جمع بندی اگر اسلام دین حق است، پس چرا این همه اختلاف و تکفیر و کشتار؟

تب‌های اولیه

86 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
اگر اسلام دین حق است، پس چرا این همه اختلاف و تکفیر و کشتار؟

با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان ضمن حفظ امانت، جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم، با نام کاربری "مدیر ارجاع سؤالات" درج می شود:


نقل قول:


یک شخص بی دین در رد اسلام و خصوصا مذهب شیعه چنین استدلال می کند:

مذاهب مختلف اسلامی مثل شیعه های دوازده امامی، وهابیون، پیروان امام احمد الحسن یمانی به شدت با همدیگه در تعارض هستند و برای رد کردن و کوبیدن و زیر سوال بردن اساس همدیگه کتابها و مقالات زیادی نوشته اند و سخنرانی های فراوان انجام داده و می دهند، و سعی می کنند همدیگه رو کافر، منحرف، باطل، یا دست نشانده آمریکا و انگلیس و غیره معرفی کنند.
اما همه این گروه ها داخل خودشون به صورت آتشین غیرت و تعصب خدا و اسلام رو دارند. هر کدوم شون مداوما و به شکل خستگی ناپذیر دم از خدا پرستی و حقانیت می زنند و از جهان ذهن ساخته ای صحبت می کنند که خداشون بهشون وعده داده که بعد از مرگ بهش ورود پیدا خواهند کرد.

اگه واقعا این مدعیان خدا و نبوت و جهان پس از مرگ، به یه حقیقت و منبع با ارزش باور دارند، پس چرا اینهمه با همدیگه اختلاف نظر جدی دارند؟
چرا اینهمه با هم ستیز دارند تا جایی که حکم مرگ همدیگه رو صادر می کنند؟
اگه منبع مورد ستایش شون حقانیت داشت پس قاعدتا اینهمه جنگ و ستیز نمی کردند و حرف حق اگر واقعا حق بود می تونست اونا رو به یه نقطه مشترک برسونه که نه تنها همچین اتفاقی نیفتاد بلکه چشم اندازش هم وجود نداره و تو برخی موارد، اختلافات شون در حال پررنگ تر شدن هم هست.
پس برای اینکه به نتیجه گیری عقلانی برسیم ابتدا روح این تفکر رو شناسایی کنید و سپس به اصل و اساسش شک کنید؛ در عقلانی ترین حالت ممکن خواهید توانست که اصل و اساسش رو رد کنید.


با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید

:Gol:

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد مسلم

[TD][/TD]

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

مدیر ارجاع سوالات;993367 نوشت:
یک شخص بی دین در رد اسلام و خصوصا مذهب شیعه چنین استدلال می کند:
مذاهب مختلف اسلامی مثل شیعه های دوازده امامی، وهابیون، پیروان امام احمد الحسن یمانی به شدت با همدیگه در تعارض هستند

برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:

اختلاف درونی یک دین باعث نمیشود که ما تمام طرفین را بر باطل بدانیم! مثلا امروز بین پزشکان هم در بین خودشان در برخی موارد اختلاف نظر وجود دارد، آیا این اختلاف نظر یعنی اصل پزشکی انحراف است، و همه ی آنها بر باطل هستند و نظر هیچ کدام درست نیست؟!
آیا در بین کسانی که خدا را قبول ندارند اختلافی نیست؟ صدها مکتب وجود دارد که هیچ کدام خدا را باور ندارند، اما در کیفیت تعریفشان از دنیا اختلاف نظرهای جدی وجود دارد. پس خداناباوری هم اشتباه است.

نکته دوم:

حساب شیعه و سنی را باید از حساب وهابیت و جریان احمدالحسن و مانند آن جدا کرد.
بین شیعه واقعی و اهل سنت واقعی اختلافی نیست، نه یکدیگر را تکفیر می کنند، و نه قتل و کشتار؛ شما ببینید در برخی شهرها با هم ازدواج می کنند و رفتارشان کاملا برادرانه است؛ ایران همان طور که از لبنان شیعه حمایت می کند، از فلسطین سنی هم حمایت می کند.

این حُسن رفتار در متون دینی ما هم وجود دارد، همان طور که در روایت داریم معلی بن خنیس می گوید نیمه شب امام صادق(ع) با با یک کیسه دیدم که به دوش می کشید،ایشان را تعقیب کردم متوجه شدم نیمه های شب به صورت ناشناس برای فقرای اهل سنت نان می برد، (الکافی، ج4، ص9) خب اگر امام(ع) قصد داشت از این حرکت بهره برداری سیاسی بکند خودش را معرفی می کرد، در حالی که مخفیانه کمک می کرد یعنی اینکه حقیقتا همه مسلمانان را برادر می دانستند.

اما حساب وهابیت و جریان احمد الحسن جداست، اینها نه تنها با شیعه، بلکه با اهل سنت هم مشکل دارند، یعنی اقلیتی هستند که با تمام اسلام مشکل دارند؛ این فرقه ها واقعا دست نشانده ی غرب هستند برای اینکه جلوی رشد اسلام را بگیرند، این را هم ما نمیگوییم که بگویند مسلمانان یکدیگر را متهم میکنند که دست نشانده آمریکا هستند، هم ترامپ در سخنرانی های انتخاباتی خودش این را به دولت اوباما نسبت داد، و هم خود خانم هیلاری کلینتون وزیر سابق خارجه آمریکا و مشاوران ارشد امنیتی چون گوردون داف اعتراف کرده اند که ما به بیش از 60 کشور دنیا مسافرت کرده ایم تا داعش را به وجود آوریم، آیا این اعتراف خودشان کافی نیست برای اینکه بدانیم داعش و وهابیت فرقه ای اسلامی نیست، و فقط ایجاد شده تا بین مردم نسبت به اسلام ایجاد نفرت کند؟

نباید به این سادگی فریب بخوریم، وگرنه من مثلا می توانم برای تخریب اسلام یک مکتب به ظاهر اسلامی درست کنم که به کشتار دیگران مشغول شوند، خب انسان های آگاه باید بفهمند که این مکتب، یک مکتب ساختگی است، خود سازندگان آن دارند اعتراف می کنند، این مکتب ربطی به اسلام ندارد. این مردم هستند که باید عاقل باشند.

وگرنه کجای اسلام اجازه داده شده که کودکان بی گناه کشته شوند؟ حتی اگر شیعیان کافر باشند کجای اسلام اجازه داده شده در مسیر رفت و آمد کافران بمب گذاشته شود تا بی گناه و گنهکار، بچه و بزرگ کشته شوند؟ رفتارهای این جریان ها به قدری اسلام ستیزانه است که هم شیعه و هم اهل سنت این جریان ها را خارج از اسلام می دانند.

شیعه هیچ مذهبی از مذاهب اهل سنت را تکفیر نکرده است، و حتی منحرفینی چون وهابیت و پیروان احمدالحسن را تا زمانی که دست به اقدام عملی نزنند و به کشتار مشغول نشوند کاری با آنها ندارد. یعنی علی رغم اینکه فتواهای مختلف از علمای وهابی عربستان صادر شده است که کشتن شیعیان جایز است، اما حتی یک فتوای متقابل از سوی مراجع شیعه صادر نشد که کشتن وهابیان جایز است...!

نکته سوم:

اسلام یک برنامه است، نه یک مربی! اگر یک مربی بچه هایی را که قرار است تربیت کند خوب تربیت نکرده باشد حق داریم از او سوال کنیم و حق داریم آن را زیر سوال ببریم؛ اما اگر یک برنامه را به یک عده دادیم و خوب تربیت نشدند نمی توانیم آن برنامه را زیر سوال ببریم، چون ممکن است به آن برنامه عمل نکرده باشند.

اسلام فقط یک برنامه است، بنابراین برای قضاوت در مورد اسلام باید به خود دستورات آن نگاه کرد، نه رفتار مسلمانان؛ ممکن است اسلام برنامه خوبی باشد اما مسلمانان به آن عمل نکرده باشند. بنابراین اگر روزی تمام مسلمانان هم به جان هم افتادند، باز هم دلیل بر باطل بودن اصل اسلام نیست! آیا کسانی که خدا را قبول ندارند اگر روزی تمامشان به جان هم بیفتند قبول می کنند که پس خدایی وجود دارد؟! روشن است که نه! می گویند دعوای ما چه ربطی به اعتقادمان دارد؟!

الان شما ببینید آیا جنگ های بین مسلمانان بیشتر کشته داده است یا جنگ های قدرت طلبان بر سر مادیات؟ تمام کشتارهایی که بین مسلمانان اتفاق افتاده چقدر است؟ مثلا هشت سال جنگ تمام عیار بین ایران و عراق فقط حدود 600 هزار نفر کشته داشت در حالی که در جنگ های جهانی بیش از 100 میلیون نفر کشته شده اند! اشتباه ننوشتم، بیش از 100 میلیون نفر! هیچ کدام از طرفین هم مسلمان نبوده اند! بیش از 200 هزار نفر در یک لحظه در هیروشیما و ناکازاکی با بمب هسته ای ذوب شدند!

بنابراین فارغ از این اختلافات و دعواهای ساختگی باید اصل ادله اسلام را بررسی کنیم که آیا خدا وجود دارد یا خیر؟ آیا اسلام بر حق است یا خیر؟ و در میان فرقه های اسلامی کدام درست است؟

پاسخ را ملاحظه بفرمایید باز اگر ابهامی بود که نخواستید با آیدی خودتان مطرح بشود به مدیر ارجاع سوالات، یا در پیام خصوصی به بنده بفرمایید تا پاسخش در اینجا گذاشته شود.

نقل قول:
ممنون از پاسخگویی شما؛ اما طرف مقابل میگوید برخی مراجع شیعه فتوی مباح بودن خون احمد الحسن رو صادر کردن و فتوی مباح بودن خون بعضی رهبران وهابی که در شهادت امام حسین(ع) شادی می کنند. اگر این گفته ها صحت داشته باشند هنوز برام ابهامه. چون جنابعالی فرمودید مراجع عالیقدر شیعه حکم قتل هیچ وهابی یا احمد الحسن رو صادر نکردن.

ببینید فتوای تکفیر رهبران گمراه، غیر از تکفیر پیروان گمراه است، مثلا وهابی ها فقط علمای شیعه را تکفیر نمیکنند، بلکه می گویند هر کسی که شیعه باشد قتلش جایز است چه عالم باشد و چه مردم عادی! اما شیعه هرگز چنین فتوایی را در خصوص پیروان گمراه به کار نمی برد، بلکه یا باید منشأ گمراهی باشند یا سوء رفتار عملی داشته باشند مثل وهابیانی که یا اقدام به کشتار شیعیان کنند یا علنا به مقدسات شیعه اهانت کنند.

همچنین در مورد احمد الحسن من نشنیده ام که مرجعی حکم به جواز قتل او بدهد، اگرچه چنین فتوایی به جا است چون مربوط به خود احمد الجسن به عنوان یک رهبر گمراه کننده است، وگرنه هیچ مرجعی نگفته کشتن پیروان احمد الحسن جایز است، بلکه خود احمدالحسن به عنوان یک انسان منحرف و ضد دین که موجب گمراهی شدید مردم شده، و از آن طرف شاخه نظامی دارد که در بصره علیه مردم عملیات نظامی داشته اند و سرشاخه آن با مقدار زیادی مهمات دستگیر شد؛ بنابراین احمد الحسن علاوه بر ترویج یک حرکت ضد دینی، و یک عاملی بر علیه امنیت ملی در کشورهای اسلامی خصوصا عراق نیز به شمار می رود.

مسلم;993395 نوشت:

نکته سوم:

اسلام یک برنامه است، نه یک مربی! اگر یک مربی بچه هایی را که قرار است تربیت کند خوب تربیت نکرده باشد حق داریم از او سوال کنیم و حق داریم آن را زیر سوال ببریم؛ اما اگر یک برنامه را به یک عده دادیم و خوب تربیت نشدند نمی توانیم آن برنامه را زیر سوال ببریم، چون ممکن است به آن برنامه عمل نکرده باشند.

این حرف درست و جواب کاملی است؛ اگر امروز مانند دیروز و فردا، بر سر دین اختلاف وجود دارد و برادران دینی به جان هم می افتند و خون یکدیگر را می ریزند ، مشکل ناشی از مربیان و معلمان است و از همه مهمتر اینکه آنها فقط برنامه جامع اسلام را که مایه اتحاد و همدلی است بکار نمی بندند بلکه هریک برای خود برنامه ای دارند که با برنامه دیگری متفاوت بوده و در تضاد است.
اگر همه مسلمانان، قران را و فقط قرآن را به عنوان یگانه برنامه یکپارچه کننده و رهایی بخش می پذیرفتند و بکار می بستند خداوند درهای رحمتش را از زمین و آسمان به رویمان می گشود و همگان به سعادت و رستگاری در دنیا و آخرت می رسیدیم. و این مهم هرگز محقق نخواهد شد مگر اینکه همگان، اسلام را بدون پسوند یا پیشوند بپذیرند و این مستلزم آن است که آنها از برنامه هایی که سنت و عترت برایشان تنظیم نموده دست بردارند و فقط و فقط به حبلل الله اعتصام کنند نه به حبل الله و حبل الناس. آگاه باشید که مسلمان شیعه و مسلمان سنی سر منشأ تفرقه و جدایی است، باید پسوندها را زدود و دین خود را برای خداوند خالص گردانید.

shahed1;993424 نوشت:
اگر همه مسلمانان، قران را و فقط قرآن را به عنوان یگانه برنامه یکپارچه کننده و رهایی بخش می پذیرفتند و بکار می بستند خداوند درهای رحمتش را از زمین و آسمان به رویمان می گشود و همگان به سعادت و رستگاری در دنیا و آخرت می رسیدیم. و این مهم هرگز محقق نخواهد شد مگر اینکه همگان، اسلام را بدون پسوند یا پیشوند بپذیرند و این مستلزم آن است که آنها از برنامه هایی که سنت و عترت برایشان تنظیم نموده دست بردارند و فقط و فقط به حبلل الله اعتصام کنند نه به حبل الله و حبل الناس. آگاه باشید که مسلمان شیعه و مسلمان سنی سر منشأ تفرقه و جدایی است، باید پسوندها را زدود و دین خود را برای خداوند خالص گردانید.

چیزی که می فرمایید نشدنی است...! قرآن بدون مفسرین حقیقی اش هدایت کننده ای تامّ نخواهد بود. مثلا قرآن فرموده باید نماز بخوانید، خب حالا یا باید نماز را ترک کنیم، یا باید نماز را با دست بسته بخوانیم، یا با دست باز بخوانیم! مورد اول که قطعا خلاف قرآن است، یکی از دو مورد بعدی هم قطعا خلاف سخن خداوند است اما راه تشخیص چیست؟!

