جمع بندی شبهه ارتباط با خدا

تب‌های اولیه

47 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
شبهه ارتباط با خدا

سلام
چگونه از خدایی که اورا نمیشناسیم میتوانیم طلب حاجت و کمک بخواهیم؟
میگن خود خدارو نمیشه شناخت اما صفاتشو میتوان شناخت
من در مورد دومی هم تردید دارم
بعنوان مثال میگن خدا کریم است...درحالی که درک ما از این صفت یک درک انسانوار از خداست نه خداوار
پس اشتیاق ما نسبت به جود و کرم خدا یک اشتیاق مجازی است نه حقیقی چون ما خدارو نمیشناسیم
نمیدونیم حتی چگونه سخن ما را میشنود..حتی از سخن و درد های ما متاثر نمیشود
بعضی وقتا به خودم میگم کاش خدا موجودی انسانوار بود اونوقت ارتباطمون حقیقی بود نه مبهم و مجازی

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد عامل

[="Arial Black"][="Blue"][="3"]

بسم الله الرحمن الرحيم



با عرض سلام
اگر خاطر شريف شما باشد، چند وقت پيش شبيه همين سوال در تاپيك زير مورد بررسي قرار گرفت:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=53595&p=786647&viewfull=1#post786647
كه مراجعه به آن خالي از لطف نيست.

در هر حال، اگر هيچ نحوه شناختي نبود، آمدن صفات خبري خدا در قرآن(نعوذ بالله) بي هوده بود! چرا كه تفاهم و مخاطب قرار دادن، فرع بر فهم مشترك از لغات است. بنابراين همان فهمي از كرم كه منظور ماست را خداوند به خود منتسب كرده است اما با اين تفاوت كه درك ما از اوصافي مانند كَرَم، محدود به سعه وجودي خود ماست و حتي فهم افراد بشر از اين مفهوم متفاوت است. به همين دليل متكلمان و فلاسفه معتقدند براي انتساب اوصاف مشترك بين انسان و خدا به حضرت حق بايد تمام حدود را از ان صفت كنار گذاشت و بطور مطلق و صرف ان وصف را به خداوند نسبت داد. بنابراين اصل و ريشه يكي است ولي تفاوت در محدود و نامحدود بودن صفات انساني و الهي است. به همين دليل امیر المومنین(عليه السلام) میفرماید: لَمْ يُطْلِعِ الْعُقُولَ عَلَى تَحْدِيدِ صِفَتِهِ وَ لَمْ يَحْجُبْهَا عَنْ وَاجِبِ‏ مَعْرِفَتِهِ‏ فَهُوَ الَّذِي تَشْهَدُ لَهُ أَعْلَامُ الْوُجُود...(1) به عبارتي دو سطح از فهم در مورد خداوند متصور است؛ يكي حداقلي است كه اين ميزان لازم و واجب است براي انسان تا بتواند او را مخاطب قرار داده و عبادت كند و ديگري شناخت حداكثري كه نيازمند اشراف و تسلط شناسنده است. چنين شناختي با توجه به محدوديت انسان و نامحدود بودن متعلق علم يعني خدا، غير ممكن است، به همين دليل حضرت مي فرمايد: لَمْ يُطْلِعِ الْعُقُولَ عَلَى تَحْدِيدِ صِفَتِهِ.

از طرفي معيت هميشگي خداوند متعال با مخلوقاتش، مجوز درك كامل او نسبت به بندگان و راز و نياز آنها با خداست. اين ادراك كامل را عرفا با بيان وحدت وجود و ظاهر و مظهر جزو شديدترين و محكم ترين ارتباطها مي دانند چرا كه اين ارتباط پا را از دوگانگي فراتر گذاشته و هر دو را يكي مي دانند به دو اعتبار.
فلاسفه نيز با بيان علم و ادراك حضوري خداوند نسبت به انسان و ديگر مخلوقات، اين ارتباط را خطاناپذير و بسيار قوي معرفي كرده اند.

علاوه بر مباحث عقلي، در منابع نقلي نيز به شنيدن خواسته ها و اجابت آنها توسط خداوند اشاره شده است، مانند: وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُم‏(2) و همچنين امام صادق(عليه السلام) در اين رابطه مي فرمايد: «ما أبرز عبدٌ یده إلى الله العزیز الجبّار إلاّ استحیا الله عزّوجل أن یردّها صفراً حتى یجعل فیها من فضل رحمته ما یشاء، فإذا دعا أحدکم فلا یردّ حتى یمسح على وجهه و رأسه؛ هیچ بنده‌ای دست خود را به سوی خدای عزیز و جبران کننده دراز نمی‌کند، مگر این که خداوند حیا می‌کند که دست او را خالی برگرداند و چیزی از فضل و رحمت که می‌خواهد در آن نگذارد. پس هر گاه دعا نمودید، دست خود را به سر و صورت خود بکشید».(3)

اما مطلب اخر اينكه ايا ارتباط ما با خدا حقيقي است يا مجازي؟ متوقف بر اين است كه ما چه تعريفي از حقيقي و مجازي داشته باشيم. بنابر مطالب گذشته كه اين ارتباط از جانب خداوند حضوري بوده و از طرف انسان نيز گاهي حضوري است و اين نحوه از ارتباط بارزترين مصداق ارتباط حقيقي مي باشد. همانطور كه اطلاع داريد ارتباط ما با ديگران در اكثر موارد با علم حصولي مانند ديدن، شنيدن و ديگر حواس ظاهري است. اين نحوه از علم بطور مستقيم با معلوم خارجي ارتباط ندارد و همين وجود واسطه و خطاپذيري باعث دور شدن آن از حقيقت مي گردد، به خلاف علم حضوري كه خطاناپذير بوده و به حقيقت نزديك تر است.


[/HR]1. نهج البلاغة، ص88.
2. غافر: 60.
3. كليني، كافي، ج2، ص471.
[/][/][/]

عامل;927564 نوشت:
[="Arial Black"][="Blue"][="3"]
بسم الله الرحمن الرحيم



با عرض سلام
اگر خاطر شريف شما باشد، چند وقت پيش شبيه همين سوال در تاپيك زير مورد بررسي قرار گرفت:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=53595&p=786647&viewfull=1#post786647
كه مراجعه به آن خالي از لطف نيست.

در هر حال، اگر هيچ نحوه شناختي نبود، آمدن صفات خبري خدا در قرآن(نعوذ بالله) بي هوده بود! چرا كه تفاهم و مخاطب قرار دادن، فرع بر فهم مشترك از لغات است. بنابراين همان فهمي از كرم كه منظور ماست را خداوند به خود منتسب كرده است اما با اين تفاوت كه درك ما از اوصافي مانند كَرَم، محدود به سعه وجودي خود ماست و حتي فهم افراد بشر از اين مفهوم متفاوت است. به همين دليل متكلمان و فلاسفه معتقدند براي انتساب اوصاف مشترك بين انسان و خدا به حضرت حق بايد تمام حدود را از ان صفت كنار گذاشت و بطور مطلق و صرف ان وصف را به خداوند نسبت داد. بنابراين اصل و ريشه يكي است ولي تفاوت در محدود و نامحدود بودن صفات انساني و الهي است. به همين دليل امیر المومنین(عليه السلام) میفرماید: لَمْ يُطْلِعِ الْعُقُولَ عَلَى تَحْدِيدِ صِفَتِهِ وَ لَمْ يَحْجُبْهَا عَنْ وَاجِبِ‏ مَعْرِفَتِهِ‏ فَهُوَ الَّذِي تَشْهَدُ لَهُ أَعْلَامُ الْوُجُود...(1) به عبارتي دو سطح از فهم در مورد خداوند متصور است؛ يكي حداقلي است كه اين ميزان لازم و واجب است براي انسان تا بتواند او را مخاطب قرار داده و عبادت كند و ديگري شناخت حداكثري كه نيازمند اشراف و تسلط شناسنده است. چنين شناختي با توجه به محدوديت انسان و نامحدود بودن متعلق علم يعني خدا، غير ممكن است، به همين دليل حضرت مي فرمايد: لَمْ يُطْلِعِ الْعُقُولَ عَلَى تَحْدِيدِ صِفَتِهِ.

