جمع بندی معنای خمار

تب‌های اولیه

31 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
معنای خمار

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته



31)وَ قُل لِلـمُؤمِـناتِ يَغـضُضـنَ مِن اَبـصارِهِـنَّ وَ يَحـفَظـنَ فُـروجَـهُـنَّ وَ لا يُبـديـنَ زيـنَـتَـهُـنَّ اِلّا ما ظَـهَـرَ مِنـها وَ لـيَضـرِبـنَ بِـخُـمُـرِهِـنَّ عَـلىٰ جُـيوبِـهِـنَّ وَ لا يُبـديـنَ زيـنَـتَـهُـنَّ اِلّا لِـبُـعولَـتِـهِـنَّ اَو آبائِـهِـنَّ اَو آباءِ بُـعولَـتِـهِـنَّ اَو اَبـنائِـهِـنَّ اَو اَبـناءِ بُـعولَـتِـهِـنَّ اَو اِخـوانِـهِـنَّ اَو بَـنى اِخـوانِـهِـنَّ اَو بَـنى اَخَـواتِـهِـنَّ اَو نِـسائِـهِـنَّ اَو ما مَـلَـكَت اَيـمانُـهُـنَّ اَوِ التّابِـعيـنَ غَيـرِ اُولِى الاِربَـةِ مِـنَ الرِّجالِ اَوِ الطِّفـلِ الَّـذيـنَ لَم يَظـهَـروا عَـلىٰ عَوراتِ النِّـساءِ وَ لا يَضـرِبـنَ بِـاَرجُـلِـهِـنَّ لِـيُعـلَـمَ ما يُخـفيـنَ مِن زيـنَـتِـهِـنَّ وَ توبوا اِلَى ا‌للهِ جَـميـعًا اَيُّـهَا الـمُؤمِـنونَ لَـعَـلَّـكُم تُفـلِـحونَ



ایا تنها به پوشش سر خمار گفته میشود ؟



عده ای میگویند لفظ خمار میتواند برای ساتر هر قسمتی از بدن (پایین تنه یا بالاتنه یا سر) استعمال شود. که فعلا هفت قرینه قابل ذکر که از گفتار انها به دست اوردم از این قرار است

1

در لغت عرب به عمامه هم خمار گفته میشود.که نشان از وجه عرفی پوشش دارد.

2

با توجه به لغتنامه ها معنای عام و متیقن خمار وسیله پوشش است و به لباس هر ناحیه بدن مثل ازار و سینه و سر قابل انطباق و استعمال است و سایر معانی یقینی نیستند.

3

در برخی روایات اگر خمار را به معنای پوشش سر بگیریم لازمه اش برهنه بودن شکم و سینه تا شانه خواهد بود.

4

برخی فقهای بزرگ برای ستر عورت به حدیثی استناد کرده اند که لفظ خمار در ان به کار رفته است و به ظاهر معنایش همان ازار و ساتر عورت است.

5

ایه سوره نور،خمار را تنها وسیله ای برای پوشش سینه میداند نه پوشاننده سر.

6

رای ابن جنید اسکافی که از فقهای بزرگ امامیه است این معنا را تایید میکند که خمار لزوما پوشش سر نیست چرا که او تنها ستر عورت را واجب دانسته است.

7

از ابن عباس که از شاگردان بزرگ امام علی ـ علیه السّلام ـ در تفسیر قرآن است درباره «ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن» نقل شده است «تغطی شعرها و صدرها و ترائبها وسوالفها»

یعنی خمار پارچه ای است که برای پوشش پایین تنه استفاده میشود.

برای توضیح بیشتر به کتاب حجاب در عصر پیامبر نوشته اقای ترکاشوند مراجعه کنید.



ایا تنها به پوشش سر خمار گفته میشود ؟

اگر بله چرا؟

اگر خیر چرا ؟

در نظر ندارم در مورد مراد ایه قران بحث کنم مگر اینکه به حل مسئله کمک کند.

