جمع بندی علم خدا به آینده و اختیار انسان

تب‌های اولیه

51 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

مسلم;1014434 نوشت:
اینکه من هر بار که گرسنه میشوم حتما به سمت یخچال میروم که اختیار من را سلب نمی کند!! اینکه یک انسان سخاوتمند همواره با دیدن فقیر به آنها کمک می کند و ما به خاطر شناخت او، فعلش را پیش بینی می کنیم هرگز به معنای جبر او نیست!! جبر در جایی است که او انتخاب نکند!! دقت کنید خواهش می کنم!!
در جایی که یک شخص همواره یک طرف را انتخاب کند، اما خودش انتخاب کند جبر نیست!!

با سلام.سخن این هست که شخص باید تاکید می کنم، باید فلان جا فلان انتخاب را بکند.باید باید باید باید باید باید.... این فرق می کند که شخصی اختیار دارد ومی تواند هر انتخابی را داشه باشد ولی همواره به دلخواه یک انتخابی میکند مشابه.سخن ازباید هست.من شما را کامل می شناسم و می توانم بگویم شما فردا باید این را انتخاب کنید.شما حتما این را انتخاب می کنید.شما ببر را ببینی حتما این را انتخاب می کنی.شما فقیر را ببینی حتما این را انتخاب می کنی.ممکن هست شما انخابی دیگر داشته باشید.؟؟نه!!!شما باید به فقیر کمک کنید، چون دل با رحمی دارد.باید ...باید ... باید...

مسلم;1014434 نوشت:
بحث ما در خصوص انتخاب است، یک ربات هرگز حق انتخاب ندارد،

سلام.
چرا ربات انتخاب ندارد؟؟؟من مقابل یک ربات شطرنج باز ایساده ام.من مهره ای جابه جا می کنم.مثلا فیل را جابه جا می کنم.اونوقت ربات چی کار می کند؟؟؟ربات دست رو دست می گذارد نگاه میکند؟؟یا متناسب با انتخابی که من داشتم و دیگر فاکتور ها و قوانین مسابقه، انتخاب می کند کدام مهره را جابه جا کند...این اسمش انتخاب نیست پس چیست؟؟؟؟اسم این عمل ربات را هرچی که می خواهید بگذارید مثلا بگذارید ایکس. انتخاب نمی گذارید قبول.فکر می کنید اسم این رفتار متقابل ربات در برابر حرکت های شما انتخاب کردن نیست.خیلی خوب، پس رفتار و به اصطلاح انتخاب های ما هم، را باید همان نام گذاشت که و گذاشت ایکس.چه فرقی هست.من شناخت کامل نسبت به ربات دارم.خودم او را ساخته ام.می دانم حتمی و حتمی و حتمی اگر بازیگن حریف، ذر این شرایط و وضعیت به خصوص سرباز را جابه جا کنم.ربات هم فیل را جابه جا می کنم.شک ندارم، اگر ربات انتخابی دیگر بکند اصلا اصل علیت زیر سوال می رود.علت های یکسان ولی معلول یا انتخابی متفاوت و متغیر!!!.خوب این مجبور نبودن ربات نیست پس چیست؟؟همان نحو هم من اطمینان دارم در فلان شرایط و اوضاع دانش آموز من با توجه به شناختی که نسبت به او دارم، حتما و حتما و بلا شک فردا چنان انتخاب می کند؟اون نمی تواند و محال هست انتخابی دیگر بکند.بابا اصلا در وجود اون نیست که گزینه ای دیگری داشته باشد.او ترسوست.او دلرحم هست.او خجالتیست.او...؟؟خوب چه فرقی هست بین انسان و ربات از جهت مختار بودن یا نبودنشان؟؟:-s:-s
[SPOILER]چه فرقی هست؟ :-?[SPOILER]
چه فرقی؟ Fool
[SPOILER]چه؟ :ar![/SPOILER][/SPOILER][/SPOILER]

