جمع بندی دلایل یکتایی خداوند

تب‌های اولیه

14 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
دلایل یکتایی خداوند

با سلام ، سن من ۱۵ است و از حدود یک سال پیش شبهه های گوناگون دینی در ذهنم ایجاد می شود و بار ها به دنبال جواب ان ها نیز رفته ام ولی مشکل من این است که این سوالات خیلی زیاد هستند و خیلی تکراری! یعنی مثلا من پاسخ سوالی را پیدا کرده ام ولی بعد از مدتی دوباره به سراغم می اید و ان قدر ذهنم درگیر این مسائل است که پاسخ ان ها را فراموش می کنم و دائما به خاطر این مسئله اذیت می شوم یعنی یک جور احساس سردرگمی می کنم و ان قدر ذهنم درگیر این مسائل می شود که نمی توانم هیچ کاری انجام دهم.برای مثال بسیار فراموش کار شده ام و به هنگام انجام امور شرعی دائما به سراغم امده و مرا دیوانه می کنند لطفا راهنمایی ام کنید.در ضمن من ادم وسواسی هستم و با این اوصاف وسواسم شدید تر شده . با تشکر از پاسخ گویی تان لطفا پاسخ را در ادامه پیام بنده ارسال کنید چون وقتی به جای دیگری منتقل می کنید من گاهی اوقات نمی توانم به ان جا وارد شوم و گاهی نمی توانم ان جا را پیدا کنم.
من یک سوال دیگر نیز داشتم : ما از کجا به یکتایی خداوند پی می بریم ؟ یعنی چه اشکالی دارد که مثلا یک خدا مسئول یک چیز و دیگری مسئول چیز های دیگر باشد و ان قدر دانا باشند که باهم کنار بیایند؟ با سپاس از پاسخ گویی تان.

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"]
[/TD]


کارشناس بحث: استاد مشکور

[TD][/TD]

Fa.N;995723 نوشت:
با سلام ، سن من ۱۵ است و از حدود یک سال پیش شبهه های گوناگون دینی در ذهنم ایجاد می شود و بار ها به دنبال جواب ان ها نیز رفته ام ولی مشکل من این است که این سوالات خیلی زیاد هستند و خیلی تکراری! یعنی مثلا من پاسخ سوالی را پیدا کرده ام ولی بعد از مدتی دوباره به سراغم می اید و ان قدر ذهنم درگیر این مسائل است که پاسخ ان ها را فراموش می کنم و دائما به خاطر این مسئله اذیت می شوم یعنی یک جور احساس سردرگمی می کنم و ان قدر ذهنم درگیر این مسائل می شود که نمی توانم هیچ کاری انجام دهم.برای مثال بسیار فراموش کار شده ام و به هنگام انجام امور شرعی دائما به سراغم امده و مرا دیوانه می کنند لطفا راهنمایی ام کنید.در ضمن من ادم وسواسی هستم و با این اوصاف وسواسم شدید تر شده . با تشکر از پاسخ گویی تان لطفا پاسخ را در ادامه پیام بنده ارسال کنید چون وقتی به جای دیگری منتقل می کنید من گاهی اوقات نمی توانم به ان جا وارد شوم و گاهی نمی توانم ان جا را پیدا کنم.

سلام و ادب@};-

باید خدا را شاکر باشید که در این اوان جوانی در راستای دریافت پرسشها و دغدغه های ذهنی تان، اهل تحقیق و جستجو هستید و سپاس از اینکه به این مرکز اعتماد می کنید در خصوص این بخش از سؤالتان که به فراموشی و وسواس و حالت های درونی شما مربوط می شود پیشنهاد می کنم از مدیر ارجاع سؤالات بخواهید سؤالتان را به بخش مشاوره و تربیت ارجاع دهند تا بنحو تخصصی پاسخ آن را دریافت کنید.

Fa.N;995723 نوشت:
من یک سوال دیگر نیز داشتم : ما از کجا به یکتایی خداوند پی می بریم ؟ یعنی چه اشکالی دارد که مثلا یک خدا مسئول یک چیز و دیگری مسئول چیز های دیگر باشد و ان قدر دانا باشند که باهم کنار بیایند؟ با سپاس از پاسخ گویی تان.

