جمع بندی توضیح بیان علامه طباطبایی در تفسیر آیه 4 سوره زخرف

تب‌های اولیه

8 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
توضیح بیان علامه طباطبایی در تفسیر آیه 4 سوره زخرف

علامه طباطبایی در تفسیر آیه 4 سوره زخرف میفرماید:
" پس از آن دو احتمال تنها احتمال اول را مى توانیم بپذیریم ، و بگوییم آنچه از قرآن مى فهمیم همان است که در ام الکتاب است ، و با این حال دیگر چه معنا دارد که گفته شود قرآن عربى که نزد ما است قابل درک هست ، ولى آنکه در ام الکتاب و نزد خدا است قابل درک و تعقل نیست ؟در پاسخ مى گوییم از کجا که نسبت بین قرآنى که نزد ما است و آنچه در ام الکتاب است نسبت مثل و ممثل نباشد، مثل هم عین ممثل هست ، اما آن کس که چیزى برایش ممثل شده ، از آن ممثل به جز مثل را نمى فهمد و راهى براى درک حقیقت ممثل ندارد - دقت فرمایید. "

لطفا به زبان ساده بفرمایید علامه چه فرموده. من هیچ چیزی نفهمیدم

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد میقات

[TD][/TD]

alirezaa;1018304 نوشت:
لطفا به زبان ساده بفرمایید علامه چه فرموده. من هیچ چیزی نفهمیدم

«إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»
كه ما آن را [به زبان‏] عربى [فصيح و گويا] قرار داديم تا [در آن‏] تعقّل كنند.(زخرف: 43/ 3)

«وَ إِنَّهُ في‏ أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكيم‏»
و همانا كه آن در امّ الكتاب [كه لوح محفوظ است‏] نزد ما بلند مرتبه و حكيم است‏.(زخرف: 43/ 4)

با سلام و درود

بیان مقدمی

علامه(ره) معتقد است، حقیقت این قرآن که در لوح محفوظ است، فوق عقل بشر بوده و برای ما قابل فهم نیست لذا تنزل یافته و در قالب الفاظ عربی درآمده است تا برای ما قابل فهم باشد.

بیان علمی ایشان در ذیل آیه «إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»(زحرف: 43/ 3)، چنین است:

قرآن قبل از آن كه به زبان عربى درآيد، در مرحله ‏اى از كينونت (هستى) وجود داشته كه در آن مرحله، عقول بشر دسترسى بدان نداشته، ...، در نتيجه از اين آيه فهميده مى ‏شود كه كتاب، بر حسب موطن نفس الامرى و واقعيتش، ما فوق فكر و اجنبى از عقول بشرى است، و خداى تعالى آن را از آن موطن پايين آورده و در خور فهم بشر كرده و به لباس واژه عربيت در آورده، تا عقول بشر با آن انس بگيرد و حقايقش را بفهمد.(ترجمه تفسير الميزان، ج ‏18، ص 122 و 123)


رابطه قرآن کنونی و لوح محفوظ

با توجه به قابل فهم بودن این قرآن عربی؛ دو حالت تصور می شود:

1. اين درک و تعقل ما از قرآن عين همان چيزى است كه در «ام الكتاب» است و مطابقت تام و تمام دارد.

2. یا اين است كه كاملا مطابق آن نيست.

علامه (ره) می گوید:

قسمت دوم قطعا باطل است، زیرا خود خداوند مى ‏فرمايد:

«وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ‏»؛ و همانا كه آن [قرآن] در امّ الكتاب [لوح محفوظ] است‏.(زخرف: 43/ 4)

«بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ»؛ [چنين نيست كه درباره قرآن مى ‏پندارند] بلكه آن، قرآنى باعظمت و بلند مرتبه است‏، كه در لوح محفوظ است [به همين خاطر از دستبرد هر تحريف‏گرى مصون است.](بروج: 85/ 21 و 22)

«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ»؛ که یقینا این قرآن، قرآنی است ارزجمند و با ارزش، [كه‏] در كتابى مصون از هر گونه تحريف و دگرگونى [به نام لوح محفوظ جاى دارد.] (واقعه: 56/ 77 و 78)

نتیجه:
قطعا درک این قرآن عربی، درک همان است كه در «ام الكتاب» و در «لوح محفوظ» و در «كتاب مكنون» است.

