جمع بندی مشکل در کمک کردن به فرد محتاج

تب‌های اولیه

4 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
مشکل در کمک کردن به فرد محتاج

سلام علیکم

راستش موضوعی که میخوام میگم نمیدونم عادی هست واسه دوستان یا نه
ولی کلا همیشه با این مشکل دست و پنجه نرم میکنم و همیشه هم عذاب وجدان میگیرم

من وقتی تو خیابون و .... یه فرد تهی دست میبینم خجالت میکشم جلو بهش کمک کنم
خیلی دلم میخواد بهش کمک کنم
ولی نمیدونم چرا موقع کمک کردن اگه کسی منو نگاه کنه از این رفتار خجالت زده میشم و جلو نمیرم
اگه جلو در خونه و یا خلوتی باشه مشکلی ندارم و کمک میکنم ( حتی خوشحالم میشم از اینکه کمک کردم و تونستم دل یکی رو شاد کنم )
ولی اگه در خونمم بزنه و همسایمون داره منو میبینه بازم خجالت میکشم و نمیتونم برم جلو واسه کمک

ولی دور از چشم مردم و خانواده مشکلی ندارم و اصلا ناراحت نمیشم
چند روز قبل تو صف نونوایی بودم و یه خانومی اومد گفت میشه برام یه نون بخری ؟؟
نمیدونم چرا نتونستم بگم باشه بمونید بخرم
نوبتم که شد خریدم نون رو واسش ولی وقتی خواستم بهش بدم دیدم تو صف خانوما هست و خجالت کشیدم از اینکه برم جلو و بهش بگم خانوم بفرمایید نون
بعد اون ماجرا اگه بگم عذاب وجدان گرفتم شاید دروغ نگفته باشم !
به شدت ناراحت شدم از این حرکت خودم ولی واقعا نمیتونستم !!!!!

همیشه همین مشکل رو داشتم و نتوسنتم حلش کنم
و الان واقعا داره اذیت میکنه ( حتی تو خیابون یه تهی دست میبینم دلم میخواد بهش کمک کنم ولی نمیتونم )

اگه راه حلی و یا حدیثی در این زمینه هست که کمک میکنه خوشحال میشم راهنمایی کنید

سپاس

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد کافی


J@v@d;988301 نوشت:
سلام علیکم

راستش موضوعی که میخوام میگم نمیدونم عادی هست واسه دوستان یا نه
ولی کلا همیشه با این مشکل دست و پنجه نرم میکنم و همیشه هم عذاب وجدان میگیرم

من وقتی تو خیابون و .... یه فرد تهی دست میبینم خجالت میکشم جلو بهش کمک کنم
خیلی دلم میخواد بهش کمک کنم
ولی نمیدونم چرا موقع کمک کردن اگه کسی منو نگاه کنه از این رفتار خجالت زده میشم و جلو نمیرم
اگه جلو در خونه و یا خلوتی باشه مشکلی ندارم و کمک میکنم ( حتی خوشحالم میشم از اینکه کمک کردم و تونستم دل یکی رو شاد کنم )
ولی اگه در خونمم بزنه و همسایمون داره منو میبینه بازم خجالت میکشم و نمیتونم برم جلو واسه کمک

ولی دور از چشم مردم و خانواده مشکلی ندارم و اصلا ناراحت نمیشم
چند روز قبل تو صف نونوایی بودم و یه خانومی اومد گفت میشه برام یه نون بخری ؟؟
نمیدونم چرا نتونستم بگم باشه بمونید بخرم
نوبتم که شد خریدم نون رو واسش ولی وقتی خواستم بهش بدم دیدم تو صف خانوما هست و خجالت کشیدم از اینکه برم جلو و بهش بگم خانوم بفرمایید نون
بعد اون ماجرا اگه بگم عذاب وجدان گرفتم شاید دروغ نگفته باشم !
به شدت ناراحت شدم از این حرکت خودم ولی واقعا نمیتونستم !!!!!

