جمع بندی انتخاب ابتذال در پایان دهه چهارم انقلاب!

تب‌های اولیه

203 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

عبد عاصی;927634 نوشت:
جدی؟ چرا؟ توضیح بیشتری نمی دهید؟

باور کن
احتمالا عین من فکر میکردند خیلی دیندار هستند و دین درست همینی هست که اونها میگن و خلاصه همین پست و مقام هارو بعد از ظهور هم دارند. ولی میبینند ای بابا...همگی خلع درجه شده و با شگقتی(طبق حدیثی دیگر) میگویند : امام دین جدیدی آورده؟؟؟ :-o^:)^[-(:-"@-)

عبد عاصی;927634 نوشت:
بنظرم فرار از واقعیت جامعه چیزی رو درست نمیکنه!

استغفرالله ... استغفرالله ... این چه حرفی است؟؟؟
چطور شما به کشوری که نائب ولی عصر در آن حکومت میکند و این به معنای حکومت غیر مستقیم حضرت است نسبت بد میدهید؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی نعوذبالله به مدیریت حضرت حجت شک دارید؟؟؟
من میگم شما کافر شدید برای همین!

عبد عاصی;927634 نوشت:
هااااااااااااااا، ایییییییی که گفتی یعنی چه!؟
11

توضیح دادم بالا @};-happy

یاسین;927624 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و احترام

معیار اسلامیت فرهنگ جامعه چیست؟

  • سنجش میزان اعتقادات اسلامی مردم
  • سنجش تطابق رفتار آن ها با الگوی رفتار اسلامی
  • سنجش میزان پایبندی به ارزش های اسلامی

لایه های فرهنگ جامعه کدام است؟


  • ظواهر « نظام نمادها و شعائر »
  • احکام و مناسک« نظام رفتاری »
  • اخلاق و ارزشها« نظام گرایشی» حب و بغضها
  • افکار و عقاید
  • « نظام معنایی »
این سطوح دارای تأثیرات متقابل بر یکدیگر می‌باشند و هر چه به سمت ریشه‌ها (سطوح اولیه) برویم تأثیر گذارتر
و در سطح ظواهر و نمادها تأثیر پذیرتر هستند.

استقرار فرهنگ دینی در یک جامعه مستلزم اصلاح تمامی سطوح فرهنگ و فعالیت در هر چهار لایه می‌باشد.

سلام جناب یاسین ...
امیدوارم که خوب و سلامت باشید ...

مطالب خوبی رو عنوان کردید ...
شما در درون پستتون عنوان کردید که معیار اسلامیت فرهنگی جامعه ...

سنجش میزان اعتقادات اسلامی مردم
سنجش تطابق رفتارهای آنها با الگوهای رفتار اسلامی
سنجش میزان پایبندی به ارزش های اسلامی

هستش ...

خوب ببینید ... با توجه به این چیزی که من دارم در اطرافم میبینم ... ما داریم روز به روز از معیارهای اسلامیت فرهنگی جامعه فاصله میگیریم ...

من شرکت قبلی که در درونش کار میکردم نزدیک به 70 نفر پرسنل داشت ... و میتونم بگم تنها 5 نفر در بین اون افراد نماز میخوندند ( هیچ سندی براش ندارم که از من بخواین بهتون ارائه کنم )
یا وقتی صبح ها میرم در درون پارک میدوم ... برای اذان صبح تقریبا چراغ تمام خونه ها خاموش هست ( هیچ سندی براش ندارم که بخوام بهتون ارائه کنم )

و وقتی از پدرها و مادرهامون میپرسیدیم در قبل از انقلاب چگونه بود ... اکثرا عنوان میکنند که مردم نماز خون بودند ... مردم روزه میگرفتند و ... کلاه برداری و اختلاص نداشتیم و ...

یعنی با اینکه در درون کشور یک ساختار اسلامی پیاده سازی نشده بود ولی میل و گرایش مردم به اسلام خیلی خیلی زیاد بود ...

