کامل و بی نقص و یا اصلا

تب‌های اولیه

17 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
کامل و بی نقص و یا اصلا

با سلام
شخصا ادم مضطرب و به همین دلیل پر تلاشی هستم و معمولا از کارها خسته نمی شم و حاضرم وقت زیادی رو صرف کوچکترین کارها کنم ولی شاید این حالت باعث شده تا تمام کارها برام به دو دسته تقسیم بشه:
یا یک کاری رو باید کامل و تا انتها انجام بدم و یا اصلا بهش رغبتی پیدا نمی کنم. به همین دلیل معمولا هم کارهام تا قبل از قرار گرفتن در معرض یک زمان کوتاه و یا فشار خارجی مثل توقع یک فرد، رغبتی به انجام اون کار پیدا نمی کنم ولی اگر هم وارد بشم تا به انتها نرسونمش رهاش نمی کنم. این حس جلوی خیلی از ریسک کردن هام رو می گیره و خستم کرده. ممنون راهکاری سازنده هستم

با نام و یاد دوست


کارشناس بحث: استاد امیدوار

امیر حسین;656196 نوشت:
با سلام
شخصا ادم مضطرب و به همین دلیل پر تلاشی هستم و معمولا از کارها خسته نمی شم و حاضرم وقت زیادی رو صرف کوچکترین کارها کنم ولی شاید این حالت باعث شده تا تمام کارها برام به دو دسته تقسیم بشه:
یا یک کاری رو باید کامل و تا انتها انجام بدم و یا اصلا بهش رغبتی پیدا نمی کنم. به همین دلیل معمولا هم کارهام تا قبل از قرار گرفتن در معرض یک زمان کوتاه و یا فشار خارجی مثل توقع یک فرد، رغبتی به انجام اون کار پیدا نمی کنم ولی اگر هم وارد بشم تا به انتها نرسونمش رهاش نمی کنم. این حس جلوی خیلی از ریسک کردن هام رو می گیره و خستم کرده. ممنون راهکاری سازنده هستم

بسمه تعالی
با سلام و عرض تحیت خدمت جنابعالی
با توجه به مطالبی که مطرح نمودید، می توان گفت یکی از عوامل اصلی گرفتاری شما به اضطراب، کمالگرایی منفی شما است. افراد کمالگرا راضی نمی شوند مگر اینکه به غایت و نهایت امری دست پیدا کنند و از انجا که در دنیای واقعی، معمولا تحقق چنین اهداف و خواسته هایی امکان پذیر نیست افراد کمالگرا، نه تنها رضایت لازم را از خود و زندگی نخواهند داشت بلکه دائما دچار تشویش، نگرانی و اضطراب خواهند بود. در نهایت استمرار این ویژگی که معمولا دقت بیش از اندازه و جزیی نگری را به همراه دارد، منجر به وسواس خواهد شد.
افراد کمال گرا دچار تحریفات شناختی و از جمله تفکر دو قطبی یا همان تفکر همه یا هیچ هستند. این نوع تفکر بیان می کند یا سیاه سیاه و یا سفید سفید! و در نتیجه از طیف گسترده دیگر رنگها غفلت می کند. این تفکر می گوید یا صد یا صفر! و طیف اعداد میان صفر تا صد را نادیده می گیرد. درست مانند همین نوع فکری که بر عمل شما سایه انداخته و اجازه دیدن طیفهای میانی را به شما نمی دهد....
با این توضیحات پیشنهاد می شود؛
_ در سبک زندگی خود تغییراتی را در راستای تفریح، ورزش، تغذیه و خواب کافی، روابط اجتماعی و....ایجاد نمائید
_ توقعات را از خود پائین بیاورید و از اشتباهات خود فاجعه نسازید
_ میزان ریسک پذیری را در خود تقویت کنید
_ با تفکر دو قطبی مبارزه کنید و ان را به چالش بکشانید.
_ از روش ناقص سازی کارها بهره بگیرید. مثلا تعمدا برخی کارها را وسط راه رها کنید و آنها را ناتمام رها کنید. یا به هنگام مطالعه عمدا از هر صفحه چند خط را جا بیندازید یا به هنگام پاک کردن شیشه خودرو قسمتی از آن را پاک نکنید و اجازه دهید همچنان کثیف باقی بماند و....
_ در صورت کمالگرایی شدید و یا تداوم این وضعیت بهتر است با یک روانشناس بالینی مشورت نمائید
در پناه خدای متعال

