جمع بندی روح يا ارواح؟

تب‌های اولیه

33 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

حامد;290487 نوشت:
خوب شما می فرمایید آنچه دمیده شده سیگنال بوده است نتیجه این می شود که جنس روح الهی و آنچه در انسان دمیده شده یکی است یعنی هردو سیگنال هستند . خوب سیگنال به انوع و اقسام خود همه و همه مادی اند نتیجه : روح الهی هم ماننده آنچه در انسان دمیده شده سیگنال و مادی است این یک نتیجه سر راست منطقی از ادعای شماست نمی پذیرید ؟

دوست عزيز
فكر كنم توضيحات من را در پست قبلي نخوانده بوديد .
البته كه اگر براي روح الهي ، هر گونه خواصي در نظر بگيريم راه خطايي را رفته ايم چون نسبت به آن دانشي نداريم و فقط از حدس و گمان استفاده كرده ايم.


الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ
آنان که می‌شنوند سخن را پس پیروی می‌کنند بهترش را آنانند که رهبریشان کرده است خدا و آنانند دارندگان خردها[39:18]
اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَىٰ ذِكْرِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
خدا فرستاد نکوترین حديث را، كتابي همانند، برگردانهائی که موی راست شود از آن بر پیکر آنان که می‌ترسند پروردگار خویش را سپس نرم شود پوستها و دلهای ایشان بسوی یاد خدا این است رهبری خدا که هدایت کند بدان هر که را خواهد و آن را که گمراه کند خدا پس نیستش راهنمائی‌[39:23]

خداوند وقتي ميفرمايد بهترين قول را انتخاب كنيد در چند آيه ي بعد ميفرمايد كه قرآن بهترين حديث است.

پس قولها را بشنويد ولي هميشه بهترين آنها را (قرآن را ) بپذيريد
بعبارت ديگر خداوند هر حديثي بجز قرآن را ، در زمينه ي هدايت بشر، مردود اعلام ميكند
البته براي مسائل بي ارتباط با هدايت بشر ، ميتوان به تاريخ و گفته هاي بشري مراجعه كرد و از آنها براي آگاهي و دانستن نظرات ديگران استفاده كرد.
ولي براي رستگاري در روز رستاخيز فقط قرآن ملاك عمل بايد باشد.


hamidnazemi;290492 نوشت:
دوست عزيز اينجانب براي طولاني نشدن مطلب گفتم ايمان به خداوند يگانه و تبعيت از قرآن براي رستگاري در روز رستاخيز لازم است . تبعيت از قرآن شامل خيلي از اعمال در دنيا ميباشد كه از آن جمله اعمال صالح ياد شده در قرآن و احسان به پدر و مادر و نماز و زكات و ....... خيلي مسائل ديگر ميباشد. خواهش ميكنم اينگونه بحث را منحرف نسازيم

سلام
همه اینها در تحت نظر و بر مبنای تبیین مقام ولایت است .
شما با کنار گذاشتن احادیث و رجوع مستقیم به قرآن هم لتبین للناس ما نزل الیهم را نادیده گرفتید هم انما ولیک الله ورسوله و هم اطیعوالله والرسول و الی الامر منکم .
گرفتن برخی از کتاب الهی و کنار گذاشتن برخی دیگر روش چه قومی بود ؟
hamidnazemi;290494 نوشت:
البته كه اگر براي روح الهي ، هر گونه خواصي در نظر بگيريم راه خطايي را رفته ايم چون نسبت به آن دانشي نداريم و فقط از حدس و گمان استفاده كرده ايم.

شاید از خودتان خبر می دهید
hamidnazemi;290502 نوشت:
ولي براي رستگاري در روز رستاخيز فقط قرآن ملاك عمل بايد باشد.

هر مسلمانی این را قبول دارد اما اگر شما توانستید تفصیل مساله نماز را از آیات قرآنی استنباط بفرمایید آنوقت به روایات و احادیث و زحمات علمای بزرگ پشت کنید
والله الموفق

حامد;290508 نوشت:
همه اینها در تحت نظر و بر مبنای تبیین مقام ولایت است . شما با کنار گذاشتن احادیث و رجوع مستقیم به قرآن هم لتبین للناس ما نزل الیهم را نادیده گرفتید هم انما ولیک الله ورسوله و هم اطیعوالله والرسول و الی الامر منکم . گرفتن برخی از کتاب الهی و کنار گذاشتن برخی دیگر روش چه قومی بود ؟