از طرفي معيت هميشگي خداوند متعال با مخلوقاتش، مجوز درك كامل او نسبت به بندگان و راز و نياز آنها با خداست. اين ادراك كامل را عرفا با بيان وحدت وجود و ظاهر و مظهر جزو شديدترين و محكم ترين ارتباطها مي دانند چرا كه اين ارتباط پا را از دوگانگي فراتر گذاشته و هر دو را يكي مي دانند به دو اعتبار.
فلاسفه نيز با بيان علم و ادراك حضوري خداوند نسبت به انسان و ديگر مخلوقات، اين ارتباط را خطاناپذير و بسيار قوي معرفي كرده اند.

علاوه بر مباحث عقلي، در منابع نقلي نيز به شنيدن خواسته ها و اجابت آنها توسط خداوند اشاره شده است، مانند: وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُم‏(2) و همچنين امام صادق(عليه السلام) در اين رابطه مي فرمايد: «ما أبرز عبدٌ یده إلى الله العزیز الجبّار إلاّ استحیا الله عزّوجل أن یردّها صفراً حتى یجعل فیها من فضل رحمته ما یشاء، فإذا دعا أحدکم فلا یردّ حتى یمسح على وجهه و رأسه؛ هیچ بنده‌ای دست خود را به سوی خدای عزیز و جبران کننده دراز نمی‌کند، مگر این که خداوند حیا می‌کند که دست او را خالی برگرداند و چیزی از فضل و رحمت که می‌خواهد در آن نگذارد. پس هر گاه دعا نمودید، دست خود را به سر و صورت خود بکشید».(3)

اما مطلب اخر اينكه ايا ارتباط ما با خدا حقيقي است يا مجازي؟ متوقف بر اين است كه ما چه تعريفي از حقيقي و مجازي داشته باشيم. بنابر مطالب گذشته كه اين ارتباط از جانب خداوند حضوري بوده و از طرف انسان نيز گاهي حضوري است و اين نحوه از ارتباط بارزترين مصداق ارتباط حقيقي مي باشد. همانطور كه اطلاع داريد ارتباط ما با ديگران در اكثر موارد با علم حصولي مانند ديدن، شنيدن و ديگر حواس ظاهري است. اين نحوه از علم بطور مستقيم با معلوم خارجي ارتباط ندارد و همين وجود واسطه و خطاپذيري باعث دور شدن آن از حقيقت مي گردد، به خلاف علم حضوري كه خطاناپذير بوده و به حقيقت نزديك تر است.


[/HR]1. نهج البلاغة، ص88.
2. غافر: 60.
3. كليني، كافي، ج2، ص471.
[/][/][/]

سلام
اگر نحوه اشتراکی در صفات و خداوند و انسان بود ایا از نیازی به ده ها یا صدها کتاب در اثبات عدل الهی بود؟
بله در نگاه اول در قرآن ما با خدایی طرفیم که مثل یک انسان با ما سخن گفته و ما فهم مشترک داریم بعنوان مثال خداوند فرموده ادعونی استجب لکم اما بعد از سالها دعا می یینیم از خدای قران خبری نیست..یا اگه هست فهمی از هیچ سخنش نداریم

در تایید سخنم یک حدیثی هم وجود دارد که در جواب کسی که دعایش مستجاب نمیشود امام معصوم گفته که چون نمیدانی از کی میخواهی

غریبه آشنا;927644 نوشت:
سلام
اگر نحوه اشتراکی در صفات و خداوند و انسان بود ایا از نیازی به ده ها یا صدها کتاب در اثبات عدل الهی بود؟
بله در نگاه اول در قرآن ما با خدایی طرفیم که مثل یک انسان با ما سخن گفته و ما فهم مشترک داریم بعنوان مثال خداوند فرموده ادعونی استجب لکم اما بعد از سالها دعا می یینیم از خدای قران خبری نیست..یا اگه هست فهمی از هیچ سخنش نداریم

در تایید سخنم یک حدیثی هم وجود دارد که در جواب کسی که دعایش مستجاب نمیشود امام معصوم گفته که چون نمیدانی از کی میخواهی

با سلام وعرض ادب

تا حالا حرفهای یه بچه رو شنیدید

آرزوهای بچگی خودتون رو یادته ؟!
ِ
پسر بچه من از صبح که شبکه پویا رو براش میذارم

پشت سر هم هرچی میبینه میگه مامان این رو برام

بخر ,اون رو برام بخر,

من مادر میدونم ,که نیازهای واقعی بچم چی هستن

کلا منظورم اینه که ما واقعا نمیدونیم نیازهای واقعیمون

رو از نیازهای غیروضروری تشخیص بدیم

خدا وند بهتر از ما ,نیازهای واقعی بنده هاش رو میشنا سه !

