جمع بندی بدی چرا بد است و خوبی چرا خوب؟

تب‌های اولیه

145 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

بصیر;306059 نوشت:
منظورتان را از سه کلمه «وجود، عدل و حق» را ذکر بفرمایید. بنده منظورتان را از رابطه این سه کلمه که کنار هم آورده اید متوجه نمی شوم

من منظورم اين هست كه آيا مطابق با وجوديت ما كه بر «خير» خلقت يافته است ، محروميت ها ،تبعيض ها و تعارض هاي اجتماعي كه به انسان تحميل شده است وجوديتشان بر «خير» هستند؟ اگر نيستند يعني اينكه تضاد وجود دارد، بين بي عدالتي و رشد تضاد وجود دارد و ادامه بحث... كه مي توانيد باز ملاحظه بفرماييد

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

معلق;306078 نوشت:
من منظورم اين هست كه آيا مطابق با وجوديت ما كه بر «خير» خلقت يافته است ، محروميت ها ،تبعيض ها و تعارض هاي اجتماعي كه به انسان تحميل شده است وجوديتشان بر «خير» هستند؟ اگر نيستند يعني اينكه تضاد وجود دارد، بين بي عدالتي و رشد تضاد وجود دارد و ادامه بحث... كه مي توانيد باز ملاحظه بفرماييد

محرومیت، تبعیض و تعارض، از لوازم دنیاست، اگر دنیا بخواهد دنیا باشد، این مسائل پیش می آید، اگر این مسائل نباشد، دیگر دنیا نخواهد بود و بهشت است که دیگر صحنه امتحان و ابتلا ایجاد نخواهد شد و بساط ترقی و تکامل برچیده خواهد شد.
در ضمن محرومیت ها هم خیر است، خداوند شرّی ایجاد نکرده، بلکه ما از هر چیزی که خیرش از حدّی که برایش در نظر داریم، کمتر باشد، تعبیر به شر و محرومیت می کنیم والا به خودی خود، شرّی وجود ندارد بلکه به معنی کمبود خیر یا نبود خیر است.تبعیضها و تعارضها هم از لازمه های دنیا هستند و بعدا پیش می آیند یعنی خداوند از اول تبعیض خلق نکرده، بلکه تبعیض هم در اثر کمبودهایی که لازمه دنیای پست است، به وجود می آید و کمبود هم که گفتیم به معنی خیرِ کمتر است. ما از خیر کمتر، تعبیر به شر یا کمبود می کنیم.[/][/][/]

بصیر;306160 نوشت:
محرومیت، تبعیض و تعارض، از لوازم دنیاست، اگر دنیا بخواهد دنیا باشد، این مسائل پیش می آید، اگر این مسائل نباشد، دیگر دنیا نخواهد بود و بهشت است که دیگر صحنه امتحان و ابتلا ایجاد نخواهد شد و بساط ترقی و تکامل برچیده خواهد شد. در ضمن محرومیت ها هم خیر است،

ممنون از كارشناس محترم

تعبير شما به نظر مياد جبر گرايانه است
طبق گفته شما بايد ظلم به انسانها را توجيح كرد چرا كه ظلم از لوازم دنياست و موجب امتحان است.
آيا غصب خلافت امام علي (ع) باعث رشد و ترقي مسلمانها شد ؟ يا خير

اگر محروميت هاي تحميل شده به انسان خير است چرا خداوند حاكمان ظالم را به اشد مجازات مي رساند

عدالت دنيا را بهشت نمي كند بلكه مسير سعادت را هموار ميكند ، در ضمن چه ايرادي دارد دنيا بهشت شود مگر خدا غير از اين مي خواهد؟ مگر بهشت و جهنم در باطن همين دنيا نيست؟
حضرت علي (ع) فرمودند: «در خانه ايي كه فقر بيايد دين مي رود» يعني راه سعادت نا هموار ميشود . لطفا راهنمايي ام كنيد

معلق;306187 نوشت:
تعبير شما به نظر مياد جبر گرايانه است طبق گفته شما بايد ظلم به انسانها را توجيح كرد چرا كه ظلم از لوازم دنياست و موجب امتحان است.

