جمع بندی قدرتِ سیاسی ، اجتماعیِ زن در اسلام

تب‌های اولیه

75 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

یازینبِ فاطمه;902324 نوشت:
می بینیم که زنان در عرصۀ مدیریتی کلان نیز موفق عمل کرده اند

سلام و تشکر@};-

صحبت ما بر سر نفی توان و توفیقات زنان در عرصه های مختلف اجتماعی نیست، به گواه تاریخ، زنان همیشه نقشی فعال در مسائل مختلف اجتماعی داشته اند خصوصاً در تاریخ اسلام شواهدی هست که حضور و نقش زنان را دوشادوش مردان و در بعضی مقاطع حتی پیشگام و جهت دهنده به مردان می توان یافت.

آنچه مدنظر است، شرایط و حساس بودن روحیه زنان از یکسو، دشواری برخی امور و مناصب و ملاحظات دیگری که در پست قبلی بیان شد، می طلبد زنان بیش از آنکه بدنبال حضور و ایفای نقش گسترده در همه عرصه های اجتماعی و سیاسی، بویزه در مناصب کلان حکومتی باشند به رسالت های اصلی خود بپردازند البته باستثنای مناصب و مشاغل عمومی و تخصصی که در جامعه ما حضور فعال و گسترده زنان را می طلبد.

موفق باشید ...@};-

bentolhodaa;902367 نوشت:
اینکه ما تجویز عمومی برای زن و مرد و نسخه عمومی برای همه ی زمان ها ببندیم درست نیست

اینکه حضور خانم ها در جامعه فی النفسه بلامانع هست در اون شکی نیست و صرف زن بودن مانع حضور موثر نمیشه و ممانعت از اون زمانی اغاز میشه که از یک اولویت دیگر بزنه برای حضور در اجتماع و یا به واسطه ی حضورش دچار گناه بشه .
البته اینکه امور منزل در اولویت هست نسبت به حضور در اجتماع به نظر من توش ان قلت هست . امور خانه و حضور موثر در فعالیت های اجتماع هر دو در یک کفه است گاهی حتی امکان داره دومی را فدای اولی کنی به خاطر هدفت و ارمانت

هم در صدر اسلام نمونه های وافری هست از بزنگاه هایی که زنان حضور داشتند که اگر بعضی از مقدس نماهای کنونی بودند شاید نظر دیگری داشتند.
مثلا حضور خانم ها در جنگ ها برای مداوای مجروحین مثل خود حضرت فاطمه سلام الله علیها در جنگ احد یا به درب تک تک خانه ها رفتن برای حق خواهی . یا حرکت حضرت معصومه سلام الله علیها از مدینه برای پیوستن به برادر ( شاید اگر الان این حرکت می بود حضراتی می گفتند دختر جوان مجرد را چه به این کارها ، بنشید اندر پستو و صبر پیشه کنید تا مقدرات خداوند چه باشد . البته که شان والای بی بی دهان همگان را بسته بود ) این صرفا یک مثال بود خورده نگیرید

در زمان کنونی ، خواهر دباغ کسی که دوشادوش مرد ها اسلحه به دوش میگیره. در مبارزات ضد اسرائیلی در کشور غریب شرکت می کنه . فرمانده سپاه همدان می شه که حسین همدانی ها و امثالهم از معاونان ایشان بودند و درصد کثیری از زیر دستان ایشان آقایان . با اینکه میدونیم ایشون در قبل این مناسبت ها هم دارای فرزند و همسر بودند پس مسئولیت دیگری هم داشتند

به هر حال جایی که مدیریت خانمی می چربد به آقایان هایی و هم در راستای رسیدن به اهداف هست مانعی برای قدرت گرفتن نیست بلکه واجب هم هست حتی تاجایی که بار مسئولیت های دیگر را از جمله منزل کم کرد


سلام و تشکر@};-

شرایط عمومی افراد اعم از زن و مرد، ویژگیهای روحی و روانی، توان و طاقت افراد، سنخ کار و فعالیت، نوع مسئولیت و آسیبهای احتمالی و اقتضائات دیگری که باید نسبت به زن و مرد و جنس کار مورد توجه قرار گیرد همه و همه داخل در بحث است، اینطور نیست که به صرف توان فرد و یا مواردی استثنائی که زنان حضور و نقش مؤثری داشته اند و موارد دیگر یک نسخه همگانی بپیچیم و وضعیت آن مصداق را به همه زنان تعمیم دهیم.

