هیس دخترها فریاد نمی زنند، کمکم کنید.

تب‌های اولیه

50 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
هیس دخترها فریاد نمی زنند، کمکم کنید.

لعنة الله على القوم الظالمين
لعنت بر بی حجاب و بی حیا و بی غیرت
ضایعه غمباری ، چند ماه است که روی سینه‌ام سنگینی می کند، در واقع آنقدر عذابم میدهد که از فکر کردن به آن موضوع فرار می کنم و دلیل تاخیر در طلب راهنمایی شاید همین است.
بنده یک آقا پسر جوان هستم حدود 25 سال
یک بعد از ظهر تابستان بعد از اینکه یکی دیگر از خواستگاران نا مناسب خواهر مطلقه ام(طلاق در دوران عقد) از خانه رفتند، ناگهان با صدای داد و شیون زیاد مادرم به سالن پذیرایی منزل رفتم، مادرم فقط فریاد می زد خدا را صدا می زد، تا از حال رفت،
فکر می کردم علت این همه زاری و شیون به خاطر ماجرای ازدواج بی ثمر قبلی خواهرم می باشد.(با توجه به اینکه ازدواج قبلی تا حدودی از سمت خانواده تحمیل شد و منجر به جدایی شد و عذاب وجدان بابت اینکه کمتر پیش می آید که خواستگار مناسبی بیاید و اگر هم بیاید با فهمیدن از عقد برگشته بودن خواهرم، شانه خالی می کنند.).
ایشان را دعوت به صبر کردم، تا اینکه فردا ی ان روز پر شیون مادرم در فضایی دو نفره ماجرای دل شکسته خواهرم که باعث داد و شیون شده بود را، برایم نقل کرد.
مادرم: یک ماه قبل که برای دلجویی از خاله ات سری به خانه آنها زده بودیم، با توجه به اینکه سنشان بالا بود، زمانی که شوهر خاله ام بر خواست که از آشپز خانه چای و میوه بیاورد، از خواهرم خواستیم که برود و کمک کند.
آن حیوان حرام لقمه ی پیر خرفت قصد جسارت به خواهر دسته ی گلم را کرده بود،
البته با توجه به اینکه ما در حیاط منزل بودیم، قلبم آرام است که نتوانسته غلط اضافه ای بکند و با توضیحات در بسته ای که از مادرم شنیدم ، فقط خواهرم را بوسیده است.
.
البته این را هم در نظر داشته باشید که تا آن زمان نمی دانستیم شوهر خاله ام اینقدر کثافت و بی شرف است.
حالا منظور بنده از طلب کمک و راهنمایی.
خواهرم نگران خاله و دختر خاله ام می باشند و می گویند که ارتباط سوری و ظاهری را حفظ کنیم تا آنها از این مسئله آگاه نشوند و با پی بردن به کثیف بودن مردشان، به غم هایشان اضافه نشود.
از طرفی خودم می گویم اصلا ارتباط را قطع کنیم و بگذاریم بدون اینکه علت را بدانند، روابط خانوادگی تیره و تار شود.
حالا شما راهنمایی کنید که تکلیف چیست؟
این موضوع را چگونه باید مدیریت کنیم؟
ببخشید که برای شرح ما وقع داستان سرایی کردم و پیشاپیش از کمکتان متشکرم.

با نام و یاد دوست




کارشناس بحث: استاد نشاط

با سلام و احترام
این رفتار شوهرخاله شما واقعا قبیح و زشت بوده و شرایط روحی شما را درک می کنیم که چنین مسائلی واقعا سخت می باشد، اما به هر حال پیشنهاد می شود که به این نکات توجه کرده و رعایت کنید:
1. اگر واقعه را همان طور که مطرح کردید، اتفاق افتاده، این فرد قابل اعتماد نیست و بهتر است یک مدت مشخصی رفت و آمد نداشته باشید، تا خود ایشان متوجه شود که شما از رفتار او آگاه شده اید، حتی شده ایشان را تحویل نگیرید و یک رفتار سنگین و بدون الفاظ محبت آمیز برخورد کنید. البته خواهرتان نیز باید مواظب باشد که با تهدید و یا رفتارهای دیگر از ایشان سوء استفاده نکند، در حقیقت خواهرتان باید توجیه شود در صورت تکرار چنین رفتارهایی شما را حتما آگاه کند.
2. این قضیه را فعلا فاش نکنید، چون یک طرف قضیه آبروی شما و خواهرتان در معرض خطر است، فلذا با سنگینی و رفتار جدی و قاطعانه و سنجیده پیش بروید به طوری که ایشان از ارتکاب چنین رفتاری پشیمان شده و احساس خطر کند.
3. درصورت تکرار چنین رفتارهای ناشایست می توانید به صورت مستقیم تهدید کرده و در صورت نیاز شکایت کنید.
4. البته رفتارهای شما و خواهرتان طوری نباشد که احساس کند شما به خاطر آبروی خود پرده بر روی مسئله خواهید کشید و آن را کتمان خواهید کرد.
5. سعی کنید تا حد امکان خواهرتان به منزل خاله تون رفت و آمد نداشته باشد و یا اگر هم مجبور به رفت و آمد شدید، هرگز در شرایط و مکان خلوت و تنها نباشد.


