جمع بندی حق رابطه ی زناشویی برای زن

تب‌های اولیه

223 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

علــی;876915 نوشت:
سلام
|در همین مقاله ای که زحمت قرار دادن بعضی از مطالبش را در تاپیک کشیدید هم آمده است که مشهور فقهای امامیه این شرط را باطل می دانند حال اینکه نویسنده مقاله برای خود استدلال بیاورد که باطل نیست نهایتا حتی اگر در استدلال های آورده شده اشکال نگیریم در صورت اجتهاد شخص برای خودش اعتبار دارد و یک نظر است در برابر نظر مشهور مجتهدین و فقهای امامیه.

اکثر بزرگان از فقها، این چنین شرطی را باطل و بی اثر و غیر معتبر دانسته وفای به آن را لازم نمی دانند، در زیر به نظرات جمعی از فحول علمای اسلامی اشاره می شود:


با سلام
بنده هم به مواردی که از فقها بیان کردید آگاهی دارم و به آن اذعان هم کردم. اما بحث این است که این مساله اجماعی نیست و در طول تاریخ فقه شیعه مخالفانی داشته است که تعدادشان کم هم نبوده است و مقاله ای که تقدیم کردم دلیل مخالفان بود که قابل تامل می باشد (و به نظر بنده قابل دفاع) و این را از آن جهت آوردم که بگویم اگر امروزه شرط عدم ازدواج مجدد را در عقد نامه ها شرط کرده اند و به عبارت دیگر شرط ضمن عقد نموده اند غیر شرعی نیست و چه بسا نظر فقهای فعلی شورای نگهبان نیز همین است و این شرط را شرعی می دانند.
و الا جدای از این مطالب به نمونه هایی که بیان کردید اذعان دارم.
با تشکر

شعیب;833711 نوشت:
اگر سوال شما را متوجه نشدم عذر می خواهم
سلام و عرض ادب
بزرگواريد برادر @};-

شعیب;833711 نوشت:
هر دو جنس زن و مرد نیاز جنسی دارند ولی در این بین حالت های روحی و جسمی مرد به گونه ای طراحی شده است که سرپرستی این امر به مرد واگذار شده است و خدا مرد را در امور زناشویی قیمومیت داده است
قيوميتي كه ميفرمائيد از نظر من موضوعيت ندارد. چون وقتي يك نياز دو طرفه است ، معنا ندارد كه بگوئيم به يكي قيوميت داده ايم
مثلاً فرض كنيد دو نفر گرسنه هستند. بعد ما به نفر اول بگوئيم تو قيوميت داري و نفر دوم وظيفه دارد همراه با تو غذا بخورد!
و از آن طرف به نفر دوم بگوئيم تو ظيفه داري زير قيوميت نفر اول باشي و همراه با او غذا بخوري!
وقتي اينها هر دو گرسنه اند و غذا راخواهند خورد ، ديگر قيوميت تعيين كردن و وظيفه تعيين كردن چه معنايي دارد؟

اينكه زن ارائه دهند و مرد ارائه كنند است ، بحثش برميگردد به نوع لذت بردن اين دو نوع جنس ، نه به بحث قيوميت يا وظيفه!
مرد جلب شوخ چشمي و دلبري زن ميشود. درست است؟
يعني اين زن است كه با دلبري و عشوه گري ، مرد را براي رابطه با خودش ترغيب مي كند
خب پس چرا اينطور نتيجه نگيريم كه زن طالب است و مرد مطلوب؟

به نظرم در اصل ميل به رابطهء جنسي مرد و زن هر دو طالب هستند (نه يكي طالب و ديگري مطلوب)
اما نوع اجراي اعمال اينها براي رابطه متفاوت است
مرد دوست دارد زنش را در آغوش بگيرد ، زن دوست دارد در آغوش گرفته شود

در واقع اينجا

"فاعل و مفعول" بودن ، با "طالب و مطلوب" بودن خلط شده است

شعیب;833711 نوشت:
زن که او نیز به امور زناشویی نیاز دارد می تواند مطالبه این حق خود را بکند
نياز داشتن و مطالبه كردن نشان مي دهد كه زن هم مانند مرد طالب است (نه مطلوب!)
به عبارتي: "زن نياز دارد كه شوهرش از او طلب نياز كند"


يعني آنچه كه به عنوان وظيفه براي زن تعريف شده ، در واقع نياز اوست!!!

