صراط سلوک

تب‌های اولیه

266 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

الهام گرفتن از یک کبوتر
یکی از نکات بسیار مهم در امر سلوک الی الله همت و استقامت است.

«إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي‏ كُنْتُمْ تُوعَدُون

[فصلت/30] آنان كه گفتند: محققا پروردگار ما خداى يكتاست و بر اين ايمان پايدار ماندند فرشتگان رحمت بر آنها نازل شوند (و مژده دهند) كه ديگر هيچ ترسى (از وقايع آينده) و حزن و اندوهى (از گذشته خود) نداشته باشيد و شما را به همان بهشتى كه (انبيا) وعده دادند بشارت باد».

«همت بلند دار که مردان روزگار/از همت بلند به جایی رسیده‌اند».

در پاییز سال 1373 ه.ش در شهرستان همدان، به مناسبت گرامی داشت یاد و خاطره بزرگ استاد اخلاق و سلوک و عرفان، عارف والا مقام و حکیم فرزانه ملاحسینقلی همدانی (رحمة الله علیه) کنگره ای برگزار شده بود. در آن مجلس نورانی حضرت علامه ذو فنون حسن زاده آملی (حفظه الله تعالی) سخنانی صمیمی و ارزشمند ایراد فرمودند، در آنجا با اشاره به همت والای مرحوم ملا حسینقلی همدانی (رحمة الله علیه) فرمودند:
«ایشان خیلی صبور بودند، خیلی همت داشتند، پس از 22 سال تلاش و زحمت نتیجه گرفتند و خوب هم گرفتند، آن هم از طریق کبوتری که ملهم شدند.
حضرت علامه این ماجرا را در هزار و یک نکته این چنین می‌نویسد:

مرحوم آخوند ملا حسينقلى همدانى رضوان الله تعالى عليه در حكمت از شاگردان مرحوم حكيم متأله ملا هادى سبزوارى است، و در عرفان و سير و سلوك از شاگردان مرحوم‏



سيد على شوشترى. جناب آخوند ملا حسينقلى بعد از بيست و دو سال سير و سلوك نتيجه گرفت و به مقصود رسيد و خود آنجناب گفت در عدم وصول به مراد سخت گرفته بودم تا روزى در نجف در جايى (گويا در گوشه ايوانى) نشسته بودم ديدم كبوترى بر زمين نشست و پاره نانى بسيار خشكيده را به منقار گرفت و هر چه نوك مى‏زد خورد نمى‏شد، پرواز كرد و برفت و نان را ترك گفت. پس از چندى بازگشت به سراغ آن تكه نان آمد باز چند بار آن را نوك زد و شكسته نشد، باز برگشت و بعد از چندى آمد و بالاخره آن تكه نان را با منقارش خرد كرد و بخورد، از اين عمل كبوتر ملهم شدم كه اراده و همت مى ‏بايد.[1]
......................................
[1]. هزار و یک نکته، نکته 641، ص427.

اهل همت و اهل حال
حضرت علامه (دام عزه) بارها این را تکرار می فرمودند: آنها که اهل همت اند به جایی می رسند، صاحب عزم و همت به کشف و شهود می رسد، اما انها که اهل حال اند، صاحب کشف نمی شوند، حالا ممکن است با یک قبرستان رفتن حالی برایش پیدا شود اما زود گذر است.