عقلا، جبر در دو قدمی ماست.یا نه، جبر از رگ گردن به ما نزدیک تر.جبر داره صبح تا شام به ما تلنگر می زنه.جبر و عدم اختیار داره ششیشه ی پنجره ی خونه رو میشکنه بی اجازه خودشو داخل خونه ی ما می کنه، یالا هم نمی گه.ولی ما خودمون رو زدیم به اون راه نمی خواهیم ببینیمش.ازش فراری هستیم.ما رو تو بغلش می گیره.فشارمون می ده و فشارمون می ده ولی ما بازم انکارش می کنیم، اونو به زبان می آریم بدون منظور ولی بعد انکارش می کنیم.بازم نادیده اش می گیریم.
[SPOILER]چرا واقعا؟ :-?
[SPOILER]چرا؟ Fool
[SPOILER]؟ :ar![/SPOILER][/SPOILER][/SPOILER]

با سلام و احترام

پارسا مهر;1014437 نوشت:
سخن این هست که شخص باید تاکید می کنم، باید فلان جا فلان انتخاب را بکند.باید باید باید باید باید باید.... این فرق می کند که شخصی اختیار دارد ومی تواند هر انتخابی را داشه باشد ولی همواره به دلخواه یک انتخابی میکند مشابه.سخن ازباید هست.من شما را کامل می شناسم و می توانم بگویم شما فردا باید این را انتخاب کنید.شما حتما این را انتخاب می کنید.شما ببر را ببینی حتما این را انتخاب می کنی.شما فقیر را ببینی حتما این را انتخاب می کنی.ممکن هست شما انخابی دیگر داشته باشید.؟؟نه!!!شما باید به فقیر کمک کنید، چون دل با رحمی دارد.باید ...باید ... باید...

هیچ کسی سخن از «باید» از میان نمی آورد!! معلوم است که «باید» اشاره به اجبار دارد، ما می گوییم حتما! نمیگوییم فلانی باید از ببر فرار کند! می گوییم حتما از ببر فرار می کند!

پارسا مهر;1014437 نوشت:
چرا ربات انتخاب ندارد؟؟؟من مقابل یک ربات شطرنج باز ایساده ام.من مهره ای جابه جا می کنم.مثلا فیل را جابه جا می کنم.اونوقت ربات چی کار می کند؟؟؟ربات دست رو دست می گذارد نگاه میکند؟؟یا متناسب با انتخابی که من داشتم و دیگر فاکتور ها و قوانین مسابقه، انتخاب می کند کدام مهره را جابه جا کند...این اسمش انتخاب نیست پس چیست؟؟؟؟اسم این عمل ربات را هرچی که می خواهید بگذارید مثلا بگذارید ایکس. انتخاب نمی گذارید قبول.فکر می کنید اسم این رفتار متقابل ربات در برابر حرکت های شما انتخاب کردن نیست.خیلی خوب، پس رفتار و به اصطلاح انتخاب های ما هم، را باید همان نام گذاشت که و گذاشت ایکس.چه فرقی هست.من شناخت کامل نسبت به ربات دارم.خودم او را ساخته ام.می دانم حتمی و حتمی و حتمی اگر بازیگن حریف، ذر این شرایط و وضعیت به خصوص سرباز را جابه جا کنم.ربات هم فیل را جابه جا می کنم.شک ندارم، اگر ربات انتخابی دیگر بکند اصلا اصل علیت زیر سوال می رود.علت های یکسان ولی معلول یا انتخابی متفاوت و متغیر!!!.خوب این مجبور نبودن ربات نیست پس چیست؟؟همان نحو هم من اطمینان دارم در فلان شرایط و اوضاع دانش آموز من با توجه به شناختی که نسبت به او دارم، حتما و حتما و بلا شک فردا چنان انتخاب می کند؟اون نمی تواند و محال هست انتخابی دیگر بکند.بابا اصلا در وجود اون نیست که گزینه ای دیگری داشته باشد.او ترسوست.او دلرحم هست.او خجالتیست.او...؟؟خوب چه فرقی هست بین انسان و ربات از جهت مختار بودن یا نبودنشان؟؟

