آیا زن ابزاری در دست خدا، برای جذب مشتری است؟

تب‌های اولیه

190 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Times New Roman"][="Black"]

آبـرنـگـ;680823 نوشت:
[=Microsoft Sans Serif]
یه عده‌ام برا هر و کر و مسخره بازی میان تو گفتارها نمک میریزن.
یادمه اوایل اومدنت که بود، در مورد «هدیه گرفتن از دوست دختر» سوالی پرسیده بودی و تو اون گفتار، خیلی از بچه مذهبیا بهت متلک گفتن و تو خیلی آتیشی شده بودی و اومدی تو گفتار «نقد اسک دین» با کنایه حرف زدی و آخرشم گفتی: «منم عین خودتون باهاتون حرف زدم»

حالا خودتم یه بچه مذهبی تیکه پرون شدی که فقط بلدی مزه بریزی!
حدس میزنم «رائفی پور» زیاد گوی کردی تو این مدت.

آبـرنـگـ;680823 نوشت:

[=Microsoft Sans Serif]یادمه اوایل اومدنت که بود، در مورد «هدیه گرفتن از دوست دختر» سوالی پرسیده بودی

اون تاپیک "گرفتن هدیه از دختر نامحرم " بود. و با [=Microsoft Sans Serif]«هدیه گرفتن از دوست دختر» فرقش زمین تا آسمونه.
.
http://www.askdin.com/thread32597-2.html
.
در مورد دین اسلام و سایر شبهاتی هم که درست میکنی همینجوری قضاوت می کنی..
.
به نظرم زیاد از حدس و گمان پیروی نکنی بهتره..
آبـرنـگـ;680823 نوشت:

[=Microsoft Sans Serif]حدس میزنم «رائفی پور» زیاد گوی کردی تو این مدت.

شما کلا زیاد حدس می زنی..
.
قبلا توی تاپیک های دیگه گفته بودی که قانع نشدی..منتها می خوای هی بگی که قانع نشدی..هر چند وقت یه بار می خوای به همه یادآوری کنی که قانع نشدی..خوب نشدی که نشدی..چکارت کنیم.
.
شر ات کم..
آبـرنـگـ;680823 نوشت:

اومدی تو گفتار «نقد اسک دین» با کنایه حرف زدی و آخرشم گفتی: «منم عین خودتون باهاتون حرف زدم»

جرم از این سنگین تر پیدا نکردی.. :Gig:
.
هرکه دست از جان بشوید.. :Gig:
.
بدشانسی که آوردی اینه که تو بعضی رفتارها من عین خودتم..اصلا هم از اینکه بگی شما مسلمونها و مذهبی ها همش همینید احساس عذاب وجدان نمی کنم. :ok:

آبـرنـگـ;680823 نوشت:
[=Microsoft Sans Serif]این روزا زیاد میشنویم که فلان وزیر رو میبرن مجلس تا توضیح بده. بعد توضیحای وزیر، نماینده‌ها میگن «قانع نشدیم» آیا توضیح اضافی هم میدن که چرا قانع نشدن؟
بخوان توضیح بدن، کلی وقت میبره.


[=Microsoft Sans Serif] [=Microsoft Sans Serif]بسم الله
خیلی وقت می‌بره؟ یعنی بیشتر از تلاشی که در پاسخ به سؤالات شما انجام شده است وقت می‌برد؟ آن نمایندگان هم بهتر است توضیح بدهند که چرا قانع نشدیم گرچه در آنجا آن وزیر وظیفه دارد که پاسخ بدهد چون در قبال مسؤولیتی که داشته است مورد سؤال قرار گرفته است و باید از عملکرد خودش دفاع کند، حال آنکه اینجا ما وظیفه‌ای نداریم که دغدغه‌های ذهنی شما برایمان اهمیت خاصی داشته باشد ...
آبـرنـگـ;680823 نوشت:
[=Microsoft Sans Serif][=Microsoft Sans Serif][=Microsoft Sans Serif] شما دم از ادب زدید؛ ولی جدیدا بارها و بارها منو گمراه، حقیقت گریز و ... میخونید؛ چون مثه شما فکر نمیکنم!

[=Microsoft Sans Serif][=Microsoft Sans Serif] این هم نظر شماست ... مثل کسی که مدام بگوید همه دارند مرا اذیت می‌کنند چون من بهتر از آنها هستم و آنها تحمل این را ندارند! ... در حالی که گاهی قضیه برعکس است، این شخص دوست دارد همه برای منطقش کف و سوت بزنند و حال آنکه اشتباه بودن راهش برای آنها واضح است ...

