جمع بندی شناخت جنس مخالف

تب‌های اولیه

24 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

Reza-D;1019535 نوشت:
ما انسان‌ها را بر اساس عاقل بودن یا احساساتی بودن دسته بندی کنیم

سلام
ما ادعای دسته بندی نداریم که انسانها دو دسته اند یا عقل محور یا عاطفی محور!
بلکه ما در مقام بیان شدت و ضعف این قوه هستیم و این یک چیز طبیعی و روشن است و منافاتی ندارد که فرد در یک گرایش مختصری متفاوت باشد، همانطوری که در تمام انسانها بروز و ظهور ویژگی ها وجود دارد و یک چیز طبیعی است، مثلا برخی روحیه جرات ورزی شدیدی دارند، برخی مهربانند، برخی فردی بی خیال و بی انگیزه و...
با مختصری تامل در محیط خودمون می توانیم در جنسیت های مختلف شدت و ضعف را مشاهده کنیم.


Reza-D;1019380 نوشت:
چطور می‌شود با احساسات، خیر و شر را به درستی تشخیص داد؟

داشتن قوه احساس و عاطفه قوی به معنی نفی خرد و عقل خانما نیست. این گرایش احساس و عاطفه مختصری قوی تر بوده. آن هم حکمت هایی دارد. نه اینکه قوه عاقله تعطیل بوده و نمی تواند خیر و شر و خیلی از مسائل مهم را تشخیص بدهد. اصلا اینگونه نیست و کسی از کارشناسان متخصص در این زمینه چنین ادعایی را نکرده اند که جنس خانم یعنی موجود احساسی محض و خالی از عقل و خرد.

نشاط;1019541 نوشت:
به نظر می رسد شما فرض وجود دو گرایش را در کنار هم غیر ممکن می دانید و با این زاویه دید مشکل ساز میشه
صلاح می‌دانید در همین تاپیک گفتگو را ادامه دهیم یا موضوع را به تاپیک دیگری منتقی کنیم؟
اگر تاپیک دیگر مد نظر شماست بفرمائید تا با استفاده از پاسخ‌های شما پستی بنویسم و تاپیک جدید را راه اندازی کنم
اگر هم می‌گوئید همینجا بحث را ادامه دهیم که بفرمائید

Reza-D;1019758 نوشت:
صلاح می‌دانید در همین تاپیک گفتگو را ادامه دهیم یا موضوع را به تاپیک دیگری منتقی کنیم؟
اگر تاپیک دیگر مد نظر شماست بفرمائید تا با استفاده از پاسخ‌های شما پستی بنویسم و تاپیک جدید را راه اندازی کنم
اگر هم می‌گوئید همینجا بحث را ادامه دهیم که بفرمائید

سلام. بزرگوار هر چند به طور مجزا بهتر بود. ولی از آنجایی که بحث دامنه پیدا کرده به نظر می رسد در اینجا ادامه پیدا کنه بهتره!

یار مهربان;1018863 نوشت:
یکی از دغدغه های من برای ازدواج موفق این است که با روحیات و شخصیات جنس مخالفن آشنا شوم
و ممنون میشم اگر ممکن است در انتها کتاب هایی در این زمینه معرفی نمایند
سلام و عرض ادب
دغدغهء بجا و ارزشمندی دارید، اما آنچه مطالبه کرده‌اید برای شناخت همسر آینده کافی نیست!

اول اینکه می‌خواهید با روحیات

جنس مخالف آشنا شوید. گر چه این شناخت برای مقدمهء آماده‌سازی خود جهت ازدواج خوب است؛ اما اشناخت کاملی نیست
حتماً قبول دارید که دو خواهر یا دو برادر که هر دو در یک خانواده و زیر نظر یک پدر و مادر رشد کرده‌اند، بعضاً روحیات و شخصیتی متفاوت و حتی گاهی متضاد دارند
آن وقت چطور ممکن است که تمام مردهای جهان کاملاً شبیه به هم، و تمام زن‌های جهان هم کاملاً شبیه به هم باشند؟!