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد صدیقین

سلام به شما پرسشگر گرامی


... وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ ... (نور/31)
... و (اطراف) روسرى‏ هاى خود را بر سينه خود افكنند ...


راغب در مفردات ذیل ماده «خمر» می گوید: «أصل الخمر: ستر الشي‏ء، و يقال لما يستر به: خِمَار، لكن الخمار صار في التعارف اسما لما تغطّي به المرأة رأسها، و جمعه خُمُر، قال تعالى: وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ».‌(1)

خُمُر جمع خِمار در اصل به معنى پوشش است ولى معمولا به چيزى گفته مى‏ شود كه زنان با آن سر خود را مى‏ پوشانند (روسرى).

جيوب جمع جَيب به معنى يقه پيراهن است كه از آن تعبير به گريبان مى‏ شود و گاه به قسمت بالاى سينه به تناسب مجاورت با آن نيز اطلاق مى‏ گردد.

از اين جمله استفاده مى‏ شود كه زنان قبل از نزول آيه، دامنه روسرى خود را به شانه‏ ها يا پشت سر مى‌افكندند، طورى كه گردن و كمى از سينه آنها نمايان مى‏ شد. قرآن دستور مى‏ دهد روسرى خود را بر گريبان خود بيفكنند تا گردن و آن قسمت از سينه كه بيرون است پوشیده گردد. (2)

پی نوشت
----------------
1- المفردات فی غريب القرآن، ص 298، ذیل ماده خمر.
2- تفسير نمونه، ج‏ 14، ص 440.

یک قرینه هشتمی هم به قراین بیفزایید
در کتاب حجاب در عصر رسالت روایاتی برای کشف راس اورده شده است
از جمله روایاتی که بر مکشوف الراس بودن زنان در کربلا دلالت میکند.
اگر این روایات سند درستی داشته باشد و مبنا قرار گیرند به این معناست که
 یا خمار در ایه قران باید بر پوشش غیر سر دلالت داشته باشد و
یا اینکه بگوییم خمار در ایه قران بر پوشش سر دلالت می کند لکن دلالت بر وجوب پوشش سر نمیکند. بلکه تنها وسیله ای برای پوشش جیوب قرار گرفته است.

---------------------------------------------

وجه تسمیه خمار بر اساس کتب لغوی

پنج وجه تسمیه برای خمار که نشان می دهد خمار دلالت خاص بر پوشش سر ندارد :

1
46)اَفَـلَم يَـسيـروا فِى الاَرضِ فَـتَـكونَ لَـهُم قُـلوبٌ يَعـقِـلونَ بِـها اَو آذانٌ يَسـمَـعونَ بِـها فَـاِنَّـها لا تَعـمَى الاَبـصارُ وَ لٰـكِن تَعـمَى الـقُـلوبُ الَّـتى فِى الصُّـدورِ

به شراب خمر گویند چون عقل را می پوشاند و جایگاه عقل در سینه است.
به خمار نیز خمار گویند چون سینه و محل قلب را می پوشاند.

توجه به یک نکته و پاسخ به یک شبهه در یکی دو سه جمله Smile

قلب محل پمپاژ خون و انتشار حیات حیوانی ( یعنی اکسیژن و غذا نه به معنای غیر اخلاقی اش) در بدن است و خمر با ورود به خون و قلب در این چرخه اختلال ایجاد میکند. و در نتیجه پوشش و حائلی میان قلب حیوانی با روحانی ایجاد میشود و جری ما جری..
از طرفی به روح که منشا و منتشر کننده حیات روحانی است قلب گفته میشود و روح در تمام بدن منتشر است اما به واسطه شباهت هر دو در انتشار حیات به هر دو قلب گفته میشود. و البته اثر روح در برخی نقاط متفاوت است و شدت ارتباطی متفاوتی دارد مثل ناحیه قلب. یک نشانه حالت مرگ و نزع جان از بدن و سایر شواهد و نشانه ها در متون دینی)

