جمع بندی زن در عرفان

تب‌های اولیه

23 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
زن در عرفان

با عرض سلام
ممكنه كسي به درجه فنا در راه خدا برسه ولي به بعضي از احكام بي تفاوت باشه يا بعضي از ارزشهاي اسلامي را نپذيره مثلا بي احترامي مولوي و بعضي عرفا به زن و علاوه بر ان اينكه زن را مايه فساد و...ميدونند

کارشناس بحث : سمیع

fargol;270644 نوشت:
با عرض سلام

fargol;270644 نوشت:

ممكنه كسي به درجه فنا در راه خدا برسه ولي به بعضي از احكام بي تفاوت باشه يا بعضي از ارزشهاي اسلامي را نپذيره مثلا بي احترامي مولوي و بعضي عرفا به زن و علاوه بر ان اينكه زن را مايه فساد و...ميدونند

کارشناس بحث : سمیع


باسمه تعالی
باسلام:
برای پاسخ دادن به سوال حضرتعالی توجه شما را به نکات زیر جلب می نمایم
1-اهل معرفت با توجه به آیات وروایات سه اصطلاح ،شریعت-طریقت(سیر وسلوک)-حقیقت(مثلا رسیدن یه درجه فنا)را در بیانات خو د دارند
2-اهل معرفت تاکید دارند که بدون اطاعت از شریعت ،اساسا گام نهادن در راه سیر وسلوک معنایی نخواهد داشت وجز پیروی از هواهای نفسانی نخواهد بود زیرا تقرب به حق تعالی با زیر پا نهادن امر ونهی های وی حاصل نخواهد شد
3-از سوی دیگراگر پیروی از شریعت انسان را در وادی طریقت قرار ندهد،حقبقتی(مثلا رسیدن به درجه فنا)حاصل نخواهد شدواگر هم بدون طریقت درست،حاصل شود جز انانیت والحاد نخواهد بود(1)
4-بنابراین حقیقت(مثلا فنا)وشهود نهایی بدون التزام به سیر وسلوک امکان پذیر نیست واین هر دو،بدون شریعت وتبعیت از اجکام آن،قابل دسترسی نیستند
5-ملاک در صحت وسقم مطالب عرفانی درمیان شخصیتها ،اهل بیت وحضرات معصومین (علیهم السلام)هستند
6-جناب مولوی به زن هم نگرش منفی داشته وهم نگرش مثبت
7-هنگام مطالعه ابيات آمده در مثنوي با دو ديدگاه متفاوت روبرو مي شويم. بخشي از ابيات منعكس كننده افكار و عقايد آن زمانه درباره زن است که زن را نماد ضعف و کم خردی و اغوا گری به شمار می آوردند . و مولانا به صورت سمبلیک از این موضوع جهت بیان مقاصد خود و تفهیم نقطه نظرات خود استفاده می کرده که به هیچ عنوان دیدگاه شریعت در رابطه با زن نمی باشد و بخش ديگر كه گمان مي رود ديدگاه خود مولانا باشد مقام زن را به غايت مي ستايد.
حال چرا مولانا ديدگاه زمانه خود را در حالي كه با ديدگاه خودش متفاوت است منعكس كرده است؟ بايد گفت كه در چنين ابياتي زن تمثيلي براي نفس، ضعف و ترس قرار گرفته است. و بي شك استفاده از مقبولات مخاطب براي بيان مقاصد گوينده، از شروط بلاغت و سخنوري است.
مولانا در مثنوي خود مطالب زير را درباره زن بيان مي كند.
1 – زيبايي زن مظهر جمال الهي است.
2– در عرفان تفاوتي ميان زن و مرد وجود ندارد.
3 – غلبه مرد بر زن ظاهري و غلبه زن بر مرد حقيقي است.
پی نوشت:
1-اصطلاحات الصوفیه ،کاشانی ص144

سلام متشكرم از مطالب خوبتون
يعني بخاطر بلاغت و تاييد مردم به مخلوقات خدا توهين كردند؟؟؟
اشعار در رابطه با نكوهش زنان در كتاب مثنوي معنوي هست يا كتابهاي ديگر؟

فرگل خانم!بسیاری از ابیاتی که از شعرا بیان شده از زبان شخصیتهای داستانهای آنهاست و لزوما نشاندهنده نظر آن مرد نیست.

آن زنی که اغوا کننده است که مساله اش معلوم است.شیطان از راه زن وارد میشود.در سوره ال عمران داریم زین للناس حب الشهوات من النسا و البنین و.... یعنی از علایق دنیوی که برمیشمرد اولینش زن است.

در مورد آن زنی که به عنوان همسر مرد را گول میزند علت آن است که شخصیت اصلی داستانهای مولانا مرد است و او دارد به شاگردانش طریق عرفان می آموزد.بنابراین شرایط و راهها و موانع سیر و سلوک یک مرد را بر میشمرد که از آن میان ممکن است یکی از موانع،همسر او باشد.

