افکار وسواسی و توهین آمیز!

تب‌های اولیه

8 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
افکار وسواسی و توهین آمیز!

سلام وقتتون بخیر
من یه مشکلی دارم هرکاری میکنم حالم خوب نمیشه اصلا مشکل من اینه که تو ذهنم مدام توهین میاد به مقدسات ،به ادما به خانوادم حتی میدونم یه سریش وسواسه چون من وسواسا دیگه هم دارم اما واقعا بعضیاشو نمیشه تشخیص بدم ارادیه یا نه خیلی سخته اخه من خودم به خاطر فشارهای روانی وکلا ژنتیکی خیلی تحریک پذیرم با کوچکترین تحریکی سریع واکنش شکل میگیره تومغزم حالا بعضا زبونم میارم کلا خیلی بددهانی ذهنی گرفتم انگار عادتم شده چون خیلی خیلی تحت فشار بودم این اواخر

از نظر روحی خیلی خسته واز خداهم دورم هرچند عقیده قلبی دارم بهش بیشتر یه طور ناامیدیه فقط واسه همین میترسم میترسم بعضیاش حرف دل خودم باشه نه وسواس هرچند من اصلا به زبون نمیارمشون بلافاصله هم بعدش استغفار میکنم وخیلی ناراحتم از وجودشون مدام میترسم مرتد شده باشم ونجس از مشاوران بزرگوارم میپرسن بهم با قطعیت میگن وسواسه اما من تجربه وسواس دارم میدونم بعضیاش هس ولی بعضیاشو شک دارمم راه حل های بزرگوارانممشغولیت وبی اعتنایی اما من از بی اعتنایی میترسم میترسم استغفار نکنم مشغولیت هامم فیلم دیدن واهنگ گوش دادنه بیشتر که چون گناهن عذاب وجدان میگیرم با نفسمم مخالفت کنم توهین میکنه خییلی حس بدیه از طرفی اصلا الان ظرفیت روحی ندارم که بخوام کامل خوب باشم وهمه چیو رعایت کنم یه بار اینطوری کردم وچون زیاد بود برام همه چییی بهم خورد واصلا این افکار از همون موقع شروع شده بخوامم برم سمت فیلم واهنگ واین مشغولیتا عذاب وجدان روانیم میکنه قران یا حدیثم بخونم جاییشو نفهمم یادرحد ذهنم نباشه توهین میکنه باور کنین نمیدونم باید چیکار کنم

اگه واقعا ارادی باشه افکارم خدا منو میبخشه؟مرتد میشم؟بخدا من اصلااا دلم نمیخواد لحظه ای از شیعه بودن بیرون باشم من قبلا سخنرانی اینا زیاد گوش میدادم وبه عقیدم مطمئنم درسته الان انقدر دنیایی شدم وهم از لحاظ افسردگی محبت کامل قبلو ندارم وخییلی دورم اما بازم دارمش باازم همینکه بدونم توزندگیم حضور دارن حتیی شده اندک برام مهم وحیاتیه
میشه کمکم کنین چون وسواس نجاستم دارم این روزاهم مدام در حال گریم جاییم خیس میشه حس میکنم همه جارو نجس کردم

 

با نام و یاد دوست

سلام

از اینکه سوال تان را با این مرکز درمیان گذاشتید سپاسگزاریم

در خصوص سوالی که مطرح نموده اید به اطلاع می رساند

پاسخ سوال شما در تاپیک های زیر توسط کارشناس محترم ارائه شده است:

وسواس فکری (توهین به مقدسات)

وسواس فكري با موضوع توهين به مقدسات (نــــــــوح درمــــــانـی Nuh theraphy )

خواهشمندم تاپیک های فوق را به دقت مطالعه نمایید، اگر سوالی داشتید اطلاع دهید.

نکته: لطفا قبل از ارسال پرسش با جستجوی آن در سایت از عدم وجود آن اطمینان حاصل کنید.