پاسخ این قسمت از سؤالتان را در دو بخش بیان می کنیم:

بخش اول- برای توحید و یگانگی خداوند دلایل زیادی آورده ‏اند که در ادامه به چند دلیل و برهان اشاره میشود:

1- دلیل فطری: فطرت و نهاد هر انسانی گواهی میدهد قدرتی مافوق همه قدرت‏ها وجود دارد. توجه به این قدرت در لحظات حسّاس و سخت روی میدهد. انسان در حال غرق شدن کسی را میخواند که تنها تکیه گاه، و قدرت نجات دهنده اوست که همان خدای یگانه است. اساساً در شرایطی که تمام درهای عالم اسباب به روی ما بسته میشود آهنگ توحید را در ژرفای وجود خود میشنویم که ما را به سوی (مبدأ یگانه‏ ای) فرا میخواند که قدرت او مافوق همه مشکلات و فراتر از تمامی عالم اسباب است.(1)

2- دلیل وحدت و هماهنگی هستی: هر کس جهان هستی را مطالعه کند، خواهد دید که جهان مجموعه‏ ای هماهنگ و واحدی به هم پیوسته است. این وحدت و هماهنگی از وحدت و یگانگی خالق خبر میدهد. به عبارت دیگر، اگر دو اراده بر عالم هستی حاکم بود، اگر دو تدبیر در جهان خلقت جریان داشت حتماً ناموزونی و فساد در آن حاکم بود، این مطلب، دلیل بر وحدت خالق و مدیر و مدبّر عالم خلقت است. قرآن میفرماید: در آفرینش خدای رحمان تضادّی و عیبی نمیبینی بار دیگر نگاه کن آیا هیچ شکاف و خللی مشاده میکنی.(2)

3- براهین عقلی و فلسفی: در این باره براهین عقلی و فلسفی متعددی نیز ذکر شده است، نظیر: 1- برهان رابطه وحدت عالم و يگانگي مبدأ آن، 2- برهان عدم تناهي، 3- برهان صرافت و محوضت وجود، 4- برهان تمانع، 5- برهان فرجه، 6- برهان نبوت. که در این مجال به چند مورد اشاره می‌شود:

الف: کمال مطلق و نامحدودی خداوند: مقدمه اصلی این دلیل است که ذات خداوند، نامتناهی، کامل و مطلق است و هیچ گونه محدودیتی در آن تصور نمی‌شود، زیرا وجوب وجود اقتضا می‌کند که ذات الهی فاقد هیچ کمالی نباشد، چرا که فقدان کمال مساوی با نقص و نیازمندی است و نیازمندی با واجب الوجود بودن سازگاری ندارد. حال اگر دو خدا (واجب الوجود) فرض شود، لازم است بین آن دو تمایز باشد، زیرا به انتفای هر گونه تمایزی، فرض دو بودن منتفی خواهد شد، در این صورت با دو احتمال مواجهیم (احتمال سومی تصور نمی‌شود): احتمال اول: یکی از دو خدای مفروض، کامل مطلق و نامحدود و واجد همه کمالات و دیگری ناقص و محدود و فاقد برخی کمالات خدای ازلی باشد، در این صورت، معلوم است که خدای حقیقی همان اول است و دومی به دلیل نقص و محدودیت نمی‌تواند خدا باشد، بدین ترتیب احتمال اول به جای تعدد به توحید (وحدت خداوند) می‌انجامد. اما احتمال دوم: هر یک از دو خدای مفروض دارای کمال باشد که دیگری فاقد آن است، نتیجه این احتمال آن است که هیچ یک از آنها خدا نباشد و این خلاف فرض است. در نتیجه فرضی تعدد خدا فرض معقولی نخواهد بود.

ب: دلیل دیگر بر نفی تعدد خدا، برهان تمانع است: یکی از ادلة مشهور توحید، دلیلی است که به دلیل تمانع نام یافته است، از این دلیل تقریرها و روایت‌های گوناگون ارائه شده است که در ذیل به یکی از این تقریرها اشاره می‌شود: هرگاه دو خداوند فرض شود، با سه احتمال رو به رو خواهیم بود: ۱ـ تنها یکی از آن دو می‌تواند از تحقق اراده دیگری جلوگیری کند، ولی دیگری قادر به چنین کاری نیست، در این صورت روشن است که خدای حقیقی همان اولی است و دومی به دلیل مغلوب بودن اراده‌اش نمی‌تواند خدا باشد. ۲ـ هر دو می‌توانند از تحقق ارادة دیگری جلوگیری کند. ۳ـ هیچ کدام نمی‌توانند از تحقق ارادة دیگری جلوگیری کند.

دو احتمال اخیر نیز به نوعی با فرض اولیه ما، یعنی فرض وجود دو خدا سازگار نیست، زیرا احتمال دوم مستلزم مغلوب شدن ارادة خدایان مفروض و احتمال سوم مقتضی عجز و ناتوانی آنها از غلبه بر دیگری است و این دو معنا یعنی مغلوب شدن اراده و عجز از غلبه بر دیگری، با وجوب وجود منافات دارد. بنابر این احتمال دوم و سوم نیز نامعقول‌اند و چون احتمال دیگری در بین نیست ،فرض تعدد خدایان باطل می‌گردد.(۳) بنابر این فرض دو خدا برای عالم شرعاٌ و عقلاٌ محال است. برای مطالعه در باب توحید و خداشناسی، کتاب «توحید در قرآن» تألیف استاد جوادی آملی و کتاب آموزش کلام اسلامی، ج ۱، تألیف محمد سعیدی مهر، مفید و مناسب است.

