشان است را به دیوار میکوبند و در توجیه آن میگویند،شرایط روز جامعه....
کاش امام زمان بیایند دیگه....همه چیز داره از دست میره..
یاعلی..

کهف الحصین;902584 نوشت:
در مورد این مطلب بنده متن کارشناس انجمن تاریخ را نقل کردم

و از کارشناس محترم در مورد این احادیث می خواهیم نظر خود را در چند زمینه بیان کنند...

1- از نظر صحت روایت ابن ابی الحدید

2- موقعیت "اضطرار"ی که بوجود آمد و بانوان عصمت و طهارت را به اجبار در این شرایط قرار داد

3- و در مورد چگونگی ظاهر شدن خاندان عصمت و طهارت در آن شرایط اضطرار ( آیا هنگام فعالیت اصلا ایشان ظاهر شدند یا همواره عده ی زیادی زن دور ایشان بود که شناخته نشوند؟ )


سلام و ادب@};-

اولاً در باره صحت روایت مذکور منقول از ابن ابی الحدید باید از کارشناس حدیث بپرسید، با توجه به اینکه حوزه تخصصی بنده نیست بنده در این خصوص نظری ندارم. (اگر کارشناس حدیث، ورود کنند سپاسگذار خواهم شد).

ثانیاً قطعاً حضور زنان در عرصه جنگ و یا در فضای اسارت و یا حضور در برخی اجتماعات، در پی اضطرار بوده، اصولاً اصل جنگ و تبعات آن و پیگیری حق(چنانکه در قضیه خطبه فدکیه مطرح است) نوعی اضطرار است و اگر در شرایط عادی و غیرضروری بود، قطعاً از چنین حضور و نقش آفرینی هایی پرهیز می کردند.

ثالثاً چنانکه در روایات مختلف و در منابع تاریخی نقل شده حضرت زهرا س و حضرت زینب و دیگر زنان وابسته به کانون وحی، معمولاً در فقرات گوناگونی که در اجتماع حضور می یافتند با حجاب و پوشش کامل بوده و عده ای از زنان، گرداگر ایشان بوده اند. ((طبرسی الاحتجاج ج 1 ص 98) البته نباید شرایط و اقتضائات زمانه را نیز نادیده گرفت، و برای زنان در عصر حاضر، همان شرایط و اقتضائات محدود آن مقاطع تاریخی را لحاظ نمود. بلکه آنچه در مقطع کنونی اهمیت دارد و با رعایت آن، زن اجازه می یابد با لحاظ شرایط و اقتضائات دیگری که پیشتر گفتیم، در همه عرصه های سیاسی و اجتماعی دوشادوش مردان حضور یابد، رعایت حجاب به قدر ضرورت و وجوب و نیز رعایت دیگر شئون تکالیف الهی، اخلاقی و انسانی از جمله عفاف و پرهیز از روابط عادی با نامحرمان است. در نتیجه نمی توان نسبت به شرایط تاریخ گذشته با عصر حاضر نسخه واحدی پیچید و انتظار داشت زنان این دوره، کاملاً و عیناً، صددرصد به مشی و مرام زنان حضرات معصومین و آل الله علیهم السلام نظیر حضرت زهرا و زینب (س) تأسی و تمسک کنند. بلکه زنان مؤمن و متعهد، اگر همین اندازه که دغدغه مندانه در راستای حفظ حجاب و عفاف اسلامی تلاش نمایند مطلوب حاصل است.

موفق باشید ...@};-

سلام و تشکر@};-

از همه عزیزان، خصوصاً از کاربران بزرگوار "یا زینب فاطمه" و "تنهاترین سردار" تشکر می کنم که مطالب خوبی را گفتمان کردند، در حقیقت، بنظر می رسد همه عزیزان با اصل حضور و نقش زنان در عرصه سیاسی و اجتماعی موافقند و سهم زنان را در شکوفایی آرمانهای یک جامعه مؤثر می دانند. محل اختلاف، اما در کم و کیف این حضور و میزان و درصد مشارکت زنان است.

به اعتقاد بنده، چنانکه مکتب تشیع، در طول تاریخ اعتدالی بوده در این مسأله نیز می توان راه میانه و اعتدالی را برای برون رفت از اختلاف، پیش گرفت. بعبارتی، رویکرد افراط و تفریطی جوابگو نیست، بلکه در این مقطع از زمان، که شرایط و اقتضائات بسیاری دگرگون شده، بدلیل پیشرفتهای علمی و رشد و ارتقاء علمی زنان، جامعه در بسیاری امور به اندیشه و قابلیتهای زنان نیازمند است، بسیاری از عرصه های علمی و اجرائی، اختصاصی زنان است، بسیاری از موقعیتها نیاز به حضور و مشارکت و رایزنی توأمانی هر دو قشر دارد و نظائر آن ... بنابراین، حضور زنان در بسیاری از عرصه های سیاسی و اجتماعی نه تنها گریزناپذیر که ضروری می نماید. ازاینرو نمی توان با نگاه تفریطی زنان و نقش زنان را در فعالیتهای اجتماعی و در راستای پیشبرد اهداف عالیه نظام اسلامی نادیده گرفت. اما در نقطه مقابل، نگاه افراطی نسبت به حضور و نقش آفرینی صددرصدی زنان در تمام عرصه ها و حتی قائل شدن به "قدرت برتر سیاسی برای زنان" که نه با موازین عقلی و نه با گزارشات و منابع تاریخی و نقلی سازگار است نیز، رویکرد درستی نبوده و عاری از اشکال و شائبه نیست. حتی عمده جوامع سکولاری (بجز معدودی) حضور صددرصدی زنان، آنهم در همه عرصه های مدیریتی را نمی پذیرند(چه برسد بعنوان قدرت برتر سیاسی) و اگر احیاناً به حسب ظاهر مدعی هم باشند در مقام عمل، میدان حضور نمی دهند! که البته نوع نگاه اسلام، با اندیشه های حاکم بر جوامع سکولاری چه محقق شده باشند و چه خیر! هیچ موافقت و مؤانستی ندارد. فلذا از بحث ما خارج است.

فلذا! چنانکه در پستهای قبلی بیان کردیم؛ اسلام با حضور و نقش آفرینی زنان در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی و در بعضی امور بسته به اقتضاء و شرایط و اضطرار مخالفتی ندارد لکن نه بنحو صددرصدی و تام و تمام و نه بگونه ای که تحدید کننده نقش و حضور مردان باشد! اسلام در فقراتی مسئولیت و نقش و رسالت زن و مرد را تعریف نموده و شایسته است نقطه توجه و اهتمام اولیه ی همگان، به تنظیم نقش و حضور، مبتنی بر چارچوبها و خط کشی های اسلام عزیز باشد نه پیروی از اندیشه و گمان و تصورات خویش! گرچه در شرایطی که حضور زنان مغایر شئونات اسلامی نبوده و حجاب و عفاف و دیگر شرایط و اقتضائات اصلی و عرفی جامعه رعایت شده باشد نظر مخالف، ابراز نکرده اما بی شک، حضور افراطی و گسترده زنان در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و اشغال مناصب مختلف حکومتی، اگر نگوییم واجد تبعات منفی اولیه است اما از تبعات منفی و آثار مخرب گوناگون ثانوی عاری و منتفی نیست.(که بیانش گذشت) ضمناً توجه به بحث مصداقی و تأمل در وضعیت کنونی جامعه که منبعث از حضور و نقش آفرینی پررنگ زنان در عرصه های مختلف جامعه است، تا حدود زیادی روشنگر ملاحظاتی است که در این پست و پستهای پیشتر بیان کردیم.

