جمع بندی حکمت بیان نشانه های غیر حتمی ظهور چیست؟

21 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
حکمت بیان نشانه های غیر حتمی ظهور چیست؟

با سلام و احترام
یک مسئله ای در مورد علائم غیر حتمی ظهور برای بنده سوال شده لذا مطرح میکنم
در مورد ظهور همواره از علائمی سخن به میان میاد که غیر حتمی هستند این علائم خوب چند ویژگی دارند
1- قابل تطبیق بر اتفاقات زیادی هستند
2- تعدادشان بسیار زیاد تا حدی که می توان ادعا کرد برخی اتفاق افتاده( یعنی از بس حوادث مختلف گفته شده که طبیعی هست بخشی در طی هزار سال اتفاق بیفتد!)
3- امکان دارد به هیچ وجه محقق نشوند!!!
مثالی عرض کنم در مورد یکی از نشانه های غیر حتمی گفتن دیوار مسجد کوفه ترک میخورد
خوب ابتدا حوادث زیادی میتواند علت ترک خوردن باشد مثل زلزله یا نشست زمین یا برخورد شی سنگین به دیوار
دوم این ترک خوردن ممکن است برای یک بنا با قدمت زیاد بار ها اتفاق بیفتد و حتی معلوم نیست کدام قسمت مسجد قرار هست ترک بخورد
سوم میتوان هر بار ادعا کرد این مسئله ربطی به ظهور ندارد زیرا نشانه غیر حتمیست
جدای اینکه با وجود نشانه های دقیق حتمی ظهور مثل صیحه آسمانی و ... هیچ نیازی به این موارد به نظر نمی رسد.
لذا سوال بنده این هست حکمت وجود نشانه های غیر حتمی چی هست؟( در واقع دلیل بیان این موارد توسط اهل بیت ع) طبعا باید حکمت جداگانه و متمایزی نسبت به نشانه های قطعی داشته باشند
دوم از این موارد یک فرد منتظر چطور باید استفاده کند؟ و به چه کارش می آید با توجه به اینکه در امر شناخت قائم نشانه های قطعی برای ما کافیست
سپاس@};-@};-@};-

[TABLE="width: 700, align: center"]

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]
[TD="align: center"]
[/TD]
کارشناس بحث: استاد عامل

[TD][/TD]

[/TABLE]

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]


بسم الله الرحمن الرحیم


با عرض سلام و ادب

مقدمه1؛ همانطور که شما اشاره کردید؛ نشانه های ظهور به دو دسته حتمی و غیر حتمی تقسیم می شوند که نشانه های حتمی در حدیث معتبری از امام صادق(علیه‌السلام) چنین بیان شده است: «قَبْلَ قِیامِ الْقَائِمِ خَمْسُ عَلَامَاتٍ مَحْتُومَاتٍ الْیمَانِی وَ السُّفْیانِی وَ الصَّیحَةُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِیةِ وَ الْخَسْفُ بِالْبَیدَاء»؛ پیش از قیام قائم پنج نشانه حتمی است: یمانی، سفیانی، صحیه آسمانی، شهادت نفس زکیه و خسف بیداء.(1) البته در برخی روایات تعداد این علامات به هشت مورد نیز رسیده است که علاوه بر موارد پیشین، مواردی مانند: پدیدار شدن دستی در آسمان(2)، طلوع خورشید از مغرب و اختلاف بنی فلان (بنی عباس) را شامل می شود.(3) غیر از موارد مذکور، باقی علامات و نشانه ها غیر حتمی بوده و احتمال بداء و عدم تحقق در آنها وجود دارد.

مقدمه2؛ بنابر روایات آخرالزمان، بین تحقق نشانه های قطعی و ظهور حضرت حجت(علیه السلام) فاصله زمانی اندکی وجود دارد، در حالی که این خاصیت در نشانه های غیر قطعی وجود ندارد و ممکن است این نشانه ها با ظهور امام زمان(علیه السلام) فاصله زمانی زیادی داشته باشند به طوری که از آغاز غیبت امام دوازدهم تا عصر حاضر بیش از یازده قرن می‌گذرد و در این مدت طولانی بسیاری از نشانه‌های غیرحتمی ظهور اتفاق افتاده‌اند.