اميدوار;656985 نوشت:
بسمه تعالی
با سلام و عرض تحیت خدمت جنابعالی
با توجه به مطالبی که مطرح نمودید، می توان گفت یکی از عوامل اصلی گرفتاری شما به اضطراب، کمالگرایی منفی شما است. افراد کمالگرا راضی نمی شوند مگر اینکه به غایت و نهایت امری دست پیدا کنند و از انجا که در دنیای واقعی، معمولا تحقق چنین اهداف و خواسته هایی امکان پذیر نیست افراد کمالگرا، نه تنها رضایت لازم را از خود و زندگی نخواهند داشت بلکه دائما دچار تشویش، نگرانی و اضطراب خواهند بود. در نهایت استمرار این ویژگی که معمولا دقت بیش از اندازه و جزیی نگری را به همراه دارد، منجر به وسواس خواهد شد.
افراد کمال گرا دچار تحریفات شناختی و از جمله تفکر دو قطبی یا همان تفکر همه یا هیچ هستند. این نوع تفکر بیان می کند یا سیاه سیاه و یا سفید سفید! و در نتیجه از طیف گسترده دیگر رنگها غفلت می کند. این تفکر می گوید یا صد یا صفر! و طیف اعداد میان صفر تا صد را نادیده می گیرد. درست مانند همین نوع فکری که بر عمل شما سایه انداخته و اجازه دیدن طیفهای میانی را به شما نمی دهد....
با این توضیحات پیشنهاد می شود؛
_ در سبک زندگی خود تغییراتی را در راستای تفریح، ورزش، تغذیه و خواب کافی، روابط اجتماعی و....ایجاد نمائید
_ توقعات را از خود پائین بیاورید و از اشتباهات خود فاجعه نسازید
_ میزان ریسک پذیری را در خود تقویت کنید
_ با تفکر دو قطبی مبارزه کنید و ان را به چالش بکشانید.
_ از روش ناقص سازی کارها بهره بگیرید. مثلا تعمدا برخی کارها را وسط راه رها کنید و آنها را ناتمام رها کنید. یا به هنگام مطالعه عمدا از هر صفحه چند خط را جا بیندازید یا به هنگام پاک کردن شیشه خودرو قسمتی از آن را پاک نکنید و اجازه دهید همچنان کثیف باقی بماند و....
_ در صورت کمالگرایی شدید و یا تداوم این وضعیت بهتر است با یک روانشناس بالینی مشورت نمائید
در پناه خدای متعال

با تشکر فراوان از راهنمایی
بنده این مشکل رو از کودکی داشتم و الان احساس می کنم کمی بیشتر شده
به عنوان مثال در خوندن یک کتاب باید حتما از صفحه ی اول شروع به مطالعه کنم و حتی مقدمه ی کتاب رو هم کامل می خونم و یا در کلاس درس اگر از اول حضور داشته باشم و تمام مطالب رو متوجه بشم تا انتها ادامه میدم ولی اگر ذره ای از مطالب رو نفهمم کلا زیر کار میزنم و تصمیم می گیرم که بعدا اون کار رو بطور کامل و بدون هیچ نقصی تکرار کنم. یک جورایی اگه غیر از این رو انجام بدم ذهنم قفل می کنه و تمام تمرکزم به این معطوف میشه که برگرد و کار ناقص قبل رو تکمیل کن والا بعد از این رو هم متوجه نخواهی شد. در هر حال مایلم اطلاعات بیشتری رو در مورد این وضعیت خنده دار بدست بیارم. اگه کتاب و یا کلیپ صوتی رو صلاح میدونید به بنده معرفی کنید ممنون میشم