پس مجدداً همه عزیزان را به اعتدال و توجه به همه ملاحظات و جوانب امر توصیه می کنم.@};-

مشکور;902472 نوشت:
جایگاهی حضرت زهرا سلام الله علیها واجد بودند مقام ولایت تکوینی و عصمت مطلقه الهی بود نه مقام ولایت تشریعی و قدرت سیاسی. (دقت شود) پس نمی توانید بر این اساس، توان و قابلیتی همردیف مردان برای زنان قائل شوید.

با سلام وعرض ادب

استاد گرامی مقام ولایت چیه؟فرق ولایت تکوینی وولایت تشریعی چیه؟

مشکور;902653 نوشت:

پس مجدداً همه عزیزان را به اعتدال و توجه به همه ملاحظات و جوانب امر توصیه می کنم.


سلام

با تشکّر و در نظر گرفتن توصیۀ ارزشمند شما در راستایِ پستهای قبلی خود نظر شما را به این نمونه ها جلب می کنم :

زن در کوچکترین نهاد و جامعه یعنی خانواده ، مدیریّتی برعهده می گیرد که درصد شکوفائی و رشد در آن بدون حضور

او غیر قابل توصیف است بطوریکه هنگامی که مردی به هر دلیلی در این جایگاه نهاده میشود تفاوتهای مدیریّت کاملاً

آشکارشده و خود را بروز می دهد .

زیرا زن احتیاجات و نیازهای همۀ افراد خانواده را می تواند در برنامه ریزیهای خود به درستی لحاظ کند . او می داند چگونه حقّ و حقوق یک

مرد ، یک دختر ، یک پسر ، یک نوزاد ، یک سالخورده و حتی یک مهمان خوانده و یا ناخوانده را ادا کند.و طبیعتاً رضایتشان را جلب نماید .

حال به جامعۀ کمی بزرگتر وارد میشویم : یک مدرسه

مدیر یک مدرسۀ پسرانه را یک زن و مدیر یک مدرسۀ دخترانه را مرد در نظر بگیرید . بدون هیچ تأمّلی موفقیّت و شکوفائیِ بیشتر

در مدرسۀ پسرانه به ذهن می آید . حتّی ممکن است برای مدرسۀ دخترانه نگرانی نیز ایجاد شود زیرا مدیر که یک مرد است فاقد

توانائی و رسیدگی به امور دختران خواهد بود .

شما می توانید نمونه های بزرگتری را نیز مدّ نظر قرار دهید تا برسید به جامعۀ بزرگ سیاسی اجتماعی .

شاید یک علّتی که نظرم بر این امر قرار گرفت این بود که زنان بهتر از مردان می توانند نیازهای جامعه را شناخته

و آن را مدیریّت کنند و در نتیجه گامهای پیشرفت بلندتر و سریعتر خواهد شد .

باور کنید توانائی مدیریتی زن در همۀ عرصه ها هنوز ناشناخته است . زیرا مردان حمایتی که شایسته و درخورِ شخصیت و

ویژگی های زنان است ، نکرده و در این امر ناتوانند زیرا طبیعت زنان را درک نکرده اند .

نهاد آموزش و پرورش مثال خوبی است که می توان اثبات کرد حقوق دختران در آن لحاظ نشده و نمیشود . چه در بخش آموزش

و چه در بخشهای دیگر آن . البته منکر عملکردهای درست و خوب آن نمیتوان بود اما از لحاظ مدیریتی می توانست بهتر از این

عمل شود .

به نام خدا

گوشه اي از علل عقب افتادگي يا عقب نگه داشتن مردها و همچنين نسل سوخته زن ها در اين كليپ گفته شده:


یازینبِ فاطمه;902677 نوشت:
سلام

با تشکّر و در نظر گرفتن توصیۀ ارزشمند شما در راستایِ پستهای قبلی خود نظر شما را به این نمونه ها جلب می کنم :

زن در کوچکترین نهاد و جامعه یعنی خانواده ، مدیریّتی برعهده می گیرد که درصد شکوفائی و رشد در آن بدون حضور

او غیر قابل توصیف است بطوریکه هنگامی که مردی به هر دلیلی در این جایگاه نهاده میشود تفاوتهای مدیریّت کاملاً

آشکارشده و خود را بروز می دهد .

زیرا زن احتیاجات و نیازهای همۀ افراد خانواده را می تواند در برنامه ریزیهای خود به درستی لحاظ کند . او می داند چگونه حقّ و حقوق یک

مرد ، یک دختر ، یک پسر ، یک نوزاد ، یک سالخورده و حتی یک مهمان خوانده و یا ناخوانده را ادا کند.و طبیعتاً رضایتشان را جلب نماید .

حال به جامعۀ کمی بزرگتر وارد میشویم : یک مدرسه

مدیر یک مدرسۀ پسرانه را یک زن و مدیر یک مدرسۀ دخترانه را مرد در نظر بگیرید . بدون هیچ تأمّلی موفقیّت و شکوفائیِ بیشتر

در مدرسۀ پسرانه به ذهن می آید . حتّی ممکن است برای مدرسۀ دخترانه نگرانی نیز ایجاد شود زیرا مدیر که یک مرد است فاقد

توانائی و رسیدگی به امور دختران خواهد بود .

شما می توانید نمونه های بزرگتری را نیز مدّ نظر قرار دهید تا برسید به جامعۀ بزرگ سیاسی اجتماعی .

شاید یک علّتی که نظرم بر این امر قرار گرفت این بود که زنان بهتر از مردان می توانند نیازهای جامعه را شناخته

و آن را مدیریّت کنند و در نتیجه گامهای پیشرفت بلندتر و سریعتر خواهد شد .

باور کنید توانائی مدیریتی زن در همۀ عرصه ها هنوز ناشناخته است . زیرا مردان حمایتی که شایسته و درخورِ شخصیت و

ویژگی های زنان است ، نکرده و در این امر ناتوانند زیرا طبیعت زنان را درک نکرده اند .

نهاد آموزش و پرورش مثال خوبی است که می توان اثبات کرد حقوق دختران در آن لحاظ نشده و نمیشود . چه در بخش آموزش

و چه در بخشهای دیگر آن . البته منکر عملکردهای درست و خوب آن نمیتوان بود اما از لحاظ مدیریتی می توانست بهتر از این

عمل شود .