پی نوشت ها:
1. صدوق(ابن بابویه)، محمد بن علی، (1395)، كمال الدين و تمام النعمة، تصحیح علی اکبر غفاری، دوم، تهران، اسلامیه، ج2، ص650.
2. ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم، (1397)، الغيبة(للنعماني)، تصحیح علی اکبر غفاری، اول، تهران، نشر صدوق، ص252.
3. طوسى، محمد بن الحسن‏، (بی تا)، الغیبه، مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، اول، قم، دار المعارف الإسلامية، ص435.

[/][/][/]

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]
اما در مورد حکمت نشانه های غیر قطعی؛

اول؛ شاید مهمترین دلیل صدور این نشانه ها از معصومین، ایجاد امید در بین منتظران ظهور باشد. با توجه به طولانی شدن غیبت امام زمان، مهمترین مشکلی که برای مومنان پدید می آید، یاس و ناامیدی از ظهور است و برای جبران این نقیصه، امامان شیعه با بیان برخی نشانه ها امید را در دل مومنان زنده نگه داشته اند. به همین دلیل این نشانه ها در طول تاریخ به صورت متناوب و پراکنده تحقق یافته(و برخی نیز محقق نشده اند) و نور امید را همچنان در دل منتظران روشن نگه داشته اند؛ به طوری که اگر این نشانه ها در آستانه ظهور متراکم می شدند، این کارایی را نداشتند و بسیاری از مومنان در طول این چند قرن اعتقاد خود نسبت به امام زمان(علیه السلام) را از دست می دادند. از سوی دیگر با توجه برخی روایات، مانند حدیث امام جواد(علیه السلام) که فرمود: «خداوند متعال امر امام زمان(علیه السلام) را در یک شب اصلاح می کند همانطور که امر حضرت موسی(علیه السلام) را در یک شب اصلاح کرد، زمانی که برای آوردن آتش رفت و هنگام بازگشت رسول و نبی گشت».(1) این امید برای مومنان وجود داشته که با تحقق برخی نشانه های غیر حتمی، امر حضرت به سرعت اصلاح شده و دیگر نشانه های قطعی نیز محقق شوند.

دوم؛ غفلت زدائی نیز می تواند یکی دیگر از حکمتهای نشانه های غیر قطعی باشد. بالاخره نشانه های غیر قطعی که در روایات مطرح شده در زمانی که مومنان به امام خود دسترسی ندارند و این عدم دسترسی و دیگر ریشه های غفلت مانند مشغول شدن به زندگی دنیا و ... باعث فراموشی یاد امام زمان شده، سبب زنده شده دوباره یاد امام در بین مومنان خواهد شد. که اگر این نشانه ها منحصر به موارد قطعی بوده و نزدیک ظهور رخ می داد، تنها عده کمی از انسان های دوران ظهور را شامل شده و دیگر مسلمانها که در طول این چند قرن زندگی کرده اند را شامل نمی شد.

سوم؛ بالاخره هرچه میزان نشانه ها در مورد ظهور بیشتر باشد، امکان شناخت را راحت تر کرده و شک و شبهه را در مورد زمان ظهور امام زمان کمتر می کند، البته به شرط اینکه نشانه های غیر قطعی در کنار نشانه های قطعی قرار گیرند و به تنهایی مورد استناد و توجه قرار نگیرند. چرا که در غالب موارد نشانه های غیر قطعی به صورت کلی گفته شده و قابل تطبیق بر مسائلی است که در گذشته اتفاق افتاده است. از سوی دیگر نشانه های دور نیز این فایده را دارند که تحقق این نشانه ها گواهی بر صدق ائمه و پیش گویی آنهاست و همین مطلب باعث تمایل دیگران به مکتب ایشان شده و ایمان طرفداران را نیز فزونی می بخشد. علاوه بر اینکه هر عصری دارای نشانه های متعدد است و تنها با چند نشانه خاص نمی توان یک فرهنگ و دوران خاص را شناخت.