شاید هم مولانا نظر منفی داشته باشد،اما قبل از او عطار بهترین دیدگاه را نسبت به زن بیان میکند و داستان رابعه را بیان میکند (گرچه میگوید او نه یک زن بلکه یکصد مرد بود) و میگوید وقتی به رابعه گفتند هیچ مردی پیامبر نشده گفت هیچ زنی هم دعوی انا ربکم الاعلی نداشته!

در اینکه هم زن میتواند به بالاترین مقام برسد و هم مرد شاید بتوان به سوره تحریم استناد کرد که خداوند از کل مومنان دو زن (و از کل کافران دو زن) را نام میبرد.

فاطمه ۶۵;271572 نوشت:
فرگل خانم!بسیاری از ابیاتی که از شعرا بیان شده از زبان شخصیتهای داستانهای آنهاست و لزوما نشاندهنده نظر آن مرد نیست.

آن زنی که اغوا کننده است که مساله اش معلوم است.شیطان از راه زن وارد میشود.در سوره ال عمران داریم زین للناس حب الشهوات من النسا و البنین و.... یعنی از علایق دنیوی که برمیشمرد اولینش زن است.

در مورد آن زنی که به عنوان همسر مرد را گول میزند علت آن است که شخصیت اصلی داستانهای مولانا مرد است و او دارد به شاگردانش طریق عرفان می آموزد.بنابراین شرایط و راهها و موانع سیر و سلوک یک مرد را بر میشمرد که از آن میان ممکن است یکی از موانع،همسر او باشد.

شاید هم مولانا نظر منفی داشته باشد،اما قبل از او عطار بهترین دیدگاه را نسبت به زن بیان میکند و داستان رابعه را بیان میکند (گرچه میگوید او نه یک زن بلکه یکصد مرد بود) و میگوید وقتی به رابعه گفتند هیچ مردی پیامبر نشده گفت هیچ زنی هم دعوی انا ربکم الاعلی نداشته!

در اینکه هم زن میتواند به بالاترین مقام برسد و هم مرد شاید بتوان به سوره تحریم استناد کرد که خداوند از کل مومنان دو زن (و از کل کافران دو زن) را نام میبرد.


سلام من منظورم تمثيل و داستانها نيست حالا انها جاي بحث داره اشعار ديگه ايشان و كتاب فيه ما فيه براي زن هيچ ارزشي قائل نيست و رسيدن زن به كمال را از محالات ميدونه حتي پيش تر از ايشان شمس هم همچين اعتقادي داشته من از اساتيد ادبيات شنيدم كه تا چه حد زن منفور بوده در اشعار ايشان فقط نظامي ارزش خاص براي زن قائل شده:Gol:

[="Times New Roman"][="3"]

fargol;271578 نوشت:
كتاب فيه ما فيه براي زن هيچ ارزشي قائل نيست و رسيدن زن به كمال را از محالات ميدونه حتي پيش تر از ايشان شمس هم همچين اعتقادي داشته من از اساتيد ادبيات شنيدم كه تا چه حد زن منفور بوده در اشعار ايشان فقط نظامي ارزش خاص براي زن قائل شده

سلام عليكم
يك فصل را ميتوانيد در فيه مافيه بعنوان مثال معرفي كنيد.
ياحق[/][/]

fargol;271578 نوشت:
سلام من منظورم تمثيل و داستانها نيست حالا انها جاي بحث داره اشعار ديگه ايشان و كتاب فيه ما فيه براي زن هيچ ارزشي قائل نيست و رسيدن زن به كمال را از محالات ميدونه حتي پيش تر از ايشان شمس هم همچين اعتقادي داشته من از اساتيد ادبيات شنيدم كه تا چه حد زن منفور بوده در اشعار ايشان فقط نظامي ارزش خاص براي زن قائل شده:gol:

سخن آن بزرگان را ندیده و فقط چون استاد گفته که دلیل نمیشود! خودتان بروید مطالعه کنید!