ببینید بحث بر سر این است که آیا علم پیشین با اختیار در تعارض است یا خیر؛ سایر اشکالات و ابهاماتی که در خصوص اختیار وجود دارد را باید در تاپیک مستقل پی بگیرید.
بنابراین در خصوص ربات که می فرمایید فقط به صورت اجمالی عرض می کنم یک ماشین است که داده هایی برای او تعریف شده و متناسب با آنها تصمیم میگیرد، یک چارچوب بسته است که هرگز توان انجام رفتاری فراتر از آن را ندارد، اما انسان توان انجام را دارد؛ این قسمتی که از متن شما را به رنگ قرمز درآورده ام ریشه اشتباه شماست...
بحث نمیتواند اینجا مطرح نیست، بحث نمیخواهد مطرح است؛ کسی که از ببر همواره فرار می کند بدین معنا نیست که نمیتواند فرار نکند! بلکه نمیخواهد فرار نکند! یعنی با یک دو دوتا چهارتا چنین تصمیمی می گیرد، اما ربات هرگز خارج از آنچه برایش تعریف شده اصلا نمیتواند تصمیم بگیرد!

مسلم;1014433 نوشت:
سلام دلسوخته عزیز

نمیخواهم تاپیک به این موضوع کشیده شود، فقط یک جمله عرض می کنم:
مگر آیا ملاک رضایت انسان از زندگی، رضایت در آخرین مرحله و رضایت نهایی نیست؟ یعنی یک کودکی را که شما به شهربازی می برید ممکن است در طی حوادث تلخ و شیرین در راه و در آنجا هی مرتب راضی شود و دوباره ناراضی شود، اما این که در پایان این سفر راضی باشد همه آن نارضایتی های پیشین را جبران می کند و نشان میدهد که از اندک بودن آگاهی اش ناراضی بوده است...

خدا می داند که همه انسان هایی که در دنیا سختی می کشند و از به وجود آمدن ناراضی هستند، همگی روزی راضی خواهند شد، میداند این نارضایتی ها مقطعی بوده و از اندک بودن آگاهی هایشان نشأت گرفته، خودش فرموده در آخرت وقتی زد این سختی ها را می بینید می گویید: کاش هیچ کدام از دعاهایم مستجاب نشده بود! کاش گوشت های بدنم با قیچی در دنیا چیده شده بود!! پس طبیعی است که نباید الان به این اعتراض های ما توجهی کند، ما خودمان باید توجه کنیم که هنوز به آخر راه نرسیده داریم قضاوت می کنیم!!!
حتی اگر این ناراحتی ما به خاطر گناهانی باشد که مرتکب می شویم، باز هم جای غم و غصه وجود ندارد، چون همین ناراحتی ما موجب پاک شدن آن گناهان است، همانطور که در روایات آمده پشیمانی دل برای توبه کافیست و هرگز برای آن تعداد تعیین نشده که از این تعداد به بعد دیگر بخشیده نمیشود...!

بیش از این نمیتوانم به مسئله ورود کنم تا تاپیک از بحث خارج نشود@};-

سلام.
باشه برای اینکه تاپیک منحرف نشود من دیگر پست نمی گذارم!
فقط از این بابت تشکر کنم که سر و ته همه بدبختی ها رو با شهربازی و آب نبات چوبی ( حق السکوت ) به هم آوردید ! چی از این بهتر ؟!
یا حق.

سلام و احترام

دلسوخته;1014481 نوشت:
باشه برای اینکه تاپیک منحرف نشود من دیگر پست نمی گذارم!

از سخن بنده ناراحت نشوید، فقط برای مدیریت تاپیک آن جمله را عرض کردم
دلسوخته;1014481 نوشت:
فقط از این بابت تشکر کنم که سر و ته همه بدبختی ها رو با شهربازی و آب نبات چوبی ( حق السکوت ) به هم آوردید ! چی از این بهتر ؟!

بنده یک قاعده را بیان کردم که رضایت نهایی مهم است، بقیه را فقط جهت مثال عرض کردم؛ شما اصل سخن را نگاه کنید در مثال نمانید!

