جمع بندی حق رابطه ی زناشویی برای زن

تب‌های اولیه

223 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

Reza-D;878657 نوشت:
من هم همين نظر را دارم
بنده علاوه بر اين مورد ، حق طلاق را هم حقي ظالمانه مي دانم
همانطور كه حق كار نكردن زن در خانه را هم ظلم به مرد مي دانم

فقط يك سوال:
لطف ميفرمائيد بگوئيد شما به عنوان يك زن ، چه حقوقي را براي يك مرد قائل هستيد؟
كاري به احكام نداريم ، صرفاً نظر خودتان را بفرمائيد

دیدید جناب رضا اخری شماها هم پی به ماهیت برخی احکام بردید
چقدر گفتیم و گوش نکردید happy
به نظر من بیاید بپذیریم همون حقوق بشر عالیه خودمون رو خلاص کنیم

سلام علیکم
باعرض ادب و احترام به محضر شمابزرگواران

حقیرم تمام تاپیک را هنوز مطالعه نکرده ام و بر اساس آنچه از سوال متوجه شده ام مطالبی را بیان میکنم
قبل از نوشتن نظراتم از محضر شما عذرخواهی میکنم،بنده با تب لت وارد سایت شده ام امکان نقل قول جملات را ندارم ( نمیشود یک جمله را جدا کرد و نقل قول زد)

نقل قول:
مرد تنها و تنها و تنها زماني به حقوقش ميرسد كه بحث طلاق و دلخوري پيش بيايد!"

خیر بزرگوار! زن و مرد میتوانند هر لحظه بخواهند حق خود را مطالبه کنند!! حتی در حالت آرامش!
اما در خالت آرامش مطالبه نمیکنند زیرا نیازی به آن نمیبینند! نه اینکه نتوانند! یک خانم عاشق شوهر و بچه هایش است،آنقدر از اینکه به همسرش خدمت میکند لذت میبرد که اصلا حاضر نیست از این حقش استفاده کند( در حالت آرامش) اما وقتی کدورت شد عشق از بین میرود انگیزه محبت میرود و حالا خانم یادش می آید حقش را مطالبه کند،پس اگر مطالبه نمیکند به معنای این نیست که فقط مربوط به زمان دعوا و کدورت است!! بله در خالت غیر کدورت هم این حق است و قابل مطالبه است

از آنطرف یک آقا هم همینطور! اینقدر عاشقانه برای در آوردن رزق حلال تلاش میکند و به همسرش محبت میکند که یادش به حقوقش نیست! و وقتی میبیند همسرش تمان نیازهای جسمی و روحی اورا تامین میکند با اینکه فرض میتواند برود صیغه مستحبی انجام دهد اما نمیرود،نه اینکه نتواند در حالت آرامش بود از حقش استفاده کند،خودش تمایلی ندارد برود یا به خاطر همسرش گذشت میکند،اما وقتی کدورت ایجاد شد ،زن نیازش را تامین نکرد آقا میرود دنبال حقش

پس بنای زندگی ها یر سازش است_اصل ازدواج برای تکامل است،زن و مرد در کنار هم قرار است به تکامل برسند،اینکه زن و مرد در کنار هم ازبرخی حقوقشان میگذرند یک حسن است نه عیب! زیرا سود بهتری در مسیر کمال و رضای الهی خواهند داشت( انسان کامل شدن به حرف نیست به عمل است ...پای ما لنگ است و منزل بس دراز،پای ما کوتاه و خرما برنخیل..)

تمام این حقوق برای این است که انسانها به مشکل برنخورند و بتوانند مسیر پیش رو را به خوبی طی کنند ،و کسی نتواند به دیگری ظلم کند و مسیر رسیدن به کمال باز باشد

اگر زنان برای حقوق مردان احترام قائل نیستند و آن را قبول ندارند مشکل ازما خانمهاست نه برنامه های دین
و اگر آقایان برای حقوق خانمها احترام قائل نیستند و آن را قبول ندارند مشکل از آقایان است نه برنامه های دین

فرض کنید یک زن و مرد واقعا مسلمان! با هم ازدواج میکنند،آیا اینها در زندگی هدفی جز رضای الهی و رسیدن به کمال الهی را دارند؟