سلام مجدد@};-

شما مکرراً بر توانایی هایی زنان اصرار می ورزید که ما در اکثر موارد منکر آن نیستیم لکن به ملاحظات و شرایطی که ما در خصوص عدم ضرورت ورود زن در بسیاری عرصه های سیاسی و اجتماعی و مناصب و مشاغل، گوشزد کردیم اصلاً توجه ندارید. نکاتی را تأکیداً تکرار می کنیم:

در تعالیم انسان ساز اسلام و قرآن کریم می توانیم به سه اصل مهم در مورد اشتغال زنان برسیم:

اصل اول؛ در اسلام مسئولیت تأمین اقتصادی خانواده بر عهده مرد است: این بدین معنی است که اسلام اصل استقلال اقتصادی را برای زنان قائل شده؛ یعنی زنان هم مالک کار و تولید خود بوده و هم هیچ گونه مسئولیتی در برابر اقتصاد خانواده ندارند و حتی می توانند در مقابل کار و خدمتی که در خانه انجام می دهند از همسر تقاضای مزد و حقوق کنند که پرداخت آن هم بر مرد واجب است. زنان و مردان هر کدام با شرایط جسمانی و صفات روحی خود شایستگی انجام کاری را دارند و خواهان شغلی با شرایط متناسب خویش می باشندکه به تنهایی حق کار و تملک دارند.

اصل دوم؛ مشاغل ممنوعه برای زنان در اسلام: زنان با تمام آزادی که اسلام برای آنان قائل شده است در مورد اشتغال به سه مورد مستثنی شده اند و این هم به این علت است که در این موارد، تکلیفی بر دوش آنان گذاشته نشده است. این مشاغل عبارتند از: 1. قضا، 2. جهاد، 3. افتاء .

یک. قضاوت یک تکلیف دینی است و نه یک کار اجتماعی که در این مورد به زنان اجازه این امر داده نشده است. دو. در مورد جهاد، زنان وظیفه جهاد ابتدایی را ندارند یعنی اگر جهاد به قصد گسترش اسلام و جغرافیای اسلامی باشد (که با حضور و فرمان امام باید صورت بپذیرد) فقط مردان حق شرکت را خواهند داشت و این وظیفه از دوش زنان برداشته شده است. (حکم مسأله در جهاد دفاعی متفاوت است). سه. افتاء نیز از اموری است که زنان مکلف به انجام آن نشده اند. و مرجعیت دینی خاص با شرایط خاص خود را می طلبدو فقط فقهای ذکور، حق مرجعیت خاص دینی را دارا می باشند.

تفاوتی که در این مورد میان اسلام و غرب وجود دارد این است که غرب به زن به عنوان یک وسیله تبلیغاتی و سیاسی در محیط کار و جامعه برای کسب منافع بیشتر می نگرد. ولی اسلام و کشور اسلامی ایران با حفظ کرامت انسانی زنان، می خواهد کارهایی را که متناسب با شرایط و روحیات درونی و بیرونی آنان است به آنان واگذار کند که نام این کار یک تقسیم منطقی است نه یک تبعیض ارزشی.

اصل سوم؛ شرایط واگذاری کار به زنان در اسلام: در اسلام به چهار نکته اساسی در مورد شرایط اشتغال زنان اشاره شده است که عبارتند از:

1. مصلحت جامعه: در واگذاری شغل به زنان باید دقت کرد که چه پیامدهایی در جامعه خواهد داشت. ایا تأثیر مثبت و مفیدی دارد و به حرکت جامعه به سوی پیشرفت کمک می کند و یا تأثیر منفی و مخربی خواهد داشت و موجب رکود و تزلزل اخلاقی در جامعه خواهد شد.

2. مصلحت خانواده: از آنجا که قداست و استواری خانواده در جامعه اسلامی بسیار با ارزش و مهم می باشد و باید از آن پاسداری کرد، اشتغال زنان و مادران در خارج از خانه نیز باید در راستای تحقق این اصل قرار گیرد نه اینکه باعث تزلزل خانواده گردد، که اگر چنین شود، اشتغال زن با اشکال روبرو است.

3. شرایط و مسائل فردی: در واگذاری شغل به زنان باید به مصالح شخصی او نیز توجه شود که ایا زن با انتخاب این شغل توانایی انجام آن را داردیا خیر؟ یا با این شغل رشد می کند، یا دچار آسیب و عقب ماندگی از رسالت های حقیقی و اصلی اش می شود؟ و ایا این شغل با توانمندی ها و قابلیت های او سازگار است یا خیر؟ و ...؟

4- لحاظ کردن اولویت ها در واگذاری کار به مرد و زن: در واگذاری کار به افراد باید به راندمان کاری و امکانات و توانایی های افراد توجه شود که ایا زن متناسب تر است یا مرد که این بستگی به شرایط شغل ها دارد در برخی از شغل ها از قبیل معلمی در آموزش و پرورش و یا پرستاری در بخش بهداشت، زن مناسب تر از مرد عمل می کند و در برخی دیگر از شغل ها نیز مانند باربری، مکانیکی، آهنگری ،کار ساختمانی و از این قبیل، مردها متناسب تر از زنان نشان می دهند. البته نکته دیگر در این مورد توجه به بیکاری افراد در مشاغل گوناگون می باشد، که بیکاری کدام گروه از افراد برای جامعه آسیب و ضررهای بیشتری را به دنبال خواهد داشت. و کلاحظات بسیار دیگری از این دست ...

در مجموع اگر این چهار نکته مورد توجه واقع شود، اشتغال زنان در جامعه نه تنها مشکلی را ایجاد نمی کند بلکه منفعت جامعه را بیشتر خواهد کرد.(برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به: مقاله اشتغال زنان و نقش آن در توسعه کشور، مجله دانش پژوهان، پاییز و زمستان 85، شماره 9، با کمی تغییر.)

موفق باشید ...@};-

همای رحمت;902668 نوشت:
با سلام وعرض ادب

استاد گرامی مقام ولایت چیه؟فرق ولایت تکوینی وولایت تشریعی چیه؟


سلام و ادب@};-

پاسخ خود را در تایپیک زیر دنبال کنید اگر سؤالی باقی بود بنده در خدمت هستم. موفق باشید ...@};-

http://www.askdin.com/showthread.php?t=275

مشکور;902700 نوشت:

سلام مجدد@};-

شما مکرراً بر توانایی هایی زنان اصرار می ورزید که ما در اکثر موارد منکر آن نیستیم لکن به ملاحظات و شرایطی که ما در خصوص عدم ضرورت ورود زن در بسیاری عرصه های سیاسی و اجتماعی و مناصب و مشاغل، گوشزد کردیم اصلاً توجه ندارید. نکاتی را تأکیداً تکرار می کنیم:

تفاوتی که در این مورد میان اسلام و غرب وجود دارد این است که غرب به زن به عنوان یک وسیله تبلیغاتی و سیاسی در محیط کار و جامعه برای کسب منافع بیشتر می نگرد. ولی اسلام و کشور اسلامی ایران با حفظ کرامت انسانی زنان، می خواهد کارهایی را که متناسب با شرایط و روحیات درونی و بیرونی آنان است به آنان واگذار کند که نام این کار یک تقسیم منطقی است نه یک تبعیض ارزشی.

سلام

هیچ مخالفتی با آنچه شما بیان کردید وجود ندارد بلکه

اشارۀ سخنانم به ارتقاء مدیریتی زنان بود و نه انتخاب و نوع شغل .