شعیب;833711 نوشت:
حق مرد به صورت طبیعی در امور زناشویی و حق زنی که شوهرش قطع نخواع شده است دو حق جدا گانه است و اختلاف آنها به اختلاف موضوعشان می باشدکه هر کدام در جای خود ثابت و قابل معارضه با هم نیستند
در صورتي اين بيان شما را مي پذيرفتم كه موضوع اينگونه بود:
زن تا زماني كه شوهرش قطع نخاع (يا چيزي شبيه به آن) نشده ، نياز جنسي نداشته باشد
اما همزمان با قطع نخاع شدن شوهرش نياز جنسي پيدا كند

اگر اينطور بود ، مي پذيرفتم كه اينها دو حق متفاوت هستند ، اما اينطور نيست
وقتي من (به عنوان يك مرد) با همسرم نزديكي مي كنم ، او نيز لذت مي برد
آيا ميشود گفت وظيفهء زن اين است كه لذت ببرد؟!!

شعیب;877295 نوشت:
اگر امروزه شرط عدم ازدواج مجدد را در عقد نامه ها شرط کرده اند و به عبارت دیگر شرط ضمن عقد نموده اند غیر شرعی نیست
به فرض كه چنين شرطي شرعي باشد
چرا بايد بطور پيش فرض در عقدنامه وجود داشته باشد؟
البته سوال بالا را بعداً بررسي خواهم كرد و پاسخ شما را خواهم شنيد ، فعلاً به موضوع اصلي مي پردازم

خب حالا به دليل احكام ثانويه ، شرايط اجنماع ، تاييد شوراي نگاهبان يا هر دليل ديگري ، در حال حاضر مرد اجازهء ازدواج دوم را عملاً ندارد!
لذا نظر بنده تاييد ميشود كه مرد از اين حق در حال حاضر محروم است


ببينيد استاد گرامي ، بحث من بر روي حقوق مشترك نيست. صحبت من روي حقوق اختصاصي است ، نه مشترك
مثلاً در زمان برقراري رابطهء زناشويي ، همراه با لذت بردن من ، همسرم نيز لذت ميبرد
اما وقتي من به همسرم مهريه مي دهم نه چيزي گير من ميايد نه لذتي به من دست مي دهد (كاري به بحث معنوي ندارم)
يا وقتي من مخارج غذا و پوشام همسرم را مي دهم ، سود و لذتش فقط به او ميرسد

با توجه به اين توضيح ، باز ميرسيم به همان مطلبي كه در پست اول گفتم. اينكه مرد عملاً يك حق انحصاري بيشتر ندارد
و آن هم بحث اجازه گرفتن زن براي خروج از منزل است. اگر اشتباه مي كنم ، شما يك حق ديگر براي مرد به من نشان بدهيد

[="Arial"][="DarkGreen"][="3"]سلام و عرض ادب

شما در حالت معمول نیاز جنسی مرد و زن رو یکسان گرفتید برای همین به نظرم دچار اشتباه در برداشت حق رابطه زناشویی برای مرد شده اید.

حالت اول: زن و مرد نیاز جنسی تقریبا برابری دارند و بدون کشیدن کار به حق و وظیفه زندگی در جریان هست.

حالت دوم: مرد نیاز جنسی بیشتری نسبت به مرد دارد برای مثال مرد دو بار رابطه جنسی در روز را مطالبه میکند و زن مایل به رابطه جنسی مثلا یک هفته یکبار یا ماهی یکبار هست. در اینجا زن موظف هست علی رغم میل شخصیش (و شاید حتی بدون لذت بردن که شما به آن اصرار دارید) نیاز مرد را رفع کند . پس در اینجا حق مرد تامین شده.

حالت سوم : زن نیاز جنسی بیشتری نسبت به مرد دارد. مرد در اینجا موظف نیست نیاز جنسی زن را هر وقت او مایل بود بر آورده کند . بلکه این وظیفه به صورت یک استثنا مثلا وقتی که باعث شود زن به گناه بیوفتد هست . ( تا جایی که شنیده ام حق هم خوابگی برای زن هر 4 ماه یکبار هست) .