بله در وهله عمل همه باید به حبل الله چنگ بزنند، یعنی نباید اختلافات اعتقادی به اختلافات و کشمکش های سیاسی منجر شود، اما بالاخره از میان این اعتقادات یکی بر حق است، نمیشود گفت همه بر باطل هستند و فقط توحید بر حق است! خب چه توحیدی؟ توحید ابن خزیمه یا توحید صدوق؟! توحیدی که حاصل تراوش ذهنی برخی از غیر معصومین است یا توحید ناب اهل بیت(ع) که شیخ صدوق جلوه ای از آن را در کتاب توحید خودش به تصویر کشیده؟

نباید پیشوایانی که خود خدا معرفی کرده را پسوند دین نامید! آنها جزء دین هستند! به واسطه علی(ع) است که دین کامل و نعمت تمام میشود: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی»؛ دین بدون علی(ع) ناقص است! دین بدون آن منجی ای که تمام ادیان به آمدنش وعده داده اند ناقص است.
بله در عرض این مسیر حقیقی و درست، پیشوند و پسوندهایی اضافه شده اند، وگرنه اگر آنها ایجاد نشده بودند دین حق یکی بیشتر نبود! این پیشوند و پسوند های بشری نباید موجب شود که ما مسیر حق را هم با پیشوند و پسوند بشری بدانیم!

مسلم;993395 نوشت:
اسلام یک برنامه است، نه یک مربی! اگر یک مربی بچه هایی را که قرار است تربیت کند خوب تربیت نکرده باشد حق داریم از او سوال کنیم و حق داریم آن را زیر سوال ببریم؛ اما اگر یک برنامه را به یک عده دادیم و خوب تربیت نشدند نمی توانیم آن برنامه را زیر سوال ببریم، چون ممکن است به آن برنامه عمل نکرده باشند.

درود

چند تا پرسش دارم ؟

کدام اسلام برنامه است ؟

اسلام شیعه یا سنی یا داعش یا وهابیت یا .... ؟؟

اگر شما می گویید اسلام شیعه برنامه است پس چرا انها برنامه های شما را قبول ندارند و پیروش نمی شوند ؟

اگر اسلام آنها برنامه است چرا شما پیرو انها نمی شوید ؟

روشن می شود که اسلام برنامه ای با تفسیر سلیقه ای و اجتهادشخصی است هر کسی می گوید ما بر حقیم و بقیه باطل !!!! . برای همین است که این دین این همه اختلاف انگیز است

این مربی است که با سلیقه و برداشت خودش تصمیم می گیرد که چگونه برنامه را اسلام اجرا کند

یکی از بزرگترین نقص های این برنامه میدان دادن به اجتهاد شخصی و سلیقه ای مربی است

اسلام به خاطر حاشیه های بی حدو حصرش دین پر حاشیه ای شده است

در واقع حاشیه های آن بسیار فراتر از متن است و این را می رساند که در برنامه در هر زمان و مکان نقصی هست که لازم بوده در هر زمان و مکانی به آن تبصره و ضمیمه ای بیفزایند

اسلام هم مانند هر برنامه ای دیگری بدون نقص نیست باید ویرایش شود مانند بر نامه های همین رایانه

که از ویندوز 98 شد 2000 بعد xp بعد seven ,.......

برنامه ای موفق و جهان پذیر و خرد پذیر است که ویرایش شود و چاله های امنیتی و ضعفهای آن با توجه به زمان ویرایش و برطف شود

اگر اسلام را همان دستورات 14 قرن پیش در نگر بگیرند نه تنها جهانگیر و جهان پذیر نمی شود بلکه ستیزه آور و مخل امنیت جهان می شود که می بینیم

همانگونه که خرد و دانش و نگرش بشر امروزی نسبت به 1400 سال پیش ارتقا یافته برنام هم باید ارتقا یابد

یک مثال از دهها مثال

آیا قرآن برنامه اسلام است ؟

بله
خب این آیه ی

در قرآن آمده است که

[=&amp]وَ لَکُمْ فيها جَمالٌ حينَ تُريحُونَ وَ حينَ تَسْرَحُونَ
[/]

در به چراگاه بردن و بر گرداندن چهارپایان برای شما زیبایی است

این ایه و برنامه ( که می گویند جمله هایی جاودانی است برای خوشبختی بشر در تمام زمانها ) امروزه برای جمعیت 10 ملیونی تهران چه کاربردی دارد ؟؟؟؟

چند نفر از اهالی تهران ده ملیونی چوپان هستند و مخاطب این آیه ؟؟؟؟

و دها نمونه دیگر از ایات قران این را می رساند که برنامه اسلام تنها و تنها برای ساماندهی عربهای 1400 سال پیش عربستان بوده است و بس

مسلم;993425 نوشت:
چیزی که می فرمایید نشدنی است...! قرآن بدون مفسرین حقیقی اش هدایت کننده ای تامّ نخواهد بود. مثلا قرآن فرموده باید نماز بخوانید، خب حالا یا باید نماز را ترک کنیم، یا باید نماز را با دست بسته بخوانیم، یا با دست باز بخوانیم! مورد اول که قطعا خلاف قرآن است، یکی از دو مورد بعدی هم قطعا خلاف سخن خداوند است اما راه تشخیص چیست؟!

بله در وهله عمل همه باید به حبل الله چنگ بزنند، یعنی نباید اختلافات اعتقادی به اختلافات و کشمکش های سیاسی منجر شود، اما بالاخره از میان این اعتقادات یکی بر حق است، نمیشود گفت همه بر باطل هستند و فقط توحید بر حق است! خب چه توحیدی؟ توحید ابن خزیمه یا توحید صدوق؟! توحیدی که حاصل تراوش ذهنی برخی از غیر معصومین است یا توحید ناب اهل بیت(ع) که شیخ صدوق جلوه ای از آن را در کتاب توحید خودش به تصویر کشیده؟

نباید پیشوایانی که خود خدا معرفی کرده را پسوند دین نامید! آنها جزء دین هستند! به واسطه علی(ع) است که دین کامل و نعمت تمام میشود: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی»؛ دین بدون علی(ع) ناقص است! دین بدون آن منجی ای که تمام ادیان به آمدنش وعده داده اند ناقص است.
بله در عرض این مسیر حقیقی و درست، پیشوند و پسوندهایی اضافه شده اند، وگرنه اگر آنها ایجاد نشده بودند دین حق یکی بیشتر نبود! این پیشوند و پسوند های بشری نباید موجب شود که ما مسیر حق را هم با پیشوند و پسوند بشری بدانیم!

وقتی خداوند خودش معیار هدایت را قرآن قرار داده و در هادی بودن این کتاب شکی باقی نگذاشته چرا نشدنی است؟!
و زمانی که شرط دستیابی به مفاهیم این کتاب معظم و شگفت انگیز را ایمان و تطهیر نفس دانسته کدام مفسر می تواند این شرط را نقض نماید؟!
مفسرین مورد نظر شما چه راز نهفته ای از قرآن را آشکار کرده اند که اگر آنها نبودند در پرده ابهام باقی می ماند؟ لطفاً نمونه ذکر کنید!
دست باز یا بسته اش را رها کن! قطعاً و بلاتردید اصل این نمازی که بدان اشاره فرمودید، از طرف خداوند تشریع نشده و متعلق به قرآن نیست و با آیات قرآن سر سازگاری ندارد. من این را تا حدودی در تاپیک نماز از منظر قرآن توضیح داده ام اما متأسفانه موضوع بدون پاسخ قفل شده است.
باز هم تأکید می کنم شرط هدایت به وسیله قرآن، ایمان و تطهیر است و اینکه جز به قرآن اعتصام نکنیم و غیر خدا را تعبد ننماییم و اگر برقرار نباشد، از دست هیچ مفسری کاری بر نخواهد آمد.
داخل پرانتز خدمتتان عرض می کنم وقتی خداوند می فرمایند: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی» منظور روز ویا شخص خاصی نیست بلکه منظور این است که با آمدن قر آن و آغاز دوره اسلام خداوند دینش را کامل کرده و نعمتش را بر مردمان تمام گردانیده است.

دکترنادرنوری;993435 نوشت:

اسلام به خاطر حاشیه های بی حدو حصرش دین پر حاشیه ای شده است

در واقع حاشیه های آن بسیار فراتر از متن است و این را می رساند که در برنامه در هر زمان و مکان نقصی هست که لازم بوده در هر زمان و مکانی به آن تبصره و ضمیمه ای بیفزایند

اسلام هم مانند هر برنامه ای دیگری بدون نقص نیست باید ویرایش شود مانند بر نامه های همین رایانه

که از ویندوز 98 شد 2000 بعد xp بعد seven ,.......

برنامه ای موفق و جهان پذیر و خرد پذیر است که ویرایش شود و چاله های امنیتی و ضعفهای آن با توجه به زمان ویرایش و برطف شود

اگر اسلام را همان دستورات 14 قرن پیش در نگر بگیرند نه تنها جهانگیر و جهان پذیر نمی شود بلکه ستیزه آور و مخل امنیت جهان می شود که می بینیم

همانگونه که خرد و دانش و نگرش بشر امروزی نسبت به 1400 سال پیش ارتقا یافته برنام هم باید ارتقا یابد

یک مثال از دهها مثال

آیا قرآن برنامه اسلام است ؟

بله
خب این آیه ی

در قرآن آمده است که

[=&amp]وَ لَکُمْ فيها جَمالٌ حينَ تُريحُونَ وَ حينَ تَسْرَحُونَ
[/]

در به چراگاه بردن و بر گرداندن چهارپایان برای شما زیبایی است

این ایه و برنامه ( که می گویند جمله هایی جاودانی است برای خوشبختی بشر در تمام زمانها ) امروزه برای جمعیت 10 ملیونی تهران چه کاربردی دارد ؟؟؟؟

چند نفر از اهالی تهران ده ملیونی چوپان هستند و مخاطب این آیه ؟؟؟؟

و دها نمونه دیگر از ایات قران این را می رساند که برنامه اسلام تنها و تنها برای ساماندهی عربهای 1400 سال پیش عربستان بوده است و بس

بلکه این اصول هستند که جاودانی بوده و تا ابد لا یتغیر باقی می مانند و محور اصلی موضوعات قرآن نیز حول همین اصول می گردد.مثلاً ربا همیشه و برای همه ملتها بد است و باعث ویرانی اقتصاد می شود، گرانفروشی، کم فروشی، زنا و امثال اینها بد است و محدود به هیچ زمانی هم نمی شود. خیلی از مطالبی که قرآن بدانها پرداخته از منظر قوم پیامبر و مردمان هم عصر او بیان شده اند چرا که مخاطبان اولیه قرآن همانها بوده اند. خداوند بطوری که خود می گوید: هیچ پیامبری نفرستاده مگر اینکه به زبان قومش سخن می گفته و زبان قوم نیز بیانگر باورها، فرهنگها، آداب و رسوم،.... آن قوم است. در معرفت قوم پیامبر و حتی مردمان همین اواخر، اگر بادی نوزد کشتی بر روی دریا راکد باقی خواهد ماند. مرکبهای آنها خر و قاطر و اسب و موارد دیگر است. هرچند خداوند اشاراتی نیز به لسان مردم آینده کرده است. مثلاً در همین سوره نحل که شما از آن آیه آوردید می فرماید:

وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً ۚ وَيَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ
و اسب ها و استرها و الاغ ها را آفرید تا بر آنها سوار شوید و [برای شما] تجمل و زینت باشد، و چیزهایی [در آینده جز این وسایل نقلیه حیوانی] به وجود می آورد که شما نمی دانید.(16:8) - انصاریان

shahed1;993443 نوشت:
وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً ۚ وَيَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ

و چیزهایی می آفریند که شما نمی دانید ؟

این چیزها چیه ؟

ماشین سواری - هواپیما نیست

چرا ؟

نخست اینکه اینها مانند هواپیما های جنگی و تانک و بمب اتم آفریده دست بشر هستند نه خدا

و دوم اینکه مانند چند جانور پیشین موجود زنده نیستند که بخواهیم آن را به آیه بچسبانیم

خدا آن چیزی که می آفریند همردیف موجودات زنده قبلی که خودش افریده باید قرار بگیرد تا موجود زنده محسوب شود یک موجودی مانند فیل که اربها هنگام ایه نداشتند

اگر مراد افرینش ماشین بود چرا همان زمان که اسلام به آن خیلی نیاز داشت نیافریدش ؟ به جای آن همه اسب و استر و الاغ در جنگ احد چند دستگاه لیموزین یا بنز ضد خنجر می انداخت زیر پای پیامبرو یارانش تا شکست نخورند و اسلام پیروز شود

چهارم

ابزار های ساخته دست بشر ساخته ی خود اویند نه خدا

افریدگار ماشین سواری ؛ بمب اتم و جنگ افزار های کشتار جمعی همه انسان است نه خدا

اگر ساخته دست انسان را بگوییم افرینش خداست پس بمب اتم هم کار خداست !! افرینش خداست !!

ینی خدا اینقدر بی رحم و بی وجدان است که مایل به کشتار جمعی انسانهایی که خود افریده است می شود ان هم شامل زنان و کودکان آن هم نه با صاعقه ی عاد ثمود بلکه با بمب اتم ؟؟

براستی چرا باید برای تطابق ذهنیات خود بر آیه بزنیم به صحرای کربلا و هر چه به ذهنمان رسید به ایه پیوند بزنیم ؟؟؟

چکیده اینکه یخلق ما لا تعلمون هیچ پیوندی به ابزار های دست ساز بشری مانند ماشین و هواپیما ندارد بلکه موجودهای زنده ای است که اربها در آن زمان آیه نمی شناختند یا ندیده بودند تنها نامش را شنیده بودند مانند فیل ( زمان ابرهه که مسلمانان نبودند فیل ببینند اگر داشتند چرا در جنگ بدر و احد از سوی دو طرف بکار نرفته بود ؟ )

دکترنادرنوری;993446 نوشت:
و چیزهایی می آفریند که شما نمی دانید ؟

این چیزها چیه ؟

ماشین سواری - هواپیما نیست

چرا ؟

نخست اینکه اینها مانند هواپیما های جنگی و تانک و بمب اتم آفریده دست بشر هستند نه خدا

و دوم اینکه مانند چند جانور پیشین موجود زنده نیستند که بخواهیم آن را به آیه بچسبانیم

خدا آن چیزی که می آفریند همردیف موجودات زنده قبلی که خودش افریده باید قرار بگیرد تا موجود زنده محسوب شود یک موجودی مانند فیل که اربها هنگام ایه نداشتند

بطوری که پروردگار در قرآن می فرمایند؛ خودشان آدم را مورد تعلیم قرار داده و همه چیز را به وی آموخته اند. به همین دلیل بنی آدم را عالمین خطاب فرموده اند چرا که از طریق پدر همه اسماء و علوم، نسل به نسل، به آنها نیز انتقال پیدا کرده و به ارث رسیده است. از این رو شاهد هستیم حتی آن خیمه ای را که بشر از پوست حیوانات برای خود می سازد، خداوند به خودش نسبت می دهد و خود را خالق آن معرفی می کند:

وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ بُيُوتِكُمْ سَكَنًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ جُلُودِ الْأَنْعَامِ بُيُوتًا تَسْتَخِفُّونَهَا يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَيَوْمَ إِقَامَتِكُمْ ۙ وَمِنْ أَصْوَافِهَا وَأَوْبَارِهَا وَأَشْعَارِهَا أَثَاثًا وَمَتَاعًا إِلَىٰ حِينٍ
خدا خانه‌هايتان را جاى آرامشتان قرار داد و از پوست چهارپايان برايتان خيمه‌ها ساخت تا به هنگام سفر و به هنگام اقامت از حمل آنها در رنج نيفتيد. و از پشم و كرك و مويشان، تا روز قيامت برايتان اثاث خانه و اسباب زندگى ساخت.(16:80)

بطوری که در آیه سوره نحل اشاره شده بود، اسب و قاطر و الاغ مرکب هستند، بنابر این آن چیزی که خداوند می آفریند و بشر چهارده قرن پیش از آن بی اطلاع است احتمالاً باید از نوع مرکب باشد. قطار و هواپیما و اتومبیل به این دلیل در ردیف اسب و قاطر و الاغ قرار می گیرند که همگی مرکب هستند و برای سواری دادن و حمل بار آفریده شده اند اینطور نیست؟
اصلاً چرا راه دور برویم؟!
بشر عصر رسول الله کشتی را می شناخت، ببین خداوند چگونه این وسیله سواری و حمل بار را در ردیف حیوانات قرار داده است:

وَعَلَيْهَا وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ
و بر آنها(= حیوانات) و بر كشتيها سوار مى‌شويد.(23:22)

حالا کشتی که بی جان است چرا در ردیف حیوانات قرار گرفته و با آنها چه سنخیتی دارد؟ سنخیت کشتی با چارپایان از نظر مرکب بودنش می باشد.

