جمع بندی اگر اسلام دین حق است، پس چرا این همه اختلاف و تکفیر و کشتار؟

تب‌های اولیه

86 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
اگر اسلام دین حق است، پس چرا این همه اختلاف و تکفیر و کشتار؟

با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان ضمن حفظ امانت، جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم، با نام کاربری "مدیر ارجاع سؤالات" درج می شود:

نقل قول:


یک شخص بی دین در رد اسلام و خصوصا مذهب شیعه چنین استدلال می کند:

مذاهب مختلف اسلامی مثل شیعه های دوازده امامی، وهابیون، پیروان امام احمد الحسن یمانی به شدت با همدیگه در تعارض هستند و برای رد کردن و کوبیدن و زیر سوال بردن اساس همدیگه کتابها و مقالات زیادی نوشته اند و سخنرانی های فراوان انجام داده و می دهند، و سعی می کنند همدیگه رو کافر، منحرف، باطل، یا دست نشانده آمریکا و انگلیس و غیره معرفی کنند.
اما همه این گروه ها داخل خودشون به صورت آتشین غیرت و تعصب خدا و اسلام رو دارند. هر کدوم شون مداوما و به شکل خستگی ناپذیر دم از خدا پرستی و حقانیت می زنند و از جهان ذهن ساخته ای صحبت می کنند که خداشون بهشون وعده داده که بعد از مرگ بهش ورود پیدا خواهند کرد.

اگه واقعا این مدعیان خدا و نبوت و جهان پس از مرگ، به یه حقیقت و منبع با ارزش باور دارند، پس چرا اینهمه با همدیگه اختلاف نظر جدی دارند؟
چرا اینهمه با هم ستیز دارند تا جایی که حکم مرگ همدیگه رو صادر می کنند؟
اگه منبع مورد ستایش شون حقانیت داشت پس قاعدتا اینهمه جنگ و ستیز نمی کردند و حرف حق اگر واقعا حق بود می تونست اونا رو به یه نقطه مشترک برسونه که نه تنها همچین اتفاقی نیفتاد بلکه چشم اندازش هم وجود نداره و تو برخی موارد، اختلافات شون در حال پررنگ تر شدن هم هست.
پس برای اینکه به نتیجه گیری عقلانی برسیم ابتدا روح این تفکر رو شناسایی کنید و سپس به اصل و اساسش شک کنید؛ در عقلانی ترین حالت ممکن خواهید توانست که اصل و اساسش رو رد کنید.


با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید :Gol:

[TABLE="width: 700, align: center"]

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]
[TD="align: center"][/TD]
کارشناس بحث: استاد مسلم

[TD][/TD]

[/TABLE]

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

مدیر ارجاع سوالات;993367 نوشت:
یک شخص بی دین در رد اسلام و خصوصا مذهب شیعه چنین استدلال می کند:
مذاهب مختلف اسلامی مثل شیعه های دوازده امامی، وهابیون، پیروان امام احمد الحسن یمانی به شدت با همدیگه در تعارض هستند

برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:

اختلاف درونی یک دین باعث نمیشود که ما تمام طرفین را بر باطل بدانیم! مثلا امروز بین پزشکان هم در بین خودشان در برخی موارد اختلاف نظر وجود دارد، آیا این اختلاف نظر یعنی اصل پزشکی انحراف است، و همه ی آنها بر باطل هستند و نظر هیچ کدام درست نیست؟!
آیا در بین کسانی که خدا را قبول ندارند اختلافی نیست؟ صدها مکتب وجود دارد که هیچ کدام خدا را باور ندارند، اما در کیفیت تعریفشان از دنیا اختلاف نظرهای جدی وجود دارد. پس خداناباوری هم اشتباه است.

نکته دوم:

حساب شیعه و سنی را باید از حساب وهابیت و جریان احمدالحسن و مانند آن جدا کرد.
بین شیعه واقعی و اهل سنت واقعی اختلافی نیست، نه یکدیگر را تکفیر می کنند، و نه قتل و کشتار؛ شما ببینید در برخی شهرها با هم ازدواج می کنند و رفتارشان کاملا برادرانه است؛ ایران همان طور که از لبنان شیعه حمایت می کند، از فلسطین سنی هم حمایت می کند.