2
به شراب خمر گویند چون عقل را زایل کند
به سینه بند و ... ، خمار گویند چون عضوی (پستان و ... )که عقل را از مرد زایل میکند میپوشاند.
3
به پارچه ی ضخیم خمار گویند چون بر وزن حمار است و غالبا (فاقد منبع) این وزن برای انچه ضخیم و سفت و مانند ان است به کار می رود. و از جهات دیگری نیز میتوان این ضخامت را برداشت کرد.
4
به پارچه ای که به دور بدن پیچیده میشود و متصل به بدن است خمار گفته میشود.
5
خمار پارچه ای است که راس را می پوشاند و راس یعنی بالای هر چیز و به پوشش بالاتنه یا راس تنه، خمار گویند.

...........................

در مورد روایتی که از ابن عباس نقل شد نیاز به توضیحاتی است تا ارتباط ان با بحث ما روشن شود چرا که این نقل را دیگران برای پوشش سر و گردن و سینه استفاده میکنند و ما  میخواهیم بگوییم خمار بر پوشش غیر سر نیز دلالت میکند :
اگر مقصود روایت تبیین معنای جیوب بود یادکردن شعر بی معناست. جیوب در میان کلمات روایت تنها بر سینه و نهایتا بالای سینه(صدر . ترائب) میتواند دلالت داشته باشد. (مگر اینکه جیوب به معنای مطلق چاک باشد که مخالفان این معنا را در روایت و ایه قران قبول ندارند) پس شعر و سوالف زاید خواهد بود.
پس مراد تبیین مواضع پوشش توسط خمار است اعم از جیوب و غیر جیوب.
(اما در مقابل میتوان گفت بنا به اینکه شاید کسی تصور کند منظور از خمار پوشش سر است نه مو. لذا لفظ شعر و سوالف گستره معنای خمار را تبیین کرد و لفظ صدر و ترائب گستره معنای جیوب. پس خمار خودش دلالت بر غیر سر ندارد. و این لفظ جیوب است که میتواند دلالت بر سینه یا بالای سینه یا شکم یا ران داشته باشد. اما باید بررسی کرد که در این صورت معنای جیوب زیر مجموعه معنای خمار نخواهد شد؟)
اما به هر صورت اگر روایت در مقام تبیین معنای خمار به صورت مطلق باشد این مواضع را بررسی میکنیم ؟
شعر و مو :
روی همین کلمه باید بحث کرد ممکن است کسی بگوید پس پوشیدن مو ملاک است نه پوشیدن سر. که بحثش به جای خود.
صدر :
 معنای ان مشخص است.
ترائب :
 میتواند به معنای شکم باشد همانطور که نویسنده کتاب حجاب در عصر رسالت بعد از نقل یک عبارت این احتمال را در مورد ان ذکر میکند.
در مورد معنای ترائب باید به این ایه مراجعه کنیم
یخرج من بین الصلب و الترائب
در این ایه و شبهاتی که پیرامون ان پیش امده است معانی متفاوتی برایش ذکر کرده اند در همین سایت نیز در چند جستار بحث شده است که حاوی نکات تازه و معانی دیگری است.
با توجه به این ایه، ترجمه کردن ترائب به ناحیه بالای سینه توجیه پذیر نیست.
و اگر به معنای سینه باشد با امدن کلمه صدر، لفظ ترائب زاید و تکراری خواهد بود و به هر صورت وقتی ترائب به معنای سینه باشد بر بالای سینه دلالت نخواهد کرد. و بالای سینه از دایره پوشش خارج میشود.
نتیجه اینکه میتوان گفت ترائب حداقل میتواند بر بخش دیگری از بدن غیر از ناحیه گردنبند دلالت داشته باشد. مثلا شکم یا ران و باسن
سوالف :
ناحیه جلوی گوش ها و گردن
چند معنای محتمل دیگر :
پشت
باسن و شرمگاه
پا و اقدام

