جمع بندی جنایت اسپایکر

تب‌های اولیه

21 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
جنایت اسپایکر

امروز که سالگرد  فاجعه اسپایکر بود این سوال برام مطرح شد که هدف داعش از این کشتار های وحشیانه چیست که حاضر میشوند بخاطر اون اینقدر جنایت کنند.

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

امروز که سالگرد  فاجعه اسپایکر بود این سوال برام مطرح شد که هدف داعش از این کشتار های وحشیانه چیست که حاضر میشوند بخاطر اون اینقدر جنایت کنند.

تفکر داعش دو بُعد دارد ، یکی بُعد دینی آن و سلفی گری است، و دیگری تفکرات سیاسی و چشم اندازهایی که پیش روی خود داشتند برای پیشروی، و هر دو بُعد آنها را به انجام چنین رفتارهای خش و جنایات  هولنامی سوق داد.

در مقام تفکر و اعتقاد خب داعش یکی از شاخه های وهابیت به حساب می آید که شیعیان را در مقام توحید عبادی، مشرک می دانند. وهابیون توسل، تبرک جستن، بنا ساختن روی قبول و تمامی رفتارهای اینچنینی را مصداق عبادت دانسته، و به همین خاطر انجام دهندگان این رفتارها را مشرک میداند، و از این جهت ریخته شدن خون ایشان را مباح می داند و در این خصوص فرقی میان توده مردم و علمای ایشان قائل نیست، همانطور که شورای افتای سلفیت در پاسخ به استفتائی در این خصوص چنین می نویسد:

«هر شخص عامی که امامی از ائمه کفر و گمراهی را پیروی کند و از روی ظلم و عدوان، رهبران و بزرگان آنان را یاری نماید، حکم تکفیر و یا تفسیق همان ائمه برایش صادر می‌شود. خداوند فرمود: مردم از تو در مورد ساعت (قیامت) می‌پرسند؟ تا آنجا که می‌گوید: آنها گفتند: ای پروردگار، ما از رهبران و بزرگانمان اطاعت کردیم و آنها ما را از راه منحرف کردند. خدایا به آنان دو برابر، عذاب بده و به شدت نفرینشان کن و همچنین پیغمبر و همچنین یاران وی با رهبران مشرکین و پیروانشان جنگیدند و میان رهبران و پیروان تفاوتی قائل نشدند»(1)

از جهت دیگر داعش یک تفکرات سیاسی در سر داشت تا در یک قلمروی وسیع جغرافیایی حکومت به اصطلاح اسلامی برپا کند، و در این راستا یکی از عواملی که برای پیشروی سریع تر و راحت تر به او کمک می کرد ایجاد رُعب و وحشت در میان مردم بود تا از میزان مقاومت ایشان بکاهد. همانطور که وقتی برخی از مجریان جنایت اسپایکر دستگیر شدند در مصاحبه هایی که با ایشان شد به این مسئله اعتراف کردند؛ به عنوان نمونه «محمد علی ساجت» یکی از فرماندهان داعشی است که از افراد بسیار نزدیک به ابوبکر البغدادی و منشی وی بود. او در مصاحبه ای که با او انجم شد گفت که جنایت اسپایکر در نزد البغدادی به معنای رعب و وحشتی بود که لازم بود برای رسیدن به بغداد انجام شود.(2)

یا «عبدالناصر قرداش» یکی دیگر از فرماندهان داعش نیز در مصاحبه ای ضمن اینکه این کشتار را به فرمان «ابو مسلم الترکمانی» توصیف می کند چنین می گوید: زمانی که پس از ماجرای اسپایکر «ابومسلم الترکمانی»(فرمانده جنایت) را در رقه دیدم، به من گفت که پس از تسلط بر استان نینوا، هیچ عملیاتی همچون اسپایکر نتوانست مسیر درگیری‌ها را عوض کند و موجب رعب و وحشت شود و پس از اسپایکر شهرها و روستاها یکی پس از دیگری به دست تعداد ناچیزی از نیروها سقوط می‌کرد».(3)

بنابراین هدف داعش از این جنایات کاستن از میزان مقاومت های در برابرخود بوده است تا بر سرعت پیشرفتش بیفزاید، در عین حال به گمان خودشان اعتقادشان هم در این راستا به ایشان اجازه چنین رفتارهایی می داده است یعنی این رفتارها را همسو با اعتقادات خویش تبیین کرده و حرکتشان را دینی و در راستای رضایت الهی توصیف میکرده اند.

البته این همسوانگاری یک سوء استفاده و برداشت انحرافی از دین است که اگرچه ممکن است بخش عظیمی از داعشیان در این راستا فریب خورده باشند، اما بخشی هم آگاهانه دیگران را به بازی گرفته اند، همانطور که دست دشمنان اسلام در غرب هم در آن به وضوح دیده می شود.

به طور کلی گروهک های افراطی در شیعه و اهل سنت ظرفیت عظیمی برای پیشبرد اهداف جبهه استکبار دارند به همین خاطر همواره مورد حمایت غرب بوده و هستند، همانطور که اصل وهابیت و قدرت گرفتن وهابیت در عربستان با همین حمایت ها بوده است.