باید همه ملاحظات و اقتضائات مسأله را از همه جوانب آن مورد بررسی و مداقه قرار داد که در پستهای قبلی به برخی از انها اشارت کردیم.

بی شک، در جایی که با دقت و بررسی همه جانبه، توان و میزان نقش آفرینی گروهی از زنان و همسو بودن این گزینش با اهداف کار، ثابت باشد بکارگیری ایشان بسیار پسندیده و مطلوب است لکن اولاً نباید این گزینش گری به یک نسخه عمومی بدل شود. در ثانی نباید از آسیبهای احتمالی که در کمین روحیه لطیف زنان است غافل بود بلکه باید از دقت های پیشگیرانه در خلال این انتخاب و گزینش غفلت ننمود. بعبارتی نباید روحیه لطیف و ریحانه بودن زن را فدای اهداف کاری در هر مسئولیتی که باشد نمود هر چند توان و مدیریت اولیه و اشتیاق و انگیزه شخصی در زنان موجود باشد، جامعه مدیریتی ما حق ندارد به ماهیت اصیل و ریشه دار زنان آسیب بزند. بلکه باید با تدوین قوانین و مقرراتی خاص، وضعیت و شرایط خاص زنان و اسیبهایی که در خلال کار و مسئولیت، نمود پیدا می کند را مدنظر بگیرد. بعبارتی نباید مصلحت را فدای منفعت نمود. اگر به ظرافتهای این مسأله دقت نشود، آسیبهای جبران ناپذیری را متحمل خواهیم شد.

موفق باشید ...@};-

یازینبِ فاطمه;902381 نوشت:
سلام

نظر منم همینه . اولویت بندی بین امور خانوادگی و اجتماعی به مقتضای زمان صورت میگیرد و نمیشود برای آن

یک تجویزِ عمومی مطرح کرد .


سلام و تشکر@};-

البته نقش افرینی برخی زنان در برخی مقاطع و شرایط را نیز نمی توان عمومیت بخشید و قائل شد که همه زنان در همه شرایط و همه موقعیت های سیاسی و اجتماعی (مناصب حکومتی) می توانند منشأ اثر و توفیق باشند. و آسیب بطور کلی منتفی باشد.

یازینبِ فاطمه;902381 نوشت:
در انجام وظایف زن و مرد هر دو مسئولند اعم از وظیفۀ خانوادگی یا وظیفۀ دینی و سیاسی

این اولویت بندی در زندگیِ زنان الگو و نمونه در قرآن و اسلام آنقدر واضح و روشن است


بله مطلب درستی است زنان و مردان همه در قبال مسائلی که اشاره فرمودید مسئولیت دارند اما نقش های آنها یکسان نیست و نمی تواند تساوی در حضور و نقش آفرینی در همه عرصه های سیاسی و اجتماعی را نتیجه گرفت. مثلاً در مأموریت های مختلفی که پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) بعنوان الگوهای عملی به نمایندگان خود می سپردند، یا در اداره جنگ ها، اقدامات اجرائی حکومت و نظائر آن، تماماً حضور و نقش آفرینی مردان ثابت است و زنان نقش یاری رسانی و پر کردن برخی خلاءها را عهده دار بودند چنانکه در برخی مثالها گفته شد نظیر امر درمان مجروحین و سایر کمکهایی که ما در دوران دفاع مقدس خودمان توسط زنان متعهد شاهد بودیم. البته مجددا تأکید می کنیم که زنان نیز می توانند دوشادوش مردان عهده دار مسئولیت های مختلف بجز امر امامت و قضاوت و .... شوند اما نباید از بررسی دقیق و لحاظ شرایط و اقتضائات و آسیبهای احتمالی این امر غفلت نمود.