باسلام و احترام
یک بار دیگر، خوب جملات را بخوانید و خوب به آنها فکر کنید تا دچار سوء برداشت نگردید.
اشتباه شما در این است که خاصیت دنیا را با وظیفه ای که انسانها دارند اشتباه گرفته اید. دنیا دارای کم و کاستی است، محلی برای امتحان است محل کاشت است، کاشت، زحمت دارد، برداشت برای فرداست. تا سختیه کاشت را نکشی، برداشت خوبی نخواهی داشت.
اما وظیفه ای که انسانها دارند این است که حال که این دنیا پر از بالا و پایین و کم و کاستی است، انسانها باید دست هم دیگر را بگیرند و به این وسیله ارتقا پیداکنند، نه این که توی سر هم بزنند و بگویند تو باید در این دنیا بدبخت می بودی و من هم خوش زندگی می کردم، این تقدیری است که دنیا درست کرده برای من و تو، من کاره ای نیستم. این که همان سخن جبریون می شود. نه خیر، دنیا همانطور که می بینید کم و کاستی دارد مثلا اگر کسانی در جای خوش و آب و هوا زندگی کنند دیگر جای مابقی نیست فضا پر می شود، و باید دیگران به کویر و کوهستان پناه ببرند، در جنگل و بوستان جای همه انسانها نیست جای کمی است، سریع پر می شود و این از خواص دنیاست، بالاخره عده ای به کویر می روند، این یعنی محرومیت در دنیا، یعنی تزاحم در دنیا. اما آیا انسانها می توانند از این لوازم دنیا استفاده کرده و بر همیدگر تحمیل و زور کنند؟! نه، نمی توانند. حالا که دنیا چنین است، اون کسی که از خود میگذرد و جای خوش و خرمِ خود را به انسان کویری می دهد، سعادتمند می شود، اون کسی هم که در کویر سختی کشیده، و خدا را سپاس گفته، در اثر این زحمات، ثواب می بیند و بالا می رود، این می شود خاصیت دنیا برای کاشت و برداشت.
کسی نمی تواند بگوید این جای خرم برای من خلق شده و جای پست برای تو، تو باید سختی بکشی و ثواب ببینی، من هم همین جا می نشینم و خدا را شکر می کنم؛ این همان جبر است که ما اصلا همچین حرفی قبول نداریم.
معلق;306187 نوشت:
آيا غصب خلافت امام علي (ع) باعث رشد و ترقي مسلمانها شد ؟ يا خير

کسانی که به ظلم، غصب خلافت آقا امیر المومنین را نمودند، دنیا را از خیر کثیر ، محروم ساختند. مسلم است که وقتی، آقایمان بالای سرمان باشد بهتر خدا را بندگی می کنیم و کمال می رسیم تا آن موقعی که آقا بالای سرمان نباشد، ولی این طور هم نیست که وقتی مولایمان بالای سرمان نیست، دیگر بگوییم که مامجبوریم بدبخت باشیم و در ضلالت و گمراهی فرو برویم. بلکه الان که مولایمان به ظاهر بالای سرمان نیست، هر کس در انتظار او باشد و به دین خود عمل کند مانند کسی است در رکاب رسول خدا به شهادت رسیده است. اما مسلما چه بهره ای خواهد برد، آن کسی که واقعا حضرت رسول را درک کرده و بعد شهید شده است نسبت به کسی که فقط مانند اوست و ثواب این هم رکابی را برده است!؟
.
معلق;306187 نوشت:
اگر محروميت هاي تحميل شده به انسان خير است چرا خداوند حاكمان ظالم را به اشد مجازات مي رساند

نباید قضایا را یکطرفه نگاه کرد. کارِ خدا یک چیز است و کار ظالمان چیز دیگر. خدا دنیا را با همین حالتی که می بینید خلق کرده، اما ظالمان هم مجبور نیستند که ظلم کنند، بلکه اختیار دارند و می بایست از امکاناتی که در اخیتار دارند در راه رضای خدا استفاده کنند و حقی را غصب ننمایند.

معلق;306187 نوشت:
عدالت دنيا را بهشت نمي كند بلكه مسير سعادت را هموار ميكند ، در ضمن چه ايرادي دارد دنيا بهشت شود مگر خدا غير از اين مي خواهد؟ مگر بهشت و جهنم در باطن همين دنيا نيست؟