زنان به اقتضای فرهنگ جامعۀ اسلامی ، اگر تمایل به کار داشته باشند نوع آن را نیز با همان ضرورتها انتخاب می کنند

و خارج از چهارچوبِ نظام و قوانینِ حکومت اسلامی فعالیتی نداشته و ندارند .

حرف بر سر انواع مشاغل و مناصب سیاسی و اجتماعی نیست بلکه ارتقاء سطح مدیریتی برای مشاغل و مناصبِ تعیین شده است .

و اینکه ورودِ زن تا چه حدود و مرزی به عرصۀ قدرتِ سیاسی و اجتماعی مجاز است ؟ و آیا تحققّ این امر با مبانی اسلام ناسازگار است ؟

قدرتِ برتر در همان مناصب و مشاغل تعیین شده از طرف حکومت اسلامی مورد نظر بود ولاغیر

تنهاترین سردار;902588 نوشت:
پس وقتی مقام والای یک زن تعریف شد،آنوقت خواهیم دید که سیاسی بودن یک زن به معنای یک مسول که چند زیر دست مرد دارد،وقتی لازمه اش بودن خارج از سنگر اصلی اش از صبح تا شب است ،چندان افتخار نیست..
از فرزند آن خانم سوال کنید،اگر شهید همت این جامعه شد،آنوقت افتخار است

اگر در جریان می بودید ایشون وقتی امام در نجف بودند از امام برای شرکت در عملیات های مسلحانه اذن گرفتند . و همچنین وقتی ایشان پاریس بودند به اجازه خود امام جزو نیروهای اصلی و فعال بودند
اگر هم باز در جریان می بودید در زندان شکنجه ساواک ایشون همراه با دخترشون بودند پس در امر تربیت هم خللی بر کار ایشون وارد نشده است
عایا برای شما قطعیست که کسی که شهید نشده و یا مادر شهید نشده مشکلی در رویه تربیتی داشته یا درجه و مرتبه کمتری داره ؟که خود حضرت آقا بیان داشتند که گاهی شهید نشدن و زنده بودن خیلی سخت تر از شهید شدن هست .نتیجه گیری شما درست نیست

مشکور;902644 نوشت:
ثانیاً قطعاً حضور زنان در عرصه جنگ و یا در فضای اسارت و یا حضور در برخی اجتماعات، در پی اضطرار بوده، اصولاً اصل جنگ و تبعات آن و پیگیری حق(چنانکه در قضیه خطبه فدکیه مطرح است) نوعی اضطرار است و اگر در شرایط عادی و غیرضروری بود، قطعاً از چنین حضور و نقش آفرینی هایی پرهیز می کردند.

ثالثاً چنانکه در روایات مختلف و در منابع تاریخی نقل شده حضرت زهرا س و حضرت زینب و دیگر زنان وابسته به کانون وحی، معمولاً در فقرات گوناگونی که در اجتماع حضور می یافتند با حجاب و پوشش کامل بوده و عده ای از زنان، گرداگر ایشان بوده اند. ((طبرسی الاحتجاج ج 1 ص 98) البته نباید شرایط و اقتضائات زمانه را نیز نادیده گرفت، و برای زنان در عصر حاضر، همان شرایط و اقتضائات محدود آن مقاطع تاریخی را لحاظ نمود. بلکه آنچه در مقطع کنونی اهمیت دارد و با رعایت آن، زن اجازه می یابد با لحاظ شرایط و اقتضائات دیگری که پیشتر گفتیم، در همه عرصه های سیاسی و اجتماعی دوشادوش مردان حضور یابد، رعایت حجاب به قدر ضرورت و وجوب و نیز رعایت دیگر شئون تکالیف الهی، اخلاقی و انسانی از جمله عفاف و پرهیز از روابط عادی با نامحرمان است. در نتیجه نمی توان نسبت به شرایط تاریخ گذشته با عصر حاضر نسخه واحدی پیچید و انتظار داشت زنان این دوره، کاملاً و عیناً، صددرصد به مشی و مرام زنان حضرات معصومین و آل الله علیهم السلام نظیر حضرت زهرا و زینب (س) تأسی و تمسک کنند. بلکه زنان مؤمن و متعهد، اگر همین اندازه که دغدغه مندانه در راستای حفظ حجاب و عفاف اسلامی تلاش نمایند مطلوب حاصل است.

موفق باشید ...

با سلام

عرض بنده هم همین است... پیشوا و حجت ما حضرات معصومین علیهم السلام هستند و به میزانی که به آنها شبیه هستیم با آنها قرابت پیدا می کنیم

و مشکل از ماست که نمیتوانیم به مشی و مرام اهل البیت تمسک کنیم .... البته نمی گوییم یک زن تماما شبیه حضرت شود یا مثلا چون معصومین هیچ گناهی نکرده اند هیچ کس یک گناه نکند، اما همینکه قبول داشته باشیم اصل بر اینست که گناه نکنیم خیلی مسائل حل می شوند.... همینکه زنان اعتقاد به رفتار حضرت داشته باشیند خیلی از مسئله حل می شود ... مشکل اینست جای ارزش ها عوض شده و حتی ارزش را عکس آن چیزی میبینیم که معصومین انجام میدادند، واقعا چرا زنان خاندان اهل بیت این مواقع میفرمودند زن ها دور مرا بگیرند که شناخته نشوم! آیا نمیتوانستند صرفا به حجاب و عفت رفتار و کلام خود (که بالاترین حجب و حیا را داشتند) اکتفا کنند ؟
حضرت فرموندند بهترین چیز برای زن اینست که دیده نشود و نبیند مرد نامحرمی را (نفرمودند بهترین چیز اینست که با حجاب و عفاف در جامعه حضور پیدا کنند، گفتند کلا دیده نشود !!)

البته واضح است که همه نمیتوانند به این عمل کنند اما حداقل میتوانیم از این کار حضرت نتیجه بگیریم که اصل بر دیده نشدن و عدم اختلاط است، و حالا توان خود را بگذاریم و با تفکر درست کاری انجام دهیم که نزدیک ترین حالت را به ایشان داشته باشیم... هر کس به نوبه خودش، ... مهم اینست حق و باطل قاطی نشوند و بدانیم خلاف اینها را ارزش دانستن خیالی واهیست

اگر همه این دید را داشتیم که بدانیم ایراد از ماست نمیتوانیم راه و روش آل الله را رعایت کنیم خیلی خوب بود... همینکه بدانیم اصل بر این است که فقط حضور در صورت اظطرار مورد رضای خدا و حضرت زهرا (س) هست.... همین دانستن موضوع می تواند ارزشمند باشد
اگر عکس این هستیم باید بدانیم حقیقت اینست که داریم از سیره اهل بیت دور می شویم و فقط سلیقه شخصی خود را در زندگی پیاده میکنیم
نتیجه اش هم این می شود که از حال و روز جامعه پیداست چه به سرمان آمده ...
از دامان اینگونه زنان مرد یک مترم اوج نمی گیرد رفتن به معراج بماند
به شخصه باورم نمی شود محبتی بین چنین زن و شوهرهایی وجود داشته باشد