در نهایت نشانه های غیر حتمی ممکن است مخصوص منطقه ای خاص باشد و همه آن را مشاهده نکنند یا باخبر نشوند، اما در عین حال دارای بار معنایی برای اهالی آن منطقه است؛ به عبارت دیگر نشانه های قطعی مانند صیحه آسمانی را همگان می شنوند اما در برخی موارد غیر قطعی تنها ممکن است گروهی از آن آگاهی پیدا کنند و همین در کنار دیگر نشانه های قطعی باعث دلگرمی است و همانطور که اشاره شد، موارد غیر قطعی معمولا در طول زمان پراکنده شده اند و همین باعث قوت قلب اهالی همان مناطق است. بنابراین وقتی نشانه‌های حتمی رخ می‌دهند از آن‌جا که به حسب روایات میان آن‌ها و ظهور فاصلۀ زمانی اندکی وجود دارد، پیام این نشانه‌ها دیگر امیدواری به ظهور نیست، بلکه پیامشان تحقق ظهور است. بنابراین نشانه‌های حتمی دیگر از امیدواری و غفلت‌زدایی سخن نمی‌گویند، بلکه از اتفاقی که در شرف وقوع است سخن می‌گویند.

پی نوشت:
1. صدوق(ابن بابویه)، محمد بن علی، (1395)، كمال الدين و تمام النعمة، تصحیح علی اکبر غفاری، دوم، تهران، اسلامیه ، ج2، ص377.

[/][/][/]

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]
اما نکته پایانی اینکه در تطبیق نشانه های ظهور باید نکاتی را در نظر گرفت؛

تطبیق باید همراه با یقین یا همان اطمینان عرفی باشد؛ چرا که تطبیق های احتمالی گاهی اوقات باعث انحراف شده و اعتقاد گروهی را از بین خواهد برد. به عنوان مثال؛ تطبیق اشتباه «یمانی» و پیروی از یک شخص دروغین سبب انحراف در عقاید گروهی شده و ممکن است جان آنها نیز به خطر بیافتد.

نکته دیگر اینکه برای تطبیق باید مصداق مذکور تمام شرایط گفته شده در روایات را داشته باشد و به صرف یک یا دو شباهت نمی توان موردی را بر روایات تحمیل کرد. بنابراین باید تمام شرایط بالفعل موجود باشد، نه اینکه شخصی برخی نشانه ها را داشته باشد و دیگر نشانه ها را نیز موکول به آینده کند!

دیگر اینکه تطبیق نباید با تاویل روایات همراه باشد؛ زیرا در این صورت هر مصداقی را می توان با اندکی دستکاری بر روایات تحمیل کرد.

شاید یکی از مهمترین ویژگی های تطبیق خصوصیات گفته شده در روایات با شخص یا مورد خاصی، همسویی این تطبیق با موازین دینی باشد. بنابراین کسی که سابقه خوبی ندارد، قابلیت تطبیق بر معیارهایی مانند نفس زکیه یا یمانی را ندارد. به همین دلیل یکی از اصحاب امام حسن عسکری(علیه السلام) با توجه به خصوصیاتی مانند نوشیدن شراب، قمار بازی و نواختن طنبور که در جعفر کذاب وجود داشت، متوجه می شود که بعد از ایشان فرزند اوست که امام است نه برادر ایشان که به دروغ ادعای امامت می کرد.(1)

پی نوشت:
1. صدوق(ابن بابویه)، محمد بن علی، (1395)، كمال الدين و تمام النعمة، تصحیح علی اکبر غفاری، دوم، تهران، اسلامیه ، ج2، ص475.

[/][/][/]

[="Tahoma"][="DarkSlateGray"][="3"]

عامل;1017604 نوشت:
[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]
اما نکته پایانی اینکه در تطبیق نشانه های ظهور باید نکاتی را در نظر گرفت؛

تطبیق باید همراه با یقین یا همان اطمینان عرفی باشد؛ چرا که تطبیق های احتمالی گاهی اوقات باعث انحراف شده و اعتقاد گروهی را از بین خواهد برد. به عنوان مثال؛ تطبیق اشتباه «یمانی» و پیروی از یک شخص دروغین سبب انحراف در عقاید گروهی شده و ممکن است جان آنها نیز به خطر بیافتد.

نکته دیگر اینکه برای تطبیق باید مصداق مذکور تمام شرایط گفته شده در روایات را داشته باشد و به صرف یک یا دو شباهت نمی توان موردی را بر روایات تحمیل کرد. بنابراین باید تمام شرایط بالفعل موجود باشد، نه اینکه شخصی برخی نشانه ها را داشته باشد و دیگر نشانه ها را نیز موکول به آینده کند!

دیگر اینکه تطبیق نباید با تاویل روایات همراه باشد؛ زیرا در این صورت هر مصداقی را می توان با اندکی دستکاری بر روایات تحمیل کرد.