قبول دارم که سینماها فیلم های مبتذل نشون میدادند
قبول دارم که شاه در انظار عمومی شراب و ویسکی میخوردند

ولی به نوعی مردم مومن تر بودند ... علایقشون به دین و مذهب بیشتر بود ...

یادش بخیر .... مادرم تعریف میکرد که پدر بزرگم یک سوپر مارکت داشت ... سوپر مارکت پدر بزرگم شهره عام و خاص بود و همه آقا جون من رو دوست داشتند ...

چون وقتی میخواست آبغوره بگیره ... اونقدر ظروفش رو میشست و اونقدر اونها رو خوب خشک میکرد که مردم صداشون در میومد که مش فتحعلی چرا اینقدر وسواس داری ...
یا وقتی میخواست یک کالایی رو وزن کنه ... همیشه یک مقدار بیشتر میکشید ... و مردم این رو میفهمیدند ...

الان دقیقا برعکس شده ...
شما میرین یک کیسه عدس میخرین روش نوشته 1 کیلو گرم ... ولی 900 گرم هست ... تمام کیسه های عدس هم اینجوری هستند ... و هیچ کس هم صداش در نمیاد و حتی مامور یا بازرسی برای این کار نداریم ...

این بار که شما رفتین و یک کیسه عدس خریدین ... ( مارکش هم اصلا مهم نیست هر مارکی که دوست داشتین رو بخرین ) بعدش وزنش کنین ... 100 گرم کمتر داره ...
نه در درون عدس ... در درون قند ... در درون لوبیا و ...

من یک کالایی ( تاکید میکنم یک کالایی ) که در درونش کم فروشی نشده باشه ... ندیدم ...
من یک بانکی ( تاکید میکنم یک بانکی ) که در درونش ربا نشده باشه .... ندیدم ...

به هر حال من هیچ چیزی از اسلامیت در درون این جامعه نمیبینم ...

تنها کشورمون میخواد ظاهر رو حفظ کنه ...
هر از چندی میخوان بگن جامعه اسلامی هست ... دو تا بسیجی رو میفرستند که لگد پرانی بکنن تو شکم چند تا دختر کم حجاب ... بعدش هم بگن جامعمون اسلامی هست ...
اینا هم شاخصه های اسلامیت ما هستند ...

محی الدین;927284 نوشت:
سلام

سلام برادر عزیز محی الدین
محی الدین;927284 نوشت:
جامعه اسلامی ما در عرصه فرهنگ ابتذال را برگزیده است ؟

این قرن قرن اسلام بود که!
بله خوشبختانه شاهد رخت بستن تحجر ها هستیم!(که فرمودین ابتذال که بار منفی داره من درست نمیدونم کلمه ابتذال رو)

محی الدین;927284 نوشت:
علتها و راه کارها ؟

علتش برگذاری کنسرت در مشهد(دیکتاتوری)
راه کار هم دادن آزادی

تو محیط من، بیش از آنکه فکر می کنم : روزه خواری، بی نمازی،
دروغ ، فحش و ناسزا، غیبت
بی حجابی، روابط ازاد دختر و پسر، روابط نامشروع
و....
وجود دارد ...

رباخواری هم که سرلوحه مفاسد سیستم است.

مارینر;927661 نوشت:
یادش بخیر .... مادرم تعریف میکرد که پدر بزرگم یک سوپر مارکت داشت ... سوپر مارکت پدر بزرگم شهره عام و خاص بود و همه آقا جون من رو دوست داشتند ...

چون وقتی میخواست آبغوره بگیره ... اونقدر ظروفش رو میشست و اونقدر اونها رو خوب خشک میکرد که مردم صداشون در میومد که مش فتحعلی چرا اینقدر وسواس داری ...
یا وقتی میخواست یک کالایی رو وزن کنه ... همیشه یک مقدار بیشتر میکشید ... و مردم این رو میفهمیدند ...

الان دقیقا برعکس شده ...
شما میرین یک کیسه عدس میخرین روش نوشته 1 کیلو گرم ... ولی 900 گرم هست ... تمام کیسه های عدس هم اینجوری هستند ... و هیچ کس هم صداش در نمیاد و حتی مامور یا بازرسی برای این کار نداریم ...