بنابر این:
از این دو احتمال، تنها احتمال اول را مى ‏توانيم بپذيريم و بگوييم آن چه از قرآن مى ‏فهميم همان است كه در ام الكتاب است. (ر.ک: ترجمه تفسير الميزان، ج ‏18، ص 124)


سؤال و جواب

سؤال از علامه:

اگر قرار است این قرآن همانی باشد که در لوح محفوظ و در ام الکتاب است؛ ديگر چه معنا دارد كه گفته شود قرآن عربى كه نزد ما است قابل درک است، ولى آن كه در ام الكتاب و نزد خدا است قابل درک و تعقل نيست؟

پاسخ علامه:

نسبت این قرآن کنونی با آن قرآنی که در لوح محفوظ است، نسبت مَثَل و مُمَثل است، این قرآن عربی، مَثَل است و آن قرآن در لوح محفوظ، مُمَثل است.

لذا در عین این که این قرآن همان قرآن است، ولی انسان ها فقط به اندازه آن مَثَل، از آن مُمَثل، می فهمند و بیش از آن را نمی فهمند.

بنابر این:
برای این که قرآن برای بشر قابل فهم باشد، تنزل یافته و در قالب الفاظ عربی درآمده است.(ر.ک: ترجمه تفسير الميزان، ج ‏18، ص 124 و 125)

به بیان دیگر؛
انسان ها نمی توانند حقیقت قرآن یا همان مُمَثل را بفهمند بلکه فقط مَثَل و تنزل یافته آن قرآن حقیقی و همین قرآن در قالب الفاظ عربی را می فهمند.

به بیان سوم؛
این قرآن عربی، به نوعی رشحه و آسان شده و تنزل یافته حقیقت قرآن است که برای عقول انسان ها قابل فهم و درک نبوده است.

به بیان چهارم؛
این قرآن عربی که خواندنی شده و در قالب الفاظ و کلمات درآمده است، رقیق شده ای است از آن حقیقت قرآنی که در لوح محفوظ و در ام الکتاب و نزد خداوند متعال است.

[="Tahoma"][="3"]نکته:

«ام الكتاب» (كتاب مادر) به معنى كتابى است كه اصل و اساس همه كتب آسمانى مى ‏باشد، و همان لوحى است كه نزد خداوند از هر گونه تغيير و تبديل و تحريفى محفوظ است، اين همان كتاب "علم پروردگار" است كه نزد او است و همه حقايق عالم و همه حوادث آينده و گذشته و همه كتب آسمانى در آن درج است و هيچ كس به آن راه ندارد جز آن چه را كه خدا بخواهد افشا كند.

اين توصيف بزرگى است براى قرآن كه از علم بى پايان حق سرچشمه گرفته و اصل و اساسش نزد او است.(تفسیر نمونه، ج 21، ص 9)[/][/]

مراتب قرآن

برخی برای قرآن سه مرحله در نظر گرفته اند:

مرحله اول، «ام الکتاب» است که مرحله علمی قرآن است و فقط خداوند به آن علم دارد و دسترسی کسی حتی پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز به آن میسور نبوده است.

مرحله دوم، مرحله ای است که قرآن، تنزل یافته و در شب قدر بر قلب پیامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شده است؛ که هیچ کس غیر از خداوند و پیامبرش، بدان علم ندارد.

در این دو مرحله، قرآن دارای الفاظ و کلمات نیست.