یازینبِ فاطمه;902381 نوشت:
به راحتی می توان قدرت برتر برای زنان را تعریف و اثبات کرد.

زنان در عرصه های تربیتی قدرت برتر هستند اگر به شأن ومنزلت خود توجه داشته باشند. از طرفی زنان در عرصه های مختلف علمی، اقتصادی، ورزشی و بسیاری از فعالیت مفید اجتماعی و حتی برخی عرصه های مدیریتی می توانند برتر باشند اما بدلایلی که در پستهای قبل اشاره کردیم نه مصلحت و نه منفعت، ایجاب نمی کند که زنان در همه عرصه های حکومتی و سیاسی جواز حضور داشته باشند. البته استثناء منتفی نیست.

موفق باشید ...@};-

یازینبِ فاطمه;902382 نوشت:
ما می بینیم که در صدر اسلام نیز بعد از حضرت علی علیه السّلام به عنوانِ ولی و امامِ مسلمین ،

بزرگترین و برترین قدرتِ سیاسی بر عهدۀ حضرت زهرا سلام الله علیهاست .قدرتی که حتّی عمّارها و سلمان ها و ابوذرها هم فاقد آن بودند


سلام@};-

جایگاهی حضرت زهرا سلام الله علیها واجد بودند مقام ولایت تکوینی و عصمت مطلقه الهی بود نه مقام ولایت تشریعی و قدرت سیاسی. (دقت شود) پس نمی توانید بر این اساس، توان و قابلیتی همردیف مردان برای زنان قائل شوید.

یازینبِ فاطمه;902382 نوشت:
و یا حضرت زینب سلام الله علیها زنی که پرورش یافت تا بزرگترین سفیرِ اسلام باشد و دارای قدرتی شود که حضرت عبّاس علیه السّلام نیز

به آن دست نیافتند .


لطفاً در مقایسه ها دقت کنید! هر یک رسالتی داشتند، رسالت حضرت عباس (ع) به علمداری و سقابودن و حمایت از قافله کربلا تا عصر عاشورا متوقف بود و الحق والانصاف در اطاعت ورزی از مولای خود اباعبدالله (ع) حق مطلب را ادا نمود. توفیقی که حضرت زینب (ع) در آن سهمی نداشت. و پس از عصر عاشورا نقش زینب کبری (س) در هدایت و حمایت کاروان اسراء آغاز گشت و عقیله بنی هاشم (س) نیز بر خلاف آنچه در تاریخ مورد غفلت قرار می گیرد، مطیع محض مولا و امام زمان خود حضرت سجاد (ع) بود و الحق و الانصاف، در اطاعت ورزی و ایفای نقش خود، حق مطلب را تمام کرد.

پس هر دو بزرگوار در عرصه ای تحت ولایت امام زمان خود، به بهترین وجه نقش آفرینی کردند، پس در مقایسه هامان دقت بیشتری کنیم.

یازینبِ فاطمه;902382 نوشت:
در نگاه کلّی میبینیم حضرت علی علیه السّلام ، دخترش زینب را برای سیاست و پسرش عبّاس را برای حفاظت ، تعلیم فرمود .

این نشان میدهد وظیفۀ مردان است که نه تنها در اموری که قدرت جسمانی نیاز دارد در صدد کمک ویاریِ زنان باشند بلکه باید

زمینۀ رشد و به قدرت رسیدنِ زنان را در همۀ امورِ دینی و سیاسی فراهم سازند .