شما در تاپیک‌های دیگر سعی داشتید بگویید در اسلام اجازه‌ی سؤال دادن در مورد خدا به کسی داده نمی‌شود ... گفتیم هر سؤالی مجاز است مگر سؤالی که جوابی برای آن وجود نداشته باشد که در این صورت اصرار بر صورت سؤال مایه‌ی دیوانگی انسان می‌شود ... اما شما همین را کردید پیراهن عثمان که پس وجود دارد سؤالی که شما اجازه ندهید کسی بپرسد ... ما هم گفتیم که عقل می‌گوید اگر جواب قابل درکی برای شما وجود ندارد برای حفظ همین تعقلی که داری وارد این میدان نشوید اما اگر شما دوست دارید بر خلاف عقل وارد بحث بر روی ذات خدا بشوید خوب بشوید، عقل فقط نهی می‌کند ولی مجبور نمی‌کند که فکر نکنید ... شما خود را جسور و بی‌باک معرفی کردید که از مرزهای ترس بر مبنای فریب با نیروی تعقل و تفکر گریخته‌اید و به جایی رسیده‌اید که می‌بینید مؤمنان فریب‌خورده و گمراه بخاطر ترسشان جرأت آمدن به آنجا را ندارند ... بعد دیوانه‌ای پیدا شد که گفت گمراه هستید و کل معیار شما از درست و غلط را به چالش کشید و گفت شما به جایی نرسیده‌اید بلکه در صحرای بی‌انتهای بی‌معیاری هر روز با یک معیار به محک زدن عیار حقیقت اقدام می‌کنید در حالی که در حقیقت دلیلی ندارید که امروز معیارتان برای درک حقیقت معیار قابل قبولی باشد ... این خودش بر خلاف عقل است که در نبود معیاری که اعتبار آن اثبات شده است شخص اصلاً دست به کمترین مقایسه‌ای بزند ... اما شما این کار را جزء افتخارات خود می‌دانید که هر کاری بخواهید می‌کنید چون چیزی به اسم دین نیست که روی شما قیدی بگذارد و خلاصه آزاد هستید ...

برادر شما خودتان ما را اسیر و برده‌ی تقدسی فریبکارانه می‌دانید و خود را آزاد و بعد می‌گویید ما شما را چون مثل ما فکر نمی‌کنید گمراه می‌دانیم؟

خیر اگر مسیر شما از نظر حقیر مصداق گمراهی باشد (که هست) دلیلم این نیست که مثل حقیر فکر نمی‌کنید بلکه دلیلم این است که اشتباه بودن مسیر شما برایم مشخص است ... تشخیص حقیقت نیاز به معیاری دارد که بتواند حقیقت را مشخص کند و شما به وضوح گفتید که چنین معیاری ندارید و هر آن ممکن است کل مسیر زندگی‌اتان عوض شود ... دیگر اینکه حقیر نتیجه بگیرم وضع شما سرگردانی در کویر وحشت و حیرت است کار خارق‌العاده‌ای نیست ... این نتیجه‌گیری یک نتیجه‌ی منطقی فرمایش خود شماست ... اینکه شما خودتان را به بی‌خیالی بزنید که من از خودم بیش از عقلی که امروز دارم انتظار ندارم و در هر وضعیتی که باشم راضی هستم و بعداً هم پشیمان نمی‌شوم این دیگر توجیهی است که برای خودتان فراهم کرده‌اید، مگرنه مگر امکان دارد که کسی در بیابان گم شود و برایش مهم نباشد و بگوید اینجا هم زمین خداست و بالأخره یک طوری زندگی می‌کنم و اگر هم مرگم فرا رسید می‌میرم؟ این اسمش آزادگی نیست، این اسمش بی‌خیالی است و بی‌تفاوتی نسبت به حقیقتی که وجود دارد و ما آنرا نیافته‌ایم ...

با این وجود هر وقت که گفته‌ام مسیرتان اشتباه است بعدش هم گفته‌ام که شناختم از شما اینطور بوده است که انسان منصف و با اخلاقی هستید و حقیقت‌طلب ... ظاهراً شما فکر می‌کنید اینها را از روی تعارف گفته‌ام که یکی به نعل زده باشم و یکی به میخ ... هیهات ... هر طوری که راحت هستید

آبـرنـگـ;680823 نوشت:
[=Microsoft Sans Serif][=Microsoft Sans Serif]یه فحش میدید؛ یه تعریف؟!