زنگ تفریحی برای تفکر Smile

 به ترتیب اعضایی که ذکر شده دقت کنید!
شعر . صدر . ترائب . سوالف
ایا معانی ای که جایگاه اعضا را از بالا به پایین نشان دهد تناسب بیشتری ندارد ؟
 یعنی هم اعضا از بالا به پایین ذکر شده است و هم بلاغت کلام در هم نشینی ترائب با سوالف (هم آهنگی) و شعر با صدر حفظ شده است.
اما اگر این طور معنا نکنیم گوینده به جهت حفظ کردن اهنگ کلام، ترتیب معنا را مخدوش کرده است چون راهی غیر از این در حفظ بلاغت و اهنگ کلام وجود نداشته است.
الا اینکه کسی بگوید میتوانست با حفظ ترتیب، اهنگ کلام را حفظ کند و اینچنین نکرده زیرا
 یا مهم نبوده
یا معنای مفروض اشتباه است و معنایی مراد بوده که ترتیب نیز دارد.
یا توانایی ادبی و بلاغی اش زیاد نبوده است.
و یا ...
به این هم فکر کنیم که گوینده اصلی این کلام چه کسی بوده است ؟!

نتیجه گیری از روایت ابن عباس:
1
از یک زاویه
به پوشش سینه یا سینه و بالای سینه نیز خمار گویند.
2
از یک زاویه دیگر به پوشش
شکم
یا باسن وشرمگاه
 یا پا و اقدام،
خمار گفته میشود.
3
و از زاویه ای دیگر
 به پوشش سر و یا سر و گردن خمار گفته میشود.

حالا دوباره به سوال اصلی فکر کنیم؟
ایا تنها به پوشش سر خمار گویند؟ اگر بله چرا و اگر نه چرا؟

نکته : یک احتمال دیگر دریاره روایت میتوان مطرح کرد. که نشان می دهد برداشت هایی که تا به حال از این روایت شده اشتباه بوده است :
این روایت در واقع در مقام تبیین معنای خمار نیست بلکه برای تبیین زینتهایی است که زن باید انها را از نامحرم بپوشاند ( لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن )
بر مبنای این برداشت روایت نمیتواند به تبیین معنای خمار کمک کند.

صدیقین;764333 نوشت:
سلام به شما پرسشگر گرامی

... وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ ... (احزاب/31)
... و (اطراف) روسرى‏ هاى خود را بر سينه خود افكنند ...


راغب در مفردات ذیل ماده «خمر» می گوید: «أصل الخمر: ستر الشي‏ء، و يقال لما يستر به: خِمَار، لكن الخمار صار في التعارف اسما لما تغطّي به المرأة رأسها، و جمعه خُمُر، قال تعالى: وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ».‌(1)

خُمُر جمع خِمار در اصل به معنى پوشش است ولى معمولا به چيزى گفته مى‏ شود كه زنان با آن سر خود را مى‏ پوشانند (روسرى).

جيوب جمع جَيب به معنى يقه پيراهن است كه از آن تعبير به گريبان مى‏ شود و گاه به قسمت بالاى سينه به تناسب مجاورت با آن نيز اطلاق مى‏ گردد.

از اين جمله استفاده مى‏ شود كه زنان قبل از نزول آيه، دامنه روسرى خود را به شانه‏ ها يا پشت سر مى‌افكندند، طورى كه گردن و كمى از سينه آنها نمايان مى‏ شد. قرآن دستور مى‏ دهد روسرى خود را بر گريبان خود بيفكنند تا گردن و آن قسمت از سينه كه بيرون است پوشیده گردد. (2)

پی نوشت
----------------
1- المفردات فی غريب القرآن، ص 298، ذیل ماده خمر.
2- تفسير نمونه، ج‏ 14، ص 440.

