جمع بندی چرا روز به روز وضعيت مان بدتر و غم انگيز تر مي شود؟

تب‌های اولیه

190 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا روز به روز وضعيت مان بدتر و غم انگيز تر مي شود؟

امروز كتاب هدايت خداوند در ميان ماست و ظاهراً داريم از آن پيروي مي كنيم ، پس چرا روز به روز وضعيتمان بدتر و غم انگيز تر مي شود؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد شعیب

[TD][/TD]

با سلام خدمت شما دوست گرامی

همان طور که در سوالتان نیز اشاره کردید ظاهرا کتاب خدا در میان ماست و به آن عمل می شود ولی اگر نگاهی به رفتار های فردی و اجتماعی بکنیم در بسیاری از موارد نه تنها عمل به قرآن و دستورات آن نیست بلکه بر خلاف آن رفتار می شود. البته نباید سیاه نمایی هم کرد در بسیاری از حوزه های علمی و سیاست گذاری وضعیت ما از قبل بهتر است و نباید آنها را نادیده گرفت.

توضیح بیشتر:
این روز ها تبلیغات شدید رسانه های غربی، عربی ، برای ایجاد یک جنگ روانی جهت ناکارآمد نشان دادن نظام دینی و در نتیجه نا امید کردن مردم از نظام صورت گرفته است و متاسفانه تا حدودی موفق بوده اند. این تبلیغات از یک سو نظام جمهوری اسلامی را هدف گرفته ولی هدف اصلی آن ناکارآمد نشان دادن نظام دینی است آنها با سلطه تبلیغاتی خود به هر نحوی می خواهند نظام دینی را نا موفق نشان داده و مردم را به این نتیجه برسانند که با عمل به دین نمی توان به سعادت دنیوی رسید و کارکرد دین و آموزه های دین مربوط به زندگی فردی و آخرتی است.
نظام سلطه با تمام ابزاری که در اختیار دارد در پی این مقصود است و از چیزی در این مسیر فرو گذار نمی کند. که به برخی از این اقدامات خصمانه اشاره می کنیم: 1- اختلاف بین امت های اسلامی و به آشوب کشاندن منطقه خاور میانه به عنوان مهد تمدن اسلامی (ایجاد تفکر تکفیر و گروه های تروریستی به عنوان جهاد اسلامی) 2- ایجاد جنگ های نیابتی در دل کشور های اسلامی 3- ایجاد فشار اقتصادی و تحریم بر کشورهای مستقل اسلامی مخصوصا ایران 4- تهاجم وسیع تبلیغاتی و جنگ روانی 5- تهاجم فرهنگی وسیع برای تخریب اعتقادی و فرهنگی کشورهای اسلامی و ....
خب شما ببینید با این همه تهاجم و تفرقه و اقدامات خصمانه چقدر کارایی اجرایی و عملیاتی یک کشور پایین می آید مثلا ایران به عنوان یک کشوری که می خواهد با فرهنگ دینی و سیاست دینی به طور مستقل از غرب و شرق حرکت کند و روی پای خود بایستد را در طول این 40 سال مطالعه کنید 8 سال جنگ مستقیم 40 سال تحریم های گسترده ، ایجاد نا امنی و تروریست در مناطق مختلف کشور، 17000 نفر شهید ترور و ...
با این وجود می بینیم در آنجاهایی که به آموزه های دینی عمل کرده ایم پیشرفت های قابل توجهی کرده ایم که اگر لازم بود در ادامه به آن اشاره می کنیم.

