جمع بندی بیماری لاعلاج و عدل الهی

تب‌های اولیه

12 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
بیماری لاعلاج و عدل الهی

باسلام
پرسش من در مورد عدالت خدا در این دنیا است: فرض کنید فردی با بیماری ارثی لاعلاج به دنیا بیاید و تمام زندگی خود مملو از رنج و مشقت باشد ( در بعضی موارد از جامعه طرد میشود) و برای اطرافیان خود هم مشکل درست کند؛ حال اگر این فرد با توجه به قوانین اسلام خودکشی هم نکند و بمیرد و حتی به بهشت برود ، آیا خدا این فرد را آفریده که فقط رنج بکشد و لذتی از زندگی خود نبرد و عده ی بسیاری دیگر را سالم بیافریند و آنها از زندگی خود لذت ببرند و فعالیت های روزانه خود را بدون نقص انجام دهند و در زندگی خود پیشرفت کند؟ توجه داشته باشید که بیماران ارثی هیچ دخالتی در ایجاد بیماری خود نداشته اند. خداوند چگونه میتواد این رنج بیماران را جبران کند در حالی که زنده اند و اگر بمیرند و به بهشت بروند یعنی اینها باید رنج بکشند که به بهشت برسند.
با این حال عدالت خدا زیر سوال نمی رود؟

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد صدیق

mohammad0008;966764 نوشت:
پرسش من در مورد عدالت خدا در این دنیا است: فرض کنید فردی با بیماری ارثی لاعلاج به دنیا بیاید و تمام زندگی خود مملو از رنج و مشقت باشد ( در بعضی موارد از جامعه طرد میشود) و برای اطرافیان خود هم مشکل درست کند؛ حال اگر این فرد با توجه به قوانین اسلام خودکشی هم نکند و بمیرد و حتی به بهشت برود ، آیا خدا این فرد را آفریده که فقط رنج بکشد و لذتی از زندگی خود نبرد و عده ی بسیاری دیگر را سالم بیافریند و آنها از زندگی خود لذت ببرند و فعالیت های روزانه خود را بدون نقص انجام دهند و در زندگی خود پیشرفت کند؟ توجه داشته باشید که بیماران ارثی هیچ دخالتی در ایجاد بیماری خود نداشته اند. خداوند چگونه میتواد این رنج بیماران را جبران کند در حالی که زنده اند و اگر بمیرند و به بهشت بروند یعنی اینها باید رنج بکشند که به بهشت برسند.
با این حال عدالت خدا زیر سوال نمی رود؟

باسلام

این سوال با توجه به هدفی که خداوند در خلقت انسان دارد و برنامه ای که برای او در رسیدنش به این هدف دارد مشخص میشود.
هدف خداوند در افرینش انسان، رساندن او به مقام قرب و کمال لایق است.
برای رسیدن به این منظور، انجام کارهای اختیاری ضروری است.
البته صرف انجام این کارها کفایت نمیکند بلکه انسان باید در این مسیر ابتلائات گوناگون را سپری کند و این ابتلائات و سختی ها است که عیار او را مشخص ترمیکند.
اگر بخواهیم مثال بزنیم، انسان و اعمال اختیاری و ابتلائات، شبیه وضعیت دانشجویی است که در طول ترم تحصیلی خود باید درس بخواند و هر چند وقت یک بار نیز درامتحاناتی که از او گرفته میشود و ممکن است به شیوه ها و محتواهای متعددی باشد نیز شرکت کند.
حال ایا دانشجو میتواند به استادش بگوید ما درس میخوانیم، خوب هم می خوانیم شما امتحان از ما نگیر؟
خیر.
آیا دانشجو هرقدر هم که درسخوان باشد، میتواند بدون شرکت در امتحانات، مدرک بگیرد؟
خیر.
آیا وضعیت این دانشجو در دو وضعیت شرکت در امتحانات متعدد و عدم شرکت در آنها به یک صورت است؟
به عبارت دیگر، اگر یک دانشجو با سطح کمی وکیفی معلوماتی مشخصی، اگر در امتحانات متعدد و ازمونهایی با سطحهای متفاوت شرکت کند قوت بیشتری پیدا میکند یا دانشجویی که صرفا درس میخواند.
پاسخ کاملا مشخص است.
دانشجویی که در امتحانات متعدد شرکت میکند، و ورزشکاری که در مسابقات متعدد و با حریفان متفاوتی شرکت میکند، به هیچ وجه قابل مقایسه با غیر خودش نیست.

