جمع بندی ایراداتی بر شهود عرفانی

تب‌های اولیه

46 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ایراداتی بر شهود عرفانی

با عرض درود و تحیت
م:اگر فردی ادعایی مبنی بردانستن انتگرال کند ولی اعمال ضرب و جمع منها و تقسیم را نداند،مبرهن است که از اساس حرف اشتباهی را زده،با این مقدمه باید گفت با نشان دادن اشتباهات علمی و ملموس فردی چون ابن عربی که قطب شهودات اسلامیست و به تعبیر قاضی از کاملین میباشد و شخصیت های بسیاری چون حسن زاده،طباطبایی خمینی ،صدرا و.. ذوب در او هستند سنگ بنای این شهودات را دچار واپاشی میگرداند و به طریق اولی فرعیات استوار بر اینان نیز دچار سرنوشتی مشابه خواهند شد

ب:به عنوان مثال فردی پیشزمینه ای دارد مبنی بر زمین تخت بودن،ادعایی مشابه حسن زاده نماید و بگوید از پیامبری بوسه‌ای گرفته و در این اثنا چشمه های معرفت بر دهانش جاری شده و چون ابن عربی بگوید بر انفس ها سیری کرده و مراتب عوالم را یکایک طی نموده و در جانها نظری افکنده و اغیان ثابته افراد که دچار خوشبختی یا شقاوت میشود میخواند و در جهان ها سیر میکند،چونان ملاصدرا استخانی در گلو گیر کرده به مخالفت هواهای نفسانی میپردازد و از سفیهان!یا عوام!! فاصله میگیرداگر بگوید زمین ثابت و تخت است،مخاطب چون علمیون میگوید به جای شهودات،دچار توهمات گشته چرا که ادعای دانستن مواردی را میکند که از این علم ساده،سخت تر است و مجرای راستی آزمایی برای حرف هایش را نداده است،و در همان علم ساده نیز دچار اشتباه شده است
مشخص است هر چه را که دیده توهم بوده،و گفتن این حرف ها که من برای دانستن این موارد سختی هایی چنین کشیده ام تا ارزشی بر گفتارش بدهد حرف های پهلوان پنبه ایست،چون از دو موضوع که هیچ سنخیت و رابطه ای ندارد سو استفاده میکند،
خوشبختانه افرادی چون سهروردی فارابی شیخ الرئیس و ابن عربی مواردی را که منشاء علمی دارد در شهودات خویش وارد کرده اند،ازین رو با نمایان ساختن نادرستی این موارد علمی،کل فلسفه منوط بر آن نیز دچار واپاشی میشود

ن:این موارد را گفتیم تا به شهود عارفان ،که در آن مواردی با قابلیت راستی آزمایی علمی آمده بپردازیم
یرای شروع از کارشناس محترم خواستارم،تا تمام مطالبی را که رفقای نامبرده(فعلا ابن عربی)،در زمینه افلاک و مراتب پیدایش زمین و کیهان نگاشته اند را مرقوم فرمایند،اگر به این موارد دسترسی نداشته یا ندارند،خودمان در طول تاپیک آنهارا قرار میدهیم

با تشکر@};-

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد حافظ

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم

hessam78;976325 نوشت:
این موارد را گفتیم تا به شهود عارفان ،که در آن مواردی با قابلیت راستی آزمایی علمی آمده بپردازیم
یرای شروع از کارشناس محترم خواستارم،تا تمام مطالبی را که رفقای نامبرده(فعلا ابن عربی)،در زمینه افلاک و مراتب پیدایش زمین و کیهان نگاشته اند را مرقوم فرمایند،اگر به این موارد دسترسی نداشته یا ندارند،خودمان در طول تاپیک آنهارا قرار میدهیم