همه سوالات شما جواب دارد و جواب داده شده است. شما می توانید در همین سایت دونه دونه سوالاتتان را که قبلا توسط سایرین مطرح شده، جواب بگیرید. من نمی دونم چطوری با این فرصت کم، به سوالات شما جواب بدهم، سوالاتی که هر کدام به طورِِ مجزا، فرصتی می طلبد، و خیلی از آنها به قسمت اخلاق، ربطی ندارد، بلکه مباحث اعتقادی است. اما دلم نمی آید از کنارش رد شوم و تا اندازه ای که این مختصر، رخصت می دهد، ان شاء الله پاسخگو خواهم بود.
شما ابتدا می فرمایید که:«عدالت، دنیا را بهشت نمی کند بلکه مسیر سعادت را هموار می کن» سپس در ادامه می گویید که «چه ایرادی دارد که دنیا بهشت شود، مگر خداغیر ازاین را می خواهد؟». در جواب باید بگویم که مگر ما گفتیم که عدالت، دنیا را بهشت نمی کند که می گویید چه ایرادی دارد دنیا بهشت شود؟ بله ما هم قبول داریم اگر عدالت علوی و مهدوی در دنیا سیطره پیدا کند، آن نعمتهای معنویه بهشتی را در همین دنیا به سبک دیگر بهره خواهیم برد. مگر شما در قرآن نخوانده اید که می فرماید: اگر مردم همگی به خدا ایمان بیاورند و تقوی داشته باشند، ما برکات خود را از آسمان و زمین بر آنها نازل می کنیم. «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض»اعراف، آیه96
معلق;306187 نوشت:
مگر بهشت و جهنم در باطن همين دنيا نيست؟

منظور از این که بهشت و جهنم در باطن این دنیاست، یکی به این معنا است که هر که عمل خیر انجام دهد، از لذت معنوی ای که از عمل خیر برای انسان در بهشت حاصل می شود، در این دنیا تا اندازه ای حاصل خواهد شد. البته نعمتهای مادیه بهشت، مانند حور و قصور و غلمان و میوه های آن در همان دنیا نصیب خواهد شد و نعمت معنویه اصلی هم که «جنه اللقاء» است باز در همان دنیا است نه در اینجا.
اما بهشت و دوزخ در این دنیاست، معنای دیگری هم خواهد داشت اینطور که که اگر کسی بخواهد بهشتی یا جنهمی بشود، موجبات آن را در همین دنیا به دست می آید، لذا گفته اند بهشت و جهنم در همین دنیاست. یعنی از همین دنیا باید بهشت و دوزخ را کسب کنید.
معلق;306187 نوشت:
حضرت علي (ع) فرمودند: «در خانه ايي كه فقر بيايد دين مي رود» يعني راه سعادت نا هموار ميشود . لطفا راهنمايي ام كنيد

این جمله حضرت علی علیه السلام و سایر جملات اینچنینی به این معنا نیست که هر کسی که فقیر شد، مجبور است که بی دین باشد، بلکه منظور این است که فقر از عوامل مهمی است که می تواند انسان را وسوسه کند و این انسان با سوء اختیار خود، بی دین شود.(خوب دقت کنید، گفتم با سوء اختیارِ خود، یعنی با وجود فقر، اختیار سلب نمی شود) . و الا همه انبیاء و اولیای الهی که در فقر به سر می بردند باید بی دین باشند در حالیکه این طور نبوده است.
خواهشا جملات را با حوصله و دقت مطالعه بفرمایید. اگر سوالی بود، بنده با صبر و حوصله در خدمت شما هستم و از سوالات خسته نخواهم شد. ان شاء الله.

ممنون از کارشناس محترم

اگر به صحبت هایی که از طرف بنده شد دقت کنید خواهید یافت که بنده نیز اعتقادی به اینکه انسانها مجبور به گناه هستند ندارم بلکه گفتم بی عدالتی ،فقر و محرومیت می تواند عامل مهمی در ناهموار کردن راه درست باشد. همین

حال از شما می خواهم نسبت به اینکه « بدی و خوبی» و گرایش به آن را بهتر و با نگاهی تازه تر دریابیم
توضیح بفرمایید که اساسا چرا در دنیای آخرت و بهشت «بدی» و گرایش به آن ، معنایی ندارد؟

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

معلق;306825 نوشت:
اگر به صحبت هایی که از طرف بنده شد دقت کنید خواهید یافت که بنده نیز اعتقادی به اینکه انسانها مجبور به گناه هستند ندارم بلکه گفتم بی عدالتی ،فقر و محرومیت می تواند عامل مهمی در ناهموار کردن راه درست باشد. همین

خوب الحمدلله و المنّه
معلق;306825 نوشت:
توضیح بفرمایید که اساسا چرا در دنیای آخرت و بهشت «بدی» و گرایش به آن ، معنایی ندارد؟