شاید یکی از مهمترین ویژگی های تطبیق خصوصیات گفته شده در روایات با شخص یا مورد خاصی، همسویی این تطبیق با موازین دینی باشد. بنابراین کسی که سابقه خوبی ندارد، قابلیت تطبیق بر معیارهایی مانند نفس زکیه یا یمانی را ندارد. به همین دلیل یکی از اصحاب امام حسن عسکری(علیه السلام) با توجه به خصوصیاتی مانند نوشیدن شراب، قمار بازی و نواختن طنبور که در جعفر کذاب وجود داشت، متوجه می شود که بعد از ایشان فرزند اوست که امام است نه برادر ایشان که به دروغ ادعای امامت می کرد.(1)

پی نوشت:
1. صدوق(ابن بابویه)، محمد بن علی، (1395)، كمال الدين و تمام النعمة، تصحیح علی اکبر غفاری، دوم، تهران، اسلامیه ، ج2، ص475.

[/][/][/]

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
آیا کتابی یا مقاله معتبری هست که نشانه های غیر حتمی را در ذیل حتمی دسته بندی کند؟
یا علی(س)[/][/][/]

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]سلام

رستگاران;1017629 نوشت:
آیا کتابی یا مقاله معتبری هست که نشانه های غیر حتمی را در ذیل حتمی دسته بندی کند؟

بنده چنین چیزی ندیدم.
اساسا بحث حتمی و غیر حتمی بودن نشانه ها در خود روایات ذکر شده است و این راه را برای حتمی کردن برخی نشانه های غیر حتمی بسته است. به عنوان مثال امام صادق علیه السلام می فرماید: النِّدَاءُ مِنَ الْمَحْتُومِ‏ وَ السُّفْيَانِيُّ مِنَ الْمَحْتُومِ‏ وَ الْيَمَانِيُّ مِنَ الْمَحْتُومِ‏ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِيَّةِ مِنَ الْمَحْتُومِ‏ وَ كَفٌّ يَطْلُعُ مِنَ السَّمَاءِ مِنَ الْمَحْتُومِ‏ قَالَ وَ فَزْعَةٌ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ تُوقِظُ النَّائِمَ وَ تُفْزِعُ الْيَقْظَانَ وَ تُخْرِجُ‏ الْفَتَاةَ مِنْ خِدْرِهَا.(الغیبه نعمانی، ص252)
بنابراین نشانه هایی که چنین قیدی نداشته اند را به عنوان غیر حتمی ذکر کرده اند و در برخی روایات هم در مورد حتمی ها احتمال بداء منتفی شده که مفهوم آن این است که در مورد غیر حتمی ها چنین احتمالی منتفی نیست.
[/][/][/]

[="Tahoma"][="DarkSlateGray"][="3"]

عامل;1017704 نوشت:
[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]سلام

بنده چنین چیزی ندیدم.
اساسا بحث حتمی و غیر حتمی بودن نشانه ها در خود روایات ذکر شده است و این راه را برای حتمی کردن برخی نشانه های غیر حتمی بسته است. به عنوان مثال امام صادق علیه السلام می فرماید: النِّدَاءُ مِنَ الْمَحْتُومِ‏ وَ السُّفْيَانِيُّ مِنَ الْمَحْتُومِ‏ وَ الْيَمَانِيُّ مِنَ الْمَحْتُومِ‏ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِيَّةِ مِنَ الْمَحْتُومِ‏ وَ كَفٌّ يَطْلُعُ مِنَ السَّمَاءِ مِنَ الْمَحْتُومِ‏ قَالَ وَ فَزْعَةٌ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ تُوقِظُ النَّائِمَ وَ تُفْزِعُ الْيَقْظَانَ وَ تُخْرِجُ‏ الْفَتَاةَ مِنْ خِدْرِهَا.(الغیبه نعمانی، ص252)
بنابراین نشانه هایی که چنین قیدی نداشته اند را به عنوان غیر حتمی ذکر کرده اند و در برخی روایات هم در مورد حتمی ها احتمال بداء منتفی شده که مفهوم آن این است که در مورد غیر حتمی ها چنین احتمالی منتفی نیست.