قبل از شروع بحث و به منظور استمرار روند بحث لازم است آیین‌نامه‌ این تاپیک مطالعه شود:
- انگیزه‌ افرادی که در این تاپیک به عنوان منتقد ظاهر می‌شوند، تنها و تنها کشف حقیقت و کسب علم باشد نه جدال با طرفداران عرفان و عارفان؛ زیرا، در صورتی که انگیزه‌ی اصلی‌، مبارزه با اهل عرفان باشد، دیگر جایی برای دلیل‌آوری از جانب طرف مقابل نخواهد ماند و اساسا مستندات و ادله طرف مقابل شنیده نخواهد شد در نتیجه حق و حقیقت پنهان خواهد ماند.
- به بزرگان از عارفان توهین نشود؛ در مورد آنان طعنه و تعابیر کنایه‌آمیز به کار برده نشود؛ بلکه با همان عناوینی که در جامعه‌ی علمی و دینی از آنان یاد می‌شود از آنان یاد شود؛ به عنوان مثال به جای به کار بردن عنوان «قاضی» از عنوان محترمانه‌تری استفاده شود؛
- مباحث به صورت منظم و یکی یکی پی‌گیری شوند و از ارائه‌ی انبوه شبهات و ایرادات متعدد در یک مجلس به منظور غوغاسالاری و جوسازی بر علیه عرفان و عارفان جدا خودداری کنید. روشن است کسی که چنین عملکری دارد، ظاهرش با باطنش همخوانی ندارد؛ در باطن، انگیزه‌ای جز زمین زدن پشت طرف مقابل ندارد ولی در ظاهر، قیافه‌ی شخص جویای حق و حقیقت به خود گرفته است.
پس ابتدا یک شبهه را مطرح کنید و تا به جواب نرسیده‌اید از طرح شبهه دیگر خودداری کنید.
علت قرار دادن این شروط برای این تاپیک، عمل به اخلاق اسلامی است که به عنوان یک مسلمان ملزم به رعایت آنیم.
در صورت عدم رعایت شروط فوق، تاپیک بسته خواهد شد و ممکن است در ادامه، تاپیک به صورت یکطرفه اداره شود.

سؤالی که به عنوان اولین سؤال به آن می‌پردازیم این است که عارفان فرضیه‌هایی در مورد علوم طبیعی یا تجربی که مخالف با دستاوردهای جدید علمی است ارائه داده‌اند؛ آیا این (عدم درستی این نظرات) حاکی از بی‌ارزش بودن دیگر شهوداتشان (همه شهوداتشان) نیست؟
مطالبی که عارفان در کتب خود منعکس کرده‌اند در یک تقسیم، دو دسته است؛ یک دسته از مطالب مستند به شهود آنان است ولی دسته دیگر از مطالب اساساً مستند به شهود آنان نیست؛ بلکه مستند به اطلاعات آنان از علوم حصولی روز است.
حتی آن مواردی که مستند به شهود است نیز گاهی با عنصر تطبیق و ترجمه همراه شده که در این تفسیر (تطبیق و ترجمه) اطلاعات آنان از علوم حصولی روز دخالت داشته اند.
پس این اول کلام است که مثلا چه مقدار از این فلکیاتی که جناب ابن‌عربی در کتابهای خود بیان کرده، مستند به شهود وی است؟
اینچنین نبوده که مثلا شخص ابن‌عربی، از علوم تحصیلی و حصولی بی‌اطلاع بوده باشند؛ یا به این علوم بی‌اعتنا بوده باشند؛ در زمینه‌ی فقه، کلام و علوم تجربی مطلع بوده‌اند و بعضا نظراتی که می‌داده‌اند بر آمده از این اطلاعات حصولی بوده است.
مواردی از قبیل تعیین جایگاه «فلک منازل، فلک اطلس، فلک قمر و کرة التراب و کرة الماء ... » از همین موارد تطبیقی است که از علوم تجربی آن زمان متأثر بوده اند. ر.ک: شرح فصوص قیصری، ص 543.
منتهی کاری که هنوز انجام نشده این است که باید دید کدام قسمتهای کتابهایشان از این دست است.
ثانیا، محققین در علم عرفان نظری، یک دغدغه اصلی داشته اند که نباید از نظر دور داشت و آن حل و فصل مسئله‌ی توحید و مباحث مربوط به آن از قبیل ربط کثرت به وحدت و تبیین کلی نظام عالم و همچنین انسان کامل و تأویل آیات و احادیث ناظر به معارف و مباحث ناظر به معاد و قیامت و ... .
در این میان، یک مباحثی به طور استطرادی مطرح شده که فرع بر آن مباحث اصلی محسوب می‌شود و خوانندگان نباید این مباحث را اصل انگاشته، بر مبنای آن، پیرامون همه مطالب آنان به قضاوت بنشینند.
اساسا، داعیه‌ی عارفان، کشف قوانین تجربی و یا قوانین فلکی نبوده است. هیچ کجا عارفی چنین ادعایی نداشته که من قوانین تجربی را شهود کرده‌ام. هر چه بوده، مشاهدات اسمائی و توحیدی و ناظر به عوالم فرا ماده است.

