جمع بندی شناخت جنس مخالف

تب‌های اولیه

24 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
شناخت جنس مخالف


با سلام و وقت بخیر

در جامعه ما که ارتباطاتمیان دو جنس مخالف محدود و بسته است طبیعتا شناخت کمی نسبت به هم دارند
و یکی از دغدغه های من برای ازدواج موفق این است که با روحیات و شخصیات جنس مخالفن آشنا شوم
از کارشناس محترم می خواهم در این باره توضیحاتی بدهند
و ممنون میشم اگر ممکن است در انتها کتاب هایی در این زمینه معرفی نمایند.

از وقتی که می گذارید سپاسگزارم گل

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد نشاط

[TD][/TD]

بسمه تعالی
سلام
بزرگوار امیدوارم که حالتون خوب و بهتر باشه و سال نوی خوبی را برایتان آرزو می کنم.
سوال خوبی را طرح کرده اید! امیدوارم بتوانیم کمک کنیم.
در ذات گوهر وجودی زن و مردی تفاوتی نیست، زن و مرد از یک نوع هستند و جوهره وجودی آنها این زمینه را دارد که به مراحل رشد و کمال واقعی خود برسند. زن و مرد مکمل هم هستند و در کنار هم می توانند به کمال همدیگر کمک کنند.
زن و مرد از ويژگي هاي سرشتي مشترك مثل فطرت، خداشناسي، سازگاري با دين و معرفت خير و شر اخلاقي برخوردارند. در استعدادها و قابليت ها، هر دو جنس زن و مرد از استعدادهاي مشتركي همچون استعداد كمال يابي، جاودانگي طلبي، معرفت طلبي، فضيليت خواهي، قرب به خدا، خلافت الهي، انحطاط و سقوط برخوردارند. (محمد رضا احمدی، نشریه معرفت)
منتها اگرزن و مرد مختصری از نوع ساختار و شخصیت (ویژگی های روانشناختی) هم اطلاعی داشته باشند؛
در این صورت:
انتظارات معقول
برخوردها متین و ملائم
سازش و سازگاری بیشتر
تنش ها کمتر
مهر و محبت بیشتر
تحمل سختی ها راحتر
و به طور حتم زندگی شیرین و گوارا خواهد شد.
از آنجایی که سوال کلی است؛ سعی می کنیم پاسخ را طوری بیان کنیم که هم برای جنس خانم ها و هم برای اقایون مفید واقع شود.
منتها آنچه در بعد روانشناختی خانم ها مطرح است و باید آقایون دقت کنند، این است:
1. بروزعواطف و احساسات در خانم ها بیشتر است.
( نه اینکه عواطف و احساسات را مردان ندارند، بلکه شدت و ضعف و نحوه ابراز آن در خانم های بیشتر است.)
2. میل به امنیت و داشتن تکیه گاه مناسب
خانم ها معمولا دوست دارند به یک فردی تکیه کنند که به او احساس امنیت و آرامش بدهد، چه از لحاظ اقتصادی، روحی، جسمی و عاطفی. معمولا مردانی که چنین زمینه ای را برای همسرانشان فراهم می کنند جذاب تر و موفق ترند.
3. خانم ها جزئی نگر هستند.
به همین دلیل کارهای ظریف هنری و آشپزی و بافندگی و خیاطی را بیشتر دوست دارند، بنابراین باید به نوع نگاه آنها موقع ابراز نظر دقت شود که نگاه یک خانم به مسائل به طور ریز و جزئی بوده و باید از این زوایه او را محترم شمرد و بعد دیگرش این است که آقایون موقع ابراز نظر و رفتار خاص باید به جزئیات هم بپردازند که همسرشان دل خور و ناراحت نشود. البته در برخی از موارد خود نگاه جزئی لازم بوده و می توان با مشورت همسر تصمیم مناسبی را اختیار کرد.
4. واکنش های هیجانی در خانم ها سریع تر است.
هیجان شادی، ترس، اضطراب، استرس در خانم ها سریع تر می باشد، بنابراین عکس العمل سریع از خود نشان می دهند. زنان هنگامی که اندیشه های غم انگیز و ناراحت کننده ای دارند، واکنش های هیجانی تر و احساسی تری را نسبت به مردان از خود بروز می دهند و بهتر است پاسخ مناسب دریافت کنند.
5. نیاز به تایید در خانم ها بیشتر است.
خانم ها دوست دارند همواره از سوی همسرشان تایید شوند، هر گونه کوتاهی و بی توجهی می تواند امواجی از غم و غصه را به بار بیاورد. تایید در نوع پختن یک غذای خوشمزه، تایید در نوع پوشش و زیبایی ظاهری، تایید در ابراز محبتهایشان، تایید در نوع تربیت فرزندان و نوع رفتار با دیگران و... می تواند در روحیه او تاثیر بسزایی داشته باشد.
6. روحیه شنیداری دارند
خانم ها آنچه را می شنوند مهم تر بوده، یعنی نوع گفتار خوب و دلنشین و جذاب می تواند روحیه خوبی را در آنها ایجاد کند و امواجی از شوق را در روحیه آنها بوجود آورد. بنابراین بهتر است آقایون در موقع گفتار دقت کنند و از کلمات تحقیر آمیز و مایوس کننده و نامناسب استفاده نکرده و به تک تک جملات خود اهمیت بدهند.
بنابراین ابراز محبت کلامی برای اثبات علاقه لازم بوده و باید جدی گرفته شود.
7. تعریف و تجمید را دوست دارند
خانم ها معمولا وقتی همسرشان از آنها تعریف و تمجید می کنند خیلی خوششان میاد و آنها را برای عشق ورزی شارژ می کنند.
8. خانم های هدیه را بیشتر دوست دارند.
هدیه دال بر قدرانی همسر می دانند هر چند هدیه کوچک و کم ارزشی باشد و لو اینکه به اندازه یک شاخه گل باشد.