[=arial][=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]پیامبر اکرم (ص) :[/][/]
[=arial][=tahoma, arial, helvetica, sans-serif] [/][/]
[=arial][=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]انهن یغلبن العاقل و یغلبهن الجاهل (زن بر عاقل چیره میشود و جاهل بر زن)[/][/]

[=arial][=tahoma, arial, helvetica, sans-serif] [/][/]
[=arial] [=arial][=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]مولانا:[/][/][/]

[=arial] [=arial][=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]گفت پیغمبر که زن بر عاقلان [/][/][/]
[=arial] [=arial][=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]غالب آید سخت بر صاحبدلان[/][/][/]

[=arial] [=arial][=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]باز بر زن جاهلان چیره شوند[/][/][/]
[=arial] [=arial][=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]زآنکه ایشان تند و بس خیره روند[/][/][/]

[=arial] [=arial][=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]کم بودشان رقت و لطف و وداد[/][/][/]
[=arial] [=arial][=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]زآنکه حیوانی است غالب بر نهاد[/][/][/]

[=arial] [=arial][=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]مهر و رقت وصف انسانی بود [/][/][/]
[=arial] [=arial][=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]خشم و شهوت وصف حیوانی بود[/][/][/]

[=arial] [=arial][=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]پرتو حق است آن معشوق نیست[/][/][/]
[=arial] [=arial][=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]خالق است گوییا مخلوق نیست[/][/][/]

سعدی:

زن خوب فرمانبر پارسا
كند مرد درویش را پادشا

برو پنج نوبت بزن بر درت
چو یاری موافق بود در برت

همه روز اگر غم خوری غم مدار
چو شب غمگسارتبود دركنار

آنكه را خانه آباد و همخوابه دوست
خدا را به رحمت نظر سوی اوست

چو مستور باشد زن و خوبروی
به دیدار او دربهشت است شوی

كسی بر گرفت از جهان كام دل
كه یك‌دل بود با وی آرام دل

اگرپارساباشد و خوش سخن
نگه در نكویی و زشتی مكن

زن خوش منش دل نشان تر كه خوب
كه آمیزگاری بپوشد عیوب

ببرد از پری چهره زشت خوی
زن دیو سیمای خوش طبع گوی

چو حلوا خورد سركه از دست شوی
نه حلوا خورد سركه اندوده روی

دلارام باشد زن نیك خواه
ولیكن زن بد، خدایا پناه!

چو طوطی كلاغش بود هم نفس
غنیمت شمارد خلاص از قفس

سر اندر جهان نه به آوردگی
وگرنه بنه دل به بیچارگی

تهی پای رفتن به از كفش تنگ
بلای سفر به كه در خانه جنگ

به زندان قاضی گرفتار به
كه در خانه دیدن بر ابرو گره

در خرمی بر سرایی ببند
كه بانگ زن از وی بر آید بلند

چون زن راه بازار گیرد بزن
وگرنه تو در خانه بنشین چو زن (بدون اجازه شوهر)

زنی را كه جهل است و ناراستی
بلا بر سر خود نه،که زن خواستی

بر آن بنده حق نیكویی خواسته است
كهبا او دل و دست زن راست است

چو در روی بیگانه خندید زن
دگر مرد گو لاف مردی مزن

زن شوخ چون دست در قلیه كرد
برو گو بنه پنجه بر روی مرد

چو بینی كه زن پای بر جای نیست
ثبات ازخردمندی و رای نیست

گریز از كفش در دهان نهنگ
كه مردن به از زندگانی به ننگ

بپوشانش از چشم بیگانه روی
وگر نشنود چه زن آنگه چه شوی

زن خوب خوش طبع رنج است و بار
رها كن زن زشت ناسازگار

چه نغز آمد این یك سخن زان دوتن
كه بودند سرگشته از دست زن

یكی گفت كس را زن بد مباد
دگر گفت زن در جهان خود مباد

زن نو كن ای دوست هر نوبهار
كه تقویم پاری نیاید بكار

كسی را كه بینی گرفتار زن
مكن سعدیا طعنه بر وی مزن

تو هم جور بینی و بارش كشی
اگر یك سحر در كنارش كشی




به لینک زیر هم مراجعه کنید

http://www.askdin.com/thread21839.html

حالا این اشعار ای خود..
من تو نهج البلاغه هم دیدم که زن رو .... کردن..
در این مورد جوابتون چیه؟


با سلام

چه بخواهيم و چه نخواهیم زن زن است و شان و شؤنش در همه ادیان و مذاهب وادبا و شعراء و عرفا بروشنی ذکر شده است .

مهم شناخت وظیفه و عمل به آنست که باعث کمال انسان میشود .

سلام علیکم

پیشنهاد میدم حتما دوستان این تاپیک رو مطالعه بفرمایند .

http://www.askdin.com/thread18140.html

tors;271793 نوشت:

با سلام

چه بخواهيم و چه نخواهیم زن زن است و شان و شؤنش در همه ادیان و مذاهب وادبا و شعراء و عرفا بروشنی ذکر شده است .

مهم شناخت وظیفه و عمل به آنست که باعث کمال انسان میشود .


از رحمت بی کران کاربر عزیز متشکرم.
اما شما؟!
واقیت چی هست ..
در این صورت که توی نهج البلاغه اومده پس من حالت جبری دارم و عیب نداره گناه کنم چون ذاتم این هست. و خیلی هم دلگیرم که چرا پسر نشدم...
موضوع قفل شده است