جمع بندی تسلط عجیب زنان بر مردان

تب‌های اولیه

24 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تسلط عجیب زنان بر مردان

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]سلام و عرض احترام خدمت کارشناس محترم.

مدتیه یه مسئله ای ذهنمو مشغول کرده ، اونم اینه که من فکر میکنم خداوند قدرت عجیبی به زن ها داده که به این راحتی به مردها مسلط میشن.

شاید از همه ی خانواده هایی که توی کل زندگیم شناختم ده نفر نباشن که مرد واقعا زندگی رو کنترل میکنه. باقی موارد همه کاره ی زندگی زن هست و در واقع مرد زن ذلیلی رو می پذیره.

چیزی که شدیدا باعث خنده ی من میشه اینه که مردی که اختیار و کنترل زندگیش دست زنش هست خودش احساس میکنه همه کاره خودشه ولی واقعیت چیز دیگه ایه.

مثال 1 :

زوجی رو میشناسم که حدود پانزده سال پیش ازدواج کردند ، آقا برای خرید لباس عروس حتی حاضر نمیشد مچ عروس به اندازه ی دو بند انگشت معلوم باشه. یعنی خیلی غیرتی و مذهبی و ..( ارواح عمت )
حالا زن خونه چادر و این چیزا رو گذاشت کنار ، به شدت هم به شوهرش مسلط شده و هرچی میگه شوهرش مجبور به اجرای دستورات هست. حالا روی چه حسابی نمی دونم.

مثال 2:
زوجی رو میشناسم که بیش از پانزده سال پیش ازدواج کردند ، روزهای اول روابطشون اینجوری بود که

زن: عزیزم میشه این شکلات رو واسم باز کنی؟
مرد: باشه عزیزم
زن: مرسی عزیزم

اما امروز
زن: بووووق بووووق بووووووووووووق
مرد: sad

مثال 3:
زوجی رو میشناسم که بیش از پانزده سال پیش ازدواج کردند ، روزهای اول روابطشون مثل مثال 2 بود.
اما امروز:
مرد( با شوخی ): ما باید فکر زن دوم باشیم.
زن: این منم که تورو طلاق میدم نه تو منو.

خیلی خیلی مثال می تونم بزنم ولی طولانی میشه.

در کنار اینها خانواده های زیادی هستن که زن به این شکل مسلط نیست که توی روی شوهرش حرف بزنه
ولی با زبونش یه کاری میکنه که مرد در حالی که احساس اقتدار میکنه و حس میکنه افسار زندگی دست خودشه و زنش کاملا مطیع هست ، تمام دستورات خانم رو اجرا میکنه.

مثلا مورد داشتیم مرد اوایل ازدواج خیلی زنش رو کتک میزد ، ولی به مرور زمان زن باز هم از زبونش استفاده کرد و همه ی کارهایی که می خواست رو مرد انجام داد و انجام میده.
و هنوزم اگر موردی پیش بیاد باز هم زنش رو کتک میزنه یا از خونه میندازه بیرون ، ولی مسئله اینه که بیش از بیست ساله مرد دیگه احساس نمی کنه که زنش ازش سرپیچی میکنه
و حس میکنه همه کاره ی زندگی خودشه ، ولی درواقع همه کاره زنش هست ولی جور دیگه ای کارش رو پیش می بره.

حقیقتش من فکر میکنم خدا قدرت ویژه ای به زنها داده که اینجوری می تونن مردهای به شدت بد قلق رو رام کنند.

1- آیا واقعا زن ها قدرت خاصی دارند؟

2- آیا مردها از ترس آبرو و برای حفظ زندگی سکوت میکنند؟

3- چنین زندگی هایی چقدر به جدی نگرفتن تحقیق در ازدواج ارتباط داره؟

4- چجوری میشه از این شرایط خارج شد؟[/][/][/]