برخی خصوصیات و عقاید ذاتی و ژنتیکی، محیط و خانواده، آموزش، اجتماع، فرهنگ، نگرش به هستی، سطح IQ و EQ ، حتی اتفاقات و حوادث زندگی، هر کدام می‌توانند در شکل گیری شخصیت یک انسان مؤثر باشند
به نحوی که حتی دو انسان از یک جنس می‌توانند از زمین تا آسمان با یکدیگر اختلاف روحی و رفتاری داشته باشند

در نتیجه صرفاً با یک بررسی کلی درمورد چند خصوصیت مشترک در بین مردان یا زنان، نباید تصور کنیم که خوب دیگر تمام مردها را شناخته‌ایم! (یا تمام زنها را)
حتی همین چند خصوصیت تقریباً مشترک نیز الزاماً مطلق نبوده و گاهاً می‌بینیم که در بین برخی از افراد یک جنس آن خصوصیت کمرنگ‌تر است یا حتی اصلاً وجود ندارد

لذا پس از انجام این شناخت کلی درمورد خصوصیات مشترک یک جنس که البته لازم است و استاد "نشاط" به خوبی برایتان شرح دادند
به این نکته توجه داشته باشید که باید درمورد تفاوت‌های رفتاری انسان‌ها نیز بیشتر و کامل‌تر تحقیق کنید
و در نهایت هم باید تلاش کنید که

خصوصیات "مرد زندگی خود" یا "زن زندگی خود" را بشناسید
چرا که بدون تردید برخی از این خصوصیات با آنچه در کتاب‌ها درمورد خصوصیات مردان و زنان خوانده‌اید تفاوت اساسی خواهد داشت

ثانیاً خواندن کتاب اگر چه مفید و لازم است اما این هم کافی نیست و عیب خودش را دارد؛ اینکه کتاب هرگز نمی‌تواند جای تجربه را بگیرد
البته منظورم از تجربه، دوستی و روابط نامشروع نیست. ولی لازم است که در زندگی روزمره خود، رفتار مردها یا زنان اطراف خود را بسنجید و کنکاش کنید
(در حدی که جستجو در زندگی کسی نباشد)
در اثر تجربه و مشاهده و بررسی شخصی، خواهید دید که در زندگی واقعی، بعضی از آموزش‌های کتاب‌ها بسیار مفید خواهند بود، برخی چندان کاربردی ندارند، و برخی را هم باید برعکس عمل کرد!
و اینها فقط در اثر تجربه به دست خواهد آمد. خودتان باید درک کنید و به شناخت برسید

البته این را هم عرض کنم که حرف‌های من به معنای حساسیت بیش از حد نیست. قرار نیست قبل از ازدواج فوق تخصص روانشناسی بگیرید! :Nishkhand:
من حد مطلوب را برایتان ترسیم کردم. اما همین که به اندازه معقول در این زمینه تلاش کنید و یاد بگیرید کافی است
چرا که خواه ناخواه بخش قابل توجهی از این تجارب فقط و فقط بعد از شروع زندگی مشترک قابل دستیابی هستند که برای آن باید بعداً برنامه ریزی کرد

امیدوارم موفق باشید @};-

نشاط;1019541 نوشت:
به نظر می رسد شما فرض وجود دو گرایش را در کنار هم غیر ممکن می دانید و با این زاویه دید مشکل ساز میشه

اتفاقاً برعکس، من عقیده دارم اصلاً این دو، دو گرایش متفاوت نیستند که بخواهند کنار هم بیایند یا نیایند!
ولی به این دلیل که برای متمایز ساخت این دو موضوع تا الان از کلمات "احساس" و "عقل" استفاده شده، من هم از همین دو واژه استفاده می‌کنم

نشاط;1019541 نوشت:
برخی مواقع نحوه برخورد و رفتار عاطفی است و برخی موارد عقلی و منطقی است. بنابراین این دو گرایش بستگی به کارکرد و نوع نیاز هست که در موقع و جایگاه خاص خود بروز پیدا می کنند.
این پاسخ شما برادر عزیزم زمانی موضوعیت دارد که سوال درمورد نوع برخورد «یک انسان واحد» در «دو موقعیت متفاوت» باشد
آنجا شما می‌توانید بفرمائید این انسان واحد، ممکن است در موقعیتی رفتارش عاطفی‌تر باشد و در موقعیتی دیگر رفتارش منطقی‌تر