پی نوشت ها:

  1. کمیته دائمی پژوهش های علمی و صدور فتوی، رئیس: عبد العزیز بن عبد الله بن باز، ج 2 م 377
  2. «هشام الهاشمی» کارشناس سازمان‌های تروریستی، به نقل از خبرگزاری فارس.
  3. همان.

 

اولین سوال اینه که حتی اگر داعشی ها بر اساس یک تفکر دینی این جنایات رو می کنند بازم اینقدر عقل ندارند که بگن مگه میشه دین اجازه چنین جنایتهایی رو بما بده؟ ایا دین ما واقعا دین درستیه؟ یعنی هیچ جوره نمیتونن در تفکراتشون شک کنن؟

حتی اگر دین هم اجازه چنین اعمالی رو بده هیچ انسانی حاضر نیست این جنایات رو انجام بده.حتی سنگدل ترین انسانها هم حاضر نیستن برای رفتن به بهشت اینقدر جنایت کنند.

سوالی که برای هر ادمی مطرح میشه پس این داعشی ها چجور انسانهایی هستند که هیچ احساس و عاطفه ای ندارن و راحت جنایت میکنند؟ از کره مریخ اومدن؟جالبه همشون هم عربی هستند یعنی عربها هیچ انسانیت و قلبی ندارند؟

سلام علیکم

این کشتارها رو یک فرد نکرده که آن را بصورت مستله ای شخصی در بیاورد و اختیار این را داشته باشد که بگوید خلاف شرع شاید باشد نمیکنم یا لزومی ندارد و یا شاید بشود اینها را با اسرای دیگر عوض کرد .

محیط نظامی با شرایط امن غیر نظامی تفاوت دارد . اختیار افراد محدودمیشود و اگر مثلا در یک گروه تندرو مثل منافقین ، فردی عصو باشد ، اختیار که هیچ ، هیچ حریم شخصی ای نخواهند داشت .

خب در این گروه ها اگر فرد زمینه عقیدتی داشته باشد و سواد کم دینی هم مزید بر علت شود ، توجیه کردن شان هیچ کاری ندارد .

این افراد قربانی مطامع دیگرانند چه بکشند چه کشته بشوند سیاهی لشکر یک عده قدرت طلبند .

 

 در کتاب " در رقه بودم "  ابو زکریا ، جوان تونسی الاصل ، مطلبی بود که شاید نقلش خالی از لطف نباشد .

گروه داعش برای کشته سازی و کشته گیری و فشار بر طرف مقابل ، ببینید با افراد خود چه میکنند و اینکه این کار را فرماندهان و امرا ، مثل پیمانکاران ، برای پول مرتکب میشوند :

 

طی دوره هر از چندگاهی یکی از امرای داعش می آمد و سراغی از ما می گرفت، می خواست بداند، توان شرکت در نبردها یا عملیات های انتحاری را داریم؟ تمایلی به شرکت در عملیات انتحاری نداشتم، اما تمایل داشتم، به خطوط مقدم رویارویی اعزام شوم.

وقتی یکی از امرای تونسی متوجه شد، برای رفتن به نبردهای کوبانی داوطلب شده ام، به سرعت با من تماس گرفت. آن وقت به همراه دیگر داوطلبان اعزام به یکی از مقرهای اعزام داعش منتقل شده بودیم.

با من تماس گرفت و با لهجه تونسی گفت: «معلومه چیکار میکنی؟ اصلا می دونی، کوبانی چه خبره؟ سریع انصراف بده، برگرد، رقه». منظورش از این حرفاها را نفهمیدم، تا اینکه در آن شرایط بسیار سخت در کوبانی قرار گرفتم.

نبرد کوبانی را باید فقط کشتار عمدی مهاجرین توسط داعش توصیف کرد که داعش عمدا ۴ هزار مهاجر از زبده ترین عناصرش را به قربانگاه کوبانی فرستاد و همه آنها را به کشتن داد.

سلام بی ادعای عزیز

داعش تنها گروه افراطی در طول تاریخ نیست، در همه جای دنیا و در هر منطقه و کشور و نژاد و زبانی چنین رفتارهایی از سوی گروههای مختلف وجود داشته اند. 

این رفتارها حاصل سالها کار روانی بر روی افراده ... متاسفانه در ایران هم کسانی هستند که دارند چنین عملیات روانی ای را پیاده می کنند اما خوشبختانه در فقه شیعه یک مانعی بر این افراط گرایی ها وجود داره تحت عنوان «نیاز به اذن ولی فقیه». در نتیجه این بحثها در ایران در بعد نظری باقی می مونند و خوشبختانه جنبه عملی پیدا نمی کنند. 

 

بعضی از این شگردهای این عملیات روانی به شرح زیر اند:

۱- پیروی از وجدان را به معنای «بندگی نفس» تعبیر می کنند تا فرد تشویق به کنار گذاشتن اون بشه.

۲- استفاده از اصطلاحات زیبا

۳- شکستن یک کار زشت به کارهای کوچکتر

۴- انسانیت زدایی (یعنی کاری کنند که طرف مقابل در ذهن این افراد به عنوان انسان به حساب نیاد)

و ...

