جمع بندی تفاوت میان توصیف مردم در روایات ائمه (ع) و بیانات رهبر انقلاب

تب‌های اولیه

23 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تفاوت میان توصیف مردم در روایات ائمه (ع) و بیانات رهبر انقلاب


در میان نصوص دینی ما به صورت های مختلف به این نکته اشاره شده است که بیشترین مردمان اهل عقل و فهم و اندیشه نیستند. خداوند متعال در قرآن کریم مکرر به این امر تصریح نموده است:

وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُون‏؛ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُون‏؛ وَ ما أَكْثَرُ النَّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنين‏؛ وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ في‏ هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبى‏ أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورا؛ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرين‏؛ وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُون‏

همچنین در روایاتی اشاره شده است که بیشتر مردم به خصوص در آخر الزمان انسان های ناشایستی خواهند بود:

در روایتی از امام رضا علیه السلام چنین آمده است: «و الله لا يكون ما تمدون إليه أعينكم حتى تمحصوا و تميزوا و حتى لا يبقى منكم إلا الأندر فالأندر.» به خدا قسم آنچه چشم به آن دوخته اید (امر ظهور) واقع نخواهد شد تا زمانی که آزمایش شوید و خوب از بد جدا شود و از شما نماند مگر اندک اندک. (غیبت نعمانی 208)
در روایت دیگری از ابن ابی یعفور نقل شده که از امام صادق علیه السلام پرسید:
قلت جعلت فداك كم مع القائم من العرب قال نفر يسير قلت و الله إن من يصف هذا الأمر منهم لكثير قال لا بد للناس من أن يمحصوا و يميزوا و يغربلوا و يستخرج في الغربال خلق كثير.
یعنی: همراه امام زمان علیه السلام چند نفر از عرب هستند؟ حضرت پاسخ دادند: افراد کمی. گفتم: به خدا قسم تعداد زیادی از آن ها معتقد به این امر (تشیع) هستند! فرمود: مردم را چاره ای نباشد از این که پاکسازی و جداسازی و غربال شوند؛ و در این پاکسازی عده ی زیادی خارج خواهند شد. (کافی 1/ 370)

در حدیث دیگر از امام علیه السلام روایت شده که فرمود:
أما و الله يا أبا إسحاق ما يكون ذلك حتى‏ تميزوا و تمحصوا و حتى لا يبقى منكم إلا الأقل ثم صعر كفه. یعنی به خدای سوگند این امر واقع نخواهد شد مگر این که جداسازی و پاکسازی شوید و از شما نماند مگر مقدار کمی. سپس امام علیه السلام کف دست مبارک را -به نشانه کم بودن_ جمع کردند. (غیبت نعمانی ص 208)

در روایات دیگری نیز امیر المؤمنین علیه السلام پیوسته از وضعیت مردم جامعه شکایت داشته اند؛ براي مثال در خطبه 27 نهج البلاغه چنین عتاب تندی فرمودند: (البته در مصادر متعدد دیگر هم نقل شده است)
يا أشباه‏ الرجال‏ و لا رجال حلوم الأطفال و عقول ربات الحجال لوددت أني لم أركم و لم أعرفكم معرفة و الله جرت ندما و أعقبت سدما قاتلكم الله لقد ملأتم قلبي قيحا و شحنتم صدري غيظا و جرعتموني نغب التهمام أنفاسا و أفسدتم علي رأيي بالعصيان و الخذلان‏....
ویا در خطبه 29 که آمده است :
أيها الناس المجتمعة أبدانهم‏ المختلفة أهواؤهم كلامكم يوهي الصم الصلاب و فعلكم يطمع فيكم الأعداء
والبته فارغ از این روایات، میل مردم به دنیا و تعداد کم دینداران امری بدیهی است که بدون نیاز به آیه و روایت، به وضوح قابل درکست.

از سوی دیگر می بینیم به صورت گسترده در کلمات بنیانگذار انقلاب و رهبر از ملت شریف ایران تقدیر و تشکر شده است
تا جایی که ملت ایران از ملت صدر اسلام برتر دانسته شده اند
در سخنان رهبر به وفور دیده می شود که مردم ایران را به ملت آگاه، مؤمن، مبارز و... توصیف نموده است.

حال سؤال اینجاست که آیا مردم ایران از این قاعده کلی که در روایات هم بیان شده و به روشنی قابل درکست مستثنی هستند؟ که البته این با روایات قابل جمع نیست زیرا روایات بر این مطلب تصریح دارد که عده ی زیادی از شیعیان از مذهب خارج می شوند و تنها تعداد کمی می مانند. وشکی نیست که هم اکنون بیشترین جمعیت شیعیان در ایران واقع شده است.

