جمع بندی دین بزرگان علم ایران چه بود؟

تب‌های اولیه

21 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
دین بزرگان علم ایران چه بود؟

سلام

جایی خواندم که که پورسینا زکریا رازی خیام و ... هر گونه بهشت و جهنم و نبوت را منکر بودند و این امور را غیر منطقی می دانستند و اگر به خدا معتقدند منظورشان خدای دئیست
یعنی خدای نخستین افریدگار و بدون دخالت بوده.

میخواستم با استفاده از منابع قابل قبول و معتبر تاریخی بدانم دین این افراد چه بوده؟ آیا اصلا مسلمان بودند؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"]
[/TD]


کارشناس بحث: استاد شعیب

[TD][/TD]

با سلام خدمت شما دوست گرامی

دشمنان دین و فرهنگ ایران اسلامی از هیچ کوششی جهت از بین بردن هویت ایرانی اسلامی این مرز و بوم فروگذار نکرده و نخواهند کرد مدتی بر طبل بی فرهنگی و خالی بودن پشتوانه های فرهنگی در ایران و تضعیف روحیه خود باوری ایرانیان کوفتند و حدود 300 سال ما را با استعمار و تحقیر و تضعیف از باور به این پشتوانه ها باز داشتند و اما هنگامی که دیدند مردم ایران اسلامی با تکیه بر داشته های خود و شناخت آنها به پیشرفت ایرانی اسلامی خود امیدوار شدند جهت بحث را عوض کردند و طرح جدایی این پشتوانه خود باوری ملی را از دین کلید زدند و شبهه می کنند که این ها که شما به عنوان الگو معرفی می کنید آدم های بزرگی هستند ولی مذهبی نبودند!! تا دیروز مولانا و بو علی را افغانی، ترک غیر ایرانی ، و ... می خواندند و امروز آنها را غیر مذهبی !! باید این دسیسه ها را شناخت و درست در برابر آن موضع گرفت. هدف اصلی دشمن از طرح این گونه شبهات تهی کردن جوانها از هویت و خودباوری با تشکیکی در بزرگان این مرز و بوم است.

درادامه به تک تک این شخصیت ها می پردازیم و ثابت می کنیم که این حرف ها شبهه ای بی اساس و تهمتی بیش نیست.

یکی از بحث بر انگیز ترین شخصیت ها در بین افرادی که در متن سوال بیان شده است زکریای رازی است.
ابوبکر محمد بن زکریاى‏ رازى‏، یکى از حکیمان و طبیبان بزرگ اسلامی (1) در سال 250 ق در شهر رى متولد شد.(2) و در سال 320 ق درگذشت.(3)
رازی کاشف الکل که در علم طب سرآمد عصر خویش بود غیر از رشته طب در فلسفه و اخلاق نیز آراء و نظریات مهمى دارد.

در برخی از کتب به زکریای رازی نسبت الحاد داده شده است ولی آیا زکریای رازی به واقع ملحد بوده است؟
کسانی که مدعی هستند که زکریا رازی ملحد بوده است به دو کتاب و یک مطلب استناد می کنند . در برخی از کتاب های تاریخی دو کتاب «فى نقض الادیان»(4) و «مخاریق الانبیاء» (5) در رد ادیان به او نسبت داده شده است که بسیاری از مورخین نسبت این دو کتاب را به زکریای رازی مردود دانسته اند و گفته شده کتاب «اعلام النبوة» اثر ابوحاتم رازى در برابر او در صدد دفاع از اصل نبوت برآمده است.(6)

اما آنچه که بین مورخین اختلافی در آن نیست انتساب کتب متعدد دیگری به زکریای رازی است که وقتی این کتاب ها را می بینیم به مطالبی بر می خوریم که زکریای رازی تصریح کرده است که دین اسلام بر حق است و به وجود خدا و پیامبر و معجزات آنها اقرار کرده است. که نمونه این کتاب ها کتاب مهم "الحاوی " اثر بی تردید زکریای رازی است.(7)
به نظر دلیل اصلی این گونه تهمتها به زکریای رازی شهرت او و ورود او به دربار و سلاطین زمان خود بوده است که بدخواهان راحت ترین راه برای تخریب او را تهمت الحاد می دانستند.