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد نشاط

با سلام و احترام
بزرگوار ضمن تشکر از دقت خاص شما
عرض کنم؛
نحوه مدیریت زندگی و انتخاب بهترین سبکی که مرد خانه به عنوان یک مدیر دلسوز و در عین حال قاطع و دقیق باشد و زن خانه هم به عنوان یک فردی که شریک زندگی بوده و تعادل هیجان و عواطف خانه که به او مربوط بوده و باید در این حیطه قوی باشد و در کنار هم با هم تفاهم داشته یکی از مهم ترین و اساسی ترین محور مباحث در خانواده است.
برای تکمیل یک زندگی سالم و موفق یک سری حقوق و وظایف مشترک بین یک زن و شوهر حاکم است و باید رعایت شوند و یک سری وظایف خاص، مربوط به شخص شوهر بوده و منحصرا متوجه اوست و یک سری وظایف هم منحصرا به خانم هاست؛ از آنجایی که تکامل یک زندگی با وجود زن و وشوهر معنی پیدا می کند؛ باید هر دو نفر این وظایف را بنحو احسن رعایت کنند؛ در یک زندگی موفق خود محوری؛ خود خواهی؛ تک روی و تبعیت بر اساس هوا و هوس و غفلت از مصلحت و اولویت زندگی قانون ممنوعه بوده و زندگی را تباه می کند. اصولا در کنار این وظایف، مرد زندگی طبق آیه قرآن باید الرجال قوامون علی النساء باشد؛ یعنی علاوه بر توجه به رعایت وظایف خاص و مشترکه به کل چرخش زندگی خود تسلط و مدیریت داشته باشد تا یک زندگی سالمی را ایجاد کند؛ در واقع زندگی موفق این است که شوهر تصمیمات عاقلانه ای بگیرد در کار خود سخت کوش باشد به حرف های بی اساس و عجولانه و ناپخته تن ندهد و به قدری مقتدرانه در عین حال منصفانه پیش ببرد که اعضای خانواده در طول زندگی احساس خوب بودن را در آن درک کنند.
معمولا مردانی که در یک خانواده زن سالار بزرگ شده اند به طوری که امورات زندگی با سلطه گری مادرجلو می رفت در زندگی خودشان مشکل مدیریتی دارند و در ابتدای زندگی دچار ضعف مدیریت بوده و در این خانواده ها زنان حاکم و فرمانروا خواهند شد.
مردانی که اعتماد به نفس پایینی دارند آنها با این مشکل روبرو هستند.
مردانی که نسبت به وظایف و حقوق خود در زندگی غافل بوده و از توان مدیریتی کافی برخوردار نیستند، آنها هم با مشکلاتی که مطرح شد؛ روبرو هستند..
و برخی از مردان هم هستند که قدرت عاقلانه خود را به طور واقعی استفاده نمی کنند و اینها توان مدیریت و توانایی کافی برای تصمیمات زندگی را ندارند باز اینها هم با مشکلاتی مواجه می شوند.
در کل در برخی از موارد شاید به ظاهر زنی عهده دار مدیریت زندگی شده و از دور بد دیده شود؛ ولی اگر فردی عاقل منش بوده و دقت کافی داشته و نسبت به صلاح زندگی تلاشی مفید داشته باشد، چه بسا چنین خانواده ای موفق باشد و زندگی سالمی را پیش ببرد. هر چند بهتر است مردان طوری تربیت یابند که چرخش زندگی و مدیریت بر اساس تدبیر و تعقل و خرد قوی آنها پیش برود که چنین خانواده ای خیلی محکم و قوی بوده ومقاومتش در مقابل مشکلات بیشتر خواهد بود.
هر چند در برخی از موارد اگر خانم ها مدیریت نکنند شاید مردانش زندگی را به تباه بکشاند، در این موارد چاره ای نیست.
با یک رویکرد دقیق و مهارت کافی و تربیت صحیح مردان می توانند مسئولیت یک زندگی موفقی را بر عهده بگیرند که در این صورت زندگی پایداری را می توانند داشته باشند.

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]استاد نشاط عاشقتم:khandeh!:
جوابت هیچ ربطی به سوالات من نداشت. :Kaf:
[/][/][/]

Im_Masoud.Freeman;919448 نوشت:
استاد نشاط عاشقتم
جوابت هیچ ربطی به سوالات من نداشت.

سلام
ممنون از لطفتون
بزرگوار سوال شما در قالب توصیف یک عده رفتارهایی که در عرف به آن زن ذلیلی و ... گفته می شود، ولی به هر حال این موضوع اگر به طور ریشه ای بررسی بگردد باید در قالب نحوه مدیریت زندگی مورد دقت قرار بگیرد و نکات گفته شده ناظر بر همین مطلب می باشد، اگر باز ابهامی دارید و مد نظر شما نکنه دیگری است در خدمت شما هستیم.

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

نشاط;919453 نوشت:
سلام
ممنون از لطفتون
بزرگوار سوال شما در قالب توصیف یک عده رفتارهایی که در عرف به آن زن ذلیلی و ... گفته می شود، ولی به هر حال این موضوع اگر به طور ریشه ای بررسی بگردد باید در قالب نحوه مدیریت زندگی مورد دقت قرار بگیرد و نکات گفته شده ناظر بر همین مطلب می باشد، اگر باز ابهامی دارید و مد نظر شما نکنه دیگری است در خدمت شما هستیم.

