جمع بندی معاهدات پیامبر (صلی الله علیه و آله)

تب‌های اولیه

6 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
معاهدات پیامبر (صلی الله علیه و آله)

 الَّذِينَ عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لَا يَتَّقُونَ
 آن گروهشان که بارها با آنان پيمان بستى ولى هر بار پيمان خود را شکستند و از خدا پروا نکردند و اين شيوه آنان است .

میخواستم بدونم آیا قبیله ای نبوده که پیامبر بارها با اونها پیمان ببندند؟!؟

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد عماد

الَّذِينَ عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لَا يَتَّقُونَ
 آن گروهشان که بارها با آنان پيمان بستى ولى هر بار پيمان خود را شکستند و از خدا پروا نکردند و اين شيوه آنان است .

در مورد این آیه تفاسیر مختلف نوشته و شان نزول و مصداق آن را متفاوت می دانند.

برخی از تفاسیر شیعه در مورد مصداق کسانی که عهد خود را می شکستند می گویند: «فهم أصحابه الذين فروا يوم أحد قوله‏» آنها اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله ) بودند که در روز احد فرار کردند.(1) برخی نیز یهودیان را مصداق این آیه می دانند.(2)

بنابراین در شان نزول اختلاف است.

1. تفسیر القمی، ج1، 279

2. طبری، جامع البیان فی التفسیر القرآن، ج10، ص18

 

 

میخواستم بدونم آیا قبیله ای نبوده که پیامبر بارها با اونها پیمان ببندند؟!؟

در کتابهای سیره، مغازی و تاریخی گزارشی مبنی بر اینکه پیامبر(صلی الله علیه وآله) با قبیله ای پیمان بسته باشند آنان پیمان را شکسته و دوباره حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) با آنان پیمان بسته باشند، نیست.

اما در بسیاری منابع تفسیری، در تفسیر این آیه به پیمان شکنی مکرر یهودیان با پیامبر(صلی الله علیه واله) اشاره شده است.(1)

مسلمانان با قبایل بنی قینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه پیمان بستند اما آنها یکی پس از دیگری پیمان های خودشان را شکستند.

1.

تفسير مقاتل بن سليمان، ج‏2، ص: 122؛ الميزان في تفسير القرآن، ج‏9، ص: 126

 

البته در برخی از تفاسیر آمده که «بنی قریظه با پیغمبر پیمان داشتند و در جنگ بدر اسلحه به قریش دادند و عذر آوردند که فراموش کردیم که با شما پیمان داریم باز پیمان برقرار کردند و در جنگ خندق با احزاب همدست شدند. این است مقصود از پیمان شکستن در هر نوبت.»(1) بنابراین شان نزول آیه فوق را این گزارش دانسته اند.

در توضیح این مطلب باید گفت که:

اولا: گزارش های معارض بسیار بیشتر است. اکثر تفاسیر شیعه و سنی به این نکته اشاره نکرده اند و این گزارش تاریخی را بیان ننموده اند.

ثانیا: هیچ کتابی تاریخی، سیره نگاری و مغازی به این پیمان شکنی متعدد بنی قریظه اشاره ننموده اند. نه مغازی واقدی، نه سیره ابن هشام و نه تاریخ های همچون تاریخ طبری، انساب الاشراف و طبقات کبری نوشته ابن سعد که به تک تک جنگ های پیامبر (صلی الله علیه واله) پرداختند از این پیمان شکنی سخن نگفته اند.

ثالثا: مضمون آیه با این گزارش هم خوانی ندارد. در آیه آمده« «الذین عاهدت منهم ثم ینقضون عهدهم فی کل مرة وهم لا یتقون» (أنفال: ۵۶)» از «فی کله مره» مشخص می شود که چند بار این امر تکرار شده است. اگر منظور این قضیه باشد دوبار بیشتر تکرار نشده است.

رابعا: طبق گزارشی که به آن استنداد می شود بنی قریظه فراموش کرده که عهد داشته به دست و پا و افتاده و معذرت خواهی نموده است. نه اینکه عهد شکسته باشد از موضع قدرت بگوید عهد نامه را قبول ندارم بیائید دوباره عهد نامه بنویسم.

 

۱. ابراهیم عاملی، تفسیر عاملی، با تصحیح علی اکبر غفاری، نشر کتابفروشی صدوق، تهران، سال ۱۳۶۰، جلد ۴، صفحه ۳۳۷

۲. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، با تصحیح هاشم رسولی و فضل الله یزدی طباطبایی، نشر دارالمعرفه، بیروت، سال ۱۴۰۸، جلد ۴، صفحه ۸۴۹.