مسلم;1014479 نوشت:
هیچ کسی سخن از «باید» از میان نمی آورد!! معلوم است که «باید» اشاره به اجبار دارد، ما می گوییم حتما! نمیگوییم فلانی باید از ببر فرار کند! می گوییم حتما از ببر فرار می کند!

با سلام.
استاد گرامی ما اینجا با یک باید طرفیم.شما فرضا یک کرم ابریشم را شناخت پیدا می کنید.زمانی که او بال در نیاورده و پروانه نشده، شما خواهید گفت، او حتما پرواز نخواهد کرد.با چه بالی پرواز کند؟بال ندارد که.شما به او علم و شناخت دارید و می دانید او پرواز نخواهد کرد.خواهید گفت، او حتما پرواز نخواهد کرد.حالا اگر آمدیم و پرواز کرد.چه میشود؟اصلا دنیا کن فیکون می شود.اصل علیت زیر سوال می رود.منطق زیر سوال می رود.پروانه ای که بال ندارد.چطور پرواز کند؟محال عقلیست؟
علت که بال زدن باشد بر فرض اصلا مهیا نبوده، پدیده یا معلول که پرواز کردن باشد، ولی حاصل شده.یعنی اصل علیت زیر سوال میرود.پس باید حتما پروانه پرواز نکند که اینطور ما منطقمان زیر سوال نرود.
[SPOILER]باید. happy
[SPOILER]حتما ;;)
[SPOILER]باید حتما :ar![/SPOILER][/SPOILER][/SPOILER]
شما چه منظوری و تعریفی از باید دارید که می فرمایید قبول دارید اگر باید باشد که جبر هست.ولی بایدی نیست.
چطور بایدی نیست؟
نگاهتان به باید چیست.چه باید منظور دارید که در اینجا وجود ندارد؟؟
مسلم;1014479 نوشت:
نمیگوییم فلانی باید از ببر فرار کند! می گوییم حتما از ببر فرار می کند!


شما با توجه به شناختی که از دانش آموز دارید.ادعا می کنید او از جهت حجب، حیا، ترسو بودن، تیز پا بودن، و و و و...حتما فرار می کند اگر ببر را ببیند.حالا این حتما، مگر پشتش یک باید نیست؟؟باید حتما دانش آموز فرار کند.اگر فرار نکند، چه میشود؟؟؟اصل علیت زیر سوال می رود.دنیا زیر و رو می شود.یک امر محال رخ می دهد.اصل علیت زیر سوال می رود.چرا که از یک علت یا علت های به خصوصی معلولی یا پدیده ای دیگر حاصل شده.دانش آموز تروسوست، اما ببر را دیده، نشسته پهلوی ببر تخمه میشکنه و به ببر هم تعارف می کنه.که البته ببر همانجا دانش آموز یک لقمه می کنه.خوب این نقض علیته.پس کودک باید حتما ببر را دید فرار کند.وقتی
باید حتما فرار کند.یعنی جبر!

پس علم از اینکه این و ان چه می کنند، از جهت شناختی که ما از انها داریم، منافات با اختیار دارد یا به عبارتی نشان می دهد که اختیار وجود ندارد.و جبر حاکم هست.

در رابطه با ربات و این ها که اشاره فرمودید از آن جهت که می فرمایید خارج از موضوع هست، دیگر عرضی مطرح نمی کنم.

با سلام و احترام

پارسا مهر;1014498 نوشت:
استاد گرامی ما اینجا با یک باید طرفیم.شما فرضا یک کرم ابریشم را شناخت پیدا می کنید.زمانی که او بال در نیاورده و پروانه نشده، شما خواهید گفت، او حتما پرواز نخواهد کرد.با چه بالی پرواز کند؟بال ندارد که.شما به او علم و شناخت دارید و می دانید او پرواز نخواهد کرد.خواهید گفت، او حتما پرواز نخواهد کرد.

بحث تکامل تکوینی با اختیار انسان متفاوت است، این دو نباید با هم خلط شود وگرنه رهزنی خواهد کرد
ما هم در رشد مجبوریم هیچ بچه ای با اخیار خودش به دنیا نیامده و بزرگ نمیشود! بحث بر سر اختیار در رفتارهاست.

