وقت نماز مغرب در نزد تشیع و تسنن!

تب‌های اولیه

6 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
وقت نماز مغرب در نزد تشیع و تسنن!

 

در این تاپیک به سوال بنده از نظر فرهنگی پرداخته شده است:

چرا سنی ها مقیّدتر اند؟!

لطفا از نظر فقهی هم بررسی شود. 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد صدرا

با سلام و عرض ادب

علت اهتمام ظاهری اهل سنت نسبت به اقامه ی نماز مغرب در ابتدای وقت آن به مبنای اهل سنت در انتهای وقت مغرب باز می گردد. از دیدگاه اهل سنت وقت نماز مغرب مضیق بوده و بر اساس دیدگاه اکثر فقهای اهل سنت این وقت تا زمانی که سرخی افق در ناحیه ی مغرب باقی است ادامه دارد؛ اما با از بین رفتن این سرخی وقت نماز مغرب به اتمام رسیده و وقت نماز عشاء آغاز می گردد. همچنین بر اساس دیدگاه دیگری وقت نماز مغرب مضیق تر بوده، بدین صورت که وقت نماز مغرب با غروب آفتاب آغاز شده و این وقت تنها به اندازه کسب طهارت و خواندن نماز مغرب به همراه نافله پس از آن ادامه دارد. بر اساس چنین دیدگاهی اقامه ی نماز مغرب وجوب فوری داشته که با توجه به این دو دیدگاه علت تعجیل در خواندن نماز مغرب از سوی اهل سنت آشکار می شود. و این در حالی است که از دیدگاه مشهور فقه شیعه وقت نماز مغرب موسّع بوده و وقت آن تا نیمه شب استمرار داشته؛  هر چند به اندازه چهار رکعت مانده به نیمه شب وقت اختصاصی وقت عشاء خواهد بود. البته می بایست توجه نمود که استمرار وقت به معنای عدم اهتمام به انجام فریضه در ابتدای وقت آن نخواهد بود.

توضیح:

از دیدگاه شیعه ی امامیه وقت نماز مغرب و عشاء با غروب آفتاب آغاز شده و وقت آن بر اساس دیدگاه مشهور تا نیمه شب استمرار خواهد داشت. در این که غروب آفتاب چگونه تحقق می یابد دو دیدگاه مبتنی بر اخبار در میان فقیهان شیعه مطرح است. بر اساس قول اول غروب آفتاب با استتار قرص خورشید در پهنای افق حاصل شده و بر اساس قول دوم غروب آفتاب با از بین رفتن سرخی در سمت شرق و گذشت آن از بالای سر آغاز می گردد.

مرحوم محقق کرکی (متوفی: 940هـ) در این رابطه می نویسد:

«أول وقت المغرب غيبوبة الشمس- المعلومة بذهاب الحمرة المشرقية-  إلى أن يذهب الشفق، هذا هو الأصحّ، و عليه عمل أكثر الأصحاب ... و للشيخ قول بأنّ الغروب يتحقّق باستتار القرص ... »؛[1] «ابتدای وقت نماز مغرب پنهان شدن خورشید است که به واسطه ی از بین رفتن سرخی در مشرق مشخص می شود و این قول دیدگاه صحیح تر است که بیشتر اصحاب بر اساس آن عمل نموده اند.... و برای شیخ طوسی (ره) قولی است که غروب آفتاب با استتار قرص خورشید در جانب مغرب حاصل می شود».

از دیدگاه شیعه امامیه وقت نماز مغرب تا نیمه شب ادامه داشته، هر چند که در این فرض قسمت پایانی وقت اختصاص به نماز عشاء خواهد داشت؛ چنانکه امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاتَيْنِ إِلَى نِصْفِ اللَّيْلِ إِلَّا أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ وَ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاتَيْنِ إِلَّا أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ».[2] «هر گاه خورشید غروب نماید وقت دو نماز (مغرب و عشاء) داخل می شود و تا نیمه شب ادامه دارد جز آنکه یکی (مغرب) پیش از دیگری (عشاء) است».

بر این اساس وقت نماز مغرب از دیدگاه فقه شیعه بر خلاف دیدگاه اهل سنت موسّع بوده و چنین توسعه ای از جانب شریعت اسلام برای مکلّفین است؛ زیرا که همه ی مکلّفین همواره و در همه ی شرایط قادر بر انجام فریضه در ابتدای وقت نبوده، هر چند که در دستورات دین توجه و اهتمام به انجام فریضه در ابتدای وقت نمازهای پنج گانه بوده و آثار معنوی نماز نیز مرتبط با انجام آن در ابتدای وقت نمازها است.