سید محمد صادق رضوی;981810 نوشت:
در میان نصوص دینی ما به صورت های مختلف به این نکته اشاره شده است که بیشترین مردمان اهل عقل و فهم و اندیشه نیستند. خداوند متعال در قرآن کریم مکرر به این امر تصریح نموده است:
وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُون‏؛ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُون‏؛ وَ ما أَكْثَرُ النَّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنين‏؛ وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ في‏ هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبى‏ أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورا؛ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرين‏؛ وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُون‏
همچنین در روایاتی اشاره شده است که بیشتر مردم به خصوص در آخر الزمان انسان های ناشایستی خواهند بود:
در روایتی از امام رضا علیه السلام چنین آمده است: «
و الله لا يكون ما تمدون إليه أعينكم حتى تمحصوا و تميزوا و حتى لا يبقى منكم إلا الأندر فالأندر.
» به خدا قسم آنچه چشم به آن دوخته اید (امر ظهور) واقع نخواهد شد تا زمانی که آزمایش شوید و خوب از بد جدا شود و از شما نماند مگر اندک اندک. (غیبت نعمانی 208)
در روایت دیگری از ابن ابی یعفور نقل شده که از امام صادق علیه السلام پرسید: قلت جعلت فداك كم مع القائم من العرب قال نفر يسير قلت و الله إن من يصف هذا الأمر منهم لكثير قال لا بد للناس من أن يمحصوا و يميزوا و يغربلوا و يستخرج في الغربال خلق كثير. یعنی: همراه امام زمان علیه السلام چند نفر از عرب هستند؟ حضرت پاسخ دادند: افراد کمی. گفتم: به خدا قسم تعداد زیادی از آن ها معتقد به این امر (تشیع) هستند! فرمود: مردم را چاره ای نباشد از این که پاکسازی و جداسازی و غربال شوند؛ و در این پاکسازی عده ی زیادی خارج خواهند شد. (کافی 1/ 370)
در حدیث دیگر از امام علیه السلام روایت شده که فرمود:
أما و الله يا أبا إسحاق ما يكون ذلك حتى‏ تميزوا و تمحصوا و حتى لا يبقى منكم إلا الأقل ثم صعر كفه. یعنی به خدای سوگند این امر واقع نخواهد شد مگر این که جداسازی و پاکسازی شوید و از شما نماند مگر مقدار کمی. سپس امام علیه السلام کف دست مبارک را -به نشانه کم بودن_ جمع کردند. (غیبت نعمانی ص 208)
در روایات دیگری نیز امیر المؤمنین علیه السلام پیوسته از وضعیت مردم جامعه شکایت داشته اند؛ براي مثال در خطبه 27 نهج البلاغه چنین عتاب تندی فرمودند: (البته در مصادر متعدد دیگر هم نقل شده است)

يا أشباه‏ الرجال‏ و لا رجال حلوم الأطفال و عقول ربات الحجال لوددت أني لم أركم و لم أعرفكم معرفة و الله جرت ندما و أعقبت سدما قاتلكم الله لقد ملأتم قلبي قيحا و شحنتم صدري غيظا و جرعتموني نغب التهمام أنفاسا و أفسدتم علي رأيي بالعصيان و الخذلان‏....
ویا در خطبه 29 که آمده است :
أيها الناس المجتمعة أبدانهم‏ المختلفة أهواؤهم كلامكم يوهي الصم الصلاب و فعلكم يطمع فيكم الأعداء
والبته فارغ از این روایات، میل مردم به دنیا و تعداد کم دینداران امری بدیهی است که بدون نیاز به آیه و روایت، به وضوح قابل درکست.

از سوی دیگر می بینیم به صورت گسترده در کلمات بنیانگذار انقلاب و رهبر از ملت شریف ایران تقدیر و تشکر شده است تا جایی که ملت ایران از ملت صدر اسلام برتر دانسته شده اند


در سخنان رهبر به وفور دیده می شود که مردم ایران را به ملت آگاه، مؤمن، مبارز و... توصیف نموده است.
حال سؤال اینجاست که آیا مردم ایران از این قاعده کلی که در روایات هم بیان شده و به روشنی قابل درکست مستثنی هستند؟ که البته این با روایات قابل جمع نیست زیرا روایات بر این مطلب تصریح دارد که عده ی زیادی از شیعیان از مذهب خارج می شوند و تنها تعداد کمی می مانند. وشکی نیست که هم اکنون بیشترین جمعیت شیعیان در ایران واقع شده است.





با سلام و عرض ادب و احترام

دوست گرامی هر پدر و مادری برای تربیت فرزند اون بچه رو تشویق میکنه

واژه های مثل

بچه خوب

بچه با ادب

بچه حرف گوش کن و...

این به معنای معصوم بودن و بی عیب بودن بچه نیست

بلکه وسیله ای است برای تربیت فرزند

این که رهبری مردم رو با کلمات مثبت خطاب میکنند به این خاطر هست

نه این که همه مردم ایران شیعه 100 درصدی هستن!!!!!

بر فرض که این طور هم باشه که نیست

الان بیش از 1 میلیارد نفر مسلمون تو دنیا هست

و در بهترین حالت 50 میلیون نفر شیعه واقعی از جمعیت 6 میلیاردی کره زمین در نمیاد

یعنی به ازای هر 120 نفر فقط یک نفر !!!!!
و در بین مسلمانان از بین هر 20 نفر فقط یک نفر !!!!

دیگه از این کمتر !!!!

حالا من بهترین حالت ممکن رو در نظر گرفتم !!!