ادامه دارد...

ادامه ...
از این گذشته متفکران و اندیشمندان اسلامی قائل هستند که زکریای رازی نه تنها مسلمان بوده بلکه شیعه نیز بوده است و از همین جهت مورد اتهام الحاد و خروج از اسلام!! به او زده شده است.
در قدیمی‌ترین منابع کتابشناسی مانند فهرست ابن ندیم که تنها یک سده بعد از او می‌زیسته کتاب‌هایی به رازی نسبت داده شده که مؤیّد اعتقاد او به وحدانیت خدا، نبوت پیامبران، معاد و حتی مکتب تشیع می‌باشد: «کتاب الحاصل فی العلم الإلهی»، «کتاب فیما یرد به اظهار ما یدعی من عیوب الأنبیاء»، «کتاب علی سهیل البلخی فی تثبیت المعاد»
و «فی آثار الامام الفاضل المعصوم».(8)

ابن طاووس رساله‌ای از رازی نقل می‌کند به نام «برء الساعه» که ابتدای آن، به روش علمای شیعه می‌باشد؛ در ابتدای این رساله چنین آمده است: «بسم الله الرحمن الرحیم‏ الحمدلله کما هو اهله و مستحقه و صلواته علی خیر خلقه محمد و آله و عترته و سلم تسلیما کثیراً. (9)
تهمت کفر و الحاد از سوی ابوحاتم رازی که اسماعیلی مذهب است به محمد بن زکریا نسبت داده شده است. از طرفی چون محمد بن زکریای رازی در کتاب «فی الرد علی الکیال فی الامامه» بر اسماعیلیه حمله کرده است. (10) بسیار موجه است که گفته شود؛ اسماعیلیه اتهام الحاد را به انتقام تألیف آن کتاب به او نسبت داده‌اند. (11)

ادامه دارد...

ادامه...

در پایان شایسته است نظر شهیدمطهری (ره) را درباره زکریای رازی بیان کنیم:
شهید مطهری در تألیفات خود اظهار داشته که چون تمام کتاب‌های رازی در دسترس نیست نمی‌توان پیرامون او اظهار نظر قطعی کرد، اما از مجموعه قرائن به دست می‌آید که او منکر نبوت نبوده بلکه با مدعیان دروغین نبوت در ستیز بوده است. محال است مناظرات رازی با ابو حاتم در منزل یکی از بزرگان ری و در حضور اکابر و بزرگان شهر پیرامون ابطال اصل نبوت باشد و او همه مذاهب را باطل اعلام کند و سپس در کمال احترام نیز زیست نماید.(12) رازی سخت پایبند توحید و معاد و اصالت روح و بقای آن بوده است و چگونه ممکن است کسی که اصول مبدأ و معاد را قبول دارد، نبوت را انکار کند، بلکه از آثار او به دست می‌آید که اندیشه امامت، ذهن او را به خود مشغول کرده بوده است و بدیهی است که اندیشه امامت با منکر نبوت همراه نیست.(13) ایشان بیان می‌کند استدلال‌هایی که به رازی در نفی نبوت نسبت داده شده است، آنقدر ضعیف است که در شأن مقام علمی او نیست. ایشان احتمال شیعه بودن رازی را منتفی نمی‌داند بلکه بیان می‌کند؛ بعید نیست که رازی تا حدودی طرز تفکر شیعی امامی داشته است و همه متفکرانی که چنین اعتقادی داشتند، از سوی دشمنان شیعه، به کفر متهم می‌شدند.(14)