[=Microsoft Sans Serif] [=Microsoft Sans Serif]آنچه فحش برداشت کردید اگر با دقت بخوانید منظورش شما نیستید ... وقتی گفته می‌شود چیزی در شما هست که در فلان اشخاص به این راحتی‌ها پیدا نمی‌شود یعنی به احتمال زیاد شما از آن دسته اشخاص نیستید ... چشمها را باید شست ...
آبـرنـگـ;680823 نوشت:
[=Microsoft Sans Serif][=Microsoft Sans Serif]در مورد جزیی بودن این پرسش من، فکر میکنم بازم درست متوجه منظور من نشدید.
ما پذیرفتیم خدایی در اسلام نهفته‌س؛ حالا میایم رفتار این خدا رو می‌سنجیم و به این نتیجه میرسیم که عین آدمای سودجو رفتار کرده.


[=Microsoft Sans Serif]خیر، شما متوجه نشدید، خدا را فرض کردید ولی با صفاتی که خودتان دوست داشتید، خدای مسلمین را فرض نکردید، این اسمش بی‌طرفی نیست، این اسمش از وسط ماجرا بررسی کردن داستان است، قبل از این مرحله هنوز کلی مطلب هست که باید بررسی می‌کردید تا به بررسی این جزئیات می‌رسیدید ... مسلمانان اگر این وعده‌های خدا را فریبکاری و تبلیغات سر کاری نمی‌دانند برای این است که قبلش مطمئن شده‌اند که خداوند بی‌نیاز است ... همچنین مطمئن شده‌اند که این خدای بی‌نیاز که چیزی برای خودش نمی‌خواهد مخلوقات را دوست دارد و به طور طبیعی خیر آنها را می‌خواهد و هم خیر ایشان را می‌شناسد و هم بر پیاده‌سازی شرایطی که ایشان به خیر و صلاح خود برسند قادر است ... چنین خدایی اگر وعده دهد هم می‌داند که چه وعده‌ای داده است، هم می‌تواند به آن عمل کند، هم حتماً به آن عمل خواهد کرد ... وعده‌ی خدا از نظر مسلمین نقد نقد است و نه نسیه‌ای که معلوم نیست آیا در وقت مقرر بهای آنرا بدهند یا ندهند ...
با این حساب نتیجه‌گیری شما که خدا نعوذ بالله مثل انسان‌های سودجو برخورد کرده باشد نتیجه‌ای است که غلط بودنش برای مسلمین واضح است ... اگر برای شما واضح نیست یا عکس آن واضح است اشکال در پاسخ این سؤال نیست بلکه اشکال در مقدماتی است که در ذهن دارید ...
این مثال را بارها زده‌ام و دیگر خودم خسته شده‌ام ... اینکه شما یک کتاب آنالیز ریاضی پیشرفته را از صفحه‌ی ۴۵۳ آن باز کنید و یک صورت قضیه را بخوانید و بعد اثبات آنرا که در زیرش نوشته شده است را بخوانید و بگویید این اثبات چه ربطی به آن صورت قضیه دارد تنها نشان می‌دهد که برای فهمیدن آن پاسخ باید ۴۵۲ صفحه‌ی قبلی را هم می‌خواندید و می‌فهمیدید تا متوجه درست بودن اثبات ارائه شده بشوید، اینکه کسی نتیجه بگیرد که این اثبات حتماً غلط است چون اصلاً ربطی به آن صورت قضیه ندارد نتیجه‌گیری غلطی است که فکر کنم غلط بودنش بر همه کس واضح باشد.
آبـرنـگـ;680823 نوشت:
[=Microsoft Sans Serif][=Microsoft Sans Serif] اگر شما دوست دارید با منطق اسلامی همه‌چیو نگاه کنید، من دوست دارم با منطق بی‌طرفی نگاه کنم و برای موضوع‌ها مصادر به مطلوب نکنم.
مثلا اگر بگن: «پیامبر اسلام فلان کار زشت رو انجام داد».
من کار پیامبر رو مورد پژوهش قرار میدم؛ ولی شما با منطق اسلامی میگید: «چون اعتقاد دارم که وی «معصومه» پس این کار رو پیامبر انجام نداده»