حال فرض کنید مردی بیاید به همسرش بگوید میخواهم خانمی راصیغه کنم! یک زن مومنه اینجا اصلا کاری به حق بودن صیغه برای همسرش هم ندارد بلکه اینگونه فکر میکنددر این کار رضای الهی است،از طرفی رضایت همسرم رضایت من است ،همسرم به هر دلیلی الان میخواهد این کار حلال را انجام دهد و اینکار برای او خوشایند است،پس اینکه خوشحال میشود من هم خوشحال میشوم،و چونکه خلاف رضای الهی اتفاق نمیافتد پس خداوند هم خوشحال میشود
در نتیجه به همسرش میگوید بروید به سلامت! خدا پشت و پناهتان!!
حال اگر خود زن احساس کند همسرش به صیغه نیاز دارد و به هر دلیلی و به خاطر او دارد از صیغه کردن خود داری میکند اینجا خود زن پیشنهاد را به همسر میدهد که بروید صیغه کنیدو خوشحالی و رضایتش را ( حقیقی نه تظاهر) هم نشان میدهد که مرد نگران نباشد

از آنطرف هم یک مرد مومن کاری را جز برای رضای الهی و خشنودی او انجام نمیدهد،و خودش در این امر دچار افراط نمیشود که خودش متضرر شود ،یا بی دلیل مانع خروج همسر نمیشود و غیره

یعنی یک مرد یا زن مومن اخلاق در کنار احکام را در نظر دارند زیرا میدانند آنهارا به کمال میرساند

پس اگر به هر دلیلی چه خانم چه آقا ازبرخی حقوقشان استفاده نمیکنند یا به حقشان نمیرسند دلیلش این است که یا خودشان نخواسته اند یا جامعه به گونه ای بوذه که اسلام به صورت حقیقی پیاده نشود ،یا مورد ظلم واقع شده اند..،که در تمام موارد هیچ ایرادی به حقوق وضع شده در اسلام نیست!!

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
یازهراسلام الله علیها

یارب;878677 نوشت:
حال فرض کنید مردی بیاید به همسرش بگوید میخواهم خانمی راصیغه کنم! یک زن مومنه اینجا اصلا کاری به حق بودن صیغه برای همسرش هم ندارد بلکه اینگونه فکر میکنددر این کار رضای الهی است،از طرفی رضایت همسرم رضایت من است ،همسرم به هر دلیلی الان میخواهد این کار حلال را انجام دهد و اینکار برای او خوشایند است،پس اینکه خوشحال میشود من هم خوشحال میشوم،و چونکه خلاف رضای الهی اتفاق نمیافتد پس خداوند هم خوشحال میشود
در نتیجه به همسرش میگوید بروید به سلامت! خدا پشت و پناهتان!!
حال اگر خود زن احساس کند همسرش به صیغه نیاز دارد و به هر دلیلی و به خاطر او دارد از صیغه کردن خود داری میکند اینجا خود زن پیشنهاد را به همسر میدهد که بروید صیغه کنیدو خوشحالی و رضایتش را ( حقیقی نه تظاهر) هم نشان میدهد که مرد نگران نباشد

سلام
خانم یارب دارید از محالات حرف میزنید!!!!!
لطفا متن رو خودتان دوباره بخونید
قصد توهین ندارم فقط مثال میزنم چنین زنی خیلی ببخشید احتمالا یه تختش کمه !!!!
زنی که به راحتی زندگیش رو دو دستی تقدیم دیگران میکنه و هیچ ارزشی هم برای حریم خصوصی خانواده اش قائل نیست دیگه زن زندگی نیست داره زندگیش رو حراج میکنه
این دیگه چه تفسیری است هر چند با صیغه موافق نیستم ولی اونم شرایطی داره اینطوری نیست اقا هر لحظه به سرش بزنه دست یکی رو بگیره بیاره خونه
خانم هم براشون کف بزنن
محیط چنین زندگی رو چطور میشه برای بچه ها و فرزندان آن خانواده تصور کرد !!!!!!!

شبـنم;878681 نوشت:
زنی که به راحتی زندگیش رو دو دستی تقدیم دیگران میکنه و هیچ ارزشی هم برای حریم خصوصی خانواده اش قائل نیست دیگه زن زندگی نیست داره زندگیش رو حراج میکنه

بسم اله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام علیکم ور حمه الله وبرکاته

می خواهید بدانید زن حقیقی و مرد حقیقی کیست؟
زندگی حضرت زهرا(س) و حضرت امیرالمومنین(ع) را بخوانید!
زندگی حضرت رسول الله (ص) و حضرت خدیجه کبری(س) را بخوانید.

همین.