اما مطلب دیگر این است که واقعا ما در کشور های اسلامی چقدر به قرآن عمل می کنیم و کرده ایم؟؟
ما کاری به شخص نداریم فرهنگ عمومی کشور خودمان را ببینید آیا یک فرهنگ دینی است آیا به قرآن عمل می کنیم؟؟
رکن کار آمدی نظام اسلامی و هر نظامی که در یک کشوری حاکم است فرهنگ عمومی است فرهنگ عمومی یک کشور بسیار تعیین کننده است گاهی می شنویم که فرهنگ عمومی در فلان کشور به گونه ای است که بسیار مسئولیت پذیر هستند و یا فلان کشور در فرهنگ عمومی کار بسیار منظم هستند و یا فلان کشور در انجام کارهای محوله بسیار پر کار هستند که ساعت کار مفید برخی از کشور ها به 8 ساعت در روز می رسد ولی می بینیم برخی از این شاخصه ها در کشور ما (به خاطر وجود دست های استعماری در حدود 200 سال در این کشور و ادامه این فرهنگ تثبیت شده تا کنون) بسیار نا بسامان است و تغییر این فرهنگ در بستر زمان 40 ساله بسیار مشکل است : چند نمونه درباره فرهنگ عمومی در کشور مثال می زنم: متوسط ساعت کار در ایران روزانه 2 ساعت و در هفته 11 ساعت است و در سال 800 ساعت است (در حالی که این ساعت در کشوری مثل ژاپن 2420 ساعت است) در مقابل فرهنگ عمومی ایران در مصرف کالاها بسیار عجیب و متاثر کننده است به عنوان نمونه ایرانیان 6 برابر سرانه عمومی در جهان مصرف می کنند (در اقلامی مانند نان، انرژی) ایرانی ها 80 در صد بیشتر از میانگین جهانی آب مصرف می کنند ، گردش مالی لوازم آرایش در ایران حدود ‌دو میلیارد و 400 میلیون دلار است که این رقم ایران را به‌ عنوان بزرگترین مصرف کننده لوازم آرایش در خاورمیانه معرفی می‌کند.

آیا این نوع مصرف و مصرف گرایی و پایین بودن کارایی و اسراف و تبذیر با فرهنگ قرآن و آموزه های دین سازگار است؟؟ آیا واقعا ما به قرآن عمل می کنیم؟؟

اگر کمی به عقب برگردیم می بینیم زمانی مسلمانان به خاطر همین عمل به آموزه های دینی و قرآنی به عنوان تمدن پیشرو و در صدر کشورهای جهان بودند اما امروزه به خاطر دامن زدن به اختلافات و فراموش کردن آموزه های اصیل اینگونه گرفتار شده اند.
گوستاولوبون می گوید: "بعضی ها عار دارند اقرار کنند که یک قوم کافر و ملحدی (مسلمانان) سبب شده اروپای مسیحی از حال توحش و جهالت خارج گردد و از این رو آن را مکتوم نگاه می دارند ... نفوذ اخلاقی همین مسلمانان آن اقوام وحشی اروپا را که سلطنت روم را زیر و زبر نمودند، داخل در طریق بشریت نمود و نیز نفوذ عقلانی آنان دروازه علوم و فنون و فلسفه را که از آن به کلی بی خبر بودند به روی آنان بازکرد و تا ششصد سال استاد ما اروپائیان بودند. (مطهری، مرتضی، انسان و سرنوشت، ص 6 - 9 ، چاپ ششم، انتشارات صدرا، 1361. )
قرآن می فرماید: "إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ" خدا حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند (و از نیکی به بدی شتابند) (رعد: 11)

البته نباید فراموش کرد که علت اصلی این افول در کشورهای اسلامی عمل نکردن به آموزه های اسلامی و همچنین دسیسه ها و نقشه های شوم کشورهای استکباری بوده است و امام راحل (ره) با انقلاب اسلامی جلوی این پسرفت را گرفت و به شهادت محققان بین المللی حرکت شتابنده اکثر شاخص های توسعه و پیشرفت در نظام اسلامی مثبت بوده است و البته نباید کمبود ها و نقص ها را کتمان کرد.