دکترنادرنوری;993446 نوشت:

اگر مراد افرینش ماشین بود چرا همان زمان که اسلام به آن خیلی نیاز داشت نیافریدش ؟ به جای آن همه اسب و استر و الاغ در جنگ احد چند دستگاه لیموزین یا بنز ضد خنجر می انداخت زیر پای پیامبرو یارانش تا شکست نخورند و اسلام پیروز شود

چون در عرصه زمان و مکان هر چیزی و هر رخدادی جایگاهی دارد که تا به آن نرسد ظهور پیدا نمی کند، و این عالمین و آدمیزادگان هستند که باید به تدریج آن را آشکار نمایند. علت اینکه بشر 14 قرن پیش زبان بشر قرن 21 را متوجه نمی شود به این دلیل است که به جایگاه او نرسیده است. گالیله چون به زبان مردمش سخن نمی گفت می خواستند او را سر به نیست کنند.

إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ

دکترنادرنوری;993446 نوشت:

اگر ساخته دست انسان را بگوییم افرینش خداست پس بمب اتم هم کار خداست !! افرینش خداست !!

ینی خدا اینقدر بی رحم و بی وجدان است که مایل به کشتار جمعی انسانهایی که خود افریده است می شود ان هم شامل زنان و کودکان آن هم نه با صاعقه ی عاد ثمود بلکه با بمب اتم ؟؟

همه چیز بستگی به این دارد که انسان چگونه از آنچه خداوند به او ارزانی داشته استفاده می کند: یک چاقوی جراحی می تواند شکمی را پاره کند تا انسانی زنده شود و حیات دوباره یابد یا شکمی را پاره کند تا او را بکشد.
در هر صورت اینکه بمبی از آسمان فرو می افتد و صدها هزار نفر می میرند از اذن و اراده خداوندی خارج نیست و پروردگار از آن بی اطلاع نمی باشد.
ما چه می دانیم؟! شاید مانند صاعقه قوم عاد و ثمود، این نیز یک عذاب الهی باشد!
از همان نوعی که به اذن الهی بعضی انسانها بعضی دیگر را سختی و عذاب می دهند

با توجه به اینکه در نبود چند ساعته ی بنده پست های متعدد مطرح شده که نیاز به پاسخگویی دارند، تا اتمام پاسخگویی به آنها تاپیک موقتا بسته میشود.

از همراهی تمامی دوستان عزیز ممنونم

دکترنادرنوری;993435 نوشت:
کدام اسلام برنامه است ؟
اسلام شیعه یا سنی یا داعش یا وهابیت یا .... ؟؟
اگر شما می گویید اسلام شیعه برنامه است پس چرا انها برنامه های شما را قبول ندارند و پیروش نمی شوند ؟

....روشن می شود که اسلام برنامه ای با تفسیر سلیقه ای و اجتهادشخصی است هر کسی می گوید ما بر حقیم و بقیه باطل !!!!



من واقعا از سخنان شما تعجب می کنم...!!
منطق شما این است که اگر جایی اختلاف بود، همه بر باطل هستند؟!!
هر جنسی که در بازار طالب داشته باشد بعد از مدتی در کنار جنس اصلی، تقلبی آن هم به بوجود آمده و به بازار عرضه میشود! و تشخیص آن هم دشوار است، این یعنی جنس واقعی وجود ندارد؟!
چه تلازمی و چه دلیل منطقی وجود دارد که اگر در یک مسئله، چه دین و چه مانند آن اختلافی به وجود آمد همه بر باطل هستند؟!!

شما کدام رشته علمی، کدام دین و مکتب فکری، کدام تفکرات آتئیستی و خداناباورانه، کدام نحله روانشناسی و جامعه شناسی را سراغ دارید که در آن اختلاف نظر وجود نداشته باشد؟ این اختلاف آیا موجب میشود که حق را یک نظریه از میان این نظریه ها بدانید، یا کلا بگویید چون اختلاف است همه شان بر باطل هستند؟

ما نباید فقط به ظاهر حرف ها نگاه کنیم و فریب زیبایی آن ها را بخوریم، باید ببینیم آیا منطقی پشت آنها هست یا خیر؟!

دکترنادرنوری;993435 نوشت:
این مربی است که با سلیقه و برداشت خودش تصمیم می گیرد که چگونه برنامه را اسلام اجرا کند
یکی از بزرگترین نقص های این برنامه میدان دادن به اجتهاد شخصی و سلیقه ای مربی است

بله قبول دارم این تعدد مذاهب اسلامی از باب سلیقه های شخصی است، اما این در خصوص مذاهب باطل است، نه مذهب حق...!
یعنی اگر سلیقه های شخصی إعمال نمیشد اسلام در همان مسیر اصلی خودش یعنی نبوت پیامبر(ص)، و امامت ائمه اهل بیت(ع) ادامه می یافت، این سلیقه های شخصی موجب شد در کنار این مسیر حق، ده ها فرقه دیگر نیز ایجاد شود؛ اما برای درمان باید سلیقه های شخصی را کنار گذاشت تا مسیر حق خودنمایی کند، نه اینکه تمام مذاهب اسلامی را باطل اعلام کنیم؛ آخر این چه منطقی است؟!

دکترنادرنوری;993435 نوشت:
اگر اسلام را همان دستورات 14 قرن پیش در نگر بگیرند نه تنها جهانگیر و جهان پذیر نمی شود بلکه ستیزه آور و مخل امنیت جهان می شود که می بینیم
همانگونه که خرد و دانش و نگرش بشر امروزی نسبت به 1400 سال پیش ارتقا یافته برنام هم باید ارتقا یابد

در قرآن آمده است که
وَ لَکُمْ فيها جَمالٌ حينَ تُريحُونَ وَ حينَ تَسْرَحُونَ
در به چراگاه بردن و بر گرداندن چهارپایان برای شما زیبایی است
این ایه و برنامه ( که می گویند جمله هایی جاودانی است برای خوشبختی بشر در تمام زمانها ) امروزه برای جمعیت 10 ملیونی تهران چه کاربردی دارد ؟؟؟؟
چند نفر از اهالی تهران ده ملیونی چوپان هستند و مخاطب این آیه ؟؟؟؟

متأسفم که ما خنجر نقدهایمان را نافهمیده و نادانسته بر قلب دین فرو می آوریم...! و این نقد غیر منصفانه را نواندیشی و روشنفکری دینی قلمداد می کنیم!!
اینکه ما می گوییم دین اسلام برای همه افراد بشر در تمام زمان ها کفایت می کند، مگر معنایش این است که تک تک آیات برای تک تک افراد به درد می خورد؟!! مثلا آیات حیض به چه درد مردان میخورد؟! آیات نکاح به چه درد کودکان می خورد؟ و...

منظور از جامعیت دین، تمام دین است، نه اینکه یک آیه رو بگیریم و بر نیزه کنیم وبگوییم این چرا به درد همه نمی خورد!! این ناشی از اوج کم فهمی از جامعیت اسلام است!

shahed1;993441 نوشت:
وقتی خداوند خودش معیار هدایت را قرآن قرار داده و در هادی بودن این کتاب شکی باقی نگذاشته چرا نشدنی است؟!

من کاری به احکام حج و زکات و مانند آن که برای همگان نیست ندارم، پرکاربردترین عبادت، یعنی نماز! شما لطفا طبق قرآن احکام نماز را حتی احام کلی آن مثل تعداد رکعات نماز را بفرمایید.

خود قرآن می فرماید وظیفه تبیین آیات بر عهده پیامبر(ص) است:

«أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم‏»؛ ما به سوی تو قرآن را فرستادیم تا آنچه را برای مردم نازل شده برای ایشان تبیین نمایی.(نحل:44)

shahed1;993441 نوشت:
مفسرین مورد نظر شما چه راز نهفته ای از قرآن را آشکار کرده اند که اگر آنها نبودند در پرده ابهام باقی می ماند؟ لطفاً نمونه ذکر کنید!

تمام اختلاف شیعه و سنی چه در باب اعتقادات، و چه در باب احکام به خاطر اختلاف در اعتقاد به همین مفسرین است، شما چطور می گویید نقشی نداشته اند؟!

من واقعا تعجب می کنم که شما نمونه می طلبید! کافیست معارف توحیدی اهل بیت(ع) را با دیگران مقایسه کنید، مثلا دو کتاب توحید ابن خزیمه و توحید صدوق را مقایسه کنید...
خدا در صحاح سته، اوصاف خدا و پیامبر(ص) را در روایات اهل سنت، با روایات اهل بیت(ع) مقایسه کنید...

خدایی که پا در درون جهنم می گذارد، خدایی که روی عرش نشسته واین تخت عرش قرچ قرچ صدا می کند...
پیامبری که مجلس بزم بر پا می کند، پیامبری که در کوچه ایستاده ادرار می کند....!
در خصوص سند اینها می توانید به کتاب سیری در صحیحن مراجعه کنید.

یا سایر بحث های اعتقادی و فقهی:
آیا خدا دیده میشود؟
قرآن حادث است یا قدیم؟
بحث جبر و تفویض یا امر بین الامرین؟
بحث ایمان و کفر و اینکه آیا فاسق از دین خارج است؟
بحث حسن و قبح عقلی...
بحث اینکه آیا خداوند تکلیف بما لا یطاق می کند؟
بحث جواز یا عدم جواز متعه...
بحث باطل شدن وضو با خواب...

اگر بخواهم بنویسم باور کنید تمامی ندارد...
همان طور که عرض کردم این پست شما واقعا بنده را به تعجب واداشت!

shahed1;993441 نوشت:
داخل پرانتز خدمتتان عرض می کنم وقتی خداوند می فرمایند: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی» منظور روز ویا شخص خاصی نیست بلکه منظور این است که با آمدن قر آن و آغاز دوره اسلام خداوند دینش را کامل کرده و نعمتش را بر مردمان تمام گردانیده است.


از شما که ادعای دانستن می کنید بعید است چنین سخن بگویید! اینگونه تفسیر کردن آیات فقط برای خود انسان ارزش دارد...!
تفسیر آیات باید مبتنی بر شأن نزول ها و گزارش های تاریخی باشد، اگر قرار باشد هر کسی برای خودش فرضیه ببافد که دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود!

در هر صورت این را از این باب عرض کردم که بدانید حرکت بین حق و باطل، باز هم همان مسیر باطل است! تفصیل بیشتر را باید در تاپیک مختص خودش پی بگیرید.
نمیخواهم تاپیک از موضوعش خارج شود، بحث باید بر سر این مطلب بماند که آیا اختلاف درونی مذاهب اسلامی موجب بطلان اصل اسلام میشود یا خیر؟
فکر نمی کنم در این خصوص اختلاف نظری داشته باشیم.

مسلم;993482 نوشت:
من کاری به احکام حج و زکات و مانند آن که برای همگان نیست ندارم، پرکاربردترین عبادت، یعنی نماز! شما لطفا طبق قرآن احکام نماز را حتی احام کلی آن مثل تعداد رکعات نماز را بفرمایید.


سلام
من بسیار مشتاق و علاقه مندم جایی پیدا شود تا در آن بحث مفصلی درباره صلات اقامه کنم، بدون اینکه متکلم وحده باشم و یا کسی اقدام به قفل کرد آنجا نماید، ولی متأسفانه هر جایی پیدا می کنم، تا می خواهم حرفم را بزنم بلافاصله موضوع قفل می شود، حالا شیعه اندکی تحمل می کند ولی سنی اصلاً بر نمی تابد کسی مخالف سنت حرفی بزند و گمان می کند سنت همه چیز را گفته و تمام کرده است.
حال که چنین جایی پیدا نمی شود، با توجه به اینکه موضوع تاپیک چیز دیگری است، خیلی ساده و مختصر خدمتتان عرض می کنم؛ اگر در قرآن خبری از رکعات نماز نیست و در این باره آیه ای وجود ندارد، بخاطر این است که نماز به شکلی که شیعه و سنی اقامه اش می کنند و باورش کرده اند، تعلقی به رب العالمین ندارد و شارعش پروردگار نیست و این آن چیزی است که با تدبر در آیات قرآن آشکار می شود.


مسلم;993482 نوشت:

خود قرآن می فرماید وظیفه تبیین آیات بر عهده پیامبر(ص) است:

«أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم‏»؛ ما به سوی تو قرآن را فرستادیم تا آنچه را برای مردم نازل شده برای ایشان تبیین نمایی.(نحل:44)



در این آیه ، بیان به معنای تفسیر نیست و بیانی است که در مقابل کتمان قرار می گیرد مطابق آیه 137 آل عمران:

وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۖ فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ
و [ياد كن‌] هنگامى را كه خداوند از كسانى كه به آنان كتاب داده شده، پيمان گرفت كه حتماً بايد آن را [به وضوح‌] براى مردم بيان نماييد و كتمانش مكنيد. پس، آن [عهد] را پشت سر خود انداختند و در برابر آن، بهايى ناچيز به دست آوردند، و چه بد معامله‌اى كردند.

این چیزی نیست که فقط بر عهده رسول الله گذاشته شده باشد بلکه این میثاقی است که خداوند از همه آنهایی که به آنها کتاب داده گرفته است. چه میثاقی ؟ اینکه آیات کتاب را بیان نمایند و کتمانش نکنند.
بیان به معنای تفهیم و تفسیر ، به عهده احدی غیر از الله نیست اوست که هرکه را بخواهد متوجه کلامش می کند و به راه راست هدایت می نماید.