این حُسن رفتار در متون دینی ما هم وجود دارد، همان طور که در روایت داریم معلی بن خنیس می گوید نیمه شب امام صادق(ع) با با یک کیسه دیدم که به دوش می کشید،ایشان را تعقیب کردم متوجه شدم نیمه های شب به صورت ناشناس برای فقرای اهل سنت نان می برد، (الکافی، ج4، ص9) خب اگر امام(ع) قصد داشت از این حرکت بهره برداری سیاسی بکند خودش را معرفی می کرد، در حالی که مخفیانه کمک می کرد یعنی اینکه حقیقتا همه مسلمانان را برادر می دانستند.

اما حساب وهابیت و جریان احمد الحسن جداست، اینها نه تنها با شیعه، بلکه با اهل سنت هم مشکل دارند، یعنی اقلیتی هستند که با تمام اسلام مشکل دارند؛ این فرقه ها واقعا دست نشانده ی غرب هستند برای اینکه جلوی رشد اسلام را بگیرند، این را هم ما نمیگوییم که بگویند مسلمانان یکدیگر را متهم میکنند که دست نشانده آمریکا هستند، هم ترامپ در سخنرانی های انتخاباتی خودش این را به دولت اوباما نسبت داد، و هم خود خانم هیلاری کلینتون وزیر سابق خارجه آمریکا و مشاوران ارشد امنیتی چون گوردون داف اعتراف کرده اند که ما به بیش از 60 کشور دنیا مسافرت کرده ایم تا داعش را به وجود آوریم، آیا این اعتراف خودشان کافی نیست برای اینکه بدانیم داعش و وهابیت فرقه ای اسلامی نیست، و فقط ایجاد شده تا بین مردم نسبت به اسلام ایجاد نفرت کند؟

نباید به این سادگی فریب بخوریم، وگرنه من مثلا می توانم برای تخریب اسلام یک مکتب به ظاهر اسلامی درست کنم که به کشتار دیگران مشغول شوند، خب انسان های آگاه باید بفهمند که این مکتب، یک مکتب ساختگی است، خود سازندگان آن دارند اعتراف می کنند، این مکتب ربطی به اسلام ندارد. این مردم هستند که باید عاقل باشند.

وگرنه کجای اسلام اجازه داده شده که کودکان بی گناه کشته شوند؟ حتی اگر شیعیان کافر باشند کجای اسلام اجازه داده شده در مسیر رفت و آمد کافران بمب گذاشته شود تا بی گناه و گنهکار، بچه و بزرگ کشته شوند؟ رفتارهای این جریان ها به قدری اسلام ستیزانه است که هم شیعه و هم اهل سنت این جریان ها را خارج از اسلام می دانند.

شیعه هیچ مذهبی از مذاهب اهل سنت را تکفیر نکرده است، و حتی منحرفینی چون وهابیت و پیروان احمدالحسن را تا زمانی که دست به اقدام عملی نزنند و به کشتار مشغول نشوند کاری با آنها ندارد. یعنی علی رغم اینکه فتواهای مختلف از علمای وهابی عربستان صادر شده است که کشتن شیعیان جایز است، اما حتی یک فتوای متقابل از سوی مراجع شیعه صادر نشد که کشتن وهابیان جایز است...!

نکته سوم:

اسلام یک برنامه است، نه یک مربی! اگر یک مربی بچه هایی را که قرار است تربیت کند خوب تربیت نکرده باشد حق داریم از او سوال کنیم و حق داریم آن را زیر سوال ببریم؛ اما اگر یک برنامه را به یک عده دادیم و خوب تربیت نشدند نمی توانیم آن برنامه را زیر سوال ببریم، چون ممکن است به آن برنامه عمل نکرده باشند.