انتهای این بحث همون کلام اول میشه
که نسخه عمومی برای این موضوع جواب نمیده . هر کسی نسبت به احساس وظیفه ای که بینی و بین الله بدون جوگیری و سو گیری داره باید عمل کنه
تو موقعیتش هست که باید بدونه چی رو فدای چی میکنه . باز هم تاکید می کنم استنباط درست و قربت الی الله بودن نه فخر فروشی و بر اساس ارزش گذاری جامعه

کهف الحصین;903322 نوشت:
واقعا چرا زنان خاندان اهل بیت این مواقع میفرمودند زن ها دور مرا بگیرند که شناخته نشوم


حتی اینجا هم مشاهده میشه که نسخه عمومی جواب نمیده . ناموس آل الله خانم است و آن زن هایی که دور ایشان را گرفته اند نیز خانم هستند
ولی خانم هایی باید دیده شوند تا خانمی (ناموس خداوند) دیده نشود
اگر حکم کلی وارد بود پس چه کسی دور ایشان را می گرفت ؟

bentolhodaa;903432 نوشت:
حتی اینجا هم مشاهده میشه که نسخه عمومی جواب نمیده . ناموس آل الله خانم است و آن زن هایی که دور ایشان را گرفته اند نیز خانم هستند
ولی خانم هایی باید دیده شوند تا خانمی (ناموس خداوند) دیده نشود
اگر حکم کلی وارد بود پس چه کسی دور ایشان را می گرفت ؟

توجه شود که وقتی ده یا بیست زن همه با یک پوشش شبیه هم کنار هم باشند هیچکدام از آنها شناسایی نمیشوند و توجه دیگران به شخص خاصی جلب نمی شود... پنهان شدن در جمعیت خودش نیز یک نوع حجاب است

کهف الحصین;903445 نوشت:
توجه شود که وقتی ده یا بیست زن همه با یک پوشش شبیه هم کنار هم باشند هیچکدام از آنها شناسایی نمیشوند و توجه دیگران به شخص خاصی جلب نمی شود... پنهان شدن در جمعیت خودش نیز یک نوع حجاب است

من نظرم رو در مورد این بحث گفتم و نمی خوام تصور بشه میخوام کل کل کنم و این آخرین نظر دهیم در این موضوع هست

اینو کجا دیدین که لباس های متحد الشکل بوده یا کجا خوندین ؟ درمورد بعد از عاشورا و شرایط اهل البیت که اضطرار بوده بحثی نیست که اصلا نمیشه برای خانم ها لباس های متحد الشکل متصور شد .

سوال دیگه این که مطمئنین زنان با لباس های متحد الشکل یک پوشش و عامل جلوگیری از نظر ها میشه؟ با اینکه بارها دیده شده وقتی جمع خانم های محجبه از یک مسیری به صورت متمرکز رد میشن نگاه ها رو با خودشون میبرن . که شاید اگر خانم تنها بود به این شکل معرض دید قرار نمی گرفت.
دیدم این رو بار ها که میگم

bentolhodaa;903714 نوشت:
من نظرم رو در مورد این بحث گفتم و نمی خوام تصور بشه میخوام کل کل کنم و این آخرین نظر دهیم در این موضوع هست

اینو کجا دیدین که لباس های متحد الشکل بوده یا کجا خوندین ؟ درمورد بعد از عاشورا و شرایط اهل البیت که اضطرار بوده بحثی نیست که اصلا نمیشه برای خانم ها لباس های متحد الشکل متصور شد .

سوال دیگه این که مطمئنین زنان با لباس های متحد الشکل یک پوشش و عامل جلوگیری از نظر ها میشه؟ با اینکه بارها دیده شده وقتی جمع خانم های محجبه از یک مسیری به صورت متمرکز رد میشن نگاه ها رو با خودشون میبرن . که شاید اگر خانم تنها بود به این شکل معرض دید قرار نمی گرفت.
دیدم این رو بار ها که میگم

با سلام
بنده نیز همچین قصدی ندارم و نمی خواهم حرف خود را به کسی تحمیل کنم
فقط در جواب شما عرض کنم در مورد متحد الشکل بودن لباس ها درست می فرمایید... ممکن است پوشش ها دقیقا مثل هم نبوده اند، البته اگر پوشش خمار و جلباب را برایشان در نظر بگیریم شاید بشود تا حدودی برایشان لباس هایی شبیه به هم متصور شد
این هم درست که ممکن است در حال حاضر نشود این را در جامعه پیاده کرد.... اما در آن شرایط گذشته حتما یک حالت ستر و پوشیدگی برای بانوان عصمت داشته، حتما یک سودی داشته که همیشه به این شکل بوده اند، این را فراموش نکنیم!

منظور بنده : فقط این را باور داشته باشیم که فقط حجاب با پارچه ضامن حفاظت کامل نیست که بگوییم هر کس حجاب کامل داشت می تواند به راحتی در تمام عرصه ها فعالیت کند
صرفا یک پارچه به عنوان حجاب، تمام عفت و شخصیت یک زن را پشتیبانی نمی کند

دلیل حرفم تمام احادیثی است که موجود هست و بهترین ارزش را برای زن دیده نشدن و ندیدن نامحرم دانسته اند...
میبینیم که حضرات حتی با اینکه حجاب و عفاف کامل داشتند اما به همین اکتفا نکردند

_ حتی فتاوایی از مراجعی نظیر آیت الله بهجت داریم که جالب است :
1295. آيا شركت بانوان در نمازهاى جماعت يوميّه و نماز جمعه كراهت دارد؟
ج. در مورد زنان اساسا آن چه به ستر نزديك تر باشد، افضل است و غير آن ثوابش كمتر است.

_ در روایات نیز بهترین مسجد را برای زن کنج خانه او می دانند ( با اینکه همه میدانیم مسجد و نماز جماعت چقدر فضیلت دارد )

_ همچنین وقتی حضرت زینب(س) برای زیارت جدشان می روند میبینیم که شبانه می روند و محارم ایشان چگونه او را همراهی میکنند و در ادامه روایت هست که وقتی به قبر مطهر پیامبر می رسند امام علی (ع) به پسران خود می فرمایند جلوتر بروید و چراغ ها را خاموش کنید چرا که میترسم چشم کسی به پیکر دخترم بیوفتد!
جالب است چون حضرت زینب (س) مطمئنا با بهترین پوشش به این مکان ها می رفتند، پس این کارها دیگر برای چیست؟
_ یا این که نقل شده که همسایه ایشان می گویند هیچوقت ایشان را ندیدم و صدایشان را نشنیدم !
هر کس کلاه خود را قاضی کند و در این موارد خوب فکر کند

مشکور;902644 نوشت:
چنانکه در روایات مختلف و در منابع تاریخی نقل شده حضرت زهرا س و حضرت زینب و دیگر زنان وابسته به کانون وحی، معمولاً در فقرات گوناگونی که در اجتماع حضور می یافتند با حجاب و پوشش کامل بوده و عده ای از زنان، گرداگر ایشان بوده اند. ((طبرسی الاحتجاج ج 1 ص 98)

بدون شک ایشان دلیلی داشته که این کارها را می کردند.. انجام ندادن این کار برایشان سخت نبود!
باز هم می گویم انتظار نمی رود دقیقا به همین شکل این رفتار عملی شود ... فقط بدانیم که اینها حکمتی داشته و بحث محرم و نامحرم خیلی حساس تر از این حرفاست
همین که حساسیت قضیه را از بفهمیم تمام توان خود را میگذاریم که کمترین آسیب و مشکل برایمان حاصل شود ...

