جمع بندی نماز بر طبق قرآن

تب‌های اولیه

211 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

رستگاران;885202 نوشت:

حال اگر زبان عرب نمی دانید لاجرم به یک عالم زبان عرب باید مراجعه کنید که اساسا درخواست خودتان باطل می شود(درخواست اینکه از قرآن برایم سند بیاورید)
چون قرآن آیاتش عربی است وخود قرآن آن است ومابقی ترجمه و تفسیر می شود

حال اگر شما در حقیقت طالب دانستن هستید و هدف شما روشن گری و حقیقت یابی است مسیر بحث را روشن کنید
قرآن با تکیه بر زبان عربی بودنش
استفاده از ترجمه صحیح آن
استفاده از تفاسیر؟

یا علی(ع)

سلام
شاید شما پاسخی را
که در چند پست گذشته به عمار دادم ندیده باشید. یا شاید مطالبی را که من تا کنون در این تالار نوشته ام نخوانده اید
عیب ندارد پس مشتقیم به خودتان می گویم: من با هیچ یک از تفاسیر و ترجمه ها و فرهنگهای لغت و صرف و نحو عربی و چه و چه و چه مخالفتی ندارم و هرچه بدستم برسد که راست کارم باشد از آن استفاده می کنم و هیچ منعی هم بر آن نمی بینم. حتی هیچ مخالفتی با احادیث و روایات و سخن غیر خدا نیز ندارم و بعضاً از آنها استفاده می کنم و بهره می برم بدون اینکه کوچکترین اشکالی در این کار ببینم. من حتی با تعبد و پرستش سخن غیر خدا در قلمروهای غیر دین و شریعت نیز مشکلی ندارم . مشکل بنده با احتجاج به کلام غیر خدا و پرستش احادیث و روایات در حوزه دین است. بنده در حوزه دین و شریعت هیچ سخنی غیر از سخن پروردگارم را حجت نمی دانم و پرستش نمی کنم آیا منظورم را متوجه می شوید؟

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام مجدد

shahed1;885172 نوشت:
بحث وضو در اینجا بسیار بجا و شایسته است چون اولین مرحله نماز است و من با شما کاملاً موافقم ولی اگر بپذیری خواهش می کنم همه بحثها را به یکباره نیاور بلکه به ترتیب و به مرور مطرح کن تا بهتر بتوانیم به آنها رسیدگی کنیم. خواهش دومم از شما این است که قبول کنیم اینجا میدان مبارزه نیست و ما برای زور آزمایی اینجا نیامده ایم چرا که در مقابل سیمرغ بزرگ و باشکوه قرآن ( = علم الهی) حتی مگسی هم بشمار نمی رویم. ما بدون هرگونه تکبری فقط دنبال این هستیم که بدانیم پروردگارمان چه گفته تا بعد آن را در گوش خفتگان فریاد بزنیم.

اول اینکه عرض کنم در امضا بنده 2 آدرس وجود دارد که قبلا در سایت با دوستان و کارشناسان بحث داشتم درباره احکام مهجور قرآنی یکی از آنها بحث بخشی از وضو است حتما مراجعه بفرمایید و اگر نظری داشتید برایم در خصوصی بفرستید

دوم اینکه بله قبول دارم که یکی یکی! اما استدلال شما در متنی که بنده نقل قول کردم این بود که اول بفهمیم پیامبر چگونه نماز میخوانده سپس ببینیم بسم الله را میگفته یا نه و چگونه میگفته و...

بنده با همین استدلال عرض کردم اگر قرار بر این است که مطالب به ترتیب جلو برود ترتیب قرآنی برای انجام و اقامه نماز یک وضوی قرآنی صحیح است پس باید ابتدا به آن پرداخته شود سپس پس از حصول نتیجه سراغ نماز برویم!! این یک مطلب و اصل قرآنی است!

بله اینجا میدان مبارزه و جنگ نیست اما میدان بحث و گفتگو و پرسش و پاسخ دینی است درباره قرآن و عظمت آن و اینکه باید آیات را دریابیم بدون تحمیل و تفسیر به رای و با دیده تدبر و عقلانیت و فطرت و دریابی بدهیم به سایر خلق خدا با شما موافقم به شرط اینکه بدون تحمیل و تفسیر به رای و بر محور عقلانیت و اندیشه و فطرت باشد!

با تشکر

رستگاران;885189 نوشت:
[="Tahoma"][="DarkGreen"]

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج

ربطی به هدایت ندارد خدا بخواهد بدون هیچ ابزاری بنده اش را هدایت می کند اما قرآن را به عربی نازل کرده و هم لغات اش مشخص است و هم خود آیه صراحته گفته
شما اگر در حق معمولات هم بدانی(نه تخصصی که در حوزه خوانده می شود) و جمع وفرد و فعل ها را بشناسید تشخیص کمی راحت است

اما قران یک کتاب است و یک کتابی که خود متشکل از محکم ومتشابه و ناسخ و منسوخ استو چیز هایی که الان حضور ذهن ندارم
اینها ملزوماتی است که باید به ان توجه کند

یا علم آن را دارید یا ناچارید به عالم ان علم رجوع کنید غیر این است؟
شما می گویید قرآن در صورتی که همین ترجمه قرآن را هم فرد دیگری دارد ترجمه می کند از کجا متوجه منظور قرآن می شوید؟

علم زبان خودش یک علم است از الفا شروع شده تا انواع و اقسام فعل وصفت و... (البته معنای سخن ترد قران و عدم مطالعه نیست بله این سخن من در ادمه سخن شما استن که می گویید قرآن را فقط بررسی کنید که حتی با این وصف ترجمه را هم نباید بررسی کرد چون فرد ثالثی ترجمه کرده و اگر قبول دارید پس نفی تفسیر کجا می رود؟ )

یا علی(ع)@};-

[/][/]

با سلام و احترام

بنده با ایشان در این موضوع و موضوع متشابه و محکم صحبت کردم
اما ایشان بدیهیات را هم منکرند
حاضر نیستند مبتدا و خبر و جمع و مفرد را بفهمند و قبول کنند.
میتوانید به بحث متشابه و محکم مراجعه کنید ببینید ایشان چه طور زبان عربی را زنده به گور کرده اند...
هر چیزی هم مخالف تفکرشان باشد الا و لابد حرف غیر قران است. و دیگران به زور هم که شده متهم میشوند که از روایت و تفسیر گفته اند....

shahed1;885172 نوشت:
سلام
بحث وضو در اینجا بسیار بجا و شایسته است چون اولین مرحله نماز است و من با شما کاملاً موافقم ولی اگر بپذیری خواهش می کنم همه بحثها را به یکباره نیاور بلکه به ترتیب و به مرور مطرح کن تا بهتر بتوانیم به آنها رسیدگی کنیم. خواهش دومم از شما این است که قبول کنیم اینجا میدان مبارزه نیست و ما برای زور آزمایی اینجا نیامده ایم چرا که در مقابل سیمرغ بزرگ و باشکوه قرآن ( = علم الهی) حتی مگسی هم بشمار نمی رویم. ما بدون هرگونه تکبری فقط دنبال این هستیم که بدانیم پروردگارمان چه گفته تا بعد آن را در گوش خفتگان فریاد بزنیم.

رضا ثقلین;885292 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام مجدد

اول اینکه عرض کنم در امضا بنده 2 آدرس وجود دارد که قبلا در سایت با دوستان و کارشناسان بحث داشتم درباره احکام مهجور قرآنی یکی از آنها بحث بخشی از وضو است حتما مراجعه بفرمایید و اگر نظری داشتید برایم در خصوصی بفرستید

دوم اینکه بله قبول دارم که یکی یکی! اما استدلال شما در متنی که بنده نقل قول کردم این بود که اول بفهمیم پیامبر چگونه نماز میخوانده سپس ببینیم بسم الله را میگفته یا نه و چگونه میگفته و...

بنده با همین استدلال عرض کردم اگر قرار بر این است که مطالب به ترتیب جلو برود ترتیب قرآنی برای انجام و اقامه نماز یک وضوی قرآنی صحیح است پس باید ابتدا به آن پرداخته شود سپس پس از حصول نتیجه سراغ نماز برویم!! این یک مطلب و اصل قرآنی است!

بله اینجا میدان مبارزه و جنگ نیست اما میدان بحث و گفتگو و پرسش و پاسخ دینی است درباره قرآن و عظمت آن و اینکه باید آیات را دریابیم بدون تحمیل و تفسیر به رای و با دیده تدبر و عقلانیت و فطرت و دریابی بدهیم به سایر خلق خدا با شما موافقم به شرط اینکه بدون تحمیل و تفسیر به رای و بر محور عقلانیت و اندیشه و فطرت باشد!

با تشکر

سلام

احتمالاً شما منظور بنده را متوجه نشدید ، منظور این بود که همه مباحثتان ، در باره وضو ، را به یکباره نیاورید و به مرور آنها را مطرح کنید تا رشته کلام از دست خارج نشود و بتوان آنها را بررسی کرد، پس لطفاً شروع به نوشتن کنید.

داستان گاو بنی اسرائیل یکی از آن موضوعات ظریف و بسیار گرانقدر قرآنی است و بقدری برجسته است که نام بزرگترین و بلندترین سوره قرآن به اسم این گاو رقم خورده است.
مطلب فوق العاده جای تفکر و تأمل دارد ، خیلی ظریف است و برای بشریت حامل پیامی بس بزرگ و شگرف است که اگر درست درک شود ، به تنهایی می تواند بندهای اسارت و بندگی را که از آغازین روزهای تمدن و تدین بشری ، او را مهار کرده بگسلد و رهایش سازد.
خداوند به بنی اسرائیل فرمود گاوی بکشند اما آنها نکشتند چون گمان می کردند پروردگارشان حکم را مجمل گفته و کاملش نکرده است و به قول خودشان حق مطلب را ادا نفرموده. این بود که در اصل از طرف خود و در ظاهر به اسم الله اقدام به کامل کردن حکم کردند و آخر سر به موسی گفتند: حالا حق مطلب را آوردی! یعنی حکم خداوند در ابتدا حق نبود و نیاز به این داشت تا بنی اسرائیل چیزهایی به آن اضافه کنند تا حق شود!

در حکم خداوند برای گاو ، رنگی تعیین نشده بود و آنها این را یک نقص می دیدند که می بایستی برطرف شود. چه کسی باید آن را کامل کند؟ بظاهر خدا و رسولش ولی در اصل این خودشان بودند که آن را ایجاد کردند و برای خود به یک مسئله شرعی تبدیلش کردند.

در حکم خداوند سن گاو مشخص نشده بود چون نیازی نبود و الا پروردگار خودشان این کار را می کردند ، اما آنها این را یک نقص می دیدند و می خواستند به خداوند یاد آوری کنند که یادش رفته آن را مشخص کند ! پس چه کسی باید آن را مشخص می کرد؟ در واقع خودشان ولی در ظاهر خدا و رسولش وبعهده رسول بود که از اربابش بپرسد تا حکم کامل شود .

در حکم خداوند مشخص نشده وضو و شستن باید از آرنج به طرف انگشتان دست باشد یا از انگشتان به آرنج پس چه کسی باید آن را مشخص کند؟ رسول خدا و ....!
اما در اینجا یک فرق بین آن رسول و این رسول وجود دارد: آن رسول می بایستی از خدا می پرسید اما این رسول نیازی به این کار نداشت چون خداوند به او اذن این کار را داده بود و می توانست همچون خداوند از خود حکم صادر کند و شریعت تعیین کند.