با سلام و عرض ادب
اگر به گفته راغب اکتفا کنیم خمر در اصلش تنها به پوشش دلالت میکند.
به وسیله پوشش خمار گویند. تفاوتی نمیکند که پوشش سر باشد یا بالاتنه یا پایین تنه.
و گفته شده دلالت بر پوشش راس دارد.
اگر راس را به معنای بالاتنه بگیریم میتواند تنها به سینه تا شانه دلالت کند و یا سر را هم بیفزاییم.
در مجموع راغب استعمال خمار را منحصر در پوشش سر نکرده است.

و طاها;764449 نوشت:
اگر به گفته راغب اکتفا کنیم خمر در اصلش تنها به پوشش دلالت میکند.
در اصل به معنای پوشش هست اما اینکه واژه ای در اصل لغت به چه معنا بوده، دلیل بر این نیست که همان معنای لغوی، دقیقا مراد استعمالی آیات هم باشد!

مثلا واژه صلاة در اصل لغت به معنای دعاست، ولی کسی این واژه را در آیه 103 سوره نساء به «دعا» معنا نمی کند و نمی گوید: "دعا کردن، یک واجب معین بر عهده مؤمنان است"! چنین ادعایی، خلاف مسلمات فقهی است چون دعا لازم هست اما واجب شرعی نیست! بلکه چنین معنا می شود:


... فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنينَ كِتاباً مَوْقُوتاً
... پس چون آسوده ‏خاطر شديد، نماز را به پا داريد، زيرا نماز بر مؤمنان، در اوقات معيّن مقرّر شده است


ضمن اینکه مرحوم طریحی هم تصریح می کند که خمار به معنای مقنعه است و وجه تسمیه اش هم این است که مقنعه سر را می پوشند. عبارت «اختمرت المرأة» یعنی خمارش را پوشید و سرش را پوشاند. *

-----------------------
* مجمع البحرين، ج‏3، ص 292 ؛ «قوله: وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَ‏ أي مقانعهن، جمع خمار و هي المقنعة، سميت بذلك لأن الرأس يخمر بها أي يغطى، و كل شي‏ء غطيته فقد خمرته، و جمع الخمار خمر ككتاب و كتب و اختمرت المرأة: أي لبست خمارها و غطت رأسها».

صدیقین;764606 نوشت:
در اصل به معنای پوشش هست اما اینکه واژه ای در اصل لغت به چه معنا بوده، دلیل بر این نیست که همان معنای لغوی، دقیقا مراد استعمالی آیات هم باشد!

مثلا واژه صلاة در اصل لغت به معنای دعاست، ولی کسی این واژه را در آیه 103 سوره نساء به «دعا» معنا نمی کند و نمی گوید: "دعا کردن، یک واجب معین بر عهده مؤمنان است"! چنین ادعایی، خلاف مسلمات فقهی است چون دعا لازم هست اما واجب شرعی نیست! بلکه چنین معنا می شود:


... فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنينَ كِتاباً مَوْقُوتاً
... پس چون آسوده ‏خاطر شديد، نماز را به پا داريد، زيرا نماز بر مؤمنان، در اوقات معيّن مقرّر شده است


ضمن اینکه مرحوم طریحی هم تصریح می کند که خمار به معنای مقنعه است و وجه تسمیه اش هم این است که مقنعه سر را می پوشند. عبارت «اختمرت المرأة» یعنی خمارش را پوشید و سرش را پوشاند. *

-----------------------
* مجمع البحرين، ج‏3، ص 292 ؛ «قوله: وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَ‏ أي مقانعهن، جمع خمار و هي المقنعة، سميت بذلك لأن الرأس يخمر بها أي يغطى، و كل شي‏ء غطيته فقد خمرته، و جمع الخمار خمر ككتاب و كتب و اختمرت المرأة: أي لبست خمارها و غطت رأسها».