بخش دوم- اما درباره این فرض که دو واجب الوجود یا بیشتر از روی مصلحت و توافق و مسئولیت و دانایی با هم بسازند و در اداره جهان با توافق و همفکری هم عمل کنند، این فرض نیز مردود است، زیرا:

اولاً: مصلحت‌اندیشی و سازش بر سر انجام یک کاری برخاسته از ذهن آدمیان و بعد از آفرینش جهان و در واقع بر گرفته از نظام اجتماعی است که برای به نتیجه رسیدن بر سر کاری بالاخره از در مصلحت‌اندیشی و سازش پیش آمده و بر سر یک مسئله به توافق‌می‌رسند. به عبارت دیگر، قانون و یا قوانینی بر نظام هستی حاکم است. انسان های عاقل و مختار یا هر موجود با این صفات بر اساس آن قوانین و نظاماتی که وجود دارد برای رسیدن به بیشترین خیر با هم توافق می کند، اما سخن در مورد اصل آفرینش جهانی که هنوز قانونی از پیش تعیین شده ندارد و قانون و نظام با خود آفرینش ایجاد می شود و سخن در مورد خدایی که از هر گونه نیازی مبرا است و هیچ نقصی در وجودش نیست تا بخواهد به بیشترین خیر دست یابد است، فلذا فرض دو خدای سازگار در آفرینش معنا ندارد.
ثانیاً: تزاحم اراده‌ها و سازش بر سر یک مسئله برای رفع تزاحم اراده‌ها یا ناشی از منفعت‌خواهی و خودپرستی است و یا ناشی از جهل و نادانی و عدم تشخیص امور. همه این گونه مسایل از ساحات قدسی الهی دور است.
ثالثاً: اگر دو واجب الوجود یا بیشتر وجود داشته باشد، به حکم این که هر موجودی که امکان وجود پیدا می‌کند و شرایط وجودش تحقق می‌یابد، از طرف واجب افاضه وجود به او می‌شود، باید به این موجود افاضه وجود بشود. البته همه واجب‌ها در این جهت نسبت واحد دارند با او، و اراده همه آنها به طور مساوی به وجود او تعلق می‌گیرد، پس از طرف همه واجب‌ها باید به او افاضه وجود بشود، و از طرف دیگر به حکم اینکه وجود هر معلول به علتش یکی است، پس دو ایجاد مستلزم دو وجود است و چون معلول مورد نظر امکان پیش از وجود واحد را ندارد، پس جز امکان انتساب به خالق واحد را هم ندارد.

از اینرو بر اساس دلایل و براهین و تقریر اخیری که بیانش گذشت؛ خدای یگانه و واحد اثبات می شود و فرض وجود خدایان متعدد که با دانایی و مسئولیت، بطور هماهنگ جهان هستی را اداره می کنند نیز باطل می شود.

موفق باشید ...@};-

پی نوشتها:
1. آیت الله مکارم شیرازی و جمعی از دانشمندان، پیام قرآن، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1377، ج 3، ص 156.
2. سوره ملک، آیه 3 و 4. در جای دیگر میفرماید: «اگر در زمین و آسمان خدایانی جز اللّه میبود، هر دو تباه میشدند. پس اللّه، پروردگار عرش، از هر چه به وصفش میگویند منزّه است.» در سوره‏ ای نیز به اشاره میفرماید: «خدا هیچ فرزندی ندارد و هیچ خدایی با او نیست. اگر چنین می بود، هر خدایی با آفریدگان خود به یک سو می کشید و بر یکدیگر برتری می جستند. خدا از آن گونه که او را وصف می کنند، منزّه است.»
3. ر،ک: آموزش کلام اسلامی، ج ۱، ص ۸۰، نشر طه، قم ۱۳۷۷ش.
4. برای مطالعه بیشتر ر.ک: سایت مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی و سایت شهر سؤال: موضوعاتی با عنوان دلایل یگانگی و یکتایی خداوند.

مشکور;995955 نوشت:

سلام و ادب@};-

باید خدا را شاکر باشید که در این اوان جوانی در راستای دریافت پرسشها و دغدغه های ذهنی تان، اهل تحقیق و جستجو هستید و سپاس از اینکه به این مرکز اعتماد می کنید در خصوص این بخش از سؤالتان که به فراموشی و وسواس و حالت های درونی شما مربوط می شود پیشنهاد می کنم از مدیر ارجاع سؤالات بخواهید سؤالتان را به بخش مشاوره و تربیت ارجاع دهند تا بنحو تخصصی پاسخ آن را دریافت کنید.