پارسا مهر;1014498 نوشت:
شما چه منظوری و تعریفی از باید دارید که می فرمایید قبول دارید اگر باید باشد که جبر هست.ولی بایدی نیست.
چطور بایدی نیست؟ نگاهتان به باید چیست.چه باید منظور دارید که در اینجا وجود ندارد؟؟

پارسا مهر;1014498 نوشت:
شما با توجه به شناختی که از دانش آموز دارید.ادعا می کنید او از جهت حجب، حیا، ترسو بودن، تیز پا بودن، و و و و...حتما فرار می کند اگر ببر را ببیند.حالا این حتما، مگر پشتش یک باید نیست؟؟باید حتما دانش آموز فرار کند.اگر فرار نکند، چه میشود؟؟؟اصل علیت زیر سوال می رود.دنیا زیر و رو می شود.یک امر محال رخ می دهد.اصل علیت زیر سوال می رود.چرا که از یک علت یا علت های به خصوصی معلولی یا پدیده ای دیگر حاصل شده.دانش آموز تروسوست، اما ببر را دیده، نشسته پهلوی ببر تخمه میشکنه و به ببر هم تعارف می کنه.که البته ببر همانجا دانش آموز یک لقمه می کنه.خوب این نقض علیته.پس کودک باید حتما ببر را دید فرار کند.وقتی باید حتما فرار کند.یعنی جبر!
پس علم از اینکه این و ان چه می کنند، از جهت شناختی که ما از انها داریم، منافات با اختیار دارد یا به عبارتی نشان می دهد که اختیار وجود ندارد.و جبر حاکم هست.


باید با حتما متفاوت است برادر من!! اینکه من می گویم فلانی حتما از ببر فرار می کند نه اینکه من مجبورش می کنم که باید فرار کند؛ یعنی او حتما خودش فرار را انتخاب خواهد کرد! این که بنده می گویم: «حتما»، به معنای یک «باید» از جانب من نیست، به معنای «باید» از جانب خود اوست!!

هرگز اختیار اصل علیت را زیر سوال نمیبرد، کسی که ببر دنبالش کرده چه فرار کند و چه نکند اصل علیت زیر سوال نمیرود، چون خودش دارد انتخاب می کند، و انتخاب و اراده او جزئی از علت است که با ضمیمه شدن آن، علت تامّه محقق میشود!
علاوه بر اینکه بحث اصلا از اختیار و عدم اختیار به خودی خود نیست، آنچه که موضوع تاپیک است این است که آیا علم پیشینی به یک رفتار با اختیار ناسازگار است؟

مسلم;1014512 نوشت:
علاوه بر اینکه بحث اصلا از اختیار و عدم اختیار به خودی خود نیست، آنچه که موضوع تاپیک است این است که آیا علم پیشینی به یک رفتار با اختیار ناسازگار است؟

سلام مجدد.
فکر کنم پست آخر بنده باشه در اینجا.واقعا مسائل و دلایلی هست که نمیزاره بحث به نتیجه برسه.که جای بسی تامل داره.@};-

استاد گرامی من دقیقا سعی می کنم در موضوع تاپیک پست بزنم.آیا علم پیشینی به یک رفتار یا انتخاب با اختیار ناسازگار هست یا نه؟؟؟

عرض بنده همین هست.وقتی بنده، علم دارم که فلانی چه انتخاب خواهد کرد،.
از جهت شناختی که نسبت به اون مثلا دانش اموز دارم.با اختیار منافات دارد.
این عرض بنده هست که اصلا شکی واقعا درش نمی بینم.چون خیلی روشن و واضح و ساده هست.شاید دو سه سال پیش شک داشتم.ولی الان دیگه نه.شکی نیست.دیگه نا سلامتی ما دارای مدرک فوق دکترای جبر و اختیار از دانشگاه آکسفورد هستیم.b-)