بی شک، حضرت زینب در دامانی تربیت یافته بود که منبع اصیل اگاهی های پاک سیاسی بود، او عالمه ی غیر معلمه بود و چنانکه گفتیم بدلیل همان تربیت یافتگی احسن، در مقام عمل، جوهره ی خود را به خوبی ثابت کرد. لکن نتیجه شما دقیق نیست اینکه مردان نقش و مسئولیت حفاظتی دارند (مثال حضرت عباس(ع)) و باید در خدمت نبوغ و بلوغ سیاسی زنان باشند و از انها حفاظت کنند؟! اگر چنین بود که خدای حکیم باید مسأله امامت و ولایت را که یکی از شئون آن مسائل سیاسی و حکومتی است باید بر عهده زنان می گذاشت و مردان را حافظان و نگاهبانان این حریم!

البته ما نافی توان و قابلیت و حضور و نقش آفرینی زنان در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی نیستیم بلکه قائلیم باید همه جانبه، شرایط و اقتضائات را مدنظر گرفت. اما بیان شما یعنی قائل شدن به (قدرت سیاسی برتر برای زنان) بشدت تحدید کننده و کاستی بخش نقش مردان در عرصه های سیاسی اجتماعی است.

موفق باشید ...@};-

کهف الحصین;902378 نوشت:
اینجا نیز شرکت در جنگ نبوده بلکه بعداز بازگشت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم وحضرت علی علیه السلام از احد در استقبال از آن بزرگواران چنین اتفاقی افتاد

چنانچه در حديث صحيحى از امام صادق عليه‏السلام نقل شد، فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام هنگام شتافتن به زيارت قبور شهدا در احد (محل جنگ بين سپاه اسلام و مشركين) را دقيقاً نشان مى‏داد و اين مى‏رساند كه آن حضرت در اين جنگ حضور داشته، هرچند آمدن او بعد از مجروح شدن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله صورت گرفته باشد.
ابن ابى‏الحديد از واقدى نقل مى‏كند كه:
خرجت فاطمه عليهاالسلام فى نساء، و قد رأيت الذى بوجه ابيها صلى اللَّه عليه و آله فاعتنقته، و جعلت تمسع الدم عن وجهه...(1)
فاطمه عليهاالسلام با گروهى از زنان مدينه از خانه خارج شد و چون چهره‏ى مجروح پدرش را ديد، او را در آغوش گرفته و خون از صورت مباركش پاك مى‏كرد. سپس آبى فراهم نمود و خونهاى چهره رسول خدا را شست و شمشير او را پاك كرد و آبى به دست آن حضرت داد كه بياشامد، ولى ممكن نشد.
در اين تاريخ آمده است: زنانى كه از مدينه آمده بودند چهارده نفر بودند، كه فاطمه عليهاالسلام يكى از آنان بود، آنان نان و آب با خود حمل مى‏كردند و در كنار رزمندگان به آنها آب و نان مى‏دادند و جراحاتشان را پانسمان مى‏نمودند.
خوانندگان عزيز ملاحظه مى‏كنند كه فاطمه عليهاالسلام تنها در چهارچوبه‏ ى خانه زندگى ننموده، بلكه او ضمن حفظ قداست و تقوا، در هنگام لزوم به اجتماع قدم گذاشته و يارى‏رسان رزمندگان اسلام بوده است.

1ـ شرح نهج‏البلاغه، ج 15، ص 35- 36.

به زهراء خبر مى‏دهند پدرش در جنگ آسيب ديده است. سنگى به چهره‏ى او رسيده و چهره‏اش را خونين ساخته است.
با دسته‏اى از زنان برمى‏خيزد. آب و خوردنى بر پشت خود برمى‏دارند و به رزمگاه مى‏روند.
زنان، مجروحان را آب مى‏دهند و زخم‏هاى آنها را مى‏بندند و فاطمه جراحت پدر را شست و شو مى‏دهد.
خون بند نمى‏آيد. پاره بوريايى را مى‏سوزاند و خاكستر آن را بر زخم مى‏نهد تا جريان خون قطع شود.
پيغمبر در مصيبت حمزه گريان شد و زهراء هم گريست.
فاطمه عليهاالسلام هر دو يا سه روز خود را به احد مى‏رساند و بر مزار شهيدان مى‏گريست و آنان را دعا مى‏كرد. (2)

2 ـ زندگانى فاطمه زهراء دكتر شهيدى ص 79- 77 به نقل از: مغازى ص 290- 250- 249.