اما موضوع مورد بررسی ما نوع برخورد

«دو انسان متفاوت» در «یک موقعیت واحد»
است که در ادامه توضیحش خواهم داد


نشاط;1019541 نوشت:
رابطه عقل و احساس در بین زنان و مردان این است که نوع نگاه و رفتارها در مردان موقع تصمیم گیری در کنار احساس و عاطفه به جنبه رفتار منطقی بیشتر اهمیت می دهند و در این زمینه تابع عقل بوده و طبق آن تصمیم می گیرند. منتها در زنان روحیه احساسی نمود بیشتری دارد و در حین تصمیم اثر گذار است.

اگر به 4 مثالی که در پست شماره 7 زدم دقت بفرمائید، عرض کردم صحبت ما بر روی تفاوت واکنش نیست بلکه بر روی تفاوت ذات برخورد است
لذا من عقیده دارم که چه بسا خانمی نسبت به یک کنش، واکنشی احساسی‌تر از یک آقا داشته باشد
اما برخورد نهایی این خانم با آن پدیده، بسیار عاقلانه‌تر از آن آقا باشد


مثلاً مردی زنش را از دست می‌دهد و زنی هم شوهرش را از دست می‌دهد. مرد گریه چندانی نمی‌کند ولی زن بسیار گریه می‌کند (بخش ظاهری رفتار)
اما آن مرد بخاطر آنکه عشقش را از دست داده با خدا قهر می‌کند، ولی زن با وجود عشقی که به شوهرش داشته با مرگ برخوردی عاقلانه دارد
(بخش باطنی رفتار)
اینجا احساسی یا عقلانی بودن مرد و زن را از بخش باطنی رفتارشان باید تشخیص بدهیم نه از بخش ظاهری آن
ولی ما زن و مرد را بر اساس همان رفتارظاهری دسته بندی می‌کنیم و این چیزی است که من با آن ابراز مخالفت کردم

reza-d;1019570 نوشت:
حرف من این است که تعریفی که شما از زن و مرد ارائه کردید یک تعریف عَرَضی است، نه تعریف حقیقی

نشاط;1019570 نوشت:
اگه امکان داره بیشتر توضیح بدهید، منظورتان چیست؟
به روی چشم
در پستی خطاب به استارتر محترم گفتم که
برخی خصوصیات و عقاید ذاتی و ژنتیکی، محیط و خانواده، آموزش، اجتماع، فرهنگ، نگرش به هستی، سطح iq و eq ، حتی اتفاقات و حوادث زندگی، هر کدام می‌توانند در شکل گیری شخصیت یک انسان مؤثر باشند. به نحوی که حتی دو انسان از یک جنس می‌توانند از زمین تا آسمان با یکدیگر اختلاف روحی و رفتاری داشته باشند

استاد "نشاط" عزیز، آیا قبول دارید زنانی که در بیرون از خانه شاغل هستند، معمولاً رفتارشان از لطافت زنانه دور می‌شود و حتی در مواردی کاملاً مردانه می‌شود؟
آیا قبول دارید با توجه به تربیت خانواده‌ها و محیط رشد کودکان، گاهی می‎بینیم یک پسر بسیار عاطفی است و یک دختر بسیار خشک و حتی گاهی سنگدل؟
اینها موارد تأثیرگذار خارجی هستند. اما توضیحی هم درمورد موارد درونی عرض می‌کنم

دخترها ذاتاً بهتر می‌توانند احساسات خود را بروز بدهند و پسرها کمتر. اما این تفاوت در قدرت بروز احساسات است نه در قوی‌تر بودن احساسات
حالا این دختر و پسر وقتی به دنیا می‌آیند جامعه آنها را به طرف آنچه بروز می‌دهند سوق می‌دهد
یعنی زنها را به سمت احساساتی بودن سوق می‌دهد و مردها را به سمت منطقی بودن

جامعه به زنها می‌گوید شما نباید تصمیم بگیرید چون احساساتی هستید. زنها هم دیگر به دنبال منطق و استدلال نمی‌روند چون دیگر به دردشان نمی‌خورد!
به مرد هم می‌گویند نباید احساساتت را بروز بدهی