مقام دیگر بحث این است که شما به اصل شهود ایراد می‌گیرید؟ یا به شهود شخص خاص؟
اگر به اصل شهود ایراد می‌گیرید که اصل دین زیر سؤال خواهد رفت زیرا تلقی وحی توسط پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از همین طریق بوده است؛
اگر با شهود شخص خاصی مشکل دارید؛ خب مختارید که به آن اعتنا نکنید و برای اعتنا کردن به آن نیازمند به حجت می‌باشید.
اما دیگر حق مداخله در عملکرد دیگرانی مانند مرحوم آیت‌الله قاضی و حضرت امام ره و ... ندارید؛ زیرا این که شما به حجتی دست نیافته‌اید دلیل بر آن نیست که آنان نیز در استنادشان به این شهودات، دستشان از حجت کوتاه بوده است.

در علم عرفان نظری، ملاکهایی برای حجیت شهود بیان شده است که اگر بخواهید می‌توان به این بحث پرداخت.
به هر حال علم عرفان برای خود دارای «میزان» است و اینچنین نیست که به صرف این که فلان عارف یک مطلبی را به شهود خود مستند کرده باشد،‌ لازم الاتباع باشد بلکه تا با این میزان محک زده نشود، حق اعتنا به آن را نداریم.
به تعبیر دیگر، متخصصانِ در علم عرفان نظری، صاحبان شهود و مکاشفه را معصوم از خطا تلقی نمی‌دانند بلکه سخن آنان را با میزان علم عرفان می‌سنجند و در صورت منطبق نبودن بر معیارها و ملاکها، آن را رد می‌کنند.
این مطلب در برخی اعتراضات و نقدهای علمی برخی عارفان معاصر نظیر حضرت امام (ره) به جناب ابن‌عربی مشهود است.

باسمه البصیر

عرض سلام و ادب و تشکر از توضیحات حضرتعالی

حافظ;976968 نوشت:
پس این اول کلام است که مثلا چه مقدار از این فلکیاتی که جناب ابن‌عربی در کتابهای خود بیان کرده، مستند به شهود وی است؟

روش علمی چنین نقدی آن است که مستشکل،موارد اشکال را جزء به جزء بررسی کرده و با دلیل و برهان ردّ نماید

بنابراین بهتر نیست ابتدا استارتر گرامی موضوع افلاک ابن عربی را مستقلا با نظریات جدید علمی تطبیق داده

موارد اشکال را به وضوح طرح نموده و نقد خویش را بیان نمایند؟

حافظ;976968 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم

درود گرامی
ضمن عرض پوزش بابت تاخیر

حافظ;976968 نوشت:
سؤالی که به عنوان اولین سؤال به آن می‌پردازیم این است که عارفان فرضیه‌هایی در مورد علوم طبیعی یا تجربی که مخالف با دستاوردهای جدید علمی است ارائه داده‌اند؛ آیا این (عدم درستی این نظرات) حاکی از بی‌ارزش بودن دیگر شهوداتشان (همه شهوداتشان) نیست؟

حافظ;976968 نوشت:
حتی آن مواردی که مستند به شهود است نیز گاهی با عنصر تطبیق و ترجمه همراه شده که در این تفسیر (تطبیق و ترجمه) اطلاعات آنان از علوم حصولی روز دخالت داشته اند.