از نظر بنده که واضح هست در اینجا جانب مرد گرفته شده پس حق بیشتری برای مرد قایل شده حال اینکه حق جزیی هم برای زن قایل شده باشیم نافی حق کلی مرد نیست. (که این حق بر مبنای وظایفی هست که بر عهده وی گذاشته شده مثل نفقه)

موفق باشید[/][/][/]

حق دوست;877346 نوشت:
شما در حالت معمول نیاز جنسی مرد و زن رو یکسان گرفتید برای همین به نظرم دچار اشتباه در برداشت حق رابطه زناشویی برای مرد شده اید
سلام برادر عزيز
توضيح شما تا حدي قابل پذيرش است. اما چند نكته وجود دارد

1 - شما سه گروه را ترسيم كرديد. بطور كلي اين تقسيم بندي درست است ، اما آيا نسبت آنها نيز صحيح است؟
يعني كل جمعيت متاهلين ، به سه قسمت
مساوي تقسيم ميشود؟ يا اينكه مقدار آنهامي تواند متفاوت باشد؟
من نمي توانم آمار ارائه كنم ، اما تقريباً مطمئن هستم كه گروه اول ، بيش از 50 درصد كل متاهلين را تشكيل ميدهند

2 - زن بر خلاف مرد ، معمولاً انرژي لازم براي روابط بيشتر را دارد. يعني مورد 2 كه شما فرموديد زن مجبور به رابطه شود ، به ندرت پيش ميايد
شايد در طول كل زندگي دفعاتي اين حالت پيش بيايد ، اما اينطور نيست كه بگوئيم تعداد قابل توجهي از زنان ، بدون لذت و به اجبار تن به خواسته شوهر مي دهند
زن اين توانايي را دارد كه همراه با مرد ، مجدداً تحريك بشود و لذتي دوباره يا حتي چند باره ببرد
به عبارتي ميل جنسي مرد تقريباً سينوسي است و ميل جنسي زن تقريباً خطي
حديث نياز 9 برابر خانمها نسبت به مردها را كه مي دانيد :ok:

3 - اما حالت سوم كه ميل جنسي زن بيشتر است و مرد توان رفع اين نياز را ندارد
اول بايد ديد تا چه حد نياز زن بيشتر است؟
فرض كنيد مردي در ماه 10 بار رابطه را طالب است و زني 15 بار
خب در اينجا مرد بيشتر نياز زن را رفع كرده ، و اينطور نيست كه زن كلاً ارضا نشده باشد
اما حالا فرض كنيم در مثال بالا ، زن مايل به 30 بار رابطه باشد
اينجا بنده حرف شما را قبول دارم. اما اينها چند درصد كل زنان را تشكيل ميدهند؟!
نهايتاً 10 درصد!


اما حتي اگرفرض كنيم توضيحات من نادرست باشد و بگوئيم بنده زياده روي كرده ام ، هر چقدر هم بخواهيم وزنه را به نفع مردان سنگين كنيم ، باز ميشود گفت نيمي ازنياز زنان در رابطه با مردان تامين ميشود. در نتيجه باز هم اين حق يك حق شش دانگ و كامل نيست ، بلكه در خوش بينانه ترين حالت ، فقط 50 درصد بيشتر از حق زن است

به بيان بهتر در شرايط معمول و در اكثر زندگي ها ، اين حق خودش را نشان نمي دهد و بايد يك سري اتفاقات دست به دست هم بدهد تا حقي كه ميفرمائيد به درد بخورد!
در حاليكه حق مهريه و حق نفقه و امثال اين حقوق كه براي خانمهاست ، از همان ابتدا و بطور 100 در 100 قابل حصول است


Reza-D;877356 نوشت:
به بيان بهتر در شرايط معمول و در اكثر زندگي ها ، اين حق خودش را نشان نمي دهد و بايد يك سري اتفاقات دست به دست هم بدهد تا حقي كه ميفرمائيد به درد بخورد!
در حاليكه حق مهريه و حق نفقه و امثال اين حقوق كه براي خانمهاست ، از همان ابتدا و بطور 100 در 100 قابل حصول است

در رابطه با مواردی که راجع به درصد استفاده مرد از حق خودش فرمودید بنده هم آمار و ارقام ندارم و همان موارد شما رو به طور فرضی می پذیرم بحث کلیت وجود سه دسته بود که مورد اتفاق هست.