مشکور;902462 نوشت:
شرایط عمومی افراد اعم از زن و مرد، ویژگیهای روحی و روانی، توان و طاقت افراد، سنخ کار و فعالیت، نوع مسئولیت و آسیبهای احتمالی و اقتضائات دیگری که باید نسبت به زن و مرد و جنس کار مورد توجه قرار گیرد همه و همه داخل در بحث است، اینطور نیست که به صرف توان فرد و یا مواردی استثنائی که زنان حضور و نقش مؤثری داشته اند و موارد دیگر یک نسخه همگانی بپیچیم و وضعیت آن مصداق را به همه زنان تعمیم دهیم.

به نظر میاد که هر دو صحبت یکیه و اینکه نسخه ی عمومی بستن بر مسائل مصداقی درست نیست و باید متناسب با احوال باشه مورد توافق هست چه اینکه از این طرف ما بگوییم نسخه همگانی عدم حضور درست نیست به دلیل جنس لطیف و ... چه اینکه شما بگویین نسخه همگانی درست نیست درمورد حضور در اجتماع به بهانه ی تاثیر موثر
جفت این جمله ها می رسونه که طرف باید خودشو قابلیتشو موقعیتشو و تاثیرشو ببینه و تصمیم بگیره

bentolhodaa;902578 نوشت:
چنانچه در حديث صحيحى از امام صادق عليه‏السلام نقل شد، فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام هنگام شتافتن به زيارت قبور شهدا در احد (محل جنگ بين سپاه اسلام و مشركين) را دقيقاً نشان مى‏داد و اين مى‏رساند كه آن حضرت در اين جنگ حضور داشته، هرچند آمدن او بعد از مجروح شدن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله صورت گرفته باشد.
ابن ابى‏الحديد از واقدى نقل مى‏كند كه:
خرجت فاطمه عليهاالسلام فى نساء، و قد رأيت الذى بوجه ابيها صلى اللَّه عليه و آله فاعتنقته، و جعلت تمسع الدم عن وجهه...(1)
فاطمه عليهاالسلام با گروهى از زنان مدينه از خانه خارج شد و چون چهره‏ى مجروح پدرش را ديد، او را در آغوش گرفته و خون از صورت مباركش پاك مى‏كرد. سپس آبى فراهم نمود و خونهاى چهره رسول خدا را شست و شمشير او را پاك كرد و آبى به دست آن حضرت داد كه بياشامد، ولى ممكن نشد.

در مورد این مطلب بنده متن کارشناس انجمن تاریخ را نقل کردم

و از کارشناس محترم در مورد این احادیث می خواهیم نظر خود را در چند زمینه بیان کنند...

1- از نظر صحت روایت ابن ابی الحدید

2- موقعیت "اضطرار"ی که بوجود آمد و بانوان عصمت و طهارت را به اجبار در این شرایط قرار داد

3- و در مورد چگونگی ظاهر شدن خاندان عصمت و طهارت در آن شرایط اضطرار ( آیا هنگام فعالیت اصلا ایشان ظاهر شدند یا همواره عده ی زیادی زن دور ایشان بود که شناخته نشوند؟ )

متن زیر هم جالب و خواندنیست هر کس مایل بود مطالعه بفرماید

(بخشی از سخنان استاد حسین انصاریان در مورد حجاب)
حضرت فاطمه زهرا(س) دختر پیغمبر اكرم(ص) وقتی مسجد رفت که حکومت را محاکمه کند به دستور آیۀ احزاب یک پوشش سرتاسری انداخت که از سر تا نوک پاهایشان را بپوشاند و هم خُمر را بر سر انداخت. و حالا برنامه سومش را ما نمی توانیم در این مملکت پیاده کنیم که ده إلی بیست نفر از زن های مدینه را دعوت نمود که در فاصلۀ بین خانه تا مسجد (که شش هفت متر بیش نبود) دور مرا بگیرید که من شناخته نشوم.