پاسخ این قسمت از سؤالتان را در دو بخش بیان می کنیم:

بخش اول- برای توحید و یگانگی خداوند دلایل زیادی آورده ‏اند که در ادامه به چند دلیل و برهان اشاره میشود:

1- دلیل فطری: فطرت و نهاد هر انسانی گواهی میدهد قدرتی مافوق همه قدرت‏ها وجود دارد. توجه به این قدرت در لحظات حسّاس و سخت روی میدهد. انسان در حال غرق شدن کسی را میخواند که تنها تکیه گاه، و قدرت نجات دهنده اوست که همان خدای یگانه است. اساساً در شرایطی که تمام درهای عالم اسباب به روی ما بسته میشود آهنگ توحید را در ژرفای وجود خود میشنویم که ما را به سوی (مبدأ یگانه‏ ای) فرا میخواند که قدرت او مافوق همه مشکلات و فراتر از تمامی عالم اسباب است.(1)

2- دلیل وحدت و هماهنگی هستی: هر کس جهان هستی را مطالعه کند، خواهد دید که جهان مجموعه‏ ای هماهنگ و واحدی به هم پیوسته است. این وحدت و هماهنگی از وحدت و یگانگی خالق خبر میدهد. به عبارت دیگر، اگر دو اراده بر عالم هستی حاکم بود، اگر دو تدبیر در جهان خلقت جریان داشت حتماً ناموزونی و فساد در آن حاکم بود، این مطلب، دلیل بر وحدت خالق و مدیر و مدبّر عالم خلقت است. قرآن میفرماید: در آفرینش خدای رحمان تضادّی و عیبی نمیبینی بار دیگر نگاه کن آیا هیچ شکاف و خللی مشاده میکنی.(2)

3- براهین عقلی و فلسفی: در این باره براهین عقلی و فلسفی متعددی نیز ذکر شده است، نظیر: 1- برهان رابطه وحدت عالم و يگانگي مبدأ آن، 2- برهان عدم تناهي، 3- برهان صرافت و محوضت وجود، 4- برهان تمانع، 5- برهان فرجه، 6- برهان نبوت. که در این مجال به چند مورد اشاره می‌شود:

الف: کمال مطلق و نامحدودی خداوند: مقدمه اصلی این دلیل است که ذات خداوند، نامتناهی، کامل و مطلق است و هیچ گونه محدودیتی در آن تصور نمی‌شود، زیرا وجوب وجود اقتضا می‌کند که ذات الهی فاقد هیچ کمالی نباشد، چرا که فقدان کمال مساوی با نقص و نیازمندی است و نیازمندی با واجب الوجود بودن سازگاری ندارد. حال اگر دو خدا (واجب الوجود) فرض شود، لازم است بین آن دو تمایز باشد، زیرا به انتفای هر گونه تمایزی، فرض دو بودن منتفی خواهد شد، در این صورت با دو احتمال مواجهیم (احتمال سومی تصور نمی‌شود): احتمال اول: یکی از دو خدای مفروض، کامل مطلق و نامحدود و واجد همه کمالات و دیگری ناقص و محدود و فاقد برخی کمالات خدای ازلی باشد، در این صورت، معلوم است که خدای حقیقی همان اول است و دومی به دلیل نقص و محدودیت نمی‌تواند خدا باشد، بدین ترتیب احتمال اول به جای تعدد به توحید (وحدت خداوند) می‌انجامد. اما احتمال دوم: هر یک از دو خدای مفروض دارای کمال باشد که دیگری فاقد آن است، نتیجه این احتمال آن است که هیچ یک از آنها خدا نباشد و این خلاف فرض است. در نتیجه فرضی تعدد خدا فرض معقولی نخواهد بود.

ب: دلیل دیگر بر نفی تعدد خدا، برهان تمانع است: یکی از ادلة مشهور توحید، دلیلی است که به دلیل تمانع نام یافته است، از این دلیل تقریرها و روایت‌های گوناگون ارائه شده است که در ذیل به یکی از این تقریرها اشاره می‌شود: هرگاه دو خداوند فرض شود، با سه احتمال رو به رو خواهیم بود: ۱ـ تنها یکی از آن دو می‌تواند از تحقق اراده دیگری جلوگیری کند، ولی دیگری قادر به چنین کاری نیست، در این صورت روشن است که خدای حقیقی همان اولی است و دومی به دلیل مغلوب بودن اراده‌اش نمی‌تواند خدا باشد. ۲ـ هر دو می‌توانند از تحقق ارادة دیگری جلوگیری کند. ۳ـ هیچ کدام نمی‌توانند از تحقق ارادة دیگری جلوگیری کند.