و اما نکاتی که در ویژگی های رواشناختی آقایون وجود داره و بهتر است خانم ها شناختی در این زمینه داشته باشند از این قرارند؛
1. قدرت تعقل گرایی و استدال در آقایون بیشتر است.
بنابراین در مدیریت خانواده اگر این بعد تقویت شود خوشبختی بیشتری در زندگی بدنبال خواهد داشت.
2. علاقه به کمک رسانی به دیگران
مردان هموراه دوست دارند مشکلی را حل کنند و به کمک دیگران بشتابند.
3. کلی نگر بودن
آقایون نگاهشان به مسائل زندگی و امورات آن کلی بوده و تمام امور را به طور کلی می نگرند و از این بعد نگاه آینده نگری دارند. پس خانم های که رویا های همسرشان را تشویق می کنند در تحقق آنها کمک شایانی کرده و می توانند آینده خوبی را با همت همسراشان بوجود آورند.
4. قوی تر بودن کنترل هیجانی
واکنش های هیجانی معمولا در آقایون حساب شده و منطقی تر است و هدفمند می باشد، این هم به خاطر داشتن روحیه تعقل گرایی است. بنابراین انتظار واکنش هیجانی سریع و شدید در برخی موارد صحیح نمی باشد.
5. روحیه بصری در آقایون بیشتر جلوه می کند.
بنابراین خانمی که از نظر ظاهری موجه تر باشد برای مردان جذاب می باشد. بنابراین مردان با دیدن و لمس کردن بیشتر لذت می برند.
6. قدرانی و تشکر را بیشتر دوست دارند.
بنابراین خانم هایی که بیشتر قدر زحمات همسرشان در بر آورده کردن نیازهای خانواده می دانند، در زندگی موفق تر هستند و از نظر شوهراشان جذابتر و مهربانترند.
7. داشتن روحیه استقلال قوی
مردان روحیه استققلال طلبی بیشتری نسبت به زنان دارند، پس زنانی که اجازه می دهند همسرشان در انجام امورات خانواده تصمیم گیری مستقل تری و یا تصمیم گیرنده نهایی داشته باشند در چشم همسرشان محبوب ترند و امید موفقیت بیشتر خواهد شد.
8. هدیه دادن را دوست دارند
بنابراین همین که ببینند خانواده اشان از شرایطی که او برای آنها فراهم کرده راضی هستند بیشترین خوشحالی را بدنبال دارد و نیازی به گرفتن هدیه ندارد.