مسلم;993482 نوشت:

تمام اختلاف شیعه و سنی چه در باب اعتقادات، و چه در باب احکام به خاطر اختلاف در اعتقاد به همین مفسرین است، شما چطور می گویید نقشی نداشته اند؟!

بنابراین آیا بهتر نیست همگان فقط به قرآن اعتصام کنند و هر دو گروه با تعبد خدای وحده، به اقوال و احادیثی که به مفسرین مورد علاقه شان نسبت داده اند توجه نکنند تا اختلافات برطرف شوند و ایلاف و اتحاد برقرار شود؟

مسلم;993482 نوشت:

من واقعا تعجب می کنم که شما نمونه می طلبید! کافیست معارف توحیدی اهل بیت(ع) را با دیگران مقایسه کنید، مثلا دو کتاب توحید ابن خزیمه و توحید صدوق را مقایسه کنید...
خدا در صحاح سته، اوصاف خدا و پیامبر(ص) را در روایات اهل سنت، با روایات اهل بیت(ع) مقایسه کنید...

خدایی که پا در درون جهنم می گذارد، خدایی که روی عرش نشسته واین تخت عرش قرچ قرچ صدا می کند...
پیامبری که مجلس بزم بر پا می کند، پیامبری که در کوچه ایستاده ادرار می کند....!
در خصوص سند اینها می توانید به کتاب سیری در صحیحن مراجعه کنید.

یا سایر بحث های اعتقادی و فقهی:
آیا خدا دیده میشود؟
قرآن حادث است یا قدیم؟
بحث جبر و تفویض یا امر بین الامرین؟
بحث ایمان و کفر و اینکه آیا فاسق از دین خارج است؟
بحث حسن و قبح عقلی...
بحث اینکه آیا خداوند تکلیف بما لا یطاق می کند؟
بحث جواز یا عدم جواز متعه...
بحث باطل شدن وضو با خواب...

اگر بخواهم بنویسم باور کنید تمامی ندارد...
همان طور که عرض کردم این پست شما واقعا بنده را به تعجب واداشت!


گمان می کنم شما منظور بنده را به درستی درنیافتید، بنده فقط از شما خواستم از قرآن آیه و یا مطلبی را بیان کنید که اگر ائمه یا پیامبر یا مقدسین مورد اعتقاد اهل سنت ، آن را تفسیر نمی کردند، در پرده ابهام باقی می ماند و احدی موفق به گشودن راز آن نمی شد.
می خواهم بگویم اگر در قرآن رازی وجود دارد یا ابهامی هست، گشودن و آشکار نمودن آن به عهده شخص یا اشخاص بخصوصی قرار داده نشده و این وظیفه همه افراد مومن و معتقد است که با تفکر و کنکاش در قرآن به رازش پی ببرند.

مسلم;993482 نوشت:

تفسیر آیات باید مبتنی بر شأن نزول ها و گزارش های تاریخی باشد، اگر قرار باشد هر کسی برای خودش فرضیه ببافد که دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود!


بدبختانه همین شأن نزولها و فرضیات تاریخی هستند که اختلافات را دامن می زنند و امت واحده را از هم می گسلند. ای کاش همگان بجای اعتصام به این مطالب خارج قرآنی فقط و فقط به قرآن تمسک می کردند و همانگونه که با پروردگارشان عهد بسته اند، غیر او را تعبد نمی کردند تا به اتحاد و یکپارچگی می رسیدند .

shahed1;993495 نوشت:
من بسیار مشتاق و علاقه مندم جایی پیدا شود تا در آن بحث مفصلی درباره صلات اقامه کنم

shahed1;993495 نوشت:
اگر در قرآن خبری از رکعات نماز نیست و در این باره آیه ای وجود ندارد، بخاطر این است که نماز به شکلی که شیعه و سنی اقامه اش می کنند و باورش کرده اند، تعلقی به رب العالمین ندارد و شارعش پروردگار نیست و این آن چیزی است که با تدبر در آیات قرآن آشکار می شود.

shahed1;993496 نوشت:
مطلبی را بیان کنید که اگر ائمه یا پیامبر یا مقدسین مورد اعتقاد اهل سنت ، آن را تفسیر نمی کردند، در پرده ابهام باقی می ماند و احدی موفق به گشودن راز آن نمی شد.

shahed1;993495 نوشت:
بیان به معنای تفسیر نیست و بیانی است که در مقابل کتمان قرار می گیرد مطابق آیه 137 آل عمران:

وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۖ فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ
و [ياد كن‌] هنگامى را كه خداوند از كسانى كه به آنان كتاب داده شده، پيمان گرفت كه حتماً بايد آن را [به وضوح‌] براى مردم بيان نماييد و كتمانش مكنيد. پس، آن [عهد] را پشت سر خود انداختند و در برابر آن، بهايى ناچيز به دست آوردند، و چه بد معامله‌اى كردند.

این چیزی نیست که فقط بر عهده رسول الله گذاشته شده باشد بلکه این میثاقی است که خداوند از همه آنهایی که به آنها کتاب داده گرفته است. چه میثاقی ؟ اینکه آیات کتاب را بیان نمایند و کتمانش نکنند.

بنده هم مثل شما مشتاق هستم در تاپیک جداگانه ای در این خصوص سخن بگوییم.
می توانید از لینک "ارسال پرسش" در امضای بنده در خصوص موضوعاتی که به آنها اشاره فرمودید به صورت جداگانه این مسائل را طرح کنید تا به بحث و تبادل نظر گذاشته شود.
مطمئن باشید تا زمانی که چارچوب ها و قوانین مرکز رعایت شود بحث بسته نخواهد شد.

در این تاپیک اگر شما هم قبول دارید که اختلاف بین مذاهب دلالتی بر بطلان تمامی آنها ندارد خب ما اختلاف نظری نداریم، اگر نظرتان غیر از این است می توانیم بحث کنیم.
اما اینکه منشأ این اختلافات چیست، آیا قرآن به تنهایی کفایت می کند، و مباحثی مانند آن را باید در تاپک دیگری دنبال کنیم.

shahed1;993495 نوشت:
سلام
من بسیار مشتاق و علاقه مندم جایی پیدا شود تا در آن بحث مفصلی درباره صلات اقامه کنم، بدون اینکه متکلم وحده باشم و یا کسی اقدام به قفل کرد آنجا نماید، ولی متأسفانه هر جایی پیدا می کنم، تا می خواهم حرفم را بزنم بلافاصله موضوع قفل می شود، حالا شیعه اندکی تحمل می کند ولی سنی اصلاً بر نمی تابد کسی مخالف سنت حرفی بزند و گمان می کند سنت همه چیز را گفته و تمام کرده است.
حال که چنین جایی پیدا نمی شود، با توجه به اینکه موضوع تاپیک چیز دیگری است، خیلی ساده و مختصر خدمتتان عرض می کنم؛ اگر در قرآن خبری از رکعات نماز نیست و در این باره آیه ای وجود ندارد، بخاطر این است که نماز به شکلی که شیعه و سنی اقامه اش می کنند و باورش کرده اند، تعلقی به رب العالمین ندارد و شارعش پروردگار نیست و این آن چیزی است که با تدبر در آیات قرآن آشکار می شود.
به نام خدا


اینطور که بنده از پست های جناب shahed1 فهمیده ام،ایشان اعتقادی به نحوه ی برپا داشتن نماز آنطور که مسلمین ، چه شیعه و چه سنی انجام میدهند،نیستند...

شیعه و سنی در اصل برپا داشتن نماز به شکل امروزی هیچ اختلافی ندارند فقط در برخی موارد اختلاف دارند...
اما ایشان معتقد هستند که صلات تنها به معنای رویکرد به پروردگار است...و هر کسی که بخواهد صلات را بجا آورد تنها باید همین کار را کند...

جناب shahed1 بنده هم با نظر جناب مسلم موافقم، شما بهتر است حتما یک تاپیک در مورد این موضوع ایجاد کنید تا برایتان روشن شود حقیقت چیست.

اگر صلات را تنها به معنای رویگرد به خدا در نظر بگیریم،باید خیلی از آیات قرآن را تغییر دهید...اصلا احکام وضو و غسل و ... بی معنا می شود...
حتما حتما یک تاپیک در این باره ایجاد کنید.

مسلم;993498 نوشت:

در این تاپیک اگر شما هم قبول دارید که اختلاف بین مذاهب دلالتی بر بطلان تمامی آنها ندارد خب ما اختلاف نظری نداریم، اگر نظرتان غیر از این است می توانیم بحث کنیم.
اما اینکه منشأ این اختلافات چیست، آیا قرآن به تنهایی کفایت می کند، و مباحثی مانند آن را باید در تاپک دیگری دنبال کنیم.

به عقیده بنده اختلاف و افتراق مذاهب به دلیل انحراف آنها از کتاب آسمانی و پیروی از سنتهایی است که مورد تایید الهی نیستند و از این بابت همه آنها به بیراهه زده اند و اگرچه هریک خود را حق و دیگران را نا حق می انگارند و به فرقه خودی شادمانند، اما هیچیک بر طریقت مستقیم نیستند.
متأسفانه کسانی که از این موضوع اطلاع ندارند، اختلافات مذهبی را به دین نسبت می دهند در حالی که حساب دین از مذهب جداست چرا که مرجع و مأخذ دین کتاب آسمانی است ولی مذهب به باورها و عقاید آباء اولین چشم دوخته و این بلا و مصیبتی بس بزرگ است که هیچگاه دست از سر بشر بر نداشته و در هر عصر و روزگاری همواره اکثریت انسانها را به بیراهه کشانده است.

shahed1;993500 نوشت:
به عقیده بنده اختلاف و افتراق مذاهب به دلیل انحراف آنها از کتاب آسمانی و پیروی از سنتهایی است که مورد تایید الهی نیستند و از این بابت همه آنها به بیراهه زده اند و اگرچه هریک خود را حق و دیگران را نا حق می انگارند و به فرقه خودی شادمانند، اما هیچیک بر طریقت مستقیم نیستند.

من متوجه فرمایش شما هستم، عرض کردم بحث در اینکه آیا اینکه همه فرقه های اسلامی بر باطل هستند یا خیر، نیست؛ بحث بر سر یک استدلال است، که آیا منطقا می توان از اختلاف بین مذاهب، باطل بودن تمام آنها را نتیجه گرفت؟

این که ممکن است همه مذاهب بر باطل باشند حرف دیگری است که در گرو ادله است، یکی از ادله ای که اینجا به بحث گذاشته شده است اختلاف است، ما فعلا از این دلیل صحبت می کنیم، که آیا اگر میان چند طرف اختلاف بود می توان نتیجه گرفت که همه بر مسیر باطل هستند؟ شما در این تاپیک فقط باید نظرتان در خصوص این دلیل را مطرح بفرمایید.

بله اگر دلیل دیگری بر این مسئله دارید آن را باید در تاپیک دیگری مطرح بفرمایید.

crash;993499 نوشت:
به نام خدا


اینطور که بنده از پست های جناب shahed1 فهمیده ام،ایشان اعتقادی به نحوه ی برپا داشتن نماز آنطور که مسلمین ، چه شیعه و چه سنی انجام میدهند،نیستند...

شیعه و سنی در اصل برپا داشتن نماز به شکل امروزی هیچ اختلافی ندارند فقط در برخی موارد اختلاف دارند...
اما ایشان معتقد هستند که صلات تنها به معنای رویکرد به پروردگار است...و هر کسی که بخواهد صلات را بجا آورد تنها باید همین کار را کند...

جناب shahed1 بنده هم با نظر جناب مسلم موافقم، شما بهتر است حتما یک تاپیک در مورد این موضوع ایجاد کنید تا برایتان روشن شوید حقیقت چیست.
به همان پروردگاری که شما را با قرآن هدایت میکند،حالا نیز سعی دارد به وسیله ی بندگان خودش شما را هدایت کند که در اشتباه هستید و صلات تنها به معنای رویکرد نیست...
اگر صلات را تنها به معنای رویگرد به خدا در نظر بگیریم،باید خیلی از آیات قرآن را تغییر دهید...اصلا احکام وضو و غسل و ... بی معنا می شود...
حتما حتما یک تاپیک در این باره ایجاد کنید.

سلام

من قبلاً در این باره تاپیک http://www.askdin.com/showthread.php?t=56773 را باز کرده ام که از بیست ماه پیش قفل شده است، اخیراً جناب مستنبط آن را باز گشایی کرد که ناگهان نمی دانم چه شد این باز گشایی به یکی دو روز نینجامید و پستهای جدیدپاک شدند و تاپیک به حالت اولش برگشت و مجدد قفل شد.
اگر تمایلی به باز گشایی آن تاپیک وجود ندارد من از جناب مسلم تقاضا دارم و خواهش می کنم تا پیکی درباره نماز یا هر عنوانی که خود می پسندند باز کنند تا بحث نماز را در آن پی گیری کنیم و به خواست خداوند سره را از ناسره جدا نماییم.
پیشنهاد می کنم کسانی که در بحث شرکت می کنند علاقمند به بحث پیرامون آیات قرآن باشند تا شاهد قفل شدن زود هنگام تاپیک نباشیم.

مسلم;993502 نوشت:
ما فعلا از این دلیل صحبت می کنیم، که آیا اگر میان چند طرف اختلاف بود می توان نتیجه گرفت که همه بر مسیر باطل هستند؟ شما در این تاپیک فقط باید نظرتان در خصوص این دلیل را مطرح بفرمایید.

بله اگر دلیل دیگری بر این مسئله دارید آن را باید در تاپیک دیگری مطرح بفرمایید.

