جمع بندی احادیث و فرضیه های علمی

تب‌های اولیه

113 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
احادیث و فرضیه های علمی

سلام به کاربران سایت و همینطور کارشناسان عزیز.
مدتی پیش یک سوالی مطرح کرده بودم که عقلانیت قبل از انتخاب دین کاربرد داره یا فقط بعد از اون؟
کارشناس سایت تصدیق کردند که اول باید با کمک عقل به حقانیت دین پی برد.

خوب در تشیع، سه منبع مهم داریم: قرآن، سنت، حدیث

درمورد منبع اول، به دلیل زبان قرآن که به صورت استعاری هست و قابلیت تفسیر داره، هر جایی که منتقدین
موردی رو مطرح می کنند و ادعا می کنند با علم امروز مطابقت نداره، تفاسیر مختلف از آیه ارائه می شه.
می تونید به این لینک مراجعه کنید. با دید عقلی که نگاه کنیم، این تفاسیر ممکنه درست باشن و همچنین
این امکان هم وجود داره که غلط باشن. پس شاید خیلی از این طریق نمی تونیم به نتیجه ی قوی برسیم.

اما منبع سوم، می تونه خیلی کمک کننده باشه. چون از طرفی زبان حدیث، معمولا شفاف هست و قابلیت تفسیر
در اون بسیار کمتر هست و از طرفی در بین این احادیث، مواردی هست که فرضیه های علمی مطرح می شه.
اگر این فرضیه ها موافق با علم امروز باشن، درستی اسلام و مذهب تشیع به راحتی ثابت می شه و اگر مخالف
و در تضاد با یافته های ثابت شده ی علمی باشن، توجیه و تفسیر، بسیار سخت تر خواهد بود.

من صرفا چند مورد رو با کمترین اظهار نظر از جانب خودم ذکر می کنم. تحقیق بیشتر در باره ی میزان درستی این موارد
با خوانندگان. (من در انتخاب احادیث سعی کردم مواردی رو بیارم که روشن و شفاف باشن.)

همچنین کارشناس محترم هم در صورت امکان نظر خودشون رو درباره ی این احادیث، به همراه لینک از منابع علمی بیان کنند.
اگر کسی احادیث دیگری داره که در اون ها ادعاهای علمی مطرح شده، می تونه اینجا مطرح کنه تا بحث کامل تر بشه.
من برخی از این احادیث رو از جستجوگر حدیثی میزان و با سرچ کلیدواژه های علمی پیدا کردم. به همین علت منبعشون
رو نمی دونم.

1- علت بلند قدی یا کوتاه قدی افراد
المناقب ، ابن شهرآشوب : از پاسخ‏هاى امام رضا عليه السلام به پرسش‏هاى صَبّاح بن نصر هندى و عمران صابى در حضور مأمون:
آن دو گفتند : بلند قدى و كوتاه قدى انسان از چيست؟ فرمود : «از نطفه. هر گاه در هنگام خارج شدن از آلت، گِرد شود، كوتاه قد مى‏شود و هر گاه دراز شود، بلند قد مى‏شود.»

2- جایگاه استقرار "آب مرد" و "آب زن"
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در پاسخ به پرسش درباره جايگاه استقرار آب مرد و آب زن : جايگاه استقرار آب مرد ؛ آب او از سرِ آلت بيرون مى آيد و آن ، رگى است كه در پشت او جريان مى يابد تا هنگامى كه در تخمِ چپ ، استقرار بيابد . امّا جاى آب زن ؛ آب او از استخوانِ سينه ، آهسته به جنبش در مى آيد و پيوسته نزديك مى شود تا هنگامى كه زن ، كام بيابد.

3- علت آنکه بعضی مردها دارای ویژگی های زنانه هستند و برعکس.
در باره فرزند، عمران گفت: چرا بعضى مردها زن‏وَش (داراى ويژگى‏هاى زنانه) هستند و بعضى زن‏ها مردَوش‏اند؟ فرمود: «علّتش اين است كه وقتى زن باردار مى‏شود، جنين، پسر است و به جاى دختر مى‏رود. آن جنين، زن‏وَش مى‏شود و هر گاه جنينِ دختر در جاى پسر قرار گيرد ، مردوش مى‏شود؛ چون جاى قرار گرفتن پسر در رَحِم ، سمت راست آن است و جاى دختر ، سمت چپ آن . گاهى اوقات ، زن دوقلو مى‏زايد . اگر [در زمان باردارى‏] هر دو پستان زن بزرگ شده باشد، دوقلو حامله است و اگر يك پستانش بزرگ شده باشد، نشانه آن است كه يك قلو مى‏زايد، نه اين كه اگر پستان راستش بزرگ‏تر بود، فرزندش پسر است و اگر پستان چپش بزرگ‏تر بود، دختر مى‏زايد. اگر زمانى كه باردار است، پستان راستش لاغر شد، پسر مى‏اندازد و اگر پستان چپش لاغر شد ، دختر مى‏اندازد و اگر هر دو لاغر شد ، هر دو را سقط مى‏كند.»