عضو خودمانی;891789 نوشت:
لعنة الله على القوم الظالمين
لعنت بر بی حجاب و بی حیا و بی غیرت
ضایعه غمباری ، چند ماه است که روی سینه‌ام سنگینی می کند، در واقع آنقدر عذابم میدهد که از فکر کردن به آن موضوع فرار می کنم و دلیل تاخیر در طلب راهنمایی شاید همین است.
بنده یک آقا پسر جوان هستم حدود 25 سال
یک بعد از ظهر تابستان بعد از اینکه یکی دیگر از خواستگاران نا مناسب خواهر مطلقه ام(طلاق در دوران عقد) از خانه رفتند، ناگهان با صدای داد و شیون زیاد مادرم به سالن پذیرایی منزل رفتم، مادرم فقط فریاد می زد خدا را صدا می زد، تا از حال رفت،
فکر می کردم علت این همه زاری و شیون به خاطر ماجرای ازدواج بی ثمر قبلی خواهرم می باشد.(با توجه به اینکه ازدواج قبلی تا حدودی از سمت خانواده تحمیل شد و منجر به جدایی شد و عذاب وجدان بابت اینکه کمتر پیش می آید که خواستگار مناسبی بیاید و اگر هم بیاید با فهمیدن از عقد برگشته بودن خواهرم، شانه خالی می کنند.).
ایشان را دعوت به صبر کردم، تا اینکه فردا ی ان روز پر شیون مادرم در فضایی دو نفره ماجرای دل شکسته خواهرم که باعث داد و شیون شده بود را، برایم نقل کرد.
مادرم: یک ماه قبل که برای دلجویی از خاله ات سری به خانه آنها زده بودیم، با توجه به اینکه سنشان بالا بود، زمانی که شوهر خاله ام بر خواست که از آشپز خانه چای و میوه بیاورد، از خواهرم خواستیم که برود و کمک کند.
آن حیوان حرام لقمه ی پیر خرفت قصد جسارت به خواهر دسته ی گلم را کرده بود،
البته با توجه به اینکه ما در حیاط منزل بودیم، قلبم آرام است که نتوانسته غلط اضافه ای بکند و با توضیحات در بسته ای که از مادرم شنیدم ، فقط خواهرم را بوسیده است.
.
البته این را هم در نظر داشته باشید که تا آن زمان نمی دانستیم شوهر خاله ام اینقدر کثافت و بی شرف است.
حالا منظور بنده از طلب کمک و راهنمایی.
خواهرم نگران خاله و دختر خاله ام می باشند و می گویند که ارتباط سوری و ظاهری را حفظ کنیم تا آنها از این مسئله آگاه نشوند و با پی بردن به کثیف بودن مردشان، به غم هایشان اضافه نشود.
از طرفی خودم می گویم اصلا ارتباط را قطع کنیم و بگذاریم بدون اینکه علت را بدانند، روابط خانوادگی تیره و تار شود.
حالا شما راهنمایی کنید که تکلیف چیست؟
این موضوع را چگونه باید مدیریت کنیم؟
ببخشید که برای شرح ما وقع داستان سرایی کردم و پیشاپیش از کمکتان متشکرم.

سلام.
متاسفم که چنین مشکلی واستون پیش اومده.