از آنجا که در این دنیا، برای تکامل به ابزار و وسایلی نیاز داریم، سیستم دنیا برای پابرجا بودن آن نیاز به گرایشهای مادی دارد، مثل شهوت، که سبب بقای نسل است، یا میل به غذا که موجب بقای شخص است، میل به قدرت، که سبب رسیدن به قدرت مطلق، یعنی خدای بی حد است و سایر امیال دیگر که هر کدام فلسفه ای دارند تا انسان با استفاده از حجتهای ظاهری و باطنی که انبیاء و قوه عقل هستند، بتواند به سعادت نائل شود، اما در جهان آخرت که محل برداشت است نه کاشت، دیگر نیازی به ابزار کاشت، نیست، لذا حتی در بهشت، برای این جسم، دستگاه تخلیه وجود ندارد، زیرا که غذاهای بهشتی، چیزی زائد ندارند که بخواهد دفع شود، بلکه جذب بدن می شوند، وسایر تغییراتی که در آنجا هست و عقل بشری از قدرت درکِ آن قاصر است. لذا همه گرایشهای انسان در آن دنیا به سرحدّ کمال خود می رسد و آنها که گرایشهای خود را کنترل نکرده اند، تجسم اعمال خود را در جهنم و آنهای کنترل نموده اند در بهشت، خواهند دید.[/][/][/]

بصیر;306059 نوشت:
جهت جمع بندی بخشی از بحث مطرح شده ذکر می کنم که: سه عامل باعث می شود که گرایش های آدمی در جای خود قرار نگیرد: 1. هواهای نفسانی(نفس امّاره) 2. محیط اجتماعی. 3. سوء اختیار و انتخاب. قسم سوم، از سایر گزینه ها شدیدتر است. زیرا موارد فراوانی در تاریخ رخ داده که علی رغم هواهای نفسانی که غالب می شوند و علی رغم فساد اجتماعی، افرادی بوده اند که با حسن انتخاب و تعقل، توانسته اند، موجبات هدایت خود را فراهم سازند.

با سلام و تشکر از جمع بندی جالب شما.

من هر چه فکر می کنم به نظرم در مجموع عامل دوم از سایر گزینه ها شدیدتر است.

علت آن هم این است که آن موارد فراوان که شما به عنوان شاهد تاریخی و عملی فرمودید مجموعاً جمعیت بسیار کوچکی از جامعه انسانی را تشکیل می دهند. در عوض جمعیت بسیار زیادی (اکثریت انسان ها) اغلب تابع شرایط محیطی و ژنتیکی (که به نحوی عامل اول را نیز در بر می گیرد) بوده و هستند.


به عنوان مثال چند درصد از بنی هاشم افراد خبیثی بودند؟ پاسخ: اقلیت و شاید تقریباً هیچ. در سوی مقابل چند درصد از بنی امیه افراد صالح و پاکی بودند؟ پاسخ: اقلیت و شاید تقریباً هیچ.

پس ملاحظه می فرمایید که تأثیر شرایط محیطی در تعیین مسیر زندگی انسان ها در اکثر موارد غالب است و اگر کسی بر خلاف جهت رود شنا کرد استثنایی است مانند همه استثنائات خلقت. استثنا در هر قانون کلی وجود دارد اما شرایط استثنا قابل تعمیم و استقرا نیست.

در نتیجه بنده به عنوان تجربه و نظر شخصی تأثیر شرایط محیطی و وراثتی را بسیار شدیدتر می دانم. در این صورت معیار خوب و بد اعمال ما و معیار مؤاخذه ما در قیامت نیز تا حد زیادی نسبی خواهد بود به نحوی که ممکن است فرزندی از آل امیه که چندان جنایتکار نبوده است از نظر مقام اخروی در کنار فرزندی از بنی هاشم قرار گیرد که از روی عادت و تربیت خانوادگی به دین گرایش داشته است.

ضمن عذرخواهی بخاطر اینکه کمی از عنوان تاپیک دور شدیم امیدوارم کارشناسان محترم در صورت معیوب بودن این استدلال آن را نقد و اصلاح نمایند و در صورت صحت آن را تکمیل بفرمایند. :Gol:

[=&quot]
[/]

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

مؤمن;307004 نوشت:
با سلام و تشکر از جمع بندی جالب شما.