 

فرض کنید چنین گروهی بخواد تجاوز به زنان اسیر در جنگ (شبیه به کاری که داعش با زنان ایزدی کرد) را ترویج کند. برای این کار ممکنه چنین روندی را در پیش بگیرند::

۱-میگویند که ما نباید زنان اسیر را از ازدواج محروم کنیم و بایستی به نیازهای جنسی زنان اسیر نیز توجه شود (تا اینجا حرفی از اجبار به میان نیامده و حتی این رفتار به عنوان لطف در حق زنان وانمود میشه)

۲- میگویند ما نمی توانیم زنان شوهردار اسیر را از ازدواج مجدد محروم کنیم، با توجه به این که بازگرداندنشان پیش همسرانشان ممکن نیست (هنوز حرفی از اجبار زده نشده، اما ذهن فرد داره آماده میشه برای کارهای خیلی شنیع)

۳- در احکام ازدواج، تفاوتی ذکر می کنند بین زنان آزاد و زنان اسیر، که در اون زنان اسیر حق انتخاب همسر و تصمیم گیری در مورد ازدواجشان را ندارند.

۴- تا اینجا ذهن فرد برای انجام یک عمل شنیع آماده شده، اما این تبلیغات پا رو فراتر می گذارند و سعی می کنند چنین کاری را دارای اهداف متعالی جلوه دهند، از جمله قرار گرفتن زنان در محیطی که با عقاید آن گروه آشنا شوند و مثلا به بهشت برن و از این حرفها

 

در کنار این تبلیغات، شیوه دیگری استفاده میشه که تحت عنوان انسانیت زدایی ازش نام برده میشه. در این شیوه، فرد رو متقاعد می کنند که افراد را به خاطر انسان بودن دارای حقوقی مثل حق زندگی، حق مالکیت و ... ندونه، بلکه این حقوق را ناشی از پیروی یک گروه خاص تلقی کنه ...

در کنار این تبلیغات، سعی می کنند تفکر انتقادی فرد را تضعیف کنند تا پذیرش این القائات ساده تر صورت گیرد و افراد به خودشان اجازه مخالفت با این تبلیغات را ندهند. در نتیجه، عقل در دیدگان آنان از یک جایگاه با ارزش به زیر کشیده میشه. افراد تحت تاثیر تبلیغات یاد میگیرند که به عقلشان فقط تا جایی بها دهند که مطابق با آموزه های گروه باشه. فردی که به نادیده گرفتن عقلش عادت کنه، خیلی راحت بازیچه قرار میگیره.

اما آیا این چیزی که افراطی گری مینامیمش، جزئی از اسلامه یا یک انحراف از اسلام؟

روی این موضوع بایستی به صورت جدی بحث بشه و فکر. گرچه ممکنه بعضی برداشتهای ظاهری از دین موافق با چنین رفتاری به نظر برسه، اما عملاً اسلام شرطهایی رو در نظر میگیره که اجرای برخی از این احکام را در زمان ما غیر ممکن می کنه. به طور مثال در آیه ۲۴ سوره نساء، عبارت «به حکم خدا» ذکر شده است که شیعه آن را به معنای نیاز به اذن معصوم می داند و این در حالی است که پس از پیامبر، هیچ یک از ائمه چنین اذنی را مطرح ننموده اند و بنابراین، ممکنه هدف اسلام براندازی تدریجی این رسم جاهلی بوده باشد.

بنابراین ما نیازمند دفاع از چنین کاری نیستیم همچنان که هدف اسلام این نبوده.

اولین سوال اینه که حتی اگر داعشی ها بر اساس یک تفکر دینی این جنایات رو می کنند بازم اینقدر عقل ندارند که بگن مگه میشه دین اجازه چنین جنایتهایی رو بما بده؟ ایا دین ما واقعا دین درستیه؟ یعنی هیچ جوره نمیتونن در تفکراتشون شک کنن؟

حتی اگر دین هم اجازه چنین اعمالی رو بده هیچ انسانی حاضر نیست این جنایات رو انجام بده.حتی سنگدل ترین انسانها هم حاضر نیستن برای رفتن به بهشت اینقدر جنایت کنند.

سوالی که برای هر ادمی مطرح میشه پس این داعشی ها چجور انسانهایی هستند که هیچ احساس و عاطفه ای ندارن و راحت جنایت میکنند؟ از کره مریخ اومدن؟جالبه همشون هم عربی هستند یعنی عربها هیچ انسانیت و قلبی ندارند؟

پاسخ به این سوال در گرو بیان ابعاد متعدد مکتب سلفی گری، و تحلیل اوضاع جامعه شناختی و جو حاکم بر این مکتب است.

به طور کلی عنصر «عقل» در مکتب سلفیت یک عنصر حداقلی است، به عنوان مثال حتی جسمایت خدا که در ظواهر دینی آمده را می پذیرند و به عقل حق توجیه و تأویل آنها را نمی دهند. یعنی به شدت ظاهرگرا هستند و آن ظاهری که به ایشان رسیده را می پذیرند، در مورد سند آن، در مورد دلالت آن، در مورد عقل پذیر بودن آن اصلا بحثی نمیکنند.

به شدت جزم اندیش هستند، و روی اندیشه های خودشان تعصب دارند، تعصبی که توأم با کینه و نفرت از مخالفین است، که نه تنها اجازه اندیشیدن به ایشان نیدهد، بلکه زمینه را برای بروز رفتارهای خشن علیه مخالفین همراه می سازد و ایه تشفی خاطر ایشان می گردد. من با برخی از روحانیون وهابی در عربسان برخورد داشته ام، حرف زدنشان و استدلال کردنشان با شما مملو ز کینه و نفرت است. و اینقدر با تکبر و از بالا به پایین حرف می زنند که اصلا مجالی برای این فکر که شاید اشتباه می کنند فراهم نمیشود که به ذهنشان خطور کند.