اسلام فقط یک برنامه است، بنابراین برای قضاوت در مورد اسلام باید به خود دستورات آن نگاه کرد، نه رفتار مسلمانان؛ ممکن است اسلام برنامه خوبی باشد اما مسلمانان به آن عمل نکرده باشند. بنابراین اگر روزی تمام مسلمانان هم به جان هم افتادند، باز هم دلیل بر باطل بودن اصل اسلام نیست! آیا کسانی که خدا را قبول ندارند اگر روزی تمامشان به جان هم بیفتند قبول می کنند که پس خدایی وجود دارد؟! روشن است که نه! می گویند دعوای ما چه ربطی به اعتقادمان دارد؟!

الان شما ببینید آیا جنگ های بین مسلمانان بیشتر کشته داده است یا جنگ های قدرت طلبان بر سر مادیات؟ تمام کشتارهایی که بین مسلمانان اتفاق افتاده چقدر است؟ مثلا هشت سال جنگ تمام عیار بین ایران و عراق فقط حدود 600 هزار نفر کشته داشت در حالی که در جنگ های جهانی بیش از 100 میلیون نفر کشته شده اند! اشتباه ننوشتم، بیش از 100 میلیون نفر! هیچ کدام از طرفین هم مسلمان نبوده اند! بیش از 200 هزار نفر در یک لحظه در هیروشیما و ناکازاکی با بمب هسته ای ذوب شدند!

بنابراین فارغ از این اختلافات و دعواهای ساختگی باید اصل ادله اسلام را بررسی کنیم که آیا خدا وجود دارد یا خیر؟ آیا اسلام بر حق است یا خیر؟ و در میان فرقه های اسلامی کدام درست است؟

پاسخ را ملاحظه بفرمایید باز اگر ابهامی بود که نخواستید با آیدی خودتان مطرح بشود به مدیر ارجاع سوالات، یا در پیام خصوصی به بنده بفرمایید تا پاسخش در اینجا گذاشته شود.

نقل قول:
ممنون از پاسخگویی شما؛ اما طرف مقابل میگوید برخی مراجع شیعه فتوی مباح بودن خون احمد الحسن رو صادر کردن و فتوی مباح بودن خون بعضی رهبران وهابی که در شهادت امام حسین(ع) شادی می کنند. اگر این گفته ها صحت داشته باشند هنوز برام ابهامه. چون جنابعالی فرمودید مراجع عالیقدر شیعه حکم قتل هیچ وهابی یا احمد الحسن رو صادر نکردن.

ببینید فتوای تکفیر رهبران گمراه، غیر از تکفیر پیروان گمراه است، مثلا وهابی ها فقط علمای شیعه را تکفیر نمیکنند، بلکه می گویند هر کسی که شیعه باشد قتلش جایز است چه عالم باشد و چه مردم عادی! اما شیعه هرگز چنین فتوایی را در خصوص پیروان گمراه به کار نمی برد، بلکه یا باید منشأ گمراهی باشند یا سوء رفتار عملی داشته باشند مثل وهابیانی که یا اقدام به کشتار شیعیان کنند یا علنا به مقدسات شیعه اهانت کنند.

همچنین در مورد احمد الحسن من نشنیده ام که مرجعی حکم به جواز قتل او بدهد، اگرچه چنین فتوایی به جا است چون مربوط به خود احمد الجسن به عنوان یک رهبر گمراه کننده است، وگرنه هیچ مرجعی نگفته کشتن پیروان احمد الحسن جایز است، بلکه خود احمدالحسن به عنوان یک انسان منحرف و ضد دین که موجب گمراهی شدید مردم شده، و از آن طرف شاخه نظامی دارد که در بصره علیه مردم عملیات نظامی داشته اند و سرشاخه آن با مقدار زیادی مهمات دستگیر شد؛ بنابراین احمد الحسن علاوه بر ترویج یک حرکت ضد دینی، و یک عاملی بر علیه امنیت ملی در کشورهای اسلامی خصوصا عراق نیز به شمار می رود.

مسلم;993395 نوشت:

نکته سوم:

اسلام یک برنامه است، نه یک مربی! اگر یک مربی بچه هایی را که قرار است تربیت کند خوب تربیت نکرده باشد حق داریم از او سوال کنیم و حق داریم آن را زیر سوال ببریم؛ اما اگر یک برنامه را به یک عده دادیم و خوب تربیت نشدند نمی توانیم آن برنامه را زیر سوال ببریم، چون ممکن است به آن برنامه عمل نکرده باشند.

