جمع بندی سیر مطالعاتی برای شروع فلسفه

تب‌های اولیه

12 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
سیر مطالعاتی برای شروع فلسفه

سلام دوستان،آیا فلسفه حرام هست؟اگر نه برای شروع چه کتابی خوب هست؟و من چند کتاب فلسفی درباره اثبات خدا دارم آیا لازم هست که قبل آنها منطق بخونم؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"]
[/TD]


کارشناس بحث: استاد عامل

[TD][/TD]

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]

بسم الله الرحمن الرحيم


با عرض سلام و تسليت ايام فاطميه سلام الله عليها


هر علمي مقدماتي لازم دارد كه فلسفه نيز از اين قاعده مستثنا نيست. براي درك مطالب فلسفي، دانستن منطق امري ضروري است. علاوه بر منطق، مقداري مطالعه علم كلام نيز توصيه مي شود. پس از اين دو مقدمه نوبت به خواندن و فهم فلسفه مي رسد كه آنرا هم مي توان در دو سطح عمومي و تخصصي مطرح كرد.
براي آشنايي كلي با فلسفه مي توان از كتاب «فلسفه مقدماتي» شهيد مطهري شروع كرد(البته اين كتاب برگرفته از آثار شهيد مطهري است و توسط استاد عبوديت گردآوري شده و موسسه امام خميني نيز آنرا چاپ كرده است) علاوه بر اين كتاب مي توان به كتابهايي كه با عنوان «درآمدي بر فلسفه» نوشته شده اند مراجعه كرد.


براي آگاهي بيشتر از فلسفه لازم است از باب مقدمه، زبان عربي نيز خوانده شود، چرا كه بيشتر كتب فلسفي به زبان عربي است. كتابهايي مانند بداية الحكمة و نهاية الحكمة علامه طباطبايي و غالب كتب فلاسفه متقدم مانند ابن سينا، شيخ اشراق، ملاصدرا و ... به زبان عربي است.


اما در بين اين كتابها بايد از كتب ابن سينا شروع كرد و در اين زمينه الهيات شفا، نفس و برهان شفا بايد خوانده شود. بعد از ابن سينا به شيخ اشراق و كتاب حكمة الاشراق مراجعه شود. در نهايت نيز بايد با آثار ملاصدرا كه جامع ترين آنها اسفار اربعه است، مراجعه شود.


البته تمام كتابهايي كه در سطح تخصصي بيان شد، احتياج به استاد دارد و نمي توان به صورت خودخوان آنها را درك كرد. براي اين كار مي توان به صوت تدريس اساتيد معتبر مراجعه كرد.[/][/][/]

سلام خیلی ممنون از پاسخگوییتون متاسفانه رشته تحصیلی من فرق میکنه و شرایط استاد گرفتن ندارم…برای منطق امدم کتاب دبیرستان دانلود کردم با حل المسائل ایا کافی هست؟درباره علم کلام چه کتابی را پیشنهاد میکنید ایا در اینترنت هست؟

و اینکه چرا برخی علما مخالفند با فلسفه؟حتی من حدیثی از امام حسن عسکری دیدم که میگن از نشانه های اخرالزمان این هست که علما فلسفه تدریس میکنند(البته درباره سند حدیث تردید دارم)،اگر کسی کاربرد فلسفه را برای من شرح بده خیلی ممنون میشم

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]سلام

omid2424;1014117 نوشت:
سلام خیلی ممنون از پاسخگوییتون متاسفانه رشته تحصیلی من فرق میکنه و شرایط استاد گرفتن ندارم…برای منطق امدم کتاب دبیرستان دانلود کردم با حل المسائل ایا کافی هست؟درباره علم کلام چه کتابی را پیشنهاد میکنید ایا در اینترنت هست؟

اگر منظور شما يك آشنايي با فلسفه و كلا علوم عقلي است، همان كتابهايي كه در پست اول اشاره شده را مطالعه كنيد و اگر دسترسي به استاد هم نداريد، مي توانيد دروس حوزوي كه در مورد فلسفه و منطق يا كلام داده شده را از سايت فقاهت دانلود كنيد.
براي منطق ابتدائي كتاب استاد منتظري مقدم، كتاب خوبي است وبراي علم كلام هم اصول اعتقادات استاد قائيني و سپس اصول عقايد استاد مصباح را مطالعه كنيد. براي كلام پيشرفته تر نيز مي توانيد به كتاب كشف المراد و شرح هاي آن مانند شرح استاد خراساني مراجعه كنيد.