خب پس مسلما به همه نیازهامون هم پاسخ مثبت نمیده

مثل مادری که واسه ی بچش هر چیزی که, بچش, بخواد رو

تهیه نمیکنه.

[="Arial Black"][="Blue"][="3"]سلام عليكم

غریبه آشنا;927644 نوشت:
سلام
اگر نحوه اشتراکی در صفات و خداوند و انسان بود ایا از نیازی به ده ها یا صدها کتاب در اثبات عدل الهی بود؟
بله در نگاه اول در قرآن ما با خدایی طرفیم که مثل یک انسان با ما سخن گفته و ما فهم مشترک داریم بعنوان مثال خداوند فرموده ادعونی استجب لکم اما بعد از سالها دعا می یینیم از خدای قران خبری نیست..یا اگه هست فهمی از هیچ سخنش نداریم
در تایید سخنم یک حدیثی هم وجود دارد که در جواب کسی که دعایش مستجاب نمیشود امام معصوم گفته که چون نمیدانی از کی میخواهي

بنابر اشتراك برخي اوصاف انسان و خدا، باز هم وجود كتابهاي فراوان براي روشن كردن فرقهاي اين دو نحوه از صفات و تمايز آنها لازم و ضروري بود. به عبارت ديگر، برخي اوصاف مختص خداست و عقل تنها خدا راشايسته آن مي داند، مانند الوهيت. برخي نيز اختصاص به انسان و مخلوقات مادي دارد، مانند زمان مندي و مكانمندي. برخي نيز مشترك است. قسم اخير تنها در مفهوم مشتركند و در سعه و ضيق تفاوت عمده دارند. بنابراين منظور از اشتراك اين اوصاف، يكي بودن آنها از هر جهت نيست تا هيچ بحثي بين دانشمندان صورت نگيرد.
نكته ديگر اينكه بحث استجابت دعا همانطور كه مي دانيد، عوامل متفاوتي دارد كه ربطي به عدم فهم ما از اوصافي مانند سميع و بصير بودن خداوند ندارد. حديث مذكور نيز با فرض صحت سند، مي توان به عدم شناخت آن شخص از خدا حمل كرد كه مثلا قدرت الهي را دست كم گرفته يا ... نه اينكه هيچ نوع اشتراك مفهومي بين انسان و خدا در اوصاف نيست.[/][/][/]

عامل;927856 نوشت:

نكته ديگر اينكه بحث استجابت دعا همانطور كه مي دانيد، عوامل متفاوتي دارد كه ربطي به عدم فهم ما از اوصافي مانند سميع و بصير بودن خداوند ندارد. حديث مذكور نيز با فرض صحت سند، مي توان به عدم شناخت آن شخص از خدا حمل كرد كه مثلا قدرت الهي را دست كم گرفته يا ... نه اينكه هيچ نوع اشتراك مفهومي بين انسان و خدا در اوصاف نيست.[/SIZE][/SIZE][/COLOR][/FONT]

بحث استجابت دعا را هم اگه دنبال کنیم به خدا نمیرسیم بلکه به این میرسیم که ایا نفس دعا کنتده قابلیت و قدرت براورده کردن خواسته های خود را دارد یا ندارد.
خدایی که روحانیون و روضه خوانها از بچگی برای ما تعریف کرده خدایی است که انتظار دعا و توبه ما را میکشد..خدایی که متاثر میشود اما سخت دلش به دست می آید
یا میگویند اگه اول دعات صلوات باشد خدا شرم میکند حاجتت را نده..