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد مشکور

سید محمد صادق رضوی;981810 نوشت:
در میان نصوص دینی ما به صورت های مختلف به این نکته اشاره شده است که بیشترین مردمان اهل عقل و فهم و اندیشه نیستند. خداوند متعال در قرآن کریم مکرر به این امر تصریح نموده است:

وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُون‏؛ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُون‏؛ وَ ما أَكْثَرُ النَّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنين‏؛ وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ في‏ هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبى‏ أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورا؛ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرين‏؛ وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُون‏

همچنین در روایاتی اشاره شده است که بیشتر مردم به خصوص در آخر الزمان انسان های ناشایستی خواهند بود:

در روایتی از امام رضا علیه السلام چنین آمده است: «و الله لا يكون ما تمدون إليه أعينكم حتى تمحصوا و تميزوا و حتى لا يبقى منكم إلا الأندر فالأندر.» به خدا قسم آنچه چشم به آن دوخته اید (امر ظهور) واقع نخواهد شد تا زمانی که آزمایش شوید و خوب از بد جدا شود و از شما نماند مگر اندک اندک. (غیبت نعمانی 208)
در روایت دیگری از ابن ابی یعفور نقل شده که از امام صادق علیه السلام پرسید:
قلت جعلت فداك كم مع القائم من العرب قال نفر يسير قلت و الله إن من يصف هذا الأمر منهم لكثير قال لا بد للناس من أن يمحصوا و يميزوا و يغربلوا و يستخرج في الغربال خلق كثير.
یعنی: همراه امام زمان علیه السلام چند نفر از عرب هستند؟ حضرت پاسخ دادند: افراد کمی. گفتم: به خدا قسم تعداد زیادی از آن ها معتقد به این امر (تشیع) هستند! فرمود: مردم را چاره ای نباشد از این که پاکسازی و جداسازی و غربال شوند؛ و در این پاکسازی عده ی زیادی خارج خواهند شد. (کافی 1/ 370)

در حدیث دیگر از امام علیه السلام روایت شده که فرمود:
أما و الله يا أبا إسحاق ما يكون ذلك حتى‏ تميزوا و تمحصوا و حتى لا يبقى منكم إلا الأقل ثم صعر كفه. یعنی به خدای سوگند این امر واقع نخواهد شد مگر این که جداسازی و پاکسازی شوید و از شما نماند مگر مقدار کمی. سپس امام علیه السلام کف دست مبارک را -به نشانه کم بودن_ جمع کردند. (غیبت نعمانی ص 208)

در روایات دیگری نیز امیر المؤمنین علیه السلام پیوسته از وضعیت مردم جامعه شکایت داشته اند؛ براي مثال در خطبه 27 نهج البلاغه چنین عتاب تندی فرمودند: (البته در مصادر متعدد دیگر هم نقل شده است)
يا أشباه‏ الرجال‏ و لا رجال حلوم الأطفال و عقول ربات الحجال لوددت أني لم أركم و لم أعرفكم معرفة و الله جرت ندما و أعقبت سدما قاتلكم الله لقد ملأتم قلبي قيحا و شحنتم صدري غيظا و جرعتموني نغب التهمام أنفاسا و أفسدتم علي رأيي بالعصيان و الخذلان‏....
ویا در خطبه 29 که آمده است :أيها الناس المجتمعة أبدانهم‏ المختلفة أهواؤهم كلامكم يوهي الصم الصلاب و فعلكم يطمع فيكم الأعداء
والبته فارغ از این روایات، میل مردم به دنیا و تعداد کم دینداران امری بدیهی است که بدون نیاز به آیه و روایت، به وضوح قابل درکست.

از سوی دیگر می بینیم به صورت گسترده در کلمات بنیانگذار انقلاب و رهبر از ملت شریف ایران تقدیر و تشکر شده است
تا جایی که ملت ایران از ملت صدر اسلام برتر دانسته شده اند
در سخنان رهبر به وفور دیده می شود که مردم ایران را به ملت آگاه، مؤمن، مبارز و... توصیف نموده است.

حال سؤال اینجاست که آیا مردم ایران از این قاعده کلی که در روایات هم بیان شده و به روشنی قابل درکست مستثنی هستند؟ که البته این با روایات قابل جمع نیست زیرا روایات بر این مطلب تصریح دارد که عده ی زیادی از شیعیان از مذهب خارج می شوند و تنها تعداد کمی می مانند. وشکی نیست که هم اکنون بیشترین جمعیت شیعیان در ایران واقع شده است.


سلام و تشکر@};-

در پاسخ به اشکال مطروحه نکاتی را تقدیم می کنیم:

اولاً این قبیل روایات در مقام بیان اقتضا و شرایط آخر الزمان است که در آن شرایط بدلیل هجوم همه جانبه شیاطین جنی و انسی و سامری ها، حفظ دیانت و امر دینداری بسا صعب و سخت می شود اما به این معنا نیست که نفس اختیار و اراده جامعه اسلامی و مسلمانان از ایشان سلب می شود و اهل ایمان، در برابر جریانات انحرافی و شبکه های گمراه، کاری نمی توانند بکنند! بلکه مردم می توانند با اختیار خود در تبعیت از رهبری آگاه و سلیم القلب، در برابر هجوم شبهات و انحرافات راه سلامت و هدایت را بپیمایند. هر چند این امر در آن شرایط و اقتضا سخت و دشوار باشد.