یارب;878677 نوشت:
سلام
سلام
الان كلي دغ دلي داشتم ، نميشد شما كمي ديرتر ميامديد؟!

یارب;878677 نوشت:
زن و مرد میتوانند هر لحظه بخواهند حق خود را مطالبه کنند!! حتی در حالت آرامش!
خير بزرگوار ، اشتباه مي كنيد
من بخشي از حقوق مردها را براي شما يازگو ميكنم

1 - حق روابط حتي با وجود اكراه زن
آنجا كه زن خودش هم مايل است كه لذتي دو طرفه است ، پس معنا ندارد بگوئيم حق مرد است. حق مرد آنجايي خودش را نشان ميدهد كه زن تمايلي به رابطه نداشته باشد اما مرد بگويد وظيفه ات هست و بايد تمكين كني! خب بزرگوار غير از اين است كه همراه با دلخوري خواهد بود؟؟

2 - حق طلاق
خواهر گرامي ، در آرامش كه طلاق نميگيرند!! حتماً بايد يا اختلافي پيش بيايد و زندگي از هم بپاشد ، يا زن به مرد فشار روحي و رواني بياورد ، يا بدتر از همه ، مردي همينطور دلبخواهي هوس كند زنش را طلاق بدهد! غير از اين حالات كه دارند زندگيشان را ميكنند و حق طلاق به دردي نمي خورد. پس اينجا هم حق مرد فقط در زمان جدايي ، دلخوري ، يا همراه با بي توجهي به نظر زن و شكستن دل او انجام خواهد شد

3 - حق خرج زن از منزل
اينجا هم اگر مخاطب ما يك مرد عاقل و فهميده باشد ، كنترل همسرش بخاطر خطرات خواهد بود. مثلاً همسرش مي خواهد ساعت 11 شب براي خريد برود به او ميگويد نه تو نرو نصف شب است و خطر دارد. خودم مي روم و برايت خريد ميكنم. اما اگر زن بخواهد كاري معقول انجام بدهد ، مثلاً به دانشگاه برود ، به محل كار برود ، براي خانه خريد كند و شرايط اينها را هم رعايت كند ، هيچ مرد عاقلي كه قصد آزار نداشته باشد ، زن را منع نخواهد كرد. اما اگر مردي تعصب بيجا داشته باشد و يا مشكل رواني داشته باشد ، آن وقت است كه اين حق به دردش ميخورد. البته منكر نميشوم كه همين حرف شنوي زن از شوهر براي مرد لذت بخش است ، اما آنچنان چيز شاخي نيست كه آن را به عنوان يك حق عظيم بولد كنيم. بلكه به عنوان وظيفه اي بزرگ براي زن قابل بولد شدن است نه به عنوان حق مرد

4 - حق ازدواج مجدد و دائم
اين تنها حقي است كه در آن براي مرد لذت وجود دارد و از طرفي هيچ سودي هم براي زن ندارد. اما اين حق هم با دلخوري خانمها همراه است و بيشتر زنها (شايد 90 درصد آنها) از اين عمل مرد ناراحت خواهند شد و زندگي مرد به مشكل بر خواهد خورد. البته سطح برخورد خانمها متفاوت است ولي تقريباً همهء آنها لااقل ديگر شوهر را آنچنان تحويل نخاهند گرفت و حتي دعوا راه مي اندازند و طلاق مي خواهند

نتيجه اينكه هيچ حقي براي مرد همراه با شيريني و لذت نيست و تمام حقوقي كه براي او وجود دارد يا ذاتاً يا عرضاً همراه با دلخوري و جدايي خواهد بود
از آن طرف براي زن نيز در مواردي همينطور است. الان اگر زني بگويد من در خانهء شوهر كار نخوام كرد ، هيچكس به او حق نمي دهد و شوهرش با او بد خواهد شد
يا اگر زني بگويد مهريه ام را در ابتداي ازدواج مي خواهم ، حتي خانوادهء خودش نيز با او برخورد خواهند كرد

حالا صحبت من دو بخش است:

1 - براي مرد بخشي از حقوقش ذاتاً فقط در زمان طلاق و جدايي و يا همراه با دلخوري قابل حصول است. مثل حق طلاق و حق هماخوابي با اجبار
اما براي خانمها هيچ حقي بطور ذاتي همراه با دلخوري نيست (تا جايي كه من مي دانم)

2 - هم براي مرد و هم براي زن ، بخشي از حقوقشان بطور عارضي همراه با دلخوري است
اين حقوق نيز خودشان دو گروه هستند. گروهي كه فرهنگ جامعه آنها را بد ميشمارد ، گروهي كه خود زن و مرد احساس كرده اند بد است يا كاربرد ندارد