برخی از آنها به این خطاها آگاه بوده اما برخی از عوام ایشان اسیر فریب می شوند. اینکه می گویند کشتن شیعه یعنی کشتن مخالفین پیامبر(ص)، و با کشتن ایشان در بهشت همنشین پیامبر(ص) خواهی بود و حضرت(ص) با مهربانی وصف ناپذیر از تو پذیرایی خواهند کرد و...؛ یعنی اینقدر این را پررنگ توصیف می کنند و چنان احساسات و شوق در شخص تحریک می شود که قدرت تحلیل و تفکر منطقی از ایشان سلب می گردد!!

 

اولین سوال اینه که حتی اگر داعشی ها بر اساس یک تفکر دینی این جنایات رو می کنند بازم اینقدر عقل ندارند که بگن مگه میشه دین اجازه چنین جنایتهایی رو بما بده؟ ایا دین ما واقعا دین درستیه؟ یعنی هیچ جوره نمیتونن در تفکراتشون شک کنن؟

حتی اگر دین هم اجازه چنین اعمالی رو بده هیچ انسانی حاضر نیست این جنایات رو انجام بده.حتی سنگدل ترین انسانها هم حاضر نیستن برای رفتن به بهشت اینقدر جنایت کنند.

سوالی که برای هر ادمی مطرح میشه پس این داعشی ها چجور انسانهایی هستند که هیچ احساس و عاطفه ای ندارن و راحت جنایت میکنند؟ از کره مریخ اومدن؟جالبه همشون هم عربی هستند یعنی عربها هیچ انسانیت و قلبی ندارند؟

پاسخ به این سوال در گرو بیان ابعاد متعدد مکتب سلفی گری، و تحلیل اوضاع جامعه شناختی و جو حاکم بر این مکتب است.

به طور کلی عنصر «عقل» در مکتب سلفیت یک عنصر حداقلی است، به عنوان مثال حتی جسمایت خدا که در ظواهر دینی آمده را می پذیرند و به عقل حق توجیه و تأویل آنها را نمی دهند. یعنی به شدت ظاهرگرا هستند و آن ظاهری که به ایشان رسیده را می پذیرند، در مورد سند آن، در مورد دلالت آن، در مورد عقل پذیر بودن آن اصلا بحثی نمیکنند.

به شدت جزم اندیش هستند، و روی اندیشه های خودشان تعصب دارند، تعصبی که توأم با کینه و نفرت از مخالفین است، که نه تنها اجازه اندیشیدن به ایشان نیدهد، بلکه زمینه را برای بروز رفتارهای خشن علیه مخالفین همراه می سازد و ایه تشفی خاطر ایشان می گردد. من با برخی از روحانیون وهابی در عربسان برخورد داشته ام، حرف زدنشان و استدلال کردنشان با شما مملو ز کینه و نفرت است. و اینقدر با تکبر و از بالا به پایین حرف می زنند که اصلا مجالی برای این فکر که شاید اشتباه می کنند فراهم نمیشود که به ذهنشان خطور کند.

برخی از آنها به این خطاها آگاه بوده اما برخی از عوام ایشان اسیر فریب می شوند. اینکه می گویند کشتن شیعه یعنی کشتن مخالفین پیامبر(ص)، و با کشتن ایشان در بهشت همنشین پیامبر(ص) خواهی بود و حضرت(ص) با مهربانی وصف ناپذیر از تو پذیرایی خواهند کرد و...؛ یعنی اینقدر این را پررنگ توصیف می کنند و چنان احساسات و شوق در شخص تحریک می شود که قدرت تحلیل و تفکر منطقی از ایشان سلب می گردد!!

 

حال که شما فرمودین سلفی ها و وهابی ها روایات رو حد اقل قبول دارن ایا روایاتی دارن که بر اون سااس کشتن شیعه را کشتن مخالفین پیامبر میدونن؟

حال که شما فرمودین سلفی ها و وهابی ها روایات رو حد اقل قبول دارن ایا روایاتی دارن که بر اون سااس کشتن شیعه را کشتن مخالفین پیامبر میدونن؟

ببینید خلاصه استدلال ایشان برای جواز کشتن شیعه چنین است:

مقدمه اول: می گویند مشرکین زمان پیامبر(ص) خداوند را به عنوان خالق قبول داشتنند: «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّه؛ و هر گاه از آنان سؤال كنى: «چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است؟» مسلّماً مى‏ گويند: «اللَّه‏» (لقمان:25)

بنابراین مشکلشان در انکار خداوند به عنوان خالق هستی نبوده است.

مقدمه دوم:  مشکل آنها شرک در پرستش بود، یعنی مشکلشان این بود که بت ها را واسطه بین خود و خدا قرار داده بودند:

«الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏؛ آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند و دليلشان اين بود كه: «اينها را نمى‏ پرستيم مگر بخاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند» (زمر:3)

مقدمه سوم: پیامبر(ص) با این مشرکین که خدا را قبول داشتند اما برای او شریک قائل شده بودند می جنگیدند و آنها را می کشتند، یعنی قتل و کشتن ایشان را جایز می دانستند.