ثانیاً در این روایات بصورت کلی به مفهوم اکثریت و اقلیت اشاره شده و هیچ آمار و اعداد مشخصی داده نشده فلذا مصداق عددی روشن نیست اینکه این اقلیتی که باقی می مانند به نسبت جمعیت کل و اکثریت مسلمانان و شیعیان چه تعدادی هست؟ هزار نفر، ده هزار نفر، صدهزارنفر ... فلذا بر عالمان دینی و فقها و مبلغان شریعت و حکومت دینی و اسلامی است که در برابر هجمه همه جانبه اربابان گمراهی تلاش خود را از طرق و روشهای تبلیغی، تربیتی و ... برای حفظ اعتقاد و دیانت مردم آخرالزمان (هر قدر بتوانند به تعداد هدایت یافتگان بیفزایند) بکار بگیرند و از هیچ تلاشی برای مبارزه با جریانات انحرافی و کج اندیشانه آخرالزمان دریغ نکنند نه اینکه بنا به آنچه در مقتضیات روایات پیش بینی شده طریق سستی و فشلی و بی عزمی و بی همتی را در پیش گرفته و به عبارتی تسلیم اقتضائات و شرایط زمانه گردند.

ثالثاً اینکه در روایات گفته شده آخرالزمان بصورت مصداقی زمانی برای این امر مشخصاً بیان نشده است و معلوم است که این اصطلاح دارای مراتب تشکیکی است که شرایط و اقتضائاتی که در روایات اشاره شده به مقطعی خاص از آخرالزمان (آستانه ظهور) اشعار دارد نه به کل دوران آخرالزمان! زیرا اصطلاح آخرالزمان بطور عام در باره امت پیامبر خاتم (ص) از آغاز بعثت ایشان (ص) تا تحقق ظهور بکار رفته است بطور خاص به دوران پس از غیبت امام عصر (عجل الله فرجه) اشاره دارد. از این جهت، معلوم نیست شرایط کنونی کشور ما و وضعیت فعلی شیعیان مقصود روایاتی باشد که به آنها اشاره شد چه بسا هنوز تا رسیدن به آن مقطع (آستانه ظهور) راه درازی در پیش داشته باشیم.

رابعاً اینکه روایات دینی چه وضعیتی را برای عاقبت مردم و شیعیان در آخرالزمان پیش بینی کرده اند موجب نمی شود که تکلیف و مسئولیت تلاش و کوشش عالمان دینی و فقها و مبلغان و خواص و از جمله رهبری جامعه اسلامی از دوش ایشان ساقط شود بلکه هشداری است تا دامنه اهتمام و تلاش ایشان گسترده تر بشود اگر قرار بر این بود که با توجه به این اخبار و گزارشات امر تبلیغ دین و دعوت مردم به هدایت تعطیل شود می بایست امامان معصوم (علیهم السلام) که در مقاطع مختلف می دانستند این مردم (اکثریت) از همراهی ایشان و دین حقه دست شسته و از طواغیت زمان حمایت می کنند باید از هدایت و دعوت ایشان ایشان به سبیل و صراط حق منصرف و ناامید می شدند در حالیکه تاریخ خلاف این مطلب را گواهی می دهد.

خامساً در نقطه مقابل این دسته از روایات دینی که به شرایط دشوار هدایت و گسترش گمراهی (هدایت اقلیت و گمراهی اکثریت) اشاره دارند روایاتی هستند که پرده از فضیلت و برتری دینداران و هدایت یافتگان در امت آخرالزمان بر می دارند. بعنوان نمونه:

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: يا علىّ ! عجيب‏ترين مردم از جهت ايمان، و عظيم ترين ايشان از جهت يقين گروهى هستند كه در آخر الزمان زيست مي‌كنند، زيرا ايشان به ديدار پيامبر نرسیده اند، و حجّت از ايشان غائب است، ولى ايشان به نوشته ‏اى(كتاب‌هاي روايات معصومين) ايمان آورده‏ اند. (1)

نیز ابو بصير و او از امام محمد باقر عليه السّلام‏ روايت نموده كه: پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله روزى در جمعى از اصحاب خود دو بار فرمود: خداوندا! برادران مرا به من بنمايان. اصحاب عرض كردند: يا رسول اللَّه! مگر ما برادران شما نيستيم؟ فرمود: نه! شما اصحاب من مي باشيد، برادران من مردمى در آخر الزمان هستند كه به من ايمان مى‏ آورند، با اين كه مرا نديده ‏اند. خداوند آنها را با نام و نام پدرانشان، پيش از آن كه از صلب پدران و رحم مادرانشان بيرون بيايند، به من شناسانده است. ثابت ماندن يكى از آنها بر دين خود، از صاف كردن درخت خاردار (قتاد) با دست در شب ظلمانى، دشوارتر است. و يا مانند كسى است كه پاره ‏اى از آتش چوب درخت «غضا» را در دست نگاه دارد. آنها چراغ هاى شب تار مي باشند، پروردگار آنان را از هر فتنه تيره و تارى نجات مي دهد.(2)

