جمع بندی تزول دفعی قرآن و سوالات پیش رو

تب‌های اولیه

14 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تزول دفعی قرآن و سوالات پیش رو

به نام خداوند بخشنده مهربان

مسئله ای که یاد می شود به قدری شایع و مهم است که احتمال می دهم دوستان بیشتر به تاپیک های گذشته اسناد کنند تا جواب. لکن، امیدوارم جواب قانع کننده ای دریافت کنم.
آیا نزول دفعی قرآن در شب 21 رمضان بوده؟ یا در 27 رجب؟ وقتی حضرت محمد(ص) مبعوث شد، آیا تنها آیات علق را دانست یا تمام قرآن بر قلبش آمد؟ چه تغییری در ایشان رخ داد که ایشان به «عصمت» رسید؟ به چه حکمتی دست یافت که سخنانش همواره صحیح و حکمت آمیز بود؟ و اگر قرآن به طور کامل در همان لحظه نازل نشد، چگونه حضرت شایستگی قطبیت عالم امکان را پیدا کرد؟

اگر قرآن در همان سال نخست به طور کامل بر حضرت نازل شد، آیا حضرت از نتیجه جنگ های بدر و احد و احزاب و حنین، که در قرآن اشاره شده بود، آگاه بود؟ چرا اصحاب را آگاه نکرد؟ آیا آگاه نبود؟ که یعنی همه قرآن بر او نازل نشده بود. و چه طور امکان دارد انسان کامل به چیزی از عالم عین و ماده آگاه نباشد؟ در حالی که می گوییم وجودی که در خلقت اعلی است بر همه چیز عوامل اسفل احاطه دارد.


با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد صدیقین

سلام به شما پرسشگر گرامی

طلبه بیسواد;740470 نوشت:
آیا نزول دفعی قرآن در شب 21 رمضان بوده؟ یا در 27 رجب؟
در شب قدر و در ماه مبارک رمضان بوده:

شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ ... (بقره/185)
ماه رمضان [همان ماه‏] است كه در آن، قرآن فرو فرستاده شده است...

إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ (قدر/1)
ما [قرآن را] در شب قدر نازل كرديم‏

طلبه بیسواد;740470 نوشت:
چه تغییری در ایشان رخ داد که ایشان به «عصمت» رسید؟
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از همان کودکی دارای عصمت بودند. توضیح امیر بیان (علیه السلام) در نهج البلاغه، این معنا را به خوبی روشن می کند:

وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ ص مِنْ لَدُنْ أَنْ كَانَ فَطِيماً أَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلَائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَرِيقَ الْمَكَارِمِ وَ مَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ لَيْلَهُ وَ نَهَارَهُ ... (نهج البلاغه/ خطبه 192 معروف به خطبه قاصعه)
هنگامى كه از شير گرفته شد خدا بزرگترين فرشته از فرشتگانش را شب و روز همنشين او فرمود تا راه هاى بزرگوارى را پيمود، و خوي هاى نيكوى جهان را فراهم نمود...

توضیح بیشتر درباره عصمت پیامبران را از بخش کلام جویا شوید.

طلبه بیسواد;740470 نوشت:
به چه حکمتی دست یافت که سخنانش همواره صحیح و حکمت آمیز بود؟
قبل از آن هم نه بیهوده و باطل سخن می گفت و نه سخنانش خالی از حکمت بود! بله، تشرف به مقام والای نبوت، فوق العاده بزرگ است و به طور طبیعی، انوار قدسی و معنوی فراوانی به همراه دارد که یک نمونه‌اش، جوشش سخنان حکیمانه و عمیق است. در یکی از سخنان حضرت آمده که: ... اعطیت جوامع الکلم ... (1) ، به من سخنان جامع داده شده؛ اینکه بتوانم عمیق و دقیق سخن بگویم.

درک این معنا، با درک معنای این روایت آسان‌تر می‌شود:

عَنِ النَّبِيِّ ص قَالَ مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ يَوْماً فَجَّرَ اللَّهُ يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ (2)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: کسی که چهل روز خود را برای خدا خالص گرداند، خداوند چشمه‌های حکمت را از قلبش بر زبانش جاری می‌سازد

وقتی اثر اخلاص چهل روزه چنین است، پس اثر اخلاص یک عمر _که رسول گرامی داشتند_ و اثر لوای نبوت که مقامی بس والاست و حضرت به این کسوت مقدس در آمدند، چگونه است؟!

پی نوشت
--------------------
1- من‏ لايحضره‏ الفقيه، ج 1، ص 240، ح 724
2- بحارالأنوار، ج 67، ص 249، ح 25

طلبه بیسواد;740470 نوشت:
وقتی حضرت محمد(ص) مبعوث شد، آیا تنها آیات علق را دانست یا تمام قرآن بر قلبش آمد؟
در ابتدای رسالت، سه آیه یا پنج آیه آغازین سوره مبارکه علق بر ایشان نازل شد. (تلخیص التمهید، ج 1 ، ص 76 و 79 ؛ مدارک روایی را از آدرس داده شده، پیگیری فرمایید.)

طلبه بیسواد;740470 نوشت:
اگر قرآن در همان سال نخست به طور کامل بر حضرت نازل شد، آیا حضرت از نتیجه جنگ های بدر و احد و احزاب و حنین، که در قرآن اشاره شده بود، آگاه بود؟ چرا اصحاب را آگاه نکرد؟ آیا آگاه نبود؟ که یعنی همه قرآن بر او نازل نشده بود. و چه طور امکان دارد انسان کامل به چیزی از عالم عین و ماده آگاه نباشد؟ در حالی که می گوییم وجودی که در خلقت اعلی است بر همه چیز عوامل اسفل احاطه دارد.

آیات قرآن درباره کیفیت نزول دو دسته است:

برخی آیات از نزول قرآن در شب قدر و شب مبارک سخن می گوید:

إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ (قدر/1)
ما [قرآن را] در شب قدر نازل كرديم

إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرينَ (دخان/3)
ما آن را در شبى پر بركت نازل كرديم ما همواره انذاركننده بوده‏ ايم

برخی آیات نیز از نزول تدریجی سخن می گوید و تاریخ مسلم شأن نزول آیات نیز بیانگر همین نزول است:

وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى‏ مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزيلاً (اسراء/106)
و قرآنى كه آياتش را از هم جدا كرديم، تا آن را با درنگ بر مردم بخوانى و آن را به تدريج نازل كرديم

جمع این دو دسته آیات، به ما نشان می دهد که قرآن کریم دو نزول داشته است: یک نزول دفعی در شب قدر، و یک نزول تدریجی در طول دوران نبوت؛ دسته اول آیات ناظر به نزول دفعی، و دسته دوم آیات، ناظر به نزول تدریجی است. (تفسیر موضوعی قرآن، آیة الله جوادی آملی، ص 71)

البته کیفیت این دو نزول متفاوت است؛ علامه طباطبایی این تفاوت را از مقوله بسیط و غیر بسیط دانسته ولی استاد جوادی آملی این تفاوت را ناشی از تفاوت مراتب قرآنی دانسته است. توضیح و فهم دقیق این نکات، مشکل است. برای توضیح بیشتر رجوع کند به: تفسیر موضوعی قرآن، آیة الله جوادی آملی، ص 72 تا 77. *

-------------------------
* متن مورد اشاره را می توانید از این آدرس، صفحه 72 به بعد مطالعه فرمایید: http://www.portal.esra.ir/Pages/Index.aspx?kind=2&lang=fa&id=Nzkx-PbSB5bxIfb0%3d

با سلام

در مورد معني قران و معيت آن با معصوم (معيت هميشگي ثقلين) قبلا بحثهايي شده اما بهترين جواب شما در فهم حديث زير است :

محمد بن يحيى، عن محمد بن أحمد، عن السياري، عن بعض أصحابنا، عن داود بن فرقد قال: حدثني يعقوب قال: سمعت رجلا يسأل أبا عبدالله (ع) عن ليلة القدر فقال: أخبرني عن ليلة القدر كانت أو تكون في كل عام؟ فقال أبوعبدالله (ع) لو رفعت ليلة القدر لرفع القرآن .كافي

و اين موضوعي بس عميق است كه اگر مجالي باشد توضيحاتي ميدهم .

اما در مورد سوالتان :

نقل قول:

اگر قرآن در همان سال نخست به طور کامل بر حضرت نازل شد، آیا حضرت از نتیجه جنگ های بدر و احد و احزاب و حنین، که در قرآن اشاره شده بود، آگاه بود؟ چرا اصحاب را آگاه نکرد؟ آیا آگاه نبود؟

در كافي شريف امام ع فرمود كه علم ما نسبي است يعني گاهي منقبض ميشود وندانيم و گاهي منبسط ميشود وبدانيم ، يعني اگر چه پيامبر ص علم كلي به اينها دارد اما در آن روز يا در آن ساعتي كه بايد غذاي مسموم را بخورد ، خداي متعال علم ايشان را منقبض ميسازد وايشان نميدانند و ميخورند وشهيد ميشوند !

نقل قول:
در كافي شريف امام ع فرمود كه علم ما نسبي است يعني گاهي منقبض ميشود وندانيم و گاهي منبسط ميشود وبدانيم ، يعني اگر چه پيامبر ص علم كلي به اينها دارد اما در آن روز يا در آن ساعتي كه بايد غذاي مسموم را بخورد ، خداي متعال علم ايشان را منقبض ميسازد وايشان نميدانند و ميخورند وشهيد ميشوند !

با سلام

واقعا اینطور اومده ؟

آخه اینکه از سرسپردگی کامل اون بزرگان به دوره !!

من همیشه فکر میکردم میدونستن !! :Gig:

علت این قبض و بسط احاطه ی علمی چی هست ؟

برام خیلی جالبه بدونم ... تشکر


اصل حديث :عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد بن عيسى، عن معمر بن خلاد قال: سأل أبا الحسن عليه السلام رجل من أهل فارس فقال له: أتعلمون الغيب؟ فقال: قال أبو جعفر عليه السلام: يبسط لنا العلم فنعلم ويقبض عنا فلا نعلم، وقال: سر الله عزوجل أسره إلى جبرئيل عليه السلام وأسره جبرئيل إلى محمد صلى الله عليه وآله، وأسرة محمد إلى من شاء الله.كافي

عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد، عن الحسين بن سعيد، عن القاسم بن محمد، عن علي بن أبي حمزة، عن أبي بصير، عن أبي عبدالله عليه السلام قال: إن لله عزوجل علمين: علما عنده لم يطلع عليه أحدا من خلقه، وعلما نبذه إلى ملائكته ورسله، فما نبذه إلى ملائكته ورسله فقد انتهى إلينا.كافي

در اين خبر امام ع ميخواهد بفهماند كه ائمه خدا نيستند و متصل بخدايند ! يعني الا ما شاء الله !

ضمنا اخبار مربوط به افزايش علم امام را هم بخوانيد بد نيست مانند :
محمد بن يحيى، عن أحمد بن أبي زاهر، عن جعفر بن محمد الكوفي، عن يوسف الابزاري، عن المفضل قال: قال لي أبوعبدالله عليه السلام ذات يوم وكان لا يكنيني قبل ذلك: يا ابا عبدالله قال: قلت: لبيك، قال: إن لنا في كل ليلة جمعة سرورا قلت زادك الله وما ذاك؟ قال: إذا كان ليلة الجمعة وافى رسول الله صلى الله عليه وآله العرش ووافى الائمة عليهم السلام معه ووافينا معهم، فلا ترد أرواحنا إلى أبداننا إلا بعلم مستفاد، ولولا ذلك لانفدنا.


قال: وقال رجل لابي جعفر عليه السلام: يا ابن رسول الله لا تغضب علي قال: لماذا؟ قال: لما اريد أن أسألك عنه، قال: قل، قال: ولا تغضب؟ قال: ولا أغضب قال: أرأيت قولك في ليلة القدر، وتنزل الملائكة والروح فيها إلى الاوصياء، يأتونهم بأمر لم يكن رسول الله صلى الله عليه وآله قد علمه؟ أو ياتونهم بامر كان رسول الله صلى الله عليه وآله علمه؟ وقد علمت أن رسول الله صلى الله عليه وآله مات وليس من علمه شئ إلا وعلي عليه السلام له واع، قال أبوجعفر عليه السلام: مالي ولك أيها الرجل ومن أدخلك علي؟ قال: أدخلني عليك القضاء لطلب الدين، قال: فافهم ما أقول لك.
إن رسول الله صلى الله عليه وآله لما اسري به لم يهبط حتى أعلمه الله جل ذكره علم ماقد كان وما سيكون، وكان كثير من علمه ذلك جملا يأتي تفسيرها في ليلة القدر، وكذلك كان علي بن أبي طالب عليه السلام قد علم جمل العلم ويأتي تفسيره في ليالي القدر، كما كان مع رسول الله صلى الله عليه وآله، قال السائل: أوما كان في الجمل تفسير؟ قال: بلى ولكنه إنما يأتي بالامر من الله تعالى في ليالي القدر إلى النبي وإلى الاوصياء: افعل كذا وكذا، لامر قد كانوا علموه، امروا كيف يعملون فيه؟ قلت: فسر لي هذا قال لم يمت رسول الله صلى الله عليه وآله إلا حافظا لجملة وتفسيره، قلت فالذي كان يأتيه في ليالي القدر علم ما هو؟ قال: الامر واليسر فيما كان قد علم، قال السائل: فما يحدث لهم في ليالي القدر علم سوى ما علموا؟ قال: هذا مما امروا بكتمانه، ولا يعلم تفسير ما سألت عنه إلا الله عزوجل.

موضوع قفل شده است