کارشناس محترم اگر اشتباه می کنم لطف کنید مرا متوجه اشتباهم کنید
یاعلی

کهف الحصین;903724 نوشت:
بدون شک ایشان دلیلی داشته که این کارها را می کردند.. انجام ندادن این کار برایشان سخت نبود!
باز هم می گویم انتظار نمی رود دقیقا به همین شکل این رفتار عملی شود ... فقط بدانیم که اینها حکمتی داشته و بحث محرم و نامحرم خیلی حساس تر از این حرفاست
همین که حساسیت قضیه را از بفهمیم تمام توان خود را میگذاریم که کمترین آسیب و مشکل برایمان حاصل شود ...

کارشناس محترم اگر اشتباه می کنم لطف کنید مرا متوجه اشتباهم کنید
یاعلی


باسلام و تشکر@};-

قطعاً در این موضوع، یکی از مسائل قابل توجه حضرت زهرا (س) مسئلۀ پوشش بوده است که ایشان، با آن نوع حجاب و کیفیت حضورشان که بیان کردیم(همراه با تعدادی از زنان) خودشان را برای وارد شدن در مسجد که مردان در آنجا حضور داشتند از نظر پوشش آماده کردند. زیرا حضرت (س) فراتر از حجاب و پوشش ظاهری دغدغه داشتند تا جاییکه حاضر نبودند نگاه نامحرمان، حتی از زیر پوشش حجاب بر اندام و حجم بدن بیفتد، مقدار حجاب واجب همان است که بدن غیر از مچ و صورت (اگر آرایش ندارد) پوشیده باشد امّا حجاب کاملی که مورد نظر زهرا (س) است آن است که حجم بدن نیز پیدا نباشد، متأسفانه برخی لباسهای زننده در جامعه مرسوم شده که به صورت ناسالم حجم بدن زنان راجلوه می دهد، فاطمه زهرا(س) به این مسئله توجّه داشته و نگران بوده از این که حجم بدن زن برای نامحرمان نمایان باشد.
چنانکه در روایتی منقول است: اسماء بنت عمیس می گوید: در روزهای آخر زندگانی با او بودم، روزی مرا به یاد کیفیّت حمل جنازه توسط مردم انداخت، و ابراز نگرانی فرمود: که چرا جنازه زن را روی تخته ای می گذارند و بالای دست مردان حمل می کنند؟! فرمود؟: من بسیار زشت می دانم که (جنازه) زنان را پس از مرگ بر روی تابوت سرباز گذاشته و بر روی آن پارچه ای می افکنند، که حجم بدن را برای بینندگان نمایش می دهد. مرا بر روی تابوت آنچنانی نگذار و بدن مرا بپوشان که خدا تو را از آتش جهنّم باز دارد. اسماء می گوید: خدمت حضرت زهرا (س) توضیح دادم: که در سرزمین حبشه تابوتی برای حمل جنازه ها درست می کنند که بدن میت را می پوشاند و سپس به وسیله چوب های تر و شاخه های نازک درخت، شکل و قیافه آن را ترسیم کردم. حضرت خوشحال شده فرمود: «اِصنعی لی مثلهُ اُستر ینی سترک الله من النّار؛ برای من تابوتی مثل آن درست کن و مرا (با آن) بپوشان، خدا تو را از آتش دوزخ حفظ نماید.(وسائل الشیعه: ج 2، ص 876 / فرهنگ سخنان فاطمه زهراء: ص 70.)

نکتۀ دیگر توجه به جماعتی است که آن حضرت را در حرکت به سمت مسجد همراهی کردند و احتمال زیاد دارد که منظور همراهان از این کار یاری حضرت زهرا(س) در احقاق حقشان باشد. همان‏طور که امروز اگر کسی برای حضور در مجلس احتجاج و یا برای مطالبه حق حرکت می‏کند گروهی از همفکرانش نیز او را همراهی می‏کنند. پس در این اقدامِ حضرت دو احتمال وجود دارد اوّل آنکه حقیقت حجاب و عفاف، احیاء و نیز شخصیت ظاهری ایشان محفوظ بماند، دوّم اینکه پیکرۀ ظاهری حضرت هم در بین مردها نمایان نشود و در میان گروه زنان پوشیده بماند.

موفق باشید ...@};-

مشکور;903735 نوشت:
مقدار حجاب واجب همان است که بدن غیر از مچ و صورت (اگر آرایش ندارد) پوشیده باشد امّا حجاب کاملی که مورد نظر زهرا (س) است آن است که حجم بدن نیز پیدا نباشد، متأسفانه برخی لباسهای زننده در جامعه مرسوم شده که به صورت ناسالم حجم بدن زنان راجلوه می دهد، فاطمه زهرا(س) به این مسئله توجّه داشته و نگران بوده از این که حجم بدن زن برای نامحرمان نمایان باشد.

با عرض سلام خدمت شما
جناب مشکور پوشاندن حجم از واجبات پوشش است ببینید :

پاسخ دریافتی مکتوب به نظر مقام معظم رهبری چنین است:

شماره استفتاء: jTeN8aWnQ4

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

با توجه به ترتب مفسده و گناه ـ از جمله تهییج شهوت ـ، پوشاندن حجم بدن زن در برابر نامحرم واجب است.

دیگر مراجع هم تا جایی که اطلاع دارم همین نظر را دارند...
ضما بحث ما بر سر حکم شرعی حلال و حرام پوشش نیست
عرض بنده این است با وجود حلال بودنه خیلی از احکام ممکن است باز هم دچار مشکل شویم و صرف جایز بودن دلیل بر درست بودن نیست (مثلا برای یک مرد جایز است بی نهایت عقد موقت بکند که انجام این مطمئنا کار درستی نیست)

دلیل نمی شود چون برای زنان دست دادن به نامحرم از روی دستکش از نظر فقهی جایز است این کار را انجام دهند !
به همان دلیل که برای مردان بی نهایت عقد موقت کار درستی نیست...
لذا بحثی بر سر موضوع حد واجب و جایز نیست... بلکه منظور انجام دادن کاریست که افضل و بهتر می باشد و آسیبش در جامعه کمتر است

البته حجم بدن که فرمایش کردید ظاهرا از نظر شرعی نیز واجب است پوشیده شود

مشکور;903735 نوشت:
نکتۀ دیگر توجه به جماعتی است که آن حضرت را در حرکت به سمت مسجد همراهی کردند و احتمال زیاد دارد که منظور همراهان از این کار یاری حضرت زهرا(س) در احقاق حقشان باشد. همان‏طور که امروز اگر کسی برای حضور در مجلس احتجاج و یا برای مطالبه حق حرکت می‏کند گروهی از همفکرانش نیز او را همراهی می‏کنند. پس در این اقدامِ حضرت دو احتمال وجود دارد اوّل آنکه حقیقت حجاب و عفاف، احیاء و نیز شخصیت ظاهری ایشان محفوظ بماند، دوّم اینکه پیکرۀ ظاهری حضرت هم در بین مردها نمایان نشود و در میان گروه زنان پوشیده بماند.