این حرف درست و جواب کاملی است؛ اگر امروز مانند دیروز و فردا، بر سر دین اختلاف وجود دارد و برادران دینی به جان هم می افتند و خون یکدیگر را می ریزند ، مشکل ناشی از مربیان و معلمان است و از همه مهمتر اینکه آنها فقط برنامه جامع اسلام را که مایه اتحاد و همدلی است بکار نمی بندند بلکه هریک برای خود برنامه ای دارند که با برنامه دیگری متفاوت بوده و در تضاد است.
اگر همه مسلمانان، قران را و فقط قرآن را به عنوان یگانه برنامه یکپارچه کننده و رهایی بخش می پذیرفتند و بکار می بستند خداوند درهای رحمتش را از زمین و آسمان به رویمان می گشود و همگان به سعادت و رستگاری در دنیا و آخرت می رسیدیم. و این مهم هرگز محقق نخواهد شد مگر اینکه همگان، اسلام را بدون پسوند یا پیشوند بپذیرند و این مستلزم آن است که آنها از برنامه هایی که سنت و عترت برایشان تنظیم نموده دست بردارند و فقط و فقط به حبلل الله اعتصام کنند نه به حبل الله و حبل الناس. آگاه باشید که مسلمان شیعه و مسلمان سنی سر منشأ تفرقه و جدایی است، باید پسوندها را زدود و دین خود را برای خداوند خالص گردانید.

shahed1;993424 نوشت:
اگر همه مسلمانان، قران را و فقط قرآن را به عنوان یگانه برنامه یکپارچه کننده و رهایی بخش می پذیرفتند و بکار می بستند خداوند درهای رحمتش را از زمین و آسمان به رویمان می گشود و همگان به سعادت و رستگاری در دنیا و آخرت می رسیدیم. و این مهم هرگز محقق نخواهد شد مگر اینکه همگان، اسلام را بدون پسوند یا پیشوند بپذیرند و این مستلزم آن است که آنها از برنامه هایی که سنت و عترت برایشان تنظیم نموده دست بردارند و فقط و فقط به حبلل الله اعتصام کنند نه به حبل الله و حبل الناس. آگاه باشید که مسلمان شیعه و مسلمان سنی سر منشأ تفرقه و جدایی است، باید پسوندها را زدود و دین خود را برای خداوند خالص گردانید.

چیزی که می فرمایید نشدنی است...! قرآن بدون مفسرین حقیقی اش هدایت کننده ای تامّ نخواهد بود. مثلا قرآن فرموده باید نماز بخوانید، خب حالا یا باید نماز را ترک کنیم، یا باید نماز را با دست بسته بخوانیم، یا با دست باز بخوانیم! مورد اول که قطعا خلاف قرآن است، یکی از دو مورد بعدی هم قطعا خلاف سخن خداوند است اما راه تشخیص چیست؟!

بله در وهله عمل همه باید به حبل الله چنگ بزنند، یعنی نباید اختلافات اعتقادی به اختلافات و کشمکش های سیاسی منجر شود، اما بالاخره از میان این اعتقادات یکی بر حق است، نمیشود گفت همه بر باطل هستند و فقط توحید بر حق است! خب چه توحیدی؟ توحید ابن خزیمه یا توحید صدوق؟! توحیدی که حاصل تراوش ذهنی برخی از غیر معصومین است یا توحید ناب اهل بیت(ع) که شیخ صدوق جلوه ای از آن را در کتاب توحید خودش به تصویر کشیده؟

نباید پیشوایانی که خود خدا معرفی کرده را پسوند دین نامید! آنها جزء دین هستند! به واسطه علی(ع) است که دین کامل و نعمت تمام میشود: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی»؛ دین بدون علی(ع) ناقص است! دین بدون آن منجی ای که تمام ادیان به آمدنش وعده داده اند ناقص است.
بله در عرض این مسیر حقیقی و درست، پیشوند و پسوندهایی اضافه شده اند، وگرنه اگر آنها ایجاد نشده بودند دین حق یکی بیشتر نبود! این پیشوند و پسوند های بشری نباید موجب شود که ما مسیر حق را هم با پیشوند و پسوند بشری بدانیم!