اما در واقعیت خبری از چنین خدایی نیست.. نه انتظاری نه شرمی نه تاثری نه کرمی نه عدالتی
انگار بیست سال با دیوار صحبت کردی..اگه این صحبتها با یه انسان بود حقیقتا جلو تر بودیم
چرا منبری ها دروغ میگن که مثلا فلان شب ماه رمضان خدا دستور میده به فرشتگان که گناهان را پاک کنند..مگه نمیدونن خدا محل حوادث نیست و دستور نمیده؟!

حقیفت اینه که خدای روضه خوانها و منبری ها یک خدای ذهنی و دروغی است که با بت هیچ فرقی نداره الا اینکه بت سنگ و چوب است و خدای ما خیالی
خدای واقعی یا وجود نداره یا اگه داره هیچ درکی از اون نداریم...خدایی هم که درک نشود ارتباط حقیقی با او میسر نیست بلکه هرارتباطی با او از سنخ بت پرستی است

غریبه آشنا;927644 نوشت:
سلام
اگر نحوه اشتراکی در صفات و خداوند و انسان بود ایا از نیازی به ده ها یا صدها کتاب در اثبات عدل الهی بود؟
بله در نگاه اول در قرآن ما با خدایی طرفیم که مثل یک انسان با ما سخن گفته و ما فهم مشترک داریم بعنوان مثال خداوند فرموده ادعونی استجب لکم اما بعد از سالها دعا می یینیم از خدای قران خبری نیست..یا اگه هست فهمی از هیچ سخنش نداریم

در تایید سخنم یک حدیثی هم وجود دارد که در جواب کسی که دعایش مستجاب نمیشود امام معصوم گفته که چون نمیدانی از کی میخواهی

سلام
تا حالا دیدی این آدمایی رو که به خاطر یه چیز خاص میان سمتت؟ مثلا پدرت رئیس یه اداره است و اون آدم اون اداره کار داره، برا همین یه مدت همش میاد و با تو حس رفاقت میکنه و توقع داره تو ام باور کنی و رفیقش بشی؟
خدا هم همینه! خدا اصلا با این طور ادمها حال نمیکنه! من اینو به تجربه در زندگی دیدم که میگم.

برای همین، دعا کردن زبانی تقریبا بیفایدست. خدا (با بار مثبت) معامله گر هست. یعنی یه چیزی میگیره و یک چیز بهت میده در عوضش. حتی خودش توی قرآن میگه من خریدار جان و مال مومنینم. و بارها در جاهای مختلف لفظ معامله کردن با خدا رو میاره.

اگر فکر میکنی با 4تا دعای لسانی میتونی چیزی بگیری، باور کن عین همون آدمی که به خاطر موقعیت پدرت اومده تریپ رفاقت برداره باهات! و اگر کارشو انجام بده دوباره میره و دیگه نمیبینیش! مگر اینکه بازم کارش گیر کنه و یاد رقیق قدیمیش بیفته باز و یهو لبریز از عشق و صمیمیت و رفاقت با شما بشه!

مثلا منم یه زمان سر موضوعاتی، زیاد دعا میکردم، حتی نماز حاجت. ولی فکر کنم بی نتیجه بود. بعد یهو (فکر کنم ماه رمضون پارسال بود) شروع کردم نماز اول وقت خوندن. حتی نماز صبح. تازه سعی میکردم نماز ظهر و عصر رو جدا بخونم که همگی اول وقت باشن. توی این یکسال گه گذشت، به چیزایی رسیدم که 4-5 سال قبل دنبالش بودم و نمیشد.

البته اینطوری فکر نکن که یکهو از آسمون ریخت پایین. بذار با مثال بهت بگم. مثلا تو دلت میخواد یک رشته و دانشگاه خاصی قبول بشی. همه ی تلاشنم میکنی. ولی مثلا 2تا تست اشتباه میزنی و هیچوقت اون رشته قبول نمیشی. ولی خدا اینبار که نمازات اول وقت هست، یه کار میکنه اون 2تا تست رو درست بزنی (یا شاید یکی دیگه غلط بزنه) و تو قبول شی.

یا مثلا یک فوتبالیست خوبی هستی که خیلی تلاش میکنی ولی هیچوقت دیده نمیشی. و یا وقتی میری برای تست، هول میشی، و یا اصلا بازی طوری میشه که تو شانس دیده شدن نداری. بعد خدا یک کاری میکنه که یکنفر بیاد تورو ببینه و خوشش بیاد و زندگیت عوض شه کلا.