4- بر فراز زمین ما، هفت زمین دیگر هست و بعد از هرکدام از این زمین ها، یک آسمان قرار دارد.
تفسير القمّى ـ به نقل از حسين بن خالد ـ : به امام رضا عليه السلام گفتم : مرا از معناى اين سخنِ خداوند : «و سوگند به آسمان داراى بافته ها» آگاه فرما . امام عليه السلام انگشتان دو دستش را در هم فرو برد و فرمود : «[ اين گونه ]آسمان به زمين ، تنيده شده است» . گفتم : چگونه به زمين ، تنيده شده است ، در حالى كه خداوند مى فرمايد : «آسمان ها را بدون ستونى كه آن را ببينيد ، بر افراشت» ؟ فرمود : «سبحان اللّه ! مگر نه اين است كه خداوند مى فرمايد : «بدون ستونى كه آن را ببينيد» ؟» . گفتم : چرا . فرمود : «ستونى هست ؛ امّا شما آن را نمى بينيد» . گفتم : خداوند ، مرا فداى تو كند! اين ، چگونه است؟ امام عليه السلام دست چپ خود را گشود و سپس دست راستش را بالاى آن نهاد و فرمود : «اين ، زمين دنياست و آسمان دنيا ، مانند گنبدى روى آن است . زمين دوم ، روى آسمان دنياست و آسمان دوم ، مانند گنبدى روى آن است . زمين سوم ، روى آسمان دوم است و آسمان سوم ، چونان گنبدى بر فراز آن است . زمين چهارم ، روى آسمان سوم است و آسمان چهارم ، چونان گنبدى بر فراز آن است . زمين پنجم ، روى آسمان چهارم است و آسمان پنجم ، مانند گنبدى بر فراز آن است . زمين ششم ، روى آسمان پنجم است و آسمان ششم ، چونان گنبدى بر فراز آن است ، و زمين هفتم ، روى آسمان ششم است و آسمان هفتم ، مانند گنبدى بر فراز آن است ، و عرش خداوند رحمان ـ كه خجسته باد ـ بر فراز آسمان هفتم است. اين است سخن خداوند كه مى فرمايد : «او كه هفت آسمان را به صورت طبقات آفريد» «و همانند آنها هفت زمين را آفريد ، و فرمان در ميان آنها فرود مى آيد» . صاحب فرمان ، پيامبر خدا و وصىّ پس از پيامبر خداست كه در روى زمين ، قائم است. اين فرمان ، در حقيقت ، از فراز آسمان فرود مى آيد و با گذر از ميان آسمان ها و زمين ها ، به او مى رسد» . گفتم : پس زير پاى ما ، بيش از يك زمين نيست؟ فرمود: «[آرى]! زير پاى ما، بيش از يك زمين نيست و شش زمين ديگر، بر فراز مايند.»

6- چگونه فرزند، مذکر یا مونث می شود. (این حدیث در صحیح مسلم آمده. در منابع شیعه چنین حدیثی پیدا نکردم.)
آب مرد سفيد و آب زن زرد رنگ است، هرگاه اين دو با هم ترکيب يافتند و مني مرد بر مني زن غالب شد، پس به اذن الله تعالي جنين مذکر خواهد شد، و هرگاه آب زن بر مني مرد غالب گرديد به اذن الله تعالي جنين مونث خواهد شد. (صحیح مسلم)

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

hemmattby;952499 نوشت:
مدتی پیش یک سوالی مطرح کرده بودم که عقلانیت قبل از انتخاب دین کاربرد داره یا فقط بعد از اون؟
کارشناس سایت تصدیق کردند که اول باید با کمک عقل به حقانیت دین پی برد

hemmattby;952499 نوشت:
اگر این فرضیه ها موافق با علم امروز باشن، درستی اسلام و مذهب تشیع به راحتی ثابت می شه و اگر مخالف
و در تضاد با یافته های ثابت شده ی علمی باشن، توجیه و تفسیر، بسیار سخت تر خواهد بود.
من صرفا چند مورد رو با کمترین اظهار نظر از جانب خودم ذکر می کنم.