[/][/][/]

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]

omid2424;1014166 نوشت:
و اینکه چرا برخی علما مخالفند با فلسفه؟حتی من حدیثی از امام حسن عسکری دیدم که میگن از نشانه های اخرالزمان این هست که علما فلسفه تدریس میکنند(البته درباره سند حدیث تردید دارم)،اگر کسی کاربرد فلسفه را برای من شرح بده خیلی ممنون میشم

نظرات علما در اين رابطه مختلف است و برخي مانند حضرت آيت الله صافي خواندن فلسفه را حرام مي دانند. اما غالب علما اين علم را حرام نمي دانند؛ مانند علامه طباطبايي، امام خميني و بسياري از علماي گذشته و معاصر
اما در مورد كاربر فلسفه توجه داشته باشيد كه تفكر انسان در مورد عالم را تشكيل مي دهد و بسياري از مباحث خداشناسي مانند اثبات خدا و ديگر اوصاف را مي توان از اين طريق محكم كرد.
حديثي كه شما به آن اشاره كرديد نيز مقدس اردبيلي از شيخ مفيد نقل كرده است، اما اينكه منظور امام از فلسفه چيست؟ آيا همين فلسفه اي است كه به كمك دين مي ايد يا فلسفه اي كه در مقابل دين است؟
همانطور كه مي دانيد فلسفه نيز مانند بسياري از رشته هاي ديگر داراي مكاتب مختلف است، سيري كه خدمت شما عرض شد مربوط به فلسفه اسلامي است، فلسفه اي كه ملاصدرا آنرا كمك كار دين مي داند و حتي مي گويد ننگ بر فلسفه اي كه در مقابل دين باشد. بنابراين اگر علمي در راستاي اثبات معارف ديني باشد را نمي توان منظور امام از فلسفه دانست.[/][/][/]

فلسفه به طور کلی دو معنا دارد: معنای اول به معنای تعاملات عقل و فکر با هستی به طور کلی هست. یعنی تفکر بی قید و شرط و عمیق و آزادانه و آزادانه و آزادانه درباره ی همه مسائل هستی از جمله خود هستی و وجود. معنای دوم به معنای متافیزیک یونانی و آن شیوه ی تفکری که با سقراط شروع شد و بعد از آن افلاطون و ارسطو آن را بسط دادند و سپس این شیوه ی تفکر در دکارت و کانت به شکل گیری عقلانیت مدرن انجامید. این شیوه ی تفکر ذاتا سکولار و خودبنیاد است و انسان در این شیوه ی تفکر در خودفروبسته می باشد و هیچ درکی ورای ذهنیت خود ندارد. علما احتمالا مخالفتشان با فلسفه به معنای دوم بوده است. یعنی همان متافیزیک یونانی. اما به نظر من این فلسفه را نه باید با مخالفت باهاش پرداخت و نه بایستی دربست آن را پذیرفت . بلکه باید با دید نقادانه به آن نگاه کرد. اگر دوست داشتید در کتاب پایان تئولوژی در مقاله ای تحت عنوان ((نظریه ی اجتماعی و متافیزیک)) نقد بسیار خوبی به این نوع عقلانیت شده است. توصیه ی من به شما برای خواندن فلسفه این است که اولا معنای اول فلسفه را جدی بگیرید . ثانیا فلسفه (به معنای اول) را به خوبی بخوانید اما نه به معنای پشتوانه ی آن چیزی که دین نامیده اند. یعنی فکر نکنید که فلسفه برای این است که مثلا خدا که یکی از اصول دین است اثبات شود. بعدش که اثبات شد نباید برویم خانه بنشینیم و رساله را باز کنیم و به احکام فقه عمل کنیم. اساسا خود دین و خود فقه برای فلسفه ورزی هستند نه فلسفه برای فقه. فلسفه به معنای اول نوعی سلوک است .
اگر اون سخنرانی هایی که گفتم گوش دادید حتما نظرتان را برای من بنویسید.

سلام دوست عزیز من دارم نظرات مخالف و موافق رو بررسی میکنم و از ویدیو هایی که فرستادید برای آقای عبدالکریمی رو دیدم،بقیه ویدیو ها هم ایشالا میبینم،نکته ای که برای من جالب بود این بود که فلسفه مانند بقیه علم ها فروختنی نیست و نهایتا آن را میتوان تدریس نمود. بنظرم فلسفه نوعی جهان بینی و علمی بازی با کلمه هست که پایه آن تفکر و خیال است(برخلاف علوم طبیعی که پایه آن مشاهده و آزمایش است)

البته بهتره حرفم رو پس بگیرم چون تحقیقام هنوز تموم نشده که نظر کلی بدم ولی در حال حاضر نظر من همین هست که گفتم


پرسش:
برای سیر مطالعاتی فلسفه از چه کتابهایی باید شروع کرد؟

پاسخ:
هر علمي مقدماتي لازم دارد كه فلسفه نيز از اين قاعده مستثنا نيست. براي درك مطالب فلسفي، دانستن منطق امري ضروري است. علاوه بر منطق، مقداري مطالعه علم كلام نيز توصيه مي شود. پس از اين دو مقدمه نوبت به خواندن و فهم فلسفه مي رسد كه آنرا هم مي توان در دو سطح عمومي و تخصصي مطرح كرد. براي منطق ابتدائي كتاب استاد منتظري مقدم، كتاب خوبي است و براي علم كلام هم اصول اعتقادات استاد قائيني و سپس اصول عقايد استاد مصباح یزدی توصیه می شود. براي كلام پيشرفته تر نيز بهتر است به كتاب كشف المراد و شرح هاي آن مانند شرح استاد خراساني مراجعه شود.