یعنی میخوام بگم چیزی از آسمون نمیاد. بلکه موقعیت های زندگی که میتونه بشه، و میتونه نشه، خدا کاری میکنه که بشه! بعد یهو خودت متعجب میشی که همینطوری پشت سر هم انگار خوش شانسی میاری و هرچی میخوای بهش میرسی.

پس سعی کن یه چیزی بدی (من نماز اول وقت رو پیشنهاد میکنم...پیشنهاد منم نیست، پیشنهاد اکید آیت الله قاضی و تایید آیت الله بهجت هست)، و یا صدقه بدی، به مردم کمک کنی و مشکلشون رو حل کنی، و یا با خدا ارتباط پایدار حقیقی بگیری. واقعا در خدا تفکر کنی و بشناسیش و به خاطر کارهای خودت نری سمتش(عین اون دوست مزخرف مثال بالا نشی)

خدا مفتی به کسی چیزی نمیده(دعای لسانی هم یکجور مفتی هست بنظرم!)

[="Arial Black"][="Blue"][="3"]سلام

غریبه آشنا;927915 نوشت:
بحث استجابت دعا را هم اگه دنبال کنیم به خدا نمیرسیم بلکه به این میرسیم که ایا نفس دعا کنتده قابلیت و قدرت براورده کردن خواسته های خود را دارد یا ندارد.

با كدام مبنا به اين نتيجه رسيديد؟
با مبناي عرفاني كه تمام خلق را ظهور خداوند مي داند؟
يا با ديد فلسفي كه مخلوق را عين ربط به خالق مي داند؟
كداميك از اين تفكرات براي نفس استقلالي در اين حد قائلند؟
ممكن است شما از خداوند خواسته اي داشته ايد كه بنابر مصالحي برآورده نشده باشد، آيا اين مطلب بايد روي حق طلبي و قضاوت شما تاثير بگذارد؟
دوست عزيز؛ شما هم صحبتي با خالق را واقعا كمتر از هم كلام شدن با مخلوقي مانند انسان مي دانيد؟ در حالي كه با دلايل عقلي ثابت شده كه علت اقواي از معلول است و هر كمالي كه معلول دارد، علت در مرتبه بالاتر دارا است.
شما از كجا مطمئن شديد كه خواسته شما مسلما به صلاح شماست؟ غير از اين است كه وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً (اسراء:85) و يا: كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ؛ جنگ [با دشمن‏] بر شما مقرّر و لازم شده، و حال آنكه برايتان ناخوشايند است. و بسا چيزى را خوش نداريد و آن براى شما خير است، وبسا چيزى را دوست داريد و آن براى شما بد است وخدا [مصلحت شما را در همه امور] مى‏داند و شما نمى‏دانيد. (بقره: 216) و يا: إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً (احزاب: 72) و يا: وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْ‏ءٍ جَدَلاً (كهف: 54) با توجه به اين آيات شما از چه راهي قطع به خير بودن خواسته و دعاي خود كرديد و يا از كجا مطمئن هستيد كه موانع دعا را برطرف كرده يا معدات آن را فراهم نموديد؟برخي مواقع بهتر است كمي به خودمان سوء ظن داشته باشيم تا خدا! تا مصداق همان روايت نشناختن خالق كه فرموديد، نشويم...


غریبه آشنا;927915 نوشت:
چرا منبری ها دروغ میگن که مثلا فلان شب ماه رمضان خدا دستور میده به فرشتگان که گناهان را پاک کنند..مگه نمیدونن خدا محل حوادث نیست و دستور نمیده؟!

اوصاف فعل خداوند خارج از ذات اوست و لذا با تعلق به جزئيات و حوادث، محذوري پيش نمي آيد، به خلاف ذات و صفات ذاتي حضرت حق.