[=Microsoft Sans Serif] اینکه از چه منطقی استفاده کنیم یا نداریم به دوست داشتن نیست، اگر منطقی معلوم شد که درست است دیگر حکم عقل است که باید از آن تبعیت کرد و اگر هم درست نیست معلوم است که نباید از آن تبعیت کرد ... اینکه فرض‌ها و اصول اسلامی برای ما اثبات شده است شما یا کس دیگری نمی‌توانید ما را محکوم کنید که به چه حقی از آن فرض‌ها در اثبات حکم‌های دیگر اسلامی استفاده می‌کنیم ... اینکه یک سری فرض برای ما مسلّم شوند که درست هستند و بعد خودمان را به فراموشی بزنیم و هر حکمی را بخواهیم از ابتدا اثبات کنیم کار عقلایی نیست و اسمش هم بی‌طرفی نیست ... آیا کسی که معیاری برای سنجش عیار حقیقت سراغ ندارد می‌تواند کسی که چنین معیاری را برای خود یافته است متهم بکند به اینکه شما چیزی از حقیقت در دست ندارید؟
پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله اگر عصمتشان اثبات نشده باشد کسی آن نتیجه‌گیری که شما فرمودید را نمی‌کند ... شما که کار ایشان را مورد پژوهش قرار می‌دهید وقتی معیاری برای حقیقت ندارید و ناچار باید قائل به نسبی بودن اخلاق باشید چگونه می‌توانید کار حضرت را ارزش‌گذاری کنید؟ با معیارهای اخلاقی خانوادگی‌اتان می‌خواهید به کار پیامبر نمره بدهید؟ از کجا معلوم معیارهای اخلاقی خانوادگی شما معیارهای درستی باشند؟ یک نفر تمام کارهای شما را که بر مبنای معیارهای اخلاقی خودتان عالی عالی هستند را مورد پژوهش قرار می‌دهد و به این نتیجه می‌رسد که بیشتر کارهای شما خلاف اخلاق هستند، شما چه دلیلی دارید که معیار شما از اخلاق درست است یا معیار آن شخص دیگر؟ پژوهش و قیاس تا وقتی معیار اثبات شده برای حقیقت شناخته نشده باشد ارزشی ندارد چون صرفاً به جمع‌آوری داده‌ی خام منجر می‌شود، شما می‌توانید یک database از کارها و فرمایشات رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله را گردآوری کنید ولی دیگر هر ارزش‌گذاری که روی آنها بکنید فاقد هرگونه ارزش حقیقی است و اگر جهت‌گیری زندگی‌اتان را هم بر اساس چیزی که ارزش حقیقی ندارد بگذارید این کار فرقی با قمار ندارد ... به صورت رندوم بستگی به شرایط هر لحظه ممکن است جهت کل زندگی‌اتان عوض شود ... این چیزی است که خودتان هم به آن اذعان کردید و چیزی نیست که حقیر به شما نسبت داده باشم ... ما این کار را موافق عقل نمی‌دانیم و در این گفته هم قصد بی‌احترامی به شما نداریم ... شما دوست ما هستید تا وقتی که انصاف و ادب گفتگو را رعایت می‌کنید و اسلام را به تمسخر نمی‌گیرید و طالب حقیقت هستید
:Gol:
آبـرنـگـ;680823 نوشت:
[=Microsoft Sans Serif][=Microsoft Sans Serif] در کل منطق من با شما خیلی فرق؛ شما مخالفان خودتونو باید حقیقت گریز، گمراه و ... بخونید؛ ولی من هیچ اجباری در اینکه شما رو گمراه بخونم، ندارم.
چون دیدم اسلامی نیست.

منطق ما متفاوت است ولی ما برای داشتن این منطق دلیل عقلایی داریم ... و منطق مخالفان خود را تا آنجا که بررسی کردیم وجه عقلایی نداشته است ... اگر فکر می‌کنید مسیری که رفته‌اید درست و قابل دفاع است به تاپیکی که به شما معرفی کردم بیایید و دلایلتان را توضیح بدهید ... همه در بحث می‌خواهند بگویند ما بر حقیقت هستیم ولی کسی زیاد توضیح نمی‌دهد که چطور به این نتیجه رسیده است ... در آن تاپیک ما سعی داریم همین مسیر رسیدن به اطمینان به بر حق بودن یک عقیده را بررسی کنیم

ان شاء الله در پناه خدایی باشید که وجود دارد و بی‌نیاز است و مشتاق بندگانش هست :Gol:
یا علی علیه‌السلام