جمع بندی راهکارهای جذب بیشتر همسر پس از گذشت چند سال از زندگی مشترک

تب‌های اولیه

36 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
راهکارهای جذب بیشتر همسر پس از گذشت چند سال از زندگی مشترک

[="Tahoma"][="3"]

سلام
مراحل انتخاب همسر خیلی پیچیده اس و نیاز به فکر و تحقیق داره
اما بعضی ها از اخر به اول شروع میکنند
اول در یک نگاه عاشق میشن .بعد به زوررر با مخالفت خانواده ازدواج میکنند .بعد یادشون می افته که با هم دیگه اختلاف دارند .همدیگه رو دوست دارند ولی با رفتار های اشتباه زندگی و دوست داشتن رو از بین میبرند
آیا راهی هست ؟ چند سال از زندگی مشترک گذشته
میشه درستش کرد ؟
راهکارهای جذب بیشتر همسر پس از گذشت چند سال از زندگی مشترک چیه ؟
[/][/]

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد امیـد

[TD][/TD]

مهر...;1005471 نوشت:
سلام
مراحل انتخاب همسر خیلی پیچیده اس و نیاز به فکر و تحقیق داره
اما بعضی ها از اخر به اول شروع میکنند
اول در یک نگاه عاشق میشن .بعد به زوررر با مخالفت خانواده ازدواج میکنند .بعد یادشون می افته که با هم دیگه اختلاف دارند .همدیگه رو دوست دارند ولی با رفتار های اشتباه زندگی و دوست داشتن رو از بین میبرند
آیا راهی هست ؟ چند سال از زندگی مشترک گذشته
میشه درستش کرد ؟
راهکارهای جذب بیشتر همسر پس از گذشت چند سال از زندگی مشترک چیه ؟

سلام
زوج های جوان هنگامی که زندگی زیر یک سقف را شروع می کنند؛ تحت تأثیر جادوی عشق، در رؤیاهایشان زندگیِ سرشار از شادی و رضایت را به تصویر می کشند. بیشتر آنها در آغاز می پندارند که روابطشان به گونه ای متفاوت از دیگران است و عشق و علاقه شدید پشتوانه زندگیِ مشترکشان خواهد بود.

در جلسات مشاوره با زوج ها مشخّص می شود که بیشتر آنها مهارت های همسرداری را از روی پدر، مادر یا دوستانشان کُپی می کنند. امّا پس از مدّتی زن یا شوهر یا هر دو احساس می کنند راه و روشی که در پیش گرفته اند درست کار نمی کند و برای این زندگی جواب نمی دهد. این سؤال مطرح می شود که عوامل موفّقیت روابط زناشویی کدامند؟ پژوهش های روانشناختی نشان داده همسرانی که در روابط خود موفّق می شوند، از مهارت های ویژه ای برخورداند. زوج های جوان با یادگیریِ مهارت های زناشویی به الگوهای صحیح و کارآمدِ ارتباطی مجهّز می شوند و می دانند در موقعیّت های مختلف زندگی به چه صورتی رفتار نمایند. زن و شوهرهایی که مدّتها از ازدواج آنها می گذرد نیز با اصلاح مهارت های ارتباطیِ می توانند روابط خود را متحوّل سازند و در فضایی آکنده از حُسن تفاهم به حلّ و فصل مسائل خویش بپردازند.

شاید فرد متأهّلی بگویید:" وقتی همسرم علاقه ای به یادگیریِ مهارت های زندگیِ مشترک ندارد، چه فایده ای دارد من به تنهایی این مهارت ها را یاد بگیرم؟". در پاسخ باید بگویم: درست است که بهتر است این مهارت های را زوج ها هر دو با هم یاد بگیرند و تمرین کنند تا در زندگی بتوانند آنها را به کار گیرند؛ اما انکه یک نفر این مهارت ها را یاد بگیرد و تمرین کند، بی تأثیر نیست. زیرا پس از اینکه فردِ اول شروع به استفاده از مهارت ها در زندگیِ مشترک نمود، پس از مدتی فرد مقابل متوجهِ تغییر در رفتارهای همسرش می شود و او نیز تشویق می شود مهارت ها را یاد بگیرد و آنها را در زندگی به کار گیرد. پس آموختن و به کار گیریِ این مهارت ها در هر حال مفید خواهد بود.