این بار که شما رفتین و یک کیسه عدس خریدین ... ( مارکش هم اصلا مهم نیست هر مارکی که دوست داشتین رو بخرین ) بعدش وزنش کنین ... 100 گرم کمتر داره ...
نه در درون عدس ... در درون قند ... در درون لوبیا و ...

من یک کالایی ( تاکید میکنم یک کالایی ) که در درونش کم فروشی نشده باشه ... ندیدم ...
من یک بانکی ( تاکید میکنم یک بانکی ) که در درونش ربا نشده باشه .... ندیدم ...

بسم الله الرحمن الرحیم

اگرچه قبل از انقلاب هم در میان مردم افراد بسیار مومن و معتقد وجود داشتند، اما جو غالب اجتماع این گونه نبود که بگوییم اکثریت مردم معتقد و پایبند بودند و مثلا در بانک ها ربا نبود و یا کم فروشی وجود نداشت.
نکته ی مهمی وجود دارد که نباید از آن غافل شد؛ اگر آن شیوه ضد دینی حکومت ادامه پیدا می کرد و انقلابی صورت نمی گرفت، امروز وضعیت کشور به چه حالتی در می آمد؟!

در ابتدای انقلاب و در دوران جنگ تحمیلی فضای عمومی کشور، فضای دینی بود. اشتیاق جوانان و حتی نوجوانان برای حضور در میدان جهاد و تشویق خانواده ها، بیانگر جو معنوی جامعه بود.

بله درست است که امروز ما از آن شرایط و معنویت عمومی اجتماعی فاصله گرفتیم، ولی همچنان جوانان و افراد متدین بسیاری هستند که به اسلام پایبند و علاقه مندند. مدافعان حرم نمونه ای از این مومنان محسوب می شوند.

تداوم ضدیت دشمنان ایران و اسلام و خصوصا تشیع و ناکامی آنها در میدان مبارزه آشکار، آنان را به میدان مبارزه پشت صحنه و فرهنگی کشاند. اگر قبل از انقلاب در سینما فیلم های نامناسب پخش می کردند، بسیاری از شهرها سینما نداشت و تعداد افراد معدودی برای تماشای آن فیلم ها به سینما می رفتند. اما امروزه در خانه های بسیاری ماهواره وجود دارد که بیست و چهار ساعته بدترین فیلم ها را پخش می کند. با گسترش وسایل ارتباط جمعی و انواع فضاهای مجازی، در هر خانه ای چند موبایل و تبلت و لب تاب و ... وجود دارد که به راحتی امکان مشاهده هر تصویر و بلکه انواع ارتباطات وجود دارد.

در کنار این مسائل کم توجهی به مسائل فرهنگی از جانب مسولان، و انواع معضلات اقتصادی و اجتماعی از جمله بالا رفتن سن ازدواج و افزایش آمار طلاق، اختلاس های بانکی و غیر بانکی موجب گسترش فساد در جامعه شده است.

مطالبی که در تاپیک اول بیان شد، می تواند ملاک و معیاری برای سنجش میزان اسلامیت جامعه و از طرفی مقدار دور شدن ما از اسلام باشد تا بتوانیم با شناخت نقاط ضعف برنامه درست و صحیحی جهت اصلاح وضع موجود بپردازیم.

با نام و یاد دوست






کارشناس بحث: استاد مشکور

محی الدین;927284 نوشت:
سلام
آیا در پایان دهه چهارم انقلاب، جامعه اسلامی ما در عرصه فرهنگ ابتذال را برگزیده است ؟
علتها و راه کارها ؟

سلام و تشکر از عنوان و سؤال دقیقتان@};-

هر کدام از دوستان مطالبی را در این خصوص بیان کردند که البته قابل تأمل و نقد و بررسی است، بنده هم به اقتضاء فرصت و از چند زاویه به پاسخ سؤالتان می پردازم:

یک. بدون شک همه انقلابات جهانی با هر مبنا و آرمانی در گذر زمان و تحت تأثیر عوامل مختلف داخلی و خارجی، دستخوش تغییر و تبدلاتی می شود و البته سطح(شدت و ضعف) و نوع این تغییر و تبدلات گوناگون و متفاوت است، جمهوری اسلامی ایران نیز مستثنا از این تغییر و تبدلات نبوده و این روند قرار نیست در جایی متوقف شود، قطعاً فراز و فرودهایی داشته و خواهد داشت.

دو. انقلاب اسلامی ایران با عزم و اراده و خواست مردم و رهبری های حکیمانه رهبر کبیر انقلاب (ره) راه دشواری را برای رسیدن به شعارها و آرمانهای اصلی انقلاب سپری کرده و در ادامه نیز با رهبری مدبرانه امام خامنه ای (حفظه الله) از پیچ و خم ها و گلوگاه های عظیمی گذشته و در حال گذار است. آنچه مسلم است در این راه، اصول و آرمانها و شعارهای اصلی انقلاب که بصورت قانون اسلامی و اساسی مدون شده نقشه راه حکومت و حاکمان جمهوری اسلامی است و بی شک، بقدری این شعارها و آرمانها دقیق و حساب شده بوده و ریشه در فطرت انسانها دارند که به نظر نمی رسد مردم عزیز کشورمان از آن اصول و آرمانها عدول کرده باشند! هر ایرانی مسلمان و بصیری به خود می بالد که رهبر جامعه اسلامی فقیهی، آگاه، متقی، دین شناس، شجاع و عادل باشد زیرا اقتضاء حکومت دینی حکومت فقه و شرع و دین الهی را می طلبد و نیز به خود می بالد که شعار اصلی انقلاب آزادی و استقلالی که مطلوب نظر خدای متعال و دین الهی نیز هست، اینکه مسلمانان نباید فرصتی برای سلطه اجانب فراهم کنند و آزادی های مشروع حق خدادادی و انسانی همگان است. همچنین به خود می بالد که ظلم ستیزی و مبارزه با فساد و تباهی سرلوحه برنامه ها و اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی است. و ده ها آرمان و هدف مقدس دیگری که در بنیاد مبانی نظری و عملی حکومت نهاده شده تا راه از بیراهه مشخص باشد.

سه. همچنین مردم ما به عینه دشمنی های دشمنان دیرین دین و ملتها و خصوصاً دشمنی های استکبار و همپیمانانش با اسلام و انقلاب اسلامی ایران را بارها و بارها مشاهده کرده و طعم تلخ نفوذ و سلطه گری اربابان زر و زور و تزویر را دیده اند، این حقیقت، حتی از منظر جوانان ما نیز پوشیده و مخفی نمانده و جلوه های نظری و عملی آن را در تاریخ انقلاب و حال حاضر دیده اند! از طرفی نیز تلاش استکبار جهانی و دشمنان ایران اسلامی را برای به زانو در آوردن عزم و اراده این ملت و شکستن آرمانهای انقلاب اسلامی و استقلال ملی ما و ناامن کردن ایران مشاهده کرده اند! این ملت دیده اند که هر کجا رد پای استکبار و استعمار باز شده جز ایجاد ناامنی و جنگ و خونریزی و بهره کشی از سرمایه های ملتها در پی نداشته و تمام تلاش ایشان برای در هم شکستن آرمانهای اسلامی و انقلابی این ملت و تخریب جایگاه رهبری و ایجاد اختلاف بین قوا و شکاف بین حکومت و ملت، فقط و فقط برای نفوذ و سلطه بر ایران اسلامی بوده و هست! مردم ما همه اینها را می دانند.

چهار. البته این ملت، از حاکمان، دولتمردان و مسئولان امر انتظارات بحقی نیز دارند که متأسفانه علیرغم تلاشها و کارهای بسیاری که توسط دولتمردان و مسئولین این نظام برای توسعه و پیشرفت و تعالی نظام صورت گرفته، بگونه ای که حتی دشمنان این مرز و بوم نیز قادر نیستند این تلاشها و کارهای بنیادین و اساسی را نفی کنند، دلیل این مطلب، تداوم دشمنی های نظام استکباری از طریق دستگاه های تبلیغاتی شان برای تخریب و سیاه نمایی کارهای صورت گرفته، برجسته سازی کاستی ها و مشکلات، بزرگنمایی جلوه های نازیبای عملکرد برخی مسئولین غیرمتعهد و خودناساخته، دمیدن روح ناامیدی در مردم نسبت به نظام و عملکردها و پیگیری پروسه های مختلف برای تضعیف بنیادهای علقه و ارتباط مردم با نظام اسلامی، نظیر: تهاجم نظامی، تحریم های سیاسی و تسلیحاتی، تحریم و فشار اقتصادی، تهدید نظامی و امنیتی و تهاجم و شبیخون فرهنگی بمنظور تخریب و تضعیف اعتقادات و ارزشهای مردم می باشد. زیرا اگر حکومت اسلامی واقعاً در راستای آرمانها و اهدافش ناکارامد ظاهر شده بود، و مردم به تمامه و از جمیع جهات به این مطلب می رسیدند، قطعاً چنانکه امام خمینی ره در بیانی اشاره به همین مطلب می کنند، قریب به مضمون: اگر مردم از عملکرد حاکمان و مسئولین حکومتی ملول و خسته شوند روزی خواهد رسید که مجدداً یوم الله دیگری را رقم می زنند، و آنوقت دیگر فاتحه همه ما خوانده است."

پنج. اینکه در عرصه های مختلف نظام می بینیم مردم با هر سلیقه و گرایشی، و با هر سطح تقید و تدین و میزان علقه به ارزشهای دینی و ملی نظام، در هر موقعیتی که باید برای دفاع از رزشهای دینی و ملی کشورشان حاضر باشند، حضور می یابند! راهپیمایی باشد، انتخابات باشد، استقبال و وداع از شهدا و تجلیل از مقام شهدا و مرزبانان عقیده و کشور باشد، مدافعین حرم باشد، حمایت از رهبری باشد و ... اینها همه نشان آنست که مردم هنوز پای آرمانها، اصول و ارزشهای ملی و مذهبی نظامشان و در برابر دشمنان این آرمانها محکم و استوار ایستاده اند. مردم مؤمن و غیور کشور ما عمدتاً دینمدار و ارزشی هستند، محب ارزشهای قرآن و اهل بیتند، روح حماسه حسینی در دلهاشان موج می زند، همچون سرور و سالار شهیدان به هیچ وجه حاضر به خفت و خواری و پذیرش ذلت سلطه اجانب نیستند و ... مردم در طول این 38 سال در قول و عمل اینها که گفتیم را ثابت کرده اند! لکن این حضور و استقامت و تأیید به معنای این نیست که مردم به برخی عملکردها و رفتارها و دوگانگی های قولی و عملی مسئولان و جریانات داخل نظام و تبعیض و فساد و برخی بدرفتاری ها انتقاد ندارند! مردم به اختلافات درون نظام و تخریب و تضعیف جریانات علیه یکدیگر؛ اصولگرا باشند یا اصلاح طلب معترضند! از برخی رفتارهای تخریب گرایانه در ایام انتخابات و برخی تندروی ها ناراحتند! از اینرو با دیدن رویکردها و شعارها و برنامه های یک جریان، که به سلم و آرامش و توسعه اهداف نظام نزدیکتر است به یک نوع انتخاب نسبی می رسند نه اینکه حتی انتخاب آن جریان بمنزله تأیید کامل سیاستها و برنامه ها؛ رویکردها و عملکردهای آن جریان باشد.