علت دو تا چیز هست

یکی دشمنان که بهتر هست همشون رو نابود کنیم
و دیگری مردمی که در جامعه اسلامی اسلامی زندگی می‌کنند و احکام رو تبعیت نمیکنند که بهترین راه ساخت قلاده الکترونیکی هست که هر کی تبعیت نکرد تندی بهش شوک الکتریکی بده یعنی قرآن و احادیث رو تو اون قلاده الکتریکی پر کنیم و هر وقت قلاده دید که اون شخص داره کاری غیر اسلامی انجام میده بتکونتش

slem;1005129 نوشت:
امروز كتاب هدايت خداوند در ميان ماست و ظاهراً داريم از آن پيروي مي كنيم ، پس چرا روز به روز وضعيتمان بدتر و غم انگيز تر مي شود؟

قوانین کشور

قوانین مدنی و حقوقی، قوانین مجلس، قوانین بودجه و دولت و وزارتخانه ها و قوانین بانکی و اقتصادی و مالیاتی و ...

اینها رو اصلاح کنیم خیلی پیشرفت می کنیم.

مشکل همینجاست که فکر می کنیم پیروی از قوانین کشورمان، پیروی از کتاب هدایت خداوند است.

برای اصلاح نباید ربا بخوریم، نباید پول چاپ کنیم و دست تو جیب فقرا کنیم ( به قول غرضی Smile و خیلی چیزها که قابل بیان نیست....

شعیب;1005338 نوشت:
نفوذ اخلاقی همین مسلمانان آن اقوام وحشی اروپا را که سلطنت روم را زیر و زبر نمودند، داخل در طریق بشریت نمود

من با صحت و سقم این گفته یا اینکه از سوی چه کسی صادر شده کاری ندارم . فقط اندکی منصفانه بیندیشیم ، واقعا این از خودمتشکری جاهلانه! با درون مایه پر از عقده و تحقیر و فحاشی.... کمکی به ما خواهد کرد؟ حقیقتا امروز چند نفر از خود جماعت ینگه دنیا پیدا میشود که چنین حرفهای ناراست و کم مایه را باور داشته باشد. اصلا چگونه انسانی حاضر میشود به بیش از نیمی از جمعیت بشری توحش (یعنی انسانها را با هر درجه ای از جهالت به مقامی که شایسته حیوانات آنهم بل هم اضل ) منتسب کند.

شعیب;1005338 نوشت:
نفوذ عقلانی آنان دروازه علوم و فنون و فلسفه ...

اینکه فرهنگها در درازنای تاریخ در تقابل با هم همواره از هم تاثیر گرفته اند بر کسی پوشیده نیست ولی اینکه کلیت تمدن و رویکرد علمی و عقلانی غرب را کلهم اجمعین به نام اسلام و مسلمین سند بزنیم .... نمیدانم اسمش را چه بگذاریم؟! جهالت؟ فریب؟ تعصب؟ چی؟

از یک کودک دبستانی هم بپرسید که رشد و شکوفایی تمدن غرب یا دست کم نقطه عطف آن کجاست ، آدرس رنسانس را به شما خواهد داد. و رنسانس را همه میدانیم که به چه دلیل نقطه عطف شد.

slem;1005129 نوشت:
امروز كتاب هدايت خداوند در ميان ماست و ظاهراً داريم از آن پيروي مي كنيم ، پس چرا روز به روز وضعيتمان بدتر و غم انگيز تر مي شود؟

سلام و عرض ادب و احترام

باطل رو به نابودی است

وفقط یک دلیل برای آن کافی است

ربا دشمنی با خدا و رسول خداست
و پیروز این میدان بدون شک خداوند است

همه مردم ایران در این دشمنی شریکند

گناهی که دامن گیر کوچک و بزرگ و پیر و جوان شده است

و زمانی که خداوند بخواهد قومی را از بین ببرد

ربا در بین آنان رواج پیدا خواهد کرد




و تمامی دشمنان خداوند ( که متظاهر به اجرای احکام خداوند هستند ) به خواست خداوند ، به زودی نابود خواهند شد

جاء الحق و ذهق الباطل ان الباطل کان ذهوقا

در پناه حق تعالی

manmehdiam;1005568 نوشت:
من با صحت و سقم این گفته یا اینکه از سوی چه کسی صادر شده کاری ندارم . فقط اندکی منصفانه بیندیشیم ، واقعا این از خودمتشکری جاهلانه! با درون مایه پر از عقده و تحقیر و فحاشی.... کمکی به ما خواهد کرد؟ حقیقتا امروز چند نفر از خود جماعت ینگه دنیا پیدا میشود که چنین حرفهای ناراست و کم مایه را باور داشته باشد. اصلا چگونه انسانی حاضر میشود به بیش از نیمی از جمعیت بشری توحش (یعنی انسانها را با هر درجه ای از جهالت به مقامی که شایسته حیوانات آنهم بل هم اضل ) منتسب کند.