مسلم;993395 نوشت:
اسلام یک برنامه است، نه یک مربی! اگر یک مربی بچه هایی را که قرار است تربیت کند خوب تربیت نکرده باشد حق داریم از او سوال کنیم و حق داریم آن را زیر سوال ببریم؛ اما اگر یک برنامه را به یک عده دادیم و خوب تربیت نشدند نمی توانیم آن برنامه را زیر سوال ببریم، چون ممکن است به آن برنامه عمل نکرده باشند.

درود

چند تا پرسش دارم ؟

کدام اسلام برنامه است ؟

اسلام شیعه یا سنی یا داعش یا وهابیت یا .... ؟؟

اگر شما می گویید اسلام شیعه برنامه است پس چرا انها برنامه های شما را قبول ندارند و پیروش نمی شوند ؟

اگر اسلام آنها برنامه است چرا شما پیرو انها نمی شوید ؟

روشن می شود که اسلام برنامه ای با تفسیر سلیقه ای و اجتهادشخصی است هر کسی می گوید ما بر حقیم و بقیه باطل !!!! . برای همین است که این دین این همه اختلاف انگیز است

این مربی است که با سلیقه و برداشت خودش تصمیم می گیرد که چگونه برنامه را اسلام اجرا کند

یکی از بزرگترین نقص های این برنامه میدان دادن به اجتهاد شخصی و سلیقه ای مربی است

اسلام به خاطر حاشیه های بی حدو حصرش دین پر حاشیه ای شده است

در واقع حاشیه های آن بسیار فراتر از متن است و این را می رساند که در برنامه در هر زمان و مکان نقصی هست که لازم بوده در هر زمان و مکانی به آن تبصره و ضمیمه ای بیفزایند

اسلام هم مانند هر برنامه ای دیگری بدون نقص نیست باید ویرایش شود مانند بر نامه های همین رایانه

که از ویندوز 98 شد 2000 بعد xp بعد seven ,.......

برنامه ای موفق و جهان پذیر و خرد پذیر است که ویرایش شود و چاله های امنیتی و ضعفهای آن با توجه به زمان ویرایش و برطف شود

اگر اسلام را همان دستورات 14 قرن پیش در نگر بگیرند نه تنها جهانگیر و جهان پذیر نمی شود بلکه ستیزه آور و مخل امنیت جهان می شود که می بینیم

همانگونه که خرد و دانش و نگرش بشر امروزی نسبت به 1400 سال پیش ارتقا یافته برنام هم باید ارتقا یابد

یک مثال از دهها مثال

آیا قرآن برنامه اسلام است ؟

بله
خب این آیه ی

در قرآن آمده است که

[=&amp]وَ لَکُمْ فيها جَمالٌ حينَ تُريحُونَ وَ حينَ تَسْرَحُونَ
[/]

در به چراگاه بردن و بر گرداندن چهارپایان برای شما زیبایی است

این ایه و برنامه ( که می گویند جمله هایی جاودانی است برای خوشبختی بشر در تمام زمانها ) امروزه برای جمعیت 10 ملیونی تهران چه کاربردی دارد ؟؟؟؟

چند نفر از اهالی تهران ده ملیونی چوپان هستند و مخاطب این آیه ؟؟؟؟

و دها نمونه دیگر از ایات قران این را می رساند که برنامه اسلام تنها و تنها برای ساماندهی عربهای 1400 سال پیش عربستان بوده است و بس

مسلم;993425 نوشت:
چیزی که می فرمایید نشدنی است...! قرآن بدون مفسرین حقیقی اش هدایت کننده ای تامّ نخواهد بود. مثلا قرآن فرموده باید نماز بخوانید، خب حالا یا باید نماز را ترک کنیم، یا باید نماز را با دست بسته بخوانیم، یا با دست باز بخوانیم! مورد اول که قطعا خلاف قرآن است، یکی از دو مورد بعدی هم قطعا خلاف سخن خداوند است اما راه تشخیص چیست؟!

