عهد نامه

معاهدات پیامبر (صلی الله علیه و آله)

 الَّذِينَ عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لَا يَتَّقُونَ
 آن گروهشان که بارها با آنان پيمان بستى ولى هر بار پيمان خود را شکستند و از خدا پروا نکردند و اين شيوه آنان است .

میخواستم بدونم آیا قبیله ای نبوده که پیامبر بارها با اونها پیمان ببندند؟!؟

حسين ‏(علیه السلام) امروز كجاست ، چه ميكند و چه ميگويد؟

سلام در راستای شناخت تاریخ اهل بیت ورقی تازه خواهیم زد در تاریخ قیامی عظیم در تاریخ ، که جهان را دگرگون ساخت.
این قیام از زمانی آغاز شد که معاویه در پی صلحی با امام حسن علیه اسلام رسما مخالفت با اهل بیت را آشکار کرد.
این قیام که زین پس بران پرداخت میشود تاریخ نگاری است که قدم به قدم با هم روزهای از ان را خواهیم خواند و همراه با کاروان عاشورایی میشویم که جهان را به تحیر واداشته است.
بسم رب الحسین ، یا ابا عبد الله الحسیـــــــــــــــــــن ادرکنی
دوستان خواهشی از همگی دارم ، هر روز برای فرج یگانه زمان ، قطب عالم امکان ، منتقم خون جدی الحسین ، دعا کنید با صلواتی بر محمد و آل محمد.


=========================================
حسين ‏(علیه السلام) امروز كجاست ، چه ميكند و چه ميگويد؟
=========================================


سال ۴۱ هجرى قمرى
صلح‏نامه

معاويه با امام حسن(علیه السلام) پيمان صلح منعقد ميکند.
در متن پيمان صلح موارد زير مقرر گرديد:
1- معاويه طبق دستور قرآن و سيره پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رفتار كند.
2- بعد از معاويه خلافت به امام حسن(علیه السلام) يا امام حسين(علیه السلام) برسد.
3- اهانت و سب اميرالمؤمنين (علیه السلام) ممنوع شود.
4-بيت المال مسلمين زيرنظر امام حسن(علیه السلام) مصرف شود.
5- معاويه متعهد مي شود كه مردم و شيعيان شام و عراق و حجاز در امان باشند.

معاويه كه هيچگاه قصد اجراي مفاد صلح‏نامه را نداشته است از همان ابتداء كليه مفاد قرارداد را بجز بند دو نقض ميكند و با برنامه‏ ريزي بلندمدت جهت نقض اين بند نيز اقدام ميكند .
---------------

سا ل ۵۶ هجرى قمرى
ولايتعهدى يزيد

بر خلاف مفاد قرارداد، معاويه فرزند خود يزيد را به ولايت‏عهدى خويش برگزيد و از مردم با زور و فشار براى وى بيعت گرفت.

در تمام ۱۵ سال گذشته اهانت و سب اميرالمؤمنين (علیه السلام) نيز نه تنها منع نشد بلكه تا دوران عمربن عبدالعزيز(سال 99هـ.ق) ادامه يافت، و همواره كينه و دشمني او با شيعيان ادامه داشت و به قتل عام شيعيان مي پرداخت.
زيادبن سميه كه روزي در صف ياران امام علي(علیه السلام) قرار داشت، در زمان خلافت معاويه حاكم و فرمانرواي كوفه و بصره شد و چون شيعيان را مي شناخت آنها را به دستور معاويه مورد تعقيب قرار داد و به شهادت رساند، به طوري كه احدي از شخصيت هاي معروف شيعه در عراق باقي نماند.

البته خود معاويه به خوبى مى دانست كه عملى شدن اين كار، مشكلات و موانع فراوانى دارد. راز دشوارى هاى اين كار را بايد از يك سو، شخصيت منفى و تبه كار يزيد دانست، چرا كه يزيد جوانى لاابالى، فاسق، هرزه، بى بندوبار، آلوده و در يك كلام، بى دين بود و افكار عمومى، به ويژه صحابه و مسلمانان برجسته اى كه هنوز در قيد حيات بودند و روش و منش رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را به ياد داشتند، به سادگى پذيراى چنين شخصى به عنوان خليفه مسلمانان نبودند. از سوى ديگر، بنا بر يكى از بندهاى صلح نامه، خلافت بعد از معاويه از آنِ حسن بن على(عليه السلام) و اگر براى ايشان اتفاقى افتاد، از آنِ حسين بن على(عليه السلام) بود و معاويه حق نداشت كسى را به عنوان جانشين بعد از خود، انتخاب كند،3 از اين رو تا امام مجتبى(عليه السلام) در قيد حيات بود، معاويه با مانع بزرگى در جهت انتخاب جانشين رو به رو بود. گذشته از اين‌ها اصلا تا آن زمان، هيچ يك از خلفاى پيشين، فرزند خود را به عنوان جانشين انتخاب نكرده بود و اصولا خلافت، يك منصب موروثى نبود تا بعد از مرگ پدر، پسر بر جاى وى تكيه زند.
معاويه كه به اين موانع و مشكلات واقف بود و مى دانست طرح چنين مسئله و پيشنهادى در بدو امر و بدون انجام مقدماتى، عدم پذيرش جامعه اسلامى و در نتيجه، تنش ها، چالش ها و پيامدهاى منفى و زيان بارى را براى حكومتش در پى خواهد داشت، در ابتدا از طرح آن به طور آشكار و گسترده، خوددارى كرد و ضمن صبر و انتظار تا زمانى كه شرايط لازم فراهم آيد، تدابيرى انديشيد و هر گونه ترفند و حيله اى كه ممكن و لازم بود به كار بست. انجام سفرها، نوشتن نامه ها، تطميع يا تهديد و ارعاب برخى افراد براى همراه كردن آن ها با خود، از جمله اقدامات اوست. به هر تقدير، شرايط لازم براى انجام چنين كارى در سال هاى آخر عمرمعاويه فراهم شد و او توانست جامعه اسلامى را آماده پذيراى اين امر كند.