اول این حرف ما به این معنی نیست که علم و پیشگویی ما موجب جبر میشود.نه این که بی معنیست.ما قبلا هم عرض کردیم.
یعنی اینطور نیست که چون من علم دارم او چه می کند پس او مجبور هست و اگر من علم نمی داشتم و جاهل بودم پس او اختیار داشت که خوب بی معنیه.
نه، اما اینکه من علم دارم از انتخاب آینده، نتیجه حاصل میشود و برداشت میشود که ما با اختیار سر وکار نداریم. چون اختیار و انتخاب مختارانه قابل پیش بینی یقینی نیست.به هیچ عنوان.
اگر انتخابی قابل پیش بینی باشد معلومه انتخاب و عمل مختارانه نبوده.
(البته ما عرض کردیم اگر ما لا زمانی باشیم و در اینده و از آینده بگوییم از اینده بدانیم، این منافاتی با اختیار ندارد و داستانش فرق می کند)

دانش آموزش که اختیار دارد در مواجه با ببر، فرار کند یا نکند.باید گفت، برای دانش آموز دو گزینه و حق انتخاب ممکن هست.فرار کند یا فرار نکند.هر دو گزینه برای دانش آموز مهیاست( به معنای واقعی این امکان وجود دارد، و الی ما مجازا در ربات و کامپیوتر و یا در سخنان روزمره در مورد کامپیوتر هم ادعا می کنیم که کامپیوتر چند حق انتخاب دارد.ولی این واقعیت امر نیست.اما در مورد موجود مختار چرا، شخص مختار ادعا میشود که به معنای واقعی دو حق انتخاب یا بیشتر از دو حق انتخاب و گزینه پیش روی خود دارد و هر یک را می تواند برگزیند).درست هست یا نه؟؟اگر با این عرض بنده مخالفید.پس روشن و واضح بگویید که مخالفید و اصلا سراغ ادامه ی عرایض بنده نرویم.پس دانش آموز که مختار هست در مواجه با ببر، دو امکان و گزینه برایش متصور و امکان پذیر هست.یا بنشیند با ببر تخمه بشکند یا فرار کند.با این عرض بنده موافقید یا نه؟؟؟

اگر موافقید.عرض کنم که...

وقتی هر دو گزینه برای دانش آموز ممکن هست.شما از پیش چگونه می خواهید ادعا کنید که حتما دانش آموز ببر را ببیند فرار می کند؟؟چگونه؟؟مگر دو گزینه و دو امکان برای دانش آموز مهیا نیست؟؟مگر دو امکان برای دانش آموز قابل تصور نیست.خواست فرار می کند خواست فرار نمی کند؟؟شما چگونه با اطمینان می خواهید بگویید که آن دانش آموز قطعا فرار می کند؟؟؟شما می فرمایید من به دانش اموز شناخت دارم.او ترسوست.پس حتما فرار می کنه؟درسته؟؟خوب این ادعا با اون فرض که برای دانش آموز دو گزینه ممکن بود مقایرت دارد.شما می فرمایید که علم دارید که دانش آموز ترسوست.وقتی ترسوست قطعا فرار می کند.محال عقلیست که فرار نکند.علت که ترسو بودن هست، لاجرم معلول یا این پدیده که فرار کردن باشد را مهیا می کند.در این صورت، برای این دانش آموز ترسوی ما، تنها و تنها یک گزینه عقلا و منطقا ممکن و قابل تصور هست.و ان فرار کردن هست.همان طور که برای کرم ابریشمی که بال ندارد، تنها یک امکان که پرواز نکردن باشد ممکن هست.پس با این توضیحات با توجه به این ادعا و پیش بینی و علم شما، تنها یک گزینه و امکان برای دانش آموز ممکن هست، عقلا و منطقا، و آن هم این هست که دانش آموز فرار کند.و دیگر معنی ندارد که گفته شود دانش آموز در فرار کردن اختیار دارد.و بی معنیست که گفته شود که دانش آموز این امکان و حق و گزینه را داشت که فرار نکند.و بی معناست که گفته شود که دانش آموز مختار هست.