بله در وهله عمل همه باید به حبل الله چنگ بزنند، یعنی نباید اختلافات اعتقادی به اختلافات و کشمکش های سیاسی منجر شود، اما بالاخره از میان این اعتقادات یکی بر حق است، نمیشود گفت همه بر باطل هستند و فقط توحید بر حق است! خب چه توحیدی؟ توحید ابن خزیمه یا توحید صدوق؟! توحیدی که حاصل تراوش ذهنی برخی از غیر معصومین است یا توحید ناب اهل بیت(ع) که شیخ صدوق جلوه ای از آن را در کتاب توحید خودش به تصویر کشیده؟

نباید پیشوایانی که خود خدا معرفی کرده را پسوند دین نامید! آنها جزء دین هستند! به واسطه علی(ع) است که دین کامل و نعمت تمام میشود: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی»؛ دین بدون علی(ع) ناقص است! دین بدون آن منجی ای که تمام ادیان به آمدنش وعده داده اند ناقص است.
بله در عرض این مسیر حقیقی و درست، پیشوند و پسوندهایی اضافه شده اند، وگرنه اگر آنها ایجاد نشده بودند دین حق یکی بیشتر نبود! این پیشوند و پسوند های بشری نباید موجب شود که ما مسیر حق را هم با پیشوند و پسوند بشری بدانیم!

وقتی خداوند خودش معیار هدایت را قرآن قرار داده و در هادی بودن این کتاب شکی باقی نگذاشته چرا نشدنی است؟!
و زمانی که شرط دستیابی به مفاهیم این کتاب معظم و شگفت انگیز را ایمان و تطهیر نفس دانسته کدام مفسر می تواند این شرط را نقض نماید؟!
مفسرین مورد نظر شما چه راز نهفته ای از قرآن را آشکار کرده اند که اگر آنها نبودند در پرده ابهام باقی می ماند؟ لطفاً نمونه ذکر کنید!
دست باز یا بسته اش را رها کن! قطعاً و بلاتردید اصل این نمازی که بدان اشاره فرمودید، از طرف خداوند تشریع نشده و متعلق به قرآن نیست و با آیات قرآن سر سازگاری ندارد. من این را تا حدودی در تاپیک نماز از منظر قرآن توضیح داده ام اما متأسفانه موضوع بدون پاسخ قفل شده است.
باز هم تأکید می کنم شرط هدایت به وسیله قرآن، ایمان و تطهیر است و اینکه جز به قرآن اعتصام نکنیم و غیر خدا را تعبد ننماییم و اگر برقرار نباشد، از دست هیچ مفسری کاری بر نخواهد آمد.
داخل پرانتز خدمتتان عرض می کنم وقتی خداوند می فرمایند: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی» منظور روز ویا شخص خاصی نیست بلکه منظور این است که با آمدن قر آن و آغاز دوره اسلام خداوند دینش را کامل کرده و نعمتش را بر مردمان تمام گردانیده است.

دکترنادرنوری;993435 نوشت:

اسلام به خاطر حاشیه های بی حدو حصرش دین پر حاشیه ای شده است

در واقع حاشیه های آن بسیار فراتر از متن است و این را می رساند که در برنامه در هر زمان و مکان نقصی هست که لازم بوده در هر زمان و مکانی به آن تبصره و ضمیمه ای بیفزایند

اسلام هم مانند هر برنامه ای دیگری بدون نقص نیست باید ویرایش شود مانند بر نامه های همین رایانه

که از ویندوز 98 شد 2000 بعد xp بعد seven ,.......