من هر چه فکر می کنم به نظرم در مجموع عامل دوم از سایر گزینه ها شدیدتر است.

علت آن هم این است که آن موارد فراوان که شما به عنوان شاهد تاریخی و عملی فرمودید مجموعاً جمعیت بسیار کوچکی از جامعه انسانی را تشکیل می دهند. در عوض جمعیت بسیار زیادی (اکثریت انسان ها) اغلب تابع شرایط محیطی و ژنتیکی (که به نحوی عامل اول را نیز در بر می گیرد) بوده و هستند.


به عنوان مثال چند درصد از بنی هاشم افراد خبیثی بودند؟ پاسخ: اقلیت و شاید تقریباً هیچ. در سوی مقابل چند درصد از بنی امیه افراد صالح و پاکی بودند؟ پاسخ: اقلیت و شاید تقریباً هیچ.

پس ملاحظه می فرمایید که تأثیر شرایط محیطی در تعیین مسیر زندگی انسان ها در اکثر موارد غالب است و اگر کسی بر خلاف جهت رود شنا کرد استثنایی است مانند همه استثنائات خلقت. استثنا در هر قانون کلی وجود دارد اما شرایط استثنا قابل تعمیم و استقرا نیست.

در نتیجه بنده به عنوان تجربه و نظر شخصی تأثیر شرایط محیطی و وراثتی را بسیار شدیدتر می دانم. در این صورت معیار خوب و بد اعمال ما و معیار مؤاخذه ما در قیامت نیز تا حد زیادی نسبی خواهد بود به نحوی که ممکن است فرزندی از آل امیه که چندان جنایتکار نبوده است از نظر مقام اخروی در کنار فرزندی از بنی هاشم قرار گیرد که از روی عادت و تربیت خانوادگی به دین گرایش داشته است.

ضمن عذرخواهی بخاطر اینکه کمی از عنوان تاپیک دور شدیم امیدوارم کارشناسان محترم در صورت معیوب بودن این استدلال آن را نقد و اصلاح نمایند و در صورت صحت آن را تکمیل بفرمایند. :gol:

[=&quot]
[/]

باسلام
درست می فرمایید، عامل اجتماعی، عاملی بسیار مهم و اثرگذار است، در روایات هم بسیار به این عامل اهمیت داده شده است و بسیاری از احکام اسلامی بر مبانی تاثیر گذاری اجتماعی، لحاظ شده است.
اما همه عوامل، هر چه قدر هم قوی باشند، جلوی اختیار انسان را نمی گیرند و توجیه گرِ خطای آدمی نمی گردند، اما باعث می شود که بین افراد مختلف از جهت شرایط اجتماعی و موقعیت خانوادگی، و درک و فهم، تفاوتی در احکام آنها قائل شد، ولی نمی توان گناه و خطای او را توجیه کرد، هر کسی به اندازه اختیاری که داشته است مورد مواخذه یا دریافت پاداش قرار می گیرد. «لایکلف الله نفسا الا ماآتاها»
اما این که اهل هدایت، جزءِ استثنائات عالم باشند، این قابل قبول نیست، اما این که اکثر انسانها متأثر از محیط هستند و کمتر از عقل و اختیارِ خود استفاده می کنند و بیشتر هواهای نفسانی را دخیل می کنند، قابل قبول است.[/][/][/]

خیلی ساده است شما اگر کسی را اذیت کنید ناراحت می شود
و اگربه کسی خوبی کنید او خوشحال میشود
در ضمن اگر نفس سالمی باشد فرد عامل به خوبی یا بدی هم با هر کار بد ناراحت
و با هر کار خوب خوشحال میشود

بصیر;307243 نوشت:
اسلام درست می فرمایید، عامل اجتماعی، عاملی بسیار مهم و اثرگذار است، در روایات هم بسیار به این عامل اهمیت داده شده است و بسیاری از احکام اسلامی بر مبانی تاثیر گذاری اجتماعی، لحاظ شده است. اما همه عوامل، هر چه قدر هم قوی باشند، جلوی اختیار انسان را نمی گیرند و توجیه گرِ خطای آدمی نمی گردند، اما باعث می شود که بین افراد مختلف از جهت شرایط اجتماعی و موقعیت خانوادگی، و درک و فهم، تفاوتی در احکام آنها قائل شد، ولی نمی توان گناه و خطای او را توجیه کرد، هر کسی به اندازه اختیاری که داشته است مورد مواخذه یا دریافت پاداش قرار می گیرد. «لایکلف الله نفسا الا ماآتاها» اما این که اهل هدایت، جزءِ استثنائات عالم باشند، این قابل قبول نیست، اما این که اکثر انسانها متأثر از محیط هستند و کمتر از عقل و اختیارِ خود استفاده می کنند و بیشتر هواهای نفسانی را دخیل می کنند، قابل قبول است.