[/][/][/]

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
منظورم از دسته بندی قرار دادن نشانه های غیر حتمی مرتبت با محتومات است
مثلا خسف بیدا اینکه ممکنه بارانی در بیابانی ببارد که عامل این ماجرا باشد
یا در خروج سفیانی دیوار مسجد کوفه شکاف بردارد.
یا مثلا خروج یمانی و نشانه قبل وقوع علائمی دارد که ممکن است همه آن نمایان شود یا خیر مثلا تغییراتی رخ دهد
مثلا سرخ شدن صورت نشان از تب و تب علامت آنفولانزا و...
یا علی(س)[/][/][/]

عامل;1017599 نوشت:
مقدمه2؛ بنابر روایات آخرالزمان، بین تحقق نشانه های قطعی و ظهور حضرت حجت(علیه السلام) فاصله زمانی اندکی وجود دارد، در حالی که این خاصیت در نشانه های غیر قطعی وجود ندارد و ممکن است این نشانه ها با ظهور امام زمان(علیه السلام) فاصله زمانی زیادی داشته باشند به طوری که از آغاز غیبت امام دوازدهم تا عصر حاضر بیش از یازده قرن می‌گذرد و در این مدت طولانی بسیاری از نشانه‌های غیرحتمی ظهور اتفاق افتاده‌اند.

با سلام خدمت استاد عزیز
اینکه میفرمایید فاصله یک نشانه تا ظهور ممکن هست زیاد باشه واقعا عجبیه
یعنی فرض کنید یک نشانه اتفاق افتاد بعد اگر من منتظر بدونم ممکنه این نشانه هزار سال تا ظهور فاصله داشته باشه به نظرتون این به من امید میده؟ اینکه خلاف فرمایش خودتونه

عامل;1017603 نوشت:
اول؛ شاید مهمترین دلیل صدور این نشانه ها از معصومین، ایجاد امید در بین منتظران ظهور باشد. با توجه به طولانی شدن غیبت امام زمان، مهمترین مشکلی که برای مومنان پدید می آید، یاس و ناامیدی از ظهور است و برای جبران این نقیصه، امامان شیعه با بیان برخی نشانه ها امید را در دل مومنان زنده نگه داشته اند. به همین دلیل این نشانه ها در طول تاریخ به صورت متناوب و پراکنده تحقق یافته(و برخی نیز محقق نشده اند) و نور امید را همچنان در دل منتظران روشن نگه داشته اند؛ به طوری که اگر این نشانه ها در آستانه ظهور متراکم می شدند، این کارایی را نداشتند و بسیاری از مومنان در طول این چند قرن اعتقاد خود نسبت به امام زمان(علیه السلام) را از دست می دادند. از سوی دیگر با توجه برخی روایات، مانند حدیث امام جواد(علیه السلام) که فرمود: «خداوند متعال امر امام زمان(علیه السلام) را در یک شب اصلاح می کند همانطور که امر حضرت موسی(علیه السلام) را در یک شب اصلاح کرد، زمانی که برای آوردن آتش رفت و هنگام بازگشت رسول و نبی گشت».(1) این امید برای مومنان وجود داشته که با تحقق برخی نشانه های غیر حتمی، امر حضرت به سرعت اصلاح شده و دیگر نشانه های قطعی نیز محقق شوند.

عرض کردم اگر بین نشانه و ظهور فاصله زیاد زمانی متصور باشه امید دهنده نیست
خود نشانه ها معلوم نیست محقق شدن یا نه یا ملاکی نداریم برای اثبات تحققشون
الان چندتا از نشانه ها وجود دارن که محقق شدن و کل جهان تشیع معتقد به این هست که اتفاق افتادن بهصورت قطعی؟
جدای اینکه یک نقد کلی وارد هست به دلایلتون که در ادامه عرض خواهم کرد

عامل;1017603 نوشت:
دوم؛ غفلت زدائی نیز می تواند یکی دیگر از حکمتهای نشانه های غیر قطعی باشد. بالاخره نشانه های غیر قطعی که در روایات مطرح شده در زمانی که مومنان به امام خود دسترسی ندارند و این عدم دسترسی و دیگر ریشه های غفلت مانند مشغول شدن به زندگی دنیا و ... باعث فراموشی یاد امام زمان شده، سبب زنده شده دوباره یاد امام در بین مومنان خواهد شد. که اگر این نشانه ها منحصر به موارد قطعی بوده و نزدیک ظهور رخ می داد، تنها عده کمی از انسان های دوران ظهور را شامل شده و دیگر مسلمانها که در طول این چند قرن زندگی کرده اند را شامل نمی شد.