در نهايت فقط يك بخش از اين حقوق كه فرهنگ جامعه آنها را بد معرفي كرده را مي توان جدا كرد و گفت ايراد از فرهنگ جامعه است
اما حقوقي كه ذاتاً در حال آرامش قابل دست يابي نيستند
و حقوقي كه عدم تمايل از سوي خود زن و مرد بر آنها عارض شده و كسي تمايل به اجراي آنها ندارد
اينها بنده را فقط به يك پاسخ مي رسانند: "ناكارآمدي"

شبـنم;878681 نوشت:
سلام
خانم یارب دارید از محالات حرف میزنید!!!!!
لطفا متن رو خودتان دوباره بخونید
قصد توهین ندارم فقط مثال میزنم چنین زنی خیلی ببخشید احتمالا یه تختش کمه !!!!
زنی که به راحتی زندگیش رو دو دستی تقدیم دیگران میکنه و هیچ ارزشی هم برای حریم خصوصی خانواده اش قائل نیست دیگه زن زندگی نیست داره زندگیش رو حراج میکنه
این دیگه چه تفسیری است هر چند با صیغه موافق نیستم ولی اونم شرایطی داره اینطوری نیست اقا هر لحظه به سرش بزنه دست یکی رو بگیره بیاره خونه
خانم هم براشون کف بزنن
محیط چنین زندگی رو چطور میشه برای بچه ها و فرزندان آن خانواده تصور کرد !!!!!!!

سلام علیکم
باعرض ادب و احترام به محضر شما

نه خواهر عزیزم!! مطمین باشید زن و مرد مومنه کاملا سعادت خود و فرزندان را در نظر دارند،زنی که میداند همسرش به متعه نیاز دارد حتی اگر شده فرزندان را به پارک ببرد میبرد تا همسرش از گناه محفوظ بماند!!

چیزی که رضای الهی در آن باشد انسان را به سعادت میرساند مطمین باشید
از طرفی مرد مومن اگر بخواهد صیغه کند وقتی فرزندان خانه است مطمین باشید تمام اینها را مد نظر دارد!

اینها محالات نیست خواهرم! آنقدر اسلام حقیقی پیاده نشده است،اینقدر من نوعی مسلمان واقعی نبوده ام،آنقدر فلان آقا حقیقی مسلمان نبوده است که اگر کسی بخواهد واقعی مسلمان باشد انگار دارد غیر طبیعی رفتار میکند
یک سوال:
از نظر خیلی ها خانمی که نمیتواند ببیند همسرش زنی راصیغه کند علتش این است که عاشق شوهرش است ،غیر از این است؟!
حال این چه عشقی است که زنی که شوهرش به صیغه نیاز دارد و زن هم این را میداند اماحاضر است شوهرش زجر بکشد اما نرود صیغه کند؟!! اگر واقعا عاشقش است چرا مانع به آرامش رسیدن شوهرش میشوذ؟!

اصلا عشق معنایش چیست؟ در بند کشیدن طرف؟!! آیا اینگونه زندگی عاشقانه و معنوی است؟!

یازهراسلام الله علیها

[="Tahoma"][="3"]

Reza-D;878675 نوشت:
علي جان صحبت من هم اين بود كه شيريني زندگي در عدم اجراي اينهاست

شیرینی زندگی در عدم اجرای آنهایی است که خود شارع یا به نحو کراهت یا به نحو حرمت عدم اجرای آنها را مطلوب می داند
مثلا همین حق طلاق که مثال زدید یعنی از دید شما باید اسلام دستور می داد که حرام است مرد زنش را طلاق دهد و اگر طلاق داد حاکم جامعه اسلامی او را شلاق بزند و در آخرت هم به عذاب الیم دچار می شود؟!
انتقادی که خود شما داشتید این بود که قوانین خشک و بی روح مانع از زندگی شیرین می شود و قوانین شبیه چماق خواهد بود که این باز از آن نوع اول بدتر است که مرد مجبور می کند در زندگی بماند! به قول شما پس احساس یک مرد چه می شود که باید مجبور باشد در یک زندگی بماند و حق طلاق نداشته باشد!
شما اگر می گویید این حکم طلاق که مکروه است فلان مشکل را دارد بدیل آن را هم بفرمایید که به جای آن مثلا چه حکمی می آمد.