پیش از ورود به مصادیقی که بیان فرموده اید، در خصوص سوال شما باید به چند نکته اشاره کنم:

نکته اول:
در تاپیک پیشین که شما هم به آن اشاره فرمودید (اینجا) بنده عرض کردم:
بین گزاره های عقل گریز و عقل ستیز را نباید خلط کنیم، این دو با هم تفاوت دارند، و نیز عرض کردم اعتبار لازم در مباحث اصول بنیادین و سایر تعالیم دین با هم تفاوت دارد.
اصول بنیادین هر دین باید عقل پذیر باشد، یعنی عقل باید بتواند آنها را به روشنی اثبات کند، اما سایر تعالیم فقط نباید عقل ستیز باشند، یعنی ما برای حقانیت دین لازم نیست تمام این فروع را دیده و قضاوت کنیم و اگر بر حق بود آن دین را بپذیریم، آنچه که باید قضاوت کنیم اصول بنیادین اسلام چون توحید و نبوت است، بقیه را می توانیم با تکیه به نبوت بپذیریم به شرط آنکه عقل ستیز نباشند.

نکته دوم:
نکته مهم دیگر این است که علوم تجربی از جمله پزشکی زمانی میتواند گفتار دیگران را به قضاوت بنشیند که خودش به یقین رسیده باشد، یعنی مدعی این باشد که به تمام ویژگی های بدن احاطه علمی خطاناپذیر پیدا کرده و هرگز درآینده افق جدیدی برای او گشوده نمی شود!
در حالی که هر چه زمان میگذرد و بشر به جهل و نادانی اش بیشتر پی میبرد جایگاه علوم تجربی به لحاظ اعتبار(نه به لحاظ کاربری) بیشتر متزلزل میشود، نظریاتی که در فلسفه علم مطرح می شود گویای این مطلب است، نظریه ابطال گرایی کارل پوپر، پارادایم های توماس کوهن و...نشان از این رویکرد دارد.(برای اطلاع بیشتر ر.ک: چیستی علم، آلن چالمرز)

نکته سوم:
نکته دیگری که باید دقت بفرمایید این است که محدودیت علمی آن زمان را هم باید در نحوه پاسخگویی لحاظ کرد، فکر کنید کسی بخواهد از رموز آفرینشی که هزار سال دیگر قرار است کشف بشود و بشر هنوز به مقدمات آن هم دست پیدا نکرده، بخواهد امروز از آن رموز خبر بدهد، براستی بیان آنها چگونه خواهد بود؟!
به همین خاطر گاهی در سطح فهم بشر پاسخ داده اند، مثلا در روایات از نگه داشتن زباله در خانه در هنگام شب نهی کرده اند و آن را نشیمن گاه شیطان معرفی کرده اند(امالی صدوق، ص423)

نکته چهارم:
نکته چهارمی که مهم است ناظر به دو مسئله است، یکی محدودیت علمی بنده در مسائل پزشکی است، چرا که ابراز نظر در خصوص صحّت و سقم مدلول این روایات نیاز به تخصص پزشکی دارد که بنده از آن بهره ای ندارم وابراز نظر من قطعا متخصصانه نخواهد بود.
ثانیا: روایات هم باید از نظر سندی و دلالتی بررسی شوند که آیا از اعتبار لازم برخوردار هستند، و شفافیت دلالت آنها به چه میزان است، که توضیحات بیشتر را در ذیل هر کدام از روایاتی که بیان فرمودید به صورت مستقل بیان خواهم کرد.

ادامه دارد...

hemmattby;952499 نوشت:
1- علت بلند قدی یا کوتاه قدی افراد
المناقب ، ابن شهرآشوب : از پاسخ‏هاى امام رضا عليه السلام به پرسش‏هاى صَبّاح بن نصر هندى و عمران صابى در حضور مأمون:
آن دو گفتند : بلند قدى و كوتاه قدى انسان از چيست؟ فرمود : «از نطفه. هر گاه در هنگام خارج شدن از آلت، گِرد شود، كوتاه قد مى‏شود و هر گاه دراز شود، بلند قد مى‏شود.»

متن روایت این است:
«مِنْ أَيِّ شَيْ‏ءٍ الطُّولُ وَ الْقِصَرُ فِي الْإِنْسَانِ فَقَالَ ع مِنْ قِبَلِ النُّطْفَةِ إِذَا خَرَجَتْ مِنَ الذَّكَرِ فَاسْتَدَارَتْ جَاءَ الْقِصَرُ وَ إِنِ اسْتَطَالَتْ جَاءَ الطُّول‏»
این روایت به صورت مرسل در کتاب مناقب ابن شهر آشوب، ج4، ص354 آمده است، یعنی از سند متقنی برخوردار نیست.