نتیجه گیری: بنابراین شیعه هم که امروز با توسل و تبرک و ساختن قبول دارد غیر خدا را واسطه میان خود و خدا قرار داده است و آنها را می پرستد همین حکم را دارد. یعنی با اینکه میدانیم آنها خدا را قبول دارند ام چون در عبادت مشرک هستند کشتنشان جایز است.

 

در حالی که نه تعریف ایشان از عبادت درست است، و نه قیاس اهل بیت(ع) با بت ها صحیح است! 

سلام مسلم گرامی

به نظرم مشکل اصلی، جایز دانستن قتل افراد غیر مسلمانه. حتی اگر متقاعدشون کنیم که تشیع را مصداق شرک ندانند، میلیاردها غیر مسلمان در دنیا وجود دارند که این خشونت می تونه شاملشون بشه.

فعالان فرهنگی بایستی بپردازند به ریشه ها. این مشکل که حل بشه، میشه راحت تر باهاشون بحث و گفتگو کرد.

حتی اگر طرفداران وهابی و سلفی همچون داعش دلیلی برای کشتن شیعیان و ... داشته باشند باز هم من نمیتونم درک کنم چطور اینها هم که از جنس انسان اند ذره ای نمیتونن در تفکرات و اعمالشون شک کنن.مگر اینکه انسان از طریق چون هیپنوتیزم شستشوی مغزی بشه و اختیاری از خود نداشته باشه که اینقدر وحشی باشه.

اخهیک مکتب و طرز فکر که نمیتونه انسان رو این طوری وحشی کنه چون هر انسانی در حالت عادی عاطفه داره هرچند کمو زییاد ولی هیچ انسانی خالی از عاطفه و انسانیت و رحم ینست.

به نظرم مشکل اصلی، جایز دانستن قتل افراد غیر مسلمانه. حتی اگر متقاعدشون کنیم که تشیع را مصداق شرک ندانند، میلیاردها غیر مسلمان در دنیا وجود دارند که این خشونت می تونه شاملشون بشه.

فعالان فرهنگی بایستی بپردازند به ریشه ها. این مشکل که حل بشه، میشه راحت تر باهاشون بحث و گفتگو کرد

بله آقای فروردین عزیز

مشکل باید ریشه ای حل بشود، وگرنه اینها که شیعیان را علی رغم اعتقاد به خدا و نبوت پیامبر(ص) و نماز و قرآن و قبله، مشرک  و جایز القتل می دانند طبیعتا دیگران را به هم جدی تر مشرک و جایز القتل میدانند. منتهی مشکلی که وجود دارد این است که این ویروس وهابیت آنچنان با خودش کینه و نفرت و تعصب می آورد که کمتر وهابی ای می شود که بر سر این موضوعات اندیشه کرده یا به نیت کشف حقیقت بحث کند، باید مردم واکسینه شوند یعنی پیش از وهابی شدن با بطلان این مکتب فکری آشنا شوند و گرنه اگر آلوده شدند آنقدر با کینه و نفرت آلوده می شوند که درمان آنها بسیار سخت است.

 

حتی اگر طرفداران وهابی و سلفی همچون داعش دلیلی برای کشتن شیعیان و ... داشته باشند باز هم من نمیتونم درک کنم چطور اینها هم که از جنس انسان اند ذره ای نمیتونن در تفکرات و اعمالشون شک کنن.مگر اینکه انسان از طریق چون هیپنوتیزم شستشوی مغزی بشه و اختیاری از خود نداشته باشه که اینقدر وحشی باشه.

اخه یک مکتب و طرز فکر که نمیتونه انسان رو این طوری وحشی کنه چون هر انسانی در حالت عادی عاطفه داره هرچند کمو زییاد ولی هیچ انسانی خالی از عاطفه و انسانیت و رحم ینست.

ببینید تعصبات به قدری می توانند پررنگ باشند که عقل را کامل کور کنند شما ببینید در صدر اسلام به خاطر این تعصب دخترانشان را زنده به گور میکردند! چیزی که الان اصلا برای یک پدر قابل تصور هم نیست! اگر دخترش خصوصا دختر خردسالش تب کند او می میرد! اما اینها دخترشان را زنده به گور می کرده اند!!

شستشوی مغزی، جمود فکری، تعصبات بی مبنا نمی دانید با انسان چکار می کنند! خصوصا اگر رنگ و بوی تقدس به خود بگیرند و انسان خودش را به خاطر آنها مأجور هم ببیند!! دیگر اندیشه را به صورت کامل از آنها می گیرد!!

حال که شما فرمودین سلفی ها و وهابی ها روایات رو حد اقل قبول دارن ایا روایاتی دارن که بر اون سااس کشتن شیعه را کشتن مخالفین پیامبر میدونن؟

ببینید خلاصه استدلال ایشان برای جواز کشتن شیعه چنین است:

مقدمه اول: می گویند مشرکین زمان پیامبر(ص) خداوند را به عنوان خالق قبول داشتنند: «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّه؛ و هر گاه از آنان سؤال كنى: «چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است؟» مسلّماً مى‏ گويند: «اللَّه‏» (لقمان:25)

بنابراین مشکلشان در انکار خداوند به عنوان خالق هستی نبوده است.