با سلام و عرض ادب و تشکر از پاسخ شما که مثل همیشه منصفانه و آموزنده است.

با احترام به نظر جنابعالی تجربه شخصی بنده چیز دیگری می گوید. مگر اینکه خطا را نسبی تعریف کنیم. اما اگر مثلاً قتل نفس را خطا بدانیم در آن صورت آیا تمام برده های افریقایی که از شدت جراحات جسمی و روحی کنترل خویش را از دست می دادند و خود را از کشتی به دریا انداخته و شکار کوسه ها می شدند آیا با اختیار و انتخاب خود مرتکب این خطا شده اند؟ به نظر حقیر نه.
ثابت شده است که وجود حد بسیار مختصری از برخی مواد سمی در بدن انسان می تواند خلق و خوی او را به کلی تغییر دهد به گونه ای که خود فرد از رفتار پرخاشگرانه خویش تعجب می کند! اگر پرخاش و توهین به دیگران را خطا بدانیم آیا فردی که بر اساس جبر زمانه و اجتماع در محیط آلوده ای زندگی می کند همواره با اختیار و انتخاب خود این خطا را مرتکب شده است؟ در حالی که خودش هم نمی داند چه کرده و چرا؟ به نظر بنده خیر.
کسی که در جامعه ناسالم زندگی و رفت و آمد می کند آلودگی به گناه ولو در حد مختصر برای او حتمی است (مگر معصوم). فقط با این قید که انسان های قوی تر دیرتر یا کمتر به گناه آلوده می شوند. مصادیق فراوانی در ذهن بنده هست.
[SPOILER]به عنوان مثالی دم دستی زمانی را به یاد می آورم که موسیقی پاپ به تازگی در جامعه وارد شده بود و همه افراد مذهبی واکنش نشان می دادند که مثلاً ای وای رادیو دارد ترانه پخش می کند! چند سال گذشت ... در تیتراژ پایانی سریال ها زنان همراه مردان اصطلاحاً تحریر می زدند و به اصطلاح حوزوی صدا را در گلو می چرخاندند. در سریال مختارنامه زنی به سبک موسیقی سنتی ما چهچه می زد که اگر ابتدای انقلاب بود تا الآن کارگردان و نوازنده و خواننده به خاطر این خطا محاکمه شده بودند (اینها را بر اساس اطلاعات تخصصی و موثق عرض می کنم نه از بیرون گود). اما دیدیم که حتی فتاوایی هم برای جواز آن به نام لالایی زنانه ارائه شد در حالی که خداوکیلی هیچ شباهتی به لالایی هیچ مادری در هیچ کجای ایران نداشت! بلکه بیشتر شبیه هنرنمایی زنان خواننده قبل از انقلاب بود! این نمونه ای از تأثیر محیط و شرایط اجتماعی است که حتی خود انسان نمی فهمد چگونه گمراه شده است مگر خواص و نمونه هایی از این دست فراوانند ...[/SPOILER]سر شما را با مثال باربط و بی ربط درد نیاورم. خلاصه عرض بنده این است که در محیط فرهنگی و تربیتی نامناسب اکثر انسانها اساساً نمی توانند از عقل و و اختیار خود استفاده کنند.
[SPOILER]همچنانکه فرزندان بنی امیه اساساً نمی توانند مانند فرزندان بنی هاشم فکر کنند و مثل آنها عمل کنند. مگر اینکه بفرمایید نیروی اراده قویتری در بنی امیه برای مقابله با ژن معیوب و تربیت نادرست آنها وجود دارد که بتوانند راه هدایت و کمال را مثل بنی هاشم طی کنند و به آنها برسند که ظاهراً شاهدی برای اثبات این مدعا وجود ندارد. [/SPOILER]البته از تمام قابلیت های این اراده مختصر باید استفاده کرد و در این بحث عقلی شکی نیست اما گستره جولان عقل و اختیار (بجز در موارد استثنا) بسیار بسیار محدودتر از آن چیزی است که شما فرمودید.

با تشکر فراوان.:Gol:

موضوع قفل شده است