برنامه ای موفق و جهان پذیر و خرد پذیر است که ویرایش شود و چاله های امنیتی و ضعفهای آن با توجه به زمان ویرایش و برطف شود

اگر اسلام را همان دستورات 14 قرن پیش در نگر بگیرند نه تنها جهانگیر و جهان پذیر نمی شود بلکه ستیزه آور و مخل امنیت جهان می شود که می بینیم

همانگونه که خرد و دانش و نگرش بشر امروزی نسبت به 1400 سال پیش ارتقا یافته برنام هم باید ارتقا یابد

یک مثال از دهها مثال

آیا قرآن برنامه اسلام است ؟

بله
خب این آیه ی

در قرآن آمده است که

[=&amp]وَ لَکُمْ فيها جَمالٌ حينَ تُريحُونَ وَ حينَ تَسْرَحُونَ
[/]

در به چراگاه بردن و بر گرداندن چهارپایان برای شما زیبایی است

این ایه و برنامه ( که می گویند جمله هایی جاودانی است برای خوشبختی بشر در تمام زمانها ) امروزه برای جمعیت 10 ملیونی تهران چه کاربردی دارد ؟؟؟؟

چند نفر از اهالی تهران ده ملیونی چوپان هستند و مخاطب این آیه ؟؟؟؟

و دها نمونه دیگر از ایات قران این را می رساند که برنامه اسلام تنها و تنها برای ساماندهی عربهای 1400 سال پیش عربستان بوده است و بس

بلکه این اصول هستند که جاودانی بوده و تا ابد لا یتغیر باقی می مانند و محور اصلی موضوعات قرآن نیز حول همین اصول می گردد.مثلاً ربا همیشه و برای همه ملتها بد است و باعث ویرانی اقتصاد می شود، گرانفروشی، کم فروشی، زنا و امثال اینها بد است و محدود به هیچ زمانی هم نمی شود. خیلی از مطالبی که قرآن بدانها پرداخته از منظر قوم پیامبر و مردمان هم عصر او بیان شده اند چرا که مخاطبان اولیه قرآن همانها بوده اند. خداوند بطوری که خود می گوید: هیچ پیامبری نفرستاده مگر اینکه به زبان قومش سخن می گفته و زبان قوم نیز بیانگر باورها، فرهنگها، آداب و رسوم،.... آن قوم است. در معرفت قوم پیامبر و حتی مردمان همین اواخر، اگر بادی نوزد کشتی بر روی دریا راکد باقی خواهد ماند. مرکبهای آنها خر و قاطر و اسب و موارد دیگر است. هرچند خداوند اشاراتی نیز به لسان مردم آینده کرده است. مثلاً در همین سوره نحل که شما از آن آیه آوردید می فرماید:

وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً ۚ وَيَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ
و اسب ها و استرها و الاغ ها را آفرید تا بر آنها سوار شوید و [برای شما] تجمل و زینت باشد، و چیزهایی [در آینده جز این وسایل نقلیه حیوانی] به وجود می آورد که شما نمی دانید.(16:8) - انصاریان

shahed1;993443 نوشت:
وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً ۚ وَيَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ

و چیزهایی می آفریند که شما نمی دانید ؟

این چیزها چیه ؟

ماشین سواری - هواپیما نیست

چرا ؟

نخست اینکه اینها مانند هواپیما های جنگی و تانک و بمب اتم آفریده دست بشر هستند نه خدا

و دوم اینکه مانند چند جانور پیشین موجود زنده نیستند که بخواهیم آن را به آیه بچسبانیم

خدا آن چیزی که می آفریند همردیف موجودات زنده قبلی که خودش افریده باید قرار بگیرد تا موجود زنده محسوب شود یک موجودی مانند فیل که اربها هنگام ایه نداشتند

اگر مراد افرینش ماشین بود چرا همان زمان که اسلام به آن خیلی نیاز داشت نیافریدش ؟ به جای آن همه اسب و استر و الاغ در جنگ احد چند دستگاه لیموزین یا بنز ضد خنجر می انداخت زیر پای پیامبرو یارانش تا شکست نخورند و اسلام پیروز شود

چهارم

ابزار های ساخته دست بشر ساخته ی خود اویند نه خدا

افریدگار ماشین سواری ؛ بمب اتم و جنگ افزار های کشتار جمعی همه انسان است نه خدا

اگر ساخته دست انسان را بگوییم افرینش خداست پس بمب اتم هم کار خداست !! افرینش خداست !!