پی نوشت ها
1- ابن ابى اصیبعه، احمد بن قاسم‏، عیون الأنباء فی طبقات الأطباء، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب‏، چاپ اول، 2001م ج 1، ص 63؛ ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان‏، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، بی‌تا، ج ‏5، ص 157؛ کحاله، عمر رضا، معجم المؤلفین‏، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1376ق، ج 10، ص 6.
2- عیون الأنباء فی طبقات الأطباء، ج ‏1، ص 63؛ وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، ج ‏5، ص 157.
3-عیون الأنباء فی طبقات الأطباء، ج ‏1، ص 63.
4- راوندی، مرتضی، تاریخ اجتماعى ایران، تهران، انتشارات نگاه‏، چاپ دوم‏، 1382ش، ج ‏10، ص 133 – 134.
5- همان، ص 135 – 136.
6- فرمانیان، مهدی، آشنایی با فرق شیعه، قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، 1387، ص 123-124.
7- محقق، مهدى، فیلسوف رى، محمد بن زکریاى رازى‏، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1377ش، ص 3.
8- ابن ندیم، محمد بن اسحاق،‏ الفهرست، بیروت، دار المعرفة، چاپ اول، بی‌تا، ص 419.
9-ابن طاووس، على بن موسى‏، الامان من أخطار الأسفار و الأزمان، قم، مؤسسة آل البیت(ع)، چاپ اول‏، ‏1409ق‏، ص 152.
10-عیون الأنباء فی طبقات الأطباء، ج ‏1، ص 67.
11-نعمه، عبدالله‏، فلاسفه الشیعه، مترجم: غضبان، جعفر، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى‏، چاپ اول، 1367ش، ص 320.
12- مطهری، مرتضی، مجموعه‏آثار، ج ‏14، ص 468، تهران، صدرا، 1380ش.
13- همان، ص 469.
14- همان، ص 470.

حال که بحث درباره بحث برانگیزترین آنها یعنی زکریای رازی بیان شد می رویم سراغ ابو علی سینا .
بحث درباره بوعلی به دلیل وجود کتاب های الهیات ایشان بسیار ساده است در کتاب شفا ایشان یک فصل گسترده ای دارند به نام الهیات . در این کتاب آراء ایشان کامل بیان شده و تا امروز هم در برخی از مراکز دانشگاهی و حتی حوزه های ما به عنوان یک متن متقن علمی در بحث الهیات تدریش می شود.
متدین بودن ایشان تا آنجا بین اندیشمندان یقینی است که بحث بر شیعی بودن ایشان است و حتی اکثر اندیشمندان اسلامی بر شیعه بودن ایشان متفق هستند و بحث بر این مطلب است که آیاایشان شیعه 12 امامی هستند و یا شیعه اسماعیلی؟
اما آنچه که برخی از شبهه افکن ها می خواهند درباره بو علی اشکال و ایراد کنند مربوط بر نقد هایی است که برخی علمای اهل سنت بر ایشان داشته اند که واضح است علمای اهل سنت از ابتدا نگاه مثبتی به علمای شیعه نداشته اند و از هر بهانه ای برای تخریب آنها استفاده می کردند. مخصوصا کسی مانند ابوعلی سینا که در سن کم شهره آفاق شد. این افراد در زمان حیات بوعلی نیز ایراد هایی به ایشان می گرفتند و شیخ در جوابشان سرود:
کفر چو منی گزاف آسان نَبُوَد محکمتر از ایمان من ایمان نبوَد
در دهر یکی چون من و آن هم کافر پس در همه دهر یک مسلمان نبوَد
البته در همین راستا کتابی مبسوط در اثبات اینکه بوعلی شیعه دوازده امامی بوده چاپ و منتشر گشته که در آن با دلائل و شواهد گوناگون این مطلب مبرهن شده است.

ادامه دارد...

ادامه...

برخی از شبهه افکن ها نیز از بی اطلاعی عوام به متون اصیل سوء استفاده کرده اند و برخی از شبهاتی که بوعلی برای پاسخ به آنها در کتاب هایش نقل کرده است را به عنوان عقیده بوعلی آورده اند و از بیان جواب بوعلی به آن خود داری کرده اند.
به عنوان نمونه گفته اند که ﺍﻭ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺧﻠﻘﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﺍﮔﺮ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﺧﺪﺍ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﻪ ﺧﻠﻖ ﺟﻬﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻭﺍﺟﺐ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﺎﺭ ﻭﺍﺟﺒﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻭﺍﺟﺐ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﺎﺭ ﻭﺍﺟﺐ، ﮐﺎﺭ ﻭﺍﺟﺐ ﺗﺮﯼ ﻭ ﻭﺍﺟﺐ ﺗﺮﯼ ﻭ ﻭﺍﺟﺐ ﺗﺮﯼ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺭﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﯿﻢ ﺑﻪ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﺭﺳﯿﻢ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻖ ﺍﻣﺮﯼ ﻣﻬﻤﻞ ﺍﺳﺖ ﭘﺲ ﺧﻠﻘﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﻢ ﺍﻣﺮﯼ ﻣﻬﻤﻞ ﺍﺳﺖ…
این در حالی است که شبهه مهمل بودن آفرینش در کتاب شفا، از ابن سینا نیست، بلکه از پارمنیدس ‌(Parmenides) است! شبهه پارمنیدس درباره‌ نظام‌ آفرینش‌ فلاسفة‌ بزرگی‌ چون‌ ارسطو، ابن‌ سینا و ملاصدرا‌ را به پاسخ‌ واداشت. ابن سینا آن را نقل کرده تا پاسخ خود را به آن بدهد.(1)