ادامه دارد....


بگو مرگ بر امریکا...(آزموده را آزمودن خطاست!)

انجمن: 

گرگ هیچوقت قابل اطمینان نیست

آزموده را آزمودن خطاست!



ما لحظه ای به آمریکا اعتماد نخواهیم کرد و این اولین اصل مذاکرات ماست. آمریکا آزموده ای است که آزمودن مجدد آن خطاست و حرکت به همراه خوش بینی به این دولت مستکبر اشتباه استراتژیک سیاست خارجی ما.



قدیم تر ها یک اصطلاحی داشتند که می گفتند "آدم عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود" حالا ریشه ی این جمله ی درست و صحیح و حکیمانه کجاست اهالی فن می دانند اما انصافا حقیقت را گفته اند قدمای ما ...سیاست غربی پدر و مادر ندارد! نه تنها پدر و مادر که انصاف و ادب و قانون و قول و قرار هم سرش نمی شود. سیاست غربی را اگر بخواهیم ترجمه کنیم می شود (( هرکسی یا با ماست یا اینکه بمیرد بهتر است چون که با ما نیست!)) . حال با این قانون جنگل مدرن جهان، ما می خواهیم که یک بازی دو سر برد داشته باشیم. میز مذاکره را می چینیم و بازی را آغاز می کنیم، محل مذاکرات ژنو سرد زمستانی است. وزیر خارجه ما همه هنر دیپلماسی و تجربه اش را به کار می گیرد و تلاش می کند تا چهره ی صلح طلب و اهل مذاکره ی جمهوری اسلامی را بار دیگر اثبات کند. وزرای شش کشور از پایتخت ها خودشان را می رسانند به مذاکرات و طولی نمی کشد که تلاش نتیجه می دهد و ایران و شش کشور به توافق می رسند. مدتی بعد که کنگره بر خلاف متن توافقنامه نام چند نفر و چند شرکت را به لیست تحریم ها اضافه می کند. میز مذاکره ی دو سر برد دیگر نمی لرزد و نمی ارزد! چون دیگر وجود خارجی ندارد چنین میزی! آمریکا کلا برای دنیا خوب ژست می گیرد. آمریکا رژیمی است که رئیس جمهورش می تواند میان کودکان یک مهد کودک لبخند بزند و به آنها هدیه بدهد و در همان لحظه تنفگدارش سینه ی کودکی آسیایی را بشکافد. آمریکا دولتی است که حاضر است ننگ نقض توافق نامه جهانی را به جان بخرد اما پنجه سیطره ی صهیونیست ها را روی صورتش داشته باشد. آمریکا می خواهد هم دندان گرگ را داشته باشد هم و لبخند ملیح دیپلماسی را ! آمریکا کلا خوب نقش بازی می کند.

" ما به دولت آمریکا هیچ اعتمادی نداریم"

این جمله رهبر که مدتها پیش توسط ایشان ایراد شد، بند اصلی مذاکرات ماست! اگر آمریکا توافق نامه خودش را دارد ما هم عهدنامه خودمان را داریم. بالای کاغذ توافق نامه نوشته ایم "ما به آمریکا هیچ اعتمادی نداریم".حال اگر بعضی ها اصرار دارند این مسیر طی شده را دوباره طی کنند و انتهایش با چنگ و دندان خون آلود گرگ ها مواجه بشوند حرفی نیست، ما ضرری نمی کنیم ازین مسیر اما امیدواریم که بعد از معلوم شدن دست چدنی زیر دستکش مخملی باز صحبت قابل اعتماد بودن آمریکا را نکنند! دهان و دندان توهین کننده ی به ایران را باید شکست و روی پای خود ایستاد. رهبر انقلاب، دیپلمات نیست که جایی حرفی بزند و جایی دیگر چیز دیگری اراده کند، انقلابی است! اراده ما در عمل ماست. ما در عمل نیز به آمریکا باید بی اعتماد باشیم، اراده و عزم ملت ایران را نه قطعنامه قطع کرد و نه توافقنامه ای که توسط کشوری "عهدشکن" امضا شده است. جمهوری اسلامی ایران در عین پایبندی به تعهدات بین المللی مسیر خود را خواهد پیمود، هرچند حقیقتا پاسخ این سوال مجهول است که اصلا چه لزومی دارد وقتی طرف روبروی ما میز مذاکره را شکسته است و کلا بنای اعتماد به ما حتی رئیس جمهور محترم مان را ندارد، ما تعهدی به این مذاکرات داشته باشیم و یا ادامه بدهیم اعتماد سازی یک طرفه را ؟ وقتی طرف مقابل ما هیچگاه قابل اعتماد نبوده است.ما لحظه ای به آمریکا اعتماد نخواهیم کرد و این اولین اصل مذاکرات ماست. آمریکا آزموده ای است که آزمودن مجدد آن خطاست و حرکت به همراه خوش بینی به این دولت مستکبر اشتباه استراتژیک سیاست خارجی ما، چگونه اعتماد کنیم به دولتی که همزمان با مذاکرات ژن ایرانی را فریبکار بداند، پنج دقیقه بعد از توافق از حفظ تحریم ها سخن بگوید و چند روز بعد از توافق رسما بگوید که به رئیس جمهور ایران بدبین است ؟؟؟
و چه خوش مثالی زد پیر جماران که اینها مثل گرگ هایی اند که حتی به خودشان هم اعتماد ندارند!

گرگ ها قابل اعتماد نیستند...