حافظ;976968 نوشت:
پس این اول کلام است که مثلا چه مقدار از این فلکیاتی که جناب ابن‌عربی در کتابهای خود بیان کرده، مستند به شهود وی است؟

حافظ;976968 نوشت:
مواردی از قبیل تعیین جایگاه «فلک منازل، فلک اطلس، فلک قمر و کرة التراب و کرة الماء ... » از همین موارد تطبیقی است که از علوم تجربی آن زمان متأثر بوده اند. ر.ک: شرح فصوص قیصری، ص 543.

جواب این موارد را عرض کرده ام کسی که ادعای انتگرال گیری میکند ضرب و جمع را به درستی میداند فردی در چند سال گذشته ادعا کرده با وسیله ای فضا رفته و میگوید خورشید دور زمین میچرخد مشخص است فضا رفتنش از جنس مواد بوده و نه کشف حقیقت
اگرچه این حرف ها در توضیحات خود ابن عربی رد شده است همان اول فصوص و فتوحات و..
ابن عربی در فتوحات میگوید که نه بار در آسمان سیر کرده و به معراج رفته است
فردی به معراج رفته ولی در فهم سماوی وی اشتباهات فاحشی است
در فصوص الحکم ادعا می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای نوشتن این کتاب به او امر کرده است
خداوند تعالی این کتاب را به دست ما ترتیب داد، پس ما آن را رها کردیم و در آن نظر و عقل خود را داخل نکردیم.
محیی‌الدین کتاب «فتوحات» را در مکه نوشت، و سپس تمام اوراق آن را بر روی سقف کعبه پهن کرد و گذاشت یک سال بماند تا به واسطه باریدن باران، اگر مطالب باطلی در آن است شسته شود و محو گردد، و حق از باطل مشخص شود. پس از یک سال باریدن بارانهای پیاپی و متناوب، وقتی که اوراق گسترده را جمع نمود مشاهده کرد که حتی یک کلمه هم از آن شسته نشد
خب این موارد ردیه جملات شما بود
اما تمایل دارم فعلا دو مثال هم بزنم
[SPOILER][/SPOILER]علی رغم آنچه گفتم به جای تفسیر و توجیه متن عینی فرد را قرار دهید اکثرنوشتارتان به دلیل آوری ختم شد ،هر چند که مدعی ما در پاره نخست این جستار که مرقوم نمودید ثابت شد(مواردی از قبیل...)
خب یک مورد را که خودتان فرمودید متاثر بوده
نظريه بطلميوس (1)
اين دانشمند براى توجيه وضع عالم بالا نظريه «افلاك نه گانه» را اظهار داشت. و گفت: «زمين مركز عالم است و هر يك از ستارگان در وسط فلك شفافى قرار گرفته، همراه آن به دور زمين مى گردند.»
افلاک که در کتب هایش اشاره کرده موردی را قرار دادم
،مورد دوم را من اقامه میکنم
که تضادش با علم واضح است
از جهت ترتیب خلقت آفرینش زمین مقدم بر آفرینش آسمان های هفت گانه است
فتوحات مکیه
ج2، ص 441؛ ج1، ص 140؛ همو، عقله المستوفز، ص 78-74

خب این مورد واضح است که ابتدا گیتی و آسمان بوده ،سپس زمین خلق شده است
وناقض آشکار بیگ بنگ است