مقدمه دوم:  مشکل آنها شرک در پرستش بود، یعنی مشکلشان این بود که بت ها را واسطه بین خود و خدا قرار داده بودند:

«الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏؛ آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند و دليلشان اين بود كه: «اينها را نمى‏ پرستيم مگر بخاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند» (زمر:3)

مقدمه سوم: پیامبر(ص) با این مشرکین که خدا را قبول داشتند اما برای او شریک قائل شده بودند می جنگیدند و آنها را می کشتند، یعنی قتل و کشتن ایشان را جایز می دانستند.

نتیجه گیری: بنابراین شیعه هم که امروز با توسل و تبرک و ساختن قبول دارد غیر خدا را واسطه میان خود و خدا قرار داده است و آنها را می پرستد همین حکم را دارد. یعنی با اینکه میدانیم آنها خدا را قبول دارند ام چون در عبادت مشرک هستند کشتنشان جایز است.

 

در حالی که نه تعریف ایشان از عبادت درست است، و نه قیاس اهل بیت(ع) با بت ها صحیح است! 

یه سوال دیگر که پیش میاد اینکه چرا داعش فقط زوم کرده رو شیعیان و فقط عمده کشتارهایش رو روی شیعیان گذاشته؟ اگه قرار باشه طبق مبانی و استدلال خودشون شیعیان مشرک باشند پس مسیحیان و یهودیان که مشرک تر هستند؟ چرا بیشتر کشتارهاشون روی شیعیان متمرکزه؟

معمولا مذاهبی که نزدیک به هم اند بیشتر با هم اصطکاک دارند تا مذاهبی که از هم دور اند.

یه سوال دیگر که پیش میاد اینکه چرا داعش فقط زوم کرده رو شیعیان و فقط عمده کشتارهایش رو روی شیعیان گذاشته؟ اگه قرار باشه طبق مبانی و استدلال خودشون شیعیان مشرک باشند پس مسیحیان و یهودیان که مشرک تر هستند؟ چرا بیشتر کشتارهاشون روی شیعیان متمرکزه؟

خودشون اینطور تحلیل می کنند که شیعیان چون در درون دایره اسلام دچار انحراف شده اند خطرشان بیشتر است.

نکته دیگری که در این زمینه نقش دارد هدف سیاسی از تاسیس داعش است، اساسا داعش به عنوان ابزاری در دست دولت های غربی بر علیه اسلام بوده است، تا هم از موج اسلام هراسی آن استفاده کنند و هم از آن بر علیه منافع دشمنانشان بهره برداری نظامی کنند.

نکته سومی هم که در این میان وجود دارد همان است که جناب فروردین عزیز اشاره فرمودند که احساس رقابت در بین مذاهب بیشتر است و اگر این احساسات با منطق مدیریت نشود به کینه تبدیل می شود، به همین خاطر نفرت و کینه ای که داعش نسبت به شیعه داشته و دارد هرگز آن کینه را نسبت به سایر ادیان ندارد.

 

حال که شما فرمودین سلفی ها و وهابی ها روایات رو حد اقل قبول دارن ایا روایاتی دارن که بر اون سااس کشتن شیعه را کشتن مخالفین پیامبر میدونن؟

ببینید خلاصه استدلال ایشان برای جواز کشتن شیعه چنین است:

مقدمه اول: می گویند مشرکین زمان پیامبر(ص) خداوند را به عنوان خالق قبول داشتنند: «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّه؛ و هر گاه از آنان سؤال كنى: «چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است؟» مسلّماً مى‏ گويند: «اللَّه‏» (لقمان:25)

بنابراین مشکلشان در انکار خداوند به عنوان خالق هستی نبوده است.

مقدمه دوم:  مشکل آنها شرک در پرستش بود، یعنی مشکلشان این بود که بت ها را واسطه بین خود و خدا قرار داده بودند:

«الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏؛ آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند و دليلشان اين بود كه: «اينها را نمى‏ پرستيم مگر بخاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند» (زمر:3)

مقدمه سوم: پیامبر(ص) با این مشرکین که خدا را قبول داشتند اما برای او شریک قائل شده بودند می جنگیدند و آنها را می کشتند، یعنی قتل و کشتن ایشان را جایز می دانستند.

نتیجه گیری: بنابراین شیعه هم که امروز با توسل و تبرک و ساختن قبول دارد غیر خدا را واسطه میان خود و خدا قرار داده است و آنها را می پرستد همین حکم را دارد. یعنی با اینکه میدانیم آنها خدا را قبول دارند ام چون در عبادت مشرک هستند کشتنشان جایز است.

 

در حالی که نه تعریف ایشان از عبادت درست است، و نه قیاس اهل بیت(ع) با بت ها صحیح است! 