بسیاری از اندیشمندان به خاطر برخی از بیانات ایشان ، او را یک فرد شیعی دانسته اند :
شیخ در کتاب شفاء می‌ نویسد: «برگزیدن خلیفه برای پیامبر، یا با «نص» است و یا با «اجماع»؛ امّا برگزیدن با «نص» درستر است».(2) روشن است که این سخن با اصول اعتقادی شیعه سازگار است؛ زیرا اهل سنّت خلیفه را با «اجماع» و بیعت انتخاب می کنند نه با «نص»؛ بنابراین ابن سینا پیرو اصول اعتقادی شیعه است.

پی نوشت ها
1- الشفاء، الالهیات‌، ابراهیم‌ مدکور، تحقیق‌ قنواتی‌ و سعید زاید،چاپخانه‌ آرمان‌، ۱۳۶۳ ص ۴۱۴.
2- همان، ص 454.

شعیب;1012970 نوشت:
دشمنان دین و فرهنگ ایران اسلامی از هیچ کوششی جهت از بین بردن هویت ایرانی اسلامی این مرز و بوم فروگذار نکرده و نخواهند کرد

سلام

البته دشمنا از همین داخل بودن.وگرنه دشمنان خارجی که زیاد از این مشاهیر شناخت ندارن.

شعیب;1012970 نوشت:
درادامه به تک تک این شخصیت ها می پردازیم و ثابت می کنیم که این حرف ها شبهه ای بی اساس و تهمتی بیش نیست.

در مورد خیام چیزی نگفتید.در صورتیکه به خیام زیاد گفته میشه بی دین بوده و اشعاری بر علیه دین سروده.

[="Navy"][="3"]

Miss.Narges;1012646 نوشت:
سلام جایی خواندم که که پورسینا زکریا رازی خیام و ... هر گونه بهشت و جهنم و نبوت را منکر بودند و این امور را غیر منطقی می دانستند و اگر به خدا معتقدند منظورشان خدای دئیست یعنی خدای نخستین افریدگار و بدون دخالت بوده. میخواستم با استفاده از منابع قابل قبول و معتبر تاریخی بدانم دین این افراد چه بوده؟ آیا اصلا مسلمان بودند؟
سلام...جواب این سوال اینه که اگثر مردم دین ظاهری رو ملاک قرار میدن یعنی دین گوسفندی!...در واقع برای فهم دین نیاز به ورود به جهان های فلسفه یا همون جهان های ضمیر هست!...مردم عادی نمی دونن عالم متافیزیک چیه و همین که می بینن یکی خلاف عرف خودشون حرف بزنه میگن کافر ....یک نمونه میشه ابن سینا ...اما یه نمونه دیگه میشه هاوکینگ ! که در تمام طول عمر خودش خدا رو انکار میکرد بعد آخر عمر یهو میاد اعلام میکنه من همه چیز از خدا و معاد و قیامت همه چی رو قبول دارم و همه حرف های خودش رو نقض میکنه و بعد فوت میکنه!....این علتش همون تقیه هست که به شهرهای دلش حمله نشه و همرنگ جماعت بشه علت معلولیت او هم همین بود یعنی جنگ در کهکشان درون او باعث عوارض افلیج شدن بدن و اعضا ش در بیرون شد!...این یعنی رتبه و طبقات یک دانشمند فیلسوف با مردم عوام فرق میکنه، و چون با هم قاطی میشه این شایعات پخش میشه![/][/]
موضوع قفل شده است