همیشه همین مشکل رو داشتم و نتوسنتم حلش کنم
و الان واقعا داره اذیت میکنه ( حتی تو خیابون یه تهی دست میبینم دلم میخواد بهش کمک کنم ولی نمیتونم )

اگه راه حلی و یا حدیثی در این زمینه هست که کمک میکنه خوشحال میشم راهنمایی کنید

سپاس


باسمه تعالی
با عرض سلام و خسته نباشید
الف: مهم تر از عمل، نیت انسان است که به منزله روح عمل است.
ب: اگر نیت برای خدا باشد و نشانه های ریا در آن نباشد، نباید انسان در انجام دادن آن تردیدی به خود خرج دهد. امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند:
«ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ لِلْمُرَائِي يَنْشَطُ إِذَا رَأَى‏ النَّاسَ‏ وَ يَكْسَلُ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ وَ يُحِبُّ أَنْ يُحْمَدَ فِي جَمِيعِ أُمُورِه‏ [1] ریاکار دارای سه علامت استهنگامی که مردم او را (در حال عمل و عبادت) ببینند نشاط پیدا می­کند (ولی در حال عبادت) اگر تنها باشد کسل می­شود و دوست دارد که در همه امور از او تعریف کنند.»[1]
ج: وقتی نیت شما خدایی است، در جمع، کار خیر را انجام دهید تا اتفاقا ناخود آگاه، تبلیغی هم برای دین شود و دیگران از شما یاد بگیرند و تشویق شوند که کار خیر را انجام دهند.
د: برای این که حساسیت شما کمتر شود و به مرور از بین برود، باید ضد این حالتی که دارید را انجام دهید. همان طور که در مباحث اخلاقی می گویند برای از بین بردن برخی صفات مانند تکبر باید ضد آن که تواضع است انجام شود و یا برای از بین بردن حسادت، باید ضد آن که تعریف کردن از طرف مقابل باشد صورت گیرد.
شما هم به این توصیه اخلاقی، یعنی ضد این حالتی که دارید، عمل کنید. ولو ممکن است در ابتدا برایتان سخت باشد، ولی حتما کار خیر را در جمع انجام دهید، تا به مرور و گذر زمان، این حساسیت شما از بین برود.
موفق باشید.
پی نوشت:
1. كلينى، محمد بن يعقوب‏، الكافي( ط- الإسلامية)، دار الكتب الإسلامية، ج2، ص295، تهران‏، 1407 ق‏.

پرسش:
بنده علی رغم آنکه در خفا و خلوت به نیازمندان کمک می کنم، ولیکن در جلوت و آشکارا، خجالت می کشم و نمی توانم کمک کنم، چه باید کرد؟

پاسخ:
الف: مهم تر از عمل، نیت انسان است که به منزله روح عمل است.
ب: اگر نیت برای خدا باشد و نشانه های ریا در آن نباشد، نباید انسان در انجام دادن آن تردیدی به خود خرج دهد. امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند: «ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ لِلْمُرَائِي يَنْشَطُ إِذَا رَأَى‏ النَّاسَ‏ وَ يَكْسَلُ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ وَ يُحِبُّ أَنْ يُحْمَدَ فِي جَمِيعِ أُمُورِه‏ (1) ریاکار دارای سه علامت استهنگامی که مردم او را (در حال عمل و عبادت) ببینند نشاط پیدا می­کند (ولی در حال عبادت) اگر تنها باشد کسل می­شود و دوست دارد که در همه امور از او تعریف کنند.»
ج: وقتی نیت شما خدایی است، در جمع، کار خیر را انجام دهید تا اتفاقا ناخود آگاه، تبلیغی هم برای دین شود و دیگران از شما یاد بگیرند و تشویق شوند که کار خیر را انجام دهند.
د: برای این که حساسیت شما کمتر شود و به مرور از بین برود، باید ضد این حالتی که دارید را انجام دهید. همان طور که در مباحث اخلاقی می گویند برای از بین بردن برخی صفات مانند تکبر باید ضد آن که تواضع است انجام شود و یا برای از بین بردن حسادت، باید ضد آن که تعریف کردن از طرف مقابل باشد صورت گیرد.
شما هم به این توصیه اخلاقی، یعنی ضد این حالتی که دارید عمل کنید. ولو ممکن است در ابتدا برایتان سخت باشد، ولی حتما کار خیر را در جمع انجام دهید، تا به مرور و گذر زمان، این حساسیت شما از بین برود.
موفق باشید.
پی نوشت:
1. كلينى، محمد بن يعقوب‏، الكافي( ط- الإسلامية)، دار الكتب الإسلامية، ج2، ص295، تهران‏
، 1407 ق‏.

موضوع قفل شده است