معرفی چند کتاب:
مرتضي مطهّري، نظام حقوق زن در اسلام، تهران، صدرا،
سيامك خدارحيمي و ديگران، روان شناسي زن، انتشارات مردمك
گري بنوات، زنان از ديد مردان، ترجمه محمّدجعفر پوينده، تهران
پيره روژه، روان شناسي اختلافي زن و مرد، ترجمه حسين سروري،
سيدهادي حسيني، كتاب زن

نیاز زن ها ، خواسته مردها، جان گری،ندا شاد نظر
مردان مریخی ، زنان ونوسی ، جان گری
دانستنی های جنسی مردان، محمدرضا دژکام
دانستنی های جنسی زنان، محمدرضا دژکام
رازهای همسرداری، علی ابراهیمی اقلیدی

بازم در خدمتتون هستیم

سلام.
شما جنبه مردانه وجود خودتون رو کشف کنید و پرورشش بدید، ارتباط باهاش هم محدودیتی نداره.
اولین تاثیر مثبتش اینه که خودتون از زندگی بیشتر لذت میبرید. بعدشم مطمئن باشید بیشتر از هر کتاب و منبعی میتونه در آشنایی شما با شخصیت مردانه و چگونگی ارتباط موفق بین مرد و زن کمکتون میکنه.

نشاط;1019142 نوشت:
خانم‌ها:

1. بروز عواطف و احساسات در خانم ها بیشتر است

2. میل به امنیت و داشتن تکیه گاه مناسب

4. واکنش های هیجانی در خانم ها سریع تر است

5. نیاز به تایید در خانم ها بیشتر است

7. تعریف و تجمید را دوست دارند

8. خانم های هدیه را بیشتر دوست دارند


نشاط;1019142 نوشت:
آقایان:

1. قدرت تعقل‌گرایی و استدال در آقایون بیشتر است

2. علاقه به کمک رسانی به دیگران

4. قوی تر بودن کنترل هیجانی

5. روحیه بصری در آقایون بیشتر جلوه می‌کند

6. قدرانی و تشکر را بیشتر دوست دارند.

7. داشتن روحیه استقلال قوی

8. هدیه دادن را دوست دارند


سلام
اگر ممکن است ابهامی را برای من رفع بفرمائید
طبق کلیت تعاریفی که شما از ضخصیت زن و مرد ارائه کردید، می‌توان زن را در کلماتی مثل «ضعف»، «نیاز»، «احساسات» و «وابستگی» تعریف کرد
و مرد را در کلماتی چون «قدرت»، «بی‌نیازی و استقلال»، «عقل» و «عدم وابستگی» توصیف کرد

ابهام من این است که چگونه این تعاریف با این بخش از صحبت شما قابل جمع است:


نشاط;1019142 نوشت:
در ذات گوهر وجودی زن و مردی تفاوتی نیست، زن و مرد از یک نوع هستند و جوهره وجودی آنها این زمینه را دارد که به مراحل رشد و کمال واقعی خود برسند. زن و مرد از ويژگي هاي سرشتي مشترك مثل فطرت، خداشناسي، سازگاري با دين و معرفت خير و شر اخلاقي برخوردارند. در استعدادها و قابليت ها، هر دو جنس زن و مرد از استعدادهاي مشتركي همچون استعداد كمال يابي، جاودانگي طلبي، معرفت طلبي، فضيليت خواهي، قرب به خدا، خلافت الهي، انحطاط و سقوط برخوردارند

چگونه می‌شود با ابزاری کاملاً متفاوت و بلکه متضاد، به هدفی مشترک رسید؟ چطور می‌شود با احساسات، خیر و شر را به درستی تشخیص داد؟