برای دوستانی که ممکن است آشنایی نداشته باشند مطالبی از ویکی پدیا قرار میدهم
سن جهان بر پایه مدل استاندارد نظریه مهبانگ، ۰٫۰۲۱ ± ۱۳٫۷۹۹ میلیارد سال تخمین زده می‌شود
نزدیک به ۴٫۵۴ میلیارد سال
(به صورت دقیق تر ۰٫۰۰۰۶ ± ۴٫۵۶۷۲ میلیارد سال) پیش زمین به وجود آمده
تقدم خلقت آسمان و جهان بر زمین

ادعاهای بزرگ شواهد بزرگی میطلبند..

hessam78;977873 نوشت:
اگرچه این حرف ها در توضیحات خود ابن عربی رد شده است همان اول فصوص و فتوحات و..
ابن عربی در فتوحات میگوید که نه بار در آسمان سیر کرده و به معراج رفته است
فردی به معراج رفته ولی در فهم سماوی وی اشتباهات فاحشی است
در فصوص الحکم ادعا می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای نوشتن این کتاب به او امر کرده است
خداوند تعالی این کتاب را به دست ما ترتیب داد، پس ما آن را رها کردیم و در آن نظر و عقل خود را داخل نکردیم.
محیی‌الدین کتاب «فتوحات» را در مکه نوشت، و سپس تمام اوراق آن را بر روی سقف کعبه پهن کرد و گذاشت یک سال بماند تا به واسطه باریدن باران، اگر مطالب باطلی در آن است شسته شود و محو گردد، و حق از باطل مشخص شود. پس از یک سال باریدن بارانهای پیاپی و متناوب، وقتی که اوراق گسترده را جمع نمود مشاهده کرد که حتی یک کلمه هم از آن شسته نشد
خب این موارد ردیه جملات شما بود

سلام بر شما؛
ضمن آن که لطف می‌کنید و مطالب را مستند به آدرس دقیق کتاب‌ها بیان می‌فرمایید، از مطالب بعدی تان چیزی دستگیرم نشد خیلی نامنظم طرح شدند.

حافظ;977929 نوشت:
سلام بر شما؛
ضمن آن که لطف می‌کنید و مطالب را مستند به آدرس دقیق کتاب‌ها بیان می‌فرمایید،

سلام بر شما مطالب معروفیست

اگر ندیده اید رفرنسش را قرار میدهم

hessam78;977873 نوشت:
ابن عربی در فتوحات میگوید که نه بار در آسمان سیر کرده و به معراج رفته است

ر.ک: کتاب الإسراء الی مقام الإسری سال 1367 ه.ق متضمّن رسائل ابن عربی


hessam78;977873 نوشت:
در فصوص الحکم ادعا می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای نوشتن این کتاب به او امر کرده است

http://wikifeqh.ir/%D9%81%D8%B5%D9%88%D8%B5_%D8%A7%D9%84%D8%AD%DA%A9%D9%85_(%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C)

hessam78;977873 نوشت:
خداوند تعالی این کتاب را به دست ما ترتیب داد، پس ما آن را رها کردیم و در آن نظر و عقل خود را داخل نکردیم.

ر.ک: فتوحات مکیه ج 13 ص 450، 451 تحقیق ابراهیم مدکور و عثمان یحیی

hessam78;977873 نوشت:
محیی‌الدین کتاب «فتوحات» را در مکه نوشت، و سپس تمام اوراق آن را بر روی سقف کعبه پهن کرد و گذاشت یک سال بماند تا به واسطه باریدن باران، اگر مطالب باطلی در آن است شسته شود و محو گردد، و حق از باطل مشخص شود. پس از یک سال باریدن بارانهای پیاپی و متناوب، وقتی که اوراق گسترده را جمع نمود مشاهده کرد که حتی یک کلمه هم از آن شسته نشد

توضیحات فتوحات
همچنین
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C
حافظ;977929 نوشت:
از مطالب بعدی تان چیزی دستگیرم نشد خیلی نامنظم طرح شدند.