اما در خصوص دلالت، امام رضا(ع) در این روایت علت بلندی و کوتاهی قدر از «من قِبَل نطفه» یعنی به خاطر نطفه دانسته اند، و این یعنی همانطور که علم امروز می گوید از جانب نطفه ومسائل ژنتیکی است، اما ادامه روایت که به گردی یا درازی نطفه اشاره کرده، روشن است که منظور خود اسپرم که نیست، قطره آب که شکلش با قطره آب تفاوتی نمی کند، لذا احتمال جدی دارد که منظور همان خصوصیات ژنتیکی نطفه باشد که به خاطر محدودیت های علمی بشر به خود نطفه نسبت داده شده است.

hemmattby;952499 نوشت:
2- جایگاه استقرار "آب مرد" و "آب زن"
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در پاسخ به پرسش درباره جايگاه استقرار آب مرد و آب زن : جايگاه استقرار آب مرد ؛ آب او از سرِ آلت بيرون مى آيد و آن ، رگى است كه در پشت او جريان مى يابد تا هنگامى كه در تخمِ چپ ، استقرار بيابد . امّا جاى آب زن ؛ آب او از استخوانِ سينه ، آهسته به جنبش در مى آيد و پيوسته نزديك مى شود تا هنگامى كه زن ، كام بيابد.

متن روایت این است:
«و سُئِلَ عَن قَرارِ ماءِ الرَّجُلِ وماءِ المَرأَةِ فَقالَ: أمّا قَرارُ ماءِ الرَّجُلِ ، فَإِنَّهُ يَخرُجُ ماؤُهُ مِنَ الإِحليلِ ، وهُوَ عِرْقٌ يَجري في ظَهرِهِ حَتّى يَستَقِرَّ قَرارَهُ فِي البَيضَةِ اليُسرى ، وأمّا ماءُ المَرأَةِ ، فَإِنَّ ماءَها فِي التَّريبَةِ يَتَغَلغَلُ لا يَزال يَدنو ، حَتّى يَذوقَ عُسَيلَتَها»
آقای ری شهری در دانش نامه احادیث پزشکی، ج1، ص580 این روایت را از دو منبع اهل سنت نقل می کند:
تاريخ ‏دمشق، ج16، ص374، حديث 3972 عن‏خزيمة بن‏حكيم السلمي ، كنزالعمّال، جلد 13، ص386،ح37043
این روایت نیز مرسله است، و از نطر اعتبار یقینی نیست.

اما در هر صورت «تریبة» در این روایت به معنای استخوان سینه معنا شده است، و جمع آن «ترائب» است، در حالی که حقیقت این است که «تَرِيبَه»‏ و «تَرَائِب»‏ در اصل لغت بمعنى استخوان سينه نيست و معناى اوّلى «تراب» یعنی خاک در آن معتبر است و استخوانهاى سينه را از آن جهت «ترائب» گفته‏اند كه مثل خاك بسهولت حركت ميكنند. (قاموس قران، قرشی، علی اکبر، ج‏1، ص272)

بنابراین ترجمه ترائب به استخوان سینه متناسب با فهم مفسران در آن زمان بوده، لذا همانطور که صاحب قاموس قرآن نوشته است اگر مفسّران گذشته در اين عصر بوده و مجراى طبيعى منى را ميدانستند، ترائب را استخوانهاى عانه و خاصره معنى ميكردند.(قاموس قران، ج‏1، ص: 272)

hemmattby;952499 نوشت:
3- علت آنکه بعضی مردها دارای ویژگی های زنانه هستند و برعکس.
در باره فرزند، عمران گفت: چرا بعضى مردها زن‏وَش (داراى ويژگى‏هاى زنانه) هستند و بعضى زن‏ها مردَوش‏اند؟ فرمود: «علّتش اين است كه وقتى زن باردار مى‏شود، جنين، پسر است و به جاى دختر مى‏رود. آن جنين، زن‏وَش مى‏شود و هر گاه جنينِ دختر در جاى پسر قرار گيرد ، مردوش مى‏شود؛ چون جاى قرار گرفتن پسر در رَحِم ، سمت راست آن است و جاى دختر ، سمت چپ آن . گاهى اوقات ، زن دوقلو مى‏زايد . اگر [در زمان باردارى‏] هر دو پستان زن بزرگ شده باشد، دوقلو حامله است و اگر يك پستانش بزرگ شده باشد، نشانه آن است كه يك قلو مى‏زايد، نه اين كه اگر پستان راستش بزرگ‏تر بود، فرزندش پسر است و اگر پستان چپش بزرگ‏تر بود، دختر مى‏زايد. اگر زمانى كه باردار است، پستان راستش لاغر شد، پسر مى‏اندازد و اگر پستان چپش لاغر شد ، دختر مى‏اندازد و اگر هر دو لاغر شد ، هر دو را سقط مى‏كند.»