یه سوال دیگر که پیش میاد اینکه چرا داعش فقط زوم کرده رو شیعیان و فقط عمده کشتارهایش رو روی شیعیان گذاشته؟ اگه قرار باشه طبق مبانی و استدلال خودشون شیعیان مشرک باشند پس مسیحیان و یهودیان که مشرک تر هستند؟ چرا بیشتر کشتارهاشون روی شیعیان متمرکزه؟

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

شیعیان نزدیک ترین گروه به اهل البیت(ع) هستند که محق ترین گروه به تشکیل حکومت اللهی هستند به دلیل حق شرعی و ولایت امام معصوم (عج) در تشکیل حکومت اسلامی

برای همین هر کس مایل به تشکیل حکومت باشد که حکومتی مستقل و بدون در نظر گرفتن امام معصوم باشد

سر سخت ترین دشمن امام و شیعیانشان خواهند بود

و شیعیان سربازان بالقوه معصوم(ع) هستند .

که بخشی از دشمنی می تواند برای ضربه به امام باشد.

و البته در روایات هم اومده که به شیعیان در مورد حضور و واکنش نسبت به این حرکات چکار کنند؟

مثلا وجوب تقیه

یا ترک موضع

الان در آخر الزمان هستیم

بخظی از جواب که به سوال شما نزدیک تر شوید مربوط به سفیانی فرزند یزید است

که دو گروه بنی هاشم و بنی امیه بر سر خدا با هم اختلاف داشتند و تا به امروز و تا ظهور ادامه دارد

ان شاء الله خداوند با ظهور آخرین امام از نسل پیامبر(ص) را ظاهر و نشانه های اقتداز و قهاریت اش را بروز دهد.

یا علی(س)

جمع بندی

پرسش:

داعش طبق چه مستندی کشتن شیعه را جایز می شمارند؟ هدف داعش از کشتار های وحشیانه مانند جنایت اسپایکر چیست؟ با توجه به اینکه عقل به راحتی بطلان این جنایات را درک می کند، چطور عقیده خویش را حق دانسته و حاضر میشوند چنین جنایاتی مرتکب شوند؟

پاسخ:

این سوال از سه بخش تشکیل شده است که باید به صورت مستقل به آنها پرداخته شود:

بخش اول:

خلاصه استدلال ایشان برای جواز کشتن شیعه چنین است:

مقدمه اول: می گویند مشرکین زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) خداوند را به عنوان خالق قبول داشتنند: «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّه؛ و هر گاه از آنان سؤال كنى: «چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است؟» مسلّماً مى‏ گويند: «اللَّه‏» (1)

بنابراین مشکلشان در انکار خداوند به عنوان خالق هستی نبوده است.

مقدمه دوم:  مشکل آنها شرک در پرستش بود، یعنی مشکلشان این بود که بت ها را واسطه بین خود و خدا قرار داده بودند:

«الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏؛ آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند و دليلشان اين بود كه: «اينها را نمى‏ پرستيم مگر بخاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند» (2)

مقدمه سوم: پیامبر(صلی الله علیه و آله) با این مشرکین که خدا را قبول داشتند اما برای او شریک قائل شده بودند می جنگیدند و آنها را می کشتند، یعنی قتل و کشتن ایشان را جایز می دانستند.

نتیجه گیری: بنابراین شیعه هم که امروز با توسل و تبرک و ساختن قبول دارد غیر خدا را واسطه میان خود و خدا قرار داده است و آنها را می پرستد همین حکم را دارد. یعنی با اینکه میدانیم آنها خدا را قبول دارند ام چون در عبادت مشرک هستند کشتنشان جایز است.

در حالی که نه تعریف ایشان از عبادت درست است، و نه قیاس اهل بیت(علیهم السلام) با بت ها صحیح است! 

 

بخش دوم:

تفکر داعش دو بُعد دارد، یک بُعد آن دینی، و مبانی سلفی گری است، و دیگری تفکرات سیاسی و چشم اندازهایی که پیش روی خود داشتند برای پیشروی، و هر دو بُعد آنها را به انجام چنین رفتارهای خش و جنایات  هولنامی سوق داد. در مقام تفکر و اعتقاد خب داعش یکی از شاخه های وهابیت به حساب می آید که همانطور که اشاره شد شیعیان را در مقام توحید عبادی، مشرک می دانند و در این خصوص فرقی میان توده مردم و علمای ایشان قائل نیست، همانطور که شورای افتای وهابیت در پاسخ به استفتائی در این خصوص چنین می نویسد:

«هر شخص عامی که امامی از ائمه کفر و گمراهی را پیروی کند و از روی ظلم و عدوان، رهبران و بزرگان آنان را یاری نماید، حکم تکفیر و یا تفسیق همان ائمه برایش صادر می‌شود. خداوند فرمود: مردم از تو در مورد ساعت (قیامت) می‌پرسند؟ تا آنجا که می‌گوید: آنها گفتند: ای پروردگار، ما از رهبران و بزرگانمان اطاعت کردیم و آنها ما را از راه منحرف کردند. خدایا به آنان دو برابر، عذاب بده و به شدت نفرینشان کن و همچنین پیغمبر و همچنین یاران وی با رهبران مشرکین و پیروانشان جنگیدند و میان رهبران و پیروان تفاوتی قائل نشدند»(3)