Reza-D;878675 نوشت:
متوجه منظورم شديد برادر؟
حقوق زماني شيرين است كه لذت بخش باشد

واقعا متوجه نمی شوم که مثلا چرا مهریه که حق زن است فکر می کنید پرداختش در اول ازدواج به همسر لذت بخش نیست؟ (منظور مهریه ای است که مطلوب اسلام است که کمتر از مهر السنه باشد نه مهریه ای که مطلوب اسلام نیست و عاقبتش زندانی شدن زوج است) یا مثلا نفقه ای که زن دریافت می کند و سایر احکام.
یا مثلا تعدد زوجاتی که مطلوب اسلام است که مرد در صورت رعایت عدالت که بتواند دو زندگی را اداره کند و از هیچ کدام برای دیگری کم نگذارد بگوییم این لذت بخش نیست!!! واقعا برای من قابل درک نیست!
البته صحبت ما ناظر به احکام اسلام با توجه به مستحبات و مکروهات آن است.

Reza-D;878675 نوشت:
مي بيني برادر كه در حالت دوم هم هر كدام حقوقي دارند اما حقوقي كه بيشتر شبيه به چماق است!
چماقي براي اعمال فشار بر طرف مقابل! به نظرم قوانين اسلامي در ازدواج نيز بيشتر شبيه به همين چماق است ، تا حقوقي لذت بخش و براي ايجاد عشق

صرف نظر از اینکه این دو مثالی که زدید حالت اغراق گونه داشت و قابل تطابق بر زندگی مشترک و قوانین مربوط به آن نیست و احکام ازدواج در اسلام چنین نیست که حالت چماق باشد بلکه دیگران آن را چماق کرده اند مثلا همین مهریه و حق طلاق و ... کجا در اسلام اینگونه مطرح شده که الان اجرا می شود؟ اینکه ما بیاییم برای خودمان احکام را مطابق میلمان اجرا کنیم نه آنگونه که مد نظر شارع بوده بعد بیاییم بگوییم چرا احکام اینگونه است؟ اینجا ارتباطی به اسلام ندارد چون اصلا چنین چیزی مد نظر اسلام نبوده.
اما از نظر بنده هر دوی این قوانین (که مثال زدید) اگر بخواهند در زندگی مشترک پیاده شوند دارای نقض هستند ضعف قوانین دوم واضح است اما ضعف قوانین اول به این است که شرایط مطلوب و ایده آل آنهم فقط در روی کاغذ را در نظر گرفته است در حالی که زندگی دارای فراز و نشیب و اختلافاتی خواهد بود در این اختلافات دیگر حقوقی لذت بخش و عشق به معنای اشتباهش کارساز نیست!
مثلا همین تعدد زوجات اگر واقعا زنی عاشق همسرش باشد و ببینید که همسرش نیاز به ازدواج دارد اگر واقعا او را دوست دارد نه برای خود زن (که اینجا به شوهرش عشق ندارد بلکه زنی خودخواه و انحصار طلب است که از حسادتش شوهر را فقط برای خودش می خواهد اینجا با تعدد زوجات مخالف است) اما اگر عشق به شوهرش ماورای این خود خواهی ها و حسادت ها است حقیقتا شوهرش را دوست دارد اینجا دوست داشتن شوهر را هم بر خودش مقدم می دارد و به ازدواج دوم راضی می شود حالا عشق به خدا و رضایت به ازدواج مجدد برای رضای خدا را اصلا مطرح نکردم که آن بحثی دیگر است فقط از دید همین عشقی که شما مطرح کردید صحبت شد!) پس قوانین اسلام هم تعارضی با ایجاد عشق ندارد البته عشق حقیقی و واقعی مد نظر است![/][/]

Reza-D;878685 نوشت:
- حق ازدواج مجدد و دائم
اين تنها حقي است كه در آن براي مرد لذت وجود دارد و از طرفي هيچ سودي هم براي زن ندارد. اما اين حق هم با دلخوري خانمها همراه است و بيشتر زنها (شايد 90 درصد آنها) از اين عمل مرد ناراحت خواهند شد و زندگي مرد به مشكل بر خواهد خورد. البته سطح برخورد خانمها متفاوت است ولي تقريباً همهء آنها لااقل ديگر شوهر را آنچنان تحويل نخاهند گرفت و حتي دعوا راه مي اندازند و طلاق مي خواهند