با دقت وتامل بیشتر بازخوانی فرمایید حل میشود
باز هم اگر سوالاتی بود مطرح بفرمایید
ابن عربی گفته خلقت زمین متقدم است بر آسمان است ، آسمان و گیتی هم در علم واضحا پیش از زمین خلق شده اند
این مطلب سخت است؟الان باید شرایط منطقی را توضیح دهم؟تا با نظم شود؟در جمله بالا ماده استدلال اولی مستند به ابن عربی و دومی به علم است
تناقض وجود دارد یا علم اشتباه گفته یا ابن عربی
ر.ک منطق نظری سوم دبیرستان

مضافا بر این شما فرمودید میتواند اشتباهاتی در فتوحات و فصوص در این باره کرده باشد،در صورتی که گقتم ایشان به معراج رفته اند ودر آسمان ها سیر داده شده اند،آنوقت تازه افلاک را میبینند آنهم 9 گانه!همچنین مطالبی را گفته،که در کتاب دچار خطا نشده است
اگر بگویید شده است ولی در کتابش بگوید نشده،معلوم است دروغی گفته است
واضحات را توضیح ندادم گفتم خودتان برداشت میکنید حتما
چند مثال بزنم با نظم بیشتری متوجه شوید
من در کتابم ادعا میکنم این مطالب را به دستور پیامبر نوشته ام در کعبه پخش کردم اگر خطا بود باران بشویدش ولی بعد میگویم کلمه ای از آن را نبرده است(برداشت منطقی که بر عهده شما گذاشتم این بود که ابن عربی ادعا کرده کتابش صحیح است)

حافظ;976968 نوشت:
مواردی از قبیل تعیین جایگاه «فلک منازل، فلک اطلس، فلک قمر و کرة التراب و کرة الماء ... » از همین موارد تطبیقی است که از علوم تجربی آن زمان متأثر بوده اند. ر.ک: شرح فصوص قیصری، ص 543.

و شما نوشتید متاثر از علوم آن زمان بودند(واضح است که قدیمی بودن مشکلی نیست،قضیه فیثاغورث هم قدیمیست کسی ایرادی نمیگیرد،اما متاثر از زمان بودن در اینجا یعنی دچار خطا شدن)
مجددا بازگو کنم،معلوم شد ابن عربی کتابش را خطاناپذیر میداند ولی در قضایای قابل برسی و نه تخیلات اشتباهش آشکار میشود
در نتیجه هر آدمی که مسائل ساده را اشتباه کند مسائل پیچیده را صد در صد اشتباه میکند
همان مثال انتگرال

واقعا شکر ...
اسک دین منو از بسیاری از وهمیات خارج کرد و میکنه ...

یه زمانی فکر میکردم که سوالات من جوابی دارند و اگر با یک کارشناس دین خبره صحبت کنم ؛ راضی میشم .
ولی بودن من در درون اسک دین و شنیدن سخن کارشناسان دینی به من ثابت کرد که سوالات من جواب ندارند .

و راه و مسیرم درست هست . آقا حسام از شما هم بسیار تشکر میکنم . سخنهای شما بارها و بارها منو از سر در گمی نجات داده ... مثلا من داستان های قاضی رو زیاد میخوندم و همیشه با خودم میگفتم که اینها راست هستند .

ولی بیانات شما در مورد ابن عربی و بیان جناب قاضی در مورد ابن عربی ... خوب برام روشنگر بود .

برای بار چندم ازتون تشکر میکنم .