(جملهء معروف مرد که گریه نمی‌کند). مرد هم سعی می‌کند از احساسات دوری کند چون به دردش نمی‌خورد!
شما می‌بینید هر جا که رویکرد جامعه عوض شده، خروجی رفتار زنها و مردها نیز تغییر کرده است و نقش‌هایی کاملاً متفاوت از آنچه انتظار داریم ایفا کرده‌اند

البته من منکر تفاوت ذاتی مرد و زن در این زمینه نیستم. قطعاً از زن انتظار اعمالی مثل ناز برای شوهر می‌رود و از مرد اعمالی مثل صلابت
اما اینها فقط نقش‌هایی است که برای حفظ خانواده بر عهدهء این دو گذاشته شده است، نه آنکه بیانگر کلیثت وجود آنها باشد
برای همین است که ما می‌بینیم زنی مثل حضرت زینب(س) در عاشورا هم مثل یک زن خواهری می‌کند، هم عاقلانه می‌گوید من بجز زیبایی چیزی ندیدم
واکنش ایشان زنانه است اما برخورد باطنی ایشان با موضوع، کاملاً عاقلانه و حتی برتر از بسیاری از مردان است

نشاط;1019576 نوشت:
ما ادعای دسته بندی نداریم که انسانها دو دسته اند یا عقل محور یا عاطفی محور!
بلکه ما در مقام بیان شدت و ضعف این قوه هستیم و این یک چیز طبیعی و روشن است و منافاتی ندارد که فرد در یک گرایش مختصری متفاوت باشد، همانطوری که در تمام انسانها بروز و ظهور ویژگی ها وجود دارد و یک چیز طبیعی است، مثلا برخی روحیه جرات ورزی شدیدی دارند، برخی مهربانند، برخی فردی بی خیال و بی انگیزه و...
با مختصری تامل در محیط خودمون می توانیم در جنسیت های مختلف شدت و ضعف را مشاهده کنیم

بحث ما از کجا شروع شد برادر؟
در ابتدای تاپیک بنده تعریف شما از زن و مرد را نقل قول کردم و عرض کردم طبق این تعریف شما زن سراسر نیاز و ضعف است و مرد سراسر بی‌نیازی و استقلال
لذا این صحبت شما که در بالا آورده‌ام با آن تعریف ابتدایی که ارائه فرمودید تناسب ندارد

انتظار من این است که وقتی قرار است تعریفی از دو جنس ارائه دهیم، وزن هر کدام در زندگی مشخص شود
و هر کدام به نسبت شرایط خود وظایفی را به عهده بگیرند. اعم از وظایف جسمی و روحی
ولی در تعریف شما این را ندیدم بزرگوار

Reza-D;1020193 نوشت:
مثلاً مردی زنش را از دست می‌دهد و زنی هم شوهرش را از دست می‌دهد. مرد گریه چندانی نمی‌کند ولی زن بسیار گریه می‌کند (بخش ظاهری رفتار)
اما آن مرد بخاطر آنکه عشقش را از دست داده با خدا قهر می‌کند، ولی زن با وجود عشقی که به شوهرش داشته با مرگ برخوردی عاقلانه دارد (بخش باطنی رفتار)اینجا احساسی یا عقلانی بودن مرد و زن را از بخش باطنی رفتارشان باید تشخیص بدهیم نه از بخش ظاهری آن
ولی ما زن و مرد را بر اساس همان رفتارظاهری دسته بندی می‌کنیم و این چیزی است که من با آن ابراز مخالفت کردم