همچنین از امام چهارم عليه السلام‌ راجع به‌ توحيد پرسش شد، فرمود: خداى عزّوجلّ دانست كه در آخر الزمان مردمى محقِّق و موشكاف آيند.از اين رو سوره «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» و آيات سوره حديد را كه آخرش «وَ هُوَ عَلِيمٌ‏ بِذَاتِ الصُّدُورِ» است نازل فرمود، پس هر كه براى خداشناسى غير از اين جويد هلاك است.(3)

این قبیل روایات نیز در مقام بیان اقتضا و شرایط مثبت در باره اهل ایمان و جامعه ی دینداران آخرالزمان است که شرایط هدایت یابی بدلیل بلوغ و نبوغ و تحقیق و موشکافی امت آخرالزمان فراهم است فلذا همین مسأله تکلیف عالمان و مبلغان دینی و حکومت اسلامی و رهبران و خواص جامعه اسلامی را برای تبیین و تبلیغ و تزریق انوار هدایت الهی در دلهای آماده و مستعد مردم آخرالزمان و مبارزه با جریانات مسموم و گمراه دشمنان دین و ملت و سامری های زمین و زمان بسا سنگین تر می کند.

از این رو بنا به آنچه گفتیم و بر اساس رسالتی که عالمان دینی و رهبری جامعه اسلامی دارد انگشت نهادن ایشان بر نقاط مثبت جامعه اسلامی و شیعی و تلاش برای تحریک و تهییج مؤمنان به بالا بردن آگاهی ها، حفظ ارزشها و اقبال بیشتر به دین و معنویت و دعوت ایشان برای مقابله با جریانات انحرافی و گمراه از سنخ و جنس رویکردهای تبلیغی و تربیتی است چنانکه در بیان جناب شروحیل اشارت شد.

در نتیجه هیچگونه تعارض و پارادوکسی بین آنچه در روایات مورد اشاره شما آمده و بیانات رهبران جمهوری اسلامی ایران مشهود نیست بلکه اتفاقا این همانی دارند.

موفق باشید ...@};-

پی نوشت________________________________________
1. من لا يحضره الفقيه ، شيخ صدوق(381 هق ) ، ج 4 ، ص 366 .
2. بحار الأنوار ، علامه مجلسي ، ج 52 ، ص 124.
3. توحيد صدوق، ص 283، باب40، باب أدنى ما يجزئ من معرفة التوحيد.


عرض سلام و ادب و سپاس از پاسخگویی
سعی نمودید با توجیهاتی احادیث و آیات ذکر شده را پاسخ بگویید. برای جلوگیری از تطویل در بحث فعلا کاری به این توجیهات ندارم. اما بالاخره از آن چه بالوجدان و بالعیان می بینیم پاسخ ندادید. بالاخره این بسیار واضح است که اغلب شیعیان فعلی مورد رضایت امام زمان علیه السلام نیستند، یا در عقیده شان، یا در کردارشان. (بخصوص با عنایت به اینکه بین این همه شیعه 313 نفر یار برای ایشان پیدا نشده است) من نمی دانم آیا شما با مردم جامعه سر و کار ندارید که منکر این حقیقت می شوید؟
روایاتی هم که در ادامه بیان فرمودید تنها به عظمت مقام مؤمنین آخر الزمان اشاره دارد، در حالی که در عظمت مقام مؤمنین سخنی نیست، بحث در این است که این افراد چه درصدی از جامعه شیعه را تشکیل می دهند.
اما انگشت گذاشتن روی نقاط مثبت زمانی معنی دارد که واقعا نقطه مثبتی وجود داشته باشد. در غیر این صورت بیشتر جنبه ی فریب عوام الناس را خواهد گرفت. یعنی امیر المؤمنین علیه السلام همین مقدار فنون جامعه شناسی و سیاست بلد نبودند که با مردم به این تندی صحبت می کنند؟

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

سید محمد صادق رضوی;981810 نوشت:
از سوی دیگر می بینیم به صورت گسترده در کلمات بنیانگذار انقلاب و رهبر از ملت شریف ایران تقدیر و تشکر شده است
تا جایی که ملت ایران از ملت صدر اسلام برتر دانسته شده اند
در سخنان رهبر به وفور دیده می شود که مردم ایران را به ملت آگاه، مؤمن، مبارز و... توصیف نموده است.

حال سؤال اینجاست که آیا مردم ایران از این قاعده کلی که در روایات هم بیان شده و به روشنی قابل درکست مستثنی هستند؟ که البته این با روایات قابل جمع نیست زیرا روایات بر این مطلب تصریح دارد که عده ی زیادی از شیعیان از مذهب خارج می شوند و تنها تعداد کمی می مانند. وشکی نیست که هم اکنون بیشترین جمعیت شیعیان در ایران واقع شده است.


سلام
خوب بود به روایاتی که در مدح و سنایش ایرانیان بود هم اشاره ای می کردید (مثلا روایات ذیل آیه "سوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه" )تا مشخص شود امکان جمع بین این روایات مدح و ذم وجود دارد و سخنان امام و رهبری می تواند درست باشد. هرچند مقایسه ادوار تاریخی برای اثبات این "بهتر بودن" هم کافی است؛ وقتی که می دانیم مردم زمان معصومین ع اغلب با آنان همراهی نکرده و در آخر هم ایشان را به شهادت رساندند اما این ملت یک حکومت اسلامی شیعی مقتدر در جهان تشکیل داده است و همچنان پیرو یک عالم پرهیزکار شایسته است.
باید متذکر شوم که از ذهنیت قیاس بین پیامبر و امام با ولی فقیه خارج شوید . مساله، مساله اختلاف ملتهاست.
یا علیم[/][/][/]

سید محمد صادق رضوی;982049 نوشت:
عرض سلام و ادب و سپاس از پاسخگویی
سعی نمودید با توجیهاتی احادیث و آیات ذکر شده را پاسخ بگویید. برای جلوگیری از تطویل در بحث فعلا کاری به این توجیهات ندارم. اما بالاخره از آن چه بالوجدان و بالعیان می بینیم پاسخ ندادید. بالاخره این بسیار واضح است که اغلب شیعیان فعلی مورد رضایت امام زمان علیه السلام نیستند، یا در عقیده شان، یا در کردارشان. (بخصوص با عنایت به اینکه بین این همه شیعه 313 نفر یار برای ایشان پیدا نشده است) من نمی دانم آیا شما با مردم جامعه سر و کار ندارید که منکر این حقیقت می شوید؟
روایاتی هم که در ادامه بیان فرمودید تنها به عظمت مقام مؤمنین آخر الزمان اشاره دارد، در حالی که در عظمت مقام مؤمنین سخنی نیست، بحث در این است که این افراد چه درصدی از جامعه شیعه را تشکیل می دهند.
اما انگشت گذاشتن روی نقاط مثبت زمانی معنی دارد که واقعا نقطه مثبتی وجود داشته باشد. در غیر این صورت بیشتر جنبه ی فریب عوام الناس را خواهد گرفت. یعنی امیر المؤمنین علیه السلام همین مقدار فنون جامعه شناسی و سیاست بلد نبودند که با مردم به این تندی صحبت می کنند؟

سلام مجدد@};-

در پاسخ به شما و تکمیل مطالب قبلی نکات دیگری را بیان می کنم:

اولاً اساساً روش اسلام عزیز و مشی و مرام پیامبر اکرم (صلی اله علیه و آله) و اهل بیت عصمت (علیهم السلام) بر جذب حداکثری و دفع حداقلی با دادن فرصت و مهلت برای توجه یافتن مردم بوده است و این امر از سویی ریشه در غلبه رحمت خداوند بر غضبش داشته و از سوی دیگر سنت های الهی امهال و امداد و استدراج بر همین اساس استوار است. (برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به: کتاب جاذبه و دافعه علی (علیه السلام)، استاد شهید مرتضی مطهری)

ثانیاً پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در زمان حیاتشان از انحراف فکری و عملی بسیاری از اطرافیانشان اطلاع داشتند و حتی می دانستند که بسیاری از کبار صحابه با حمایت اکثریت امت اسلامی پس از رحلت او، مسیر ولایت را تغییر می دهند و حق ولایت را غصب و در حق وصی و جانشینش علی (علیه السلام) و نیز در حق جگرگوشه اش فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و ذریه اطهرش ستم می کنند اما علناً این واقعیت ها و بدعملی را برویشان اظهار نکردند! آیا پیامبر اکرم (ص) در دلهای پر از کینه و حقد و حسد آنها نقطه مثبتی احساس می کرد که با انها برخورد شایسته و درخوری نکرد، آنها را با لحن تند و عتاب گونه مورد خطاب قرار نداد؟ پرده از ماهیت چهره واقعی آنها برنداشت و آبروی ایشان را پیش همگان نبرد؟ و ...

ثالثاً مواردی که حضرت امیر (علیه السلام) در نهج البلاغه، خطاب و عتابهای تندی نسبت به اطرافیان از خواص و عوام یارانش و مردم کوفه و عراق نموده، معمولاً مواردی است که یاران حضرت و مردم کوفه و محدوده حکومت اسلامی اش از حمایت حکومت اسلامی و جبهه حق در برابر فتنه های دشمنان و خصوصاً امویان، به دلایل مختلف نظیر تنبلی و سستی و فشلی، گرما و سرما و نظائر آن از حضور و شرکت در جنگ سر باز می زدند و پشت علی (ع) و حکومت را خالی می کردند، معمولاً خطاب و عتابهای حضرت (علیه السلام) به مردم از جنس این مسائل بوده است. در حالیکه عامه مردم آن زمان نیز در ایمان و اخلاص و رعایت تقوا و پرهیزکاری چندان در اوج نبوده و مشکلات زیادی داشته اند، دلیل بر این مطلب، کم بصیرتی و عدم هوشیاری ایشان و عدم تبعیت از ولایت و امام زمانشان است که همه اینها از ضعف ایمان و اخلاص و فقدان تقوا و پرهیزکاری و تبعیت هوای نفس سرچشمه می گیرد. اما در خطابهای حضرت نسبت به دیگر مشکلات و ضعف های مردم و بی تقوایی های آنها که بیشتر جنبه شخصی دارد، خطاب و عتاب شدیدی دیده نمی شود.