ینی خدا اینقدر بی رحم و بی وجدان است که مایل به کشتار جمعی انسانهایی که خود افریده است می شود ان هم شامل زنان و کودکان آن هم نه با صاعقه ی عاد ثمود بلکه با بمب اتم ؟؟

براستی چرا باید برای تطابق ذهنیات خود بر آیه بزنیم به صحرای کربلا و هر چه به ذهنمان رسید به ایه پیوند بزنیم ؟؟؟

چکیده اینکه یخلق ما لا تعلمون هیچ پیوندی به ابزار های دست ساز بشری مانند ماشین و هواپیما ندارد بلکه موجودهای زنده ای است که اربها در آن زمان آیه نمی شناختند یا ندیده بودند تنها نامش را شنیده بودند مانند فیل ( زمان ابرهه که مسلمانان نبودند فیل ببینند اگر داشتند چرا در جنگ بدر و احد از سوی دو طرف بکار نرفته بود ؟ )

دکترنادرنوری;993446 نوشت:
و چیزهایی می آفریند که شما نمی دانید ؟

این چیزها چیه ؟

ماشین سواری - هواپیما نیست

چرا ؟

نخست اینکه اینها مانند هواپیما های جنگی و تانک و بمب اتم آفریده دست بشر هستند نه خدا

و دوم اینکه مانند چند جانور پیشین موجود زنده نیستند که بخواهیم آن را به آیه بچسبانیم

خدا آن چیزی که می آفریند همردیف موجودات زنده قبلی که خودش افریده باید قرار بگیرد تا موجود زنده محسوب شود یک موجودی مانند فیل که اربها هنگام ایه نداشتند

بطوری که پروردگار در قرآن می فرمایند؛ خودشان آدم را مورد تعلیم قرار داده و همه چیز را به وی آموخته اند. به همین دلیل بنی آدم را عالمین خطاب فرموده اند چرا که از طریق پدر همه اسماء و علوم، نسل به نسل، به آنها نیز انتقال پیدا کرده و به ارث رسیده است. از این رو شاهد هستیم حتی آن خیمه ای را که بشر از پوست حیوانات برای خود می سازد، خداوند به خودش نسبت می دهد و خود را خالق آن معرفی می کند:

وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ بُيُوتِكُمْ سَكَنًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ جُلُودِ الْأَنْعَامِ بُيُوتًا تَسْتَخِفُّونَهَا يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَيَوْمَ إِقَامَتِكُمْ ۙ وَمِنْ أَصْوَافِهَا وَأَوْبَارِهَا وَأَشْعَارِهَا أَثَاثًا وَمَتَاعًا إِلَىٰ حِينٍ
خدا خانه‌هايتان را جاى آرامشتان قرار داد و از پوست چهارپايان برايتان خيمه‌ها ساخت تا به هنگام سفر و به هنگام اقامت از حمل آنها در رنج نيفتيد. و از پشم و كرك و مويشان، تا روز قيامت برايتان اثاث خانه و اسباب زندگى ساخت.(16:80)

بطوری که در آیه سوره نحل اشاره شده بود، اسب و قاطر و الاغ مرکب هستند، بنابر این آن چیزی که خداوند می آفریند و بشر چهارده قرن پیش از آن بی اطلاع است احتمالاً باید از نوع مرکب باشد. قطار و هواپیما و اتومبیل به این دلیل در ردیف اسب و قاطر و الاغ قرار می گیرند که همگی مرکب هستند و برای سواری دادن و حمل بار آفریده شده اند اینطور نیست؟
اصلاً چرا راه دور برویم؟!
بشر عصر رسول الله کشتی را می شناخت، ببین خداوند چگونه این وسیله سواری و حمل بار را در ردیف حیوانات قرار داده است:

وَعَلَيْهَا وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ
و بر آنها(= حیوانات) و بر كشتيها سوار مى‌شويد.(23:22)

حالا کشتی که بی جان است چرا در ردیف حیوانات قرار گرفته و با آنها چه سنخیتی دارد؟ سنخیت کشتی با چارپایان از نظر مرکب بودنش می باشد.

موضوع قفل شده است