مسلم;1014512 نوشت:
باید با حتما متفاوت است برادر من!! اینکه من می گویم فلانی حتما از ببر فرار می کند نه اینکه من مجبورش می کنم که باید فرار کند؛ یعنی او حتما خودش فرار را انتخاب خواهد کرد! این که بنده می گویم: «حتما»، به معنای یک «باید» از جانب من نیست، به معنای «باید» از جانب خود اوست!!

استاد مهم نیست، از جانب شماست یا از جانب خود او.مهم این هست اختیار فاعل دخیل نیست.او ترسو هست.از جهت ترسو بودن، محال عقلیس که انتخابی غیر از فرار داشته باشد.خود شما می فرمایید.علم شما می فرماید که دانش آموز که ترسوست لاجرم انتخابش فرار هست.ما می پرسیم، می شود و ممکن هست برای او که فرار نکند؟؟ممکن هست که فرار نکند؟؟؟وقتی ممکن نیست پس او اختیاری در انتخاب ندارد.چون انتخاب دیگری ندارد.گزینه ی دیگری ندارد و نمی تواند انتخاب کند.ما هم چند باره.ما که نمی گوییم اینکه شما چیزی می گویید و پیش گویی می کنید.کسی را مجبور می کند.که شما اینطور به ما تذکر می دهید که" اینکه من می گویم فلانی حتما از ببر فرار می کند نه اینکه من مجبورش می کنم که باید فرار کند" این علم و پیش گویی شما از ان ناشی می شود که شخص دانش آموز انتخاب هایش اختیاری نیست.بلکه جبریست.
این پست رو ازجهت تکمیل پست پیشین عرض کردم.همان هست.

نقل قول:
هرگز اختیار اصل علیت را زیر سوال نمیبرد، کسی که ببر دنبالش کرده چه فرار کند و چه نکند اصل علیت زیر سوال نمیرود، چون خودش دارد انتخاب می کند، و انتخاب و اراده او جزئی از علت است که با ضمیمه شدن آن، علت تامّه محقق میشود!

از نظر شما، شخص مختار، چه فرار کند و چه فرار نکند، اصل علیت زیر سوال نمی رود.خیلی خوب.پس شما از کجا اطمینان دارید که او ببر را ببیند فرار می کند؟؟از کجا اطمینان دارید؟؟ اون چه ترسو باشد چه نباشد، چه کور و نابینا باشد، چه نباشد، چه ناقص العقل باشد چه نباشد.از نظر شما در فرار کردن و فرار نکردن مختار هست و چه فرار کند و چه فرار نکند اصل علیت نقض نمی شود.زیر سوال نمی رود.حالا که در هر دو صورت امکان هست و اصل علیت زیر سوال نمی رود.شما از چه جهت ادعا میکنید و پیش گویی می کنید که دانش آموز حتما، فرار می کند؟؟؟از کجا مطمئنید؟؟؟او ترسوست؟؟ترسوست که ترسوست.با اینکه ترسوس، ولی فرار نمی کند؟چه اشکالی دارد؟؟اصلا ترسوست، ولی انتخاب می کند که بنشید با ببر تخمه بشکند؟؟چه اشکالی دارد؟شما با چه حسابی ادعا می کنید که دانش آموز فرار می کند، ترسوست که ترسوست.از نظر شما،دانش آموز چه فرار کند و چه فرار نکند، اصل علیت زیر سوال نمی رود.خوب تنها دست آویز ما هم که اصل علیته.وقتی اصل علیت بر هیچ کدام تاکیدی نداردونه بر فرار و نه بر پهلوی ببر نشستن. شما چطور با اطمینان می فرمایید که دانش آموز فرار می کند.؟؟این هم در تکمیل.

باسمه الذی یفعل ما یشاء

عرض سلام و ادب و تشکر از مطالب ارزنده ی حضرتعالی

مسلم;1014236 نوشت:
بلکه حقیقت این است که چون ما انتخاب می کنیم خداوند به آن علم دارد.

اگر اینگونه باشد که فرمودید آنگاه خداوند مجبور نخواهد بود(معاذالله)؟همان "ید الله مغلوله"؟

به نظر می رسد توجه به مسئله ی فاعل مباشر و بعید،شبهه ی فوق را حل کند.

موضوع قفل شده است