با سلام
فقط کافی به جای این که از این مطلب این قدر بر آشفته شوید با دقت تر مطلب را می خواندید این مطلب را چه کسی گفته است آیا روحانیون و مسئولان فرهنگی کشور ما گفته اند و یا در کتاب های تاریخی ما آمده ؟؟ هیچکدام.بلکه این مطلب را گوستاولوبن مورخ و جامعه شناس فرانسوی در کتاب «تاریخ تمدن » خود گفته است(این کتاب مجموع سه کتاب به نام های دیگر است که مجموعه آن به نام تاریخ تمدن چاپ شده است.) البته این یکی از حقایقی است که در آن کتاب به آن اشاره کرده است.
لطفا به خاطر مشکلاتی که در این عصرها برای کشورهای اسلامی پیش آمده است سابقه درخشان تمدن اسلامی را انکار نکنیم.


manmehdiam;1005568 نوشت:
اینکه فرهنگها در درازنای تاریخ در تقابل با هم همواره از هم تاثیر گرفته اند بر کسی پوشیده نیست ولی اینکه کلیت تمدن و رویکرد علمی و عقلانی غرب را کلهم اجمعین به نام اسلام و مسلمین سند بزنیم .... نمیدانم اسمش را چه بگذاریم؟! جهالت؟ فریب؟ تعصب؟ چی؟

از یک کودک دبستانی هم بپرسید که رشد و شکوفایی تمدن غرب یا دست کم نقطه عطف آن کجاست ، آدرس رنسانس را به شما خواهد داد. و رنسانس را همه میدانیم که به چه دلیل نقطه عطف شد.


خوب است به جای این حرف ها یک کم اطلاعاتمان را نسبت به واقعیاتی که در تاریخ تاثیر گذاشته اند افزوده و به آنها احترام بگذاریم تاثیر تمدن اسلامی بر تمدن غربی آنقدر عمیق و زیاد و غیر قابل انکار است که محققین غربی درباره آن کتابها نوشته اند:

بحث در این زمینه بسیار است اما برای این که استیحاش ذهنی بعضی از دوستان کمتر شود فقط به چند نقل قول از دانشمندان غربی اکتفا می کنیم و بحث مفصل آن را به تاپیک جداگانه ای می سپاریم:

تأثير فرهنگ و تفكر اسلامى در اروپا گسترده بوده است، به گونه‌اى كه مونتگمرى وات مى‌نويسد :

«همه رشته‌هاى علمى اروپايى آگاهى خود را از طريق آثار ترجمه‌شده عربى به دست آوردند؛ البته نه منحصرآ از ابن‌رشدى‌ها و پيروان آنها، يعنى طرف‌داران توماس آكوئيناس قديس، بلكه همچنين از طريق افلاطونيان محافظه‌كار همانند بوناونتورا و افلاطونى‌هاى علم‌گرا همانند روبرت گروستسته و روجر بيكن. همه سلسله‌هاى بعدى فلسفه اروپايى عميقآ مديون نويسندگان عربى هستند»

مونتگمرى وات مى‌گويد: «شارلمانى با هارون‌الرشيد به اندازه ارتباط او با دشمن ديگرش يعنى حاكم اموى اسپانيا، روابط ديپلماتيك داشت؛ و ممكن است از اين طريق بخشى از دانش وسيع و قدرتمند جهان اسلام به اروپا رسيده باشد.»(ر.ك. مونتگمرى وات، تأثير اسلام بر اروپاى قرون وسطى،فصل دوم.)