ادامه دارد...

قبل از ازدواج چشماتون رو باز کنید
اگر به هر دلیلی دقت نکردید و با همسرتون تناسب نداشتید
تا زمانی که علاقه وجود داره برای اصلاح رابطه تلاش کنید
هر تلاشی قطعا نتیجه مثبت خواهد داشت مخصوصا اگر دو طرفه باشه
ولی اگر رابطه به حدی رسید که علاقه هم از بین رفت متاسفانه باید فاتحه اون زندگی رو خوند .
چون تلاش سازنده و امید و انگیزه ای وجود نخواهد داشت . پس تا دیر نشده احساس خطر کنید و تا علاقه هست اقدام عملی برای اصلاح اموراتتون داشته باشید
قطعا خداوند با قدمهای خیر شما برکت و آرامش رو به زندگی برمیگردونه
التماس دعا

مهر...;1005471 نوشت:
راهکارهای جذب بیشتر همسر پس از گذشت چند سال از زندگی مشترک چیه ؟

چند مهارت را به صورت مختصر آموزش می دهم. این مهارت ها را زیاد تمرین کنید. اینها دانشِ صرف نیستند، بلکه مهارت هستند. یعنی همانند: مهارت رانندگی و شنا باید آن قدر آنها را تمرین کنید تا بتوانید در دنیای واقعی آنها را به کار گیرید:

مهارت اول:

مهارت ابراز احساسات و بیان نیازها

انسان هایی که در یک جامعه زندگی می کنند و یک فرهنگ مشترک دارند، برای برقراری ارتباط از یک زبان بهره می گیرند. در خانواده نیز زن و شوهر از یک زبان استفاده می کنند. ولی مواقع بسیاری پیش می آید که مرد یا زن یا هر دو _ با وجود زبان مشترک _ نمی توانند احساساتشان را به درستی انتقال دهند و نیازهایشان را به صورت صحیحی ابراز نمایند.

ابراز احساسات

- قدم اول برای ابراز احساسات، انتخاب کلماتی است که به بهترین شکل احساستان را نشان دهد. از کلماتی روشن و واضح استفاده کنید. کلمه «ناراحت» کلمه مبهمی است که ممکن است برای توصیف «دلخوری، افسردگی، عصبانیت و ...» به کار برود. پس احساستان را به درستی تعریف کنید.
- شدّت احساساتان را بیان نمایید. اگر کمی خشمگین هستید _مثلا_ از کلمه «کمی» استفاده کنید.
- مدت و دوام احساستان را بگویید. توضیح دهید که چه مدت است که این احساس را دارید.
- علت و سبب احساستتان را بازگو نمایید. همیشه همسرتان را علت احساس بدِ خود معرفی نکنید. حتّی اگر همسرتان کاری را انجام داده که باعث دلخوری شما شده، بهتر است از نشانه رفتن انگشت اتهام به سوی او خودداری کنید. وقتی همسرتان را به عنوان علت احساس منفیِ خود معرفی می نمایید، او تنها سرزنش شما را می شنود و به احساس ناخوشایندتان توجهی نشان نمی دهد.

- به جای استفاده از عباراتی با فاعل «تو» از عباراتی با فاعل «من» استفاده کنید. زیرا عباراتی با فاعل «تو» باعث می شود که همسرتان را علت احساس منفی خود معرفی نمایید. وقتی عبارتی با فاعل «من» به کار می برید، مسوولیت احساستان را به عهده می گیرید. در این صورت احتمال اینکه همسرتان به حرف شما بها بدهد، بیشتر می شود.
- صداقت داشته باشید. در بیان احساسات و عواطف خود تا می توانید صادقانه رفتار نمایید. حقیقت را بگویید و از مبالغه، کنایه و کلّی گویی جدّا پرهیز نمایید.
- زبان بدن، لحن صدا و محتوای احساستان را هماهنگ کنید. اگر دلخور هستید، نباید لبخند بزنید و اگر عصبانی می باشید، نباید بخندید. در غیر این صورت پیام های متناقض به همسرتان انتقال می دهید.


مثالی برای ابراز احساسات
ناصر و سیما به مهمانی رفتند. ناصر رانندگی می کرد. بعد از تقریبا یک ربع ساعت که یک خیابان را دوبار طیّ کردند، سیما با لحن کنایه آمیزی گفت:«سرِ وقت می رسیم». یک بار دیگر که ناصر با ماشین خیابان را طیّ کرد و نتوانست آدرس مورد نظر را پیدا کند، سیما کلافه شد و با صدایی بلندتر گفت:«چرا از یه نفر نمی پرسی؟». ناصر پیاده شد و آدرس را پرسید. بالاخره آنها به مهمانی رسیدند. ولی ناصر از رفتار همسرش در ماشین احساس ناراحتی می کرد. پس از آنکه به خانه برگشتند، ناصر به آرامی به اتاقی رفت. دقایقی فکر کرد و روی احساسش تمرکز نمود و این چنین نوشت:

"همسرم، دلگیر و اندوهگین هستم. وقتی در ماشیم بودیم، تمام تلاشم را می کردم تا آدرس را پیدا کنم. ولی چون برای اولین بار به ان منطقه پاگذاشته بودم،نتوانستم به سرعت آدرس را بیابم. وقتی دیدم بی حوصله و کلافه شدی و صدایت را کمی بلند کردی، احساس بدی پیدا کردم که تا به حال ادامه دارد".

لازم نیست از کلمات کتابی استفاده کنید. می توانید از کلمات عامیانه بهره ببرید. مهم این است که نکاتی که در بالا ذکر شد را رعایت نمایید.

ادامه دارد...

سلام
یه سوال بپرسم؟
کلا از بیان احساسات قراره به چی برسیم؟ معمولا وقتی یکی کسی رو ناراحت می کنه، قبلش خودش ناراحت شده بوده و این حرکتش درواقع عکس العمل اتفاق یا رفتار قبلی بوده

الان مثلا همین مثال شما رو در نظر بگیریم:
خانم انتظار داشته وقتی آقا یک دور خیابان رو طی کرد و مقصد رو پیدا نکرد دنبال یه راه دیگه باشه، بعد از دو دور یادآوری کرده که بی نهایت وقت ندارن که هر چقدر دلشون خواست توی خیابون بگردن. دور سوم دیگه طاقتش تموم شده. شخصا اگه به جای سیما باشم اون یادداشت آخر شب بیشتر عصبانیم می کنه
برعکسش هم معمولا زیاد پیش میاد، که آقا از دیر آماده شدن خانمش برای مهمونی ناراحت میشه و از توی خونه تا توی مهمونی یکریز غر میزنه. ممکنه یه جاهایی (هم توی خونه هم پشت چراغ قرمز و توی ترافیک) داد هم بزنه. حالا اگر آخر شب یک یادداشت هم خانم دستش بده که توش گفته اینکه سر من داد زدی ناراحتم کرده، خودش زمینه ساز یک دعوای دیگه میشه. حداقل نتیجه ای که داره اینه که بگه خب زود آماده شو تا داد نزنم. یعنی این توافق قبلی که "داد زدن بده، حتی اگه ناراحت باشی" وجود نداره.

خودم معمولا وقتی رفتار یکی خیلی برام ناراحت کننده است، فقط به این فکر می کنم که رفتارهای من چقدر برای اون ناراحت کننده بوده که داره این طوری بازتاب نشون میده. ولی راه حلی به ذهنم‌ نمیرسه. به خصوص اگه ناراحتی اون به نظرم به جا نباشه. الحمدلله روابط من در حد دوست و هم اتاق و اعضای خانواده است، سعی می کنم کلا از زمینه های بروز این جور اختلافات اجتناب کنم و برخوردها رو به حداقل برسونم (تو رو خدا نیاید درباره مضرات شخصیت اجتنابی حرف بزنید). اما زن و شوهر که نمیتونن همچین روشی رو در پیش بگیرن. بیچاره ها چقدر باید عادات بد همدیگه رو تحمل کنن

الرحیل;1006048 نوشت:
کلا از بیان احساسات قراره به چی برسیم؟

بیان احساسات برای این است که از کارهایی همچون غُرزدن، بازجویی کردن با کلماتی مانند:«چرا ...؟؟» و پرخاشگری کردن خودداری نماییم. همیشه و در همه مسائل نمی توان آمادگیِ قبلی داشت. بالاخره موقعیّت هایی پیش می آید که هیچ آمادگی قبلی در مورد آنها میان زن و شوهر وجود ندارد و باعث ایجاد دلخوری و عصبانیّت یک طرف می شود. اما همسران باید بدانند که با عصبانیت هیچ کاری درست نمی شود و باید به صورتی اصولی و با استفاده از روش هایی که می گویم، احساسات، خواسته ها و نیازهایشان را با یکدیگر در میان بگذارند.
اگر یک خانم یا آقا با یک نامه و نوشته که حرف درشت و نامناسبی در آن نیست، از کوره به در می رود، احتمالا آستانه تحمّل پایینی دارد.

الرحیل;1006048 نوشت:
سلام
یه سوال بپرسم؟
کلا از بیان احساسات قراره به چی برسیم؟ معمولا وقتی یکی کسی رو ناراحت می کنه، قبلش خودش ناراحت شده بوده و این حرکتش درواقع عکس العمل اتفاق یا رفتار قبلی بوده

الان مثلا همین مثال شما رو در نظر بگیریم:
خانم انتظار داشته وقتی آقا یک دور خیابان رو طی کرد و مقصد رو پیدا نکرد دنبال یه راه دیگه باشه، بعد از دو دور یادآوری کرده که بی نهایت وقت ندارن که هر چقدر دلشون خواست توی خیابون بگردن. دور سوم دیگه طاقتش تموم شده. شخصا اگه به جای سیما باشم اون یادداشت آخر شب بیشتر عصبانیم می کنه
برعکسش هم معمولا زیاد پیش میاد، که آقا از دیر آماده شدن خانمش برای مهمونی ناراحت میشه و از توی خونه تا توی مهمونی یکریز غر میزنه. ممکنه یه جاهایی (هم توی خونه هم پشت چراغ قرمز و توی ترافیک) داد هم بزنه. حالا اگر آخر شب یک یادداشت هم خانم دستش بده که توش گفته اینکه سر من داد زدی ناراحتم کرده، خودش زمینه ساز یک دعوای دیگه میشه. حداقل نتیجه ای که داره اینه که بگه خب زود آماده شو تا داد نزنم.


سلام.
بله. به طور معمول اون چیزی که شاهدش هستیم، اینه که زوجین در حال تحمل همدیگه هستن، در حالی که به راحتی میتونن با بیان احساساتشون از این وضعیت در بیان.
اما بیرون اومدنش یکم زمان میبره. باید قدم به قدم پیش برن تا به درک متقابل برسن، قدم اولش همونیه که خودتون فرمودین، یعنی درک ناراحتی متقابل.
قدم دوم هم اینه که بدونیم مطمئنا شخص مقابل عمدا ناراحتی به وجود نیاورده، همونطور که خودمون هم عمدا شخصی رو ناراحت نمیکنیم.
الرحیل;1006048 نوشت:
این توافق قبلی که "داد زدن بده، حتی اگه ناراحت باشی" وجود نداره.

علاج واقعه قبل ازوقوع بایدکرد. میشه از قبل به این توافق رسید.
الرحیل;1006048 نوشت:
خودم معمولا وقتی رفتار یکی خیلی برام ناراحت کننده است، فقط به این فکر می کنم که رفتارهای من چقدر برای اون ناراحت کننده بوده که داره این طوری بازتاب نشون میده. ولی راه حلی به ذهنم‌ نمیرسه. به خصوص اگه ناراحتی اون به نظرم به جا نباشه.

من اینطوری به قضیه نگاه میکنم. اگه فضای گفت و گو با اون شخص برام مهیا باشه، حتما حتما در رابطه با ناراحتیم باهاش گفت و گو میکنم و در تمام مدت حواسم به احساسات طرف مقابلم هم هست و سعی میکنم مسیر گفت و گو رو طوری پیش ببرم که در نهایت هر دو راضی باشیم (معمولا هم جواب داده و اگه حق با من باشه، طرف مقابلم قبول میکنه) اما اگه فضای گفت و گو رو مناسب نبینم، به این شکل رفتار میکنم، با خودم میگم دوست داری اگه اون هم از تو ناراحته، فراموش کنه؟ پس توام فراموش کن، و قضیه تموم میشه و ناراحتی ادامه پیدا نمیکنه. اما بعدش برای جلوگیری از تکرار مسئله، در سطح ارتباطم با شخصی که نمیشه باهاش حرف زد تجدید نظر میکنم.

مهر...;1005471 نوشت:
راهکارهای جذب بیشتر همسر پس از گذشت چند سال از زندگی مشترک چیه ؟

ادامه بحث دربارهمهارت ابراز احساسات و بیان نیازها

توجه به خواسته ها

شما حق دارید که خواسته هایتان را با همسرتان درمیان بگذارید. به عبارت دیگر این حق شماست که چیزی از همسرتان مطالبه نمایید. اما این به آن معنا نیست که باید هر چه را بخواهید به دست آورید. ممکن است مواقعی پیش آید که نیازها و خواسته های شما با نیاز و خواست همسرتان در تضادّ باشد. به عنوان مثال ممکن است همسرتان برای ارتقای شغلی خود یا ادامه تحصیل بخواهد به شهر دیگری مهاجرت کنید؛ ولی شما دوست نداشته باشید از خانواده خود دور شوید؛ یا ممکن است شما خواهان فرزند دیگری باشید، اما همسرتان معتقد باشد که داشتن یک فرزند کافی است. مصالحه کردن و به توافق رسیدن اغلب کلیدهای لازم برای حلّ و فصل نیازها هستند.

ابراز نیاز
بهتر است در مراحل اوّلیه درخواست های مهم خود را از قبل بنویسید. وقتی نیازی جدّی دارید و برای برآورده شدن آن کمک همسرتان لازم است، بهتر است خواسته خود
را از قبل بنویسید. در این صورت موضوع در ذهنتان به خوبی روشن می شود و اجزای لازم برای ابراز مناسب نیازها را یکجا گردآوری می کنید. برگه ای که نیازهای
خود را در آن می نویسید، باید شامل بخش های زیر باشد:
1- موقعیت
2- احساسات
3- درخواست
4- رسیدگی به خود

- موقعیت: عینی و دقیق باشد. نیازی به تحلیل و تفسیر ندارد. کلّی گویی نکنید. از تشریح بیش از اندازه خودداری نمایید.
- احساسات: آن چه در بخش ابراز احساسات گفتیم را رعایت کنید.
- درخواست: فقط از همسرتان بخواهید که رفتارش را تغییر دهد. انتظار نداشته باشید که او در ارزش ها، عقاید و احساساتش تغییر ایجاد کند. زیرا تغییر این ویژگی ها بسیار دشوار است؛ درست مثل این که از کسی بخواهید باهوش تر یا قدّ بلندتر شود.
به رفتارهای قابل مشاهده توجه نمایید. لحن آمرانه به کار نبرید. گفتن «این کار را بکن» ، «این کار را نکن» فقط رابطه شما را خراب می کند. بهتر است قبل از بیان درخواست، یکی دو مورد از محاسن و رفتارهای خوب همسرتان را ذکر نمایید و بعد با کلمات « میشه...؟ » ، « لطفاً...» یا « بهتر نیست...؟ » تقاضایتان را مطرح کنید.
هر بار که درخواستی را مطرح می کنید به یک یا دو رفتار اشاره کنید. زیرا اگر درخواست شما مفصّل و طولانی باشد، همسرتان کلافه می شود.
دو
مثال:
میشه وقتی چای می خوری، هورت نکشی؟
بهتر نیست مانتوی بلندتری انتخاب کنی؟

- رسیدگی به خود: باید فکر کنید که اگر همسرتان نخواست یا نتوانست نیاز یا درخواست شما را برآورده سازد، چه کاری می توانید برای خود انجام دهید. نرسیدن به یک یا چندین خواست، هرگز به معنای پایان شادی و خوشبختی و رسیدن به بن بست نیست. در قسمت «رسیدگی به خود» کاری را می نویسید که در صورت عدم همکاریِ همسرتان، برای رفع نیازتان انجام می دهید.

مثال:
برگه نگارش نیازِ سیمین

- موقعیت: دیشب مهمان های زیادی برای شام به خانه ما آمدند. از یکی دو روز پیش برای این مهمانی تدارک دیده بودم. وقتی مهمان ها رفتند، ظرف های زیادی در آشپزخانه جمع شده بود.
- احساسات: من وقتی به آشپزخانه رفتم و آن همه ظرف را دیدم، کمی عصبی شدم. من از مهمانی لذّت بردم و از اینکه مهمانی به خوبی برگزار شد خوشحال هستم. ولی با آن همه ظرف چه باید می کردم؟
- درخواست: از اینکه در مهمانی با پدر و مادرم خیلی محترمانه برخورد کردی، واقعا متشکرم. ولی بعد از رفتن مهمان ها _ به جای اینکه روی مبل دراز بکشی و تلویزیون تماشا کنی _ به این نیاز دارم که در شستن ظرف ها به من کمک کنی.
- رسیدگی به خود: اگر همسرم از کمک به من در شستن ظرف ها امتناع کرد، کم کم پول هایم را جمع می کنم. بعد از دو سه سال یک دستگاه ماشین ظرفشویی می خرم. تا آن موقع مهمانی های پرجمعیت برگزار نمی کنم.

پایان مهارت ابراز احساسات و بیان نیازها

ادامه دارد...

مهر...;1005471 نوشت:
راهکارهای جذب بیشتر همسر پس از گذشت چند سال از زندگی مشترک چیه ؟

مهارت دوم:

مهارت ارتباط مؤثر

در زندگی مشترک تنها فریاد زدن و دعوا کردن به روابط آسیب نمی زنند. زخم زبان ها، طعنه ها، کنایه ها و ناسزاگویی ها نیز آسیب های جدّی در پِی دارند. حالت خصمانه چهره، فشار دادن دندان ها به یکدیگر، مُشت گردن دست ها و به طور کلّی زبانِ خصمانه بدن تأثیر بسیار بدی بر روابط همسران می گذارند.
اگر زوج ها به جای گفتگوها و تبادلات تحقیرکننده و تهدیدآمیز از روش «ارتباط مؤثر» استفاده کنند؛ فضای مناسبی برای حلّ و فصل مسائل و مشکلات به وجود می آورند.

ارتباط مؤثر چیست؟
منظور از ارتباط مؤثر به کار بردن پیام های کامل و جامعی است که هر یک از چهار قسمت تشکیل شده اند:
1) مشاهدات 2) اندیشه و فکر 3) احساسات 4) نیازها

وقتی یک پیام شامل هر چهار جزء بالا باشد، تأثیرگذارتر می شود. پیام های غیرکامل _ که یک یا چند جزء را نداشته باشند _ مشکلات جدی در ارتباط ایجاد می کنند.
برای بیان مناسب این چهار بخش باید نکات زیر را رعایت نمایید:
- از بیان عبارت ها و کلمات انتقادآمیز، تحقیرکننده و کُلّاً منفی در پیام خودداری نمایید. کلماتی مانند: رفتار بچه گانه، تنبل، به دردنخور، بی عرضه و ... احساس ارزشمندی همسرتان را مخدوش می سازد.

- از آوردن برچسب های تعمیم آمیز اجتناب کنید. کلماتی مانند: عجول، ولخرج، بی مسؤولیت و ... که به جای رفتار، ویژگی های همسر را مورد حمله قرار می دهد به کار نبرید. با گفتن این کلمات، بد بودنِ همسرتان را نه در یک موقعیت یا لحظه خاص بلکه برای همیشه گوشزد می کنید. به زبان آوردن این کلمات حسّ اعتماد و صمیمیت را از بین می برد.
- از بیان عبارت هایی با فاعل «تو» پرهیز نمایید. به جای جملاتی با فاعل «تو» جمله هایی با فاعل «من» به کار ببرید.

مثال:
تو هیچ وقت به موقع حاضر نمیشی ========» وقتی دیر حاضر میشی، من از اینکه معطّل میشم، ناراحت و دلخور میشم.

تو به کارت بیشتر از من اهمیت میدی =======» از اینکه می بینم برای کارت بیش از حدّ وقت میذاری، دلخور میشم.

ادامه دارد...

مهر...;1005471 نوشت:
راهکارهای جذب بیشتر همسر پس از گذشت چند سال از زندگی مشترک چیه ؟

- به گذشته ها کاری نداشته باشید. اگر به همسرتان بگویید «هفته قبل که مهمان بودیم، هم مثل امشب آب را هورت کشیدی»، در واقع به او می گویید «تو بدی، همیشه بد بوده ای و بهتر نمی شوی».
- مقایسه منفی نکنید. جملاتی مثل «کاش از باجناقت یاد می گرفتی که ...» و «تو هم مثل خواهرت شیک پوش باش» مشکلی را حلّ نمی کند. مقایسه منفی تنها پیام حمله کردن و مجازات نمودن را به همسرتان انتقال می دهد.

- تهدید نکنید. عبارت هایی مانند «اگر به خونه مادرت بری، وقتی برگردی من رو نمی بینی» یا «اگر با من مسافرت نیایی، خیلی ها هستند که حاضرند به جای تو این کار را بکنند»، فقط مشکل را پیچیده تر می کنند.
- زبان بدن را گشوده و پذیرا نگه دارید. براساس یافته های روانشناسان 60 تا 76 درصد از ارتباطات ما به وسیله حالت های چهره، دست و پا (زبان بدن) صورت می گیرد. زبان بدن شما به همسرتان نشان می دهد که چه اندازه مایل به برقراری ارتباط مؤثر هستید. اگر می خواهید واقعا ارتباط مؤثر برقرار کنید؛ تماس چشمی را از یاد نبرید. هنگام گوش دادن سرتان را تکان دهید و از پرت شدن حواسّ به وسیله تب لت، تلویزیون، گوشی همراه و ... جلوگیری نمایید.


- از پیام های کامل استفاده کنید. پیام های کامل از مشاهده، اندیشه، احساس و خواسته تشکیل می شود. اندیشه و فکرتان را حقیقت مطلق ندانید بلکه برداشت خود را از موقعیت مورد نظر بیان کنید. مثلا به جای اینکه بگویید «تو بیش از حدّ وقتت رو در اداره صرف می کنی» ، بگویید «به نظر من بیش از حدّ وقتت رو در اداره صرف می کنی». استفاده از عباراتی مانند «به نظر من...»، «به عقیده من...»، «نگران بودم که...» و مانند اینها باعث می شود به همسرتان نشان دهید که مسؤولیتی در قبال حرفتان می پذیرید و خود را عقل کلّ و همه چیزدان نمی دانید.
یک مثال برای پیام کامل:

[ سینا چند روزی است که کم حرف می زند. وقتی از مغازه به خانه می آید، پس از یک سلام و احوال پرسی مختصر جلوی تلویزیون می نشیند و تظاهر می نماید که فیلم نگاه می کند؛ ولی غرق در افکارش می شود. همسرش شیلا به او می گوید: ] می بینم چند روزه که خیلی ساکت هستی و کمتر حرف می زنی (مشاهده). با خودم می گم شاید از دست من دلخور هستی (اندیشه). وقتی می بینم تو خودت هستی، احساس دلتنگی می کنم (احساس). دلم می خواد بیشتر با من حرف بزنی و اگه از دستم ناراحت هستی، به خودم بگی (خواسته).

کار در خانه:
کاغذ و قلم بردارید و در روزها و ساعات پیش رو پیام هایی که بین شما و همسرتان ردّ و بدل می شود را به صورت خلاصه یادداشت نمایید. دقت کنید که آیا بخش های چهارگانه پیام کامل در پیام هایتان وجود دارد؟ به زبان بدن خود دقت کنید. نتایج آن پیام ها را یادداشت نمایید. بهتر است در برگه کاغذتان، سه ستون بکشید. در ستون سمت راست، پیامی که بین شما ردّ و بدل شده را بنویسید. در ستون وسط زبان بدنِ گوینده را یادداشت نمایید و در ستون سمت چپ، نتیجه آن پیام را ثبت کنید.

پایان مهارت ارتباط مؤثر

ادامه دارد...

موضوع قفل شده است