به همین صورت و با وضعیتی دقیق تر و والاتر، انسان نیز با صرف اعمال اختیاری اش هرچقدر هم که خوب باشد، رها نمیشود.
هدف از این ابتلائات، قوی تر شدن و کامل تر شدن انسان در کوران سختی ها و مشکلات و آبدیده شدن وجود اوست.
در روایات نیز به این نکته اشاره شده است.
چنانکه در حدیثی از امام صادق(ع)، نحوه این ابتلائات و هدف از ان بیان شده است:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع يَقُولُ الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ ثُمَّ قَالَ لِي مَا الْفِتْنَةُ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ الَّذِي عِنْدَنَا الْفِتْنَةُ فِي الدِّينِ فَقَالَ يُفْتَنُونَ كَمَا يُفْتَنُ الذَّهَبُ ثُمَّ قَالَ يُخْلَصُونَ كَمَا يُخْلَصُ الذَّهَبُ! (الکافی، طبع اسلامیه، ج1، ص370)
آزمايش مى شوند همانگونه كه طلا در كوره آزمـايش مى شود، و خالص مى شوند همانگونه كه فشار آتش ناخالصيهاى طلا را از بين مى برد و آن را خالص مى كند.

یا در حدیثی دیگرامير مؤ منان على (عليه السلام ) اینچنین میفرماید:

وَ الَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً حَتَّى يَعُودَ أَسْفَلُكُمْ أَعْلَاكُمْ وَ أَعْلَاكُمْ أَسْفَلَكُم‏(همان، ج1، ص369)
سوگند به كسى كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را به حق مبعوث كـرده بـه شـدت مـورد آزمـايـش قـرار مـى گـيـريـد، و غـربـال مـى شـويـد، آنچنان كه بالاى شما پائين و پائين بالا قرار خواهد گرفت.



اصل عمومی ابتلاء و ازمایش

انسان هیچگاه از سختی و مشکلات و ابتلائات جدا نیست.

خداوند در قران کریم بارها به این اصل کلی اشاره دارد. در سوره عنکبوت نیز درضمن چند ایه این مطلب را بازگو میکند:

نـخـسـت مـى گـويد: (آيا مردم گمان كردند همين اندازه كه اظهار ايمان كنند و شهادت به تـوحـيـد و رسـالت پيامبر دهند به حال خود واگذارده خواهند شد و امتحان نمى شوند)؟!

«أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ»(سوره عنکبوت، آیه2)

بـعـد بلافاصله به ذكر اين حقيقت مى پردازد كه امتحان يك سنت هميشگى و جاودانى الهى است ، امتحان مخصوص شما جمعيت مسلمانان نيست ، سنتى است كه در تمام امتهاى پيشين جارى بـوده اسـت :

« وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ»(سوره عنکبوت، آیه2)
آنـهـا را نـيـز در كـوره هـاى سـخـت امـتحان افكنديم ، آنها نيز همچون شما در فشار دشمنان بـيـرحـم و جـاهـل و بـيـخـبـر و مـتعصب و لجوج قرار داشتند، هميشه ميدان امتحان باز بوده و گروهى در اين ميدان شركت داشته اند.
بايد هم چنين باشد چرا كه در مقام ادعا هر كس مى تواند خود را برترين مؤ من ، بالاترين مـجـاهـد، و فـداكـارتـريـن انسان معرفى كند، بايد وزن و قيمت و ارزش اين ادعاها از طريق آزمون روشن شود، بايد معلوم گردد تا چه اندازه نيات درونى و آمادگيهاى روحى با اين گفته ها هماهنگ يا ناهماهنگ است ؟

