جمع بندی بدی چرا بد است و خوبی چرا خوب؟

تب‌های اولیه

145 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

معلق;305737 نوشت:
آيا گرايش هايي مانند : قدرت طلبي، حس احترام، دانش دوستي ،رفاه طلبي و ميل به جنس مخالف در ذات خود بدند؟

باسلام و احترام
همانطور که شما و دوستان دیگر بیان نمودند، هیچ کدام از این امیال درونی شر و بد نیستند، بلکه سبب کمال آدمی هستند و لازمه این دنیا می باشند، منتها همه ی این قوا مانند قوه غضبیه، قوه شهویه، باید تحت قوه ی عاقله قرار بگیرند تا به تعادل برسند. اگر قوه شهویه که میل به شهوات دارد، نباشد، نه کسی برای بقای خود غذایی می خورد نه کسی تولید مثل می کند، بلکه چون میل به غذا درونشان وجود ندارد، یادشان می رود غذا بخورند و از بین می روند، و چون میل به جنس مخالف ندارند، ازدواج نکرده و نسل منقطع می شود منتها، هر کدام از این قوا جنبه افراط و تفریطی دارند که توسط قوه عاقله کنترل شده و آدمی با اختیاری که خداوند به او داده آن را کنترل نموده و با استفاده از فرامین اولیای الهی، بهترین را انتخاب می کند تا به کمال و سعادتی که برای او مدّنظر گرفته شده است برسد.
مثلا میل به قدرت، امر بدی نیست، بلکه نشأت گرفته از میل به کمال و سعادت است که خداوند در انسان قرار داده است، منتهی عده ای آن را در مسیر غلط استفاده کرده و برای کسب قدرت در همین دنیا و تسلط بر سایرین استفاده می کنند درحالیکه می توانند آن را هدایت کرده و به قدرت حقیقی، یعنی خدایی شدن برسانند.[/][/][/]

[="Tahoma"][="Green"][="2"][="3"][="DarkGreen"]

معلق;305737 نوشت:

آيا گرايش هايي مانند : قدرت طلبي، حس احترام، دانش دوستي ،رفاه طلبي و ميل به جنس مخالف در ذات خود بدند؟
اگر بد نيستند بايد به دنبال منشاء ديگري براي ميل به گناه بود

سلام

این مطالب جزئ غریزه انسان اند اگر به پست قبلیم نظر کرده باشید گفتم که اصلا بدی وجود ندارد در صورتی که بدی همان سلب نیکی است(خیر)
مثلا وقتی سالمیم سلامتی از ما سلب می شود می شود بدی

و الا یک تعریف جدای از خیر نیست!

اما این خواسته ها اگر در جای خیر استفاده نشوند و موجب ایجاد خیر(سلب عمل خیر یا سلب خیر) شوند بدند و نا میمون

مثلا
قدرت طلبي
اگر این قدرت طلبی در جایی که حق کسی ظایع می شه مثلا قدرت طلبی ظالم بر مظلوم نا مبارک و شر است

اما همین در هنگام جهاد با دشمن و تلاش بر غلبه بر دشمن بخصوص در راه اللهی برای اهل ایمان خیر و خوبی است

البته در حد اعتدال و همین طور میل به جنس مخالف اگر در راستای همسر گزینی و ارضا همسر و ارامش او باشد میمون و اگر نه نا میمون می شد

چرا که این راه باعث خیرات فراوانی است!

و نفس انسان هموراه ادمی را به بدی دعوت می کنه که منظورم این بود!:Gol:[/][/][/][/][/]

کبوتر حرم الزهرا;305786 نوشت:
اما این خواسته ها اگر در جای خیر استفاده نشوند و موجب ایجاد خیر(سلب عمل خیر یا سلب خیر) شوند بدند و نا میمون

چه چيزي عامل اين ميشود كه خواسته ها و گرايش هاي فطري سر جاي خود قرار نگيرند و
منحرف شوند؟
اگر قبول كنيم كه محروميت ها ،تبعيضها و ناداني هايي كه توسط اجتماع به انسان تحميل ميشوند
از جنس «وجود،عدل و حق» نيستند، بايد بپذيريم كه«زندگي اجتماعي ناعادل» مهمترين عامل انحراف از كمال انساني براي عموم انسانها است