بطوری که در متن آیه وضو تذکر داده شده ، هدف پرورد گار از پرداختن به مسئله وضو ، به سختی انداختن بندگانش نیست بلکه پاکیزگی و تطهیر آنهاست و این اصل اساسی و فلسفه وضو می باشد.مسلماً وقتی قرار است عده ای در جمعی حضور به هم رسانند چنین طهارتی در آن جمع بسیار ضروری به نظر می رسد مخصوصاً پاکیزگی پاها که معمولا در صورت عدم نظافت با بوی بد همراه است و باعث آزار جمعیت می شود و این دیگر نیاز به بیان ندارد چرا که همگان آن را در ورود به مساجد تجربه کرده اند.

امان از بوی بد جوراب!

http://www1.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100850161797

اگر فعالیت جسمانی طولانی داشته‌اید و طی روز موفق‌به شستشوی پاها و تعویض جوراب‌هایتان نشده‌اید، قبل از ورود به داخل مسجد، زیارتگاه یا نمازخانه محل کار خود، پاها خصوصا لای انگشتان را با آب و صابون بشویید و خوب خشک کنید و از وارد کردن پای خیس به داخل کفش خودداری کنید چراکه این کار علاوه بر مرطوب شدن لایه‌های درونی کفش و افزایش رشد باکتری‌ها و بیماری‌های قارچی می‌تواند مجدد پای شما را آلوده به باکتری‌های قدیمی کفش کند.

گذشته از منطق موجود در ساختار آیه وضو ، وجود بوی بد و زننده پا در مساجد ما بیانگر این واقعیت است که ما امر وضو را ناقص انجام می دهیم و طهارت را کامل نمی کنیم.

مسح پا نتنها بوی بد پا را از بین نمی برد بلکه آن را تشدید می کند:




شستن پا در رفع این بو بسیار موثر تر است

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام مجدد

shahed1;885380 نوشت:
احتمالاً شما منظور بنده را متوجه نشدید ، منظور این بود که همه مباحثتان ، در باره وضو ، را به یکباره نیاورید و به مرور آنها را مطرح کنید تا رشته کلام از دست خارج نشود و بتوان آنها را بررسی کرد، پس لطفاً شروع به نوشتن کنید.

اولا اینجا موضوع تاپیک متفاوت است اگر خواستید در خصوصی بحث کنیم

ثانیا آنچه از گفته های شما در پست های قبل مشخص است احتمالا نظر اهل سنت در شستن پا را درست میدانید شاید از اهل سنت باشید نمیدانم اما بحث میکنم

با تشکر

shahed1;885448 نوشت:
وجود بوی بد و زننده پا در مساجد ما بیانگر این واقعیت است که ما امر وضو را ناقص انجام می دهیم و طهارت را کامل نمی کنیم
مسح پا نه تنها بوی بد پا را از بین نمی برد بلکه آن را تشدید می کند
شستن پا در رفع این بو بسیار موثر تر است

سلام
اگر کودکی 2 ساله در آغوش شما باشد و رفع حاجت کند و مقداری از مدفوع این بچه روی لباس شما بریزد ، چگونه لباستان را
تطهیر می کنید؟

باسلام
مراجه میگردم به مرجه تقلیدم هرچی اون گفته بود به دیده منت می پدیرم

Reza-D;885532 نوشت:

سلام
اگر کودکی 2 ساله در آغوش شما باشد و رفع حاجت کند و مقداری از مدفوع این بچه روی لباس شما بریزد ، چگونه لباستان را
تطهیر می کنید؟

سلام آقا رضا

لطف کن مسئله نگو ، منظورتو بگو !

shahed1;885630 نوشت:
سلام آقا رضا
لطف کن مسئله نگو ، منظورتو بگو !

باشد اگر اینطور راحت تر هستید ، منظورم را عرض میکنم
اگر نجاستی روی لباس و یا بدن ما بریزد ، وقتی آن را با آب برطرف کنیم پاک خواهد بود
اما تمام کسانی که رعایت بهداشت برایشان مهم است حتما لباس یا بدن خود را با مواد شوینده هم شستشو می کنند
خب حالا باید بگوئیم چون خداوند در چنین مواردی صحبت از مواد شوینده نکرده پس طهارت را ناقص بیان فرموده؟!

یا در همان موضوع وضو که گفتید
بوی بد مساجد (یا هر مکان عمومی دیگر) لزوماً از بوی بد پا نیست بلکه دلایل دیگری هم دارد ، مثلاً بوی بد عرق
خب آیا باید نتیجه بگیریم که پس باید در وضو از سر تا پا را بشوئیم وگرنه وضو ناقص است؟!

Reza-D;885639 نوشت:
باشد اگر اینطور راحت تر هستید ، منظورم را عرض میکنم
اگر نجاستی روی لباس و یا بدن ما بریزد ، وقتی آن را با آب برطرف کنیم پاک خواهد بود
اما تمام کسانی که رعایت بهداشت برایشان مهم است حتما لباس یا بدن خود را با مواد شوینده هم شستشو می کنند
خب حالا باید بگوئیم چون خداوند در چنین مواردی صحبت از مواد شوینده نکرده پس طهارت را ناقص بیان فرموده؟!

یا در همان موضوع وضو که گفتید
بوی بد مساجد (یا هر مکان عمومی دیگر) لزوماً از بوی بد پا نیست بلکه دلایل دیگری هم دارد ، مثلاً بوی بد عرق
خب آیا باید نتیجه بگیریم که پس باید در وضو از سر تا پا را بشوئیم وگرنه وضو ناقص است؟!

نیازی به شستن سر تا پا نیست ، شما همان را که پروردگار فرموده بشوی کار تمام است.
گذشته از اینکه خداوند مسح پا را فرموده یا شستن آن را از شما یک سئوال دارم: بنظر شما وقتی پا شسته شود کمتر بو می دهد یا وقتی مسح شود؟

shahed1;885647 نوشت:
بنظر شما وقتی پا شسته شود کمتر بو می دهد یا وقتی مسح شود؟
وقتی من سوال می پرسم میگوئید لطف کن مسئله نگو! منظورت رو بگو!
اما حالا خود شما سوال می پرسید!

برادر عزیز ، در یک گفتگوی دو طرفه ممکن است نیاز به طرح پرسشی باشد تا عقیده و ذهنیت طرف مقابل مشخص بشود
یا اینکه ابهامی برطرف بشود. گاهی هم پرسش بصورت استفهام انکاری یا تاکیدی است
همانطور که می بینید خودتان هم در جایی از بحث نیاز پیدا کردید عقیدهء مرا با پرسش جویا شوید

اما پاسخ شما:
قطعاً بوی بد پا با شستن کم میشود نه با مسح کشیدن

Reza-D;885651 نوشت:
وقتی من سوال می پرسم میگوئید لطف کن مسئله نگو! منظورت رو بگو!
اما حالا خود شما سوال می پرسید!

برادر عزیز ، در یک گفتگوی دو طرفه ممکن است نیاز به طرح پرسشی باشد تا عقیده و ذهنیت طرف مقابل مشخص بشود
یا اینکه ابهامی برطرف بشود. گاهی هم پرسش بصورت استفهام انکاری یا تاکیدی است
همانطور که می بینید خودتان هم در جایی از بحث نیاز پیدا کردید عقیدهء مرا با پرسش جویا شوید

اما پاسخ شما:
قطعاً بوی بد پا با شستن کم میشود نه با مسح کشیدن

قبول کن سئوال شما شکل مسئله داشت و من جواب این مسئله را بطور خصوصی به شما دادم . گفتم یا با آب پاکش می کنم یا با قیچی درش می آورم. البته قسمت دوم را از یک لطیفه وام گرفتم که لطیفه معروفی است و شاید شما هم آن را شنیده باشید.
و این به عقل هر کسی می رسد که شستن پا بوی بد آن را از بین می برد یا لااقل کم می کند اما مسح کشیدن و مرطوب کردن آن باعث افزایش بوی بد شده و پاکیزگی ، که اساس آیه وضوست ، حاصل نی شود . بنابراین خداوند که از هرکس دیگری بهتر این را می داند امکان ندارد بجای شستن امر به مسح پا کرده باشد مخصوصاً اینکه دلایل و شواهد آیه نیز به طرف شستن است نه مسح کردن.

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام علیکم

shahed1;885657 نوشت:
بنابراین خداوند که از هرکس دیگری بهتر این را می داند امکان ندارد بجای شستن امر به مسح پا کرده باشد مخصوصاً اینکه دلایل و شواهد آیه نیز به طرف شستن است نه مسح کردن.

اما خدای سبحان امر به مسح پا کرده نه شستن پا! دلیل آن هم نص آیه شریفه قران کریم است:

آیه وضو:

وَامْسَحُواْ بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ بخشى از سرهايتان و (تمام روى) پاهايتان را تا دو برآمدگى (نخستين) مسح كنيد. 6 مائده

"وامسحوا برؤسكم" مَسَح فعل متعدى است كه طبعا مفعول بى واسطه اش رؤسكم است، بنابراين «باء» در اينجا براى تعديه نيست، بلكه طبعا براى تبعيض است، بدين معنى كه مسح در انحصار بخشى از سر است نه كل آن، تا چه رسد به شستن سراسرى آن، ولى «ارجلَكم» منصوبْ دليل است بر اينكه روى پاها بايد كلاً تا برآمدگى هاى نخستين مسح شود، كه در اينجا كل فتاواى شيعه و سنى بر خلاف صريح اين آيه است.

فقهاى شيعه نوعا مسح روى پا را حتى به اندازه يك انگشت يا نيمه انگشت كافى مى دانند، با اين اختلاف كه آيا اين مسح تا برآمدگى اول است يا تا برآمدگى آخرين.
اما از نظر قرآن «ارجلكم» كه عطف است به مجموع «برؤسكم» نتيجه اش "وامسحوا ارجلَكم" مى باشد، بدين معنى كه كل روى پاها بايد مسح گردد،
و اگر "الى الكعبين" در كار نبود، اين مسح زير و روى پاها را تا بيخ ران شامل بود، ولى "الى الكعبين" تا برآمدگى نخستين هر دو پا را شامل است، زيرا هر پا كلاً داراى پنج يا هفت برآمدگى است كه اينجا حد مسح پا برآمدگى اول است كه تنها روى پا مى باشد، بنابراين مسح نيز در انحصار كل روى پا تا برآمدگى اول است،

به قسمت های قرمز رنگ بالا دقت کنید

با تشکر

shahed1;885657 نوشت:
قبول کن سئوال شما شکل مسئله داشت و من جواب این مسئله را بطور خصوصی به شما دادم . گفتم یا با آب پاکش می کنم یا با قیچی درش می آورم

سوال سوال است
شما هم می توانستید منظورتان را بگوئید نه آنکه سوال بپرسید
ضمناً شما در خصوصی چنین پاسخی به من ندادید ، بلکه گفتید:
فرض کن با آب پاک میکنم یا قیچی میکنم
و من هم به شما پاسخ دادم که داریم درمورد احکام بحث می کنیم و جایی برای
"فرض" نیست ، که دیگر پاسخی ندادید

shahed1;885657 نوشت:
مخصوصاً اینکه دلایل و شواهد آیه نیز به طرف شستن است نه مسح کردن
فعلاً این موضوع در بحث ما نمی گنجد

shahed1;885657 نوشت:
و این به عقل هر کسی می رسد که شستن پا بوی بد آن را از بین می برد یا لااقل کم می کند
اگر به عقل هر کسی میرسد ، پس هر کسی بعد از وضو گرفتن ، پاهایش را میشوید
خب ایرادش کجاست؟

ضمناً شما هنوز به سوال های من در پست 64 پاسخ ندادید:

1 -
اگر نجاستی روی لباس و یا بدن ما بریزد ، وقتی آن را با آب برطرف کنیم پاک خواهد بود
اما تمام کسانی که رعایت بهداشت برایشان مهم است حتما لباس یا بدن خود را با مواد شوینده هم شستشو می کنند
خب حالا باید بگوئیم چون خداوند در چنین مواردی صحبت از مواد شوینده نکرده پس طهارت را ناقص بیان فرموده؟!

2 - بوی بد مساجد (یا هر مکان عمومی دیگر) لزوماً از بوی بد پا نیست بلکه دلایل دیگری هم دارد ، مثلاً بوی بد عرق
خب آیا باید نتیجه بگیریم که پس باید در وضو از سر تا پا را بشوئیم وگرنه وضو ناقص است؟!

shahed1;885647 نوشت:
نیازی به شستن سر تا پا نیست ، شما همان را که پروردگار فرموده بشوی کار تمام است
چطور کار تمام است؟!
بوی بد عرق زیربغل را چطور با وضو از بین می برید؟

رضا ثقلین;885671 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام علیکم

اما خدای سبحان امر به مسح پا کرده نه شستن پا! دلیل آن هم نص آیه شریفه قران کریم است:

آیه وضو:

وَامْسَحُواْ بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ بخشى از سرهايتان و (تمام روى) پاهايتان را تا دو برآمدگى (نخستين) مسح كنيد. 6 مائده

"وامسحوا برؤسكم" مَسَح فعل متعدى است كه طبعا مفعول بى واسطه اش رؤسكم است، بنابراين «باء» در اينجا براى تعديه نيست، بلكه طبعا براى تبعيض است، بدين معنى كه مسح در انحصار بخشى از سر است نه كل آن، تا چه رسد به شستن سراسرى آن، ولى «ارجلَكم» منصوبْ دليل است بر اينكه روى پاها بايد كلاً تا برآمدگى هاى نخستين مسح شود، كه در اينجا كل فتاواى شيعه و سنى بر خلاف صريح اين آيه است.

فقهاى شيعه نوعا مسح روى پا را حتى به اندازه يك انگشت يا نيمه انگشت كافى مى دانند، با اين اختلاف كه آيا اين مسح تا برآمدگى اول است يا تا برآمدگى آخرين.
اما از نظر قرآن «ارجلكم» كه عطف است به مجموع «برؤسكم» نتيجه اش "وامسحوا ارجلَكم" مى باشد، بدين معنى كه كل روى پاها بايد مسح گردد،
و اگر "الى الكعبين" در كار نبود، اين مسح زير و روى پاها را تا بيخ ران شامل بود، ولى "الى الكعبين" تا برآمدگى نخستين هر دو پا را شامل است، زيرا هر پا كلاً داراى پنج يا هفت برآمدگى است كه اينجا حد مسح پا برآمدگى اول است كه تنها روى پا مى باشد، بنابراين مسح نيز در انحصار كل روى پا تا برآمدگى اول است،

به قسمت های قرمز رنگ بالا دقت کنید

با تشکر

سلام

بگذار فرض کنیم منظور مسح کشیدن پاها باشد نه شستن آنها ،بطوری که در آیه وضو آمده است ، خداوند خطاب به همه وضو گیرندگان می فرمایند : صورتهایتان را بشوئید، دستهایتان را تا آرنجها بشوئید. سرهایتان را مسح کنید ، پاهایتان ( نه دو پایتان) را تا دو کعب مسح کنید. در این رشته پیوسته که همه چیز بصورت جمع است چگونه دو کعب یا دو برآمدگی را جا می دهی ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

shahed1;885692 نوشت:
در این رشته پیوسته که همه چیز بصورت جمع است چگونه دو کعب یا دو برآمدگی را جا می دهی ؟

مشخص است:

اولا چون انسان دو پا بیشتر ندارد حتی اگر قرار بر شستن باشد بر فرض محال باید 2 پا را بشوید پس در فرض اینکه شستن باشد باز این اشکال مطرح می شود!

ثانیا شما اگر دقت میکردی این مطلب را نمیگفتی! چرا؟ چون برادر گرامی دست ها هم 2 تا است چرا جمع آمده؟؟؟؟؟؟؟؟!! پس این اشکال به دست ها هم وارد میشود!!

ثالثا این جمع آمدن برای دست ها و پاها حکمتش این است که هر دو از اجزا دست یعنی دو تا دست و هر دو جز پا یعنی دو پا باید مورد عمل باشد(دست ها شسته شود پاها مسح کشیده شود) وانگهی صورت و سر که یکی است پس چرا جمع آمده؟؟ چون در اینجا خطاب اول آیه آمنوا است که جمع مذکر مومنان است و اینجا خطاب جمعی است باید همه اجزا جمع بسته شود از این جمع بسته شدن متوجه میشویم که مقصود این نیست که هر انسان چند سر و چند صورت دارد بلکه مقصود خطاب به کل مومنان است!

رابعا کعبین نص آیه است!! یعنی دو برآمدگی! که مثنی است و چون هر انسان به طور طبیعی 2 پا دارد و هر پا فقط یک کعب واضح است که مقصود دو کعب هر دو پاست!!

با تشکر

reza-d;885673 نوشت:

فعلاً این موضوع در بحث ما نمی گنجد

سلام
اتفاقاً راست کار بحث ما بررسی نظر قرآن است که حق است نه نظر غیر او که نمی توان به حق بودن یا ناحق بودنش اطمینان کرد. اگر تمام پستهای بنده در این تالار را ملاحظه کنید خواهید دید به ندرت از قرآن خارج شده ام . الآن نیز تمام تلاشم را خواهم کرد تا دوباره بحث را به قرآن برگردانم

نقل قول:
اگر به عقل هر کسی میرسد ، پس هر کسی بعد از وضو گرفتن ، پاهایش را میشوید
خب ایرادش کجاست؟
اگرچه نتیجه همان است که پروردگار از وضو اراده فرموده اما تعبد الله نیست چون توجهی به امر خدا نشده . در منظر الهی یک عمل ، هر چقدر هم که صالح باشد ، بدون ایمان ممکن است برای شخص اجری نداشته باشد.

نقل قول:
1 - اگر نجاستی روی لباس و یا بدن ما بریزد ، وقتی آن را با آب برطرف کنیم پاک خواهد بود
اما تمام کسانی که رعایت بهداشت برایشان مهم است حتما لباس یا بدن خود را با مواد شوینده هم شستشو می کنند
خب حالا باید بگوئیم چون خداوند در چنین مواردی صحبت از مواد شوینده نکرده پس طهارت را ناقص بیان فرموده؟!

خداوند فرموده بشوئید ولی نگفته با چه چیزی بشوئید پس شما با هرچه بشوئید حکم خدا را شامل می شود. تصور می کنید در عصر رسول الله صابون وجود نداشته؟!

نقل قول:
2 - بوی بد مساجد (یا هر مکان عمومی دیگر) لزوماً از بوی بد پا نیست بلکه دلایل دیگری هم دارد ، مثلاً بوی بد عرق
خب آیا باید نتیجه بگیریم که پس باید در وضو از سر تا پا را بشوئیم وگرنه وضو ناقص است؟!
نقل قول:

چطور کار تمام است؟!
بوی بد عرق زیربغل را چطور با وضو از بین می برید؟

نماز یک حرکت جمعی است و در یک جمع بعضی کارها را نمی توان انجام داد مثلاً لخت شدن به قصد شستشو. بنابر این تا آن حدی که می توان باید انجام داد مخصوصاً پاها را که بوی بد آنها خدا را از یاد آدم می برد!

رضا ثقلین;885719 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

مشخص است:

اولا چون انسان دو پا بیشتر ندارد حتی اگر قرار بر شستن باشد بر فرض محال باید 2 پا را بشوید پس در فرض اینکه شستن باشد باز این اشکال مطرح می شود!

ثانیا شما اگر دقت میکردی این مطلب را نمیگفتی! چرا؟ چون برادر گرامی دست ها هم 2 تا است چرا جمع آمده؟؟؟؟؟؟؟؟!! پس این اشکال به دست ها هم وارد میشود!!

سلام

من متوجه نشدم لطفاً اندکی بیشتر توضیح دهید

shahed1;885778 نوشت:
اتفاقاً راست کار بحث ما بررسی نظر قرآن است که حق است نه نظر غیر او که نمی توان به حق بودن یا ناحق بودنش اطمینان کرد
سلام
کلاً ید طولایی در مغلطه دارید!
بحث فعلی ما بر این بود که آیا چون پاها در اثر تعریق بوی بد می دهند پس باید خداوند شستن آنها را واجب می نموده؟!
من هم نگفتم قرآن را بررسی نکنیم ، گفتم
"فعلاً" بحث ما بر سر موضوع دیگری است که در بالا اشاره شد

shahed1;885778 نوشت:
خداوند فرموده بشوئید ولی نگفته با چه چیزی بشوئید پس شما با هرچه بشوئید حکم خدا را شامل می شود. تصور می کنید در عصر رسول الله صابون وجود نداشته؟!
یا دقت نمی کنید یا نمی خواهید دقت کنید!
حرف من هم همین است که به آنچه خداوند فرموده برای طهارت عمل می کنیم
حال اگر نیاز باشد موضع مورد نظر را برای تمیزیِ بیشتر به شکلی کاملتر یا حتی با مواد شوینده بشوئیم ، خب میشوئیم
دیگر دلیل نمیشود که بگوئیم خدای حکیم که به پاکیزگی تاکید دارد یقیناً باید می گفت با صابون یا سایر مواد شوینده بشوئید!

من دارم طبق استدلال خودتان با شما گفتگو می کنم
شما میگوئید چون شستشوی پا به نسبت مسح پا ، بیشتر پا را تمیز می کند ، پس قاعدتاً خدایی که به پاکیزگی توجه دارد باید تمیزی بیشتر را واجب می نمود

بنده هم می پرسم آیا شستشوی نجاست را شما با آب و صابون انجام بدهید تمیزتر میشود یا با آب خالی؟
قطعاً اگر از مواد شوینده استفاده بود تمیزی بسیار بیشتری حاصل خواهد شد. پس چرا خداوند نفرموده حتماً با مواد شوینده بشوئید؟!

shahed1;885778 نوشت:
نماز یک حرکت جمعی است و در یک جمع بعضی کارها را نمی توان انجام داد مثلاً لخت شدن به قصد شستشو. بنابر این تا آن حدی که می توان باید انجام داد
نظرتان درمورد شستشوی سر چیست؟ سر را کامل بشوئیم بهتر است و بوی عرقش کمتر میشود یا فقط مسح کنیم؟
بعضی از افراد هم دهانشان بوی بد می دهد. چرا خداوند نفرمود در وضو دهان را هم بشوئید؟
اینها که دیگر نیاز به لخت شدن ندارد

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام علیکم


shahed1;885794 نوشت:
من متوجه نشدم لطفاً اندکی بیشتر توضیح دهید

شما فرمودید:(( در این رشته پیوسته که همه چیز بصورت جمع است چگونه دو کعب یا دو برآمدگی را جا می دهی ؟))

بنده هم در جواب 4 مطلب را گفتم که شما دوتای اول را نقل قول کردید یعنی 2 تای دیگر را متوجه شدید یا کلا متوجه نشدید؟

به هر حال بنده یک توضیح مختصر میدهم مقصود بنده این بود که اگر اشکال شما به خاطر جمع بودن جملات قبل و مثنی بودن کعبین است جوابش این است که اگر فرض را بر شستن هم بگیریم باز همین اشکال به شستن هم وارد میشود نکته دیگر اینکه دستها هم که جمع آمده اما همه میدانیم که انسان 2 دست بیشتر ندارد! پس مقصود از این جمع خطاب به آمنوا است که در اول آیه آمده و جمع بسته شده! و نکاتی دیگر!

حال اگر مقصود شما مطلب دیگری بوده و بنده اشتباه متوجه شدم بفرمایید

Reza-D;885836 نوشت:
سلام
کلاً ید طولایی در مغلطه دارید!
بحث فعلی ما بر این بود که آیا چون پاها در اثر تعریق بوی بد می دهند پس باید خداوند شستن آنها را واجب می نموده؟!
من هم نگفتم قرآن را بررسی نکنیم ، گفتم
"فعلاً" بحث ما بر سر موضوع دیگری است که در بالا اشاره شد

یا دقت نمی کنید یا نمی خواهید دقت کنید!
حرف من هم همین است که به آنچه خداوند فرموده برای طهارت عمل می کنیم
حال اگر نیاز باشد موضع مورد نظر را برای تمیزیِ بیشتر به شکلی کاملتر یا حتی با مواد شوینده بشوئیم ، خب میشوئیم
دیگر دلیل نمیشود که بگوئیم خدای حکیم که به پاکیزگی تاکید دارد یقیناً باید می گفت با صابون یا سایر مواد شوینده بشوئید!

من دارم طبق استدلال خودتان با شما گفتگو می کنم
شما میگوئید چون شستشوی پا به نسبت مسح پا ، بیشتر پا را تمیز می کند ، پس قاعدتاً خدایی که به پاکیزگی توجه دارد باید تمیزی بیشتر را واجب می نمود

بنده هم می پرسم آیا شستشوی نجاست را شما با آب و صابون انجام بدهید تمیزتر میشود یا با آب خالی؟
قطعاً اگر از مواد شوینده استفاده بود تمیزی بسیار بیشتری حاصل خواهد شد. پس چرا خداوند نفرموده حتماً با مواد شوینده بشوئید؟!

نظرتان درمورد شستشوی سر چیست؟ سر را کامل بشوئیم بهتر است و بوی عرقش کمتر میشود یا فقط مسح کنیم؟
بعضی از افراد هم دهانشان بوی بد می دهد. چرا خداوند نفرمود در وضو دهان را هم بشوئید؟
اینها که دیگر نیاز به لخت شدن ندارد

سلام
اگر اجازه دهید بحث را به نقطه شروعش برگردانیم و بعد به سراغ بررسی آیه وضو برویم: در اینجا دو نظریه وجود دارد : یکی می گوید پاها باید شسته شوند و دیگری می گوید باید مسح شوند. ظاهراً هر دو نظریه از مطالعه آیه قرآن بوجود آمده اند ( یعنی دلبخواهی نبوده)، با توجه به اینکه هر نظریه ای شواهد بیشتری تاییدش کنند بطور نسبی مقبول تر است، من قصد داشتم وجود بوی بد پا در مساجدمان را به عنوان شاهدی بر مقبولتر بودن نظریه اول معرفی کنم چون همانگونه که تایید کردید، بوی بد پایی که شسته شود کمتر از پایی است که مسح می شود، فقط همین.
حالا برای جلو گیری از دوباره کاری از شما تقاضا دارم و دعوت می کنم در بحثی که در همین راستا بین من و آقای ثقلین پیش تر شروع شده و دارد آیه قرآن را بررسی می کند مشارکت کنید.

رضا ثقلین;885858 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام علیکم

شما فرمودید:(( در این رشته پیوسته که همه چیز بصورت جمع است چگونه دو کعب یا دو برآمدگی را جا می دهی ؟))

بنده هم در جواب 4 مطلب را گفتم که شما دوتای اول را نقل قول کردید یعنی 2 تای دیگر را متوجه شدید یا کلا متوجه نشدید؟

به هر حال بنده یک توضیح مختصر میدهم مقصود بنده این بود که اگر اشکال شما به خاطر جمع بودن جملات قبل و مثنی بودن کعبین است جوابش این است که اگر فرض را بر شستن هم بگیریم باز همین اشکال به شستن هم وارد میشود نکته دیگر اینکه دستها هم که جمع آمده اما همه میدانیم که انسان 2 دست بیشتر ندارد! پس مقصود از این جمع خطاب به آمنوا است که در اول آیه آمده و جمع بسته شده! و نکاتی دیگر!

حال اگر مقصود شما مطلب دیگری بوده و بنده اشتباه متوجه شدم بفرمایید

سلام

شما منظور بنده را متوجه نشدید ، عرض کردم در اینجا خطاب به همه نمازگزاران و همه صورتها ، دستها، سرها و پاهاست نه دو دست یا دوپای نمازگزاران. اگر اینگونه نبود در مورد دستها نیز می بایست گفته می شد تا دو مرفق بشویید. در اینجا نیز منظور همه پاهاست نه دو پا که توجیه کنیم چون هر پا یک کعب دارد منظورش کعب دو پا بوده. در این سلسله دو پا جا ندارند اما پاها آری . دو دست جا ندارند اما دستها آری.
خداوند فرموده دستهایتان ( یعنی هر دست ) را تا مرفق بشویید و باز بطور مشابه گفته: پاهایتان ( یعنی هر پا) را تا دو کعب بشویید و چون برای دو کعب جهت مشخص کرده هر دو کعب باید در یک راستا باشند و هر پا فقط دو بر آمدگی دارد که در راستای هم قرار می گیرند که در اصطلاح به آنها قوزک گفته می شود.

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام علیکم


shahed1;885877 نوشت:
شما منظور بنده را متوجه نشدید ، عرض کردم در اینجا خطاب به همه نمازگزاران و همه صورتها ، دستها، سرها و پاهاست نه دو دست یا دوپای نمازگزاران. اگر اینگونه نبود در مورد دستها نیز می بایست گفته می شد تا دو مرفق بشویید.

همه صورت ها یعنی چه؟ مگر انسان چند صورت دارد؟؟؟ برادر گرامی صورت دست و سر به خاطر این جمع بسته شده اند که خطاب اول آیه آمنوا است که جمع مذکر است! پس باید خطاب های بعدی جمع باشد! این یک نکته ادبی است!

shahed1;885877 نوشت:
در اینجا نیز منظور همه پاهاست نه دو پا که توجیه کنیم چون هر پا یک کعب دارد منظورش کعب دو پا بوده. در این سلسله دو پا جا ندارند اما پاها آری . دو دست جا ندارند اما دستها آری.

همه پاها به تناسب جمع مومنان است! اینکه بدیهی است هر عاقلی میداند که انسان 2 پا بیشتر ندارد پس دلیلی ندارد که مثلا خدای سبحان بفرماید مومنان هرکدامتان دو دست و دو پایتان را فلان کنید!!! این جمع بستن برای مفهوم کلی است! که مصداقش انسان است که ذاتا و طبیعیتا 2 دست و دو پا دارد!! واقعا اینها مسائلی بدیهی است نباید این قدر رویش مانور داد و بحث کرد!!

shahed1;885877 نوشت:
و باز بطور مشابه گفته: پاهایتان ( یعنی هر پا) را تا دو کعب بشویید

شما با کدام دلیلی ادبی و لغوی در آیه این ارتباط را ایجاد میکنید؟؟ نص آیه برای پا ومسحوا است!! این مسح یک فعل است که با آمدنش بین صورت و دست با سر و پا فاصله انداخته!

وانگهی لفظ کعبین یک نص ادبی و واضح است که مثنی کعب است یعنی 2 کعب!! این را که نمیشود انکار کرد!! اما در مرفق جمع آمده که شده مرافق!! پس چگونه با هم مقایسه اش میکنید؟!!

از طرف دیگر اگر شما این دو را به هم عطف کنید (که نمیشود!) عملا قواعد ادبیات عرب و فصاحت و بلاغت قرآن را زیر سوال برده اید!! حتی بزرگان اهل سنت مثل ابن حزم اندلسی که از علمای مشهور و بزرگ و متعصب اهل سنت است هم اعتراف کرده که حکم قرآن درباره پاها مسح است!! و سپس نقل میکند که جماعتی از بزرگان صحابه مثل امام علی علیه السلام-عبدالله ابن عباس--حسن بصری-شعبی و... معتقدند آیه مسح گفته نه غسل!!!

منبع:http://www.basaaer-rasooleakram.blogfa.com/post/119

رضا ثقلین;885938 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام علیکم


همه صورت ها یعنی چه؟ مگر انسان چند صورت دارد؟؟؟ برادر گرامی صورت دست و سر به خاطر این جمع بسته شده اند که خطاب اول آیه آمنوا است که جمع مذکر است! پس باید خطاب های بعدی جمع باشد! این یک نکته ادبی است!

همه پاها به تناسب جمع مومنان است! اینکه بدیهی است هر عاقلی میداند که انسان 2 پا بیشتر ندارد پس دلیلی ندارد که مثلا خدای سبحان بفرماید مومنان هرکدامتان دو دست و دو پایتان را فلان کنید!!! این جمع بستن برای مفهوم کلی است! که مصداقش انسان است که ذاتا و طبیعیتا 2 دست و دو پا دارد!! واقعا اینها مسائلی بدیهی است نباید این قدر رویش مانور داد و بحث کرد!!

سلام

نمی دانم مطلب من گویا نیست یا شما دقت نمی کنید. بگذار آن را بگونه ای دیگر بیان کنم:

با توجه به اینکه هر دست یک مرفق دارد چرا مانند پاها که فرموده الی الکعبین در مورد دستها نیز نگفته الی المرفقین ؟

shahed1;885875 نوشت:
با توجه به اینکه هر نظریه ای شواهد بیشتری تاییدش کنند بطور نسبی مقبول تر است
سلام
این حالت زمانی است که بین دو نظریه هیچکدام بر دیگری قابل برتری دادن نباشد
و دلایل هیچکدام بر دیگری چیره نگردد

ضمن اینکه حتی اگر فرض کنیم این دو نظریه از نظر دلیل در یک سطح هستند
باز هم شواهد بسیار مهمتری از بوی بد پا برای تایید یکی از این دو نظریه قابل بررسی هستند
مثل سیرهء پیامبر(ص) و اینکه ایشان چطور عمل کرده اند
جایی که آب هست ، تیمم باطل است!

shahed1;885875 نوشت:
من قصد داشتم وجود بوی بد پا در مساجدمان را به عنوان شاهدی بر مقبولتر بودن نظریه اول معرفی کنم چون همانگونه که تایید کردید، بوی بد پایی که شسته شود کمتر از پایی است که مسح می شود ، فقط همین
شما اگر قبل از انجام نماز ، حمام هم بکنید و تمام بدن را به بهترین شکل ممکن شستشو بدهید
باز هم برای خواندن نماز باید ابتدا وضو بگیرید. درست است؟

سوال های بنده هم درمورد نظر شما از این باب بود که بحث احکام
"لزوماً" ارتباطی با بحث نظافت ندارد
گرچه ممکن است حکمی بطور کامل یا ناقص ، بحث نظافت را هم در دل خود داشته باشد

پس بحث احکام مبحثی جدای از نظافت است

Reza-D;886017 نوشت:
سلام
این حالت زمانی است که بین دو نظریه هیچکدام بر دیگری قابل برتری دادن نباشد
و دلایل هیچکدام بر دیگری چیره نگردد

ضمن اینکه حتی اگر فرض کنیم این دو نظریه از نظر دلیل در یک سطح هستند
باز هم شواهد بسیار مهمتری از بوی بد پا برای تایید یکی از این دو نظریه قابل بررسی هستند
مثل سیرهء پیامبر(ص) و اینکه ایشان چطور عمل کرده اند
جایی که آب هست ، تیمم باطل است!


سلام

وقتی سیره ای که به پیامبر نسبت داده شده پادر هواست و هرکس مطابق فرقه خود آن را نقل می کند ( شیعه به یک صورت و سنی بصورتی متفاوت) چگونه می توان آن را شاهد گرفت؟!
وقتی قطعی ترین ، متواتر ترین و محکمترین احکام سنت خلاف قرآن هستند آیا باز می توان به آنها اعتماد کرد؟!

نقل قول:
شما اگر قبل از انجام نماز ، حمام هم بکنید و تمام بدن را به بهترین شکل ممکن شستشو بدهید
باز هم برای خواندن نماز باید ابتدا وضو بگیرید. درست است؟

خیر نیازی نیست.

نقل قول:

سوال های بنده هم درمورد نظر شما از این باب بود که بحث احکام
"لزوماً" ارتباطی با بحث نظافت ندارد
گرچه ممکن است حکمی بطور کامل یا ناقص ، بحث نظافت را هم در دل خود داشته باشد

پس بحث احکام مبحثی جدای از نظافت است

اساس وضو برای نظافت است و خداوند بدینوسیله خواسته پاکیزه باشیم چون خودشان می فرمایند:

مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَٰكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ
خداوند نمی‌خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند؛ بلکه می‌خواهد شما را پاک سازد

در قرآن آمده درخت و گیاه برای خدا سجده می کنند ،و چنانچه وضوء شرط ورود به عبادت باشد درخت چگونه وضوع می گیرد وچکونه سجده می کند؟

shahed1;886032 نوشت:
وقتی سیره ای که به پیامبر نسبت داده شده پادر هواست و هرکس مطابق فرقه خود آن را نقل می کند ( شیعه به یک صورت و سنی بصورتی متفاوت) چگونه می توان آن را شاهد گرفت؟!
به این صورت که اقوال هر دو گروه را بشنویم ، درمورد آنها تحقیق کنیم و بهترین قول را انتخاب کنیم

shahed1;886032 نوشت:
وقتی قطعی ترین ، متواتر ترین و محکمترین احکام سنت خلاف قرآن هستند آیا باز می توان به آنها اعتماد کرد؟!
نام ببرید و اثبات کنید

shahed1;886032 نوشت:
خیر نیازی نیست
دلیلتان بر اینکه در صورت تمیز بودن نیازی به وضو نیست چیست؟

shahed1;886032 نوشت:
اساس وضو برای نظافت است و خداوند بدینوسیله خواسته پاکیزه باشیم چون خودشان می فرمایند:

مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَٰكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ
خداوند نمی‌خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند؛ بلکه می‌خواهد شما را پاک سازد

طهارت و نظافت با هم فرق دارند
شما دچار خلط مبحث شده اید

یک سوال ، شما به نجس بودن کافر اعتقاد دارید یا خیر؟ (در قرآن آمده)
حال اگر مراد صرفاً نظافت است ، پس چرا کافر با شستشو تطهیر نمیشود؟

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


shahed1;886014 نوشت:
با توجه به اینکه هر دست یک مرفق دارد چرا مانند پاها که فرموده الی الکعبین در مورد دستها نیز نگفته الی المرفقین ؟

اصلا بحث این نیست بحث بر سر فعل ومسحوا است که میان دست ها با سر و پا فاصله انداخته! شما با این فعل چه میکنید؟؟؟؟

مقصود شما از این سوال چیست؟ میخواهید چه نتیجه ای بگیرید؟؟

Reza-D;886060 نوشت:
به این صورت که اقوال هر دو گروه را بشنویم ، درمورد آنها تحقیق کنیم و بهترین قول را انتخاب کنیم

سلام

شما بر اساس جه معیاری بهترین قول را تشخیص می دهید؟


نقل قول:
نام ببرید و اثبات کنید

یکی از مهمترین آنها همین نمازهای پنجگانه سنتی است که در این تاپیک و تا پیکهای: «در عصر رسول الله نماز به این شکل نبوده» ، «فلسفه نماز»، «منشأ بت پرستی چیست؟ »و دیگر یادم نیست چه جاههایی مطرح شده ولی کارشناسان محترم یا موضوع را قفل کرده اند یا وارد بحث نشده اند.
یکی دیگر بحث سنگسار است که فعلاً در تاپیک: سنگسار ، مجازاتی قرآنی یا غیر اسلامی ؟ در جریان است و قبلاً در تاپیکی دیگر به اسم :
سنگسار ، مجازاتی قرآنی یا غیر اسلامی (توراتی) ؟؟ جریان داشت که به دلیل نبود کارشناس قفل شد.
دیگری حکم نحریم آبزیان بجز ماهی پولک دار و میگوست ، در این حکم ماهیان دو گونه هستند که یک گونه ماهیان پولک دار و میگو می باشند و گونه دیگر سایر آبزیان را تشکیل می دهند که در اصطلاح فقهی به آنها مسوخ گفته می شود و به حکم فقها ( که از روایتی آن را اخذ کرده اند) همگی حرامند! چرا؟! چون معتقدند آبزیان مسوخ در اصل یهودیانی هستند که خداوند آنها را در دریا مسخ کرده است! مگر آدم می تواند یهودی بخورد ؟!
بعنوان مثالی دیگر می توان به ماههای حرام اشاره کرد که در چندین جای این تالار مطرح شده و هنوز پاسخی نیافته است آیا شما جوابش را می دانی؟

نقل قول:
من تا کنون مواردی از مغایرتهای سنت قطعیه و نقل شده از احادیث و روایات محکم سند و متواتر را نشان داده ام. ماههای حرام یکی از آنهاست که هم شیعه قبولش دارد و هم سنی اما ماههای حرام سنتی با ماههای حرام الهی همخوانی ندارند:
خداوند در موسم حج، چهار ماه به مشرکینی که پیمان شکنی کرده اند و علیه مسلمین شمشر کشیده اند فرصت می دهد تا آزادانه بگردند و کسی کاری با آنها نداشته باشد. بعد می فرمایند همینکه ماههای حرام تمام شدند هرجا آنها را یافتید بکشیدشان مگر اینکه توبه کنند و دست بردارند.( آیات ابتدایی سوره توبه)
سئوال: ماههای حرام سنتی می شوند: رجب، ذیقعده، ذیحجه و محرم
فرمان خداوند علیه مشرکین در ذیحجه صادر شده و تا محرم فقط دو ماه به پایان ماههای حرام باقی مانده درحالیکه خداوند چهار ماه به آنها فرصت داده بود پس اشکال کجاست؟ از قرآن است یا سنت؟ سنتی ها و عترتی ها این اشکال را در قرآن جویا می شوند

نقل قول:
دلیلتان بر اینکه در صورت تمیز بودن نیازی به وضو نیست چیست؟

اول خود آیه است که خداوند می فرمایند با دستور شستن صورت و دستها و پاهها قبل از نماز نمی خواهد ما را به سختی و مشکل بیندازد بلکه می خواهد تا پاکیزه باشسم. دوم می گوید وقتی جُنُب هستید به نماز نایستید مگر اینکه استحمام کنید، یعنی در صورت حمام کردن دیگر نیازی به وضو نیست.
یک مثال :خداوند در کتابش حکم کرده زنان مطلقه قبل از ازدواج مجدد باید مدتی انتظار بکشند یا به اصطلاح عده نگه دارند به نظر شما هدف از این حکم چیست؟ آیا چون یک حکم الهی است تحت هر شرایطی حتی وقتی هدف مهیاست باید این حکم اجرا شود و زن همچنان منتظر بماند؟

نقل قول:
طهارت و نظافت با هم فرق دارند
شما دچار خلط مبحث شده اید

یک سوال ، شما به نجس بودن کافر اعتقاد دارید یا خیر؟ (در قرآن آمده)
حال اگر مراد صرفاً نظافت است ، پس چرا کافر با شستشو تطهیر نمیشود؟

در معنی طهارت گفته شده : هو ما يقابل النجس و القذر، أعمّ من أن يكون في مادّىّ أو معنوىّ – چیزی است که مقابل نجاست و چرک و پلیدی قرار می گیرد خواه مادی باشد یا معنوی.
پلیدی معنوی را نمی توان با آب تطهیر کرد ، شخص هر چقدر هم که وضو بکیرد ، اگر طاهر معنوی نباشد چیزی از قرآن نخواهد فهمید و این یک سنت الهی است اما افراد ظاهر بین گمان می کنند بدون وضو نباید دست به قرآن زد! دلیل آنها این است که خداوند فرموده : لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ و منظورش این بوده که بی وضو دست به قرآن نزنید!

رضا ثقلین;886086 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اصلا بحث این نیست بحث بر سر فعل ومسحوا است که میان دست ها با سر و پا فاصله انداخته! شما با این فعل چه میکنید؟؟؟؟

مقصود شما از این سوال چیست؟ میخواهید چه نتیجه ای بگیرید؟؟

سلام

ما فعلاً می خواهیم بدانیم این کعبین چیست که پاها باید تا آن قسمت شسته شوند یا مسح گردند، بعد برسیم به اینکه آیا باید پا را مسح کنیم یا بشوییم.
در آیه وضو آمده : فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ چرا نگفته فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى المرفقین وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ چرا مرافق را مانند کعبین بصورت مثنی بیان نکرد ؟ مگر هر دست بیش از یک مرفق و هر پا بیش از یک کعب( مورد نظر شما) را دارذ؟ اصلاً چرا همه را بصورت جمع نیاورد مگر در آیه همه اجزاء بصورت جمع نبودند پس چرا این یکی را مستثنی کرد؟

در ایه وضو جمله : وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ یک جمله معترضه است که اگر آن را از متن برداریم خواهیم داشت :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ

به عبارت دیگر اصل و اساس وضو شستن است ودر آن مسح کردن فقط بصورت جمله معترضه آمده. جمله ای که توضیح می دهد با دست خیس ناشی از شستن صورت چکار کنیم.

به این دو آیه که از سوره کهف انتخاب شده اند دقت کنید:

وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا
برای آنان مثالی بزن: آن دو مرد، که برای یکی از آنها دو باغ از انواع انگورها قرار دادیم؛ و گرداگرد آن دو (باغ) را با درختان نخل پوشاندیم؛ و در میانشان زراعت پر برکتی قراردادیم.[18:32]

كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئًا ۚ وَفَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نَهَرًا
هر دو باغ، میوه آورده بود، (میوه‌های فراوان،) و چیزی فروگذار نکرده بود؛ و میان آن دو، نهر بزرگی جاری ساخته بودیم.[18:33]

اصل و اساس این دو آیه بر جعل و ایجاد خداوند قرار گرفته اما جمله : كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئًا ۚ از جنس جعل و ایجاد نیست فقط حالت و وضعیت آن دو باغ را توضیح می دهد. اگر آن را حذف کنیم ، بقیه جمله به شکل زیر در می آید:

وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا ۚ وَفَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نَهَرًا

نمونه دیگر دو آیه زیر است:

فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ
منزّه است خداوند به هنگامی که شام می‌کنید و صبح می‌کنید؛[30:17]

وَلَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُونَ
و حمد و ستایش مخصوص اوست در آسمان و زمین، و به هنگام عصر و هنگامی که ظهر می‌کنید.[30:18]

در المیزان را جع به دو آیه فوق آمده است:

نقل قول:
سوم اینکه : جمله (و له الحمد فى السموات و الارض ) جمله اى است معترضه ، که بین معطوف و معطوف علیه واقع شده دو جمله (و عشیا و حین تظهرون ) هر دو عطفند بر محل (حین تمسون )، نه بر جمله (فى السموات و الارض )، تا در نتیجه صبح و عصر مخصوص تسبیح و سماوات و ارض و ظهر و شب مخصوص حمد شود، بلکه همه این اوقات مخصوص تسبیح ، و همه مکانها مخصوص حمد است .

کاری که مرحوم طباطبایی کرده ؛ جمله معترضه را از آیات حذف کرده و بدون آن جمله به قضیه نگریسته که در نتیجه چشم اندازش این شده: فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ وَحِينَ تُظْهِرُونَ.

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام علیکم

shahed1;886113 نوشت:
ما فعلاً می خواهیم بدانیم این کعبین چیست که پاها باید تا آن قسمت شسته شوند یا مسح گردند، بعد برسیم به اینکه آیا باید پا را مسح کنیم یا بشوییم.
در آیه وضو آمده : فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ چرا نگفته فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى المرفقین وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ چرا مرافق را مانند کعبین بصورت مثنی بیان نکرد ؟ مگر هر دست بیش از یک مرفق و هر پا بیش از یک کعب( مورد نظر شما) را دارذ؟ اصلاً چرا همه را بصورت جمع نیاورد مگر در آیه همه اجزاء بصورت جمع نبودند پس چرا این یکی را مستثنی کرد؟

اصلا کعبین هرچه باشد قوزک-برآمدگی روی پا یا هر چیز دیگر این مطلب برای بعد از اثبات این قضیه است که این کعبین باید شسته شود یا مسح کرده شود!! شما ابتدا ثابت کن این کعبین را که هر چه هست باید بشوییم یا مسح کنیم؟؟؟

ادامه پاسخ را در جواب پست بعدی شما عرض میکنم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


shahed1;886216 نوشت:
در ایه وضو جمله : وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ یک جمله معترضه است که اگر آن را از متن برداریم خواهیم داشت :

این قسمت از آیه هر چه باشد نص صریح قرآن کریم است شما نمیتوانی برای تفسیر کردن این قسمت بسیار مهم که فعل است آن را حذف کنی یا نادیده بگیری و بعد بگویی بله اگر این نباشد ارجلکم به ایدیکم میچسبد و اساس شستن است!!!!

این گونه ندیده بودم کسی آیات قرآن را تفسیر کند!!! با این استدلال میشود بسیاری از آیات قرآن را و دستورات الهی را از اعتبار ساقط کرد!!!

خدای سبحان حتما میدانسته که باید این جمله را کجا قرار دهد!! و در این جا قرار داده بله خدای سبحان میتوانست این ومسحوا بروسکم را آخر بیاورد تا واضح شود که بندگان من باید پایتان را بشویید!! اما این ومسحوا را آورد تا با آوردن این فعل جمله بعد را از غسل جدا کند!! شما نمیتوانی این مطلب را نادیده بگیری و با حذف آن جمله بسیار مهم بگویی بله مقصود این است!!

خوب خدای سبحان اگر میخواست ناتوان نبود که این کار را بکند و لقمه را نپیچاند!!

shahed1;886216 نوشت:
به عبارت دیگر اصل و اساس وضو شستن است ودر آن مسح کردن فقط بصورت جمله معترضه آمده. جمله ای که توضیح می دهد با دست خیس ناشی از شستن صورت چکار کنیم.

واو بعد از بروسکم از منظر ادبیات عرب عطف کرده جمله بعد را به قبل! پس ارجلکم عطف میشود به ومسحوا!! این را تمامی عرب ها و ادبای عرب و حتی بزرگان اهل سنت اعتراف دارند این یک اصل ادبی است انکار آن مانند انکار قواعد ادبیات عرب و زبان عربی قرآنی و غیر قرآنی است حتی سنی ها هم چنین کاری نمیکنند!! تکیه آنها بیشتر بر روی روایات و اجماع است که البته همان هم اشکال دارد و مخالف نظر آنهاست که بماند!

shahed1;886216 نوشت:
اصل و اساس این دو آیه بر جعل و ایجاد خداوند قرار گرفته اما جمله : كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئًا ۚ از جنس جعل و ایجاد نیست فقط حالت و وضعیت آن دو باغ را توضیح می دهد. اگر آن را حذف کنیم ،

شما اگر در این مثالتان که البته اساسا ارتباطی با مطلب ما ندارد توجه میکردید متوجه میشدید که خدای سبحان در انتهای آیه اول فرمود:(( وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا و در میانشان زراعت پر برکتی قراردادیم.[18:32] ))

سپس در آیه بعد فرمود:(( كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئًا هر دو باغ، میوه آورده بود، (میوه‌های فراوان،) و چیزی فروگذار نکرده بود؛))

دقت کنید برادر گرامی خدای سبحان در آیه دوم درواقع نتیجه جعل خود را بیان میکند که خود نوعی جعل است و مرتبط با جعل!! چگونه شما میگویید این از جنس جعل و ایجاد نیست؟؟؟؟؟!!!!

وانگهی خدای سبحان حتما به منظوری این مطلب را آورده و الا نه در قرآن زائد وجود دارد نه اطاله کلام و نه مطلبی آمده که فصاحت و بلاغت قرآن کریم را زیر سوال برد!!

قرآن در اوج فصاحت و بلاغت و ادبیات عرب نازل شده و حروف به حروف آن با دلیل و معنا و تاثیر گذار است چه برسد به کلمات و اسامی و افعال!!

حالا بنده یک مثال برای شما میزنم:

أَنَّ اللَّهَ بَرِىءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُو سوره توبه آیه 3

رسول در این آیه به الله عطف شده درحالی که علامت رسول ضمه است و علامت الله فتحه است در نتیجه معنی برائت الله و رسول از مشرکان است نه اینکه معاذ الله ((خدا از مشرکان و پیامبرش بیزار است!!))

به این میگویند عطف به محل! دقیقا در آیه وضو هم همین اتفاق افتاده ارجلکم عطف شده به ومسحوا!

با تشکر

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


shahed1;886216 نوشت:
کاری که مرحوم طباطبایی کرده ؛ جمله معترضه را از آیات حذف کرده و بدون آن جمله به قضیه نگریسته که در نتیجه چشم اندازش این شده: فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ وَحِينَ تُظْهِرُونَ.

بنا بر استدلال خودتان این سوال را از شما میکنم (که البته شما در جمله آخرتان آن را نیاوردید) کلمه عَشِيًّا به چه عطف شده؟؟ به فرموده علامه به محل حین تمسون!

حالا میشود بفرمایید که:

اولا چرا شما در جمله آخرتان این کلمه را نیاوردید و فقط نوشتید:(( فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ وَحِينَ تُظْهِرُونَ.))؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!عشیا کو برادر گرامی؟؟!!!!

ثانیا چرا عشیا مانند تمسون و تصبحون و تظهرون نیامده؟؟؟؟؟!!! چرا تعشون نفرمود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

ثالثا حمد در آسمان ها و زمین برای خداست خود این مطلب اعم است! همین مکان و زمان در آسمانها و زمین است!! یعنی آن تسبیح ها چه در آسمان و چه در زمین که اوقاتش مشخص شده انجام میشود! یعنی به نوعی این اوقات برای تسبیح زیر مجموعه و بخشی از آسمان ها و زمین هستند!! (که البته این یک بحث مجزاست و ارتباطی با بحث ما ندارد و باید در تاپیک جدا بحث شود)

اما در انتها یک مثال ادبی و عقلی ساده که در زبان فارسی و بلکه در همه زبان های جهان معمول است:

اگر گفته شود: آمدند محمد و علی و رفتند حسن و حسین

میتوان گفت که معنای این جمله و مقصود گوینده این است که محمد و علی و حسین آمدند و حسن رفت؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شما و هر عاقلی دیگر جز این متوجه میشود که حسین هم مثل حسن رفت؟؟؟؟؟!!!

در آیه وضو هم دقیقا همین است!

با تشکر

رضا ثقلین;886263 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام علیکم

اصلا کعبین هرچه باشد قوزک-برآمدگی روی پا یا هر چیز دیگر این مطلب برای بعد از اثبات این قضیه است که این کعبین باید شسته شود یا مسح کرده شود!! شما ابتدا ثابت کن این کعبین را که هر چه هست باید بشوییم یا مسح کنیم؟؟؟

ادامه پاسخ را در جواب پست بعدی شما عرض میکنم

سلام

آقا رضا من خوب یادم هست شما چه کردید تازه اگر هم نبود آنچه کردید ثبت و ضبط است:

رضا ثقلین;885671 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام علیکم

اما خدای سبحان امر به مسح پا کرده نه شستن پا! دلیل آن هم نص آیه شریفه قران کریم است:

آیه وضو:

وَامْسَحُواْ بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ بخشى از سرهايتان و (تمام روى) پاهايتان را تا دو برآمدگى (نخستين) مسح كنيد. 6 مائده

"وامسحوا برؤسكم" مَسَح فعل متعدى است كه طبعا مفعول بى واسطه اش رؤسكم است، بنابراين «باء» در اينجا براى تعديه نيست، بلكه طبعا براى تبعيض است، بدين معنى كه مسح در انحصار بخشى از سر است نه كل آن، تا چه رسد به شستن سراسرى آن، ولى «ارجلَكم» منصوبْ دليل است بر اينكه روى پاها بايد كلاً تا برآمدگى هاى نخستين مسح شود، كه در اينجا كل فتاواى شيعه و سنى بر خلاف صريح اين آيه است.

فقهاى شيعه نوعا مسح روى پا را حتى به اندازه يك انگشت يا نيمه انگشت كافى مى دانند، با اين اختلاف كه آيا اين مسح تا برآمدگى اول است يا تا برآمدگى آخرين.
اما از نظر قرآن «ارجلكم» كه عطف است به مجموع «برؤسكم» نتيجه اش "وامسحوا ارجلَكم" مى باشد، بدين معنى كه كل روى پاها بايد مسح گردد،
و اگر "الى الكعبين" در كار نبود، اين مسح زير و روى پاها را تا بيخ ران شامل بود، ولى "الى الكعبين" تا برآمدگى نخستين هر دو پا را شامل است، زيرا هر پا كلاً داراى پنج يا هفت برآمدگى است كه اينجا حد مسح پا برآمدگى اول است كه تنها روى پا مى باشد، بنابراين مسح نيز در انحصار كل روى پا تا برآمدگى اول است،

به قسمت های قرمز رنگ بالا دقت کنید

با تشکر


تمام توضیحات شما در باره این است که پا تا چه قسمتی باید مسح شود و من قصد داشتم از روش خودتان نشان دهم در اینجا الی الکعبین ، برای اینکه بدانیم پا باید شسته شود یا مسح گردد بسیار رهگشاست . شما نوشتید اگر الی الکعبین در کار نبود این مسح زیر و روی پاها تا بیخ ران را شامل بود و حالا بنده مشابه استدلال شما می گویم اگر ثابت شود منظور از کعبین قوزک پاست نه آنچه شما می گویید لازم می آید زیر و رو و همه قسمتهای پا تا کعبین مسح شود که در این صورت مسجد از بوی تند پا آکنده خواهد شد و دیگر نمی توان آن را تحمل کرد ، تازه اگر رطوبت دست برای این کار کفایت کند!
اگر شما به سئوال بنده درباره اینکه چرا مرافق مانند کعبین بصورت مرفقین نیامده یا اینکه وقتی همه چیز بصورت جمع است ( صورتها، دستها، آرنجها، پاها) چرا باید کعبین هم جمع نباشد ، پاسخ بدهید دیگر مجبور نیستیم بحثی را پپیش گیریم که نتیجه ای نخواهد داشت.
من نظر خودم را درباره اینکه چراباید بجای مسح کردن بشوییم بیان کردم ؛ اولاً به این اصل اشاره نمودم که شستن معضل بوی بد پا را از بین می برد و بیشتر هدف آیه (پاکیزگی و طهارت ) را تأمین می کند و درثانی گفتم اگر به جمله وَامْسَحُواْ بِرُءُوسِكُمْ بصورت یک میان جمله یا جمله معترضه بنگریم خواهیم دید که شستن اصل است نه مسح کشیدن. می گویند اگر جمله معترضه را حذف کنی از خود اثری به جا نمی گذارد، من فقط می خواستم این را به شما نشان دهم و قصد نداشتم آن را ( به دلیل اضافی بودن) از آیه حذف کنم که حالا باید کلی توضیح دهم : چرا زید عمر را زد؟!

رضا ثقلین;886274 نوشت:
خدای سبحان حتما میدانسته که باید این جمله را کجا قرار دهد!! و در این جا قرار داده بله خدای سبحان میتوانست این ومسحوا بروسکم را آخر بیاورد تا واضح شود که بندگان من باید پایتان را بشویید!! اما این ومسحوا را آورد تا با آوردن این فعل جمله بعد را از غسل جدا کند!!

با سلام و احترام

چهار نکته در این بحث باید مورد توجه قرار گیرند :
1
جمله ی معترضه را چگونه تشخیص دهیم ؟ یکی از راه ها می تواند اعراب باشد. همان اعراب نصب ( ارجلکم ) که می شود یک احتمال برای تقویت یک قول.
2
حکمت این جمله ی معترضه چیست ؟ احتمالاتی وجود دارد یکی رعایت ترتیب اعمال در وضو است ( اول صورت دوم دست ها سوم سر و چهارم پا )
3
بررسی اسلوب ها و آهنگ کلام : ( مقایسه کنید .. ) ( البته این شیوه نقصان هایی و اشکالاتی دارد ... )
فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق و ارجلکم الی الکعبین وامسحوا برئوسکم
فاعسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق وامسحوا برئوسکم و ارجلکم الی الکعبین
نکته : حتی در برخی آیات می گویند فواصل آیات به خاطر رعایت آهنگ کلام باعث شده اسلوب بیان قرآن تغییر کند... و مثل نثر عادی نباشد...
4
توجه به اعراب نازل شده از سوی خدا :
برخی قرائت ها نصب است و برخی قرائت ها کسر
و هر دو قرائت قوت دارند و مشهور.
لکن کسی که تحریف قرآن را قبول ندارد به این معنا که فقط همین قران با همین قرائت را پذیرفته نمی تواند به قرائت مشهور کسر احتجاج کند و بخواند : وامسحوا برئوسکم و ارجلِکم ( کسر ) الی الکعبین.

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


shahed1;886299 نوشت:
تمام توضیحات شما در باره این است که پا تا چه قسمتی باید مسح شود

بنده در آن ارسال اساس را بر این گذاشتم که شما احتمالا مسح پا را قبول دارید و درباره حد آن بحث کردم(هرچند که در ترجمه آیه و توضیحات مسح سر تقریبا مطالبی درباره اثبات اصل مسح بر روی پا بیان شد) و بعد که دیدم شما اساسا مسح پا را منکر شدید سعی کردم ابتدا بحث مسح پا را ثابت کنم تا بعد به حد آن بپردازم

وانگهی حد مسح پا (اگر شما اساسا مسح را بپذیرید) مربوط به طول و عرض این مسح است یعنی بیشتر بر سر این مطلب است که آیا مثلاعرض یک انگشت کافی است؟ یا باید حداقل دو انگشت باشد یا اساسا باید کل روی پا باشد؟ برادر گرامی این بحث ها هر کدام مجزاست و بنده بر سر همه آنها بحث خواهم کرد ان شاء الله اما فعلا به ترتیب اول از اثبات اصل مسح پا بحث میکنم

shahed1;886299 نوشت:
اگر ثابت شود منظور از کعبین قوزک پاست نه آنچه شما می گویید لازم می آید زیر و رو و همه قسمتهای پا تا کعبین مسح شود

بنده این بحث را در یک تاپیک مفصل و مجزا بحث کردم که در امضا بنده هم وجود دارد:(( وجوب مسح کل روی پا، و نه قسمتی از آن؛ از منظر قرآن کریم))

اگر به این تاپیک مراجعه کنید پاسخ خود را دریافت خواهید کرد (که توصیه میکنم حتما این تاپیک را که 5 صفحه است با دقت و کامل بخوانید آن وقت اگر باز سوالی باقی ماند بفرمایید) اما یک توضیح:

در ترجمه کعبین مترجمین و اهل لغت هم بر آمدگی روی پا را گفته اند مانند آیت اله مکارم- آیت الله صادقی تهرانی- استاد فولادوند- استاد انصاریان- آیت الله الهی قمشه ای و ... پس از منظر این آقایان کعب برآمدگی پاست(حالا چه روی آن و چه با تعابیر دیگر) اما غوزک ذکر نکرده اند!(البته آیت الله مکارم مفصل هم گفته اند)

نام دیگر مترجمان در سایت قرآن آنلاین وجود دارد:
http://www.ghorany.com/quran.htm

هم محلّ مفصل يعني محلّ اتصال پا به ساق. (بنگريد: راغب اصفهاني: مفردات الفاظ القرآن، انتشارات دار العلم بيروت، چاپ اوّل، ص712) (به نقل از جناب هادی 99 در همان تاپیکی که معرفی کردم)

حال اگر فرض را بگیریم که هر کدام یا اصلا هر 2 درست باشد آیا نتیجه این میشود که باید کف پا را هم مسح کرد؟؟

این پاسخ گفته میشود که آیا قوزک پای شما در کف پای شماست یا روی پای شما؟؟ اگر معنای ادبی و لغوی دیگری برای کعب میدانید(غیر از این دو که در بالا مطرح کردم) بفرمایید شما اگر معنا را دریابید دیگر شبهه ای نمی ماند و آن وقت کعب را با مرفق مقایسه نمیکنید!

وقتی که از یک انسان طبیعی و عاقل سوال شود قوزک پایت را به قول راغب اصفهانی محلّ مفصل يعني محلّ اتصال پا به ساق را نشان بده آیا به روی پایش اشاره میکند یا کف پایش؟؟؟؟

برادر گرامی این یک مطلب بدیهی و عقلی است! وانگهی سنت قطعیه که خود قرآن دستور به اطاعت و اخذ آن را در آیات متعدد مانند (7 سوره حشر-31 و 32 آل عمران-46 انفال و...) داده تواتر دارند(سنی و شیعی هرچند که سنی ها منکرند که پایشان را مسح کنند) که مسح پا باید روی پا باشد شما که نمیتوانید این مطلب را انکار کنید!


بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


shahed1;886299 نوشت:
در این صورت مسجد از بوی تند پا آکنده خواهد شد و دیگر نمی توان آن را تحمل کرد ، تازه اگر رطوبت دست برای این کار کفایت کند!

shahed1;886299 نوشت:
اولاً به این اصل اشاره نمودم که شستن معضل بوی بد پا را از بین می برد و بیشتر هدف آیه (پاکیزگی و طهارت ) را تأمین می کند

این استدلال شما یکی از متداول ترین استدلال های اهل سنت است نمیدانم آیا شما سنی هستید یا خیر اما به هر حال این شبهه 3 پاسخ دارد:

اول اینکه اگر از قرآن و سنت اثبات شود که مراد خدای سبحان مسح پاست به هیچ دلیلی نمیتوان به عنوان یک مسلمان این مطلب قرآنی و روایی را رد کرد و عملا به خدای سبحان اشکال وارد کرد جالب است آیت الله صادقی تهرانی(ره) در رساله توضیح المسائل خودشان در پاورقی صفحه 75 و 76 خاطره ای نقل کردند که(با اختصار نقل میکنم):(( در مکه مکرمه وضو میگرفتم که یک سنی به من گفت چرا پایت را نمیشویی؟ گفتم خدا ما را به مسح امر کرده گفت آیا شستن نظیف تر نیست؟؟ گفتم ولیکن خدا داناتر است! که در اینجا این سنی ساکت شد و شتابان رفت))

حالا مطلب همین جاست اگر خدا میگوید مسح کن من بگویم نه خدا! من میشویم که تمیز تر است!!! این چه تسلیم و مسلمانی است؟؟؟؟؟!!!

دوم به قول جناب reza d خوب فرض را بر این بگذاریم که بشوییم بهتر است خوب این سوال مطرح میشود چرا سرمان را نشوییم؟؟؟؟؟؟ چرا دهانمان را مسواک نکنیم؟؟؟؟؟(یعنی واجب باشد برای هر نماز) چرا اصلا حمام نرویم؟؟ اصلا برای هر نماز حمام برویم!! چطور است؟؟ آیا تمیز تر نیست؟؟؟؟!! با این شکل باید کل زندگی را تعطیل کرد و روزی حداقل 3 بار حمام رفت!!!!! این عسری است که زندگی مسلمین را نابود و حتی باعث امراض جسمی و روحی برای آنها میشود!!! واقعا آیا خود اهل سنت میتوانند چنین کنند؟؟؟!!

وانگهی آیا واقعا فقط با شستن با آب آن هم فقط از مچ تا سر انگشتان بوی پا برطرف میشود؟؟؟؟؟؟؟!! آیا صابون و مایع شستشو نمیخواهد؟؟؟ جوراب چه؟؟؟ آن شستشو نمیخواهد؟؟؟؟!! اصلا شاید کسی تازه حمام بوده یا اصلا پایش بو نمیدهد مثلا فقط در خانه بده و بیرون نرفته و به تبع آن پایش بو نمیدهد یا اصلا نمیخوهاد مسجد برود و نماز بخواند میخواهد فرادا نماز بخواند! آیا باز هم باید پایش را بشوید؟؟؟

قضاوت با وجدان و عقلتان!

سوم در شیعه 2 مطلب درباره وضو و پا وجود دارد که شاید بعضا کمتر دقت شده یا اصلا نشده! که:

اولا برای مسح پا و سر یا شستن دست و صورت باید هیچ مانعی اعم از نجس و پاک برای رسیدن آب به پوست وجود نداشته باشد! پس اگر اعضای وضو نجس شده باید نجاست برطرف شود یا اگر مانعی هست باید برطرف شود! که خود این با شرایطش که در فقه شیعه وجود دارد نوعی تمیزی می آورد!