سوم؛ بالاخره هرچه میزان نشانه ها در مورد ظهور بیشتر باشد، امکان شناخت را راحت تر کرده و شک و شبهه را در مورد زمان ظهور امام زمان کمتر می کند، البته به شرط اینکه نشانه های غیر قطعی در کنار نشانه های قطعی قرار گیرند و به تنهایی مورد استناد و توجه قرار نگیرند. چرا که در غالب موارد نشانه های غیر قطعی به صورت کلی گفته شده و قابل تطبیق بر مسائلی است که در گذشته اتفاق افتاده است. از سوی دیگر نشانه های دور نیز این فایده را دارند که تحقق این نشانه ها گواهی بر صدق ائمه و پیش گویی آنهاست و همین مطلب باعث تمایل دیگران به مکتب ایشان شده و ایمان طرفداران را نیز فزونی می بخشد. علاوه بر اینکه هر عصری دارای نشانه های متعدد است و تنها با چند نشانه خاص نمی توان یک فرهنگ و دوران خاص را شناخت.

در نهایت نشانه های غیر حتمی ممکن است مخصوص منطقه ای خاص باشد و همه آن را مشاهده نکنند یا باخبر نشوند، اما در عین حال دارای بار معنایی برای اهالی آن منطقه است؛ به عبارت دیگر نشانه های قطعی مانند صیحه آسمانی را همگان می شنوند اما در برخی موارد غیر قطعی تنها ممکن است گروهی از آن آگاهی پیدا کنند و همین در کنار دیگر نشانه های قطعی باعث دلگرمی است و همانطور که اشاره شد، موارد غیر قطعی معمولا در طول زمان پراکنده شده اند و همین باعث قوت قلب اهالی همان مناطق است. بنابراین وقتی نشانه‌های حتمی رخ می‌دهند از آن‌جا که به حسب روایات میان آن‌ها و ظهور فاصلۀ زمانی اندکی وجود دارد، پیام این نشانه‌ها دیگر امیدواری به ظهور نیست، بلکه پیامشان تحقق ظهور است. بنابراین نشانه‌های حتمی دیگر از امیدواری و غفلت‌زدایی سخن نمی‌گویند، بلکه از اتفاقی که در شرف وقوع است سخن می‌گویند.

اول بنده نقد اصلی به دلایلتونو عرض میکنم بعد میرم سراغ مواردی که نقل قول آوردم
ببینید ما وقتی یک عمل خاص انجام میدیم این عمل اثر خاص خودشو رو داره وگرنه نیاز نیست انجام بشه مثلا نماز یک اثری داره که در هیچ عبادتی نیست همینطور که اثراتی داره که در سایر عبادات هستن
یعنی اثرات نماز یک مشترکاتی با سایر عبادات داره یک چیزهای متمایزی
فرمایش اهل بیت هم همینه اگر من بگم حکمت فلان نشانه غفلت زداییه ممکنه صحیح باشه اما این اثر مشترکه با خیلی از مسائل مثلا نماز هم غفلت زدایی داره مطالعه قرآن هم همینطور و...
یعنی این مورد غفل زدایی در واقع وجه اشتراک بیان نشانه های غیر قطعی و خیلی موارد دیگس
اما قطعا باید یک وجه تمایزی هم باشه یعنی یک اثری که در بیان هیچ مسئله و عبادتی نیست مگر در بیان نشانه های غیر قطعی وگرنه اصلا دلیلی نداشت بیان بشه
این امید دهی این غفلت زدایی این راحت شدن شناخت موعود همه با مسائل دیگه قابل برطرف شدنه
مثلا وقتی ما پنج نشانه قطعی داریم که صد درصد میه امام رو باهاش شناخت مثلا ترک خوردن دیوار یک مسجد چ کمکی میکنه؟صیحه آسمانی شناخت میاره یا مسئله بلد شدن فلان پرچم سیاه که اصلا معلوم نیست برای کی هست اصلا معلوم نیست اتفاق بیفته یا بدا بشه؟
باز کلامم رو تکرار میکنم تما مواردی که فرمویدن نهایتا وجه اشتراکاته با خیلی اعمال دیگه بنده دنبال وجه تمایز هستم
چه دردی در من شیعه رو نشانه های غیر حتمی با اون تعدا زیاد با عدم احتمال وقوع با غیر یقینی بودن مصداق یابی حل میکنند؟