دو احتمال اخیر نیز به نوعی با فرض اولیه ما، یعنی فرض وجود دو خدا سازگار نیست، زیرا احتمال دوم مستلزم مغلوب شدن ارادة خدایان مفروض و احتمال سوم مقتضی عجز و ناتوانی آنها از غلبه بر دیگری است و این دو معنا یعنی مغلوب شدن اراده و عجز از غلبه بر دیگری، با وجوب وجود منافات دارد. بنابر این احتمال دوم و سوم نیز نامعقول‌اند و چون احتمال دیگری در بین نیست ،فرض تعدد خدایان باطل می‌گردد.(۳) بنابر این فرض دو خدا برای عالم شرعاٌ و عقلاٌ محال است. برای مطالعه در باب توحید و خداشناسی، کتاب «توحید در قرآن» تألیف استاد جوادی آملی و کتاب آموزش کلام اسلامی، ج ۱، تألیف محمد سعیدی مهر، مفید و مناسب است.

بخش دوم- اما درباره این فرض که دو واجب الوجود یا بیشتر از روی مصلحت و توافق و مسئولیت و دانایی با هم بسازند و در اداره جهان با توافق و همفکری هم عمل کنند، این فرض نیز مردود است، زیرا:

اولاً: مصلحت‌اندیشی و سازش بر سر انجام یک کاری برخاسته از ذهن آدمیان و بعد از آفرینش جهان و در واقع بر گرفته از نظام اجتماعی است که برای به نتیجه رسیدن بر سر کاری بالاخره از در مصلحت‌اندیشی و سازش پیش آمده و بر سر یک مسئله به توافق‌می‌رسند. به عبارت دیگر، قانون و یا قوانینی بر نظام هستی حاکم است. انسان های عاقل و مختار یا هر موجود با این صفات بر اساس آن قوانین و نظاماتی که وجود دارد برای رسیدن به بیشترین خیر با هم توافق می کند، اما سخن در مورد اصل آفرینش جهانی که هنوز قانونی از پیش تعیین شده ندارد و قانون و نظام با خود آفرینش ایجاد می شود و سخن در مورد خدایی که از هر گونه نیازی مبرا است و هیچ نقصی در وجودش نیست تا بخواهد به بیشترین خیر دست یابد است، فلذا فرض دو خدای سازگار در آفرینش معنا ندارد.
ثانیاً: تزاحم اراده‌ها و سازش بر سر یک مسئله برای رفع تزاحم اراده‌ها یا ناشی از منفعت‌خواهی و خودپرستی است و یا ناشی از جهل و نادانی و عدم تشخیص امور. همه این گونه مسایل از ساحات قدسی الهی دور است.
ثالثاً: اگر دو واجب الوجود یا بیشتر وجود داشته باشد، به حکم این که هر موجودی که امکان وجود پیدا می‌کند و شرایط وجودش تحقق می‌یابد، از طرف واجب افاضه وجود به او می‌شود، باید به این موجود افاضه وجود بشود. البته همه واجب‌ها در این جهت نسبت واحد دارند با او، و اراده همه آنها به طور مساوی به وجود او تعلق می‌گیرد، پس از طرف همه واجب‌ها باید به او افاضه وجود بشود، و از طرف دیگر به حکم اینکه وجود هر معلول به علتش یکی است، پس دو ایجاد مستلزم دو وجود است و چون معلول مورد نظر امکان پیش از وجود واحد را ندارد، پس جز امکان انتساب به خالق واحد را هم ندارد.

از اینرو بر اساس دلایل و براهین و تقریر اخیری که بیانش گذشت؛ خدای یگانه و واحد اثبات می شود و فرض وجود خدایان متعدد که با دانایی و مسئولیت، بطور هماهنگ جهان هستی را اداره می کنند نیز باطل می شود.

موفق باشید ...@};-


پی نوشتها:
1. آیت الله مکارم شیرازی و جمعی از دانشمندان، پیام قرآن، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1377، ج 3، ص 156.
2. سوره ملک، آیه 3 و 4. در جای دیگر میفرماید: «اگر در زمین و آسمان خدایانی جز اللّه میبود، هر دو تباه میشدند. پس اللّه، پروردگار عرش، از هر چه به وصفش میگویند منزّه است.» در سوره‏ ای نیز به اشاره میفرماید: «خدا هیچ فرزندی ندارد و هیچ خدایی با او نیست. اگر چنین می بود، هر خدایی با آفریدگان خود به یک سو می کشید و بر یکدیگر برتری می جستند. خدا از آن گونه که او را وصف می کنند، منزّه است.»
3. ر،ک: آموزش کلام اسلامی، ج ۱، ص ۸۰، نشر طه، قم ۱۳۷۷ش.
4. برای مطالعه بیشتر ر.ک: سایت مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی و سایت شهر سؤال: موضوعاتی با عنوان دلایل یگانگی و یکتایی خداوند.

با سپاس فراوان از پاسخگویی تان ولی من متوجه منظور شما نشدم ،یعنی واقعا مفهوم جملات برایم خیلی سنگین بود اگر امکانش هست ساده تر بگویید تا من هم متوجه شوم.ممنون از توجه تان.