 

[1] . عاملى، كركى، محقق ثانى، على بن حسين، جامع المقاصد في شرح القواعد، 13 جلد، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، قم - ايران، دوم، 1414 ه‍ ق، ج2، ص17.

[2] . طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، تهذيب الأحكام، 10 جلد، دار الكتب الإسلامية، تهران - ايران، چهارم، 1407 ه‍ ق، ج2، ص27.

وقت نماز از دیدگاه مذاهب فقهی اهل سنت

از دیدگاه مذهب حنفی ابتدای وقت مغرب با غروب آفتاب آغاز شده و انتهای آن نیز زمانی است که شفق (سرخی افق در سمت مغرب) از بین رود. هر چند که در تفسیر و تعیین «شفق» میان «ابو حنیفه» و دو شاگرد وی: «قاضی ابو یوسف» و «محمد بن حسن شیبانی» اختلاف نظر است.

از دیدگاه «صاحبان: (قاضی ابو یوسف) و (محمد بن حسن شیبانی)» «شفق» به سرخی آسمان در ناحیه ی مغرب اطلاق می شود و از دیدگاه «ابوحنیفه» «شفق» به سفیدی است که پس از سرخی در سمت مغرب آسمان پدیدار می شود.[1]

بر این اساس وقت نماز مغرب از دیدگاه حنفی مذهبان تا انتهای سرخی در سمت مغرب استمرار داشته که پس از آن وقت نماز مغرب به پایان می رسد. این وقت به شکل تقریبی از زمان غروب آفتاب (استتار قرص آفتاب در مغرب) هفتاد و دو دقیقه (یک ساعت و دوازده دقیقه) است.

همچنین از دیدگاه «مذهب حنبلی» نیز ابتدای وقت نماز مغرب با غروب آفتاب آغاز شده و تا پایان سرخی در سمت غرب استمرار دارد.[2]

در فقه «شافعی» دو دیدگاه در رابطه با انتهای وقت مغرب بیان شده است. دیدگاه مشهور آن است که نماز مغرب یک وقت بیشتر نداشته و آن از ابتدای وقت غروب آفتاب به اندازه کسب طهارت و خواندن یک نماز سه رکعتی و پس از آن یک نماز نافله است که بر اساس چنین دیدگاهی نماز مغرب وقت اندکی داشته و دیدگاه دوم که نظر صحیح مذهب شافعی است آن است که وقت نماز مغرب تا غروب و از بین رفتن «شفق: سرخی افق در سمت مغرب» باقی است.[3]

در مذهب مالکی نیز در انتهای وقت مغرب چهار دیدگاه مطرح بوده که قول مشهور استمرار آن تا از بین رفتن «شفق» می باشد.[4]

با توجه به مطالب فوق علت تعجیل اهل سنت در اقامه نماز مغرب روشن می گردد که چنین امری ریشه ی فقهی داشته و ارتباطی با توجه بیشتر به اقامه نماز در اول وقت آن نخواهد داشت. علاوه بر آنکه در فقه اهل بیت (علیهم السلام) توصیه ی فراوان به انجام فریضه در ابتدای وقت آن شده است و انسان مؤمن نیز هیچگاه بدون عذر نماز خویش را از ابتدای وقت آن به تأخیر نمی اندازد.

موفق باشید.

 

[1] . علي بن أبي بكر بن عبد الجليل الفرغاني المرغيناني، الهداية في شرح بداية المبتدي، دار احياء التراث العربي - بيروت – لبنان، ج1، ص40.: «وأول وقت المغرب إذا غربت الشمس وآخر وقتها مالم يغب الشفق " وقال الشافعي رحمه الله مقدار ما يصلى فيه ثلاث ركعات لأن جبريل عليه السلام أم في اليومين في وقت واحد.ولنا قوله عليه الصلاة والسلام " أول وقت المغرب حين تغرب الشمس وآخر وقتها حين يغيب الشفق " وما رواه كان للتحرز عن الكراهة " ثم الشفق هو البياض الذي في الأفق بعد الحمرة عند أبي حنيفة رحمه الله تعالى وعندهما هو الحمرة " وهو رواية عن أبي حنيفة وهو قول الشافعي لقوله عليه الصلاة والسلام " الشفق الحمرة " ولأبي حنيفة رحمه الله تعالى قوله عليه الصلاة والسلام " وآخر وقت المغرب إذا اسود الأفق».