چقد حال دارین شما.....من کتاب و جزوه هامو هم که میخوام بخونم...کلی جاهاشو به این دید که اینجاش مهم نیست...اینجاش چرت و پرته....اینا چ ربطی به اصل قضیه داره...نمیخونم....:khandeh!:

شما هم هر قت فکر اینکه برگرد بقیه شو کامل کن به ذهنت اومد از جمله طلایی "به درک! بذار همین ریختی بمونه "استفاده کن!
اینو یکی از دوستام میگفت...میگفت به درک! رو واسه همین وقتا گذاشتن:khaneh:

امیر حسین;656196 نوشت:
با سلام
شخصا ادم مضطرب و به همین دلیل پر تلاشی هستم و معمولا از کارها خسته نمی شم و حاضرم وقت زیادی رو صرف کوچکترین کارها کنم ولی شاید این حالت باعث شده تا تمام کارها برام به دو دسته تقسیم بشه:
یا یک کاری رو باید کامل و تا انتها انجام بدم و یا اصلا بهش رغبتی پیدا نمی کنم. به همین دلیل معمولا هم کارهام تا قبل از قرار گرفتن در معرض یک زمان کوتاه و یا فشار خارجی مثل توقع یک فرد، رغبتی به انجام اون کار پیدا نمی کنم ولی اگر هم وارد بشم تا به انتها نرسونمش رهاش نمی کنم. این حس جلوی خیلی از ریسک کردن هام رو می گیره و خستم کرده. ممنون راهکاری سازنده هستم

پس بیا کنار من - مثل من بشین و ببین آروم آروم هلاک شدنت رو...

یاس...;657066 نوشت:
چقد حال دارین شما

منم از وقت گذاشتن واسه جزییات خوشم نمیاد و این الان یک نوع شخصیت نامطلوبه که می خوام ترکش کنم. راهکار به درک هم جالب بود. ممنون

kavoshgar02;657078 نوشت:
پس بیا کنار من - مثل من بشین و ببین آروم آروم هلاک شدنت رو...

متوجه نشدم
:Gig:

امیر حسین;657082 نوشت:
متوجه نشدم
:Gig:

ببین امیر جان
من توی درس و مدرسه و توی بیشتر چیزها بشدیت از اطرافیانم سر بودم.
بدون اینکه درس بخونم یا تلاش خاصی بکنم همیشه سوالاتی رو حل میکردم که اون المپیادی ها با هزارتا سوال حفظ کردن می تونستن تا حوالی اون عمقی که من پیش میرفتم پیش بیان
ولی دقیقا سر همین ویژگی لامصب که من دارم و شمام داری و الان داری ازش مینالی ببین کارم به کجا کشیده
مثل آب خوردن رتبه یک کارشناسی رو با 12 هزار کشوری معاوضه کردم - مثل آب خوردن رتبه یک ارشد که هیچ ، رتبه یک ارشد بدون سابقه ( با تفاوت درصد بسیار فاحش با رتبه دو ) رو با نمیدونم فکر کنم حوالی بیست سی یا بیشتر معاوضه کردم.
مثل آب خوردن بجای اینکه الان توی ام آی تی ترم آخر ارشد یا ترم دوم دکتری پیوسته ام باشم الان دارم ترم 12 کارشناسی رو طی میکنم که اونم احتمال داره نشه
بجای اینکه که سر بزرگترین پروژه های علمی دنیا در حال کار باشم باید گاهی با دوستام که از منم بسیار کمتر بودن در درک اعماق مسائل و الان دارن در بهترین دانشگاه های امریکا تحصیل میکنن ، از راه دور حرف بزنم.
و بسیار بسیار بسیار بسیار موقعیت دیگه که همه و همه رو از دست دادم فقط بخاطر این ویژگی کوفتیم که از قضا انگار شمام داری