بهتون هیچ پیشنهادی نمی کنم

ولی من اگر جای شما بودم شوهر خاله ات رو بدون اینکه یه خراش هم برداره

یه جوری تحقیرش میکردم که مردانگیش یادش بره و بهترین روانشناس های دنیا هم نتونن درمانش کنند. Wink

Im_Masoud.Freeman;893597 نوشت:
ولی من اگر جای شما بودم شوهر خاله ات رو بدون اینکه یه خراش هم برداره
یه جوری تحقیرش میکردم که مردانگیش یادش بره و بهترین روانشناس های دنیا هم نتونن درمانش کنند

سلام مسعود جان
البته فکر میکنم صحبت شما چاشنی شوخی داشت. ولی به هر حال ممک است تاثیر خودش را در استارتر تاپیک بگذارد

هر نوع عکس العمل احساسی در این موضوع ، احتمال دارد موضوع را پیچیده تر کند و پیامدهای منفی داشته باشد
پیشنهادهای استاد "نشاط" کاملاً درست هستند

پیشنهاد من به استارتر محترم این است که از هرگونه اقدام ، بدون مشورت با کارشناس خودداری کنند
و توصیه های ایشان را مو به مو اجرا کنند

[="Arial"]

عضو خودمانی;891789 نوشت:
هیس دخترها فریاد نمی زنند،

هرکی همچین چیزی گفته شکر زیادی خورده
من دختر بشینم هرکی هر غلطی دلش خواست بکنه دم نزنم که صدام نره بالا؟
به خدا بلند نشدن صدای من دختر مصداقش یه چیز دیگه اس
نه اون موقعی که یکی .................
یا من اعصاب ندارم یا ملت خیلی آرومن
یه عوضی کثیف رسما دست گذاشته رو نجابت یه دختر
بعد شماها تبادل نظر میکنین در مورد نحوه ادامه رابطه؟؟؟
این بشر اصلا آدم محسوب میشه که فامیل محسوب بشه؟
به نظرت این که نذاری خالت بفهمه شوهرش چه رذلیه یعنی بهش خدمت کردی؟؟؟
نخیر دو روز دیگه که تشت رسوایی این بشر افتاد و صدا کرد شما اولین متهمی که چرا میدونستی و چیزی نگفتی؟
به نجابت و حریم یه دختر تجاوز و توهین شده باید خفه خونم بگیره که به چیزی متهم نشه؟
قراره به چی متهم بشه؟ به خر کردن یه خوک؟
[/]

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

Reza-D;893819 نوشت:
[B]سلام مسعود جان
البته فکر میکنم صحبت شما چاشنی شوخی داشت. ولی به هر حال ممک است تاثیر خودش را در استارتر تاپیک بگذارد

هر نوع عکس العمل احساسی در این موضوع ، احتمال دارد موضوع را پیچیده تر کند و پیامدهای منفی داشته باشد
پیشنهادهای استاد "نشاط" کاملاً درست هستند

پیشنهاد من به استارتر محترم این است که از هرگونه اقدام ، بدون مشورت با کارشناس خودداری کنند
و توصیه های ایشان را مو به مو اجرا کنند

سلام لوتی.:Nishkhand:

نه جدی گفتم.

من از پاسخ کارشناس اصلا خوشم نیومد.[/B][/][/][/]

Im_Masoud.Freeman;893829 نوشت:
نه جدی گفتم.
من از پاسخ کارشناس اصلا
خوشم نیومد

خب تفاوت یک کارشناس با من و شمای عادی در همین است
اینکه ایشان از روی تفکر و تعقل و با سنجش شرایط و به دور از احساسات راهکار می دهند ، نه به دلیل خوش آمدن نفس یا خوش نیامدن آن

رهگذر آسمان;893823 نوشت:
به نجابت و حریم یه دختر تجاوز و توهین شده باید خفه خونم بگیره که به چیزی متهم نشه؟

سلام و عرض ادب
به جملات مزخرفی مثل اینکه:
"حتماً خودشم یه چیزیش میشده!"

شما اگر در جاده ای باشید که رانندگانش قوانین را رعایت نکنند ، هر چه ایمنی را رعایت کنید برای خودتان بهتر است
و البته این به معنای تائید بی قانونی آن رانندگان نیست

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

Reza-D;893834 نوشت:
[B]خب تفاوت یک کارشناس با من و شمای عادی در همین است
اینکه ایشان از روی تفکر و تعقل و با سنجش شرایط و به دور از احساسات راهکار می دهند ، نه به دلیل خوش آمدن نفس یا خوش نیامدن آن

منظورم از "خوشم نیومد" این نبود که هرجا خوشم اومد دین درست میگه و هرجا خوشم نیومد غلط.

منظورم اینه که به مورد تایید دین بودن پاسخ کارشناس محترم تاپیک شک دارم. همین.

بهتره استارتر به رفت و آمدش ادامه بده تا صله رحم از پا نیفته.

چیزی هم به روی اون نره خر نیارن که مبادا شرمنده بشه و از دین زده بشه.