شهید مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام مطلبی دارند که تعدّد زوجات جزء حقوق زن است و تعدد شوهر نه جزء حقوق مرد است و نه حقوق زن، بلکه بر خلاف مصالح زن و مرد است.(نظام حقوق زن در اسلام، ص 353)
در واقع تعدد زوجات و ازدواج موقت جزء حقوق بانوان می باشد یعنی زن دوم و سوم و چهارم هم حق دارند شوهر داشتنه باشد و همچنین جزء حقوق زن که همسر موقت می شود است که از طریق مشروع به نیاز های خود پاسخ دهد.
پس نمی توان تعدد زوجات و ازدواج موقت را صرفا جزء حقوق مرد به حساب آورد (در سطح اجتماع) اما در سطح خانوده بین زن و شوهر مرد می تواند از آن حقوق بانوان دیگر برای داشتن شوهر استفاده کند.

و اینکه همسر اول چگونه با حقوق زنان دیگر در بهره مندی از شوهر برخورد می کند مطلبی است که اسلام هم برای آن راهکار دارد.

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="2"]

Reza-D;878685 نوشت:
1 - براي مرد بخشي از حقوقش ذاتاً فقط در زمان طلاق و جدايي و يا همراه با دلخوري قابل حصول است. مثل حق طلاق و حق هماخوابي با اجبار
اما براي خانمها هيچ حقي بطور ذاتي همراه با دلخوري نيست (تا جايي كه من مي دانم)

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج

سلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

اینگونه نیست که طلاق الزاما در موقع مناقشه باشد ممکنه در مواقعی طلاق به دلیل مصلحتی صورت بگیرد(که البته باید بررسی کرد که این دلیل خوب است یا می شود؟) به طور مثال در ایام جنگ و یا زمانی که مرد بیش از 4 ماه قصد سفر دارد و برای زن امکان سختی دارد و مرد تصمیم به طلاق می گیرد!(که الزمی نیست که حتما مناقشه یا مشکلی داشته باشند.)

در مورد خروج هم اگر لذت مدیریت و غلبه رو درک کنیم(در اینجا به بیماری بودن یا نبودن این حس مطرح نمی کنیم و جایگاهش در انجمن اخلاق است) می بینیم برای بعضی مردان هم لذت بخش است!(البته اگر بپذیریم داشتن حق=با لذت باید باشد.)

در مورد خانم ها شما مطمئنید همه خانم ها از گرفتن مهریه ونفقه لذت می برند؟ یا خوششان میاد با ماشین و امثالهم زندگی کنند؟

در روابط هم کراهت زن ممکنه از روی خستگی و یا کار های غیر ضروری باشد که خب الزاما به معنی راضی یا ناراضی بودن نیست.

حق بنظر من الزاما به معنا لذت بردن نیست
چرا که یکی ممکنه در اثر سختی زندگی تمایل به مرگ داشته باشد و بخواهد خودکشی کند اما حق حیاتی که دارد نمی تواند و اجازه ندارد خودش رابکشد(و باید زندگی کند هرچند دوست نداشته باشد.)
یا علی[/][/][/]

یارب;878686 نوشت:
زنی که میداند همسرش به متعه نیاز دارد حتی اگر شده فرزندان را به پارک ببرد میبرد تا همسرش از گناه محفوظ بماند!!
همسر من هيچ وقت چنين حرفي به من نزد و در طول مدت بيماريش هرگز به من نگفت ، با اين حال نه تنها ازدواج موقت نكردم ، كه تمام توانم را براي درمان بيماريش گذاشتم
خدا مي داند اگر اين جملات را به من مي گفت برايش چه مي كردم!

برادري كوچك تر از خودم دارم يك بار حرف جالبي زد. ايشان گفتند:
"خيلي به خانمهاي فاميل دقت كرده ام
بعضي از آنها خيلي دنبال احياي حقوق خود هستند و با حقوق مردها مخالفت مي كنند
ولي بعضي ديگر بجاي آنكه دنبال حقوق خود باشند ، مدام دور شوهرشان تاب ميخورند و سعي مي كنند به هر قيمتي نظرش را جلب كنند

برايم جالب بود كه گروه دوم خيلي بيشتر به حقشان مي رسند و زندگي هاي موفق تري دارند!
تقريباً نديده ام شوهرهاي اين خانمها به فكر زن ديگري باشد

اما گروه اول معمولاً زندگي هايي پر از تنش دارند و اكثراً شوهرشان دنبال همان چيزي ميرود كه خيلي ازش بدشان ميايد ، يعني زني ديگر"


موضوع قفل شده است