درس همت از محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان قبل از بعثت به چادری در بیابان وارد شد و صاحب آن چادر از آن حضرت به شایستگی پذیرایی کرد.
وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به رسالت مبعوث شدند به آن مرد گفتند: ایا این پیامبر را می شناسی؟ گفت: نه
معرفی کردند، این همان کسی است که در فلان روز به چادر تو آند و به خوبی از او پذیرایی کردی!!!
مرد اعرابی به حضور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شد و گفت: یا رسول الله مرا می شناسی؟
حضرت فرمود: تو کیستی؟
اعرابی گفت: من همان کسی هستم که در فلان روز در بیابان به چادرم آمدی و به شایستگی از شما پذیرایی کردم. حضرت فرمود: آفرین بر تو، هر چه می خواهی بگو.
مرد گفت:80 شتر و ساربان آنها را می خواهم.
حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) لحظه ای تامل کرد و فرمود: هر چه می خواهد به او بدهید...
بعد حضرت رو کردند به اصحاب و فرمودند:
حضرت موسی (علیه السلام) به دنبال قبر حضرت یوسف (علیه السلام) می گشت. گفتند فقط پیرزنی است که او ممکن است بداند. به دنبال او فرستاد. او را حاضر کردند، پرسید: آیا قبر جضرت یوسف را می دانی؟
گفت: آری
حضرت فرمود: نشانه اش را بگو، بهشت را برایت ضمانت می کنم.
پیرزن گفت: نمی گویم، تا خواسته ام را اجابت کنی
وحی رسید: اجازه بده خواسته اش را بگوید و قبول کن
حضرت فرمود: بگو
پیرزن گفت: خواسته ام این است فردای قیامت با تو محشور شوم .
پیامبر فرمودند: چرا این مرد نخواست فردای قیامت با من باشد.[1]

..................................
پی نوشت:
[1]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج22ص292-293.

حضرت علامه حسن زاده آملی (حفظه الله تعالی) در این زمینه می نویسد:
حبیبا همت بلند دار و از کمال اخلاص :

دوست بگو، دوست بگو، دوست دوست/ تا نگری هر چه بود اوست اوست
و نیز می سراید:
همّتی ای جان من سیر سماوات را
گوی خدا و مجوی کشف و کرامات را
حاجت رندان راه نیست به جز وصل یار
تا تو چه حاجت بری قبله ی حاجات را
دار حضور و ادب، همّت و آن گه طلب [1]

.........................................
پی نوشت:
[1]. نامه ها و برنامه ها، ص 32.

توبه
حقیقت توبه و توبه حقیقی:
کسی که طالب بصیرت است او به حقیقت توبه رسیده است و الّا دیگر طالب بصیرت نخواهد بود و هیچ گاه شیرینی کلام و لطافت بیان سید الاستاد محمد حسن الهی طباطبایی (قدس سره) را درباره توبه فراموش نمی کنم که فرمودند:
«توبه حقیقی آن است که از خوبی و بدی توبه کنی».
من بعد از اندکی تامل گفتم، توبه از بدی که بحثی در آن نیست اما توبه از خوبی به چه معناست؟؟ و نظر حضرتعالی کدام است؟؟
فرمودند: آنچه از نماز روزه و قرائت قرآن در درس و غیره که خوب می پنداریم، اگر با دقت بنگریم همه آنها را ناقص خواهیم یافت
«و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا»[کهف/104] اینها خیال می کنند کار خوب انجام می دهند.
پس بر انسان آگاه واجب است از این به اصطلاح طاعات و خوبی ها که در حقیقت، اعمال ناقص اند توبه کند و تصمیم بگیرد آنها را به صورت کامل که مورد قبول خداوند باشد انجام دهد که
« انما یتقبل الله من المتقین [مائده/27] خداوند فقط از متقین می پذیرد».
پس آن چه را ما خیر می پنداشته ایم در حقیقت خیر نبوده و خوشا به حال آن کسی که به توبه از کارهای نیکش موفق شود و به آنچه خیر محض است توفیق یابد.