اما اگر دقت کنید متوجه خواهید شد که موضوع تاپیک چیزی که شما می گویید نیست
می گوید : اگر اسلام دین حق است، پس چرا این همه اختلاف و تکفیر و کشتار؟
حساب اسلام از فرقه و مذهب جداست بلکه این فرقه ها و مذاهب هستند که حق بودن اسلام را خدشه دار کرده اند و با یکدیگر اختلاف کرده اند. در اینجا بحث بر سر حقانیت فرقه ها نیست بلکه بر سر این است که اگر اسلام دین حقی است پس اختلاف در آن ناشی از چیست؟

shahed1;993506 نوشت:
اما اگر دقت کنید متوجه خواهید شد که موضوع تاپیک چیزی که شما می گویید نیست
می گوید : اگر اسلام دین حق است، پس چرا این همه اختلاف و تکفیر و کشتار؟
حساب اسلام از فرقه و مذهب جداست بلکه این فرقه ها و مذاهب هستند که حق بودن اسلام را خدشه دار کرده اند و با یکدیگر اختلاف کرده اند. در اینجا بحث بر سر حقانیت فرقه ها نیست بلکه بر سر این است که اگر اسلام دین حقی است پس اختلاف در آن ناشی از چیست؟

خب برادر من همین است دیگر! درگیر تعابیر نشوید، دلیلی که بر رد اسلام در اینجا به آن استناد شده است «اختلاف» است! منظور این است که اگر یک دین حق باشد نباید بین مذاهب آن اختلاف باشد! آیا منطقا اختلاف درونی مذاهب دلالت بر بطلان همه ی آنها می کند؟ آیا اصل و اساس اسلام زیر سوال می رود؟

مسلم;993520 نوشت:
خب برادر من همین است دیگر! درگیر تعابیر نشوید، دلیلی که بر رد اسلام در اینجا به آن استناد شده است «اختلاف» است! منظور این است که اگر یک دین حق باشد نباید بین مذاهب آن اختلاف باشد! آیا منطقا اختلاف درونی مذاهب دلالت بر بطلان همه ی آنها می کند؟ آیا اصل و اساس اسلام زیر سوال می رود؟

مذاهب آن؟!
شما این کلمه مذاهب را از کجا اخذ کرده اید؟ از قرآن؟
چه کسی مجوز احداث مذهب را صادر کرده؟
کتاب آسمانی نازل می شود تا مذاهب را از بین ببرد و دین را خالص گرداند نه اینکه با ایجاد مذهب دین را تکه تکه و فرقه فرقه نماید و اختلاف بوجود آورد

shahed1;993505 نوشت:
سلام

من قبلاً در این باره تاپیک http://www.askdin.com/showthread.php?t=56773 را باز کرده ام که از بیست ماه پیش قفل شده است، اخیراً جناب مستنبط آن را باز گشایی کرد که ناگهان نمی دانم چه شد این باز گشایی به یکی دو روز نینجامید و پستهای جدیدپاک شدند و تاپیک به حالت اولش برگشت و مجدد قفل شد.
اگر تمایلی به باز گشایی آن تاپیک وجود ندارد من از جناب مسلم تقاضا دارم و خواهش می کنم تا پیکی درباره نماز یا هر عنوانی که خود می پسندند باز کنند تا بحث نماز را در آن پی گیری کنیم و به خواست خداوند سره را از ناسره جدا نماییم.
پیشنهاد می کنم کسانی که در بحث شرکت می کنند علاقمند به بحث پیرامون آیات قرآن باشند تا شاهد قفل شدن زود هنگام تاپیک نباشیم.


سلام
پست های جدید از قصد پاک نشده بودند.چندین هفته پیش، سایت دچار مشکل شده بود و پست های تمام کاربران طی ده روز از بین رفت!!! حتی پست های من هم پاک شده بود.
البته بنظر سایت به ده روز قبل از مشکلی فنی که پیش آمده بود، ریکاوری شد و بخاطر همین تاپیکی که اشاره کردید باز کرده بودند، دوباره به حالت اول خودش برگشت و بسته شد!!
به هر حال...
تاپیک شما را هم دیده بودم... بنظرم شما بجایی اینکه دنبال حقیقت باشید فقط در حال دیکته کردن نظرات خودتان بودید...
شما همه چیز را از قبل برای خودتان حل کرده اید...تفسیر های خودتان را از قرآن ارائه می دهید...
ما چرا باید تفسیر های شما را بپذیریم؟از کجا معلوم القائات شیطانی به شما نشده باشد؟؟
چه بسیار انسان ها از همین قرآن نه تنها هدایت نشدند بلکه گمراه شدند!!!
شما همه چیز را متکی به قرآن میدانید به احادیث و سنت هم که اعتقاد چندانی ندارید....
اگر قرآن کافی بود، پس حضرت محمد(ص) چکاره بودند؟خب خداوند مستقیم کتابش را میفرستاد تمام، نیاز به این همه برنامه برای چه بود؟
اینکه اگر اختلاف بین شیعه و سنی وجود دارد دلیل بر باطل بودن همه بخش های آن نیست... درست است، همه ما مسلمانیم و نه پیرو مذهب خاصی.
من پیشنهاد میکنم بجای اینکه کلا شیعه و سنی را رد کنید و خودتان بدون علم و آگاهی دست به تفسیر قرآن بزنید ببینید چه کسی حرف حق میزند و مطابق قرآن است آن را بپذیرید و از تفسیر های شخصی بپرهیزید.نقاط اشتراک را از میان سنت و اهل بیت بیابید و پیرو همان باشید.مردم نحوه ی بجا آوردن نماز را از زمان پیامبر(ص) یاد گرفته اند و همه ی مردم شاهد و گواه یکدیگر بوده اند و کسی نمی توانسته شکل جدیدی به نماز داده باشد که شما ادعا داشتید که نماز به این شکل امروزی نبوده....یعنی شما این همه انسان هایی که شاهد هم بوده اند را انکار میکنید!!!

crash;993532 نوشت:
سلام
پست های جدید از قصد پاک نشده بودند.چندین هفته پیش، سایت دچار مشکل شده بود و پست های تمام کاربران طی ده روز از بین رفت!!! حتی پست های من هم پاک شده بود.
البته بنظر سایت به ده روز قبل از مشکلی فنی که پیش آمده بود، ریکاوری شد و بخاطر همین تاپیکی که اشاره کردید باز کرده بودند، دوباره به حالت اول خودش برگشت و بسته شد!!
به هر حال...

سلام

الله اعلم، من فکر نمی کنم باز کردن تاپیکی که بطور تصادفی بسته شده کاری داشته باشد، ای کاش آنکس که زحمت کشید و بعد از بیست ماه قفل تاپیک را باز کرد دوباره این کار را می کرد.

crash;993532 نوشت:

تاپیک شما را هم دیده بودم... بنظرم شما بجایی اینکه دنبال حقیقت باشید فقط در حال دیکته کردن نظرات خودتان بودید...
شما همه چیز را از قبل برای خودتان حل کرده اید...تفسیر های خودتان را از قرآن ارائه می دهید...
ما چرا باید تفسیر های شما را بپذیریم؟از کجا معلوم القائات شیطانی به شما نشده باشد؟؟

تالارهای گفتمان دینی برای این بوجود آمده اند که افراد، نقطه نظرهای خود درباره دین را در معرض برخورد افکار دیگران قرار دهند، مسئولیت تالارهایی که به منظور پاسخگویی به مسائل دینی احداث شده اند به مراتب خطیر تر است، شما اگر به دنبال حقیقت هستید از خود بپرسید چرا کارشناسان محترم پاسخگو، در آن تاپیک وارد بحث نشدند و اشتباهات بنده را از طریق آیات قرآن خاطر نشان نکردند؟آنها بدون اینکه پاسخگوی چیزی باشند، تاپیک را قفل کردند و از خود مطلبی باقی نگذاشتند تا افرادی که تاپیک را می بینند بتوانند مطالب را با یکدیگر مقایسه کنند و قول احسن را انتخاب نمایند.

crash;993532 نوشت:

اگر قرآن کافی بود، پس حضرت محمد(ص) چکاره بودند؟خب خداوند مستقیم کتابش را میفرستاد تمام، نیاز به این همه برنامه برای چه بود؟

أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَىٰ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ

آيا برای آنها این کافی نیست كه بر تو كتاب فرستاده‌ايم و بر آنها خوانده مى‌شود. در اين كتاب براى مؤمنان رحمت و اندرز است.(29:51)

خداوند چگونه باید بطور مستقیم کتابش را می فرستاد؟!

crash;993532 نوشت:

مردم نحوه ی بجا آوردن نماز را از زمان پیامبر(ص) یاد گرفته اند و همه ی مردم شاهد و گواه یکدیگر بوده اند و کسی نمی توانسته شکل جدیدی به نماز داده باشد که شما ادعا داشتید که نماز به این شکل امروزی نبوده....یعنی شما این همه انسان هایی که شاهد هم بوده اند را انکار میکنید!!!

این اعتماد به اقوال و گواهی گذشتگان بزرگترین بلایی است که بشر در همه اعصار تاریخ بدان گرفتار بوده و هیچگاه از آن رهایی پیدا نکرده است. خداوند به این معضل بزرگ تحت عنوان آباء اولین اشاره کرده تا جایی که می فرمایند علت اینکه ملتها حرف رسولان خود را بر نمی تافتند و انبیاء و شهدا را تکفیر کرده و به قتل می رساندند این بود که آنها چیزی می گفتند که با آنچه از آباء اولینشان به ایشان رسیده بود مغایرت داشت.

أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءَهُمْ مَا لَمْ يَأْتِ آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ

آيا در اين سخن نمى‌انديشند يا براى آنها چيزى نازل شده كه براى نياكانشان نازل نشده بود؟(23:68)

shahed1;993525 نوشت:
مذاهب آن؟!
شما این کلمه مذاهب را از کجا اخذ کرده اید؟ از قرآن؟
چه کسی مجوز احداث مذهب را صادر کرده؟
کتاب آسمانی نازل می شود تا مذاهب را از بین ببرد و دین را خالص گرداند نه اینکه با ایجاد مذهب دین را تکه تکه و فرقه فرقه نماید و اختلاف بوجود آورد

جناب شاهد خواهش می کنم قبل از نقد کردن یک لحظه تأمیل بفرمایید تا ابتدا حرف گوینده را خوب درک کنید...
من که نگفتم همه ی مذاهب بر حق هستند! میگویم اگر در کنار اسلام اصیل ده تا فرقه ی دیگر از روی دنیاپرستی یا هر چیز دیگری سبز شدند و با این مذهب اصیل اختلاف کردند، آیا باید بگوییم همه ی آنها باطل است؟ یا بگردیم از بین این دیدگاه ها، دیدگاه اصیل را پیدا کنیم؟

جناب شاهد عزیز جدایی از روایات به همان اندازه خطرناک است که جدایی از آیات!
مسیر حق خیلی حسّاس است، گاهی انسان چنان استوار و با طمأنینه در مسیر باطل قدم برمیدارد که باورش نمیشود در مسیر باطل است! حتی گمان میکند همه بر باطل هستند غیر از او در حالی که فرسنگ ها با حق دور است! مثل آن راننده ای که در مسیر خلاف اتوبان حرکت می کند و میگوید چرا همه دارند خلاف می آیند...!

خدا گواه است که فقط از روی دلسوزی و برای خودتان میگویم این مسئله را بدون تعصب و با جدیت بیشتری به تحقیق بنشینید تا روز قیامت گرفتار نشوید!!

shahed1;993541 نوشت:
این اعتماد به اقوال و گواهی گذشتگان بزرگترین بلایی است که بشر در همه اعصار تاریخ بدان گرفتار بوده و هیچگاه از آن رهایی پیدا نکرده است. خداوند به این معضل بزرگ تحت عنوان آباء اولین اشاره کرده:

أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءَهُمْ مَا لَمْ يَأْتِ آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ

این تفسیرهای به رأی چیست؟!!
تکیه به کلام گذشتگان دو معنا می تواند داشته باشد، یک بار در پذیرش یک اعتقاد است بله اینجا تقلید کورکورانه است، اما یک بار پیروی در نقل است! اگر پدر شما از چیزی خبر دهد اینجا پذیرش خبر او تبعیت کورکورانه از پدرتان نیست! اینجا پدرتان دارد خبر میدهد! مثلا می گوید سر کوچه تصادف شده! آیا پذیرش این خبر یعنی
مشرکین از پدرانشان درا عتقاد پیروی می کرده اند، نه اینکه بحث نقل و روایت باشد!!

ثانیا: همین قرآن را که شما امروز در دست گرفته اید و چشم به روی بقیه روایات بسته اید از کجا آمده؟ جز این است که از پدران ما به ما رسیده؟ آیا مستقیم بر شما وحی شده است؟
شما حجیت و حقانیت قرآن و اینکه این قرآن همان قرآنی است که از جانب پیامبر(ص) به ما رسیده را چطور اثبات می کنید؟ جز اینکه میگویید تواتر است و در آن اختلافی نیست؟ خب در نماز خواندن پیامبر(ص) و حدیث ثقلین و مانند آن هم اختلافی نیست...

خواهش می کنم اگر واقعا دنبال حق هستید با نرمش بیشتری، و بدون تعصب این دیدگاه هایتان را نه در این تاپیک، بلکه در تاپیک دیگری به بحث بنشینید...

shahed1;993505 نوشت:
من از جناب مسلم تقاضا دارم و خواهش می کنم تا پیکی درباره نماز یا هر عنوانی که خود می پسندند باز کنند تا بحث نماز را در آن پی گیری کنیم و به خواست خداوند سره را از ناسره جدا نماییم


ما که نمی توانیم تاپیک باز کنیم، مگر آنکه ترویجی باشد، وگرنه معنا ندارد ما به عنوان کارشناس تاپیک سوالی باز کنیم!! شما تاپیک را بگشایید بنده یا کارشناسان دیگر در خدمتیم. منتهی اگر می خواهید ب این دیدگاه وارد شوید که ما را قانع کنید اصلا تاپیک باز نکنید، چون چنین نیتی هرگز به نتیجه ختم نخواهد شد، نیت طرفین باید کشف حق و حقیقت باشد.
توصیه دیگرم این است که پیش از گشودن تاپیک نماز، تاپیکی در مورد انحصار حجیت در قرآن و عدم حجیت روایات باز کنید که خیلی مهم تر است و اگر در آن حق روشن شود، در مسئله نماز هم حق روشن خواهد شد.

یا حق

مسلم;993550 نوشت:

یک بار در پذیرش یک اعتقاد است بله اینجا تقلید کورکورانه است، اما یک بار پیروی در نقل است!

سلام و عرض ادب

در جامعه کنونی چند کودک به صورت اعتقادی و نقلی مسلمان می شوند ؟؟؟

آیا به کودکی در این نظام آموزشی اجازه تحقیق داده می شود؟؟؟

کودکی که تا به سن تکلیف می رسد ، هنوز شروع به فراگیری اصول نکرده ، اما وظیفه اش تقلید بی چون و چرای فروع است !!!! ؟؟؟؟

این بار کج به مقصد نمی رسد !

این سیستم را روی میلیون ها انسان به صورت موش آزمایشگاهی امتحان کرده اید ...

نتیجه آن یا دین گریزی بوده ، یا نفاق !!!!

هر شخص باید ابتدا اعتقاد به اصول پیدا کند ، سپس سراغ فروع برود !!!!! انجام فرعیات بدون اعتقاد بی ثمر است!