كاپلستون درباره تاثیر فلسفه اسلامی بر غرب مى‌نويسد :

ترجمه آثار ارسطو و مفسّران او، و نيز آثار انديشمندان مسلمان، گنجينه عظيمى از مواد فكرى را در دسترس مدرسيان لاتين قرار داد. آنان، مخصوصآ، با نظام‌هاى فلسفى‌اى آشنا شدند كه از حيث روش مستقل از الهيات بودند و حاصل تفكر ذهن بشرى درباره عالم بودند. نظام‌هاى فلسفى ارسطو، ابن‌سينا و ابن‌رشد چشم‌اندازهاى وسيعى را به روى عقل بشرى گشودند و در نزد قرون وسطاييان آشكار بود كه حقيقتى كه به آن رسيده بودند بايد مستقل از وحى مسيحى باشد... بدين‌ترتيب، ترجمه‌هاى جديد به روشن شدن اذهان قرون وسطاييان در باب رابطه فلسفه و الهيات كمك كردند و در تعيين حوزه‌هاى اين دو دانش به طور وسيع يارى رساندند. (فردريك كاپلستون، تاريخ فلسفه، فصل 21، ص 272.)

وات می نویسد:
«هنگامى كه انسان از تجربه‌هاى فراوان مسلمانان، افكار و تعليمات و نويسنده‌هاى آنها آگاه باشد، مى‌يابد كه علم و فلسفه اروپا بدون كمك گرفتن از فرهنگ اسلام، توسعه نمى‌يافت.»

مونتگمرى وات مى‌نويسد :
براساس اظهارات يك كارشناس، كتاب‌هاى مرجع و قديمى اروپايى نشان‌دهنده اين حقيقت است كه تأثير آثار عربى به مراتب بيشتر از آثار يونانى بوده است. به عنوان نمونه، در آثار فرارى دگرادو نام ابن‌سينا بيش از سه هزار بار ... و اسم هيپاكرتيس فقط صد بار آمده است. خلاصه كلام اينكه، پزشكى اروپا در قرن‌هاى پانزدهم و شانزدهم امتدادى از پزشكى عربى بوده است.

به نظر گوستاولوبون، تنها در دو سه قرن اخير است كه آثار پزشكى اسلامى از برنامه دانشكده‌هاى پزشكى خارج شده است.

این نظرات آنقدر تعدادشان زیاد است که انکار تاثیر اسلام بر تمدن جدید غربی مانند انکار خورشید در روز روشن است.

شعیب;1005696 نوشت:
با دقت تر مطلب را می خواندید این مطلب را چه کسی گفته است آیا روحانیون و مسئولان فرهنگی کشور ما گفته اند و یا در کتاب های تاریخی ما آمده ؟؟ هیچکدام.بلکه این مطلب را گوستاولوبن

شعیب;1005696 نوشت:
من با صحت و سقم این گفته یا اینکه از سوی چه کسی صادر شده کاری ندارم

عزیر بزرگوار! لازم است مجدد شما را به اینکه منصف باشید دعوت کنم یا شما را به دقت کردن به عرض مخلص حواله دهم؟!

