درمانده از خیانت به همسری که دوستش ندارم!

تب‌های اولیه

5 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
درمانده از خیانت به همسری که دوستش ندارم!

سلام

همسرم خیلی بد اخلاقی میکرد باهام من به قصد طلاق رفتم خونه مادرم ...

یک ماه ازش خبری نبود بعد یکماه اومد التماس و خواهش و گفت فکرشو نمیکرده من بخوام طلاق بگیرم و اینقدر جدی باشم.

اما من واقعا قصدم جدایی بود چون دیگه ازش متنفر شده بودم.

اما اون همش میومد خونه دنبالم واسطه فرستاد پیش مادرو پدرم.

مادرو پدرم هم گفتن حرف حرف ماست و باید بری سر زندگیت.

من اومدم اما نمیتونم بهش توجه کنم چون ازش بدم میاد...

من عاشق یکی دیگه شدم.. من با کسی که دوسش دارم رابطه دارم ، تلفنی و پیامکی ...

این گناهه که من همسر یکی دیگم ولی اصلا براش همسری نمیکنم چون دوسش ندارم...

من خیلی کلافم دلم نمیخواد گناه بزرگی دامن گیرم باشه ولی نمیتونم با این مسایل کنار بیام.

به من بگید من چیکار کنم؟

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد امیـد

سلام

شما خانمی هستید که به خدا و مسائل مذهبی تا حدودی عقیده دارید. شما دوست دارید زندگیِ آرامش بخش و شادی داشته باشید تا بتوانید به آرزوهای تان برسید. لطفا حرف های مرا تااااا آخر بخوانید و زود قضاوت نکنید. من همیشه ابتدا تحلیلی از مشکل ارائه می دهم و سپس راهکارهای حلّ آن را بیان می کنم.

 

وقتی خانم یا آقایی می خواهد از همسرش جدا شود، در بیشتر مواقعْ دلیلِ اصرارش به جدایی را اخلاق های بدِ همسرش عنوان می کند. شما نیز دلیلِ تنفّر از شوهرتان را این گونه بیان کرده اید:«من جانب همسرم خیلی ازار دیدم.دست بزن بد اخلاقی بی حرمتی توهین همه اینا باعث شد که من از همسرم متنفر بشم». انداختنِ تقصیرِ همه اختلافات به گردن یک نفر، از تفکّرِ مبتنی بر «عِلّیّتِ خَطّی» سرچشمه می گیرد. پدیده های شیمی و فیزیک، از «عِلیّتِ خطّی» تبعیّت می کنند. به عنوان مثال: وقتی کُلر با سُدیُم ترکیب می شود، این ترکیبْ علّت برای تشکیلِ کُلُریدِ سدیم (نمک طعام) می گردد. پس ترکیبِ دو عنصر، علّت و تشکیلِ نمک طعامْ معلول می باشد. به این نوع علیّت، «علّیّتِ خطّی» می گویند. یعنی یک شیءْ باعثِ پیدایشِ یک شیءِ دیگر می شود. "الف" باعثِ "ب" و "ب" باعثِ "پ" می شود و "پ" باعثِ "ت" می شود. اما مسائل اجتماعی _ مانند: اختلافات زناشویی و طلاق _ با پدیده های شیمیایی و فیزیکی تفاوت دارند. دیدگاهِ «علّیّتِ خطّی» مدّت هاست که جایگاهی در خانواده درمانیِ علمی ندارد.

 

زیرا امروزه به خانواده به چشم یک سیستم نگاه می شود. در یک سیستمْ همه اعضا در پیدایشِ اتفاقات نقش دارند. در یک سیستم، همه اعضا در یکدیگر تأثیر دارند و از یکدیگر تأثیر می پذیرند. به این نوع علّیّت، «عِلّیّتِ حَلقوی» می گویند. در این نوع علّیّت، هیچ فردی به تنهایی علّت برای یک موضوع نیست و هیچ رویدادیْ معلولِ رویدادِ قبل از خود نیست. در این دیدگاه، وقتی مشکلی در خانواده بُروز می کند، مثلا وقتی بحث اختلاف و جدایی پیش می آید، همه اعضایِ خانواده در بُروزِ آن نقش دارند. تا حالا دقت کرده اید که چه زمان هایی شوهرتان کتک میزند؟ آیا شوهرتان بدون اینکه بگومگو و جرّ و بحث پیش آید، دست روی شما بلند می کرد؟ 

 

ادامه دارد...