شش. گاهی حتی مردم بدلیل فرار از به قدرت رسیدن رویکردی که در کشاکش تبلیغات ناسالم کشور، تندرو و افراطی جلوه داده شده چون طبیعتاً از تنش و ناآرامی و عدم امنیت و بی ثباتی آزرده خاطرند، یک جریان را حذف و به جریانی که گمان می کنند با ثبات و آرامش و امنیت که خواست همگانی است نزدیکتر است رأی می دهند و گفتیم این به معنای موافقت با همه شعارها و برنامه های آن جریان نیست. و نیز گاهی برخی رفتارها که از مردم دیده می شود نظیر هنجارشکنی ها، بداخلاقی ها، پشت کردن ظاهری به یک شعارهای یک جریان، ناشی از نوعی لجبازی ظاهری است در پاسخ به برخی رفتارهای افراط گرایانه، تندروی ها و بداخلاقی ها سیاسی و اجتماعی بروز و ظهور می یابد. از اینرو نمی توان اقبال مردم به یک جریان را در دهه چهارم انقلاب، پشت کردن صد در صدی ایشان به همه اصول و ارزشهای یک جریان یا ارزشهای حاکمه دانست!

هفت. از آنجاییکه گفتیم غالب مردم کشورمان دینمدار و ارزشی هستند در هر انتخاباتی معمولاً با دو گفتمان که هر دو نسبتاً با تفاوتهایی در رویکردها و عملکردها به آرمانهای انقلاب و امام پایبندند مواجهند، با دو گفتمان از درون نظام! فلذا از هر دو گفتمان انتظار رعایت اصول و ارزشها و قوانین ج.ا.ا را دارند. در این میدان، مردم شعارهای یک جریان را ترجیح داده بعنوان قوه مجریه و مراکز تصمیم گیری نظام بر می گزینند. نه اینکه جریان و گفتمانی را بعنوان مخالف نظام تلقی کنند! البته نمی توان از درصدی که در داخل و خارج با این رویکرد در انتخابات حضور می یابند غفلت ورزید! و البته ناگفته نماند بی شک، قاطبه مردم چون به ارزشها و آرمانهای نظام و جایگاه رهبری پایندند، در صورتیکه جریان حاکم بر دولت از خطوط قرمز ارزشها و اصول انقلاب عدول کرده و یا علنی به مخالفت با ارزشها برخیزد و یا عملکرد مناسبی در راستای وظایفش نداشته باشد، مجددا از طرف همین مردم حذف خواهد شد. این حقیقتی است که بارها و بارها نمونه های آن را در کشورمان دیده ایم.

هشت. ضمن آنکه بی شک توسعه امکانات و رفاه و دنیاگرایی و تغییر سبک زندگی بطور طبیعی به تفاوت ذائقه نسل ها می انجامد، نمی توانیم از جوان امروز انتظار داشته باشیم که همچون نسل جوانان دوران دفاع مقدس و نسل اولیه انقلاب بیندیشد و رفتار کند. چنانکه رویکرد و عملکرد ما همچون پدران ما نیست و پدران ما از نوع و سبک زندگی پدرانشان همیشه به نیکی یاد می کردند و چه بسا اظهار شرم می کردند.

در نتیجه، نمی توان تغییر برخی ذائقه ها و تأثیر برخی تهاجمات فرهنگی دشمن در سطوح مختلف جامعه را به عنوان گزینش عرصه ابتذال نتیجه گیری کرد البته باید مشکلات و عواملی که به رشد و توسعه تخفیف ارزشها می انجامد را شناسایی و در جهت رفع انها کوشید.

موفق باشید ...@};-

جامعه مبتذل هست.
چون ارزش های دینی و زندگی به درستی آموزش داده نشده.
مثلا طرف همه جور کثافت کاری میکنه نماز و روزه هم میگیره و به خیال خودش گناه هم نیستن کاراش.
1.به خاطر پول حرام هست.که جوونا رو به ابتذال میارن.
2.به خاطر شرایط اقتصادی فرهنگی اجتماعیه.
اقتصادی شغل نیست.تسهیلات نیست.امکانات نیست.امنیت شغلی نیست.
فرهنگی اموزش درست نیست.الگو ی مناسب نیست برای جوونا.توی مدارس و دانشگاهها فقط یه سری چیزای حفظی میگن از دین.نه اصل دین را.
توی اجتماع بی غیرتی زیاد شده.چشم روهم چشمی.بی تفاوتی به همنوع.
راهکارش اینه مردم به سمت کتاب خواندن پیش برن که با وجود این گوشی ها و فضای مجازی نمیشه.حکومت به فکر مردم باشه که چون جیبشون ته نداره نمیشه.راهکارش اینه توی مدرسه و دانشگاه اموزش درست داده بشه که چون استاد و معلم خودش مشکل اقتصادی یا .... داره نمیتونه روی هدف درست تمرکز کنه.