باسمه اللطیف

حافظ;976968 نوشت:
سؤالی که به عنوان اولین سؤال به آن می‌پردازیم این است که عارفان فرضیه‌هایی در مورد علوم طبیعی یا تجربی که مخالف با دستاوردهای جدید علمی است ارائه داده‌اند؛ آیا این (عدم درستی این نظرات) حاکی از بی‌ارزش بودن دیگر شهوداتشان (همه شهوداتشان) نیست؟

استاد گرامی موضوع این است که اساسا وقتی مقدمات و ماده ی استدلالی غلط باشد

(که در استدلال استارتر مبنی بر فرو ریختن مبانی شهود عرفاء با کلی گویی که فرمودند)به روشنی هست،ابتدا باید صورت

و محتوای استدلال بررسی شده موارد مغالطه از برهان تمییز داده شود.

نکته بعد اینکه این نحو استدلال بیش از اینکه ردّ شهودات عرفاء باشد ردّ قوام مبانی علمی است چرا که بر اساس استدلال

جناب حسام دانشمندان زمان ابن عربی در تخت بودن زمین و مرکزیت آن اشتباه می کرده اند کما اینکه هم اکنون نیز مدعیانی

بین همین دانشمندان پیدا شده اند که زمین را مسطح می دانند:

https://windowscenter.net/نظریه-جدید-زمین-گرد-نیست-بلکه-مسطح-است

خب از کجا بدانیم که صد سال دیگر همین دانشمندان کدام یک از یافته های اسلافشان را ردّ می کنند؟

البته نمی خواهم بگویم دستاوردهای علمی بی پایه و اساسند بلکه عرضم این است که دود چنین مغالطاتی

بیش از اینکه در چشم عرفا برود به همان وزان در چشم تجربه گرایان خواهد رفت.

باسلام به همه

سوال جناب حسام سوال بنده هم هست
قرآن برای اثبات خودش مواردی رو اشاره کرده که با علوم تجربی قابل راستی آزمایی است مثل مراحل تشکیل جنین و نوزاد، سواد نداشتن پیامبر اسلام ،خبر از آینده یا اعجاز عددی

ولی چنین چیزی در شهودات و الهامات عرفا حداقل بنده سراغ ندارم

حبیبه;978083 نوشت:
کما اینکه هم اکنون نیز مدعیانی

بین همین دانشمندان پیدا شده اند که زمین را مسطح می دانند:

https://windowscenter.net/نظریه-جدید...�سطح-است

خب از کجا بدانیم که صد سال دیگر همین دانشمندان کدام یک از یافته های اسلافشان را ردّ می کنند؟

البته نمی خواهم بگویم دستاوردهای علمی بی پایه و اساسند بلکه عرضم این است که دود چنین مغالطاتی

بیش از اینکه در چشم عرفا برود به همان وزان در چشم تجربه گرایان خواهد رفت.


سلام
مطلبی که به ان رفرنس دادید قدیمی است.
یک دانشمند واقعی برای نشان دادن درستیه یک اصل یا نظریه و یا ناردستی ان دلایل منطقی و مدارک قابل قبول ارائه میکند.
در نتیجه هیچ دانشمند واقعی حتی شک هم نکرده زمین مسطح است بجز افرادی که کشیش هستند یبا گرایش به گفته های انان دارند و شاید همین افراد هم بنام دانشمند هم در بین مردم شناخته شده باشند.
در نتیجه اینکه بگیم مدام دستارودهای دانشمندان تجربی دچار تغییر شود و شک و شبهه هایی بوجود میاد فقط بخاطر اینکه نمیخواهیم قشری خاصی مثل عرفا پایین بیایند واقعا بی انصافی است!
حالا شما مقاله زیر رو بخوانید که ثابت کرده زمین نمیتواند مسطح باشد تا ببینید چرا نظریه مسطح بودن زمین نمیتواند قابل قبول باشد.بلکه فقط کروی بودنش قابل قبول است.ببینید اگر همون شک گرایان هم به این موارد دقت بیشتری میکردند جا داشت که هنوزم چنین افرادی پیدا شوند که در بدیهی ترین نظریه علمی شک کنند؟

http://gadgetnews.net/244476/%d8%a7%da%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%a8%d9%88%d8%af/

موضوع قفل شده است