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید

من این تاپیک ها واکثر مطالب که تو اینترنت هست رو راجع به وسواس خوندم حتی از مشاورین هم پرسیدم اما من مشکل دیگری دارم در کنار وسواس مشکل من اینه نمیتونم ارادی بودن یا نبودنشون رو تشخیص بدم چون توضیح دادم که متاسفانه معرفتم بسیار کم شده(منظورم معرفت بالا واینا نیستا همین معرفت کم وسطحی که همه دارن وخودمم قبلا داشتم منظورمه)،اعمال دینی ام که انگار دیگه برام نمونده بسیار ناامیدم وعادت به توهینم زیاد، حس میکنم اینا از همون عادت به توهین شده انگار گلایه ها وناامیدی های من که من فقط میخوام بدون توهین باخدا حرف بزنم با توهین رد میشه از ذهنم اما من اصلا به معنی وخود این توهینا راضی نیستم وزندگیم جهنم شده فقطم ذهنیه واصلا زبانی نیست روزی صدبار توبه وگریه میکنم اما نمیدونم تکلیفم چی میشه الان اگه ارادی باشن من باید چه کنم؟هربار توبه کنم خدا منو میبخشه ؟این روزا انقدر سرزنش کردم خودمو وانقدر به این افکار فکر کردم وهی گناهمو به یاد اوردم که حس میکنم دیگه واقعا بعضی موقع ها ارادا توهین میشه تو ذهنم باید چیکار کنم اخه من اینطور زندگی کردن رو نمیخوااام من ادم بدیم اما تحمل این حجم از بدی رو دیگه ندارم.

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد بدیع

من این تاپیک ها واکثر مطالب که تو اینترنت هست رو راجع به وسواس خوندم حتی از مشاورین هم پرسیدم اما من مشکل دیگری دارم در کنار وسواس مشکل من اینه نمیتونم ارادی بودن یا نبودنشون رو تشخیص بدم چون توضیح دادم که متاسفانه معرفتم بسیار کم شده(منظورم معرفت بالا واینا نیستا همین معرفت کم وسطحی که همه دارن وخودمم قبلا داشتم منظورمه)،اعمال دینی ام که انگار دیگه برام نمونده بسیار ناامیدم وعادت به توهینم زیاد، حس میکنم اینا از همون عادت به توهین شده انگار گلایه ها وناامیدی های من که من فقط میخوام بدون توهین باخدا حرف بزنم با توهین رد میشه از ذهنم اما من اصلا به معنی وخود این توهینا راضی نیستم وزندگیم جهنم شده فقطم ذهنیه واصلا زبانی نیست روزی صدبار توبه وگریه میکنم اما نمیدونم تکلیفم چی میشه الان اگه ارادی باشن من باید چه کنم؟هربار توبه کنم خدا منو میبخشه ؟این روزا انقدر سرزنش کردم خودمو وانقدر به این افکار فکر کردم وهی گناهمو به یاد اوردم که حس میکنم دیگه واقعا بعضی موقع ها ارادا توهین میشه تو ذهنم باید چیکار کنم اخه من اینطور زندگی کردن رو نمیخوااام من ادم بدیم اما تحمل این حجم از بدی رو دیگه ندارم.

با سلام

کاربر محترم از رنج و عذابی که به آن دچار شده اید متاسفیم. باید این نکته را توجه داشته باشید که خداوند به این عذاب وجدانی که خود را به آن دچار کرده اید راضی نیست و تنها خودتان هستید که باید به خودتان کمک کنید.

اين حالتي که شما داريد نوعي از وسواس است که باعث ميشود افکار ازار دهنده بدون اختيار به سراغ شما بيايد. بهترين راه براي درمان وسواس بي اعتنايي به آن است. بنابراين به هيچ وجه با اين افکار مقابله مستقيم نکنيد چون همين مقابله يک نوع توجه به اين افکار است و هر چقدر به اين افکار توجه شود قوي تر ميشوند و بيشتر تکرار ميشوند. فکر نکنيد اين شما هستيد که اين حرف ها را از درون با خود ميزنيد. و براي اينکه خداوند شما را عقاب نکند بايد فورا جوابش را بدهيد و مقابله کنيد و یا حتی توبه و استغفار نمایید. 

هر نوع توجه به این افکار (چه مثبت و چه منفی) باعث به رسمیت شناخته شدن موجودیت این افکار و دوام آنها میشود. 