اگر اشتباه ميكنم تصحيح بفرماييد

کبوتر حرم الزهرا;305786 نوشت:
اما این خواسته ها اگر در جای خیر استفاده نشوند و موجب ایجاد خیر(سلب عمل خیر یا سلب خیر) شوند بدند و نا میمون

چه عاملي باعث ميشود خواسته ها و گرايش هاي ذاتي در جاي خودش قرار نگيرد؟

معلق;305076 نوشت:
سلام به معنای واقعی بدی چرا بد است و خوبی چرا خوب است؟ چه چیری ملاک بد یا خوب بودن اعمال و خواسته های ما می باشد؟

سلام
انسان یک موجود پیچیده در نظام حیرت انگیز عالم است که ساختار وجودیش اورا به راههای سلامت هدایت می کند(خلق کال شی ثم هدی هرچیزی را خلق و سپس هدایت نمود ) در عین حال او موجود تاثیرپذیری هم هست ( اما شاکرا و اما کفورا یا سپاسگزار یا کافر به حقایق و نعم الهی است) لذا ممکن است این ساختار دچار آسیب و در حرکتش ایجاد انحراف شود
پس آنچه که با ساختار فطری و الهی انسان متناسب است خوب است و چیزی که برای این ساختار مضر است بد است . عقل انسان تا حد زیادی برای فهم بد و خوب کافی است ( فالهمها فجورها و تقواها به انسان انحرافات و پرهیزها را الهام نمود ) اما در مراتبی و بخصوص وقتی فرد دچار انحراف و آسیب شده دین معیارها رابیان می فرماید
والله الموفق

[="Tahoma"][="Green"][="2"][="3"][="darkgreen"]

معلق;305914 نوشت:
چه چيزي عامل اين ميشود كه خواسته ها و گرايش هاي فطري سر جاي خود قرار نگيرند و
منحرف شوند؟

سلام

عوامل گوناگونی می تواند موجب این کار بشه چه داخلی و چه بیرونی

بیرونی جامعه فاسد و عدم شنیده شدن صدای حق
و درونی قوه شهوانی و نفس اماره
جامعه فاسد ادم رو به سمت گناه(سلب ثواب) سوق می دهد
و توجه به نفس اماره نیز ادمی را حتی در جامعه سالم به سمت گناه سوق می دهد
که خداوند متعال با قرار دادن قوه عقل که در ازادی است و نه در اسارت شوهت و 2 قوای دیگر
و حاکم بر 3 قوه شهوت ، وهم(تخیل) و غضب و حکم پیامبر درون را ایفا می کند و همچنین فرستادن انبیا و رسل و اوصیا و اولیا و مومنین کمک می کند تا این جامعه فاسد و نفس اماره کنار زده شود که اینجا اختیار انسان نقش ایفا می کند که خودش رو به کدام دسته مایل کند خیر یا سلب خیر؟(گناه)
[/][/][/][/][/]

[="Tahoma"][="Green"][="2"][="3"]

معلق;305914 نوشت:
اگر قبول كنيم كه محروميت ها ،تبعيضها و ناداني هايي كه توسط اجتماع به انسان تحميل ميشوند
از جنس «وجود،عدل و حق» نيستند،

این بسته به زاویه دید انسان ها دارد

من از این زاویه می نگرم ببینید نظرتان چیست؟

هیچ شری در عالم وجود ندارد و شر همان سلب خیر است همان سلب خیر در جای خویش می تواند موجب خیرات فراوان شود(البته نه همهی انها)

مثلا اگر در جامعه ایی بدنیا بیایی که گناه در ان رواج دارد اگر خودت را حفظ کنی و کمک کنی تا جامعه ات اصلاح شود

برای تو خیر است و شر نیست که این کار با کمک قوه عقلیه که فرمان به خیر می دهد امکان پذیر است

و چون این امکان وجود داره پس خیر هم می تونه باشد(چون راه انتخاب خیر همیشه باز است)

معلق;305914 نوشت:
بايد بپذيريم كه«زندگي اجتماعي ناعادل» مهمترين عامل انحراف از كمال انساني براي عموم انسانها است

پس اگر زاویه دید خودم رو بخواهم بگویم

میشه مهم ترین عامل خود انسان است!!