روایت این است:
«أَنَّ الْمَرْأَةَ إِذَا حَمَلَتْ وَ صَارَ الْغُلَامُ مِنْهَا فِي الرَّحِمِ مَوْضِعَ الْجَارِيَةِ كَانَ مُؤَنَّثاً وَ إِذَا صَارَتِ الْجَارِيَةُ مَوْضِعَ الْغُلَامِ كَانَتْ مُذَكَّرَةً وَ ذَلِكَ أَنَّ مَوْضِعَ الْغُلَامِ فِي الرَّحِمِ مِمَّا يَلِي مَيَامِنَهَا وَ الْجَارِيَةِ مِمَّا يَلِي مَيَاسِرَهَا وَ رُبَّمَا وَلَدَتِ الْمَرْأَةُ وَلَدَيْنِ فِي بَطْنٍ وَاحِدٍ فَإِنْ عَظُمَ ثَدْيَاهَا جَمِيعاً تَحْمِلُ تَوْأَمَيْنِ وَ إِنْ عَظُمَ أَحَدُ ثَدْيَيْهَا كَانَ ذَلِكَ دَلِيلًا عَلَى أَنَّهُ تَلِدُ وَاحِداً لَا أَنَّهُ إِذَا كَانَ الثَّدْيُ الْأَيْمَنُ أَعْظَمَ كَانَ الْمَوْلُودُ ذَكَراً وَ إِذَا كَانَ الْأَيْسَرُ أَعْظَمَ كَانَ الْمَوْلُودُ أُنْثَى وَ إِذَا كَانَتْ حَامِلًا فَضَمِرَ ثَدْيُهَا الْأَيْمَنِ فَإِنَّهَا تُسْقِطُ غُلَاماً وَ إِذَا ضَمِرَ ثَدْيُهَا الْأَيْسَرُ فَإِنَّهَا تُسْقِطُ أُنْثَى وَ إِذَا ضَمِرَا جَمِيعاً تُسْقِطُهُمَا جَمِيعا

این روایت دقیقا همان روایت اول است که ذکر فرمودید، سند آن به نقل از مناقب ابن شهرآشوب ج4، ص354 است، بنابراین صدور این روایت باز هم قطعی نیست.
اما در خصوص مدلول این روایت باید دو نکته عرض کنم:
شاید منظور از قرار گرفتن جنین پسر و دختر در موضع دیگری اشاره به نکته خاصی باشد که بعدها برای بشر آشکار شود.

همچنین در مورد بزرگ شدن سینه ها متناسب با جنسیت جنین بنده نمی توانم ابراز نظر کنم، البته گاهی در عُرف انسان ها نیز برای تشخیص جنسیت جنین به همین مسئله استناد می شود، اما در هر صورت اگر به صورت 100درصدی در علم پزشکی بدون اینکه احتمال خلاف آن در آینده داده شود چنین مسئله ای رد شد می فهمیم که روایت از معصوم صادر نشده است.

hemmattby;952499 نوشت:
4- بر فراز زمین ما، هفت زمین دیگر هست و بعد از هرکدام از این زمین ها، یک آسمان قرار دارد.
تفسير القمّى ـ به نقل از حسين بن خالد ـ : به امام رضا عليه السلام گفتم : مرا از معناى اين سخنِ خداوند : «و سوگند...

در مورد این روایت که در تفسیر قمی ج2، ص328 آمده است باید توجه کنید که معنای هفت آسمان و هفت زمین که در آیات و روایات به آن اشاره شده است هنوز واقعا روشن نیست.
یکی از پژوهشگران در این عرصه درخصوص معنای آسمان های هفتگانه 19 قول جمع آوری کرده است!(پرسش های قرآنی جوانان، محمدعلی رضایی اصفهانی، ج10، از ص31)
لذا هنوز با این آگاهی اندک بشر در این خصوص نمیتوان این مسئله را به قضاوت نشست.

hemmattby;952499 نوشت:
6- چگونه فرزند، مذکر یا مونث می شود. (این حدیث در صحیح مسلم آمده. در منابع شیعه چنین حدیثی پیدا نکردم.)
آب مرد سفيد و آب زن زرد رنگ است، هرگاه اين دو با هم ترکيب يافتند و مني مرد بر مني زن غالب شد، پس به اذن الله تعالي جنين مذکر خواهد شد، و هرگاه آب زن بر مني مرد غالب گرديد به اذن الله تعالي جنين مونث خواهد شد.