با عرض سلام مجدد

اصلا سوال اصلی همانطور که اشاره کردم اختصاصی به خود ایه ندارد.
بنا به گفته راغب خمار به وسیله پوشش گفته میشود. پس این معنای کلی اختصاص به تنها ریشه خمر ندارد.
راغب و طریحی در مورد خود ایه چنین معنایی داشته اند. اما قبل از پرداختن به مصداق ایه ،معنای کلی تری را مطرح کرده اند.
پس بگذارید سوال را دوباره مطرح کنم

ایا در لغت عرب تنها به پوشش سر خمار گفته شده است؟

ضمنا سوالی به ذهن میرسد که معنای راس چیست؟
ایا در لغت عرب تنها به سر، راس گویند؟

و طاها;764635 نوشت:
اصلا سوال اصلی همانطور که اشاره کردم اختصاصی به خود ایه ندارد.
بنا به گفته راغب خمار به وسیله پوشش گفته میشود. پس این معنای کلی اختصاص به تنها ریشه خمر ندارد.
راغب و طریحی در مورد خود ایه چنین معنایی داشته اند. اما قبل از پرداختن به مصداق ایه ،معنای کلی تری را مطرح کرده اند.
پس بگذارید سوال را دوباره مطرح کنم. ایا در لغت عرب تنها به پوشش سر خمار گفته شده است؟
در برخی کتاب های لغت مانند مفردات راغب یا مقاییس اللغة ابن فارس یا العین خلیل بن احمد و مانند آن، ابتدا معنای وضعی و اصلی لغت _که واژه در برابر آن وضع شده_ را بیان می کنند، سپس به موارد استعمال آن واژه در معانی دیگر اشاره می کنند و ارتباط معنای وضعی با معانی استعمالی‌اش را توضیح می دهند. در اینجا هم راغب _مانند برخی دیگر از لغویین_ بیان کرده که معنای اصلی و وضعی ماده خمر، ستر و پوشش است و بعد یکی از موارد استعمالی آن _که پوشش سر خانم ها باشد و از آن به خمار تعبیر می شود_ را بیان می کند. فیومی هم در مصباح المنیر می گوید: «الخمار: ثوب تغطّى به المرأة رأسها».

بررسی معنای لغوی، اولین مرحله تفسیر و ترجمه آیه کریمه است. برای کشف معنای دقیق آیه باید قراین دیگر، مانند سیاق آیه، شان نزول، توضیح روایات، سنت قطعیه، و مواردی از این دست را هم بررسی کرد.

ممکن است لغت اصیل عرب برای انواع پوشش _و از جمله پوشش های مختلف سر_ واژه های مختلفی استعمال کند، ولی این مطلب به بحث ما ارتباطی ندارد. مهم بررسی همین واژه «خمار» است که معنایش روشن شد.

سلام علیکم
یکی از مهم ترین دلایل موافقان این است
راغب
و یقال لما یستر به خمار
این جمله را ترجمه کنید.

و طاها;764743 نوشت:
سلام علیکم
یکی از مهم ترین دلایل موافقان این است
راغب
و یقال لما یستر به خمار
این جمله را ترجمه کنید.
علیکم السلام
خودتان ترجمه اش را می دانید. مطلبتان را بیان بفرمایید.

صدیقین;764859 نوشت:
علیکم السلام
خودتان ترجمه اش را می دانید. مطلبتان را بیان بفرمایید.

ممنون
به کتابهایی که در دسترس بود مراجعه کردم.
اگر کسی از معنای ریشه بخواهد معنای کلی برداشت کند با همان اشکالی که مطرح کردید مواجه است.
لذا باید دید در لغتنامه ای برای واژه خمار معنایی غیر از پوشش سر گفته شده است؟
تنها عبارت قابل استفاده که دم دست بود و پیدا شد همین جمله ای بود که عرض شد.
در واقع اگر این جمله نتواند چیزی را اثبات کند در لغت عرب. هیچ دلیل معتبری از لغتنامه ها وجود نخواهد داشت. مگر اینکه در لغتنامه های دیگر چیزهایی باشد که بی اطلاعم.

موضوع قفل شده است