مرحله سوم، همین قرآن عربی است که تفصیل داده شده و در حد فهم و عقل بشر، تنزل یافته و در قالب الفاظ و کلمات، درآمده است.(ر.ک: ترجمان فرقان، ج ‏5، ص33 و 34)

[="Tahoma"][="3"]پرسش:
علامه طباطبایی در تفسیر آیه 4 سوره زخرف می فرماید:
«پس از آن دو احتمال، تنها احتمال اول را مى توانیم بپذیریم و بگوییم آن چه از قرآن مى فهمیم همان است که در ام الکتاب است، و با این حال دیگر چه معنا دارد که گفته شود قرآن عربى که نزد ما است قابل درک هست، ولى آن که در ام الکتاب و نزد خدا است قابل درک و تعقل نیست؟ در پاسخ مى گوییم از کجا که نسبت بین قرآنى که نزد ما است و آن چه در ام الکتاب است نسبت مثل و ممثل نباشد، مثل هم عین ممثل هست، اما آن کس که چیزى برایش ممثل شده، از آن ممثل به جز مثل را نمى فهمد و راهى براى درک حقیقت ممثل ندارد ـ دقت فرمایید.»
لطفا به زبان ساده بفرمایید علامه چه فرموده؟ من هیچ چیزی نفهمیدم.

پاسخ:
«إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَ إِنَّهُ في‏ أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكيم»؛ كه ما آن را [به زبان‏] عربى [فصيح و گويا] قرار داديم تا [در آن‏] تعقّل كنند. و همانا كه آن در امّ الكتاب [كه لوح محفوظ است‏] نزد ما بلند مرتبه و حكيم است‏.(1)

بیان مقدمی
علامه(ره) معتقد است، حقیقت این قرآن که در لوح محفوظ است، فوق عقل بشر بوده و برای ما قابل فهم نیست لذا تنزل یافته و در قالب الفاظ عربی درآمده است تا برای ما قابل فهم باشد.
بیان علمی ایشان در ذیل آیه «إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»(2)، چنین است:
قرآن قبل از آن كه به زبان عربى درآيد، در مرحله ‏اى از كينونت (هستى) وجود داشته كه در آن مرحله، عقول بشر دسترسى بدان نداشته، ...، در نتيجه از اين آيه فهميده مى ‏شود كه كتاب، بر حسب موطن نفس الامرى و واقعيتش، ما فوق فكر و اجنبى از عقول بشرى است، و خداى تعالى آن را از آن موطن پايين آورده و در خور فهم بشر كرده و به لباس واژه عربيت در آورده، تا عقول بشر با آن انس بگيرد و حقايقش را بفهمد.(3)

رابطه قرآن کنونی و لوح محفوظ
با توجه به قابل فهم بودن این قرآن عربی؛ دو حالت تصور می شود:
1. اين درک و تعقل ما از قرآن عين همان چيزى است كه در «ام الكتاب» است و مطابقت تام و تمام دارد.
2. یا اين است كه كاملا مطابق آن نيست.

علامه (ره) می گوید:
قسمت دوم قطعا باطل است، زیرا خود خداوند مى ‏فرمايد:
«وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ‏»؛ و همانا كه آن [قرآن] در امّ الكتاب [لوح محفوظ] است‏.(4)
«بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ»؛ [چنين نيست كه درباره قرآن مى ‏پندارند] بلكه آن، قرآنى باعظمت و بلند مرتبه است‏، كه در لوح محفوظ است [به همين خاطر از دستبرد هر تحريف‏گرى مصون است.](5)
«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ»؛ که یقینا این قرآن، قرآنی است ارزجمند و با ارزش، [كه‏] در كتابى مصون از هر گونه تحريف و دگرگونى [به نام لوح محفوظ جاى دارد.](6)
نتیجه: قطعا درک این قرآن عربی، درک همان است كه در «ام الكتاب» و در «لوح محفوظ» و در «كتاب مكنون» است.
بنابر این:
از این دو احتمال، تنها احتمال اول را مى ‏توانيم بپذيريم و بگوييم آن چه از قرآن مى ‏فهميم همان است كه در ام الكتاب است.(7)

سؤال و جواب
سؤال از علامه:
اگر قرار است این قرآن همانی باشد که در لوح محفوظ و در ام الکتاب است؛ ديگر چه معنا دارد كه گفته شود قرآن عربى كه نزد ما است قابل درک هست، ولى آن كه در ام الكتاب و نزد خدا است قابل درک و تعقل نيست؟

پاسخ علامه:
نسبت این قرآن کنونی با آن قرآنی که در لوح محفوظ است، نسبت مَثَل و مُمَثل است، این قرآن عربی، مَثَل است و آن قرآن در لوح محفوظ، مُمَثل است.
لذا در عین این که این قرآن همان قرآن است، ولی انسان ها فقط به اندازه آن مَثَل، از آن مُمَثل، می فهمند و بیش از آن را نمی فهمند.
بنابر این:
برای این که قرآن برای بشر قابل فهم باشد، تنزل یافته و در قالب الفاظ عربی درآمده است.(8)

به بیان دیگر؛ انسان ها نمی توانند حقیقت قرآن یا همان مُمَثل را بفهمند بلکه فقط مَثَل و تنزل یافته آن قرآن حقیقی و همین قرآن در قالب الفاظ عربی را می فهمند.
به بیان سوم؛ این قرآن عربی، به نوعی رشحه و آسان شده و تنزل یافته حقیقت قرآن است که برای عقول انسان ها قابل فهم و درک نبوده است.
به بیان چهارم: این قرآن عربی که خواندنی شده و در قالب الفاظ و کلمات درآمده است، رقیق شده ای است از آن حقیقت قرآنی که در لوح محفوظ و در ام الکتاب و نزد خداوند متعال است.

نکته:
«ام الكتاب» (كتاب مادر) به معنى كتابى است كه اصل و اساس همه كتب آسمانى مى ‏باشد، و همان لوحى است كه نزد خداوند از هر گونه تغيير و تبديل و تحريفى محفوظ است، اين همان كتاب "علم پروردگار" است كه نزد او است و همه حقايق عالم و همه حوادث آينده و گذشته و همه كتب آسمانى در آن درج است و هيچ كس به آن راه ندارد جز آن چه را كه خدا بخواهد افشا كند.
اين توصيف بزرگى است براى قرآن كه از علم بى پايان حق سرچشمه گرفته و اصل و اساسش نزد او است.(9)

مراتب قرآن
برخی برای قرآن سه مرحله در نظر گرفته اند:
مرحله اول، «ام الکتاب» است که مرحله علمی قرآن است و فقط خداوند از آن علم دارد و دسترسی کسی حتی پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز به آن میسور نبوده است.
مرحله دوم، مرحله ای است که قرآن، تنزل یافته و در شب قدر بر قلب پیامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شده است؛ که هیچ کس غیر از خداوند و پیامبرش، بدان علم ندارد.
در این دو مرحله، قرآن دارای الفاظ و کلمات نیست.
مرحله سوم، همین قرآن عربی است که تفصیل داده شده و در حد فهم و عقل بشر، تنزل یافته و در قالب الفاظ و کلمات، درآمده است.(10)

پی نوشت ها:
1. زخرف: 43/ 3 و 4.
2. زحرف: 43/ 3.
3. طباطبایی، محمد حسین، تفسير الميزان، ترجمه موسوی همدانی، انتشارات: جامعه مدرسین، دفتر انتشارات اسلامی ـ قم، ج ‏18، ص 122 و 123.
4. زخرف: 43/ 4.
5. بروج: 85/ 21 و 22.
6. واقعه: 56/ 77 و 78.
7. ر.ک: ترجمه تفسير الميزان، ج ‏18، ص 124.
8. ر.ک: همان، ج ‏18، ص 124 و 125.
9. مکارم شیرازی و همکاران، تفسير نمونه، انتشارات: دار الکتب الاسلامیه ـ تهران، ج 21، ص 9.
10. ر.ک: صادقی تهرانی، ترجمان فرقان: تفسیر مختصر قرآن کریم، ناشر: شكرانه‏ ـ قم‏، 1388 ه. ش‏، چاپ اول، ج ‏5، ص33 و 34.
[/][/]

موضوع قفل شده است