یعنی باور کنیم که کلیت اهالی غرب یا دست کم اکثریتشان یا اصلا جماعتی قابل توجه ازیشان هستند که باورشان این است که پست تر از حیوانات وحشی بودند که علمای اسلامی آنها را داخل آدم کرده اند؟! بالاخره تعارف نکنیم این گفته اگر صحیح باشد اصلا چرا به قول شما روحانیون و مسولان فرهنگی کشور(طبقه مستقر در خط اول مبارزات ضد تجددخواهی و مدرنیته که پشت ضدیت با غرب پنهان میشوند!) ابا دارند؟ مگر حقیقت نیست؟
خوب اگر چنین پتانسیل سترگی در اسلام هست که فرسنگها دورتر انسانها را داخل آدم کرده که تقریبا کلیت دستاوردهای علمی و فنی و مظاهر زندگی مدرن امروزی از آن غربی های وحشی است، نباید یک قرینه ای این حقیقت سترگ شما با وضعیت چهل کشور مسلمان کنونی داشته باشد؟
اصلا این چه صیغه ای است که تمدن و مدنیت را شما به کل اسم یک دین مصادره میفرمایید؟ و شگفت انگیز است که تمدن اسلامی را هم در برابر تمدن غرب! میگذارید. اسلام دین اهالی شرق(یا بخشی از شرق) بوده و غرب هم مسیحی بوده...اینها که واضحات هست!
شما و سایر عزیزان که مبلغ چنین تفکری هستید پس از این خبط بزرگ! میفرمایید که غرب وام دار تمدن اسلامی است! چرا نمیفرمایید مثلا تمدن مسیحی! یک روز متوجه توحش خودش شده و بناگاه متمدنین اسلامی را در خط اول پیشرفت علمی یافته و چنان تاثیری گرفته که فاصله اش از توحش تا داخل انسان! است . خوب در آن صورت باید قرینه های مناسب آن را بیابید. مثلا بتوانید بخش قابل توجهی از روشنفکران غربی را بیابید که اسلام را ناجی و راه حل مشکلات و بیشتر از آن یگانه راهکاری برای ورود بشریت به مدرنیته جدید معرفی کرده باشند و این ادعا بدون اینکه آنها موضوع دین را وارد در کلیه جوانب اجتماعی و فردی و علمی و .... بدانند امکان پذیر نیست. حال آنکه عرض کردم همگی اذعان دارند که مدرنیته یا انقلاب صنعتی با رنسانس آغاز شد و رنسانس یکی از جنبه های اصلی آن عقب زدن فرهنگ منحط مسیحیت با آن دم و دستگاه تفتیش عقایدش در قبل از قرن 16 بود. یعنی عملا عقب راندن دین به حوضه فردی و وارد شدن عقلانیت چه در جنبه های علمی و چه در جنبه اجتماعی آن از پایه های اصلی مدرنتیته جدید غرب است و نه سرسپردگی علمای غربی به اسلام!

ضمنا معترضه هم عرض کنم که نمیشود شما استاندارد دوگانه داشته باشید و از کارهای مامون علیه اللعنه! چنان تمجیدی بفرمایید! علی الظاهر این کاخ تمدن اسلامی که مدعی آن هستید ساخته امویان و عباسیان غاصب است دیگر ..بالاخره این هم یادمان نرود.

شعیب;1005699 نوشت:
این نظرات آنقدر تعدادشان زیاد است که انکار تاثیر اسلام بر تمدن جدید غربی مانند انکار خورشید در روز روشن است.

هیچ کس منکر تاثیر نیست. این که بدیهی است. ولی ادعای شما تاثیر نیست شما میفرمایید تنه اصلی تمدن غرب و یا دستاوردهای امروز غرب (که البته به جای خودش هم همه را منکر میشوید که دستاوردی هم نداشته!!) را وام دار اسلام میدانید. اینجا اشکال ایجاد میشود.

شعیب;1005699 نوشت:
به نظر گوستاولوبون، تنها در دو سه قرن اخير است كه آثار پزشكى اسلامى از برنامه دانشكده‌هاى پزشكى خارج شده است.

بزرگوار پزشکی اسلامی! یعنی چه؟ شما یک گزاره از علوم پزشکی امروز بیابید که در آن نشانی از اسلام باشد.
به همین ترتیب اگر معتقد به مهندسی اسلامی!(زیرمجموعه اش میشود مهندسی عمران اسلامی یا مهندسی پلیمر اسلامی یا مهندسی هوافضای اسلامی یا .....) فیزیک اسلامی ...شیمی اسلامی....خوب اینها مضحک است.
اصلا غرب را رها کنید همین کشور خودمان که بالاخره مدعای اسلامیت در تمامی وجوهش را داریم تشریف ببرید دانشکده فنی و هر کلاسی که خواستید را بنشینید و همه جزوات و کتب و مقالات آن را بررسی بفرمایید اگر نشانی از اسلام یافتید تشریف بیاورید اعلام کنید تا مخلص تمام حرفهایم را پس بگیرم.

موضوع قفل شده است