در این مورد حتی اگر فرض بگیریم که قصد ایشان از این کار احقاق حقشان بوده باشد... باز هم در موارد دیگر (نظیر طریقه به زیارت رفتن قبر پیغمبر توسط حضرت زینب س ) داریم که به این پوشیده بودن پیکر زن حتی با حجاب، توجه و تقید داشته اند
و به نظر نمی رسد به علت پوشش حجم بدن باشد چون بدون شک بهترین و پوشاننده ترین حجاب را بانوان عصمت و طهارت داشته اند که پوشاندن حجم بدن هم شاملش می شود

و این آفت را داریم در جامعه میبینیم که مزاحمت ها و بی حرمتی هایی حتی به خانم های محجبه می شود. البته به دلیل حجاب این مشکلات برایشان کمتر از خانم های بدحجاب است...
کوتاه سخن به نظرم یک خانم هر چقدر هم در حضور در اجتماع و جامعه مقید باشد و حواسش به رفتار و گفتار و حجاب و برخوردش باشد، شاید مثلا 95 درصد قضیه را حل کرده باشد اما آن 5 درصد به هیچ عنوان دست خودش نیست و مطمئنا در محیط جامعه انواع افراد از همه قشری پیدا می شوند!
زن جنس لطیف است از نظر روحی و جسمی... تاثیر جنس لطیف بسیار زیاد است... آنقدر که امیرالمومنین از سلام کردن به زنان جوان اکراه داشتند و می فرمودند : أَتَخَوَّفُ أَنْ یُعْجِبَنِی صَوْتُهَا فَیَدْخُلَ عَلَیَّ أَکْثَرُ مِمَّا أَطْلُبُ مِنَ الْأَجْرِ میترسم که آوازش مرا خوش آید، و زیادتر از آن اجرى که می‌جویم [گناه] به من رسد
(البته مسلم که ایشان از این گونه مسائل مبرا بودند، شاید برای ما گفته اند)

نمی شود تمام این لطافت را فقط با پارچه مهار کرد... البته حجاب خیلی کمک می کند به محفوظ ماندن و از نظر شرعی همین حد واجب است و در صورت رعایت همین حد هیچ معصیتی برای زن نیست... ولی ای کاش از این لطافتی هم که هست به بهترین و درست ترین شکل استفاده میشد و زن و مرد دقیقا جایگاه خود را میدانستند تا خیلی از مسائل مشکل آفرین در جامعه پدید نمی آمد

کهف الحصین;903753 نوشت:
پاسخ دریافتی مکتوب به نظر مقام معظم رهبری چنین است:

شماره استفتاء: jTeN8aWnQ4
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
با توجه به ترتب مفسده و گناه ـ از جمله تهییج شهوت ـ، پوشاندن حجم بدن زن در برابر نامحرم واجب است.

دیگر مراجع هم تا جایی که اطلاع دارم همین نظر را دارند...


سلام و ادب،@};- بنظر می رسد حکم استفتاء مذکور بیش از انکه عمومیت داشته باشد متوجه کسانی است که متعمدانه و از باب تبرج و خودنمایی با پوشیدن لباسهای نامناسب و چسب، حجم بدنشان را به نمایش می گذارند. از اینرو کسانیکه با رعایت حجاب اسلامی، اعم از داشتن پوشش مناسب و یا با استفاده از چادر بعنوان حجاب برتر، در اجتماعات حضور پیدا می کنند از دایره این حکم خارج و مستثنایند. زیرا اگر این حکم عمومیت داشته باشد بدلیل اینکه به هر میزان و با هر نوع پوششی که زنان وارد اجتماع شوند، ناگزیر، تحت شرایطی رؤیت حجم بدنشان بطور کلی منتفی نیست فلذا حضور زنان بطور کلی در عرصه های اجتماعی باید حرام و غیرجایز باشد، در حالیکه چنین حکمی از سوی احدی از مراجع صادر نشده است.(این از لحاظ فقهی) اما دغدغه حضرت زهرا (س) قطعاً فراتر از این حد و حدود شرعی بوده که بیان مطلب در پست قبلی گذشت.

کهف الحصین;903753 نوشت:
کوتاه سخن به نظرم یک خانم هر چقدر هم در حضور در اجتماع و جامعه مقید باشد و حواسش به رفتار و گفتار و حجاب و برخوردش باشد، شاید مثلا 95 درصد قضیه را حل کرده باشد اما آن 5 درصد به هیچ عنوان دست خودش نیست و مطمئنا در محیط جامعه انواع افراد از همه قشری پیدا می شوند!

مکتب تشیع، مکتب اعتدال و میانه روی است، باید از افراط و تفریط پرهیز نمود، جهت گیری شما در این بحث، تا حدود زیادی بوی افراط می دهد فلذا مجدداً به خود و همه دوستان سفارش می کنم: علیکم بالاعتدال ...@};-

کهف الحصین;903753 نوشت:
نمی شود تمام این لطافت را فقط با پارچه مهار کرد... البته حجاب خیلی کمک می کند به محفوظ ماندن و از نظر شرعی همین حد واجب است و در صورت رعایت همین حد هیچ معصیتی برای زن نیست... ولی ای کاش از این لطافتی هم که هست به بهترین و درست ترین شکل استفاده میشد و زن و مرد دقیقا جایگاه خود را میدانستند تا خیلی از مسائل مشکل آفرین در جامعه پدید نمی آمد

بله حجاب ظاهر شرط لازم است، نه شرط کافی! بلکه باید در کنار رعایت حجاب ظاهر، حجاب اعضاء و جوارح و حجاب باطن و عفاف هم ضمیمه شود. البته آنهم نه صرفاً از طرف زنان جامعه، بلکه مردان نیز باید هم محجوب و هم عفیف باشند تا فواید و آثار حجاب در تمام ساحات جامعه عیان شود. نه اینکه بدلیل فقدان و نقصان در بُعدی از ابعاد مسأله و عدم تکلیف گرایی گروهی از زنان و مردان، حکم به عدم حضور و فعالیت و نقش آفرینی زنان مؤمن و متعهد و راعی کنیم.