عامل;1017603 نوشت:
سوم؛ بالاخره هرچه میزان نشانه ها در مورد ظهور بیشتر باشد، امکان شناخت را راحت تر کرده و شک و شبهه را در مورد زمان ظهور امام زمان کمتر می کند، البته به شرط اینکه نشانه های غیر قطعی در کنار نشانه های قطعی قرار گیرند و به تنهایی مورد استناد و توجه قرار نگیرند. چرا که در غالب موارد نشانه های غیر قطعی به صورت کلی گفته شده و قابل تطبیق بر مسائلی است که در گذشته اتفاق افتاده است. از سوی دیگر نشانه های دور نیز این فایده را دارند که تحقق این نشانه ها گواهی بر صدق ائمه و پیش گویی آنهاست و همین مطلب باعث تمایل دیگران به مکتب ایشان شده و ایمان طرفداران را نیز فزونی می بخشد. علاوه بر اینکه هر عصری دارای نشانه های متعدد است و تنها با چند نشانه خاص نمی توان یک فرهنگ و دوران خاص را شناخت.

در این مورد خاص بنده عقیده فعلیم این هست اصلا نشانه های قطعی کافیه نشانه های غیر قطعی شناختی نمیده
جدای اینکه برخی نشانه های قطعی هم شناخت نمیده که البته موضوع این تاپیک نیست شاید یک تاپیک مجزا ساختم اما فعلا به عنوان پیش فرض پذیرفتم مناسب بودن نشانه های قطعی رو پذیرفتم
@};-@};-@};-

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]سلام

جوجه اردک زشت;1017735 نوشت:
اگر من منتظر بدونم ممکنه این نشانه هزار سال تا ظهور فاصله داشته باشه به نظرتون این به من امید میده؟

مسئله اینجاست که زمان ظهور مشخص نیست و ما هم نمی دانیم این نشانه غیر قطعی واقعا چه قدر با ظهور فاصله دارد، ممکن است بسیار نزدیک باشد و ممکن است فاصله زیادی داشته باشد.
بالاخره کارکرد این نشانه غیر قطعی امیدوار نگه داشتن منتظران است که اگر نبود، این فاصله طولانی باعث از بین رفتن اعتقاد خیلی ها می شد.
اگر خاطر شما باشد حدیثی از امام جواد در پست چهارم عرض شد:

عامل;1017603 نوشت:
خداوند متعال امر امام زمان(علیه السلام) را در یک شب اصلاح می کند

همین که خداوند امر حضرت را در یک شب اصلاح می کند، باعث امیدواری است که نشانه های ظهور مانند یک پازل به فاصله زمانی بسیار کم کنار هم قرار بگیرند و امر فرج محقق شود. پس وجود یک نشانه ولو غیر قطعی امید ظهور را در دل منتظران زنده نگه می دارد.

جوجه اردک زشت;1017735 نوشت:
الان چندتا از نشانه ها وجود دارن که محقق شدن و کل جهان تشیع معتقد به این هست که اتفاق افتادن بهصورت قطعی؟

غالب نشانه های غیر قطعی به صورت کلی است و قابل تطبیق بر مصدایق اتفاق افتاده اند. به عنوان مثال یکی از نشانه های غیر قطعی، اختلاف میان دو دسته از عجم ها و خون ریزی شدید بین آنهاست که می توان این نشانه را با جنگهای جهانی تطبیق داد، البته این احتمال هم هست که در آینده خون ریزی بیشتری رخ دهد و این نشانه با آن مورد منطبق شود. به همین دلیل نشانه غیر قطعی قادر به اثبات ظهور نیست بلکه تنها این امید را در دل منتظر زنده نگه می دارد که بالاخره ممکن است همین مورد کنونی مد نظر باشد.
نکته دیگر اینکه با توجه به کلی بودن نشانه های ظهور، هیچگونه اتفاقی بین شیعیان یا اهل سنت در این رابطه نیست و از همین رو ممکن است دسته ای با خوشبینی بسیاری از نشانه ها را محقق شده بدانند و دسته ای دیگر با بدبینی منتظر مصدایق جدید برای این روایات باشند.
[/][/][/]

موضوع قفل شده است