محی الدین;927284 نوشت:
آیا در پایان دهه چهارم انقلاب، جامعه اسلامی ما در عرصه فرهنگ ابتذال را برگزیده است ؟

سلام
لزوماً نه
شايد عده اي به دنبال يافتن آزادي هاي دنيوي و نزديك شدن به غرب باشند. اما نميشود ترو خشك را با هم سوزاند
دلايل مختلفي مي تواند در گرايش به آنچه مغاير با دين مي خوانيم تاثيرگذار باشد

1 - عملي نشدن شعارها و وعده هاي انقلابي ها و بلكه عملي شدن خلافِ آن

2 - جمود فكري كه بخصوص در اوايل انقلاب در تفكر برخي حزب الهي ها وجود داشت و هنوز هم كم و بيش شاهد آن هستيم

3 - خط كشي و مرز بندي كه طيف را از بين مي برد و باعث قطبي شدنِ جامعه ميشود

(در اين موضوع هر دو طرفِ دعوا مقصر هستند)

4 - پياده نشدن عمليِ اسلام كه شايد ريشه اش برگردد به بيان نادرست اسلام و تبيين غلط موازين آن كه بيشتر به ظاهر و پوستهء دين پرداخته تا به باطن و مغز دين

و دلايل ديگري كه ميشود پيدا و بررسي كرد و در مجموع اين دلايل ميشود اين را نتيجه گرفت كه رفتنِ جامعه به سمت ابتذال غربي
نه بخاطر علاقه به غرب ، كه بخاطر كم شدن علاقه به گفتمان انقلابي است (صرف نظر از آنهايي كه كلاً مسحور غرب هستند)
گويي مردم دارند ميگويند:

"از مسير اولي كه خيري نديديم ، برويم شايد لااقل در مسير دوم (كه چندان هم دوستش نداريم) خيري باشد"

در كل سه عامل اساسي در تمايل جامعه به غرب و تفكرات غربي نقش داشته:
الف) ميل انسان به دنيا پرستي
ب) تبليغات رسانه اي غرب
ج) كم كاري يا بد كاريِ قشر فرهيختهء مذهبي

متاسفانه ما معمولاً مورد "ج" را نمي پذيريم يا نهايتاً در كلام مي پذيريم ولي اين پذيرش در عمل ما تاثيري ندارد
لذا بنده موارد
"الف" و "ب" را قطعاً تاثيرگذار مي دانم. اما تا زماني كه مورد "ج" را هم نپذيريم ، دو مورد اولي نيز قابل رفع نخواهند بود

به شدت با نظر اقای reza-d موافقم.
اگر حکومت و انقلاب ما که دم از اسلامی بودن میزنند فقط گوشه ای از اسلام را اجرا میکردند.مردم و جوانان هم تمایل بیشتری نسبت به اسلام داشتند.
مثلا من وقتی میبینم کشور المان به ازای هر بچه برای خانواده ها۲۰۰یورو در ماه میده با کلی مزایای دیگرونرخ اشتغال بالا و سود بانکی خیلی پایین مخصوصا برای خرید مسکن....میگم خب کارهای اونها درست بوده پس مثل اونا بشیم.
ایران هرروز گرونیه.من نمیدونم یه اتوبوس که برای قشر متوسط رو به پایینه چرا هرروز گرون میشه.مگه امام خمینی نگفت رایگانش میکنم.
من به شخصه دوس داشتم در یک کشوری مثل امریکا یا آلمان به دنیا میومدم و زندگی میکردم.به دنیااومدن را که دست خودم نبود ولی تلاشمو میکنم که حداقل باقی عمرم اونجا باشم.
(البته ایران هم اگه حاکمان درستی داشت ۱۰۰۰ برابر از اون کشورها بهتر بود ولی متاسفانه...)

موضوع قفل شده است