حتی می تونن این تهدید رو به فرصت تبدیل کنند و با خوشرویی کاری کنند تا اون مرتیکه به راه راست هدایت بشه.[/B][/][/][/]

نشاط;893592 نوشت:
با سلام و احترام
این رفتار شوهرخاله شما واقعا قبیح و زشت بوده و شرایط روحی شما را درک می کنیم که چنین مسائلی واقعا سخت می باشد، اما به هر حال پیشنهاد می شود که به این نکات توجه کرده و رعایت کنید:
1. اگر واقعه را همان طور که مطرح کردید، اتفاق افتاده، این فرد قابل اعتماد نیست و بهتر است یک مدت مشخصی رفت و آمد نداشته باشید، تا خود ایشان متوجه شود که شما از رفتار او آگاه شده اید، حتی شده ایشان را تحویل نگیرید و یک رفتار سنگین و بدون الفاظ محبت آمیز برخورد کنید. البته خواهرتان نیز باید مواظب باشد که با تهدید و یا رفتارهای دیگر از ایشان سوء استفاده نکند، در حقیقت خواهرتان باید توجیه شود در صورت تکرار چنین رفتارهایی شما را حتما آگاه کند.
2. این قضیه را فعلا فاش نکنید، چون یک طرف قضیه آبروی شما و خواهرتان در معرض خطر است، فلذا با سنگینی و رفتار جدی و قاطعانه و سنجیده پیش بروید به طوری که ایشان از ارتکاب چنین رفتاری پشیمان شده و احساس خطر کند.
3. درصورت تکرار چنین رفتارهای ناشایست می توانید به صورت مستقیم تهدید کرده و در صورت نیاز شکایت کنید.
4. البته رفتارهای شما و خواهرتان طوری نباشد که احساس کند شما به خاطر آبروی خود پرده بر روی مسئله خواهید کشید و آن را کتمان خواهید کرد.
5. سعی کنید تا حد امکان خواهرتان به منزل خاله تون رفت و آمد نداشته باشد و یا اگر هم مجبور به رفت و آمد شدید، هرگز در شرایط و مکان خلوت و تنها نباشد.

سلام .
من خیلی پاسخ کارشناس رو پسندیدم.
واقعا سعی کنید از خواهرتون سوءاستفاده نکنه ... اگه کمی روزنامه بخونید متوجه میشید که این تجاوزگران با تهدید و ایجاد ترس _ به خصوص ترس از رفتن آبرو _ ، پستی را از حد میگذرانند و تمام کارهای پست را انجام میدهند .
حتما خواهرتون رو توجیه کنید .
ممکنه حتی یه روزی که شما خونه نباشید و خواهرتون تنهاست بیاد منزل شما . ویرایش : یک بار هم وقتی دختر با مادربزرگ پیرش تنها بود به سراغش آمده بود ... خلاصه هر وقت خواهرتون با آن شخص روبرو میشود ، یک کسی باشد که بتواند در صورت غلط اضافی احتمالی ، از ایشان دفاع کند و باعث ترس شوهر خاله تان شود .
خلاصه به خواهرتون بگید ازش نترسه و اصلا نذاره ازش سو استفاده کنه .
یه کمی روزنامه بخونید هم بد نیست.
داستان زنایی که زوری بهشون تجاوز میشه و بعد متجاوز از صحنه فیلم میگیره و با تهدید پخش اون فیلم این کار رو هی تکرار میکنه . نقطه کلیدی این داستانا اینه که اون بار اول اتفاق نیافته .

Im_Masoud.Freeman;893836 نوشت:
منظورم اینه که به مورد تایید دین بودن پاسخ کارشناس محترم تاپیک شک دارم

نه داداش گلم پاسخ ایشان کاملاً درست بود. اما نکته ای این میان وجود دارد
قبلاً هم مثال داور فوتبال را زده ام که یک سری ابزار مثل سوت ، کارتهای زرد و قرمز و..... در اختیار دارد
قانون هم که نوشته شده و مشخص است

اما در عمل می بینیم یک داور حرفه ای ، ممکن است به یک خطا کارت قرمز بدهد و جای دیگر به همان نوع خطا اصلاً کارت ندهد!
این به معنای بی اطلاعی داور از قوانین نیست ، بلکه نشانهء مدیریت آن داور است


شما مطمئن باشید اگر شرایط شخصی که به او بی حرمتی شده متفاوت از شرایط خانم مورد بحث در این تاپیک بود
کارشناس هم پاسخ دیگری می دادند. چون راهکار باید طبق شرایط خودِ فرد ، اطرافیانش ، محیط و..... ارائه شود

موضوع قفل شده است