چون حتی اگر جامعه بد باشد با رجوع به فطرت خویش و تعقل سلیم می تواند حقیقت را کشف کرده و به دنبال آن برود

:Gol:

که جامعه فاسد و نامناسب در درجه دوم قرار دارند
مگر صدای حق را کامل نشوند و مقصر نباشد که خدا در مورد ان حکم می کند:Gol:[/][/][/][/]

کبوتر حرم الزهرا;305934 نوشت:
عوامل گوناگونی می تواند موجب این کار بشه چه داخلی و چه بیرونی

سلام به نظر من اگر قبول كنيم كه محروميت ها ، جهل ها و تبعيض هايي را كه جامعه به فرد تحميل مكند
از جنس «وجود،عدل و حق» نيستند بايد بپذيريم كه مهمترين عامل انحراف از كمال و حق در عموم انسانها
«زندگي اجتماعي ناعادل» مي باشد. يعني مهمترين عامل بيروني است نه دروني .
اگر اشتباه ميگويم تصحيص بفرماييد

کبوتر حرم الزهرا;305938 نوشت:
جامعه فاسد و نامناسب در درجه دوم قرار دارند

به نظر من در مورد عموم انسانها اينطور نيست ، چرا كه از نظر تجربي ثابت شده نياز هاي متعالي در عموم و اكثر انسانها در گرو نياز هاي بنيادين است و از اين جهت است كه دين اسلام روي مسئله عدالت تاكيد دارد و آن را زيربناي سعادت ميداند
و همچنين در مورد ظهور امام زمان شنيده ايم كه از اولين اقدامات ايشان براندازي ظلم و برپايي عدل و آزادي است.

اصرار دين بر عدالت اجتماعي و اقتصادي وغيره.. و همچنين پذيرفتن«پاك بودن گرايش هاي ذاتي»
اين نتيجه را ميرساند كه : كار از تضاد عالم بيرون با درون خراب است

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

معلق;305916 نوشت:
چه عاملي باعث ميشود خواسته ها و گرايش هاي ذاتي در جاي خودش قرار نگيرد؟

با تشکر از همکاری دوستان و جوابهای خوبشان
جهت جمع بندی بخشی از بحث مطرح شده ذکر می کنم که:
سه عامل باعث می شود که گرایش های آدمی در جای خود قرار نگیرد: 1. هواهای نفسانی(نفس امّاره) 2. محیط اجتماعی. 3. سوء اختیار و انتخاب. قسم سوم، از سایر گزینه ها شدیدتر است. زیرا موارد فراوانی در تاریخ رخ داده که علی رغم هواهای نفسانی که غالب می شوند و علی رغم فساد اجتماعی، افرادی بوده اند که با حسن انتخاب و تعقل، توانسته اند، موجبات هدایت خود را فراهم سازند.
معلق;305941 نوشت:
ه نظر من اگر قبول كنيم كه محروميت ها ، جهل ها و تبعيض هايي را كه جامعه به فرد تحميل مكند از جنس «وجود،عدل و حق» نيستند بايد بپذيريم كه مهمترين عامل انحراف از كمال و حق در عموم انسانها «زندگي اجتماعي ناعادل» مي باشد.

منظورتان را از سه کلمه «وجود، عدل و حق» را ذکر بفرمایید. بنده منظورتان را از رابطه این سه کلمه که کنار هم آورده اید متوجه نمی شوم.
معلق;305956 نوشت:
اصرار دين بر عدالت اجتماعي و اقتصادي وغيره.. و همچنين پذيرفتن«پاك بودن گرايش هاي ذاتي» اين نتيجه را ميرساند كه : كار از تضاد عالم بيرون با درون خراب است

کمی جملاتتان گنگ است، لطفا بیشتر توضیح بفرمایید، روشن تر بیان کرده و از کلمات راحت تری استفاده کنید تا دوستان بهتر بفهمند و دیگران نیز بحث را دنبال کنند.[/][/][/]
موضوع قفل شده است