موفق باشید ...@};-

مشکور;903921 نوشت:

سلام و ادب،@};- بنظر می رسد حکم استفتاء مذکور بیش از انکه عمومیت داشته باشد متوجه کسانی است که متعمدانه و از باب تبرج و خودنمایی با پوشیدن لباسهای نامناسب و چسب، حجم بدنشان را به نمایش می گذارند. از اینرو کسانیکه با رعایت حجاب اسلامی، اعم از داشتن پوشش مناسب و یا با استفاده از چادر بعنوان حجاب برتر، در اجتماعات حضور پیدا می کنند از دایره این حکم خارج و مستثنایند. زیرا اگر این حکم عمومیت داشته باشد بدلیل اینکه به هر میزان و با هر نوع پوششی که زنان وارد اجتماع شوند، ناگزیر، تحت شرایطی رؤیت حجم بدنشان بطور کلی منتفی نیست فلذا حضور زنان بطور کلی در عرصه های اجتماعی باید حرام و غیرجایز باشد، در حالیکه چنین حکمی از سوی احدی از مراجع صادر نشده است.(این از لحاظ فقهی) اما دغدغه حضرت زهرا (س) قطعاً فراتر از این حد و حدود شرعی بوده که بیان مطلب در پست قبلی گذشت.

مکتب تشیع، مکتب اعتدال و میانه روی است، باید از افراط و تفریط پرهیز نمود، جهت گیری شما در این بحث، تا حدود زیادی بوی افراط می دهد فلذا مجدداً به خود و همه دوستان سفارش می کنم: علیکم بالاعتدال ...@};-

بله حجاب ظاهر شرط لازم است، نه شرط کافی! بلکه باید در کنار رعایت حجاب ظاهر، حجاب اعضاء و جوارح و حجاب باطن و عفاف هم ضمیمه شود. البته آنهم نه صرفاً از طرف زنان جامعه، بلکه مردان نیز باید هم محجوب و هم عفیف باشند تا فواید و آثار حجاب در تمام ساحات جامعه عیان شود. نه اینکه بدلیل فقدان و نقصان در بُعدی از ابعاد مسأله و عدم تکلیف گرایی گروهی از زنان و مردان، حکم به عدم حضور و فعالیت و نقش آفرینی زنان مؤمن و متعهد و راعی کنیم.

موفق باشید ...@};-



بسم الله الرحمن الرحیم
آقای گرامی میشود بفرمائید حد وسط و افراط و تفریط چیست؟
گویا عقیده ی خودتان را وسط و هر کسی عقب و جلو است را دارای افراط و تفریط فرض فرمودید.
طبق تعریف دین افراط در قضیه برخورد با زن به شرح زیر است:
_ نسبت به محارم زن هم حساسیت بیش از حد نشان داده شود
_زن را از تحصیل علم منع کنیم
_زن را از فعالیت اجتماعی منع کنیم
و...
اما اینکه منع زن از اختلاط افراط باشد را از کجا و از کدام منبع دینی استخراج کردید..
لطفا حتما منبع بیاورید که این تفکر افراط است.
در مقابل بنده قادر ده تا منبع بیاورم که منع اختلاط کرده اند.
انقدر این تفکر غیرت را افراط نخوانید..جامعه به لجن کشیده شده..فساد بین مذهبی ها هم رسوخ کرده..
جامعه ی ما دچار درد بی درمان شده..
این کلام رسول خداست که فرمودند از اختلاط در جامعه جلوگیری کنید زیرا جامعه دچار درد بی درمان خواهد شد...
آیا درد بی درمان جامعه را نمیبینید؟
کجا گفته اند حجاب جواز اختلاط است(منبع)
مگر حضرت زهرا سلام الله علیها با حجاب کامل میان خودشان و نامحرم پرده نکشیدند..؟
مگر آقا رسول الله بعد از اتمام نماز نفرمودند اول زن ها به منزل بروند و بعد مردها بروند تا در مسیر اختلاط پیش نیاید؟
نعوذبالله اینها هم افراط؟
زن باید در اجتماع حاضر باشد و تا عالیترین درجات علمی را کسب نماید،اما خط قرمز اسلام اختلاط است.


سلام

نقش زن در حکومت اسلامی و دارا بودن قدرت برتر سیاسی و اجتماعی اش با توجّه به همۀ موارد فوق الذّکر است ، نه خارج از چهارچوبها

و خطّ قرمزهای دینی و حتّی ملّی .

بنابراین با حفظ شعائر و ملزومات حدودِ قدرت برای یک زنّ علاقه مند و توانمند در عرصۀ سیاسی و اجتماعی مدّ نظر است .

پایبند نبودن زنی به اصولِ لحاظ شده در دین و قانون ، مسلّماً حذفِ او را از این مقوله به همراه دارد .

بحث این است که خداوند و اولیاءالله زنانی را برای رأس قدرت تربیت کردند و پرورش دادند که با استناد به سخن بزرگان

اینطور القا شده که به حکم ِ ضرورت بوده و نه ظرفیت .

اگر این سخن قابل قبول هم باشد باید دید آیا ضرورت تنها به تناسب جامعه ای محدود صورت گرفته یا فراتربوده یعنی جامعۀ جهانی .

و همچنین چرا برای برتری دادن به قدرتِ زن از نمونه های قرآنی و دینی الگو برداری نمیشود و محدود شده است ؟

تنهاترین سردار;903928 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای گرامی میشود بفرمائید حد وسط و افراط و تفریط چیست؟
گویا عقیده ی خودتان را وسط و هر کسی عقب و جلو است را دارای افراط و تفریط فرض فرمودید.
طبق تعریف دین افراط در قضیه برخورد با زن به شرح زیر است:
_ نسبت به محارم زن هم حساسیت بیش از حد نشان داده شود
_زن را از تحصیل علم منع کنیم
_زن را از فعالیت اجتماعی منع کنیم
و...
اما اینکه منع زن از اختلاط افراط باشد را از کجا و از کدام منبع دینی استخراج کردید..
لطفا حتما منبع بیاورید که این تفکر افراط است.
در مقابل بنده قادر ده تا منبع بیاورم که منع اختلاط کرده اند.
انقدر این تفکر غیرت را افراط نخوانید..جامعه به لجن کشیده شده..فساد بین مذهبی ها هم رسوخ کرده..
جامعه ی ما دچار درد بی درمان شده..
این کلام رسول خداست که فرمودند از اختلاط در جامعه جلوگیری کنید زیرا جامعه دچار درد بی درمان خواهد شد...
آیا درد بی درمان جامعه را نمیبینید؟
کجا گفته اند حجاب جواز اختلاط است(منبع)
مگر حضرت زهرا سلام الله علیها با حجاب کامل میان خودشان و نامحرم پرده نکشیدند..؟
مگر آقا رسول الله بعد از اتمام نماز نفرمودند اول زن ها به منزل بروند و بعد مردها بروند تا در مسیر اختلاط پیش نیاید؟
نعوذبالله اینها هم افراط؟
زن باید در اجتماع حاضر باشد و تا عالیترین درجات علمی را کسب نماید،اما خط قرمز اسلام اختلاط است.

سلام و ادب@};-

برادر عزیز اختلاط در فرهنگ لغت و از نگاه فقه اسلامی تعریف خاص دارد، باید دقت داشته باشید وقتی صحبت از جواز حضور زنان در اجتماع می کنیم با رعایت حدود شرعی است که بیانش گذشت.

بهتر است قبل از این بیان تند و یکطرفه اول بفرمایید ما در کدام یادداشت، اختلاط را جایز دانسته ایم؟ تا به باقی مباحث بپردازیم.

تشکر از دغدغه مندی شما گل

موضوع قفل شده است