با سلام به شما کارشناس گرامی

ببخشید که من یک توضیح رو چندباره میگم فقط میخوام تکلیفمو دقیق بدونم من وسواس فکری داشتم وهنوزم دارم این افکار همه وقته میان هجومین ومعمولا چندبار پشت سرهم تکرار میشن اما الان افکاری که مدنظر منه واسه وقتایین که من دارم از خدا مثلا گلایه میکنم واینکه اومدنش دست خودم نیس ولی میتونم وقتی اومدن همون اول استاپشون کنم وادامه ندم وتصحیحشون کنم یه جور فکر از روی فشار روحی وناامیدی وگلایه وعادت به توهین یک جور دهن کجی نفسمه انگار چون با داشتن پایینترین سطح ایمان وامید هی از عذاب ترسوندمش خصوصا که حق الناسی هم گردنم هست وفقط به فکر عذابم هی گفتم نمازکه نمیخونی اب که هدر میدی بابت وسواست یا مثلا فیلم میبینی الان خداراضی نیست اهنگ گوش میکنی خدا راضی نیست (میدونم در اصل اینها گناهن اما ترک این گناه ها برای منی که حتی کوچکترین چیزا مثل نمازمم موندم خب به نظرم زیادن)برای منی که تنهام وافسردگی دارم خب اینها فعلا سرگرمی منن (بازم میگم میدونم گناهن قصد توجیه ندارم)وداشتم تک تک سرگرمی های نفسمو بدون داشتن ایمان ومحبتی که اینقدرر زیاد باشه بتونه باعث گناه نکردنم باشه فقط از روی ترس وعذاب وجدان ببخشید زهرمارش میکردم مثل اینکه به بچه کلاس اول درس اول دبیرستان رو بخوان یاد بدن الان حس میکنم نفسم داره تلافی میکنه وتوهین میکنه (نه وسواس)خب الان تکلیف من چیه؟من واقعا راضی به توهین نیستم که من فقط گلایه مندم همییین نه راضی به توهین خب من الان باید چیکار کنم خواب وخوراک ندارم همش جلو چشممه که تو نجسی وهمه دنیا واخرتت هم از بین رفته وسواس طهارتم دارم نمیتونم پاشم نماز بخونم یا به خدا قول بدم دیگه از این به بعد نمازامو میخونم میخوام اهنگ گوش بدم یا فیلم ببینم بلکه فقطط یکم بتونم فراموش کنم فشار روحیم صدبرابر بدتر میشه از بس یادم میاد گناهه گناهه هیچ کاری نمیتونم بکنم هیج کاری جز گریه والتماس به مرگ.الان میخوام بدونم اینا ارادیم باشن من بعدش همیشه استغفار میکنم وبا حرفای خوب جبران میکنم خدا منو میبخشه یا نعوذبالله فکر میکنه قصد مسخره بازی دارم از بس هی تو روز تکرار میشه این کار؟

با سلام و احترام

شما هم از اینکه بر روی پاسخ قبلی تاکید میکنم بنده را ببخشید. 

آنچه عرض شد با توجه به وضعیت شما بود که نسبت به آن اطلاع کامل پیدا کردم.

یک انسان ممکن است در ارتباط با خدا در برهه ای گله مند شود و در مناجات قلبی و یا زبانی با خداوند شکوه ای مطرح کند. شما نیز این حالت را تجربه کرده اید و تا حدی طبیعی است. اما آنچه به اختلال وسواس شما مرتبط می شود توهین و ... است که نه به آن راضی هستید و نه ارادی شماست. چون اگر ارادی بود آن را انجام نمی دادید و خود را دچار عذاب وجدان نمی کردید. 

راهکار اصلی در درمان وسواس هم بی توجهی است. کاری که هنوز برای انجام آن متقاعد نشده اید. وسواس مانند هر بیماری دیگری در برابر درمان مقاومت میکند. وسواس شما نیز با ارادی جلوه دادن خود و جلب توجه شما در صدد تقویت و تداوم است.

وسواس شما را فریب ندهد و مشکل و مسئله اصلی خود را گم نکنید. در ارتباط شما با خداوند هیچ مشکل و مانع ریشه ای وجود ندارد جز دیورای که با وسواس و بدبینی بین خود و خدا ساخته اید. 

شما میتوانید طبق راهکارهای شرعی از حق الناسی که به عهده دارید بیرون بیایید. شما میتوانید مثل همه مومنین نماز بخوانید و به اندازه برای غسل و وضو آب مصرف کنید. شما میتوانید سرگرمی های حلال و لذت بخش داشته باشید و هیچ نیازی به سرگرمی حرام پیدا نکنید. برای رسیدن بههمه این ها فقط یک تصمیم و اراده لازم است.

نگذارید وسواس عزت نفس شما را پایین بیاورد. حس خوب بودن و بنده خوب بودن را به خود تلقین کنید. نوساناتی که میان طلبکار بودن از خدا و بدهکار بودن به او و عذاب وجدان تجربه میکنید همه ناشی از اختلالی است که آن را با خود همراه می کنید. در صورتی که می توانید به اندازه از خود توقع داشته باشید و به اندازه از خدا متوقع باشید و به مقام راضیة مرضیة برسید که هم خدا از شما راضی است و هم شما از خدا.

 

 

ممنونم از پاسخگویی کاملتون