 

جمع بندی:

پرسش:

با توجه به آیه56 سوره انفال، آیا قبیله ای بوده که پیامبر(صلی الله علیه وآله) بارها با آنان پیمان ببندند و آنها پیمان شکنی کنند؟

 

پاسخ:

در آیه 56 سوره انفال آمده است که«الَّذِينَ عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لَا يَتَّقُونَ»

ترجمه: «آن گروهشان که بارها با آنان پيمان بستى ولى هر بار پيمان خود را شکستند و از خدا پروا نکردند و اين شيوه آنان است»

در مورد این آیه نظرات مفسران مختلف است و شأن نزول و مصداق آن را متفاوت می دانند.

برخی از تفاسیر شیعه در مورد مصداق کسانی که عهد خود را می شکستند، می گویند: «فهم أصحابه الذين فروا يوم أحد قوله‏» آنها اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله ) بودند که در روز احد فرار کردند.(1) برخی نیز یهودیان را مصداق این آیه می دانند.(2)

بنابراین در شان نزول اختلاف است.

در کتابهای سیره، مغازی و تاریخی گزارشی مبنی بر اینکه پیامبر(صلی الله علیه وآله) با قبیله ای پیمان بسته باشند آنان پیمان را شکسته و دوباره حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) با آنان پیمان بسته باشند، نیست.

اما در بسیاری منابع تفسیری، در تفسیر این آیه به پیمان شکنی مکرر یهودیان با پیامبر(صلی الله علیه واله) اشاره شده است.(3)

مسلمانان با قبایل بنی قینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه پیمان بستند اما آنها یکی پس از دیگری پیمان های خودشان را شکستند.

البته در برخی از تفاسیر آمده که «بنی قریظه با پیغمبر پیمان داشتند و در جنگ بدر اسلحه به قریش دادند و عذر آوردند که فراموش کردیم که با شما پیمان داریم باز پیمان برقرار کردند و در جنگ خندق با احزاب همدست شدند. این است مقصود از پیمان شکستن در هر نوبت.»(4) بنابراین شان نزول آیه فوق را این گزارش دانسته اند.

در توضیح این مطلب باید گفت که:

اولا: گزارش های معارض بسیار بیشتر است. اکثر تفاسیر شیعه و سنی به این نکته اشاره نکرده اند و این گزارش تاریخی را بیان ننموده اند.

ثانیا: هیچ کتابی تاریخی، سیره نگاری و مغازی به این پیمان شکنی متعدد بنی قریظه اشاره ننموده اند. نه مغازی واقدی، نه سیره ابن هشام و نه تاریخ های همچون تاریخ طبری، انساب الاشراف و طبقات کبری نوشته ابن سعد که به تک تک جنگ های پیامبر (صلی الله علیه واله) پرداختند از این پیمان شکنی سخن نگفته اند.

ثالثا: مضمون آیه با این گزارش هم خوانی ندارد. در آیه آمده« «الذین عاهدت منهم ثم ینقضون عهدهم فی کل مرة وهم لا یتقون» (أنفال: ۵۶)» از «فی کله مره» مشخص می شود که چند بار این امر تکرار شده است. اگر منظور این قضیه باشد دوبار بیشتر تکرار نشده است.

رابعا: طبق گزارشی که به آن استنداد می شود بنی قریظه فراموش کرده که عهد داشته به دست و پا  افتاده و معذرت خواهی نموده است. نه اینکه عهد شکسته باشد از موضع قدرت بگوید عهد نامه را قبول ندارم بیائید دوباره عهد نامه بنویسم.

 

منابع:

1. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق موسوی جزایری طیب، دارالکتاب، ایران، قم، 1363ق، چاپ سوم، ج1، ص279

2. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، دارالمعرفه، بیروت، 1412ق، چاچ اول،ج10، ص18

3. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، محقق شحاته عبدالله محمود، داراحیاءالتراث العربی، بیروت، 1423ق، چاپ اول،ج2، ص122؛ علامه طباطبائی، محمد حسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1390ق، نوبت چاپ دوم،ج9، ص126

4. ابراهیم عاملی، تفسیر عاملی، با تصحیح علی اکبر غفاری، نشر کتابفروشی صدوق، تهران، سال 1360ش، ج4، ص337؛  فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، با تصحیح هاشم رسولی و فضل الله یزدی طباطبایی، نشر دارالمعرفه، بیروت، سال 1408ق، ج4، ص849.

موضوع قفل شده است