Reza-D;1019380 نوشت:
سلام
اگر ممکن است ابهامی را برای من رفع بفرمائید
طبق کلیت تعاریفی که شما از ضخصیت زن و مرد ارائه کردید، می‌توان زن را در کلماتی مثل «ضعف»، «نیاز»، «احساسات» و «وابستگی» تعریف کرد
و مرد را در کلماتی چون «قدرت»، «بی‌نیازی و استقلال»، «عقل» و «عدم وابستگی» توصیف کرد

ابهام من این است که چگونه این تعاریف با این بخش از صحبت شما قابل جمع است:

چگونه می‌شود با ابزاری کاملاً متفاوت و بلکه متضاد، به هدفی مشترک رسید؟ چطور می‌شود با احساسات، خیر و شر را به درستی تشخیص داد؟

سلام بزرگوار
از دقت شما ممنونم
برای پاسخ به نظر و سوال شما عرض شود؛
حکمت خالق این است که زن و مرد در کنار هم بتونند زندگی سالم و کاملی را بسازند٬ بنابراین صورت کامل و صحیح و بهتر این است که دو جنس متفاوت با ویژگی های خاص باشند تا کمال واقعی و تربیت اتفاق بیافته. بنابراین در یکی قدرت عقل قوی تر و در دیگری قدرت عواطف و احساسات. خود این مساله هنر خلقت می باشد.
موضوع دیگر این است که خدای متعال بر اساس قدرت تکلیف و نعمت داده شده انسان را ارزیابی می کند. بنابراین انسان چه رن باشد یا مرد. در هر صورت ظلمی در حقش نیافتاده. لذا در یکی بعدی ضعیف بوده و در دیگری قوی هیچ خللی در دایره تکلیف نیست. اتفاقا طبق نظام احسن خلقت اینگونه است.
مطلب بعدی؛
در راستای شدت و ضعف بودن برخی ویژگی ها با داشتن جوهره وجودی که توان رسیدن به کمالات را داراست هیچ منافاتی نیست. در ذات وجودی انسان چه زن باشد چه مرد. توان و استعداد و قابلیت برای رسیدن کمال می باشد. تفاوت در ویژگی با ذات جوهره انسانی منافاتی ندارد. بنابراین اینکه در روحیه مرد تعقل قوی تر بوده به معنی نفی احساس و عواطف او نیست. اتفاقا در تمام انسانها تمام امیال‌و غرائز وجود دارد. منتها به لحاظ ظرا فت هستی و نوع زندگی بهتر اینگونه مصلحت خدای متعال قرار گرفته. از این رو خدای متعال در نوع بروز امیال شدت و ضعفی را قرار داده. از این نکته بر نمی اید که خانم ها غیر معقول هستند‌و اقایون بی احساسات و عواطف. تا ایراد شما در تناقض گویی وارد شود.
مخلص کلام؛
۱. شدت و ضعف امیال و خصوصیات به معنی نفی اصل خصوصیات و خلل در اصل انسانیت نیست. مرد در مرد بودن خود در سکوی سنجش خداست و زن با زن بودن خود سنجیده خواهد شد هر دو انسانند با ویژگی های خاص خودشان.
۲. انسانها ذاتا تمام امیال را در وجودشان دارند بنابراین ظلمی نشده و نقصی نیست.
۳. عاطفی بودن خانما به منزله نفی عقل و منطق انها نیست. حضرت زهرا اسوه انسان کامل در اوج احساس و عواطف فردی منطقی و خردمند بود. و نمونه های دیگر
برای اقایون هم این نکته مطرح است.
۴. نظام هستی نظام احسن است یعنی کامل. از این رو در نظام احسن که از سوی کمال مطلق طراحی شده٬ صورت زیبا همین است که در وجود زن و مرد می بینیم. بنابراین ظلمی نشده و تناقضی در خلقت نیست.
۵. ضمنا تدبیر خالق حکیم در این بوده که زن و مرد در کنار هم بتوانند زندگی خوب و قابل تحمل و شیرینی را داشته باشند. لذا تفاوت به این شکل لازمه زندگی است. در صورتی که هر دو عقل محور محض بودند تناقض شدید در اداره زندگی پیش می اومد‌و رندگی قابل تحمل نبود و مثالهای دیگر٬ این تفاوت ها نفی ذات و جوهره انسان در رسیدن به کمالات نیست. این ها ویژگی هستند و خصلت‌ های خاص. برروز رفتار خاص دال بر نقص و ضعف نیست.
قرار است که انسان به کمال برسد٬ زن و مرد توانایی رسیدن را دارد و بروز خصلتی خاص منافاتی در کمال ندارد. همانطوری که حضرت فاطمه٬ مریم ٬ آسیه و... توانستند به کمال واقعی خود برسند.
ابراز متفاوت دلیل نفی مسیر کمال نیست. روحیه خاص داشتن دلیل موجهی نیست که بگویم که نمی توانند به کمال انسانی برسند.
بنابراین ویژگیها نفی امیال و ذات انسانی را خدشه دار نمی کند٬ بلکه هر کدام با ویژگی های خاص خود با رعایت اعتدالال می تواند به کمال واقعی و کسب فضلیت های اخلاقی نائل شوند و هیچ مانعی در این مسیر نیست.
.

نشاط;1019532 نوشت:
عاطفی بودن خانما به منزله نفی عقل و منطق آنها نیست
تشکر از توضیحات شما برادر "نشاط" عزیز گل
ولی راستش قانع نشدم. البته اگر فکر می‌کنید پرسش من خارج از موضوع تاپیک است بفرمائید
اما اگر در راستای موضوع تاپیک است ممنون می‌شوم توضیح دقیق‌تری بدهید

بر اساس چه دلیلی می‌فرمائید عاطفی و احساسی بودن، با عاقل و منطقی بودن در تضاد نیست؟

شما مثالی زدید:

نشاط;1019532 نوشت:
حضرت زهرا اسوه انسان کامل، در اوج احساس و عواطف فردی منطقی و خردمند بود

ببینید برادر، ممکن است:
1 - شما در زمان دیدن یک فیلم بیشتر هیجانی شوید و من کمتر.
اما کنترل شما بر خودتان بیشتر از من بوده و تأثیرپذیری منفی‌تان از آن فیلم کمتر باشد
2 - شما از شنیدن موضوعات خنده‌دار بیشتر بخندید و من کمتر.
اما شما حد و حدود و جا و مکان خندیدن را بشناسید و من نشناسم
3 - شما با دیدن یک بچه گربه نزدیکش شوید و او را نوازش کنید و من نه.
اما شما بیشتر از به مضرات حیوانات آگاه باشید
4 - شما بخاطر وفات یک دوست، بیشتر اشک بریزید و من کمتر.
اما شما بیشتر از من به حق بودن مرگ اعتقاد داشته و تسلیم امر خدا باشید

بخش سبز رنگ در این 4 مثال، نوعی اختلاف واکنش است که الزاماً ربطی به زن و مرد بودن ندارد، بلکه بین دو همجنس هم قابل تصور است
همانطور که در بالا بنده شما و خودم را به عنوان دو مرد مثال زدم
در این نوع واکنش‌ها ما انسان‌ها تحت تأثیر عوامل مختلف درونی و بیرونی هستیم که
فقط یکی از این عوامل جنسیت است

لذا اگر قرار است ما انسان‌ها را بر اساس عاقل بودن یا احساساتی بودن دسته بندی کنیم
نه از بخش سبز رنگ، که باید از بخش قرمز رنگ استفاده کنیم. یعنی چه؟
یعنی صرف اینکه شما برای مرگ دوست خود بیشتر اشک ریخته‌اید نمی‌توان شما را احساسی‌تر نامید

با توجه به این مطالب، احساسات و عواطفی که برای حضرت زهرا(س) متصور هستیم هیچ تفاوتی با احساس و عاطفهء امام علی(ع) ندارد
یعنی به همان میزان که امام علی نسبت به پدیده‌ای احساساتش را بروز می‌دهد، حضرت زهرا نیز به همان میزان بروز می‌دهد
بعید می‌دانم بتوان موقعیتی را مثال زد که بگوئیم برخورد حضرت زهرا با آن موقعیت، عطفی‌
تر و احساسی‌تر از امام علی بوده
اگر نمونه‌ای می‌شناسید ممنون می‌شوم بگوئید

حرف من این است که تعریفی که شما از زن و مرد ارائه کردید یک تریف عَرَضی است، نه تعریف حقیقی

Reza-D;1019535 نوشت:
تشکر از توضیحات شما برادر "نشاط" عزیز گل
ولی راستش قانع نشدم. البته اگر فکر می‌کنید پرسش من خارج از موضوع تاپیک است بفرمائید
اما اگر در راستای موضوع تاپیک است ممنون می‌شوم توضیح دقیق‌تری بدهید

ببینید بزرگوار، اینکه بگوئیم منافاتی ندارد پاسخ قابل قبولی نیست. مثلاً کسی می‌گوید شراب خوردن منافاتی با عاقل بودن ندارد (بلاتشبیه؛ فقط یک مثال است)
خب اینکه اقامهء دلیل نیست، بلکه باید بگوید طبق چه دلایل و مستنداتی این نظر را مطرح می‌کند
احساس و عقل نیز لااقل از نظر روانشناسان در تضاد با یکدیگر هستند
یعنی ما با پدیده‌های خارجی و درونی یا برخورد عاقلانه داریم یا برخورد احساسی

برای آنکه پرسشم واضح‌تر شود از این بخش از صحبت شما بهره می‌برم:



خب سوال من همین است. چطور می‌شود همزمان هم احساساتی بود و هم عاقل؟!
به نظر می‌رسد اگر ابتدا تعریفی از عقل و احساس ارائه کنید و ارتباط آنها را با مرد و زن بیان بفرمائید برای ادامه گفتگو راهگشا خواهد بود