با سلام
باز هم نسبت به اينجانب قضاوت عجولانه فرموديد.
هيچ آيه اي در قرآن پيدا نميشود كه بتوان آن را ناديده گرفت زيرا كه ناديده گرفتن حق ، كفر به قرآن محسوب ميگردد .
كسيكه از قرآن تبعيت ميكند در اصل از پيامبر عزيز تبعيت كرده است زيرا پيامبر گرامي رسالت خود را مبني بر ابلاغ و تبيين پيام خداوند به مردم ، كامل و بحق انجام داده اند.
هم اكنون كه قرآن مجيد در دسترس ما قرار دارد نتيجه ي تلاشها و سختي كشيدنهاي آن رسول گرامي ميباشد و پس از ايشان هم خداوند خود از كتابش حفاظت كرده و ميكند.
تا زماني كه رسول اكرم در قيد حيات بودند اطاعت از ايشان بر همه ي مؤمنين لازم بوده است و پس از رحلت ايشان ، تبعيت از قرآن همان اطاعت از رسول اسلام ميباشد .
طبق فرموده خداوند ، رسول اكرم هر چه گفتند وحي خداوند بوده است و خداوند هم وحي خود را از هرگونه تحريف محافظت مينمايد.
اما اولي الامر منكم ، مؤمناني هستند كه به ما اولويت امر را دارند كه آنها هم بايد با تبعيت از قرآن و در نتيجه اطاعت از رسول و الله ، امور روزمره مسلمين را اداره نمايند و قرآن را ملاك قضاوت خود قرار دهند.
البته با اين سخنان از بحث اصلي دور ميشويم و همينكه با بحث روح به اينجا رسيديم مشخص است كه يك پندار چقدر توانسته است در باورهاي مؤمنين نفوذ كند.

حامد;290508 نوشت:
هر مسلمانی این را قبول دارد اما اگر شما توانستید تفصیل مساله نماز را از آیات قرآنی استنباط بفرمایید آنوقت به روایات و احادیث و زحمات علمای بزرگ پشت کنید

دوست عزيز
باز هم ميفرماييد كه قرآن كامل نيست و اين مشكل شما با خداوند است كه فرمودند در قرآن از هيچ چيزي كوتاهي نكردم .
هر چند كه خداوند در مورد موضوعاتي كه براي نماز لازم بوده در قرآن آورده است از آنجمله گرفتن وضو و رو به قبله بودن هنگام نماز.
حال مسلمانان هفده ركعت در شبانه روز بخوانند يا يكصد ركعت ، چه تفاوتي در هدايت انسان ميكند؟
چون خداوند در مورد تعداد ركعات توضيح نداده است يعني براي هدايت بشر لازم نبوده است.
از نظر اينجانب هفده ركعت نماز يوميه ، حداقل ارتباط با خداوند است و نماز اصلي خيلي بيشتر از اينها است كه همه نيز قبول دارند
هرگاه با وضو و رو به قبله و در اوقات تعيين شده، قرآن بخوانم و هرجا كه خداوند به من مژده داد و يا ترساند به ركوع و سجود بروم ، نماز محسوب ميگردد.
ولي اگر كسي اهل خواندن قرآن نباشد وظيفه دارد كه حداقل ارتباط ممكن با خداوند (كه هفده ركعت ميباشد) را در وقت هاي معين ،انجام دهد تا اگر فرصت ندارد قرآن را بخواند ارتباط خود با خداوند را حفظ نمايد.

حامد;289997 نوشت:
سلام
روح و نفس و جان یک چیزند . نفس همان روح است به جهت تعلقی که به بدن دارد اما اگر از تعلق بدن رها شود مثلا از بدن جدا شود روح است بدون جهت نفسانی
والله الموفق

روح و نفس یک چیز نیستند.

روح مجرد است و نفس چون حرکت دارد یا از جنس ماده یا انرژی است.
زیرا نفس تکامل دارد. برای مثال از نفس اماره شروع می شود و به مراحل بالاتر مانند نفس مطمئنه میرسد. ولی روح مجرد است و زمان در آن ورود ندارد و هیچ گونه حرکتی ندارد.
در سراسر قران روح همواره مفرد آورده شده است.
روح آن قسمت خدایی انسان است که در بند نفس زندانی است. کسی که روح خود را از زندان نفس آزاد کند، همان می کند که خدا می کند.