با خواندن سخنان دوستان گرامی ام به این نتیجه رسیدم که مشکلات جوامع اسلامی بیشتر بخاطر نادانی و حماقت درصد خاصی از مسلمانان و عالمین دینی آنان هستند نه دین.
که این درصد اتفاقا کاملا اثرگذار در کل جامعه هستند .
این حماقت به نظرم بعد از وفات پیامبر شروع شده و تا الان ادامه دارد ...
که در مورد عالمان دینی کم کاری هم هست یعنی کم کاری عده ای در کنار پرکاری عده ای احمق دیگر باعث این همه مشکلات است.
حالا سوال بنده این هست که چرا پس جوامع غربی که ما انها را بی خدا ، کثیف و بد میدانیم اینقدر در بین خودشان حداقل انسانی و دینی تر از ما رفتار میکنند ؟ آنها که دین ندارند
خواهشا در پاسخ سوالات من سیاه نمایی اون جوامع رو نکنید از امار تجاوز و .... بگید که مثلا بخواید ثابت کنید انها جوامع منحرف هستند و ما خوب . گرجه منظور من این نیست که ما بدیم

شروحیل;993554 نوشت:
سلام و عرض ادب

در جامعه کنونی چند کودک به صورت اعتقادی و نقلی مسلمان می شوند ؟؟؟

آیا به کودکی در این نظام آموزشی اجازه تحقیق داده می شود؟؟؟

کودکی که تا به سن تکلیف می رسد ، هنوز شروع به فراگیری اصول نکرده ، اما وظیفه اش تقلید بی چون و چرای فروع است !!!! ؟؟؟؟

این بار کج به مقصد نمی رسد !

این سیستم را روی میلیون ها انسان به صورت موش آزمایشگاهی امتحان کرده اید ...

نتیجه آن یا دین گریزی بوده ، یا نفاق !!!!

هر شخص باید ابتدا اعتقاد به اصول پیدا کند ، سپس سراغ فروع برود !!!!! انجام فرعیات بدون اعتقاد بی ثمر است!

و جالبی اش این هست که برخی دوستان اعتقاد دارن زن را مثل دستگاه جوجه کشی تا میتوانید حامله کنید که جمعیت مسلمانان افزایش یابد
انگار پرورشگاه صنعتی گوسفند هست
بچه ای که دین و اعتقادات درستی ندارد به چه دردی میخورد ؟
در توجیه مشکلاتی که برای مادرها بخاطر این مساله پیش می آید هم صغری کبری میکنند.
حتی جمعیت فعلی را هم نمیتوانند پشتیبانی کنند.

Ali407;993563 نوشت:
حالا سوال بنده این هست که چرا پس جوامع غربی که ما انها را بی خدا ، کثیف و بد میدانیم اینقدر در بین خودشان حداقل انسانی و دینی تر از ما رفتار میکنند ؟ آنها که دین ندارند
خواهشا در پاسخ سوالات من سیاه نمایی اون جوامع رو نکنید از امار تجاوز و .... بگید که مثلا بخواید ثابت کنید انها جوامع منحرف هستند و ما خوب . گرجه منظور من این نیست که ما بدیم

سوال شما سوال خوبی هست که نیازمند بررسی تمام جوانب و یک پاسخ تفصیلی است، به همین خاطر لازم است در تاپیک مستقلی آن را مطرح کنید، چون میدانم پاسخ بنده به این سوال شما در این تاپیک بدون پاسخ از سوی برخی دوستان نخواهد بود و طبیعتا بحث از موضوع تاپیک به این حوزه منتقل میشود.

از همین گزینه "ارسال پرسش" در امضاء بنده می توانید این مسئله را به عنوان یک پرسش جدید ارسال کنید.

شروحیل;993554 نوشت:
آیا به کودکی در این نظام آموزشی اجازه تحقیق داده می شود؟؟؟
کودکی که تا به سن تکلیف می رسد ، هنوز شروع به فراگیری اصول نکرده ، اما وظیفه اش تقلید بی چون و چرای فروع است !!!! ؟؟؟؟

Ali407;993564 نوشت:
انگار پرورشگاه صنعتی گوسفند هست
بچه ای که دین و اعتقادات درستی ندارد به چه دردی میخورد ؟

این مباحث خارج از موضوع تاپیک است، و هر کدام بررسی خاص خودش را می طلبد، نباید خیلی هم ژست روشنفکری به خودمان بگیریم، این مباحث مباحث تخصصی هستند و ابراز نظر در آنها به راحتی نیست!
فقط اجمالا عرض کنم که تعداد زیاد فرزندان خودش یکی از عوامل تربیتی است که از آن به «خودتربیتی» تعبیر می کنند، شما ببینید بچه هایی که در گذشته در خانواده های چند نفره بودند بهتر تربیت شده اند یا بچه هایی که الان در خانواده های تک فرزند یا دو فرزند تربیت شده اند! بهترین فضا برای رشد و تکامل بچه ها این است که رقابت، تواضع، گذشت، جنگندگی، نظارت، و همه اینها را از همان کودکی یاد بگیرند، عمده بچه هایی که یکی دو تا هستند خودخواه، فاقد روحیه تعامل، بدون گذشت، انحصار طلب و مانند آن هستند.

در هر صورت اگر نظر دیگری دارید باید در تاپیک مستقلی دنبال بفرمایید تا متخصص همان حوزه ابراز نظر کند.

shahed1;993541 نوشت:
سلام

الله اعلم، من فکر نمی کنم باز کردن تاپیکی که بطور تصادفی بسته شده کاری داشته باشد، ای کاش آنکس که زحمت کشید و بعد از بیست ماه قفل تاپیک را باز کرد دوباره این کار را می کرد.

تالارهای گفتمان دینی برای این بوجود آمده اند که افراد، نقطه نظرهای خود درباره دین را در معرض برخورد افکار دیگران قرار دهند، مسئولیت تالارهایی که به منظور پاسخگویی به مسائل دینی احداث شده اند به مراتب خطیر تر است، شما اگر به دنبال حقیقت هستید از خود بپرسید چرا کارشناسان محترم پاسخگو، در آن تاپیک وارد بحث نشدند و اشتباهات بنده را از طریق آیات قرآن خاطر نشان نکردند؟آنها بدون اینکه پاسخگوی چیزی باشند، تاپیک را قفل کردند و از خود مطلبی باقی نگذاشتند تا افرادی که تاپیک را می بینند بتوانند مطالب را با یکدیگر مقایسه کنند و قول احسن را انتخاب نمایند.

أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَىٰ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ

آيا برای آنها این کافی نیست كه بر تو كتاب فرستاده‌ايم و بر آنها خوانده مى‌شود. در اين كتاب براى مؤمنان رحمت و اندرز است.(29:51)

خداوند چگونه باید بطور مستقیم کتابش را می فرستاد؟!

این اعتماد به اقوال و گواهی گذشتگان بزرگترین بلایی است که بشر در همه اعصار تاریخ بدان گرفتار بوده و هیچگاه از آن رهایی پیدا نکرده است. خداوند به این معضل بزرگ تحت عنوان آباء اولین اشاره کرده تا جایی که می فرمایند علت اینکه ملتها حرف رسولان خود را بر نمی تافتند و انبیاء و شهدا را تکفیر کرده و به قتل می رساندند این بود که آنها چیزی می گفتند که با آنچه از آباء اولینشان به ایشان رسیده بود مغایرت داشت.

أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءَهُمْ مَا لَمْ يَأْتِ آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ

آيا در اين سخن نمى‌انديشند يا براى آنها چيزى نازل شده كه براى نياكانشان نازل نشده بود؟(23:68)


سلام
نمی خواهم موضوع تاپیک منحرف شود، فقط در همین حد که منظور بنده از اینکه خداوند مستقیم پیامش را میفرستاد،این نبود که نیازی به پیامبر نیست، مقصود این بود که حضرت محمد(ص) تنها وظیفه ی ابلاغ آیات را به مردم نداشتند بلکه تفسیر و تبیین آن هم بر عهده داشتند. شما نمی توانید از یک آیه قرآن بدون توجه به شأن نزول آن نتیجه دلخواه یگیرید.

شما اگر به آیه 44 سوره نحل مراجعه کنید آمده است که :

و اين قرآن را بتو نازل كرديم تا براى مردم آنچه را به ايشان نازل شده بيان كنى شايد انديشه كنند. (نحل آیه 44)

کاملا مشخص است تنها وظیفه پیامبر ابلاغ وحی نبوده بلکه وظیفه تبیین آیات هم برعهده ی پیامبر(ص) بوده و نه من و نه شما.

اگر به آیه 32 سوره فرقان هم مراجعه کنید دلیل اینکه چرا قرآن یکجا نازل نشده، آمده است. دلیلش آن نیست که خداوند نمیتوانسته یکجا پیامش را بفرستد...

آیه داریم: و هنگامی که ماه های حرام پایان یافت، مشرکان را هرجا یافتید به قتل برسانید!! (توبه آیه 5)

یا آیه داریم: و هنگامی که با کافران روبرو شدید گردن هایشان را بزنید... (محمد آیه 4)

خب اگر شما این آیات را بدون شأن نزول آن و بدون توجه به وقایع تاریخی نقل شده، تفسیر کنید پس باید طبق فرمان خدا هر کافری که را که دیدید بکشید!!
نمونه این نوع طرز تفکر میشود داعش امروزی!!
اینکه شما عقیده دارید نماز یعنی آنکه برویم وضو بگیریم و بعد بنشینیم چند ساعت قرآن و معنای آن را بخوانیم و تدبر کنیم،حرفی نیست.
ما هم نماز را به شکلی که از زمان پیامبر(ص) هر روز انجام می شده و مردم هر روز شاهد و گواه همدیگر بوده اند،برپا میداریم. همان مردمی که زمام پیامبر(ص) آیات قرآن را حفظ میکردند چون در آن زمان کاغذی به آن صورت نبود که روی آن بنویسند.
سر موقع هم، قرآن میخوانیم و هم در آن تدبر می کنیم...
حالا شما یک تاپیک جدید بزنید، اول کارشناس مربوطه نظر خودشان را اعلام کنند بعد شما بگویید یه این دلیل و ٱن دلیل و به استناد فلان منبع این قسمت از حرف شما را قبول ندارم...خیلی راحت بحث کنید نه اینکه اول صغری کبری بچینید و با کلی تفسیر که پایه و اساس محکمی ندارد حرف خودتان را به کرسی بنشانید...

مسلم;993550 نوشت:

ما که نمی توانیم تاپیک باز کنیم، مگر آنکه ترویجی باشد، وگرنه معنا ندارد ما به عنوان کارشناس تاپیک سوالی باز کنیم!! شما تاپیک را بگشایید بنده یا کارشناسان دیگر در خدمتیم. منتهی اگر می خواهید ب این دیدگاه وارد شوید که ما را قانع کنید اصلا تاپیک باز نکنید، چون چنین نیتی هرگز به نتیجه ختم نخواهد شد، نیت طرفین باید کشف حق و حقیقت باشد.
توصیه دیگرم این است که پیش از گشودن تاپیک نماز، تاپیکی در مورد انحصار حجیت در قرآن و عدم حجیت روایات باز کنید که خیلی مهم تر است و اگر در آن حق روشن شود، در مسئله نماز هم حق روشن خواهد شد.

یا حق

سلام بر مسلم گرامی

اگرچه آیات فراوانی انحصار حجیت در قرآن و عدم حجیت روایات را به اثبات می رسانند ولی تجربه به من نشان می دهد اگر ما بخواهیم به توصیه شما عمل کنیم و از این راه برویم، مسیری بسیار طولانی را باید طی کنیم. من پیشنهاد می کنم به روش مهندسی معکوس عمل کنیم و به کالبد شکافی مسئله صلات بپردازیم که مسیر کوتاهتریست.
چون معمولاً وقتی صحبت از انحصار حجیت قرآن و عدم حجیت روایات مطرح می شود اولین سئوالی که پیش کشیده می شود مسئله نماز است. می گویند: اگر قرآن ما را بس است پس رکعات نماز در کجای آن آمده ؟!
من با توجه به اهمیت فوق العاده مسئله نماز یا صلات در قرآن ، قبلاً تاپیکی با عنوان : در عصر رسول الله نماز به این شکل نبوده! باز کردم، بیش از یک ماه طول کشید و کارشناسی در بحث شرکت نکرد. بعد تصمیم گرفتند تاپیکی دیگر باز کنند و نامش را نماز از منظر قرآن بگذارند. بعد از اینکه تاپیک جدید باز شد حدود 17 روز دیگر طول کشید تا کارشناس محترمی پا به عرصه تاپیک گذاشتند اما ایشان با ارسال دو پست تاپیک را ترک کردند و نهایتاً موضوع قفل شد. اخیراً جناب مستنبط تاپیک را بازگشایی کردند ولی بنا به دلایلی دوباره قفل شد.
حالا من فکر می کنم بجای احداث تاپیک جدید و طی دوباره این مسیر زمانبر، بهترین راه این است که قفل تاپیک نماز از منظر قرآن را باز کنید. چون گفته شده در مرحله دوم تاپیک بطور تصادفی و در اثر مشکلی که برای سیستم پیش آمده قفل شده است.
آیا لطف می کنید این کار را انجام دهید؟

shahed1;993584 نوشت:
بجای احداث تاپیک جدید و طی دوباره این مسیر زمانبر، بهترین راه این است که قفل تاپیک نماز از منظر قرآن را باز کنید

این کار برای بنده مقدور نیست، چرا که هر تاپیک زیر نظر یک کارشناس است که باید بر آن نظارت داشته باشد، من نمی توانم تاپیکی را که بنده کارشناس آن نیستم باز یا بسته کنم! شما با استاد مستنبط صحبت کنید.

سلام
اسلام به ذات خود ندارد عیبی ، هر عیب که هست از مسلمانی ماست.

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند


مسلم;993567 نوشت:
تعبیر می کنند، شما ببینید بچه هایی که در گذشته در خانواده های چند نفره بودند بهتر تربیت شده اند یا بچه هایی که الان در خانواده های تک فرزند یا دو فرزند تربیت شده اند! بهترین فضا برای رشد و تکامل بچه ها این است که رقابت، تواضع، گذشت، جنگندگی، نظارت، و همه اینها را از همان کودکی یاد بگیرند، عمده بچه هایی که یکی دو تا هستند خودخواه، فاقد روحیه تعامل، بدون گذشت، انحصار طلب و مانند آن هستند.