[2] . المرداوی، الإنصاف في معرفة الراجح من الخلاف (المطبوع مع المقنع والشرحک الكبير)، هجر للطباعة والنشر والتوزيع والإعلان، القاهرة - جمهورية مصر العربية، ج3، ص154.: «قوله في المغْرِب: ووَقْتُها مِن مَغِيبِ الشمس إلى مَغِيبِ الشفَقِ الأحْمَرِ. هذا المذهبُ، وعليه جماهير الأصحابِ، وقطَع به كثيرٌ منهم. وعنه، إلى مغيب الشَّفق الأبْيَضِ في الحضَرِ، والأحْمَرِ في غيرِه. اخْتارَه الخِرَقىُّ. قال المُصَنِّفُ: تُعْتَبرُ غَيْبوبَةُ الشَّفَقِ الأبْيَضِ، لدلَالَتِها على غَيْبوبَةِ الأحْمْرِ لا لنفْسِه. وحكَى ابنُ عَقِيلٍ، إذا غابَ قُرْصُ الشَّمْس، فهل يدْخُلُ وقْت المغْرِبِ مع بَقاءِ الحُمْرَةِ، أو حتى يذْهَبَ ذلك؟ فيه رِوايَتان».

[3] . النووی، المجموع شرح المهذب ((مع تكملة السبكي والمطيعي))، الناشر: دار الفكر، ج3، ص33.: «وقت المغرب. فِي مَذَاهِبِ الْعُلَمَاءِ فِي وَقْتِ الْمَغْرِبِ: قَدْ ذَكَرْنَا إجْمَاعَهُمْ عَلَى أَنَّ أَوَّلَ وَقْتِهَا غُرُوبُ الشَّمْسِ وَبَيَّنَّا الْمُرَادَ بِالْغُرُوبِ ... وَأَمَّا آخِرُ وَقْتِهَا فَقَدْ ذَكَرْنَا أَنَّ الْمَشْهُورَ فِي مَذْهَبِنَا أَنَّ لَهَا وَقْتًا وَاحِدًا وَهُوَ أَوَّلُ الْوَقْتِ وَأَنَّ الصَّحِيحَ أَنَّ لَهَا وَقْتَيْنِ يَمْتَدُّ ثَانِيهِمَا إلَى غُرُوبِ الشَّفَقِ ...».

[4] . الحطاب الرُّعيني المالكي (المتوفى: 954هـ)، مواهب الجليل في شرح مختصر خليل، دار الفكر، ج1، ص394.: «(الْأَوَّلُ) وَقْتُهَا مُقَدَّر بِفِعْلِ الطَّهَارَةِ وَلُبْسِ الثِّيَابِ وَالْآذَانِ وَالْإِقَامَةِ وَثَلَاثِ رَكَعَاتٍ قَالَهُ مَالِكٌ وَالشَّافِعِيُّ فِي أَحَدِ قَوْلَيْهِمَا. (الثَّانِي) آخِرُ وَقْتِهَا بِمِقْدَارِ الْوَقْتِ الْأَوَّلِ مِنْ سَائِرِ الصَّلَوَاتِ قَالَهُ بَعْضُ أَصْحَابِ الشَّافِعِيِّ وَأَشَارَ إلَيْهِ فِي الْمُدَوَّنَةِ حِينَ قَالَ لَا بَأْسَ لِلْمُسَافِرِ أَنْ يَمُدَّ الْمِيلَ وَنَحْوه. (الثَّالِثُ) آخِرُ وَقْتِهَا إذَا غَابَ الشَّفَقُ قَالَهُ فِي الْمُوَطَّإِ وَهُوَ الصَّحِيحُ. (الرَّابِعُ) آخِرُ وَقْتِهَا بِمِقْدَارِ ثَلَاثِ رَكَعَاتٍ بَعْدَ الشَّفَقِ قَالَهُ أَشْهَبُ انْتَهَى».

سلام علیکم

از پاسخ شما متشکرم علت آن برایم روشن شد.

اما سوالی باقی است و آن دلیل چنین فتوایی است. لطفا دلیل فتوای آنان را هم ذکر بفرمایید.

متشکرم.

از پاسخ شما متشکرم علت آن برایم روشن شد.

اما سوالی باقی است و آن دلیل چنین فتوایی است. لطفا دلیل فتوای آنان را هم ذکر بفرمایید.

با سلام و عرض ادب

مبنای چنین فتوایی برداشت از مصدر روایی اوقات نمازهای پنج گانه است.

توضیح آنکه از دیدگاه اهل سنت مهمترین روایتی که بیانگر اوقات نمازهای پنجگانه است روایت امامت جبرئیل (علیه السلام) است.