روایت این است:
مَا هُوَ قَالَ شَبَهُ الْوَلَدِ أَبَاهُ وَ أُمَّهُ قَالَ مَاءُ الرَّجُلِ أَبْيَضُ غَلِيظٌ وَ مَاءُ الْمَرْأَةِ أَصْفَرُ رَقِيقٌ فَإِذَا عَلَا مَاءُ الرَّجُلِ مَاءَ الْمَرْأَةِ كَانَ الْوَلَدُ ذَكَراً بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنْ قِبَلِ ذَلِكَ يَكُونُ الشَّبَهُ وَ إِذَا عَلَا مَاءُ الْمَرْأَةِ مَاءَ الرَّجُلِ خَرَجَ الْوَلَدُ أُنْثَى بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنْ قِبَلِ ذَلِكَ يَكُونُ الشَّبَه‏
این روایت در منابع شیعه چون علل الشرایع، ج1، ص96 نیز آمده است، اما اکثریت راویان این حدیث هیچگونه توثیقی ندارند، یعنی در کتب روایی به عنوان راویان مورد اعتماد و ثقه از آنها یاد نشده است، لذا باز هم روایت از نظر سندی قابل اعتماد نیست.

اما باز هم منظور از غلبه ممکن است اشاره به مسائل ژنتیکی باشد که هنوز در آن زمان اصلا خودِ مسائل ژنتیک و کروموزوم و مانند آن کشف نشده بود لذا تبیین شفاف تر از آن امکان نداشته است.

تفصیل ماجرا چنین است که تخمک جنس مونث دارای کروموزوم x است و اسپرم جنس مذکر کروموزوم دیگری دارد که هم می‌تواند x باشد و هم y باشد. یک ترکیب xx به معنی دختر بودن جنین و ترکیب xy به معنای پسر بودن اوست. یعنی جنسیت از باب غلبه کروموزم x است یا y.
روشن است که اگر پیامبر چنین فرموده باشند منظور پیامبر(ص) از غلبه آب مرد بر آب زن، غلبه حجمی نیست، بنابراین به احتمال زیاد منظور ایشان غلبه ژنتیکی است که به خاطر محدودیت علمی اینگونه بیان شده است.

hemmattby;952499 نوشت:
معمولا شفاف هست و قابلیت تفسیر
در اون بسیار کمتر هست

سلام....به نظر من این حرف شما اصلا درست نیست که می گویید، احادیث معمولا شفاف تر هستند و قابلیت تفسیر در اون ها بسیار کمتر است...من با این جمله ی شما مخالفم...اصلا فرقی بین قرآن و احادیث از این جهت وجود ندارد....برای اینکه مطلبی شفاف باشد و قابلیت تفسیر در اون کمتر باشه، باید اون مطلب توسط گوینده کاملا واضح و روشن، کلمه به کلمه اش، روشن شده باشد....شما می ری مثلا کتاب، فیزیک هالیدی رو می خونید...این کتاب طوریه که هر کلمه ای که در اون به کار برده شده، شفاف و روشنه...به این نحو که یا نویسنده کلمه ای رو که به کار می بره، خیلی واضح براش دو سه سطر توضیح نوشته...مثلا نوشته کار...این کار یعنی چی...نویسنده اومده براش دو سه سطر توضیح نوشته که دقیقا کار اینجا چه معنی داره...یا اگرم خود نویسنده توضیحی براش در کتاب ننوشته....اما، توضیحات لازم در کتاب های دیگر اومده..و ما که از کودکی در دبستان بزرگ شده ایم..و آروم آروم کتاب های تجربی ریاضی فیزیک شیمی رو قدم به قدم خوندیم، با تعریف ها لازم آشنا شدیم....ولی نه احادیث و نه قرآن مثل کتاب فیزیک هالیدی نیستن...به همین خاطر بخش قابل توجه و اعظمی از آیات و روایات و احادیث اینا بار علمی و دانشی چندانی ندارن....اکثر این منابع، شاید گمراه کننده هستن...حالا یک عده با تفکر خودشون به یک دانسته هایی میرسن و بعد اونو می چسبونن به فلان حدیث و می کن ببین این حدیث چه بار علمی داره، این اشتباهشونه...شما از کجا فهمیدی که اون حدیث منظورش فلان چیز بوده، جز با ظن و گمان...مثلا همینجا استاد مسلم گفتن که یکی از پژوهشگران در رابطه با کلمه آسمان نوزده قول جمع آوری کرده اند....واقعا حیرت انگیزه...پس شما انتظار دارید که این احادیث و آیات، بار علمی داشته باشن....شما برو برترین کتاب مثلا فیزیک رو بردار...یک کتاب عامی تر مثل مثلا کتاب تاریخچه ی زمان استیفن هافکینگ رو و اون تعاریف دقیق و واضحی که از کلمات مطرح کرده رو حذف کن....کتاب هایی که از کودکی در مورد فیزیک و ریاضی که مقدمه کتاب هاوکینگ هستن رو هم نادیده بگیر...آیا کتاب تاریخچه زمان هاوکینگ می تونه برای شما معرفتی به همراه داشته باشه؟ ؟ ؟ ؟ ابدا نه...اگر گمراهتون هم نکنه باید خداتون رو هم شکر کنید...پس هم آیات قرآن و هم احادیث هر دو، به شدت قابل تفسیر اند و هر دو به شدت غیر شفاف هستند...فرقی بین احادیث و آیات قرآن نیست...

سلام
همان طور که دوستمون اشاره کردند، احادیث هم امکان تفسیر دارند.

مثلاٌ در حدیثی از امام صادق (ع)، گفته شده که زمین بر پشت ماهی و ماهی بر روی شاخ گاو قرار گرفته. سند حدیث هم خیلی محکمه:

http://www.islamquest.net/fa/archive/question/tr21594

اما همان طور که در آدرس بالا گفته شده، اگر ماهی را به معنای مواد مذاب زیر زمین و شاخ گاو را به معنای جاذبه زمین بگیریم، حدیث با علم منطبق می شود.

سعدی شیرازی;953312 نوشت:
مثلاٌ در حدیثی از امام اصادق (ع)، گفته شده که زمین بر پشت ماهی و ماهی بر روی شاخ گاو قرار گرفته. سند حدیث هم خیلی محکمه

ببینید جناب سعدی عزیز هیچ انسان عاقلی کره زمین را بر پشت ماهی تصور نمی کند، یعنی عوام ترین انسان ها هم وقتی بگویید کره زمین پشت یک ماهی هست، اگر برداشتشان این ماهی در آب باشد قانع نمی شوند، پس روشن است هم حرف امام و هم برداشت مخاطب چیز دیگری بوده است.

باید دقت بفرمایید که قرائن موجود در جمله هستند که به کلمات معنا میبخشند! معنای مفرد در جایی که اشتراک لفظی وجود داشته باشد از مهمترین موانع فهم درست است.
مثلا کلمه "شیر" که یک لفظ واحد است در چندجمله زیر معنای متفاوتی دارد و ما فقط از قرائن موجود در خود جملات می فهمیم منظور از آنها چیست:

شیر حمام را محکم بستم.
خوردن هر روز یک لیوان شیر برای سلامتی مفید است.
در جنگل شیری را دیدم که گوزنی را شکار کرده بود.
شیری را دیدم که با شمشیر بر دشمن هجوم می برد.

پس برای فهم معنای مفردات یک جمله، باید تمام جمله را یکجا دید. ماهی فقط به معنای موجودی که در آب زندگی می کند نیست، بلکه «حوت» یکی از برج های دوازده گانه آسمان است، یعنی این بیان در حقیقت ناظر به تبیین نجومی و فلکی زمین است، همانطور که در کتب لغت به این معنا اشاره شده است(ر.ک: کتاب العین، ج3، ص282؛ لسان العرب، ج2، ص27؛ مجمع البحرین، ج2، ص198)

بنابراین کسی که از این جمله معنای «ماهی» که آبشش دارد و در آب زندگی می کند برداشت کند مانند این است که قمر در عقرب را به معنای سوار شدن ماه پشت عقرب معنا کرده و بعد آن را به تمسخر بگیرد!!
روشن است که در این صورت آنچه که لایق تعجب است این برداشت عجیب است، نه آن اصل جمله!

مسلم;953330 نوشت:
بلکه «حوت» یکی از برج های دوازده گانه آسمان است

این هم یک تفسیر دیگه است. اما اگر بگیم زمین بر برج حوت قرار گرفته منطبق بر علم نمیشه.
بعد باید برای قرار گرفتن ماهی (=برج حوت؟) در آب و آب بر صخره و صخره بر شاخ گاو و قرار گرفتن گاو بر زمین نمناک هم تفسیر بیاریم.

به هر حال این هم یک تفسیره. خواستم نشون بدم که احادیث هم می تونند تفسیر پذیر باشند.