آثار توبه:
توبه چرک و الودگی قلب را می شوید و زنگارهای آن را می زداید، اینجاست که توبه کننده به درد و درمانش واقف شده و از گناهانش بدر می آید هم چون روزی که از مادرش متولد شده است.
امام باقر علیه السلام فرمودند:
«التائب من الذنب کمن لا ذنب له [1] کسی که از گناهانش توبه کرده است هم چون کسی است که اصلا گناه نکرده باشد».
«هر چه کردم جمله ناکرده گرفت
طاعت ناکرده آورده گرفت
نام من در نامه پاکان نوشت
دوزخی بودم ببخشیدم بهشت»
[2]
زمانی که نفس از رذائل پاک شد و از آلودگی های گناه نجات یافت در حقیقت توبه را پذیرفته و توبه اش نیز پذیرفته می شود.
................................
پی نوشت:
[1]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج6 ص 41.
[2]. مولوی، مثنوی معنوی، ج3، ص 147.

غسل و نماز توبه و آداب و فضائل آن:
سید بن طاووس در اقبال، در اعمال ماه ذی القعده می نویسد:
فصل: «اعمالی که در روز یک شنبه ماه ذی القعده انجام می شود و بیان فضیلت آن»
حدیثی را به خط شیخ علی بن یحیی خیاط ( قدس سره) یافتم ( غیر ایشان در کتب علمای امامیه نیر آن را نقل کرده اند) و ما همه روایات ایشان را نقل می کنیم و اجازه نامه ای را که به دست خط ایشان است نزد ما موجود می باشد که به تاریخ 608 ه ق است.

اینک متن حدیث

انس بن مالک می گوید: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روز یک شنبه ماه ذی القعده فرمودند:
ای مردم چه کسی می خواهد توبه کند؟
گفتیم یا رسول الله ما همه می خواهیم توبه کنیم.
فرمودند: غسل کنید و وضو بگیرید و چهار رکعت نماز بخوانید. در هر رکعت حمد یک بار و سوره قل هو الله احد سه مرتبه و سوره الفلق و سوره الناس هر کدام یک مرتبه.
پس از آن 70 مرتبه
«استغفر الله ربی و اتوب الیه» و آن را با «لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم» ختم کنید. پس از آن یک مرتبه بگویید:
«یا عزیزُ یا غَفّار اِغفرلی ذُنوبی و ذنوبَ جمیعِ المومنین و المومنات»

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در ادامه فرمودند:
هر کس از امت من این اعمال را انجام دهد، از آسمان ندا می رسد، ای بنده خدا توبه ات قبول شده و گناهانت بخشیده شده است، اعمالت را دوباره آغاز کن.
فرشته ای از عرش ندا می کند: ای بنده خدا این بشارت بر تو و بر اهل و عیالت و بر ذریه ات مبارک باد...، و فرشته ای دیگر ندا می کند: ای بنده خدا، بشارتت باد که با ایمان از دنیا خواهی رفت و دینت از تو گرفته نخواهد شد و قبرت وسیع و نورانی خواهد شد.
و فرشته ای دیگر می گوید: ای بنده خدا، پدر و مادرت از تو راضی خواهند شد، حتی اگر تا حال از تو راضی نبوده اند و گناهانشان آمرزیده می شود، حتی گناهان ذریه ات نیز بخشیده می شود و تو در دنیا و آخرت وسعت در رزق و روزی خواهی یافت.
و جبرئیل ندا می کند:
من با به همراه ملک الموت خواهم آمد تا وقت جان گرفتن با تو مدارا کند و سختی جان کندن را حس نکنی و روح از بدنت به آسانی جدا شود.
گفتیم یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، حتی اگر بنده ای در غیر ماه ذی القعده این عمل را انجام دهد باز هم این فضایل را دارد؟
فرمود: آری همه آنچه گفتم را دارد. جبرئیل در شب معراج این کلمات را به من تعلیم داد.

بسمه التوّاب

سمیع;813120 نوشت:
چهار رکعت نماز بخوانید.

عرض سلام و ادب و آرزوی قبولی طاعات و عبادات

استاد گرامی این نماز به شکل نماز صبح دو،دو رکعت است و در پایان چهار رکعت اذکار گفته شود

و یا در پایان هر دو رکعت اذکار را باید گفت؟

با تشکر

حبیبه;813230 نوشت:
بسمه التوّاب

عرض سلام و ادب و آرزوی قبولی طاعات و عبادات

استاد گرامی این نماز به شکل نماز صبح دو،دو رکعت است و در پایان چهار رکعت اذکار گفته شود

و یا در پایان هر دو رکعت اذکار را باید گفت؟

با تشکر


باسمه تعالی
با عرض سلام و خسته نباشید
دو تا دو رکعت مانند نماز صبح خوانده شود، بعد از اتمام چهار رکعت، آن اذکار گفته شود.
موفق باشید.

روایت حضور
توبه دارای درجات و مراتبی است:
الف: توبه عوام که توبه از گناهان است.
ب: توبه خواص که توبه از حسنات است. به قول سعدی:
«زاهدان از گناه توبه کنند/عارفان از عبادت استغفار»
خاطره یا که در ذیل می آید مربوط به توبه خواص است.
روزی حضرت علامه حسن زاده آملی (حفظه الله تعالی) در شرح این جمله صدرالدین محمد بن اسحاق قونوی که:
«فمن رزق الطهارة حتی عن الاخلاص فقد منح الخلاص» [1] پس کسی که به مرحله ای از طهارت برسد که حتی اخلاصش را هم نبیند او در حقیقت رستگار شده است، فرمودند:
زمانی به یکی از اساتیدمان اصرار کردیم چیزی بفرمایید، فرمودند:
از امروز قول بدهید از عبادات خود توبه کنید، نمازهایتان از روی عادت نباشد، برای حور و غلمان نباشد، بلکه به خاطر ترس از جهنم، هم نباشد، عمل باید احسن باشد که «لیبلونکم ایکم احسن عملا [ملک/2] خداوند مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک عمل بهتر انجام می دهید».
...........................................
پی نوشت:
[1]. مصباح الانس، ص13.

به عنوان حسن ختام این تاپیک، گوش جان می سپاریم به منجات شیوا و شور آفرین حضرت استاد علامه حسن زاده آملی (دام عزه العالی):
اى آفريدگارم‏ دستم را بگير تا تنها تو را ببينم و سخن تو را بشنوم و دل به تو بازم و زبان را به ياد تو گويا سازم.
اى آفريدگارم خواهم بگويم نمى‏دانم چه بگويم و خواهم بجويم نمى‏دانم چه بجويم اينقدر دانم كه بايد گوياى تو و جوياى تو بود.
اى آفريدگارم طبيب براى دردمندان است اگر تو دردم را دوا نكنى و اميدم را روا نكنى به كجا روم.
آفريدگارم چگونه آفريننده از آفريده غافل است و از وى دور مرا در حضور بدار و بيداريم ده. اگر آفريننده را خواب در ربايد نگهدار آفريده كيست. دانم كه‏ تو را خواب و پينكى نايد خواب و خوراك در تو راه ندارد و هركه را خواب و خوراك كمتر است به تو نزديك‏تر است مرا با خود نزديك گردان. تو دومى ندارى تنهايى مرا به تنهايى خوى ده تا رنگ تو گيرم كه تو خوبى و بايد به خوبى تن در داد.
آفريدگارا براى خودم نابودى نمى‏بينم و هستم كه هستم و هستم كه هستم كه «تا» و «الى» و «حتى» با بودم سازگار نيست ياريم فرما تا در اين كشتزار پاك بلد طيّب تخم نيكبختى براى ابدم بكارم، و در اين بازار گرم‏ رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ‏ سرمايه‏اى تحصيل كنم كه به كارم آيد.

آفريدگارا در اين دل شب با تو عهد بستم كه دهن به هرزه نگشايم، و سخن بيهوده نگويم و در هر كارى جز خشنودى تو نخواهم و در هر حال جز راه تو نپويم.