بر اساسا این خبر جبرئیل (علیه السلام) در معراج پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در دو روز در زمانهایی خاص به پیامبر (صلی الله علیه و آله) امر نمود که آن حضرت مشغول به نماز شود. به این صورت که در روز اول به هنگام «زوال: آغاز ظهر شرعی» به پیامبر (صلی الله علیه و آله) امر نمود که نماز ظهر بخواند و در روز دوم هنگامی که ساعتی از ظهر گذشته بود (هنگامی که سایه ی شاخص به اندازه خود رسیده بود) به آن حضرت گفت که نماز ظهر بخوان. و همچنین برای نماز عصر نیز در دو وقت به آن حضرت گفته شد که نماز عصر را بخواند و همچنین نسبت به نماز صبح که روز اول به هنگام طلوع فجر و روز دوم نزدیک طلوع آفتاب به حضرت دستور خواندن نماز داده شد و جبرئیل (علیه السلام) پس از آن فرمود: میان این دو وقت وقت نماز برای تو و امت توست.[1]

اما در این میان نسبت به نماز مغرب در هر دو روز تنها به هنگام غروب آفتاب دستور خوانده شدن نماز مغرب داده شد. بر این اساس «شافعی» و «مالک بن انس» انتهای خاصی را برای وقت نماز مغرب مشخص ننموده اند و آنرا تنها به اندازه تمکّن از کسب طهارت و خواندن یک نماز سه رکعتی به همراه نافله آن دانسته اند.

اشکالی که بر این دیدگاه وارد است آن است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مقام انجام تکلیف فعلی میان نمازهای مغرب و عشاء بدون هیچ عذری جمع نمودند و همچنین در موقف حج در شب دهم ذی حجه و در «مزدلفه» نماز مغرب را به تاخیر انداخته و آنرا به همراه نماز عشاء و در وقت آن خواندن[2] و چنین امری خود بیانگر استمرار وقت مغرب و توسعه ی وقت آن است؛ چنانکه در عمل برخی صحابه همچون «ابن عباس» نیز به گزارش قطعی وارد شده که نماز مغرب را به همراه مردم زمانی بجا آورد که ستارگان آسمان نمایان شده بودند.[3]

البته نظر مشهور اهل سنت در استمرار وقت مغرب تا زمانی است که سرخی افق در سمت مغرب از بین رود که البته از دیدگاه شیعه چنین وقتی وقت فضیلت و نه وقت فریضه ی مغرب است.

موفق باشید.


[1] . بدر الدين العينى، دار الكتب العلمية - بيروت، لبنان، ج2، ص10.: «وأما حديث جابر فرواه الترمذي والنسائي عنه واللفظ له: «جاء جبريل - عَلَيْهِ السَّلَامُ - إلى النبي - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - حين مالت الشمس فقال: " قم يا محمد فصل الظهر حين مالت الشمس، ثم مكث حتى إذا كان فيء الرجل مثله جاءه للعصر فقال: قم يا محمد فصل العصر، ثم مكث حتى إذا غابت الشفق جاءه فقال: قم فصل المغرب فقام فصلاها، حين غابت الشمس، ثم مكث حتى إذا غاب الشفق جاءه فقال: قم فصل العشاء فقام فصلاها ثم جاءه حين سطع الفجر بالصبح فقال: قم يا محمد فصل فقام فصلى الصبح، ثم جاءه من الغد حين كان فيء الرجل مثله، فقال: قم يا محمد فصل الظهر، ثم جاءه حين كان فيء الرجل مثليه فقال: قم يا محمد فصل العصر، ثم جاءه المغرب حين غابت الشمس وقتا واحدا لم يزل عنه فقال: قم يا محمد فصل المغرب، ثم جاءه للعشاء حين ذهب ثلث الليل الأول، فقال: قم يا محمد فصل العشاء، ثم جاءه الصبح حين أسفر جدا فقال: قم يا محمد فصل فصلى الصبح، ثم قال ما بين هذين وقت كله».

[2] . مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج2، ص886.: «... حَتَّى أَتَى الْمُزْدَلِفَةَ، فَصَلَّى بِهَا الْمَغْرِبَ وَالْعِشَاءَ بِأَذَانٍ وَاحِدٍ وَإِقَامَتَيْنِ، وَلَمْ يُسَبِّحْ بَيْنَهُمَا شَيْئًا...».

[3] . همان، ج1، ص492.: « عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ شَقِيقٍ الْعُقَيْلِيِّ، قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِابْنِ عَبَّاسٍ: الصَّلَاةَ، فَسَكَتَ، ثُمَّ قَالَ: الصَّلَاةَ، فَسَكَتَ، ثُمَّ قَالَ: الصَّلَاةَ، فَسَكَتَ: ثُمَّ قَالَ: «لَا أُمَّ لَكَ أَتُعَلِّمُنَا بِالصَّلَاةِ، وَكُنَّا نَجْمَعُ بَيْنَ الصَّلَاتَيْنِ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ».