جمع بندی نبرد قادسیه ؛ خوب یا بد؟

تب‌های اولیه

99 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

dahim-darni;950127 نوشت:
[="Tahoma"][="3"]

با این حساب یک چیزی هم بدهکار شدیم که Lol

از عهده من خارج است که به شما بفهمانم اموال مردم در هر کجا متعلق به خودشان است ، در نتیجه شما را در این عقیده تان تنها می گذارم .. عقیده ای که به نظر من حتی قابل احترام هم نیست .[/][/]

من که مستندات شرعی را برایتان گذاشتم
اگر با آنها مشکل دارید چرا موضوع را شخصی میکنید؟!

صحبتهای من و شما یک بحث عقلی نیست بلکه یک طرف آن شریعت و مشروعیت اعمال یا حاکمان است...
موضوعی که شما میخواستید به ناحق به امام بچسبانید ...
لذا استفاده آنها از غنایم حلال بوده و ربطی به مشروعیت حاکمان آن دوران ندارد...

[="Arial Black"][="Blue"][="3"]سلام

dahim-darni;950044 نوشت:
[=Tahoma][=&quot]آیا امام حق تصرف در اموالی که به نظرش مشروع نیست را دارد یا نه [/] [/]

عدم مشروعیت به دلیل عدم اذن امام است؛ نه به این دلیل که مال بدست آمده ذاتا حرام است. پس در مورد امام و کسی که امام به او اذن تصرف بدهد، مال حلال خواهد بود.
مانند زمانی که مثلا بنده به شما بگویم: حق نداری با پولی که من در اختیارت گذاشتم، معامله کنی. در عین حال شما با پول من معامله کرده و جنسی را بخرید. در این فرض اگر من در مقداری از آن جنس خریداری شده تصرف کنم، آیا کار حرامی انجام داده ام؟ مسلما نه! چرا که تمام آن جنس متعلق به من است و به میزانی که استفاده می کنم، رضایت و اذن هم هست و تصرف صحیح است. هر چند شما با این معامله بدون اذن، مرتکب تصرف نامشروع شدید.
البته این یک مثال است و ممکن است در مواردی تطبیق کامل نداشته باشد ولی ان شا الله راهگشا باشد.

dahim-darni;950044 نوشت:
[=Tahoma][=&quot]گمان نمی کنم در هیچ دوره ای حضرت علی از دستگاه خلافت عمر و فتوحاتش کناره گرفته باشد [/] [/]

حداقل چندین بار بنده عرض کردم، منظور از کناره گیری حضرت، زمان عثمان است عثمان!!!
بنابراین روایت را حمل بر این زمان کردیم نه زمان عمر...

dahim-darni;950044 نوشت:
ثالثا یکی دو هزار درهمی که می فرمائید معادل چهار صد و پنجاه الی نهصد گرم طلای خالص است که می توانسته کفاف زندگی آنها را بدهد !

ظاهرا مقیاس شما خیلی رویایی است و هیچ بی نیازی در آن زمان نبوده!!!
دوست عزیز درهم شرعی(درهم مورد استفاده در آن زمان) معادل حدودا دو و نیم گرم نقره بوده که هر گرم نقره تقریبا دو هزار تومان است. بنابراین قیمتی حدودا 5000 تومان خواهد داشت. بنابراین کل سال حدودا ده میلیون تومان میشده است.

[/][/][/]

[=Tahoma]با سلام

عامل;950144 نوشت:
عدم مشروعیت به دلیل عدم اذن امام است؛ نه به این دلیل که مال بدست آمده ذاتا حرام است. پس در مورد امام و کسی که امام به او اذن تصرف بدهد، مال حلال خواهد بود.
مانند زمانی که مثلا بنده به شما بگویم: حق نداری با پولی که من در اختیارت گذاشتم، معامله کنی. در عین حال شما با پول من معامله کرده و جنسی را بخرید. در این فرض اگر من در مقداری از آن جنس خریداری شده تصرف کنم، آیا کار حرامی انجام داده ام؟ مسلما نه! چرا که تمام آن جنس متعلق به من است و به میزانی که استفاده می کنم، رضایت و اذن هم هست و تصرف صحیح است. هر چند شما با این معامله بدون اذن، مرتکب تصرف نامشروع شدید.
البته این یک مثال است و ممکن است در مواردی تطبیق کامل نداشته باشد ولی ان شا الله راهگشا باشد.

نمی دانم چرا شما اینطور فرض کرده اید که اموال و پول های حکومت ایران و روم حق مسلم و قطعی پیامبر و امام بوده است ؟!

در مثالی که زدید به بنده می گویید : با پول من(عامل) معامله نکن .. اما این مثال شما مثلا برای زمین های فدک که به هر حال ( با هر روشی ) جز مال پیامبر شده بود صادق است ، اما برای بحث ما خیر ! پیامبر که خزائن ایران و روم را برای خلیفه پس از خود به جا نگذاشته بود ! پیامبر حقی در اموال امپراطوری ایران و روم نداشت که حالا بگوئیم آن حق به عمر رسیده و باید به مثلا علی می رسید .. لطفا دقت کنید !

مثال درست تر این است که من بروم یک جنگ و جهادی راه بیندازم و یک مبالغی پول از آن راه به دست بیاورم و بعد سهم خوبی هم از آن پول ها به شما(عامل) بدهم !!

خب اگر شما(عامل) من(دارنی) را مشروع ندانید ، جنگ و جهاد من را هم مشروع نمی دانید ، قاعدتا باید پولش را هم مشروع ندانید ! اما شما سهم خوبی از این پول ها گرفته اید ! صدر و ذیلش خلاصه با هم نمی خواند ، متناقض است !

نقل قول:
ظاهرا مقیاس شما خیلی رویایی است و هیچ بی نیازی در آن زمان نبوده!!!
دوست عزیز درهم شرعی(درهم مورد استفاده در آن زمان) معادل حدودا دو و نیم گرم نقره بوده که هر گرم نقره تقریبا دو هزار تومان است. بنابراین قیمتی حدودا 5000 تومان خواهد داشت.
بنابراین کل سال حدودا ده میلیون تومان میشده است.[=&amp][/]

اول فرض می گیریم که این حساب و کتاب شما درست باشد .. می دانید همین امروز چند میلیون نفر همین درآمد سالیانه ده میلیون تومان را هم ندارند ؟!! آنوقت - به حساب شما - آن اعراب آنقدر از پول حکومت ایران گیرشان آمده که کمترین مبلغی که سالیانه به هر فرد پرداخت می شده آرزوی خیلی ها در همین الان ماست !! دیگر - به حساب خودتان - محاسبه کنید ببینید چه از این مملکت به تاراج رفته !!
تازه جالب اینجاست به همین مقدار هم راضی نبوده اند Lol

و اما حضرتعالی باید بدانید و میدانید که ارزش نقره در آن دوران بسیار بالاتر از امروز بوده است و هر6.8 گرم نقره معادل یک گرم طلا ارزش داشته است ، و چون هر درهم معادل 2.5 گرم نقره است ، هر درهم معادل سی و پنج صدم گرم طلا است ( هر درهم = 0.35 گرم طلا ) .. به این ترتیب کمترین مستمری که از اموال ایرانیان به اعراب پرداخت می شده بین 350 تا 700 گرم طلا در سال بوده است ! حال می توانید محاسبه کنید که کمترین مبلغ پرداختی به اعراب چقدربوده است ..

[ و البته بنده نیز عدد 450 تا 900 را اشتباه کردم ، چون بر اساس اینکه هر یک دینار معادل ده درهم است عدد به دست آمده را تقریبی و بدون محاسبه نوشتم . ]

جالب خواهد بود اگر سهم حضرت علی از یک فقره غنیمت جنگی که فرشی از طلا بوده را حساب کنیم ! به نقل طبری از فروش سهم حضرت علی بیست هزار درهم حاصل می شود که معادل هفت کیلو و 350 گرم طلا است !! و یا مقرری حضرت علی و امام حسن و امام حسین از بیت المال عمر بن خطاب سالیانه حدود 18000 درهم بوده است که باز معادل شش کیلو و سیصد گرم طلا بوده است .. در یک خبر دیگر عمر بن خطاب به امام حسن و امام حسین جمعا بیست هزار درهم اعطا می کند که این هم مجدد همان رقم 7.3 کیلو طلا است .. اگر ارقام همین سه گزارش تاریخی ( که مستندات آن قبلا ارائه شد ) را جمع بزنیم به عدد 21 کیلو طلا می رسیم که فقط برای یک سال بوده است !!![/]

ر ارقام همین سه گزارش تاریخی ( که مستندات آن قبلا ارائه شد ) را جمع بزنیم به عدد 21 کیلو طلا می رسیم که فقط برای یک سال بوده است !!!

ارزش برابری طلا در برابر کالاهای مورد مصرف ، در طول تاریخ چگونه بوده است؟

abbas_hamedi;950208 نوشت:
ر ارقام همین سه گزارش تاریخی ( که مستندات آن قبلا ارائه شد ) را جمع بزنیم به عدد 21 کیلو طلا می رسیم که فقط برای یک سال بوده است !!!

ارزش برابری طلا در برابر کالاهای مورد مصرف ، در طول تاریخ چگونه بوده است؟

با سلام
آن طور که به یاد دارم
نسبت ارزشی درهم و دینار 1 به 5 تا 1 به ده بوده است...
و با هر 5 درهم ( یا شاید 5 دینار ، درست به خاطر ندارم ) میتوانستند یک گوسفند بخرند...
پس با دو هزار درهم میتوانستند 400 گوسفند بخرند
حالا قیمت هر گوسفند در زمانه خودمان را حساب کنید...

البته میتوانید یه جور دیگر هم محاسبه کنید...
در روایات ما دیه یک انسان صد شتر است
و در روایات معادل دینار و درهمش نیز آمده است...
از طرفی ببینید الان دیه انسان چند میلیون است...
با این محاسبات میتوانید ارزش کالایی را به دست آورید
ظاهرا دیه انسان
هزار دینار
یا
ده هزار درهم
یا
صد شتر است
اینها معادل هم هستند...
دیه امسال 210 میلیون اعلام شده در ماه غیر حرام که معادل صد شتر یا همان ده هزار درهم آن زمان بوده است..

با این حساب دو هزار درهم میشود یک پنجم 210 میلیون
یعنی
42 میلیون

و طاها;950211 نوشت:
با سلام
آن طور که به یاد دارم
نسبت ارزشی درهم و دینار 1 به 5 تا 1 به ده بوده است...
و با هر 5 درهم ( یا شاید 5 دینار ، درست به خاطر ندارم ) میتوانستند یک گوسفند بخرند...
پس با دو هزار درهم میتوانستند 400 گوسفند بخرند
حالا قیمت هر گوسفند در زمانه خودمان را حساب کنید...

البته میتوانید یه جور دیگر هم محاسبه کنید...
در روایات ما دیه یک انسان صد شتر است
و در روایات معادل دینار و درهمش نیز آمده است...
از طرفی ببینید الان دیه انسان چند میلیون است...
با این محاسبات میتوانید ارزش کالایی را به دست آورید
ظاهرا دیه انسان
هزار دینار
یا
ده هزار درهم
یا
صد شتر است
اینها معادل هم هستند...
دیه امسال 210 میلیون اعلام شده در ماه غیر حرام که معادل صد شتر یا همان ده هزار درهم آن زمان بوده است..

با این حساب دو هزار درهم میشود یک پنجم 210 میلیون
یعنی
42 میلیون

البته محاسبه صحیح ارزش برابری طلا در مقابل میانگین ارزش چندین کالای مصرف عمومی است و نه یک کالا (گوسفند یا شتر)

و این ارزش در طول تاریخ از صدر اسلام تا کنون متغیر بوده است.

[="Book Antiqua"][="Navy"][="3"]سلام

dahim-darni;950154 نوشت:
[=&quot]نمی دانم چرا شما اینطور فرض کرده اید که اموال و پول های حکومت ایران و روم حق مسلم و قطعی پیامبر و امام بوده است؟![/]

اگر فراموش نکرده باشید؛ فرض شما این بود که اگر امام اذن جهاد نداده، پس چرا از غنائم استفاده می کرد؟ اگر اشتباه نکنم پیش فرض این سوال اینست که اگر امام اذن بدهد، استفاده جایز است و در صورتی که خود راس حکومت باشد، به طریق اولی استفاده او جایز است.
اما الان سوال دیگری مطرح می کنید که آیا جایز است امام یا پیامبر اصلا غنیمت بگیرد؟ این همان پیش فرض مقبول شما در سوال بالا نیست؟!

dahim-darni;950154 نوشت:
[=Tahoma][=&quot]پیامبر حقی در اموال امپراطوری ایران و روم نداشت که حالا بگوئیم آن حق به عمر رسیده و باید به مثلا علی می رسید .. لطفا دقت کنید![/] [/]

لطفا شما دقت کنید که بحث ها خلط نشود!
گرفتن غنیمت یکی از تبعات جهاد است. اگر سوال شما در اصل این مطلب است، اگر در دیگر تاپیکها مطرح نشده باشد، باید تاپیک دیگری احداث کنید.

dahim-darni;950154 نوشت:
[=Tahoma][=&quot]خب اگر شما(عامل) من(دارنی) را مشروع ندانید ، جنگ و جهاد من را هم مشروع نمی دانید ، قاعدتا باید پولش را هم مشروع ندانید ! اما شما سهم خوبی از این پول ها گرفته اید ! صدر و ذیلش خلاصه با هم نمی خواند ، متناقض است ![/] [/]

بزرگوار بنده چند بار باید توضیح بدهم که غنیمت بدست آمده، ذاتا حرام نیست بلکه نداشتن اذن باعث حرمت تصرف است و وقتی خود امام مصرف می کند این به معنای اذن در مقدار مورد مصرف است. دیگر بیش از این به نظرم جای کش دادن ندارد.

dahim-darni;950154 نوشت:
اگر سهم حضرت علی از یک فقره غنیمت جنگی که فرشی از طلا بوده را حساب کنیم !

گذشته از اینکه چطور شما از اینکه ده درهم معادل یک دینار است، نتیجه می گیرید ارزش نقره در آن زمان بیشتر بوده! که ممکن است ارزش طلا کمتر بوده... حالا کاری نداریم
اما این مطلب روشن است که در زندگی، امیر المومنین(علیه السلام) چه قبل از خلافت ظاهری ایشان و چه بعد از آن، به حداقلها برای زندگی اکتفا می کرد و اینکه ارزش دریافتی ایشان بیشتر از برخی تازه مسلمانها و ... بوده، چه چیزی را ثابت می کند؟ غیر از اینکه در امور مسلمین و انفاق مصرف می شده است.

جناب دارنی با این مباحث کم کم داریم از اصل بحث دور می شویم، لطفا از بحث های حاشیه ای اجتناب کنید.
[/][/][/]

[=Book Antiqua]

بسم الله الرحمن الرحیم

سوال:
آیا فتح ایران به دست مسلمین، مورد رضایت امیر المومنین(علیه السلام) بود؟
پاسخ:
برای رسیدن به پاسخ، ابتدا باید مقدماتی را مد نظر داشت:
اولا؛ خود امیرالمومنین(علیه السلام) در این جنگها شرکت نکرد و حتی زمانی که از طرف خلیفه دوم به ایشان پیشنهاد رهبری سپاه اسلام در جنگ قادسیه داده شد، ایشان به صراحت این پیشنهاد را رد کرد.
(1) همچنین پس از حکومت ظاهری، امام به ادامه فتوحات نپرداخته و بیشتر به اصلاح و تربیت مسلمین همت گمارد. از طرفی نقلهای تاریخی مبنی بر حضور امام حسن(علیه السلام) یا امام حسین(علیه السلام) در این جنگها نیز به دلایل متعددی مردود است.
ثانیا؛ حضرت علی(علیه السلام) در زمان خلیفه اول و دوم، چند مورد مشاوره جنگی به ایشان داده و به نحو موثری موجب پیروزی سپاه اسلام شده است.(2) از سوی دیگر برخی اصحاب خاص ایشان مانند عمار یاسر، سلمان، حذیفه بن یمان، مالک اشتر، مقداد و دیگران در سپاه اسلام یا اداره برخی مناطق فتح شده مانند مدائن و کوفه مشارکت داشته اند. بعلاوه اینکه در روایات شیعه با زمینهای فتح شده، معامله «مفتوح عنوة»(3) شده است. این زمین ها از آنِ تمام مسلمانان است و مشهور فقها با استناد به روایاتی از اهل بیت(علیهم السلام)، اذن امام را در صحت این عنوان، شرط می دانند.
علاوه بر دو مطلب مذکور، باید به این مساله هم توجه داشت که فتوحات مسلمین در یک بازه زمانی گسترده شکل گرفته و تمام این فتوحات مورد تاییدِ ضمنی نیست، بلکه بیشتر تائیدات مربوط به فتوحات شکل گرفته در دوران خلیفه اول و دوم است، تا جایی که در زمان عثمان، حضرت امیر(علیه السلام) حتی درباره جنگها مشاوره هم نمی دهد. علّت چنين موضع‌گيرى را بايد در تفاوت شيوه خلافت عثمان با خلفاى پيشين دانست‌ و از سوی دیگر برخی روایات هم در زمان دیگر ائمه مانند امام صادق(علیه السلام) بر منع پیوستن اصحاب به این فتوحات در دوران بنی امیه و بنی عباس دلالت می کنند.(4)
در مقام قضاوت می توان گفت، عدم حضور حضرت(علیه السلام) در فتوحات، مبتنی بر نارضایتی ایشان از غصب خلافت بوده نه عدم رضایت ایشان از فتوحات زمان دو خلیفه اول و مشاوره دادن حضرت(علیه السلام) نیز گواهی بر این مطلب است. تا جایی که برای فتح روم به ابوبکر می فرماید: چه خلیفه خود شخصا به این نبرد روى آورد و چه لشگرى از جانب خود بفرستد در هر دو حال پیروز خواهد بود زیرا از پیامبر شنیده است که دین اسلام بر همه ادیان غلبه خواهد کرد.(5) بنابراین به نظر می رسد اولا؛ مشاوره ایشان در امور جنگی و ثانیا؛ حضور اصحاب خاص ایشان در فتوحات و اذن پذیرش حکومت مدائن توسط سلمان یا حکومت عمار بر کوفه و ثالثا؛ معامله «مفتوح عنوة» کردن با زمینهای فتح شده توسط ائمه(علیهم السلام) قول به رضایت ایشان با فتوحات را تقویت می کند. البته منظور از رضایت، رضایت کلی است نه اینکه هر کاری که مسلمین در جنگها کردند، مورد رضایت ائمه(علیهم السلام) بوده است. چرا که گاهی تعدی از عدالت توسط برخی تازه مسلمانها یا کسانی که ایمان ضعیفی داشته اند حتی در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز رخ داده(6) که این به معنای رضایت ایشان از این دست کارها نیست. با این وجود، جنایات جنگی در فتوحات مسلمین نسبت به دیگر جنگها خیلی کمتر بود. شاهد آن هم اعتراف تاریخ نویسان مسیحی مانند گوستاو لوبون است. او از قول روبرت راهب كه خود در جنگ حضور داشت گزارش مي‏دهد: «لشكر ما (صليبي‏ها) در گذرگاه‏ها، ميدان‏ها و پشت بام‏ها، در حركت بودند و مثل شير ماده ‏اي كه بچه ‏اش را ربوده باشند، از قتل عام لذت مي‏ بردند، اطفال را پاره پاره مي‏ كردند و جوانان و پيرها را در يك رديف از دم شمشير مي‏ گذراندند و چندين نفر را در يك ريسمان به دار مي‏ آويختند».(7)
سپس در خصوص رفتار مسلمانان با مسيحيان مي‏ نويسد: «صلاح الدين سردار فاتح مسلمانان به عيسويان بيت المقدس عفو عمومي داد و براي فليپ، و ريشار در ايام بيماري از انواع اغذيه و ادويه مقوي مي‏ فرستاد».(8)
و در جای دیگر می گوید: زور شمشير موجب پيشرفت قرآن نشده، زيرا رسم اعراب(مسلمانان) اين بود كه هر كجا را فتح مي‏ كردند، مردم آن جا را در دين خود آزاد مي‏ گذاردند، اين كه مردم مسيحي از دين خود دست بر مي‏ داشتند و به دين اسلام مي‏ گرويدند و زبان عرب را به جاي زبان مادري خود بر مي‏ گزيدند، بدان علت بود كه عدل و دادي كه از عرب‏هاي فاتح مي‏ ديدند، از زمامداران پيشين خود نديده بودند.(9)
اما گرفتن مستمری یا هدایای خلفا از سوی ائمه(علیهم السلام)، باعث مشروعیت خلفا و تایید آنها نیست. چرا که:
اولا؛ حاکمان در اصل حق ائمه(علیهم السلام) را غصب کرده بودند و حق تصرف در بیت المال اصالتا متعلق به ائمه بوده و در نتیجه گرفتن مستمری یا هدایا، بخشی از حق خود آنهاست و دلیل بر قبول حاکمیت حاکمان غاصب نمی شود. امام باقر(علیه السلام) در این باره می فرماید: آنچه در اختیار زورمندان است برخود آنان حرام است، ولی برای مردم در صورتی که در امور خیر صرف کنند و حق دریافت آن را داشته باشند، حلال است.
ثانیا؛ بیشتر این موارد برای فقرا مصرف می شده است. از طرفی عدم دریافت این اموال از سوی امام باعث مضیقه مالی شیعیان می شد، به خصوص که در بعضی دوره ها، محروم کردن شیعیان از حقوق بیت المال و فشارهای سیاسی و اقتصادی در سیاست خلفا و امرا گنجانده می شد. در این شرایط، شیعیان مستمند برای کمک خواهی به سوی امامان خود می آمدند. شیخ طوسی در جواز دریافت هدایای حکومتی می گوید:
بر امام و تمام مسلمانان فرض است که هرچه در دست فرد غالب و ستمگر و مسلط بر امت باشد، به هر شکل ممکن، چه با رغبت و چه با اکراه، از دست وی بگیرند و در جای خود به مصرف برسانند. و چون گرفتن همه آنچه در دست معاویه بود امکان نداشت، بر امام واجب بود بخشی از آن را که معاویه از باب هدیه به امام عطا می کرد، از وی بگیرد و حق خود را برداشته و بقیه را بین مستحقان تقسیم کند.(10)


[/HR]1. [=Book\ Antiqua]بلاذری، فتوح البلدان، ص251.[/]
2.
حضرت(علیه السلام) در این رابطه می فرماید:
فَاِن‌َّ القائِم‌َ بَعدَ صاحِبِه كان ‌يُشاوِرُنى ‌فِى مواردِ الامورِ فَيَصْدُرُها عَن‌ْ اَمْرِى و يُناظرنى فى غَوامِضها فيمضيها عن رَأيى‌؛ كسى كه بعد از ابوبكر زمامدار شد در كارها با من مشورت مى‌كرد و طبق دستور من كارها را انجام مى‌داد و در كارها ومسايل دشوار از من نظرخواهى مى كرد و مطابق نظر من عمل مى‌كرد. شيخ صدوق‌، الخصال‌، ص‌426.
3. سرزمین كفر كه با غلبه شمشیر و جنگ به دست مسلمانان افتاده است كه اصطلاحاً به آن «مفتوحه عنوهً» گویند.
4. حضرت می فرماید:
و اللّه، لو كان خيرا ما سبقونا اليه؛ به خدا سوگند؛ اگر خيرى در آن(فتوحات) بود، هرگز از ما پيشى نمى ‏گرفتند.(تهذيب الاحكام، ج 6، ص 127؛ فروع كافى، ج 5، ص 19؛ وسائل الشيعة، ج 11، ص 32).
5. ابن عساکر، تهذیب تاریخ دمشق، ص 444.
6. مانند جریان قبیله جذیمه بن عامر که با وجود تسلیم شدن این قبیله، خالد بن ولید شروع به کشتار آنها کرد و پیامبر(صلی الله علیه و آله) در این رابطه فرمود:
اللهم إنی أَبْرَأُ إِلَیْکَ مِمَّا صَنَعَ خَالِدٌ؛ خدایا من از آن چه خالد انجام داده، بیزاری می‌جویم. و امیر المومنین(علیه السلام) را مامور پرداخت دیه و دلجویی از آنها نمود.(صحیح البخاری، ج 3، ص 1157 و ج 4، ص 1577، ح4084 و ج 6 ، ص 2628 ، ح6766 ، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987)
7. تاريخ تمدن، ج 4، ص 408.
8. همان، ص 415.
9. همان، ص 1368.
10. شیخ طوسی، تلخیص الشافی، ج4، ص179.

[/]
موضوع قفل شده است