با این بیان، وقتی مردم مؤمن و غیور و انقلابی ایران اسلامی را از آغاز نهضت حضرت امام (ره) تا به امروز که 40 سال از انقلاب اسلامی گذشته را مشاهده می کنیم و با مردم زمان امام علی و امام حسن (علیهماالسلام) و کوفیان زمانه قیام عاشورای حسینی(علیه السلام) و فقرات تاریخی پس از آن، دوران امامت دیگر امامان معصوم (علیهم السلام) مقایسه می کنیم پاسخ شما خود به خود روشن می شود!

- مردم انقلابی کشور ما از همان آغاز نهضت (سال 42) تا به امروز در عرصه ها و صحنه های گوناگون انقلاب، از همراهی و حمایت همه جانبه راه و اهداف و آرمانهای نورانی امام و شهدا و اطاعت از ولایت فقیه دست نکشیده و رهبری انقلاب را حتی برای لحظه ای! چه در زمان حیات امام (ره) و چه در زمان رهبری امام خامنه ای (حفظه الله) تنها نگذاشتند.

- وقتی استکبار و شرق و غرب عالم، جنگ هشت ساله را به کشور ما تحمیل کرد به امر و فرمان تاریخی امام خمینی (ره) مردم مؤمن و غیور ایران، هشت سال جنگ خانمان سوز را اداره کردند و نه تنها در برابر تهدیدها و تحریم ها جانانه ایستادند بلکه همین تهدید و تحریمها و در ادامه انقلاب هر جا تهدید و تحریم و فشاری از طرف دشمنان بر کشور ما وارد شد را به فرصتهای بی نظیری مبدل ساختند.

- در برابر انواع و اقسام توطئه ها و فتنه های دشمنان خارجی و داخلی، خطر منافقان کوردل، توده ای ها و کوموله و دموکرات که در گوشه گوشه کشور بدنبال آتش افروزی و ترور و ایحاد آشوب و ناامنی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی بودند همین مردم دوشادوش نیروهای مسلح به عشق امام و رهبری و آرمانهای مقدس اسلام و انقلاب جانانه ایستادند و فتنه ها را یکی پس از دیگری خنثی کردند!

- در برابر تهدیدها و تحریمهای گوناگون اقتصادی، صنعتی، غذایی و دارویی و ... و در اوج نهاجم و شبیخون فرهنگی و گسترش جنگ نرم، گرچه دلها و جانهای بسیاری زخم خورده و مجروح شده اما با این وجود دست از آرمانهای انقلاب و حمایت از رهبری برنداشته اند. هرچند از ضعف و سستی و سوء استفاده و تبعیض برخی دستگاه ها و عملکردهای ناقص بعضی مسئولین امر ناراضی اند اما با وجود همه کمبودها و دلخوری ها در صحنه های گوناگون حمایت از انقلاب و آرمانهای امام و شهدا و دفاع از مقام و حریم ولایت (راهپیمایی و انتخابات ها و...) جانانه در صحنه حاضرند! همه ملت ایران یکصدا از دخالت بیگانه و نظام استکباری در امور داخلی کشور ما عصبانی اند و در هر فرصتی از دخالت و فضولی آمریکا و اسراییل و دیگر دول وابسته اعلام انزجار می کنند.

- در شرایطی که احساس کنند دشمنان داخلی و خارجی بدنبال ضربه زدن به انقلاب و رهبری و تضعیف حاکمیت و نفوذ در استقلال و تمامیت ارضی مان را دارد، با همه وجود متحد و یکپارچه می شوند و برای مقابله با دشمنان و بدخواهان از هیچ اقدامی مضایقه ندارند. گوش به فرمان رهبری هستند تا در جایی که لازم شد علیه دشمنان و بدخواهان اقدام کنند.

اینها واقعیت مردم ایران اسلامی است که الحق و الانصاف شایسته تحسین و تقدیر است، (بصیرت و هوشیاری)، (دینداری و انقلابی گری)، (بیداری و ولایتمداری)، روحیه غیرت ایرانی، در صحنه بودن، ظلم ستیزی، دشمن شناسی و حمایت از مظلومان عالم است که توسط رهبران انقلاب برجسته شده مورد تحسین و تمجید قرار می گیرد. مواردی که گفتیم تنها گوشه های کوچکی از محاسن و امتیازات شایسته مردم ایران اسلامی است، گواینکه مشکلات و کمبودهایی هم در رفتار فردی و هم اجتماعی، هم در امور دینی و اعتقادی و هم در بینش سیاسی و اجتماعی و ... باشد! آیا با وجود آنهمه داشته و سرمایه مثبت، شایسته نیست کمی هم اهل اغماض باشیم. (بر اساس اصول تربیتی یکی از روشهای تربیت صحیح اغماض و نصح و ارشاد غیرمستقیم است)

اما آیا این فاکتورهای تحسین برانگیز و ارزشمند که تنها به مواردی از آنها اشاره کردیم، در مقایسه با مردم زمان پیامبر و حضرت علی و امام حسن و امام حسین و دیگر امامان معصوم (علیهم السلام) فاکتورهای کمی هستند و آیا حق این نیست که رهبران انقلاب، به هر بهانه ای از اینهمه فضیلت و ارزش و سرمایه وجودی این مردم مؤمن و غیور و شجاع و درصحنه و ولایی تقدیر و تحسین کنند.