غریبه آشنا;927915 نوشت:
حقیفت اینه که خدای روضه خوانها و منبری ها یک خدای ذهنی و دروغی است که با بت هیچ فرقی نداره الا اینکه بت سنگ و چوب است و خدای ما خیالی

شايد برخي منبري ها اشتباهاتي داشته باشند...
اما مسلما خدايي كه معرفي مي كنند، بر اساس آيات و روايات بوده و با بت خيلي تفاوت دارد!
در هر حال شما سعي كنيد مصداق اين آيه باشيد: الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ؛ آنان كه سخن را مى‏شنوند و از بهترينش پيروى مى‏كنند، اينانند كسانى كه خدا هدايتشان كرده، و اينان همان خردمندانند. (زمر: 18)

ان شا الله در پناه حق به خواسته هاي مشروع خود برسيد[/][/][/]

[="Arial Black"][="Blue"][="3"]سلام

rezaee;927925 نوشت:
خدا مفتی به کسی چیزی نمیده(دعای لسانی هم یکجور مفتی هست بنظرم!)

كرم خداوند آنقدر زياد است كه گاهي با اندك بهانه اي مي بخشد؛ شاهدش هم دعاي ماه رجب كه مي فرمايد:
یا مَنْ یُعْطِی الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ
ای که می دهد (عطای ) بسیار در برابر (طاعت ) اندک
یا مَنْ یُعْطی مَنْ سَئَلَهُ
ای که عطا کنی به هرکه از تو خواهد
یا مَنْ یُعْطی مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ
ای که عطا کنی به کسی که از تو نخواهد
وَمَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ
و نه تو را بشناسد
تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَهً
از روی نعمت بخشی و مهرورزی

البته مطلبي كه فرموديد و عمل بي قصد و شائبه را بيان كرديد، صحيح و كارا است اما فضل خداوند آنقدر گسترده است كه حتي با ادعاي محبت هم شامل بندگان مي شود، چه رسد به محبت حقيقي و عمل بي ريا...[/][/][/]

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

غریبه آشنا;927309 نوشت:
سلام
چگونه از خدایی که اورا نمیشناسیم میتوانیم طلب حاجت و کمک بخواهیم؟
میگن خود خدارو نمیشه شناخت اما صفاتشو میتوان شناخت
من در مورد دومی هم تردید دارم
بعنوان مثال میگن خدا کریم است...درحالی که درک ما از این صفت یک درک انسانوار از خداست نه خداوار
پس اشتیاق ما نسبت به جود و کرم خدا یک اشتیاق مجازی است نه حقیقی چون ما خدارو نمیشناسیم
نمیدونیم حتی چگونه سخن ما را میشنود..حتی از سخن و درد های ما متاثر نمیشود
بعضی وقتا به خودم میگم کاش خدا موجودی انسانوار بود اونوقت ارتباطمون حقیقی بود نه مبهم و مجازی

سلام
درک هر موجودی از خدا به اندازه وسعت وجودی خود اوست.
بنابر این درک انسانوار انسان از خدا هم کاملا طبیعی است.
اما آیا منظور شناخت از خدا برای اجابت دعا شناخت خداوار از خداست یا شناخت انسان وار اما متعالی از او؟
مطمئنا شناخت خداوار از خدا برای انسان ممکن نیست چون تنها خداوند از خودش شناخت خداوار دارد.
پس منظور، شناخت انسان وار از خداست اما یک شناخت متعالی
اما معنای شناخت متعالی چیست؟
شاید انسان تنها موجودی باشد که دارای مراتب وجودی بسیاری است.
بر اساس شناخت دینی که ما از انسان داریم انسان تنها این مرتبه مادی او نیست بلکه او دارای ابعاد معنوی متعددی است که در برخی از آن مراتب بسیار هم والا و متعالی است
پس انسان می تواند یک شناخت انسان وار اما متعالی و والا از خداوند داشته باشد
اگر چنین شناختی برای انسان حاصل شود درخواهد یافت که منشا تمام خیرات و برکات و کمالات خدای متعال است و تنها و تنها باید از او طلب و درخواست کرد.
در حقیقت در این مرتبه از شناخت خداوند، انسان به یقین می داند تنها برآورنده نیازها خداست. و این همان شناخت متعالی انسان وار از خداست که مستلزم شنیدن از اهلش یا دیدن به چشم دل و جان است.
یا علام[/][/][/]
موضوع قفل شده است