Fa.N;996047 نوشت:
با سپاس فراوان از پاسخگویی تان ولی من متوجه منظور شما نشدم ،یعنی واقعا مفهوم جملات برایم خیلی سنگین بود اگر امکانش هست ساده تر بگویید تا من هم متوجه شوم.ممنون از توجه تان.

سلام مجدد@};-

دو دلیل اول یعنی دلیل فطرت و دلیل وحدت و هماهنگی هستی که ساده و روان و برای همگان قابل فهم است اما از بین دلایل عقلی و فلسفی هم سعی کردیم بعنوان نمونه ساده ترین و قابل فهم ترین آنها را برای تبیین مسأله انتخاب کنیم، فهم براهین فلسفی کمی دشوار هستند اما در اینجا ما سعی کرده ایم به ساده و روان ترین صورت ممکن مطالب را بیان کنیم، گاهی لازم است برای فهم مطلب عقلی و فلسفی کمی با دقت بیشتر و یا حتی دو یا چند بار مطلب را مطالعه کنید. بی شک، سعی و دقت شما برای فهم مطالب سنگین تر می تواند به رشد و تعالی ذهن شما کمک شایانی کند و گاهی ساده کردن مباحث عقلی و فلسفی از ارزش آن بحث خواهد کاست.

توصیه می کنم مطالب را مجددا و با دقت بیشتری مطالعه کنید و اگر اصطلاح یا قسمت خاصی از بحث را متوجه نشدید بطور مشخص بپرسید تا حتی الامکان بیشتر و ساده تر توضیح دهیم. ضمن آنکه اگر فهم براهین عقلی و فلسفی برای شما دشوار است، پاسخ خودتان را در همان دو دلیل اول جستجو کنید و از توجه به براهین فلسفی صرفنظر کنید.

موفق باشید ...@};-

Fa.N;995723 نوشت:
با سلام ، سن من ۱۵ است و از حدود یک سال پیش شبهه های گوناگون دینی در ذهنم ایجاد می شود و بار ها به دنبال جواب ان ها نیز رفته ام ولی مشکل من این است که این سوالات خیلی زیاد هستند و خیلی تکراری! یعنی مثلا من پاسخ سوالی را پیدا کرده ام ولی بعد از مدتی دوباره به سراغم می اید و ان قدر ذهنم درگیر این مسائل است که پاسخ ان ها را فراموش می کنم و دائما به خاطر این مسئله اذیت می شوم یعنی یک جور احساس سردرگمی می کنم و ان قدر ذهنم درگیر این مسائل می شود که نمی توانم هیچ کاری انجام دهم.برای مثال بسیار فراموش کار شده ام و به هنگام انجام امور شرعی دائما به سراغم امده و مرا دیوانه می کنند لطفا راهنمایی ام کنید.در ضمن من ادم وسواسی هستم و با این اوصاف وسواسم شدید تر شده . با تشکر از پاسخ گویی تان لطفا پاسخ را در ادامه پیام بنده ارسال کنید چون وقتی به جای دیگری منتقل می کنید من گاهی اوقات نمی توانم به ان جا وارد شوم و گاهی نمی توانم ان جا را پیدا کنم.

مشکور;995955 نوشت:
در خصوص این بخش از سؤالتان که به فراموشی و وسواس و حالت های درونی شما مربوط می شود پیشنهاد می کنم از مدیر ارجاع سؤالات بخواهید سؤالتان را به بخش مشاوره و تربیت ارجاع دهند تا بنحو تخصصی پاسخ آن را دریافت کنید.

سلام مجدد@};-

چنانکه در پاسخ اولیه اظهار شد، این بخش از سؤالتان را در بخش مشاوره و تربیت مطرح کنید تا به کارشناس مربوطه ارجاع داده شود. موفق باشید ...@};-

Fa.N;996047 نوشت:
با سپاس فراوان از پاسخگویی تان ولی من متوجه منظور شما نشدم ،یعنی واقعا مفهوم جملات برایم خیلی سنگین بود اگر امکانش هست ساده تر بگویید تا من هم متوجه شوم.ممنون از توجه تان.

سلام مجدد@};-

اگر بخواهیم به بیانی ساده تر براهینی را که در پاسخ اول بیان کردیم توضیح دهیم می توان چنین گفت:

براى پى بردن به يكتايى و يگانگى خداوند همين قدر كافى است كه او را درست بشناسيم و از كلمه «خدا» معناى صحيحى در ذهن داشته باشيم. براى روشن شدن برهان نامحدودی و کمال مطلق خداوند(که بیانش گذشت) مثالى مى ‏آوريم: فرض كنيم كه جسمى در همه ابعادش (طول، عرض و ارتفاع) تا بى‏ نهايت بزرگ شود آيا مى ‏توانيم دركنار آن، يك جسم ديگر هم فرض كنيم كه آن هم از هر طرف تا بى‏ نهايت ادامه داشته باشد؟ قطعاً خیر، چون همان جسم فرضى اوّل، همه فضاى فرضى را پر مى‏ كند و ديگر جايى براى جسم ديگر، چه محدود و چه نامحدود باقى نمى ‏گذارد. اكنون اين بى‏ انتهايى را درباره موجودى تصوركنيدكه جسم نيست و درتمام جهاتى كه براى وجود فرض مى‏ شود، بى نهايت باشد. آيا مى‏ توان از چنين موجودى «دو تا يا چند تا» فرض كرد؟ نه، زيرا در فرض دوتا بودن بايد هريك از آن ها غير از ديگرى باشد بنابراين، دست كم هر يك از آن ها «نهايتى» براى ديگرى است و به اين ترتيب، هيچ يك ازآن ها بى‏ نهايت نيست و چون وجود خداوند از هرنظر نامحدود است، دوگانگى بردار نيست و تعدّد نمى‏ پذيرد.

بعلاوه یکی از دلایل وحدانیت خدا، مطلبی است که حضرت علی(علیه السلام) می فرماید و ما را متوجه آن کرده است: «لَوکانَ لِرَبِّکَ شَریکٌ لَأَتَتکَ رُسُلُه وَ لَرَأَیتَ آثارَ مُلکِه وسُلطانِه» اگر خدای دیگری وجود داشت، او هم باید پیامبرانی بفرستد و آثار قدرتش را به ما نشان دهد.(1) دلیل دیگر که همان برهان تمانع است اینکه اگر در هستی جز خداوند یکتا، خدا، یا خدایان دیگری وجود داشت، قطعاً نظام هستی به تباهی کشیده می شد.«لَو کانَ فیهِما آلِهَةٌ اِلّا الله لَفَسَدَتا»(2) متکلمین از این آیه این برهان را استفاده کردند و معتقدند: اگر چند خدا در عالم وجود می داشت، هرگز شاهد این نظم و قشنگی بین اجزاء عالم نبودیم. عالم یا دچار فساد و تباهی می شد و یا هرگز چیزی بوجود نمی آمد. این مطلب حتی در لسان عرف هم جاری است و معروف است که می گویند: «دو پادشاه در یک اقلیم نمی گنجد».

امام صادق(ع) در مناظره ای که با یک ثنوی(دوگانه پرست) داشتند سه دلیل بر توحید و یگانگی خداوند متعال ارائه کردند و آن شخص در برابر حضرت سکوت کرد، یکی از ادله حضرت همین برهان «تمانع» بود حضرت به آن مرد ثنوی فرمودند: «پس زمانیكه خلق را منظم و كشتی را در حركت می بینیم و اختلاف شب و روز و خورشید و ماه راه مشاهده می كنیم، این درستی امر و تدبیر و به هم پیوستگی امور دلالت می كند بر این كه مدبر عالم یكی است.»(3)

موفق باشید ...@};-

پی نوشتها:
1. نهج البلاغه،نامه31.
2. سوره انبیاء،آیه22.
3. الكافی ،ج‏1 ،ص81.

با سلام

بنده یه مدت در مورد خدا تحقیق کردم ولی نتیجه گرفتم علم ما به اینکه خدا چیه و کیه نمیرسه ، یعنی کسی که چگونگی و چه کسی بودن رو خلق کردن چطور میتونه خودش شامل این صفات بشه ؟

اما ، به نظر بنده مواردی از توصیف خداوند که در قرآن و روایات آمده به این شکل هستند که مثلا به یک کودکی که جز پدر و خدمتکار خونه رو نمیشناسه ، میخوان پادشاه رو معرفی کنن .

اونا میان و میگن پادشاه مثل پدر خونه است . بچه میفهمه که پادشاه خدمتکار خانه نیست . نه اینکه واقعا پادشاه پدر خانه است .

الان قرآن و روایات به نظرم اومدن و خدارو به نزدیکترین لغات معرفی کردن ، ولی این لغات واقعا نمیتونه ذات خداوند رو نشون بده .

یکی از این لغات همان احد و واحد هستش ، به نظرم به این معنی نیست که خدا یکی هستش مانند یک انسان و ...

بلکه به این معنی هستش که یعنی خدا شبیه و مانند نداره ، و از اجراء هم تشکیل نشده .

به من بیاموز;996460 نوشت:
بلکه به این معنی هستش که یعنی خدا شبیه و مانند نداره ، و از اجراء هم تشکیل نشده .

اثبات این موضوع هم ساده است ، شبیه و مانند در بین موجودات و مخلوقات هستش ، وقتی موجود و مخلوقی نبود خدا چطور میتونست شیبه و مانند داشته باشه ؟

دوما خدا از اجزاء تشکیل نشده ، اگر از اجزاء تشکیل میشد لازم بود اجزاء قبل از خوده خدا حاضر باشند که اون موقع اجزاء خودشون خدا میشدن پس نمیشه در نتیجه خدا شبیه و مانند نداره و از احزاء تشکیل نشده .