اما برادر من قابل حصول رو با قابل حصول بودن مقایسه میکنن و حصول رو با حصول.

آیا 100 درصد مهریه ها و نفقه ها دریافت میشود؟ همانطور که بخشی از مردان نیاز به رجوع به حق و وظیفه ترسیم شده برای گرفتن حق خود دارن بخشی (بنده درصد و آمار در اینجا هم ندارم) از زنان هم حق خودشون رو طلب میکنن . اینکه قانون در اینجا به کمک زنان میاد بابت این هست که حق مهریه و نفقه جنبه مالی داره دوم اینکه فرض شده قدرت مرد از زن بیشتره (منظورم زور بازو فقط نیست) و دست قانون برای دخالت باز تره. در ضمن در صورتی که مرد از توانش خارج باشه مثلا مهریه قسط بندی میشه که زن مدت زیادی طول میکشه به حق خودش برسه و به قول شما قابل حصول باشه. پس نه 100 درصد این حق دریافت میشه و نه 100 درصد قابل حصول هست.
(به فرض،) انتظار اینکه قانون در بحث رابطه جنسی هم به همان صورت وارد بشه تا حق مرد را بگیره انتظار نا بجایی هست بنا بر این در این مورد فقط در موارد محدود رجوع به قانون داریم.

Reza-D;877338 نوشت:
زن نياز دارد كه شوهرش از او طلب نياز كند

من توضیحی ندارم که بدم ببخشید

حق دوست;877359 نوشت:
ما برادر من قابل حصول رو با قابل حصول بودن مقایسه میکنن و حصول رو با حصول.
آیا 100 درصد مهریه ها و نفقه ها دریافت میشود؟
خب من هم که مقایسه نظیر به نظیر کردم
مهریه قابل حصول است. نفقه هم قابل حصول است. هر دو هم بطور 100 در 100

چطور؟
زن شرط کند که من مهریه ام را تمام و کمال و بطور یکجا و در لحظهء جاری شدن عقد میخواهم. می تواند یا نه؟
نفقه هم که کاملاً مشخص است به اندازه نیاز زن باید پرداخت شود

اما از آن سو ، آیا مرد می تواند شرط کند من به شرطی ازدواج می کنم که تو (زن) از رابطه لذت نبری؟!!!
این شرط خنده دار به نظر می رسد! درست است برادر؟

بعد اصلاً همان مهریه قسطی را فرض می کنیم. در این پرداخت مهریه بصورت اقساط ، آیا زن هر ماه به مبلغی میرسد یا نه؟
ولی مرد چه؟ در این پرداخت اقساط ، سودی هم می کند؟ لذتی هم می برد؟ چیزی هم به نفع اوست؟
اما همانطور که عرض شد در رابطهء جنسی که ظاهراً از حقوق مرد است ، سود و لذت دو طرفه برقرار است

حق دوست;877359 نوشت:
انتظار اینکه قانون در بحث رابطه جنسی هم به همان صورت وارد بشه تا حق مرد را بگیره انتظار نا بجایی هست بنا بر این در این مورد فقط در موارد محدود رجوع به قانون داریم
احسنت
پس همان حق نصفه و نیمهء مرد هم چندان قابل طرح در دادگاه و زیرنظر قانون نیست!
و این هم دلیل دیگری بر اینکه حق مرد قابل حصول نیست

[="Arial"][="DarkGreen"][="3"]

Reza-D;877574 نوشت:
خب من هم که مقایسه نظیر به نظیر کردم
مهریه قابل حصول است. نفقه هم قابل حصول است. هر دو هم بطور 100 در 100

چطور؟
زن شرط کند که من مهریه ام را تمام و کمال و بطور یکجا و در لحظهء جاری شدن عقد میخواهم. می تواند یا نه؟
نفقه هم که کاملاً مشخص است به اندازه نیاز زن باید پرداخت شود

اگر بحث رو بر مبنای نحوه اجرای فعلی دارید مطرح میکنید که بله بسیار اشکال که اغلبش به خاطر بی عرضگی خود مردان هست باعث شده شرایط به ضررشون تمام بشه ولی اگر بحث قانون وضع شده اسلام هست اگر به صورتی که بوده اجرا شود یعنی مرد با این انگیزه که خودش همان اول کار بخواهد پرداخت کند و بر مبنای توانایی اش مقدارش را مشخص کند هیچ مشکلی ندارد.