از جهت دیگر داعش یک تفکرات سیاسی در سر داشت تا در یک قلمروی وسیع جغرافیایی حکومت به اصطلاح اسلامی برپا کند، و در این راستا یکی از عواملی که برای پیشروی سریع تر و راحت تر به او کمک می کرد ایجاد رُعب و وحشت در میان مردم بود تا از میزان مقاومت ایشان بکاهد. همانطور که وقتی برخی از مجریان جنایت اسپایکر دستگیر شدند در مصاحبه هایی که با ایشان شد به این مسئله اعتراف کردند؛ به عنوان نمونه «محمد علی ساجت» یکی از فرماندهان داعشی است که از افراد بسیار نزدیک به «ابوبکر البغدادی» و منشی وی بود. او در مصاحبه ای که با او انجم شد گفت که جنایت اسپایکر در نزد «البغدادی» به معنای رعب و وحشتی بود که لازم بود برای رسیدن به بغداد انجام شود.(4)

یا «عبدالناصر قرداش» یکی دیگر از فرماندهان داعش نیز در مصاحبه ای ضمن اینکه این کشتار را به فرمان «ابو مسلم الترکمانی» توصیف می کند چنین می گوید: زمانی که پس از ماجرای اسپایکر «ابومسلم الترکمانی»(فرمانده جنایت) را در رقه دیدم، به من گفت که پس از تسلط بر استان «نینوا»، هیچ عملیاتی همچون اسپایکر نتوانست مسیر درگیری‌ها را عوض کند و موجب رعب و وحشت شود و پس از اسپایکر شهرها و روستاها یکی پس از دیگری به دست تعداد ناچیزی از نیروها سقوط می‌کرد».(5)

بنابراین هدف داعش از این جنایات کاستن از میزان مقاومت های در برابرخود بوده است تا بر سرعت پیشرفتش بیفزاید، در عین حال به گمان خودشان اعتقادشان هم در این راستا به ایشان اجازه چنین رفتارهایی می داده است یعنی این رفتارها را همسو با اعتقادات خویش تبیین کرده و حرکتشان را دینی و در راستای رضایت الهی توصیف میکرده اند.

البته این همسوانگاری یک سوء استفاده و برداشت انحرافی از دین است که اگرچه ممکن است بخش عظیمی از داعشیان در این راستا فریب خورده باشند، اما بخشی هم آگاهانه دیگران را به بازی گرفته اند، همانطور که دست دشمنان اسلام در غرب هم در آن به وضوح دیده می شود. به طور کلی گروهک های افراطی در شیعه و اهل سنت ظرفیت عظیمی برای پیشبرد اهداف جبهه استکبار دارند به همین خاطر همواره مورد حمایت غرب بوده و هستند، همانطور که اصل وهابیت و قدرت گرفتن وهابیت در عربستان با همین حمایت ها بوده است.

 

بخش سوم:

پاسخ به این سوال در گرو بیان ابعاد متعدد مکتب سلفی گری، و تحلیل اوضاع جامعه شناختی و جو حاکم بر این مکتب است.

به طور کلی عنصر «عقل» در مکتب سلفیت یک عنصر حداقلی است، به عنوان مثال حتی جسمایت خدا که در ظواهر دینی آمده را به همان شکل می پذیرند و به عقل حق توجیه و تأویل آنها را نمی دهند. یعنی به شدت ظاهرگرا هستند و آن ظاهری که به ایشان رسیده را می پذیرند، در مورد سند آن، در مورد دلالت آن، و حکم عقل در خصوص آن اصلا بحثی نمیکنند.

به شدت جزم اندیش هستند، و روی اندیشه های خودشان تعصب دارند، تعصبی که توأم با کینه و نفرت از مخالفین است، که نه تنها اجازه اندیشیدن به ایشان نیدهد، بلکه زمینه را برای بروز رفتارهای خشن علیه مخالفین همراه می سازد و ایه تشفی خاطر ایشان می گردد. تعصبات به قدری می توانند پررنگ باشند که عقل را کامل کور کنند. شما ببینید در صدر اسلام به خاطر تعصب دخترانشان را زنده به گور میکردند! چیزی که الان اصلا برای یک پدر قابل تصور هم نیست! اگر دخترش خصوصا دختر خردسالش تب کند او می میرد! اما اینها دخترشان را زنده به گور می کرده اند!!

نمی دانید شستشوی مغزی، جمود فکری، تعصبات بی مبنا با انسان چکار می کنند! خصوصا اگر رنگ و بوی تقدس به خود بگیرند و انسان خودش را به خاطر آنها مأجور هم ببیند!! دیگر اندیشه را به صورت کامل از آنها می گیرد!! برخی از عوام ایشان واقعا فریب خورده هستند. اینکه می گویند کشتن شیعه یعنی کشتن مخالفین پیامبر(صلی الله علیه و آله)، و با کشتن ایشان در بهشت همنشین پیامبر(صلی الله علیه و آله) خواهی بود و حضرت(صلی الله علیه و آله) با مهربانی وصف ناپذیر از تو پذیرایی خواهند کرد و...؛ یعنی اینقدر این را پررنگ توصیف می کنند و چنان احساسات و شوق در شخص تحریک می شود که قدرت تحلیل و تفکر منطقی از ایشان سلب می گردد!!

 

پی نوشت ها:

  1. لقمان:25/31.
  2. زمر:3/39.
  3. کمیته دائمی پژوهش های علمی و صدور فتوی، رئیس: عبد العزیز بن عبد الله بن باز، ج 2 م 377
  4. «هشام الهاشمی» کارشناس سازمان‌های تروریستی، به نقل از خبرگزاری فارس.
  5. همان.

 

موضوع قفل شده است