زینب کبری(س) هم در بارگاه ابن زیاد به اسرا گفت دور مرا بگیرید که مرا نشناسند و نبینند که ابن زیاد آدم خیلی پررويی بود. اُسرا را که نگاه می کرد سؤال کرد: «من هذه التي انحازت فجلست ناحية و معها نسائها؟» این خانمی که خودش را پنهان کرده و پیدا نیست کیست؟ کسی جوابش نداد. دوباره سؤال کرد باز هم جوابش را ندادند. دوباره پرسید، خادمی از خدام اهل بیت: که زن بود بلند شد و گفت دهانت را ببند. چه قدر می پرسی، این دختر امیرالمؤمنین(ع) و فاطمۀ زهرا(س)، زینب کبری(س) می باشد که نمی خواهد چشم آلوده تو به او بیفتد.

متن کامل

http://www.erfan.ir/farsi/36804.html

بسم الله الرحمن الرحیم
برای پاسخ به این مطلب باید تعریفی جامع از مقام یک زن و انتظارات جامعه از او داشت..
اگر این زن در این مسیر حرکت کند،یقینا به اوج خواهد رسید..
چرا قهرمان بودن یک زن را فقط در کسب قدرت های سیاسی میبینند بعضی ها..
مادران همه قهرمانند..همسران خوب همه قهرمانند..
مادر شهید همت و شهید باقری،باکری،قجه ای،علم الهدی و..قهرمان تر است یا فلان خانم سیاسی که اسمش آمد..؟
اوج افتخار حضرت ام البنین علیهاالسلام همین بود،درحالی که میتوانستند تمام زنان مدینه را هدایت کنند,در خانه نشستند و حضرت عباس علیه السلام تربیت کردند تا عالمی هدایت شود..
پس وقتی مقام والای یک زن تعریف شد،آنوقت خواهیم دید که سیاسی بودن یک زن به معنای یک مسول که چند زیر دست مرد دارد،وقتی لازمه اش بودن خارج از سنگر اصلی اش از صبح تا شب است ،چندان افتخار نیست..
از فرزند آن خانم سوال کنید،اگر شهید همت این جامعه شد،آنوقت افتخار است

مشکور;902455 نوشت:

آنچه مدنظر است، شرایط و حساس بودن روحیه زنان از یکسو، دشواری برخی امور و مناصب و ملاحظات دیگری که در پست قبلی بیان شد، می طلبد زنان بیش از آنکه بدنبال حضور و ایفای نقش گسترده در همه عرصه های اجتماعی و سیاسی، بویزه در مناصب کلان حکومتی باشند
به رسالت های اصلی خود بپردازند البته باستثنای مناصب و مشاغل عمومی و تخصصی که در جامعه ما حضور فعال و گسترده زنان را می طلبد.

سلام

اینکه خداوند مردان را ازعقلِ برتر و زنان را از احساسات و عواطفِ بیشتر ، برخوردار کرده است برای این بوده که هر دو جنس با همین

خصوصیات به رشد و کمال برسند و این در همۀ امور برای مرد و زن میسّر است و نمی توان عقلِ زنان را به خاطر داشتن عواطفِ عالیتر

از مردان ، کوچک شمرد همانگونه که نمی توان احساساتِ مردان را به خاطر عقلِ برترشان از زنان ، در پیش آمدهای عاطفی کم رنگ جلوه داد .