در سؤالی که قبلا مطرح کردید، به شما توصیه کردم به همراه شوهرتان به یک روانشناس خبره مراجعه کنید. اکنون نیز قفلِ مشکل شما به دستان یک روانشناس و مشاور خانواده خبره باز می شود. تحقیق کنید و یک روانشناس خبره و باتجربه پیدا کنید. ابتدا خودتان به روانشناس مراجعه نمایید و مشکل تان را با وی درمیان بگذارید. سپس با پدر و مادرتان صحبت کنید و به آنها بگویید:«برای اینکه زندگیِ خوبی داشته باشم، باید شما هم با من به دفتر مشاورخانواده بیایید و با او حرف بزنید». پدر و مادرتان از شما حرف شنوی ندارند؛ اما یک روانشناس خبره و باتجربه می تواند با آنها صحبت کند و از آنها بخواهد جلوی طلاق شما سنگ اندازی نکنند.

 

اگر پدر و مادرتان به حرف های روانشناس و مشاورخانواده اهمیتی ندادند، در دوستان  و آشناهای خود بگردید و فردی آگاه و امین و باتجربه پیدا کنید که پدر و مادرتان از او حرف شنوی دارند. با این فرد امین صحبت کنید و بدون اشاره به ماجرای رابطه با این آقا که دوستش دارد، مسأله نداشتن تفاهم با شوهرتان را بگویید و از او بخواهید با پدر و مادرتان صحبت کند و آنها را به طلاق شما راضی کند.

 

ادامه دارد...

بعد از موافقتِ پدر و مادرتان با طلاق، به همراه شوهرتان به دادگاه مراجعه نمایید. همزمان با مراجعه به روانشناس، به آن آقا که دوستش دارید، مسائل را در میان بگذارید و بگویید که در حال زمینه سازی برای جدایی از همسرتان هستید و زمانی که دادخواست طلاق را در دادگاه ثبت کردید، تصویرش را برای این آقا بفرستید تا مطمئن شود که شما برای جدایی و طلاق اطمینان دارید. شما با این کار به این آقا که دوستش دارید، نشان می دهید که باید خود را برای شروع زندگی با شما پس از طلاق و سپری شدنِ عدّه آماده کند. این را به شما می گویم و از شما می خواهم حتما به این آقا ثابت کنید که تصمیم تان برای طلاق جدّی است. زیرا این احتمال وجود دارد که این آقا پس از طلاق، از ازدواج با شما خودداری نماید و به شما پشت کند. او باید بفهمد حالا که عاشق شماست، باید مانند شما از خودگذشتگی به خرج دهد و همه موانعِ ازدواج با شما را از سر راه بردارد.

 

یک مورد واقعی را برای تان می گویم: یکی از همکاران تعریف می کرد و می گفت: خانمی به من مراجعه کرد و گفت که با شوهرش تفاهم ندارد و مدتی پیش با آقایی آشنا شده و این آقا به او ابراز علاقه نموده است. مشاور که اصرار خانم به طلاق را دیده بود، به خانم گفته بود:«به شوهرت بگو من طلاق می خوام و اصرار کن و او را راضی کن که تو را طلاق دهد. بعد با شوهرت به دادگاه خانواده مراجعه کن و دادخواست طلاق بده و بعد تصویر دادخواست را برای این آقا که به شما علاقه دارد بفرست تا بفهمد قضیه جداییِ شما جدّی است و خودش را برای ازدواج با شما آماده کند». آن مشاور می گفت: جلسه بعد که خانم برای مشاوره مراجعه کرد، دیدم ابتدای جلسه شروع به ناسزا گفتن به آن آقایی کرد که ابراز علاقه نموده بود. فهمیدم وقتی آن آقا فهمیده بود که قضیه طلاقِ خانم جدّی است، عقب نشینی کرده و گفته بود:«من قصد ازدواج با تو را ندارم» و ارتباطش را با خانم قطع کرده بود.

 

شما هم بعد از ارائه دادخواست به دادگاه خانواده، حتما تصویر دادخواست را برای این آقا که به او علاقه دارید بفرستید تا متوجه شود که قصدتان برای طلاق جدّی است.