ثانیا روایتی است عجیب و جالب که گمان میکنم بسیاری از شیعیان آن را نشنیده اند و به تبع آن هم به آن عمل نمیکنند! و روایت این است که:

رسول الله فرمودند:(( جبرئیل از جانب پروردگارم به من فرمان داد که پاهایم را بعد از وضو بشویم)) سنن النبی علامه طباطبایی(ره) ترجمه حامد رحمت کاشانی انتشارات پیام عدالت صفحه 139

فکر میکنم روایت هیچ توضیحی نمیخواهد!! فقط اینکه عمل به همین روایت که سنت نبوی است میتواند تمام مشکل را حل کند!

باتشکر

رضا ثقلین;886365 نوشت:


ثانیا روایتی است عجیب و جالب که گمان میکنم بسیاری از شیعیان آن را نشنیده اند و به تبع آن هم به آن عمل نمیکنند! و روایت این است که:

رسول الله فرمودند:(( جبرئیل از جانب پروردگارم به من فرمان داد که پاهایم را بعد از وضو بشویم)) سنن النبی علامه طباطبایی(ره) ترجمه حامد رحمت کاشانی انتشارات پیام عدالت صفحه 139

فکر میکنم روایت هیچ توضیحی نمیخواهد!! فقط اینکه عمل به همین روایت که سنت نبوی است میتواند تمام مشکل را حل کند!

باتشکر

سلام

در هر صورت من نظرم را بیان کردم شما نیز همینطور نه شما اصراری دارید که بنده نظرتان را بپذیرم و نه من. بگذار مطلب من و شما در اینجا به یادگار بماند. همینکه در این بحث شرکت کردید نشانه صداقت و بی تفاوت نبودن شما نسبت به عقیده تان است. با این امید که پروردگار عقاید همه ما را راست و درست گرداند و این میسر نمی شود جز اقامه صلاتی که خداوند امر کرده و نیز درخواستی که از او داریم.

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام علیکم


shahed1;886386 نوشت:
در هر صورت من نظرم را بیان کردم شما نیز همینطور نه شما اصراری دارید که بنده نظرتان را بپذیرم و نه من. بگذار مطلب من و شما در اینجا به یادگار بماند. همینکه در این بحث شرکت کردید نشانه صداقت و بی تفاوت نبودن شما نسبت به عقیده تان است. با این امید که پروردگار عقاید همه ما را راست و درست گرداند و این میسر نمی شود جز اقامه صلاتی که خداوند امر کرده و نیز درخواستی که از او داریم.

ابتدا از شما تشکر میکنم و اینکه به گمانم شما باید از اهل سنت باشید که امیدوارم خدا بنده و شما را به راه قرآن کریم هدایت کند ان شاء الله!

بله بنده اصراری بر قبول این مطلب ندارم بلکه ادله کتاب و سنت را در حد خودم بیان کردم و اینکه بهتر است ما نظرمان را موافق با قرآن و سنت کنیم نه قرآن و سنت را موافق و تطبیق و تفسیر به رای خودمان!!

شما به ادله بنده و مطالبی که نگاشتم پاسخی ندادید!

برادر گرامی بهتر بود به جای عدم پاسخ به ادله بنده و به نوعی ترک گفتگو و عقب نشینی برهان و دلیل خود را بیان میکردید که قرآن کریم میفرماید:(( قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین))

یا اینکه اگر قول و ادله ای که بنده از کتاب و سنت نقل کردم صحیح و حق بود بدون هیچ مشکلی میپذیرفتید و تسلیم حق میشدید! این سیره و روش قرآن کریم و سنت قطعیه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است! تسلیم حق بودن اصل مسلمانی است!

اما درباره جمله آخرتان حدیثی به خاطرم آمد که برایتان نقل میکنم:


رفاعه بن رافع صحابى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از پیامبر نقل مى کند که آن حضرت فرمود: «لا یَتمُّ صَلاهُ اَحدِکُمْ حَتّى یُسْبِغ الوُضوءَ کَما اَمَرَهُ اللّهُ فَیَغْسِل وَجهَهُ وَیَدَیْه اِلى الْمِرْفَقَین وَ یَمْسَح بِراْسِهِ وَ رِجْلَیْهِ اِلى الْکَعْبَین».(11)
(نماز هیچ یک از شما پذیرفته نمى شود تا به نحو کامل وضوبگیرد، صورت و دست ها را بشوید و سر و پاها را تا دو برآمادگى مسح کند).


(11). مستدرک حاکم، ج 1، ص 241.

منبع: http://makarem.ir/main.aspx?lid=0&mid=249575&typeinfo=23&catid=23940

با تشکر

هدف از مباحثه در این انجمن کسب اطلاعات بیشتر است. اما متاسفانه عده ای مباحثه در انجمن را به منزله یک مسابقه می بینند که باید هر طور شده در آن برنده باشند حتی اگر مطمن باشند که نظر و سخن و عقیده ای که دارند اشتباه است.

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام

و طاها;886309 نوشت:
با سلام و احترام

ابتدا عذر خواهی میکنم بابت تاخیر در پاسخ گویی

اگر حکمت ترتیب باشد باید ابتدا سر سپس صورت سپس دست و سپس پا می بود!! یا اینکه اول صورت دوم سر سوم دست سپس پا!!

از نظر ادبیات عرب و حتی خود یک عرب حتی یک فارس زبان آمدن مسئله بسیار ساده است!

برای جناب شاهد هم گفتم مثلا:

اگر گفته شود: آمدند محمد و علی و رفتند حسن و حسین

میتوان گفت که معنای این جمله و مقصود گوینده این است که محمد و علی و حسین آمدند و حسن رفت؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شما و هر عاقلی دیگر جز این متوجه میشود که حسین هم مثل حسن رفت؟؟؟؟؟!!!

در آیه وضو هم دقیقا همین است!

از نظر اعراب هم همین مطلب(آیه وضو) به صورت مشابه در قرآن کریم وجود دارد:

أَنَّ اللَّهَ بَرِىءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُو سوره توبه آیه 3

رسول در این آیه به الله عطف شده درحالی که علامت رسول ضمه است و علامت الله فتحه است در نتیجه معنی برائت الله و رسول از مشرکان است نه اینکه معاذ الله ((خدا از مشرکان و پیامبرش بیزار است!!))

به این میگویند عطف به محل! دقیقا در آیه وضو هم همین اتفاق افتاده ارجلکم عطف شده به ومسحوا!


و طاها;886309 نوشت:
توجه به اعراب نازل شده از سوی خدا :
برخی قرائت ها نصب است و برخی قرائت ها کسر
و هر دو قرائت قوت دارند و مشهور.
لکن کسی که تحریف قرآن را قبول ندارد به این معنا که فقط همین قران با همین قرائت را پذیرفته نمی تواند به قرائت مشهور کسر احتجاج کند و بخواند : وامسحوا برئوسکم و ارجلِکم ( کسر ) الی الکعبین.


هر چند که بحث بر سر قرائات مجالی دیگر میطلبد اما مطلبی جالب از یکی از بزرگان علمی اهل سنت نقل میکنم توجه بفرمایید:

منبع:http://www.basaaer-rasooleakram.blogfa.com/post/119

مسله 200 انتهای خط دوم و خط سوم را دقت بفرمایید ابن حزم میگوید چه کسره باشد چه فتحه فرقی نمیکند حکم همان مسح میشود!!

و سپس نقل میکند که جماعتی از بزرگان صحابه و تابعین مثل امام علی علیه السلام-عبدالله ابن عباس--حسن بصری-شعبی و... معتقدند آیه مسح گفته نه غسل!!!

با تشکر

رضا ثقلین;886873 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام

ابتدا عذر خواهی میکنم بابت تاخیر در پاسخ گویی

اگر حکمت ترتیب باشد باید ابتدا سر سپس صورت سپس دست و سپس پا می بود!! یا اینکه اول صورت دوم سر سوم دست سپس پا!!

با تشکر[/]

با سلام و احترام

چرا مغلطه میکنید

ما نگفتیم شما ترتیب وضو را مشخص کنید و برای خدا باید و نباید تعریف کنید...
گفتیم خدا ترتیب را این طور بیان کرده است :
صورت ...دست ... سر .... پا

و دقیقا وضوی شیعه و اهل سنت به ترتیب آیه است :

صورت ... دست ... سر ... پا

نه انچه شما از خودتان ساخته اید

باتشکر

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


و طاها;886894 نوشت:
چرا مغلطه میکنید

ما نگفتیم شما ترتیب وضو را مشخص کنید و برای خدا باید و نباید تعریف کنید.

اولا توصیه میکنم با متانت بیشتری صحبت کنید

ثانیا بنده برای خدا باید و نباید تعریف نکردم شما مطلبی فرمودید که:(( حکمت این جمله ی معترضه چیست ؟ احتمالاتی وجود دارد یکی رعایت ترتیب اعمال در وضو است ( اول صورت دوم دست ها سوم سر و چهارم پا )
3
بررسی اسلوب ها و آهنگ کلام : ( مقایسه کنید .. ) ( البته این شیوه نقصان هایی و اشکالاتی دارد ... )
فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق و ارجلکم الی الکعبین وامسحوا برئوسکم
فاعسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق وامسحوا برئوسکم و ارجلکم الی الکعبین ))

این مطلب بنده در تکمله و بحث بر محور مطلب شما بود که عرض کردم اگر قرار بر ترتیب جسمی بخواهد باشد خدای سبحان باید ابتدا از سر شروع کند نه از صورت و ...

پس وقتی این کار را نکرده این اشکال که برخی از اهل سنت مطرح میکنند که نوع ترتیب و وصل پا با فتحه به ایدیکم و وجوهکم پس نتیجه شستن پا میشود از اساس باطل است!!

این نه تکلیف و باید و نباید برای خدای سبحان مشخص کردن است نه مغلطه! پاسخی در رد این شبهه و سوال است!

با تشکر


مساجد خاموشند ای چراغها کجایید؟


نور خداوند در مثل به چراغدانی می ماند که در آن چراغی است افروخته از روغن زیتون در حبابی شیشه ای که همچون ستاره ای فروزان می درخشد. چراغدانی که در آن چراغ می ایستد با حبابی که نورش را پخش می کند و روغنی که آن را می افروزد تا روشنگر محفلی باشد که در آن کسی به نماز ایستاده تا به نور قرآن ، در بامدادان و شامگاهان ، روشنگر راه مردمانی باشد که در آنجا حضور دارند. نوری (که از روغن شجره مبارکه زیتون حاصل می شود) بر نوری دیگر( که از کتاب مبارک قرآن طلعلع می کند) ، چه مثال زیبا و در خور تأملی!
خداوند این مثال را برای کسانی می زند که از آباء اولین خود آموخته اند ؛ مسجد مکانی است برای انجام حرکاتی هماهنگ و بیان الفاظی کوتاه و تکراری که باید روزی سه یا پنج مرتبه به آنجا رجوع کنند و این کارها را انجام دهند. از گذشته های بسیار بسیار دور و به مرور تا امروز مردم اینگونه تصور می کنند که آباء اولین را خداوند امر کرده که چنین کنند در حالی که این امر اهریمن است ولی متأسفانه اکثر مردمان این را نمی دانند!
محال است حکم نمازهای پنجگانه از طرف خداوند باشد چرا که این نمازها وضع شده اند تا راه دین را ببندند ، امکان ندارد خداوند خودش راه دینش را ببندد بلکه این اهریمن است که عهد کرده چنین کند.
موضوع قفل شده است