آرى (بـايـد خـدا بـدانـد چـه كـسـانـى راسـت مـى گـويند، و چه كسانى دروغگو هستند)
بديهى است خدا همه اينها را مى داند، حتى قبل از خلقت انسانها، منظور از علم در اينجا همان تـحـقـق عـينى مسائل و وجود خارجى آنها است ، و به تعبير ديگر ظهور آثار و شواهد عملى است ، يعنى بايد علم خدا در باره اين گروه عملا در خارج پياده شود، و تحقق عينى يابد، و هر كس آنچه را در درون دارد بيرون ريزد، اين است معنى علم هنگامى كه در اينگونه موارد در مورد خداوند به كار مى رود.
دليـل ايـن مـسـاءله نـيـز روشـن اسـت زيـرا نـيـات درونـى و صـفـات بـاطـنـى تـا در عمل انسان تحقق و عينيت پيدا نكند ثواب و جزا و كيفر مفهوم ندارد.(تفسیر نمونه، ج16، ص237)

ولی این ابتلائات برای هر کسی به یک صورتی است.
یکی با پول و دیگری با فقر.
یکی با پست ومقام و دیگری با زیر دستی.
یکی با زیبایی و دیگری با زشتی.
یکی با تندرستی ودیگری با بیماری.
هر کسی با یک نوع امتحان و ابتلاء روبرو میشود.

بنابراین از این مطالب به دست می آید که
اولا: ابتلائات یک قانون جهانشمول و فراگیر برای انسانهاست.
ثانیا: هر کسی ابتلاء مختص به خودش را دارد.

با این حال، ابتلائاتی که همراه با نوعی نقصان همراه است، یک مزیتی نسبت به ابتلائات دسته مقابل دارد.
مثلا کسی که به فقر مبتلا شده است، یا کسی که بدون هیچ تقصیر شخصی با بیماری دست و پنجه نرم میکند، علاوه بر اینکه این ابتلایش زمینه ساز کمالش است، در آخرت به نوع دقیق و عادلانه جبران خواهد شد.

چنانکه در روایتی از امام صادق علیه السلام به این نکته مهم اشاره شده است.
إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ لَيَعْتَذِرُ إِلَى عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ الْمُحْوِجِ فِي الدُّنْيَا كَمَا يَعْتَذِرُ الْأَخُ إِلَى أَخِيهِ فَيَقُولُ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي مَا أَحْوَجْتُكَ فِي الدُّنْيَا مِنْ هَوَانٍ كَانَ بِكَ عَلَيَّ فَارْفَعْ هَذَا السَّجْفَ‏ فَانْظُرْ إِلَى مَا عَوَّضْتُكَ مِنَ الدُّنْيَا قَالَ فَيَرْفَعُ فَيَقُولُ مَا ضَرَّنِي مَا مَنَعْتَنِي مَعَ مَا عَوَّضْتَنِي.(الکافی، ج2، ص264)

در این روایت حضرت میفرماید:
"(در روز قیامت) خداوند، جلّ ثناؤه، همچنان که برادری از برادرش پوزش می‏‌خواهد، از بنده مؤمن نیازمند خود در دنیا، عذر می‏‌خواهد و می‏‌فرماید: به عزّت و جلالم سوگند که من تو را در دنیا از سر خواریت نزد من، محتاج نکردم. اکنون این سرپوش را بردار و ببین به جای دنیا به تو چه داده‏‌ام. او سرپوش را بردارد و گوید: با این عوضی که به من دادی مرا چه زیان اگر آنچه را در دنیا از من گرفتی.

موفق باشید.

mohammad0008;966764 نوشت:
باسلام
پرسش من در مورد عدالت خدا در این دنیا است: فرض کنید فردی با بیماری ارثی لاعلاج به دنیا بیاید و تمام زندگی خود مملو از رنج و مشقت باشد ( در بعضی موارد از جامعه طرد میشود) و برای اطرافیان خود هم مشکل درست کند؛ حال اگر این فرد با توجه به قوانین اسلام خودکشی هم نکند و بمیرد و حتی به بهشت برود ، آیا خدا این فرد را آفریده که فقط رنج بکشد و لذتی از زندگی خود نبرد و عده ی بسیاری دیگر را سالم بیافریند و آنها از زندگی خود لذت ببرند و فعالیت های روزانه خود را بدون نقص انجام دهند و در زندگی خود پیشرفت کند؟ توجه داشته باشید که بیماران ارثی هیچ دخالتی در ایجاد بیماری خود نداشته اند. خداوند چگونه میتواد این رنج بیماران را جبران کند در حالی که زنده اند و اگر بمیرند و به بهشت بروند یعنی اینها باید رنج بکشند که به بهشت برسند.
با این حال عدالت خدا زیر سوال نمی رود؟

با سلام

دستورات و توصیه هایی از پیامبر و ائمه نازنین برای اینکه زوجی صاحب فرزندی سالم، زیبا و باهوش، خوشبخت و صالح و... شوند در دین اسلام هست!

مثلا بیماری اوتیسم یا صرع، نابینایی مادرزادی و... بیماریهایی است که میتوان با عمل به توصیه های مذکور، از ابتلا فرزند به آنها جلوگیری کرد!

البته کم کاری فقهاء در آموزش این مسائل یا اقلا معرفی کتب و منابع در این زمینه برای عموم را هم باید لحاظ کرد!!! واقعا اینها توصیه های مهمی است که باید برای عموم ذکر شود! اگر بالای منابر نمیتوانند ذکر کنند بصورت بروشور یا جزوه و..... بصورت عمومی پخش شود یا در آموزش درس تنظیم خانواده به افراد داده شود!

در خصوص درمان بیماریهای لاعلاج هم نباید فقط به علم پزشکی اکتفا کرد و تا پزشکی گفت درمانی برای این بیماری وجود ندارد ناامید و افسرده شد!!!

همین الان ما کسانی را داریم که با گیاه درمانی بیماریهای لاعلاجی مثل سرطان، دیابت و... را درمان میکنند اما در شهر و محل خودشان معروف هستند!!!

اگر طب گیاهی هم نتواند بیماریی را درمان کند، میتوان با دستورات قرآنی بیماریهای لاعلاج را درمان کرد! البته منظور درمان آنی و معجزه وار نیست بلکه بمرور درمان رخ میدهد!

تنها برخی مشکلات لاعلاج مثل قطع عضو و... نیاز به معجزه و کرامت الهی دارد!!! البته شاید مشکل قطع عضو را در آینده با سلولهای بنیادی بتوان رفع کرد!

mohammad0008;966764 نوشت:
باسلام
پرسش من در مورد عدالت خدا در این دنیا است: فرض کنید فردی با بیماری ارثی لاعلاج به دنیا بیاید و تمام زندگی خود مملو از رنج و مشقت باشد ( در بعضی موارد از جامعه طرد میشود) و برای اطرافیان خود هم مشکل درست کند؛ حال اگر این فرد با توجه به قوانین اسلام خودکشی هم نکند و بمیرد و حتی به بهشت برود ، آیا خدا این فرد را آفریده که فقط رنج بکشد و لذتی از زندگی خود نبرد و عده ی بسیاری دیگر را سالم بیافریند و آنها از زندگی خود لذت ببرند و فعالیت های روزانه خود را بدون نقص انجام دهند و در زندگی خود پیشرفت کند؟ توجه داشته باشید که بیماران ارثی هیچ دخالتی در ایجاد بیماری خود نداشته اند. خداوند چگونه میتواد این رنج بیماران را جبران کند در حالی که زنده اند و اگر بمیرند و به بهشت بروند یعنی اینها باید رنج بکشند که به بهشت برسند.
با این حال عدالت خدا زیر سوال نمی رود؟

باسلام گل
نه این طور نیست ، همه ما در این دنیا در رسیدن به لذت به عدالت رسیده ایم چراکه بهترین لذت ، لذت عبادت و یاد خداست ... هر مخلوق دارای قوه ی عقل می تواند از آن بهره مند شود اینها ضعف های جسمانیست برای آزمودن و پختن و خوشمزه کردن ما نه کباب شدن و سوختن ! وای اگر درک کنیم این مطلب رو چه ها که نمی توانیم بکنیم عبادت عبادت ، سوار بنز شدن و پز دادن به دیگران چه لذتی دارد ! نه لذت در اینا نیست بنظر حقیر تااینکه می دانیم همه این اموال رو از ما جدا می کنند موقع مرگ .... قرب به خدا تا ابد باما می ماند لذتیست ماندنی و جاودانه که حتی برایش جایزه هم تایین شده ..