سلام

والا من واضح توضیح دادم
چهارتا سوال پرسیدم که نمی دونم کدوم قسمت متن شما جواب کدومشونه.
و خودم فکر میکنم جواب شما ربطی به سوالات من نداشت.[/][/][/]

Im_Masoud.Freeman;917934 نوشت:
1- آیا واقعا زن ها قدرت خاصی دارند؟

سلام مسعود جان
استاد نشاط گرامی جسارت بنده را ببخشید
بله ، زنها قدرتی فراتر از باور دارند. قدرتی که در بازوی هیچ مردی پیدا نمی شود
فقط موضوع اصلی این است که از این قدرت خدادادی در مسیر صحیح استفاده کنند یا غلط
که استاد نشاط به جنبهء مثبت آن اشاره کردند:

نشاط;919443 نوشت:
زن خانه هم به عنوان یک فردی که شریک زندگی بوده و تعادل هیجان و عواطف خانه که به او مربوط بوده و باید در این حیطه قوی باشد

Im_Masoud.Freeman;917934 نوشت:
2- آیا مردها از ترس آبرو و برای حفظ زندگی سکوت میکنند؟
در بعضی موارد بله
متاسفانه بعضی خانمها هم از این موضوع سوء استفاده میکنند
وقتی می بینند مردشان آبرومند است و نمی خواهد مردم از ایرادهای زندگی آنها خبردار شوند ، زن سعی میکند شر بازی درآورد و به مقصود خود برسد
واستاد به برخی دلایل دیگر نیز اشاره کردند که چرا برخی مردها تسلیم خواسته های غلط زن میشوند:

نشاط;919443 نوشت:
مردانی که در یک خانواده زن سالار بزرگ شده اند

نشاط;919443 نوشت:
مردانی که اعتماد به نفس پایینی دارند

نشاط;919443 نوشت:
مردانی که نسبت به وظایف و حقوق خود در زندگی غافل بوده و از توان مدیریتی کافی برخوردار نیستند

نشاط;919443 نوشت:
و برخی از مردان هم هستند که قدرت عاقلانه خود را به طور واقعی استفاده نمی کنند

البته استاد "نشاط" عزیز ظاهراً تمام تقصیر را به گردن مردها انداخته اند که بنده مخالفم
زن یک انسان است با قدرت اختیار ، درک و شعور
عذرخواهی میکنم ، گوسفند نیست که باید حتماً چوپان بالای سرش باشد که
درست است چون تا حدودی تحت تاثیر احساسات است ، مرد باید مدیریت بیشتری داشته باشد
اما حد این اختلاف نهایتاً 60 به 40 است. نه اینطور که گفته میشود (منظورم استاد نشاط نیست) 100 به 0 !!!!

Im_Masoud.Freeman;917934 نوشت:
4- چجوری میشه از این شرایط خارج شد؟

پاسخ استاد نشاط:
نشاط;919443 نوشت:
برای تکمیل یک زندگی سالم و موفق یک سری حقوق و وظایف مشترک بین یک زن و شوهر حاکم است و باید رعایت شوند و یک سری وظایف خاص، مربوط به شخص شوهر بوده و منحصرا متوجه اوست و یک سری وظایف هم منحصرا به خانم هاست؛ از آنجایی که تکامل یک زندگی با وجود زن و وشوهر معنی پیدا می کند؛ باید هر دو نفر این وظایف را بنحو احسن رعایت کنند

Im_Masoud.Freeman;917934 نوشت:
3- چنین زندگی هایی چقدر به جدی نگرفتن تحقیق در ازدواج ارتباط داره؟

پاسخ این یکی را من هم در متن استاد نشاط ندیدم

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

Reza-D;919468 نوشت:

البته استاد "نشاط" عزیز ظاهراً تمام تقصیر را به گردن مردها انداخته اند که بنده مخالفم
زن یک انسان است با قدرت اختیار ، درک و شعور
عذرخواهی میکنم ، گوسفند نیست که باید حتماً چوپان بالای سرش باشد که
درست است چون تا حدودی تحت تاثیر احساسات است ، مرد باید مدیریت بیشتری داشته باشد
اما حد این اختلاف نهایتاً 60 به 40 است. نه اینطور که گفته میشود (منظورم استاد نشاط نیست) 100 به 0 !!!!

هر دو زندگی عاقبت خوبی ندارند ( به جز موارد استثنا )
چه جایی که مرد همه کاره باشد
چه جایی که زن همه کاره باشد
منظورم از همه کاره زندگی ارباب و رعیتی هست.
آخ آخ ، یه آشنایی داریم از خیلی سال پیش که ازدواج کرد همیشه سگ اخلاق بود و پاچه همه رو می گرفت با زن و بچه اش مثل ارباب و رعیت رفتار میکرد
زندگیش به درد سطل زباله هم نمی خوره ، همه هم ازش متنفرن ، کسی هم سال تا سال خونش نمیره.[/][/][/]


زن ها نسبت به مردها در مجموع سیاست مدارتر هستند،

Reza-D;919468 نوشت:
مردانی که در یک خانواده زن سالار بزرگ شده اند

اگر از خانواده زن سالار دختری انتخاب کنید احتمال زیاد این خانم عین مادرش خواهد بود واجازه مدیریت خانواده به مرد را نمیدهد
وهمچنین معمول تک دخترها هم روحیه سلطه پذیری را ندارند
ودختر هائی که به هر دلیلی روحیه قلدری دارند و غُد هستندهمین گونه اند
ودخترهائی که بعلت مختلف روحیه پسرانه دارند
موضوع قفل شده است