آفريدگارا من جهان را درياى بيكرانى مى‏بينم و خودم را موجى از دريا وه چه دريايى و چه دريايى، وه چه موجى و چه موجى، اينهمه افواج امواج چه مى‏كنند مرا به زبان آنها آشنايى ده و مرا از من رهايى ده. خوشا آنانكه نه جهان مى ‏بينند و نه امواج.

آفريدگارا جانم را به سوزوگداز بدار و زبانم را به رازونياز.

آفريدگارا من كيستم من چرا از خود مى‏ترسم؟ از كى بپرسم من كيستم؟ جز تو كيست تا حل اين معمّا كند و اين گره بسته را وا كند؟

آفريدگارا از پشه آنقدر انديشه دارم كه از پيل و از مور آن اندازه كه از اژدهاى دمان و از كرم شب‏تاب همان‏كه از آفتاب، چيست كه عجيب نيست، رستنى‏ها همه حيرت‏آور، حيوانات همه مهيب، كوهها همه عجيب، درياها همه سهمگين، ستاره‏ها همه دلربا و جانفزا، اينهمه از كجا پيدا شدند، اصلشان چقدر زيبا خواهد بود و چقدر بزرگ و توانا خواهد بود، همه علمند و شعور، همه هشيارند و بيدار، همه در زمزمه مدح و ثناى تو، همه سر به آستان تو نهاده‏اند، اين چه شوكت و سلطنت است و اين چه جبروت و عظموت.
آفريدگارا جسم و جانم داده‏اى، گوش و زبانم داده‏اى، نطق و بيانم داده ‏اى، ندانم چى به من نداده‏اى. توفيقم ده تا اين همه نعمت‏ها را كفران نكنم چه از شكر آنها عاجزم و كسى از عهده شكرت برنمى‏آيد.

الهى به نيروى خرد دريافتم كه شيرين ‏تر از كلام تو كلامى نيست سرّم را به اسرار آن آشنا گردان.

آفريدگارا پادشاهى تو را نتوان به سلطنت و قدرتى تمثيل كرد كه اينها سايه ‏اند هركه با پادشاه نزديك‏تر است خشيت او بيشتر است به عظمت پشه ‏گان و مورچگانت سوگند م ى‏دهم كه خشيتم ده،
اى كه يحيى را در صبا حكم بخشيدى و درباره او فرموده ‏اى‏ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا، و عيسى را در كودكى گويا كرده‏اى كه‏ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ‏ گفت، حسن بن عبد اللّه چهل و چهار ساله را حكم و زبانى ده.

آفريدگارا غبطه فرستادگانت را مى‏خورم كه وقف تو بودند، و از ملائكه عالين لذت مى‏برم كه مات تواند، اين آفريده را به خود واقف گردان تا وقف تو و مات تو شود.

آفريدگارا تو پاكى و پاكانت بسويت راه دارند ياريم كن تا همواره تن و جانم پاك باشد.

آفريدگارا جهان را بهشت مى‏بينم و از زيبايى آن لذت مى‏برم جمال تو كه جهان آفرينى تا چه اندازه دلنشين خواهد بود.

آفريدگارا مى‏بينم كه همه چشم گشوده ‏اند مرا مى ‏بينند و از من آگهى دارند از روى آنها شرم دارم تا چه رسد از روى تو.
آفريدگارا مرا به سجده‏ هاى طولانى مدد فرما و شب زنده‏ داريم ده كه نواى سحر دلسوختگان از نغمه‏هاى مرغان بهشتى گيراتر است.
یا علی

بسمه الشکور

سمیع;813501 نوشت:
یا علی

عرض سلام و ادب

استاد گرامی جا دارد از حضرتعالی برای ایجاد این تاپیک مبارک و مطالب درخشان و ارزشمند معرفتی

که بیان فرمودید و همینطور از صبر و حوصله ای که در پاسخگویی به سؤالات همراهان این تاپیک داشتید

از حضرتعالی تشکر کنم.

توفیقاتتان روز افزون باد.

موضوع قفل شده است