دکتر چمران در گفتار اول کتاب انسان و خدا دقیقا همین مطلب را اثبات کرده اند و بنده لینک آنرا گذاشتم ولی به آن مراجعه نکرده اید. و ما ظلمناهم و لكن كانوا انفسهم يظلمون

hamidnazemi;290554 نوشت:
باز هم نسبت به اينجانب قضاوت عجولانه فرموديد. هيچ آيه اي در قرآن پيدا نميشود كه بتوان آن را ناديده گرفت زيرا كه ناديده گرفتن حق ، كفر به قرآن محسوب ميگردد . كسيكه از قرآن تبعيت ميكند در اصل از پيامبر عزيز تبعيت كرده است زيرا پيامبر گرامي رسالت خود را مبني بر ابلاغ و تبيين پيام خداوند به مردم ، كامل و بحق انجام داده اند. هم اكنون كه قرآن مجيد در دسترس ما قرار دارد نتيجه ي تلاشها و سختي كشيدنهاي آن رسول گرامي ميباشد و پس از ايشان هم خداوند خود از كتابش حفاظت كرده و ميكند. تا زماني كه رسول اكرم در قيد حيات بودند اطاعت از ايشان بر همه ي مؤمنين لازم بوده است و پس از رحلت ايشان ، تبعيت از قرآن همان اطاعت از رسول اسلام ميباشد . طبق فرموده خداوند ، رسول اكرم هر چه گفتند وحي خداوند بوده است و خداوند هم وحي خود را از هرگونه تحريف محافظت مينمايد. اما اولي الامر منكم ، مؤمناني هستند كه به ما اولويت امر را دارند كه آنها هم بايد با تبعيت از قرآن و در نتيجه اطاعت از رسول و الله ، امور روزمره مسلمين را اداره نمايند و قرآن را ملاك قضاوت خود قرار دهند. البته با اين سخنان از بحث اصلي دور ميشويم و همينكه با بحث روح به اينجا رسيديم مشخص است كه يك پندار چقدر توانسته است در باورهاي مؤمنين نفوذ كند.

سلام
شکی نیست که پیامبر اعظم در حفظ قرآن کریم سعی بلیغ نمودند اما حفظ قرآن بر پایه تبیین و تفسیر مشخصی بوده که بعنوان سنت نبی ص شناخته می شود . کسی نگفته و نمی گوید که تبیین و تفسیر قرآن توسط نبی اکرم عینا همان الفاظ قرآن است اگر قرار بود تفسیر عینا خود متن قرآن باشد که تفسیر و تبیین معنا نداشت تنها می توانست نوعی روش باشد اما کسی چنین چیزی معتقد نیست .
اینکه فعل و قول نبی و اولیاء امر به قرآن باز میگردد هم شکی در آن نیست الا اینکه نصیب ما شرح است و نصیب ایشان متن .
خلاصه اینکه ما سعی داریم این معنا را مورد تاکید قرار دهیم که :
رجوع به قرآن همراه با تفسیر و تبیین نبی و خاندان طاهرینش صحیح است و استبداد به قرآن (کفانا کتاب الله ) شعار آن کسی است که در آخرین لحظات زندگی پیامبر اعظم ص اورا به هذیان گویی متهم ساخت و اکنون پیروانش هم همان راه کج را می روند .
هرچند بحث از جای اصلی دور شد اما آنجا هم استدلالهای ما سرجای خودش باقی است
والله الموفق

hamidnazemi;290558 نوشت:
وست عزيز باز هم ميفرماييد كه قرآن كامل نيست و اين مشكل شما با خداوند است كه فرمودند در قرآن از هيچ چيزي كوتاهي نكردم . هر چند كه خداوند در مورد موضوعاتي كه براي نماز لازم بوده در قرآن آورده است از آنجمله گرفتن وضو و رو به قبله بودن هنگام نماز. حال مسلمانان هفده ركعت در شبانه روز بخوانند يا يكصد ركعت ، چه تفاوتي در هدايت انسان ميكند؟ چون خداوند در مورد تعداد ركعات توضيح نداده است يعني براي هدايت بشر لازم نبوده است. از نظر اينجانب هفده ركعت نماز يوميه ، حداقل ارتباط با خداوند است و نماز اصلي خيلي بيشتر از اينها است كه همه نيز قبول دارند هرگاه با وضو و رو به قبله و در اوقات تعيين شده، قرآن بخوانم و هرجا كه خداوند به من مژده داد و يا ترساند به ركوع و سجود بروم ، نماز محسوب ميگردد. ولي اگر كسي اهل خواندن قرآن نباشد وظيفه دارد كه حداقل ارتباط ممكن با خداوند (كه هفده ركعت ميباشد) را در وقت هاي معين ،انجام دهد تا اگر فرصت ندارد قرآن را بخواند ارتباط خود با خداوند را حفظ نمايد.