من مخالف تک فرزندی هستم اما
به قول شما از موضوع تاپیک خارج است ولی به نظر بنده بچه هایی که امروز تربیت میشوند به دلیل اینکه تمام تمرکز پدر و مادر بر روی یک بچه شان است قطعا بهتر از بچه های گذشته است که توی جوی فاضلاب بزرگ میشدند
بالاخره فرق است بین کسی که از روی علاقه کلی کلاس علمی و تربیتی میرود و کسی که بین ملخ ها بزرگ شده
بستگی دارد شما چه چیزی را برتر بدانید و از چه زاویه ای نگاه کنید
اگر منظورتان این است که بچه خودش برود در خیابان سیب زمینی بفروشد و بهترین سالهای جوانی اش را مشغول خرحمالی برای دیگران باشد که مثلا به خیال ما زرنگ بار بیاید بله اون چیزی که شما فرمودید درست است.
ولی اگر قرار است از ابتدا با فرهنگ و باشعور بار بیاید و نتیجه کار بعنوان مثال امثال احسان خواجه امیری یا فرزندان ایت الله های بزرگ باشد خواهید دید که این بچه ها از کودکی با توجه زیاد پدر مادر درست تربیت شده اند
اون چیزی که شما میفرمایید بیشتر شبیه قانون جنگ است و برای حیوانات پاسخگو است
انسان مدرن امروزی باید بگونه ای دیگر تربیت شود
در ضمن بنده اصلا فاز روشنفکری برنداشتم و نظر شخصی ام را گفتم ، یعنی هدف این سایت که بحث و گفتگو است.
دوما با این پاسخ شما جواب سوال اولم را تا حدودی گرفتم

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

مدیر ارجاع سوالات;993367 نوشت:
اگه واقعا این مدعیان خدا و نبوت و جهان پس از مرگ، به یه حقیقت و منبع با ارزش باور دارند، پس چرا اینهمه با همدیگه اختلاف نظر جدی دارند؟
چرا اینهمه با هم ستیز دارند تا جایی که حکم مرگ همدیگه رو صادر می کنند؟
اگه منبع مورد ستایش شون حقانیت داشت پس قاعدتا اینهمه جنگ و ستیز نمی کردند و حرف حق اگر واقعا حق بود می تونست اونا رو به یه نقطه مشترک برسونه که نه تنها همچین اتفاقی نیفتاد بلکه چشم اندازش هم وجود نداره و تو برخی موارد، اختلافات شون در حال پررنگ تر شدن هم هست.

سلام
یافتن طریق اعلای هدایت خود آزمون بزرگی است که عامل اختلافات بسیار است بخصوص که منابع دینی ما بدون نوعی از راست اندیشی و راست کرداری درست فهمیده نمی شوند و قابلیت فهم نادرست را دارند.
یا علیم[/][/][/]

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

مسلم;993395 نوشت:

اسلام یک برنامه است، نه یک مربی! اگر یک مربی بچه هایی را که قرار است تربیت کند خوب تربیت نکرده باشد حق داریم از او سوال کنیم و حق داریم آن را زیر سوال ببریم؛ اما اگر یک برنامه را به یک عده دادیم و خوب تربیت نشدند نمی توانیم آن برنامه را زیر سوال ببریم، چون ممکن است به آن برنامه عمل نکرده باشند.

سلام استاد مسلم عزیز

خب هرکسی با هر دینی باشه می تونه همچین ادعایی بکنه

می تونه بگه به دستورات دین من عمل نشد وگرنه همه خوشبخت میشدن[/][/][/]

Im_Masoud.Freeman;993792 نوشت:
خب هرکسی با هر دینی باشه می تونه همچین ادعایی بکنه
می تونه بگه به دستورات دین من عمل نشد وگرنه همه خوشبخت میشدن

سلام مسعود عزیز

بله درست است، هیچ کسی نمی گوید ماست من ترش است، من هم نمیگویم راه تشخیص دین حق بسته است، من فقط می گویم راه تشخیص دین حق، نگاه به رفتار متدینین نیست، چون ممکن است متدینین بهترین دین را داشته باشند اما به آن عمل نکنند، یا کسی دین مزخرفی داشته باشد اما به خاطر جوّ اجتماعی، یا خانوادگی یا هر چی یک انسان بسیار مودب و متشخصی باشد.

راه کشف حقیقت، نگاه به خود ادیان است، نباید به ادعاها و رفتارها اعتنا کرد، باید با دقت خود ادیان را مطالعه کرد...
شما ببینید هیچ دینی به اندازه اسلام بر اخلاق و رفتار درست تاکید ندارد، آن هم نه فقط اخلاق های عمومی چون صداقت و پرهیز از ظلم و مانند آن، بلکه مثلا تأکید عمیق بر علم آموزی، نظافت، محیط زیست، و...
و همچنین اخلاق های اجتماعی مثل پرهیز از دریافت، و پرداخت رشوه، شایسته سالاری، اتقان در رفتارها، امر به معروف ونهی از منکر و...

مثلا شما در خصوص همین مورد آخری، به علت نوشتن کتابی در این زمینه از سوی مایکل کوک مراجعه کنید، این شخصیت آمریکایی کتابی در خصوص امر به معروف و نهی از منکر در اسلام نوشته است، علت انتخاب این موضوع را اگر مطالعه کنید همه چیز دستتان می آید.

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

مسلم;993816 نوشت:
سلام مسعود عزیز

بله درست است، هیچ کسی نمی گوید ماست من ترش است، من هم نمیگویم راه تشخیص دین حق بسته است، من فقط می گویم راه تشخیص دین حق، نگاه به رفتار متدینین نیست، چون ممکن است متدینین بهترین دین را داشته باشند اما به آن عمل نکنند، یا کسی دین مزخرفی داشته باشد اما به خاطر جوّ اجتماعی، یا خانوادگی یا هر چی یک انسان بسیار مودب و متشخصی باشد.

راه کشف حقیقت، نگاه به خود ادیان است، نباید به ادعاها و رفتارها اعتنا کرد، باید با دقت خود ادیان را مطالعه کرد...
شما ببینید هیچ دینی به اندازه اسلام بر اخلاق و رفتار درست تاکید ندارد، آن هم نه فقط اخلاق های عمومی چون صداقت و پرهیز از ظلم و مانند آن، بلکه مثلا تأکید عمیق بر علم آموزی، نظافت، محیط زیست، و...
و همچنین اخلاق های اجتماعی مثل پرهیز از دریافت، و پرداخت رشوه، شایسته سالاری، اتقان در رفتارها، امر به معروف ونهی از منکر و...

مثلا شما در خصوص همین مورد آخری، به علت نوشتن کتابی در این زمینه از سوی مایکل کوک مراجعه کنید، این شخصیت آمریکایی کتابی در خصوص امر به معروف و نهی از منکر در اسلام نوشته است، علت انتخاب این موضوع را اگر مطالعه کنید همه چیز دستتان می آید.


استاد عزیز من نمی دونم آخر ما غربی ها رو قبول داریم یا نداریم

اگر داریم پس چرا چیزهایی که موافق دین ما نیستند رو رد میکنیم و دروغ و تبلیغ و شانتاژ تلقی میکنیم

اگر نداریم پس چرا اونجایی که ما رو تایید میکنند رو به همه نشون میدیم و کتاب و سند معرفی میکنیم

خب هرکسی می تونه در مورد یه دین یا فرقه یا تفکر تحقیق کنه

مثلا من میرم در مورد داعش تحقیق میکنم می بینم هزاران نفر رو به شکل وحشیانه ای کشتند

ولی وقتی از خودشون می پرسم میگن اونها داعشی واقعی نیستند

داعشی واقعی قلبی مهربان دارد و لبریز از محبت و انسان دوستی هست

استاد عزیز من می دونم که تمام حرفهای شما درست هست.

ولی من برای رسیدن به این درستی ها مسیری بسیار طولانی رو پیمودم

به نظرم باید راه های کوتاه تر و دقیق تری برای اثبات حقانیت اسلام و تفکیک اون از سایر فرقه ها وجود داشته باشه[/][/][/]

Im_Masoud.Freeman;993822 نوشت:
استاد عزیز من نمی دونم آخر ما غربی ها رو قبول داریم یا نداریم
اگر داریم پس چرا چیزهایی که موافق دین ما نیستند رو رد میکنیم و دروغ و تبلیغ و شانتاژ تلقی میکنیم
اگر نداریم پس چرا اونجایی که ما رو تایید میکنند رو به همه نشون میدیم و کتاب و سند معرفی میکنیم

این کاملا طبیعی هست، همیشه اعتراف هر کسی علیه خودش پذیرفته میشود، اما تعریفش از خود پذیرفته نمیشود!!
همانطور که ما برای اثبات حجیت شیعه به کتاب های اهل سنت استناد می کنیم، آنها هم برای اثبات ادعای خود به سخنان و کتاب های ما استناد می کنند.

این لازمه بحث است که برای ابطال سخنان هر کسی به اعترافات خودش استناد میشود.

Im_Masoud.Freeman;993822 نوشت:
خب هرکسی می تونه در مورد یه دین یا فرقه یا تفکر تحقیق کنه
مثلا من میرم در مورد داعش تحقیق میکنم می بینم هزاران نفر رو به شکل وحشیانه ای کشتند
ولی وقتی از خودشون می پرسم میگن اونها داعشی واقعی نیستند
داعشی واقعی قلبی مهربان دارد و لبریز از محبت و انسان دوستی هست


در مورد ابطال نگرش های داعشی و وهابی هم ما نمی گوییم به رفتارشان نگاه کنید، میگوییم به اعتقاداتشان نگاه کنید؛ منتهی رفتار داعشی ها مطابق با اعتقادشان است و خودشان هم این را قبول دارند.
تکفیر و کشتن جزء مکتب وهابیت است و اتفاقا آنها کاملا طبق مکتبشان عمل می کنند؛ بله اگر در نظر وهابیت کشتن انسان ها و تکفیر مردود می بود اما داعشی ها انسان میکشتند ما می گفتیم این ایراد به اعتقادشان مربوط نیست، بلکه اشکال از رفتار است، نه باور! همانطور که در خصوص شیعه انگلیسی همین را می گوییم که این رفتارهای خلاف وحدت ربطی به شیعه ندارد، اینهایی که چنین می کنند شیعه حقیقی نیستند.
اما داعش دقیقا مطابق با اعتقادش عمل می کند

Im_Masoud.Freeman;993822 نوشت:
ولی من برای رسیدن به این درستی ها مسیری بسیار طولانی رو پیمودم
به نظرم باید راه های کوتاه تر و دقیق تری برای اثبات حقانیت اسلام و تفکیک اون از سایر فرقه ها وجود داشته باشه

بله کار شما ارزشمند است؛ و همانطور که فرمودید راه های بسیاری برای کشف حقانیت اسلام و تفکیک آن وجود دارد؛ من عرضم این است که این اختلافات بین مذاهب و کاستی های رفتاری مربوط به رفتارهای انسان هاست و نباید در کشف حقانیت دین رهزنی کند.

[="3"]سلام علیکم و رحمه الله

shahed1;993424 نوشت:
اگر همه مسلمانان، قران را و فقط قرآن را به عنوان یگانه برنامه یکپارچه کننده و رهایی بخش می پذیرفتند و بکار می بستند خداوند درهای رحمتش را از زمین و آسمان به رویمان می گشود و همگان به سعادت و رستگاری در دنیا و آخرت می رسیدیم.

این حرفتان متین، ولی در مورد این مطلب :

shahed1;993424 نوشت:
این مهم هرگز محقق نخواهد شد مگر اینکه همگان، اسلام را بدون پسوند یا پیشوند بپذیرند و این مستلزم آن است که آنها از برنامه هایی که سنت و عترت برایشان تنظیم نموده دست بردارند و فقط و فقط به حبلل الله اعتصام کنند

یک سوال دارم از محضرتان:
اگر راهنمایی و رانندگی مقرر کند که مبنای رعایت قانون، فقط و فقط این کتاب "مقررات راهنمایی و رانندگی" است و بعد در داخل این کتاب بگوید که مثلا فرمان پلیس بالاتر از قوانین این کتاب است، یا جایی که چراغ قرمز است باید ایستاد ولی اگر پلیس فرمان به غیر آن دهد باید رعایت کرد، شما باز میگوید که فقط کتاب؟!

shahed1;993441 نوشت:
غیر خدا را تعبد ننماییم و اگر برقرار نباشد

shahed1;993497 نوشت:
ای کاش همگان بجای اعتصام به این مطالب خارج قرآنی فقط و فقط به قرآن تمسک می کردند و همانگونه که با پروردگارشان عهد بسته اند، غیر او را تعبد نمی کردند تا به اتحاد و یکپارچگی می رسیدند .

اولا که شیعه هیچوقت قائل به تعبد از غیر الله نداشته است و هر چه بوده(در مورد غیر از الله) اطاعت بوده...

حال لطفا بفرمایید که وقتی خود قرآن میفرماید علاوه بر خدا اطاعت از پیامبر و اولالامر هم واجب است، پاسخ شما چیست؟!

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا﴾(سورهٔ نساء-آیهٔ ۵۹)

اینجا کتاب شما (قرآن) میفرماید اگر اختلاف نظر دارید به نبی اکرم مراجعه کنید، بعد شما با تمسک به قرآن خلاف آن را میفرمایید؟!
آیا اگر قرآن کافیست (طبق فرمایش شما) و همه آن را بخوانند (نه تفسیر و نه تعبیر و نه آموزش) مگر باز هم اختلافی میماند که بخواهیم به کسی (خدا یا نبی ص) مراجعه کنیم؟!

shahed1;993441 نوشت:
و زمانی که شرط دستیابی به مفاهیم این کتاب معظم و شگفت انگیز را ایمان و تطهیر نفس دانسته کدام مفسر می تواند این شرط را نقض نماید؟!

چرا راه دور برویم؟!
همین الآن شما و شیعیان (مثلا استاد مسلم یا دیگران که در این بحث مقابل شما هستند و همه 72 ملت که الآن در جهان هستند،) مگر حتی یکی از آنها منکر این است که ریشه اعتقاداتش قرآن است؟

بنده الآن از قرآن آیه آوردم که اطاعت از نبی واجب است....حالا نبی اکرم میفرماید اطاعت از علی ع واجب است....علی ع میفرماید اطاعت از امام حسن ع واجب است...

بعد شما هم قرآن خوانده اید و میفرمایید فقط خدا!

پس چطور از یک کتاب دوتا برداشت به دست آمد؟!

مخلص کلام :شما از قرآن به این باور رسیده اید و ما هم از قرآن به این باور رسیده ایم، قران هم که الآن زبان ندارد بگوید کدام درستیم، حال اگر 7 میلیارد آدم هم بخواد قرآن را دست بگیره و برداشت شخصی خود را داشته باشه با یک کره زمین و 7 میلیارد اختلاف نظر مواجه خواهیم بود...در اینصورت سنگ روی سنگ بند خواهد شد؟!

از طرفی همان قرآن میگوید یا نبی ص تو برای این آمده ای که کتاب و حکمت (یعنی دوتا مقوله جدا از هم) را به مردم بیاموزی (یعنی بیاموزی...یعنی آموزش دهی...یعنی روشن کنی و یاد بدی)....چرا نگفت کتاب را بده به مردم خودشون میخونن، تو دیگه کاریت نباشه!

سوره مبارکه الجمعة آیه ۲
هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الأُمِّيّينَ رَسولًا مِنهُم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ﴿۲﴾
و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند و آنها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!

از طرفی میفرماید...یا نبی تو از روی هوی و هوس حرف نمیزنی و حرف تو همان حرف خداست و اطاعت تو مثل اطاعت خداست...

"و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی".

بعد شما میفرمایید فقط قرآن؟!!
ما هم عرض میکنیم فقط قرآن.....پس نبی و علی و ولی هم میاد دنبالش!

در مورد این متن زیر یک سوال دارم:

shahed1;993497 نوشت:
بدبختانه همین شأن نزولها و فرضیات تاریخی هستند که اختلافات را دامن می زنند و امت واحده را از هم می گسلند.