براي آشنايي كلي با فلسفه مي توان از كتاب «فلسفه مقدماتي» شهيد مطهري شروع كرد(البته اين كتاب برگرفته از آثار شهيد مطهري است و توسط استاد عبوديت گردآوري شده و موسسه امام خميني نيز آنرا چاپ كرده است) علاوه بر اين كتاب مي توان به كتابهايي كه با عنوان «درآمدي بر فلسفه» نوشته شده اند مراجعه كرد.

براي آگاهي بيشتر از فلسفه لازم است از باب مقدمه، زبان عربي نيز خوانده شود، چرا كه بيشتر كتب فلسفي به زبان عربي است. كتابهايي مانند بداية الحكمة و نهاية الحكمة علامه طباطبايي و غالب كتب فلاسفه متقدم، مانند ابن سينا، شيخ اشراق، ملاصدرا و ... به زبان عربي است.
اما در بين اين كتابها بايد از كتب ابن سينا شروع كرد و در اين زمينه الهيات شفا، نفس و برهان شفا بايد خوانده شود. بعد از ابن سينا به شيخ اشراق و كتاب حكمة الاشراق مراجعه شود. در نهايت نيز بايد با آثار ملاصدرا كه جامع ترين آنها اسفار اربعه است، مراجعه شود. برای فهم بهتر کتب ملاصدرا نیز مطالعه شارحان او مانند ملاهادی سبزواری، علامه طباطبایی، مرحوم آشتیانی، مدرس زنوزی و معاصرانی مانند علامه حسن زاده و آیت الله جوادی آملی پیشنهاد می شود. البته تمام كتابهايي كه در سطح تخصصي بيان شد، احتياج به استاد دارد و نمي توان به صورت خودخوان آنها را درك كرد. براي اين كار مي توان به صوت تدريس اساتيد معتبر مراجعه كرد.

اما در مورد حرمت فلسفه، نظرات علما در اين رابطه مختلف است و برخي مانند حضرت آيت الله صافي خواندن فلسفه را حرام مي دانند. اما غالب علما مانند علامه طباطبايي، امام خميني و بسياري از علماي گذشته و معاصر، اين علم را حرام نمي دانند؛ اما در مورد كاربر فلسفه، باید توجه داشت كه این علم، تفكر انسان در مورد عالم را تشكيل مي دهد و بسياري از مباحث خداشناسي مانند اثبات خدا و ديگر اوصاف را مي توان از اين طريق محكم كرد. البته برخی برای حرمت فلسفه به روایاتی مانند نکوهش علمای آخر الزمان توسط امام حسن عسکری(علیه السلام) تمسک کرده اند، ایشان در بخشی از روایت می فرماید: «علماء آنان بدترین آفریده‌ های خدا روی زمین هستند؛ زیرا به فلسفه و تصوّف گرایش دارند، به خدا سوگند! اینان رویگردان از دین خدا و اهل تحریف ‌اند، در محبت مخالفین ما بزرگ ‌نمایی می‌ کنند و پیروان و دوستان ما را گمراه می‌ کنند...»(1) در مورد این روایات باید توجه داشت که روایت متناظر به مسائل روز بیان می شده و احتمالا در فلسفه ای که در زمان امام مطرح بوده، مسائلی در مقابل عقاید اسلامی وجود داشته که مورد نکوهش قرار گرفته است. علاوه بر اینکه مطالعه فلسفه به معنای قبول تمامی مسائل آن نیست و هرجایی که با اعتقادات دینی منافات داشت را باید کنار گذاشت، همانطور که ملاصدرا در این زمینه می گوید: «تباً لفلسفة تکون قوانینها غیر مطابقة للکتاب و السنة»؛ نفرین و مرگ بر فلسفه‌ای که بخواهد با مبانی دینی مخالف باشد.(2)

پی نوشت:
1. محدّث نوری، حسین، (1408)، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، ج ‏11، ص 380.
2. صدر الدين شيرازي، محمد بن ابراهيم، (1981)، الحكمة المتعالية في الاسفار العقلية الاربعة، سوم، بيروت، دار احياء التراث العربية؛ ج8، ص303.

موضوع قفل شده است