در بحث جبران ، خیلی ناجوان مردانست انسان نسبت به خدا بغض بگیرد و این بحث رو مطرح کنه .. اگر خداخالق است و فرمودند بندگانم بدانید من به بر شما ذره ای ذره ای ظلم نمی کنم ! همین مارا بس باشد ولو اینکه این مطلب سوز دل می آورد واقعا لازم بود پروردگار این مطلب را در قرآن بفرمایند تا ما عظمتش ، عدالتش را درک کنیم ! مارا این کافی نیست که از هیچ خلق شدیم برده ای را فرض کنید که صاحبش اورا از میدان تیر می خرد پس هر چه این صاحب امر کند با تمام توان برده قبول می کند چون جانش را نجات داد .. اینجا از هیچ خلق شدیم جانی به ما بخشیده شده .. ما بردگی نمی کنیم بندگی می کنیم ، شکر نعمت ندارد عبادت کردن ندارد ؟ چه بسا اینکه کمال انسان در عبادت کردن .. از این زیباتر نمیشود تصور کرد.

خدایی که شخصی را در این محدودیت جسمی قرار داده ظرفیت فکری اوراهم در حدی تحت کنترول دارد ، بعضا می بینیم بعضی از این افراد افسردگی های مارو ندارند و شادترن ..
به من و شما یه توب بدن شاید نتوانیم دروازه خالی رو گل کنیم برای ما مهم هم نیست ولی آیا این تمام توان کنترول روی توپه نه ما به درک نرسیدیم شخصی دیگر رسیده بااین حال هیچ وقت حسرت نمی خوریم که چرا توی بارسلونا بازیمان نمی دهند ...ولی برای آن شخص حسرته و شاید هدف باشه مثلا و از این مثالها میشه زد .
در پناه حق گل

mohammad0008;966764 نوشت:

بیماری ارثی لاعلاج

با سلام
در مورد بیماری لاعلاج علل مختلفی از قبیل عوامل محیطی و ژنتیکی می تواند تاثیر داشته باشد که اگر با پیشگیری و آگاه سازی توسط دولت ها به مردم همراه باشد این موارد کم خواهند شد
به نظر من فارغ از عقاید مذهبی
مثلاً چرا هنوز مشاوره ژنتیک در کل کشور اجباری نشده
عوامل انسانی در بروز اینگونه بیماری‌ها نقش بسزایی دارد
شیوه زندگی و امکانات افراد در جوامع مختلف متفاوت است
ما یک میلیارد انسان معلول در جهان داریم
حال
در یک کشور توسعه یافته امکانات فراوانی به یک شخص نابینا می دهند اما در کشورهای کمتر توسعه یافته اینگونه نیست

از ده نفر نه نفرشان در مورد بحث اجنه توهم میزنند و دچار وسواس اند اما بعضی افراد هستند که واقعا مورد اذیت و آزار اجنه قرار میگیرند
من توصیه ام به شما اینه اگر واقعا مطمئنید که بیماری خاصی نیست اولا توسل بکنید به اهل بیت و قدرت روحی تون رو بالا ببرید
سوره ی جن و ناس و فلق را زیاد بخوانید اگر بتوانید چله ی سوره ی جن بگیرید خیلی خوب است
دوما روی یک کاغذ زرد رنگ با مداد که کربن داشته باشه حرز ابی دجانه را بنویسید و بر سر در اتاق هایتان نصب کنید ان شا الله مشکلتون حل میشه

موضوع قفل شده است