سلام. اینکه عقل و احساس در وجود انسانهاست شکی نیست، منتها وجود انها جمع اضداد نیست که اشکالی پیش بیاد. برخی مواقع نحوه برخورد و رفتار عاطفی است و برخی موارد عقلی و منطقی است. بنابراین این دو گرایش بستگی به کارکرد و نوع نیاز هست که در موقع و جایگاه خاص خود بروز پیدا می کنند.
به هر حال این گرایشها مثل سایر امیال و گرایش ها در وجود انسان وجود داره و بستگی به شرایطش هست. مثلا: موقع برخورد یک پدر و مادر با فرزند که ساعتها منتظرش بوده اند! خوب موقع ملاقات احساس عاطفه بیشتر جلوه میکنه. ولی موقعی که بیمار است و نیاز به عمل جراحی دارد قطعا تکیه بر قدرت عقل و خرد بیشتر بروز و ظهور داره و باید منطقی فکر کرد و لو که تصمیم گیرنده فقط مادر باشد. در چنین شرایطی عاطفه وجود داره به همان اندازه قوه عاقله وجود داره. آنچه که در اینجا بروز پیدا میکنه تعقل گرایی است.
به نظر می رسد شما فرض وجود دو گرایش را در کنار هم غیر ممکن می دانید و با این زاویه دید مشکل ساز میشه.
قرار نیست تمام گرایش های انسانی همرمان بروز پیدا کنند، بلکه هر گرایش و رفتار انسان مطابق نیاز و شرایط خاص خودش ظاهر می شود و این منافاتی ندارد که زنان در عین حال که روحیه عاطفه و احساسات شدیدی دارند در شرایط خاص خودش از عقل و خرد هم بهره مند شوند. تصور جمع امیال در کنار هم و در حالت واحد و بروز ان به صورت واحد صحیح و منطقی نیست.
البته گاهی انسان رفتاری را طراحی می کند که فکر کرده و عقل خود را به کار گرفته بعد به صورت رفتار عاطفی در بیرون نمایش می دهد، این رفتار در ظاهر هیجان احساس و عواطف است منتها این قضاوت از بیرون است. ولی بررسی دقیق بگیره متوجه میشیم رفتار فقط جنبه حسی و عاطفی نداشته است و در پشت ماجرا از مقدمات عقلی و منطقی به کار گرفته شده است.
منتها تلقی ما از احساس و عواطف و عقل؛
عقل یعنی رفتاری که پایه آن استدلال و منطق و با در نظر گرفتن مصلحت و مفسده همراه با جنبه دفع ضرر باشد. پیش بینی تمامی جوانب و رفتارها اگر بر این متد صورت بگیرد. می شود رفتار خردمند و معقول مثلا: پولی در اختیار ماست قرار است عیدی بدهیم. یکبار نگاه ما فقط جنبه خوشحالی طرف مقابل است و نشان دادن مهربانی و دوست داشتن محض باشه. که هر طور شده . هر مبلغی باشد در اختیارش بگذاریم و مسایل دیگر مهم نیست. این رفتار احساس عاطفی و ابراز علاقه صرف است.
در این صورت معمولا می گویم فرد رفتارش احساسی است.
بنابراین رفتاری که جنبه علاقه و دوست داشتن و ابراز محبت و‌ مهربانی در بروز بیشتر و با شدت بالاتری نمایان شود می گویم فرد رفتار احساسی و عاطفی از خود نشان داد.
نکته پایانی رابطه عقل و احساس در بین زنان و مردان این است که نوع نگاه و رفتارها در مردان موقع تصمیم گیری در کنار احساس و عاطفه به جنبه رفتار منطقی بیشتر اهمیت می دهند و در این زمینه تابع عقل بوده و طبق آن تصمیم می گیرند. منتها در زنان روحیه احساسی نمود بیشتری دارد و در حین تصمیم اثر گذار است. البته این به معنی نیست که از نعمت عقل کاملا غافل شوند و رفتار احساسی محض انجام بدهند. منتها چون نمود عواطفش شدید هست بنابراین در مواقع حساس و مهم لازم است از قدرت تعقل همسر خود بهره مند شوند تا میزان ریسک پایین بیاد و تصمیم صحیح اتخاذ شود.

یار مهربان;1018863 نوشت:

با سلام و وقت بخیر

در جامعه ما که ارتباطاتمیان دو جنس مخالف محدود و بسته است طبیعتا شناخت کمی نسبت به هم دارند
و یکی از دغدغه های من برای ازدواج موفق این است که با روحیات و شخصیات جنس مخالفن آشنا شوم
از کارشناس محترم می خواهم در این باره توضیحاتی بدهند
و ممنون میشم اگر ممکن است در انتها کتاب هایی در این زمینه معرفی نمایند.

از وقتی که می گذارید سپاسگزارم گل

با سلام کتاب " آیا تو آن گمشده ام هستی ؟ "
نوشته باربارا دی انجلیس خیلی کتاب خوبیه من قبل از ازدواجم این کتاب رو خوندم بهتون توصیه می کنم

Reza-D;1019535 نوشت:
بخش سبز رنگ در این 4 مثال، نوعی اختلاف واکنش است که الزاماً ربطی به زن و مرد بودن ندارد

سلام بزرگوار
با چه دلیلی بیان می کنید که میزان شادی و نوع هیجان یکسان است.
بله نوع واکنش در همه انسانها وجود داره و ربطی به زن و مرد بودن نداره، منتها میزان واکنش و شدت و ضعف حتما متفاوت است .

Reza-D;1019535 نوشت:
حرف من این است که تعریفی که شما از زن و مرد ارائه کردید یک تریف عَرَضی است، نه تعریف حقیقی

سلام
بزرگوار
اگه امکان داره بیشتر توضیح بدهید، منظورتان چیست؟

موضوع قفل شده است