به نظر می آید خلطی صورت گرفته است . رسالت های اصلی برای هر دو ( مرد و زن ) تعریف شده است :

چه در خانواده و چه در اجتماع

با توجّه به جنسیت حدود و مرزها مشخص است برای رسیدن به تعالی و رشد که این محدودیتها به نظر می آید به ممنوعیت برای قشرِ

بانوان مبدّل شده و به عبارتی بهانه ای برای جلوگیری از رسیدن به جایگاه و مناصب برتر سیاسی و اجتماعی برای زنان گردیده است .

نمونه ای که می توان از قرآن کریم نام برد حضرت مریم علیهاالسّلام است . زمانی که یهودیان تنها فرزند ذکور خود را به معابد می فرستادند

برای خدمت و کسبِ معرفت ، با ورود ایشان به بیت المقدّس این تفکّر از بین رفت

دستورِ الهی به انجام کارهایِ عبادی که توسط مردان انجام میشد بطوریکه به درجۀ تقدّس رسیدند نشان دهندۀ توانائی یک زن در این عرصه بود .

یک زن اگر شرایط و موقعیت متناسب با خصوصیاتش برایش فراهم باشد می تواند به مدارجِ بالا برسد امّا همیشه خصوصیات غریزی

و طبیعی از طرف مردان موانعی ایجاد کرده که کماکان ادامه دارد .

پس رسالت های اصلی برای همه اعم از مرد و زن ، یکسان است فقط نحوۀ انجام آن متفاوت است .

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
بعضی دوستان به بنده اشکال میکنند که چرا انقدر گیر داده ای به مسایل مربوط به بانوان..
بنده به این حرفشون فکر کردم تا اگر لازمه اصلاح کنم..اما چه کنم که هر مسیری میروم و قصد اصلاح دارم یکطرف قضیه زنانی هستند که توازن جامعه را بهم زده اند...
مثال بزنم؟
تا بحال فکر کردید فرق بیکاری یک زن با مرد چیست؟
اگر زنی سرکار نباشد،با افتخار جلوی گزینه ی شغل مینویسد شغل: خانه دار
اگر مردی بیکار باشد جلوی گزینه شغل جامعه برایش مینویسد شغل:علاف بیکار
اگر زنی بیکار باشد و بخواهد ازدواج کند،مشتری خاص خودش را دارد،بعضی مردهای خوش عقل با ایمان هستند که ارزش یک زن خانه دار را خوب میفهمند...
اگر مردی بیکار باشد و بخواهد ازدواج کند ،نزدیک به محال است به او اعتماد کنند برای تشکیل زندگی..
حال اگر مادری بیکار باشد،اصلا کلمه ی بیکاری برایش معنا ندارد..
اما اگر پدری بیکار بماند...غرورش میشکند،او را بی عرضه میخوانند ،بچه هایش گرسنه میمانند و..
انقدر این تفاوت ها زیاد هستند که مجال گفتنش در اینجا نیست..
من نمیگویم زنان سرکار نروند،بفرمائید شما در این شرایط و با توجه به تفاوت های بالا تکلیف چیست؟
جامعه ای که تعداد مردان بیکارش به اندازه ی زنان شاغلش است و مسئولین هرچه زور میزنند بدتر به گل فرو میروند...
تکلیف مردان بیکار چیست،شما بفرمائید..؟
چگونه ازدواج کند،چگونه خرج خانواده بدهد،چگونه زندگی کند؟
خب این مرد بیکار است..
نمیتواند زن بگیرد...
از آنطرف آن زن شوهر برایش نیست..
سن ازدواج هر دو میرود بالا...
نیاز...نیاز...نیاز...
و انفجار جنسی جامعه...
این یعنی بهم خوردن توازن جامعه..
جالبتر اینکه بدانید تقریبا در همه ی دنیا وضع همین است.
حالا اگر بگوییم،خانم های جامعه،فقط در چند رشته که واجب است زن ها آنجا باشند و معادل آقا نتوان برای آن کار قرار داد، فعالیت کنند،گزاف گفتیم؟
بی انصافی کردیم و خلاف کرامت زن حرف زدیم؟


موضوع قفل شده است