وجدانا و با صداقت پاسخ دهید لطفا :

اول اختلاف شروع شد و شیعه مجبور شد بره سراغ شان نزول و هزار و یک دلیل و شاهد در طول 14 قرن بیاره یا اول این شان نزولات و فرضیات تاریخی بوجود آمد و باعث اختلافات شد؟

شما از این همه مذهب شاکی هستید و میفرمایید همشون چرندیاته و فقط اسلام را نگه دار...

shahed1;993525 نوشت:
مذاهب آن؟!
شما این کلمه مذاهب را از کجا اخذ کرده اید؟ از قرآن؟
چه کسی مجوز احداث مذهب را صادر کرده؟

خدا اموات شما را رحمت کند ، خیلی هم عالی میفرمایید..
فقط یک سوال!
اول این مذاهب خود به خود و بی دلیل بوجود آمدند و بعد اختلافات شروع شد یا خیر، اول اختلافات ایجاد شد و مجبور شدند این اسامی را بگذارند روش؟!
والا به خدا شیعیان هم بی تقصیرند!happy
آنها هم داشتند به فرمان قرآن(!) از نبی اکرم ص و به تبع آن از امامان ع پیروی و اطاعت (و نه تعبد و بندگی) می کردند که در اطراف و اکناف آنها عقایدی من درآوردی به وجود آمد و خود به خود مذاهب ایجاد شد!

shahed1;993500 نوشت:
متأسفانه کسانی که از این موضوع اطلاع ندارند، اختلافات مذهبی را به دین نسبت می دهند در حالی که حساب دین از مذهب جداست چرا که مرجع و مأخذ دین کتاب آسمانی است ولی مذهب به باورها و عقاید آباء اولین چشم دوخته

لطفا در مورد شیعیان یک نمونه بفرمایید،کجا کلامی را که منتهی به نبی اکرم ص نبود و از قول آباء و اجدادشان پیروی کردند؟!

shahed1;993525 نوشت:
کتاب آسمانی نازل می شود تا مذاهب را از بین ببرد و دین را خالص گرداند نه اینکه با ایجاد مذهب دین را تکه تکه و فرقه فرقه نماید و اختلاف بوجود آورد

خدا باعث و بانیشو لعنت کناد!happy[/]

سلام علیکم و رحمه الله

Ali407;993752 نوشت:
بچه هایی که امروز تربیت میشوند به دلیل اینکه تمام تمرکز پدر و مادر بر روی یک بچه شان است

متاسفانه واقعیتهای جامعه خلاف این را نشان می دهد!
تمرکز زمانی مفید است که همراه با آگاهی و تخصص باشد.
در حال حاضر فقط کنترل والدین و دخالتهای خاله خرسه ای بیشتر شده است!
برخی از والدین شکستها و ناکامیهای خودشان مانند عقده ای براشون شده که میخوان در فرزندانشان به کامیابی برسند!
مثلا طرف نتونسته پزشک بشه و از همان کودکستان آنقدر به فرزندش دکتر دکتر گفته اند و 12 سال آنقدر کلاس و کتاب رو سرش ریحته اند که بنده خدا اصلا جرأت نداشته حتی به غیر از پزشکی فکر کنه...آخرش هم یا پشت کنکور میمونه یا دانشجوی اخراجی میشه یا اینکه مطبی میزنه که هیچوقت بیماری ازش راضی نخواهد بود.
Ali407;993752 نوشت:
به قول شما از موضوع تاپیک خارج است ولی به نظر بنده بچه هایی که امروز تربیت میشوند به دلیل اینکه تمام تمرکز پدر و مادر بر روی یک بچه شان است قطعا بهتر از بچه های گذشته است که توی جوی فاضلاب بزرگ میشدند
بالاخره فرق است بین کسی که از روی علاقه کلی کلاس علمی و تربیتی میرود و کسی که بین ملخ ها بزرگ شد

بنده تو فاضلاب که نه ولی تو جوی آب بزرگ شدم...و با ملخها که نه ولی با سگ و گربه بزرگ شدم....خیلی توانائیها بنده و امثال بنده داریم که حتی توی رویا هم نمیتونیم نصور کنیم بچه های الآن در آینده بتونن انجام دهند.
البته منظورم مقایسه بین دو نسل نیست، چرا که قطعا شرایط باعث شده که نسل جدید اینطور بشه وگرنه نه ما نابغه بودیم و نه اینها پخمه هستند...فقط شرایط و همین تک فرزندی و تمرکز زیادی والدین یکی از معایب و ایجاد کننده همین شرایط منفی هستش!
دلیل زیاده ولی در این تاپیک محلی برای گفتگو و تحلیلش نیست.
همیشه این مثال را میزنم: اگر کسی یک ماشین صفر بگیره و کاری به کارش نداشته باشه و فقط آب و روغنشو بده به نظرم خیلی سالمتر و مطمئنر از ماشینی هستش که دست یکی باشه که هیچی از مکانیکی نمیدونه و هر هفته با آچار و پیچ گوشتی بیفته به جون ماشینش!
الآن والدین بسیاری حتی یک کتاب روانشناسی و تربیت کودک یا حتی برای خودشان نخونده اند و خودشان هزارتا مشکل دارند ولی از سیر تا پیاز فرزندشان را کنترل میکنن!
چه کتابی بخونه، چه فیلمی ببینه،چه لباسی بپوشه،ساعت چند بخوابه و کی بیدار بشه،.....اینا هستش تا 15-16 سالگی همین که پشت لب آقازاده سبز شد، دیگه خدا رو بنده نیست و تمام احساس سرکوب شده سر باز میکنه و راهی کوچه و خیابون میشه و نه درسی و نه کاری و ....دیگه اون پدر و مادر بدبخت جرأت نمیکنن یک کلمه حرف بزنن!
آمار درسی و انتخابهای اشتباه همسر، رشد بزهکاری و دوری عاطفی بین والدین و فرزندان تایید کننده عرایضم هست!
البته باز تکرار میکنم، دلایل زیادی باعث این موضع شده که یکیش هم تمرکز زیادی والدین بر زندگی تک فرزندانشان است!

عارف;993897 نوشت:
سلام علیکم و رحمه الله

متاسفانه واقعیتهای جامعه خلاف این را نشان می دهد!
تمرکز زمانی مفید است که همراه با آگاهی و تخصص باشد.
در حال حاضر فقط کنترل والدین و دخالتهای خاله خرسه ای بیشتر شده است!
برخی از والدین شکستها و ناکامیهای خودشان مانند عقده ای براشون شده که میخوان در فرزندانشان به کامیابی برسند!
مثلا طرف نتونسته پزشک بشه و از همان کودکستان آنقدر به فرزندش دکتر دکتر گفته اند و 12 سال آنقدر کلاس و کتاب رو سرش ریحته اند که بنده خدا اصلا جرأت نداشته حتی به غیر از پزشکی فکر کنه...آخرش هم یا پشت کنکور میمونه یا دانشجوی اخراجی میشه یا اینکه مطبی میزنه که هیچوقت بیماری ازش راضی نخواهد بود.

بنده تو فاضلاب که نه ولی تو جوی آب بزرگ شدم...و با ملخها که نه ولی با سگ و گربه بزرگ شدم....خیلی توانائیها بنده و امثال بنده داریم که حتی توی رویا هم نمیتونیم نصور کنیم بچه های الآن در آینده بتونن انجام دهند.
البته منظورم مقایسه بین دو نسل نیست، چرا که قطعا شرایط باعث شده که نسل جدید اینطور بشه وگرنه نه ما نابغه بودیم و نه اینها پخمه هستند...فقط شرایط و همین تک فرزندی و تمرکز زیادی والدین یکی از معایب و ایجاد کننده همین شرایط منفی هستش!
دلیل زیاده ولی در این تاپیک محلی برای گفتگو و تحلیلش نیست.
همیشه این مثال را میزنم: اگر کسی یک ماشین صفر بگیره و کاری به کارش نداشته باشه و فقط آب و روغنشو بده به نظرم خیلی سالمتر و مطمئنر از ماشینی هستش که دست یکی باشه که هیچی از مکانیکی نمیدونه و هر هفته با آچار و پیچ گوشتی بیفته به جون ماشینش!
الآن والدین بسیاری حتی یک کتاب روانشناسی و تربیت کودک یا حتی برای خودشان نخونده اند و خودشان هزارتا مشکل دارند ولی از سیر تا پیاز فرزندشان را کنترل میکنن!
چه کتابی بخونه، چه فیلمی ببینه،چه لباسی بپوشه،ساعت چند بخوابه و کی بیدار بشه،.....اینا هستش تا 15-16 سالگی همین که پشت لب آقازاده سبز شد، دیگه خدا رو بنده نیست و تمام احساس سرکوب شده سر باز میکنه و راهی کوچه و خیابون میشه و نه درسی و نه کاری و ....دیگه اون پدر و مادر بدبخت جرأت نمیکنن یک کلمه حرف بزنن!
آمار درسی و انتخابهای اشتباه همسر، رشد بزهکاری و دوری عاطفی بین والدین و فرزندان تایید کننده عرایضم هست!
البته باز تکرار میکنم، دلایل زیادی باعث این موضع شده که یکیش هم تمرکز زیادی والدین بر زندگی تک فرزندانشان است!

عزیز دلم ما هم تو جوی اب و پیش سوسک و پشه بزرگ شدیم ، و صحبت های شما هم دقیقا تایید حرف های بنده هست ، پدرمادرها همون کسایی هستند که به خیال پدرمادرهاشون زرنگ بار اومدن با اون سبک زندگی
و حاصل اون نوع زندگی اینه که طرف فکر میکنه که زرنگه از صفر شروع کرده که الان یه خونه یه مغازه یه زمین و یه پژو پارس یا سمند داره با 50 سال سن ، در صورتی که اینا همشون ملزومات زندگیه معمولیه ، اون پدر فکر میکنه خیلی زرنگه و به قول شما بدون علم به بچه هاش فشار میاره تا عقده هایی که خودش تو زندگی داشته رو تخلیه کنه به حساب اینکه بچش آدم بار بیاد.
این موردی که فرمودید رو همون پدرمادرهایی که گفته شده انجام میدهند.
این که تعدادی پشت کنکور میمونند و ... از اون طرف تعدادی هم قبول میشن و همون دکتر میشن و درآمد میلیونی دارند پس این مثال شما نقض میشه.
اون کسی که کنترل بر روی بچه اش داره درسته بچه کمی بی عرضه بار میاد ولی دلیل نمیشه که مادر بچه ها ده شکم بزاید
هزارتا بیماری بگیره
صدبار افسردگی
نه مسافرتی
نه خوشی نه چیزی ، دختر 12 ساله شوهر میدادن تا زمانی که شوهره زنده بوده این بنده خدا حاملس
در توجیه هم گفته میشه بر اساس طبیعتشه دوس داره مادر باشه
نه سبک زندگی الان درسته کاملا
نه سبک زندگی گذشته
نتیجه ده تا بچه دار شدن و سختی هاش شده الان که ملت همون یه دونه شو هم به زور تولید میکنن و میخوان تمام تلاششون رو برای تربیت صحیح اون بچه بذارن که به نظرم کار خوبیه حالا شما میگید نظرتون محترمه
درکل بحث من اینه نه باید اونقدر زیاد بچه دار شد که مثل گذشته گله ای بار بیان
نه مثل الان به زور یه دونه
پدرمادر قبل از بچه دار شدن باید علم خودشون رو افزایش بدن دوسه تا بچه دنیا بیارن و تمام تلاششون رو برای تربیت صحیح اونها بذارن
در ضمن بحث توانایی تو همین چند سال پیش در مورد ماها هم میگفتند
پدربزرگ های ما با یک بیل ده هکتار باغ را شخم میزدند تو یک روز ماها نمیتوانستیم بهمون میگفتند بی عرضه
بله ما بی عرضه بودیم چون بلد نبودیم بیل بزنیم عوض از هوش خوبی برخوردار بودیم
الان اون هوش ماهاست که برای ما نون در میاره نه قدرت بازو
بچه های الان هم همینن
شما فکر میکنی بی عرضه هستن
چند سال دیگه که نسل عوض شد و ماها مثل پدرمادرهامون عقب موندیم ازشون خواهیم دید کی بی عرضه هست.
بچه امروزی با تکنولوژی بار اومده و طبیعبت تکنولوژی ایجاد تنبلی هست ولی از اون سمت هوش بالاتری نیاز داره
چند سال صبر کنید و ببینید همین بچه های بی عرضه و بدون توانایی به قول شما چجور با یک پروژه اندازه کل عمر من و شما پول در خواهند آورد

با سلام و عرض ادب
اگرچه حرف برای گفتن بسیار است، و بنده هم انتقاداتی به کلام برخی از دوستان دارم، اما موضوع تاپیک اقتضاء می کنه که سکوت کنم، و از دوستان خواهش کنم بحث تعداد بچه و روش تربیتی رو در تاپیک مستقلی دنبال بفرمایند.
ممنونم
@};-

مسلم;993520 نوشت:
خب برادر من همین است دیگر! درگیر تعابیر نشوید، دلیلی که بر رد اسلام در اینجا به آن استناد شده است «اختلاف» است! منظور این است که اگر یک دین حق باشد نباید بین مذاهب آن اختلاف باشد! آیا منطقا اختلاف درونی مذاهب دلالت بر بطلان همه ی آنها می کند؟ آیا اصل و اساس اسلام زیر سوال می رود؟

سلام
این مطلبی که دیگر کاربران میفرمایید درست است.
یعنی اختلاف درون مذهبی دلیل بر این نیست که لزوما همگی مذاهب باطل هستند. یعنی ممکن است یکی از این مذاهب همان اسلام ناب باشد که خداوند میخواهد.

لکن از زاویه دیگری هم میتوان به این شبهه پرداخت
به نظرم بسیاری از افرادی که این شبهه را مطرح میکنند مقصود دیگری دارند :
اگر اسلام حق است پس این همه اختلاف برای چیست؟

یعنی میگویند امری اگر حق باشد باید به گونه ای باشد که آتو به دیگران ندهد و جلوی اختلاف کثیر را بگیرد.

تقریبا چیزی شبیه به ایه ای که میفرماید
اگر قران از سوی خدا نبود در آن اختلاف کثیر بود...

حالا این افراد میگویند اگر اسلام حق است و از سوی خدا است باید به گونه ای بود که جلوی اختلاف کثیر گرفته میشد...

جناب مسلم لطفا مسئله را از این زاویه نیز بررسی کنید
چون انچه شما مدنظرتان است مقصود اصلی شبهه داران نبوده است.
شاید این شبهه را نیز خوانده باشید که میگویند بروشور راهنمای یک یخچال به گونه ای است که جلوی اختلاف را میگیرد و شفاف و روشن است ولی اسلام در گزاره های اصلی تا فروعاتش دچار اجمالات و ابهامات و تفسیرهای زیادی است که استعداد زیادی برای ایجاد فتنه و اختلاف دارد.... و همین را دلیل کافی بر عدم حق بودن اسلام میدانند.

موضوع قفل شده است