من دارم هلاک میشم - دارم تلف میشم
از شمام بعید نیست...:Narahat az:

امیر حسین;657056 نوشت:
با تشکر فراوان از راهنمایی
بنده این مشکل رو از کودکی داشتم و الان احساس می کنم کمی بیشتر شده
به عنوان مثال در خوندن یک کتاب باید حتما از صفحه ی اول شروع به مطالعه کنم و حتی مقدمه ی کتاب رو هم کامل می خونم و یا در کلاس درس اگر از اول حضور داشته باشم و تمام مطالب رو متوجه بشم تا انتها ادامه میدم ولی اگر ذره ای از مطالب رو نفهمم کلا زیر کار میزنم و تصمیم می گیرم که بعدا اون کار رو بطور کامل و بدون هیچ نقصی تکرار کنم. یک جورایی اگه غیر از این رو انجام بدم ذهنم قفل می کنه و تمام تمرکزم به این معطوف میشه که برگرد و کار ناقص قبل رو تکمیل کن والا بعد از این رو هم متوجه نخواهی شد. در هر حال مایلم اطلاعات بیشتری رو در مورد این وضعیت خنده دار بدست بیارم. اگه کتاب و یا کلیپ صوتی رو صلاح میدونید به بنده معرفی کنید ممنون میشم

دقیقا خود منی - ( البته حداقل از این جهت...):khaneh:

راستی عمیر عاقا فکر میکنم بهترین راه این باشه :
تقویت ایمان و عمل به دستورات خدا و توجه به رضایت وی

البته میدونم خیلی سخته - خودنم نتونستم زیاد این کارو بکنم.

kavoshgar02;657104 نوشت:
ببین امیر جان
من توی درس و مدرسه و توی بیشتر چیزها بشدیت از اطرافیانم سر بودم.
بدون اینکه درس بخونم یا تلاش خاصی بکنم همیشه سوالاتی رو حل میکردم که اون المپیادی ها با هزارتا سوال حفظ کردن می تونستن تا حوالی اون عمقی که من پیش میرفتم پیش بیان
ولی دقیقا سر همین ویژگی لامصب که من دارم و شمام داری و الان داری ازش مینالی ببین کارم به کجا کشیده
مثل آب خوردن رتبه یک کارشناسی رو با 12 هزار کشوری معاوضه کردم - مثل آب خوردن رتبه یک ارشد که هیچ ، رتبه یک ارشد بدون سابقه ( با تفاوت درصد بسیار فاحش با رتبه دو ) رو با نمیدونم فکر کنم حوالی بیست سی یا بیشتر معاوضه کردم.
مثل آب خوردن بجای اینکه الان توی ام آی تی ترم آخر ارشد یا ترم دوم دکتری پیوسته ام باشم الان دارم ترم 12 کارشناسی رو طی میکنم که اونم احتمال داره نشه
بجای اینکه که سر بزرگترین پروژه های علمی دنیا در حال کار باشم باید گاهی با دوستام که از منم بسیار کمتر بودن در درک اعماق مسائل و الان دارن در بهترین دانشگاه های امریکا تحصیل میکنن ، از راه دور حرف بزنم.
و بسیار بسیار بسیار بسیار موقعیت دیگه که همه و همه رو از دست دادم فقط بخاطر این ویژگی کوفتیم که از قضا انگار شمام داری

من دارم هلاک میشم - دارم تلف میشم
از شمام بعید نیست...


منم عمرم خیلی تلف شده اما به دلایلی دیگه و این مشکلم هم شده مزید بر علل
راهکار دیگه ای واسه درمان این کمالگرایی پیدا نکردی؟ گاهی اونقدر روی اعصابم میره که کلا قید اون کار رو می زنم. امیدوارم مشکلت حل بشه و به جایی که شایستش هستی برسی
موضوع قفل شده است