نمیدانم میتواند یا نه ولی نصفش را بدون شرط هم میتواند. نفقه هم به محض استمتاع بر مرد واجب هست.

خب مشکل کجاست. در قبال این موارد حق طلاق و حق استماع به مرد داده شده. اگر زن نشوز کند نفقه از وجوب خارج میشود و اگر طلاق بخواهد مرد میتواند حتی با گرفتن بیش از مهریه رضایت به طلاق بدهد.

اما در وضعیت فعلی جامعه هم اگر زن در خواست مهریه کند عملا زندگی مشترکش را نابود کرده پس اگرچه قابل حصول هست ولی عواقبی برای وی دارد

و همینطور مرد میتواند زنش را مجبور به رابطه کند( پس حقش قابل حصول هست ) اما اگرچه حقش قابل حصول است ولی با اینکار احتمال زیاد منجر به ایجاد تنفر در زندگی زناشوییش میشود پس عواقبی دارد.

Reza-D;877574 نوشت:
اما از آن سو ، آیا مرد می تواند شرط کند من به شرطی ازدواج می کنم که تو (زن) از رابطه لذت نبری؟!!!
این شرط خنده دار به نظر می رسد! درست است برادر؟

نمیدانم چرا اینطرف قضیه را بولد میکنید. مرد طبق حقش میتواند زمانی رابطه برقرار کند که لذت ببرد خواه همسرش لذت ببرد خواه نبرد (یعنی بیش از نیاز زن باشد یا زن حوصله نداشته باشد).

Reza-D;877574 نوشت:
بعد اصلاً همان مهریه قسطی را فرض می کنیم. در این پرداخت مهریه بصورت اقساط ، آیا زن هر ماه به مبلغی میرسد یا نه؟
ولی مرد چه؟ در این پرداخت اقساط ، سودی هم می کند؟ لذتی هم می برد؟ چیزی هم به نفع اوست؟
اما همانطور که عرض شد در رابطهء جنسی که ظاهراً از حقوق مرد است ، سود و لذت دو طرفه برقرار است

شما مشکلی را که به خاطر تصمیمات نادرست در انتخاب بوده به خود قواعد منطقی و پذیرفته شده مشخص ازدواج ربط میدهید و نتیجه مطلوب خود را میگیرید. چه مردی مهریه سنگین و خارج از توانش بپذیرد و به مشکل بخورد و چه زنی بدون در نظر گرفتن مزاج و نیاز جنسی خود و همسرش ازدواج کند و به مشکل بخورد مشکل از انتخاب بوده و نه قاعده. معلوم است مرد از پرداخت مهریه و نفقه خارج از توانش لذتی نمیبرد.
در مورد لدت هم که قبلا بحث شد.

در ضمن به شخصه اگر همسری انتخاب کنم که نیاز های مالیش تناسب با در آمد بنده داشته باشد نه تنها از پرداخت بهش احساس ضرر نمیکنم بلکه به قول شما لذت هم میبرم و این ربطی به وقتی ندارد که کسی را انتخاب کنم که این نیاز ها باعث در تنگنا قرار گرفتن من شود و در آن حالت احساس بدی به من دست دهد. این احساس بد به خاطر خود پرداخت نیست به خاطر پرداخت خارج از توان هست.

Reza-D;877574 نوشت:
پس همان حق نصفه و نیمهء مرد هم چندان قابل طرح در دادگاه و زیرنظر قانون نیست!
و این هم دلیل دیگری بر اینکه حق مرد قابل حصول نیست

در دادگاه شاید قابل حصول نباشد اما توسط ابزار ها و اختیارت داده شده به مرد توسط اسلام در بسیاری از موارد قابل حصول هست. [/][/][/]

حق دوست;877579 نوشت:
نمیدانم چرا اینطرف قضیه را بولد میکنید. مرد طبق حقش میتواند زمانی رابطه برقرار کند که لذت ببرد خواه همسرش لذت ببرد خواه نبرد (یعنی بیش از نیاز زن باشد یا زن حوصله نداشته باشد).

نوشته اصلی توسط Reza-D

آره بابا زن کیلویی چنده، مهم مرده. مردیم از این همه خوشی.

موضوع قفل شده است