سلام
این کلام شما هم مغالطه است اما خلاف عقیده همه اهل اسلام
مغالطه است چون اجمال را به معنای ناقص بودن می گیرید در حالیکه اجمال اصلا معنای نقص ندارد بلکه نیازمند به تفصیل و شرح است .
اما اینکه می فرمایید عدم بیان تفصیل احکام به معنای عدم نیاز بدان در کمال انسانی است وقتی درست است که خدای متعال در کنار این قانون اساسی یک مفسر و مبین قرار نداده بود . معرفی مفسر و مبین رسمی مفهومی جز این ندارد قرآن نیازمند به شرح و تفصیل است و اینکه در تفصیل مسائل قرآنی و ازجمله احکام سخن و سنت پیامبر و معصوم مناط است لذا اطاعت از رسول را تحت عنوان دیگر و جدا آورد : اطیعوالله و اطیعوالرسول اما برای اطاعت از اولی الامر اطاعت دیگر را نیاورد چون اطاعت از این دو در یک سطح است چون هردو مفسر و مبین هستند .
و آخر اینکه ادعای شما در مورد مهم نبودن تفصیل احکام در کمال انسانی نیز یک برداشت کاملا اشتباه است چرا که عناوین کلی نماز و روزه و حج و زکات برای هیچکس جز با تفسیر نبی و ولی قابل فهم نیست تا بتوانند بهره ای از آن ببرند . نمونه اش در مساله تیمم آمده است که برخی از اصحاب نیازمند به غسل شدند آب نبود لذا یکی گفت به آیه تیمم عمل می کنیم اما آنها نحوه تیمم را هنوز از پیامبر ص مشاهده نکرده بودند لذا خود را به زمین انداختند و خاک آلود کردند به زعم اینکه تیمم کرده اند وقتی به محضر رسول اکرم رسیدند جریان را نقل کردند حضرت لبخندی زد و سپس نحوه صحیح تیمم را به آنها آموخت . این تازه تیممی است که می دانیم چه ساده است چه رسد به احکام عباداتی همچون حج با آن اعمال گسترده طولانیش .
والله الموفق

کهیعص;290563 نوشت:
روح و نفس یک چیز نیستند. روح مجرد است و نفس چون حرکت دارد یا از جنس ماده یا انرژی است. زیرا نفس تکامل دارد. برای مثال از نفس اماره شروع می شود و به مراحل بالاتر مانند نفس مطمئنه میرسد. ولی روح مجرد است و زمان در آن ورود ندارد و هیچ گونه حرکتی ندارد. در سراسر قران روح همواره مفرد آورده شده است. روح آن قسمت خدایی انسان است که در بند نفس زندانی است. کسی که روح خود را از زندان نفس آزاد کند، همان می کند که خدا می کند. دکتر چمران در گفتار اول کتاب انسان و خدا دقیقا همین مطلب را اثبات کرده اند و بنده لینک آنرا گذاشتم ولی به آن مراجعه نکرده اید. و ما ظلمناهم و لكن كانوا انفسهم يظلمون

سلام
انسان با همه مراتب وجودی که دارد واحد است . او جسم دارد و جان اما باز اورا یکی می دانیم یعنی انسان در عین وحدت کثرت هم دارد . مرتبه مجرد او نیز دارای مراتبی است . قوه خیال دارد عقل دارد قلب دارد اما باز هم وحدت وجودی انسان با این مراتب معنوی محفوظ است .
نفس عبارتست از تجلی مقام روح در تدبیر جسم . بله همه اسارتهای انسان از نفس است اما نفس چیزی جز تجلی روح در تدبیر بدن و جسم او نیست . یعنی آنچه که این بدن را تدبیر می کند آنچه که روابط دیگر انسان را در بعد مادی تدبیر می کند روح است اما در مقام نفسانیت که همان مقام تعلق به بدن است .
این تدبیر هم برای اینستکه انسان بعد معنویش قوی شود تا شایسته مجالست اقویا از عالم مجردات گردد .
بیانات شهید چمران در این باب جنبه اخلاقی و موعظه ای دارد چه اینکه با همه احترامی که برای این شهید بزرگوار قائلیم اورا از جمله علمای علم نفس نمی دانیم .
والله الموفق

یا الله

سلام و درود بر شما

بزرگواران لطفا تایپیک را از بحث اصلی آن خارج نکنید.

اگر قرار هست در مورد موضوعات خارج از تایپیک بحث کنید مشکلی نیست

فقط لطفا یک تایپیک جداگانه ایجاد کنید.

باتشکر


موضوع قفل شده است