اینا که به این سادگی به شما عرض کردم ثمره چند سال بحث و ... در این سایت و اون سایت هستش .

به من بیاموز;996460 نوشت:
با سلام

بنده یه مدت در مورد خدا تحقیق کردم ولی نتیجه گرفتم علم ما به اینکه خدا چیه و کیه نمیرسه ، یعنی کسی که چگونگی و چه کسی بودن رو خلق کردن چطور میتونه خودش شامل این صفات بشه ؟

اما ، به نظر بنده مواردی از توصیف خداوند که در قرآن و روایات آمده به این شکل هستند که مثلا به یک کودکی که جز پدر و خدمتکار خونه رو نمیشناسه ، میخوان پادشاه رو معرفی کنن .

اونا میان و میگن پادشاه مثل پدر خونه است . بچه میفهمه که پادشاه خدمتکار خانه نیست . نه اینکه واقعا پادشاه پدر خانه است .

الان قرآن و روایات به نظرم اومدن و خدارو به نزدیکترین لغات معرفی کردن ، ولی این لغات واقعا نمیتونه ذات خداوند رو نشون بده .

یکی از این لغات همان احد و واحد هستش ، به نظرم به این معنی نیست که خدا یکی هستش مانند یک انسان و ...

بلکه به این معنی هستش که یعنی خدا شبیه و مانند نداره ، و از اجراء هم تشکیل نشده .


سلام و ادب@};-

دلایلی که بر یکتایی و یگانگی خدای سبحان اقامه شده و ما به برخی از آنها اشاره کردیم نظیر برهان نامحدودی خداوند، برهان تمانع و نیز بر اساس وحدت آثار موجود در عالم هستی، که در آیات قرآن و روایات اهل بیت (علیهم السلام) نیز به آنها پرداخته شده، حقیقتاً گویای آنست که خداوند سبحان یگانه و بی همتاست و نظیر ندارد، بعبارتی حتی می توان بر اساس آیه شریفه «لو کان فیهما آلهة الا الله لفسدتا» به صراحت نتیجه گرفت که خدا یکی است و دومی ندارد که توحید ذاتی و صفاتی و توحید در خالقیت و حاکمیت و ... حاکی از همین مطلب است.

و البته نتیجه ای هم که شما گرفته اید مبنی بر اینکه: "خدا شبیه و مانند نداره ، و از اجراء هم تشکیل نشده" بر گرفته از همان براهینی است که ما در خلال بحث بیان کردیم، وقتی به نامحدودی خداوند معترف شدید ناخواسته در خواهید یافت که خداوند یکدانه و اَحَد و واحِد و بی همتاست و شبیه و مانندی ندارد. و آنگاه که به وحدت آثار موجود در هستی و عدم فساد در عالم (برهان تمانع) معتقد شدید ناخواسته به عدم ترکیب و عدم جزءداری خدا و بی نیازی آن پی خواهید برد.

و همه اینها که گفتیم و مورد اشاره شما قرار گرفت از یکتایی و یگانی و واحدیت و احدیت خدای بی نیاز پرده بر می دارد.

موفق باشید ...@};-

به من بیاموز;996461 نوشت:
اثبات این موضوع هم ساده است ، شبیه و مانند در بین موجودات و مخلوقات هستش ، وقتی موجود و مخلوقی نبود خدا چطور میتونست شیبه و مانند داشته باشه ؟

سلام مجدد@};-

در پست قبلی گفتیم که این قاعده که خدا شبیه و نظیر و مانندی ندارد نیز مؤید براهینی است که یگانگی و یکتایی خداوند و بی همتایی اش را ثابت می کند بنابراین بر اساس مقدمه ای که شما گفتید نمی توانیم نتیجه بگیریم، پس خداوند شبیه و مانندی ندارد؟! بعبارتی مقدمه شما ناقص است زیرا در بین مخلوقات گوناگون عالم، از حیث جنس و فصل و جوهر شباهت هایی وجود دارد، در فطرت انسانها و طبیعت حیوانات و دیگر ویژگی های مخلوقات عالم می توان ما به الاشتراکات بسیاری را احصاء نمود! آیا می توان بر این اساس بگوییم چون بین مخلوقات عالم نقاط اشتراکی وجود دارد پس نتیجه می شود که خداوند هم می تواند نظیر و شبیه و مانندی داشته باشد؟؟؟ در حالیکه خدای متعال در قرآن می فرماید: «لیس کمثله شیء»، هیچ چیزی مثل و مانند او نیست. و براهین دیگری هم که مورد اشارت قرار گرفت همه و همه حاکی از یکتایی، یگانگی، بی همتایی و بی مانندی حضرت احدیت است.

موفق باشید ...@};-

موضوع قفل شده است