موفق باشید ...@};-

عرض سلام

مشکور;982213 نوشت:
اولاً اساساً روش اسلام عزیز و مشی و مرام پیامبر اکرم (صلی اله علیه و آله) و اهل بیت عصمت (علیهم السلام) بر جذب حداکثری و دفع حداقلی با دادن فرصت و مهلت برای توجه یافتن مردم بوده است و این امر از سویی ریشه در غلبه رحمت خداوند بر غضبش داشته و از سوی دیگر سنت های الهی امهال و امداد و استدراج بر همین اساس استوار است.

جذب حد اکثری بله اما حیله و نیرنگ هرگز،
جذب حد اکثری با تحقق واقعی وعده های چهل ساله است
جذب حد اکثری با کم کردن فشار از توده های ضعیف جامعه است
جذب حداکثری با آزادی بیان و رهایی زندانیان سیاسی است

مشکور;982213 نوشت:
ثانیاً پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در زمان حیاتشان از انحراف فکری و عملی بسیاری از اطرافیانشان اطلاع داشتند و حتی می دانستند که بسیاری از کبار صحابه با حمایت اکثریت امت اسلامی پس از رحلت او، مسیر ولایت را تغییر می دهند و حق ولایت را غصب و در حق وصی و جانشینش علی (علیه السلام) و نیز در حق جگرگوشه اش فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و ذریه اطهرش ستم می کنند اما علناً این واقعیت ها و بدعملی را برویشان اظهار نکردند!

روایات و گزارش های تاریخی حاکیست که در موارد مختلف حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله از نفاق و ارتداد اصحاب خبر داده بودند. حدیث معروف:(فأقول: یا رب‏ أصحابي‏ أصحابي! فيقال: ما تدري ما أحدثوا بعدك‏) نمونه کوچکیست. حتی خداوند متعال نیز در آیاتی اصحاب را مورد عتاب قرار داده است. مانند:
ُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُم و : أأشفقتم أن تقدموا بین یدي نجواكم صدقات و مواردی که در بحث عدالت صحابه به آن اشاره شده است.

مشکور;982213 نوشت:
اما آیا این فاکتورهای تحسین برانگیز و ارزشمند که تنها به مواردی از آنها اشاره کردیم، در مقایسه با مردم زمان پیامبر و حضرت علی و امام حسن و امام حسین و دیگر امامان معصوم (علیهم السلام) فاکتورهای کمی هستند

بالاخره پاسخ ندادید که بین این همه جان بر کف آیا 313 نفر یار برای امام زمان علیه السلام پیدا نمی شود؟؟:-/

سید محمد صادق رضوی;982224 نوشت:
عرض سلام

بالاخره پاسخ ندادید که بین این همه جان بر کف آیا 313 نفر یار برای امام زمان علیه السلام پیدا نمی شود؟؟:-/

با سلام و عرض ادب و احترام

مثل امام مثل کعبه است

اکثریت مردم باید برن سراغ امام ، نه فقط 313 نفر

اون تعداد همین الان هم در خدمت امام و مشغول فعالیت هستن

هر کس تربیت نفس کنه ، امام زمانش رو خواهد شناخت

برای فیض بردن به صورت شخصی از امام ، نیازی به ظهور عام نیست

اما برای ظهور عام نیاز به حرکت عامه مردم به سمت فیض الهی هست ...

شروحیل;982235 نوشت:
اکثریت مردم باید برن سراغ امام ، نه فقط 313 نفر

عرض سلام بله سؤال همینجاست، مگر مدعی نیستید عموم افراد جامعه سینه چاکان و جان بر کفان رهبرند پس چرا اگر واقعا این قدر مؤمنند سراغ امام زمانشان صلوات الله علیه نرفتند؟

سید محمد صادق رضوی;982236 نوشت:
عرض سلام بله سؤال همینجاست، مگر مدعی نیستید عموم افراد جامعه سینه چاکان و جان بر کفان رهبرند پس چرا اگر واقعا این قدر مؤمنند سراغ امام زمانشان صلوات الله علیه نرفتند؟

با سلام و عرض ادب

دوست گرامی

فرزندان یک پدر پیرو پدر خود هستند

و مردم هم پیرو رهبر خود

ایمان مساله ای درونی و فراتر از پیروی است

شمر هم در سپاه امیر مومنان شمشیر زد و جانباز شد

وقتی ایمان نباشد پیروی دردی را درمان نمی کند

آیا رهبر به مردم میگوید احتکار کنند و دلار و طلا بخرند؟

یا ایشان می گوید قرآن را با آهنگ بخوانند ؟

یا ایشان می گوید در صدا و سیما فیلم های خانواده برانداز پخش کنند ؟

یا مهریه های بالا لحاظ کنند ؟

یا اشراف گری و تبذیر و اسراف کنند ؟

روزی نزد امیر مومنان رفتند و از ایشان خواستند برای نماز مستحبی امام جماعت تعیین کند

ایشان فرمودند : این کار بدعت است

اصرار تا جایی بالا گرفت که ایشان دستور دادند خود مردم امام جماعت تعیین کنند و تسلیم شدند ...

مانند حکمیت

پیروی اکثر مردم از رهبری هم به نظر بنده از روی خوف و تعصب است ، نه ایمان حقیقی

موضوع قفل شده است