متشکرم که لینک مربوطه رو گذاشتید

پارسا مهر;953280 نوشت:
سلام....به نظر من اين حرف شما اصلا درست نيست که مي گوييد، احاديث معمولا شفاف تر هستند و قابليت تفسير در اون ها بسيار کمتر است...من با اين جمله ي شما مخالفم...اصلا فرقي بين قرآن و احاديث از اين جهت وجود ندارد....براي اينکه مطلبي شفاف باشد و قابليت تفسير در اون کمتر باشه، بايد اون مطلب توسط گوينده کاملا واضح و روشن، کلمه به کلمه اش، روشن شده باشد

سلام. من اينجا بحثم روي شفافيت، فقط درمورد احاديثي هست که توي اين تاپيک مطرح شده. وگرنه بحث به طور کلي پيرامون
اينکه حديث شفاف تر از قرآن هست يا خير، فقط تاپيک رو به بيراهه مي بره. اگر معتقديد احاديثي که من مطرح کردم شفاف نيستند،
لطف کنيد به طور مشخص، ذکر کنيد کدوم کلمات در احاديث براي شما نامفهومه.

من مي تونستم موارد بسياري رو مطرح کنم. اما با سخت گيري، فقط احاديثي رو انتخاب کردم که به اندازه ي کافي واضح بيان شده باشن.
در متون آکادميک هم فقط کلماتي توضيح داده مي شه که يا داراي چند معنا باشن، يا مفهوم عرفي و عاميانش با مفهوم تخصصيش
متفاوت باشه يا به هر دليل ديگه اي نيازي به توضيح داشته باشه. کلماتي که خودشون مشخص و روشن هستن، نيازي به توضيح ندارن.
وگرنه اگه بخوايم تفسير کنيم، حتي اگه کلمه به کلمه ي يک حديث هم توضيح داده شده باشه، دوباره همون تفسير رو هم مي شه تفسير کرد.

اما يه توضيح مختصر هم عرض مي کنم در مورد اينکه چرا برخلاف شما معتقدم فرقي بين قرآن و حديث از اين جهت وجود دارد.
در اين زمينه، فرق قرآن و حديث اينه که قرآن جنبه هاي ادبي داره و از استعاره و تشبيه استفاده مي کنه. اما حديث يعني سخنان و جملات
پيامبر اسلام و ائمه ي شيعه. اين سخنان ممکنه در پاسخ به پرسش ها، در مکالمات روزمره، در خطبه ها، در نامه ها، و... بيان شده باشن
و از اونجايي که منطقي نيست کسي در زندگي روزمرش به اندازه ي کتاب هاي ادبي از مجاز و ايهام و تشبيه استفاده کنه، حديث شفاف تر
هست.

سعدی شیرازی;953332 نوشت:
خواستم نشون بدم که احادیث هم می تونند تفسیر پذیر باشند.

سلام.
اول بابت حدیثی که اضافه کردید ممنونم.
درمورد تفسیر پذیری، درواقع این مغز ماست که قابلیت تفسیر داره و همه چیز رو می تونه تفسیر کنه، ولی مهم اینه که دلیلی برای
تفسیر باید داخل متن وجود داشته باشه. ماهی و شاخ گاو، می تونن استعاره باشن. ولی وقتی حدیث به این شفافیت داره می گه:

و آن ، رگى است كه در پشت او جريان مى يابد تا هنگامى كه در تخمِ چپ ، استقرار بيابد.

این از نظر من شفافه. شما دقیقا معنای کدوم کلمه رو متوجه نمی شید؟ فقط و فقط ممکنه معنای "پشت" کاملا مشخص نباشه،
ولی اگر به سایر احادیث و منابع دینی مراجعه کنید، می بینید تصور می شده جای منی در کمر مرد هست. احتمالا دلیلش هم این بوده
که بعد از رابطه ی جنسی، بسیاری از مرد ها دچار کمر درد می شن.

یا آیه میاد مراحل رشد جنین رو به این شکل ذکر می کنه: "نطفه"، "علقه"، "مضغه" و جزئیات رو توضیح نمی ده. بعد حدیث میاد زمانبندی
همین مراحل رو به صورت چهل روزه بیان می کنه. این یعنی جزئیات و جزئیات یعنی شفافیت.

در نهایت مسلما حدیث هم قابلیت تفسیر داره. اما بحث من فقط روی احادیث همین تاپیک هست. لطفا اگر می تونید با تفسیر،
این احادیث را با علم امروز منطبق کنید، شروع کنید. (ولی لطفا به صورت منطقی. نه با معانی پرت و دوری که عقل سلیم نپذیره.)
اگر بخواید این کار رو انجام بدید، مطمئنم که کار سختی در پیش خواهید داشت و متوجچه می شید که این احادیث خودشون تا حد
زیادی شفاف هستن.

موضوع قفل شده است