سلام
بزرگوار بنده هم با این نظر شما مخالف نیستم.
ببینید زن و مرد در نوع ابراز رفتار می توانند متفاوت برخورد کنند، برخی از زنان با این که در اوج احساساتند خیلی عاقلانه برخورد می کنند ولو اینکه از لحاظ وجودی و جنسیتی فردی احساسی و عاطفی است
همچنین برای آقایون هم چنین احتمالی هست که موقع برخورد نتوانند از منطق قوی استفاد کنند و تابع احساس و عاطف بگردد و ...
قاعده ای که مطرح شده اولا در شکل اجرا گاهی فرق می کند، ثانیا ما در بیان این نیستیم که خانما به هیچ وجه از منطق و عقل استفاده نمی کنند و همیشه احساس گرا بوده و اخلاقشان فقط عاطفی و احساسی است.
بزرگوار نوع روحیه و جنسیت در زن و مرد تمایزاتی دارد، ولی به هر حال بعد احساس و عواطف در خانما پر رنگ تر است.
ولی چه بسا یک خانم در شکل اجرا ین احساس و هیجان خود را به طور قوی کنترل کرده و برخورد سنگین و حساب شده ای را از خود نشان بدهد، ما منکر چنین واکنش و رفتاری نیستیم.

Reza-D;1020195 نوشت:
به روی چشم
در پستی خطاب به استارتر محترم گفتم که
برخی خصوصیات و عقاید ذاتی و ژنتیکی، محیط و خانواده، آموزش، اجتماع، فرهنگ، نگرش به هستی، سطح iq و eq ، حتی اتفاقات و حوادث زندگی، هر کدام می‌توانند در شکل گیری شخصیت یک انسان مؤثر باشند. به نحوی که حتی دو انسان از یک جنس می‌توانند از زمین تا آسمان با یکدیگر اختلاف روحی و رفتاری داشته باشند

استاد "نشاط" عزیز، آیا قبول دارید زنانی که در بیرون از خانه شاغل هستند، معمولاً رفتارشان از لطافت زنانه دور می‌شود و حتی در مواردی کاملاً مردانه می‌شود؟
آیا قبول دارید با توجه به تربیت خانواده‌ها و محیط رشد کودکان، گاهی می‎بینیم یک پسر بسیار عاطفی است و یک دختر بسیار خشک و حتی گاهی سنگدل؟
اینها موارد تأثیرگذار خارجی هستند. اما توضیحی هم درمورد موارد درونی عرض می‌کنم

دخترها ذاتاً بهتر می‌توانند احساسات خود را بروز بدهند و پسرها کمتر. اما این تفاوت در قدرت بروز احساسات است نه در قوی‌تر بودن احساسات
حالا این دختر و پسر وقتی به دنیا می‌آیند جامعه آنها را به طرف آنچه بروز می‌دهند سوق می‌دهد
یعنی زنها را به سمت احساساتی بودن سوق می‌دهد و مردها را به سمت منطقی بودن

جامعه به زنها می‌گوید شما نباید تصمیم بگیرید چون احساساتی هستید. زنها هم دیگر به دنبال منطق و استدلال نمی‌روند چون دیگر به دردشان نمی‌خورد!
به مرد هم می‌گویند نباید احساساتت را بروز بدهی

(جملهء معروف مرد که گریه نمی‌کند). مرد هم سعی می‌کند از احساسات دوری کند چون به دردش نمی‌خورد!
شما می‌بینید هر جا که رویکرد جامعه عوض شده، خروجی رفتار زنها و مردها نیز تغییر کرده است و نقش‌هایی کاملاً متفاوت از آنچه انتظار داریم ایفا کرده‌اند

البته من منکر تفاوت ذاتی مرد و زن در این زمینه نیستم. قطعاً از زن انتظار اعمالی مثل ناز برای شوهر می‌رود و از مرد اعمالی مثل صلابت
اما اینها فقط نقش‌هایی است که برای حفظ خانواده بر عهدهء این دو گذاشته شده است، نه آنکه بیانگر کلیثت وجود آنها باشد
برای همین است که ما می‌بینیم زنی مثل حضرت زینب(س) در عاشورا هم مثل یک زن خواهری می‌کند، هم عاقلانه می‌گوید من بجز زیبایی چیزی ندیدم
واکنش ایشان زنانه است اما برخورد باطنی ایشان با موضوع، کاملاً عاقلانه و حتی برتر از بسیاری از مردان است


بزرگوار
نکات خوبی را بیان کردید ولی من متوجه منظورتان نشدم! ( دقیقا می خواهید چه نکته ای را بیان کنید، برای من روشن نیست)
موضوع قفل شده است