جمع بندی خرافات و ویروس کورونا (پاسخ به شبهه)

تب‌های اولیه

10 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
خرافات و ویروس کورونا (پاسخ به شبهه)

باسلام

اخیرا فردی در فضای مجازی این شبهه را مطرح نموده است خواهشمندم پاسخ آن را بیان بفرمایید:

 

 در اطراف ادیان همواره خرافات زیادی شکل گرفته است و خرافه‌بافان از آن بهره‌ها برده‌اند. متاع دکان‌داران دین خرافه است و خریداران آن مردمان ساده‌اندیش که می‌خواهند در پناه باورهای معنوی و دینی در این جهان ناآرام آرامشی یابند.

آنان به دنبال خرافه‌ها نیستند، اما خرافه‌بافان به دنبال مردمانی می‌گردند تا متاع آنان را خریدار باشند.

در این میان، این وظیفه‌ی دانشمندان و پژوهشگران علوم دینی است که خرافه‌بافان را از صحنه خارج کرده و عرصه‌ی دین و معنویت را از دست‌اندازی آنان مصون سازند.

در روزها و هفته‌های اخیر که کشور ما با بحران تازه‌ای به نام ویروس کورونا مواجه بوده است خرافه‌های دردسر ساز نیز مشغول آسیب‌رسانی بوده‌اند.

عده‌ای از بسته شدن زیارت‌گاه‌ها ممانعت کرده، عده‌ای از دین‌داران دست به حرکات و اقداماتی زدند که از دین چهره‌ای نامعقول و از باورهای آنان وجهه‌ای خرافی به نمایش گذاشته است.

در این رابطه مناسب یافتم به دو نکته اشاره نمایم:

 نکته‌ی نخست آنکه پیامبر اسلام و خاندان آن حضرت شفابخش بیماران نبودند و هیچگاه نیز چنین ادعایی نداشتند. این ادعایی بی‌اساس است که در قرآن و تاریخ هیچ مدرک معتبری برای اثبات آن نمی‌توان یافت. شیعه معتقد است که حضرت زهرا بیمار شد و در بیماری از دنیا رفت و یا اعتقاد شیعه بر آن است که حضرت سجاد همواره بیمار بود. چرا آنان خود را شفا ندادند؟ اساسا باید گفت که این انتظار از دین و اولیای دین ادعای بی اساسی است.

ادیان برای شفا دادن بیماران نیامدند آن‌ها برای شفا بخشیدن دل‌ها و باورهای ما آمدند. آنان برای رها کردن انسان‌ها از بند اسارت خرافات و خرافه‌بافان آمدند. اولیای دین در زمان حیات خود بیماران را برای شفا دادن به سوی خود نمی‌خواندند تا چه رسد پس از مرگ خود.

نکته‌ی دوم آنکه قبور و زیارت‌گاه‌های اولیای دین اگرچه محترم است، اما مقدس نیست. مقدس دانستن آرامگاه‌ها که ساختمان‌هایی بیش نیستند، بی‌پایه و اساس است و معلوم نیست این عقیده چه منطقی دارد. پیامبر اسلام پس از فتح مکه اقدام به تخریب همه‌ی معابد و زیارت‌گاه‌هایی نمود که کاهنان و روحانیون از وجود آن‌ها سود می‌بردند و مردم نذورات خود را به آن‌ها اهدا می‌کردند و با توسل به آن مکان‌ها امید شفا و بهبودی اوضاع خویش را داشتند. پیامبر اسلام در طول زندگانی خویش هیچ زیارت‌گاهی نساخت. او آمد تا مردم را به سوی خدا فرا بخواند. این روزها معلوم گشت که علمای دین و پژوهشگران این حوزه کار خود را به درستی انجام نداده‌اند و کار اصلی در تبلیغ دین را به کسانی سپرده‌اند که از کمترین سواد دینی برخوردارند و عقاید و باورهای مردم را به بازی می‌گیرند.

اینکه تصور شود آرامگاه اولیای دین مصون از آلودگی‌های ویروسی است از چه منطقی سرچشمه می‌گیرد جز خرافه؟ کدام دلیل و مدرک دینی و عقلی تقدس ساختمان قبور و آرامگاه را تایید می‌کند؟ شگفت نیست که از حوزه‌های علوم دینی صدایی برنمی‌خیزد، اما شگفت است روحانیونی که اهل پژوهش و تحقیقند و گاه از آنان صدای متفاوتی شنیده می‌شود، در برابر هجوم خرافه‌ها سکوت کرده‌اند. در شرایطی که برای مهار ویروس کورونا و جلوگیری از تلفات بیشتر، همه‌ی نهادها باید هماهنگ با نظام بهداشتی کشور عمل کنند، می‌بینیم که خرافه‌ها سربرآورده و به سدی در برابر سلامت جامعه بدل شده حتی جان مردم را به خطر انداختند. با خرافه‌ها نیز مانند کرونا باید مبارزه کرد.

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد عماد و استاد مسلم

در این میان، این وظیفه‌ی دانشمندان و پژوهشگران علوم دینی است که خرافه‌بافان را از صحنه خارج کرده و عرصه‌ی دین و معنویت را از دست‌اندازی آنان مصون سازند.

و نیز وظیفه دانشمدان و پژوهشگران علوم دینی است که در مقابل هجمه هایی که امثال این نویسنده بر اعتقاد مردم وارد می کنند مقابله کنند. کسانی که در دشمنی دین به دنبال فرصت می گردند و حتی ناجوانمردانه از بیماری هم استفاده می کنند. در جایی که پزشکان و پرستاران و عامه مردم به جنگ با این بیماری آمده اند امثال نویسنده این مطالب به گوشه ای خزیده و به دنبال گرفتن ماهی از آب گل آلود هستند. نمی دانم چه نامی باید به این افراد و به این کار مشئز کننده گذاشت.

در روزها و هفته‌های اخیر که کشور ما با بحران تازه‌ای به نام ویروس کورونا مواجه بوده است خرافه‌های دردسر ساز نیز مشغول آسیب‌رسانی بوده‌اند.

و به اصطلاح روشنفکران نیز بدون هیچ کمکی و طرحی برای مبارزه با ویروس کورونا، بدون هیچ اظهار هم دردی با ملت و خانواده های آنها قلم به دست گرفته و به مبارزه با اسلام و آموزه های اصیل آن پرداخته اند تا از این نمد کلاهی برای خود دست و پا کنند

 

 

نکته‌ی نخست آنکه پیامبر اسلام و خاندان آن حضرت شفابخش بیماران نبودند و هیچگاه نیز چنین ادعایی نداشتند. این ادعایی بی‌اساس است که در قرآن و تاریخ هیچ مدرک معتبری برای اثبات آن نمی‌توان یافت.

ما در پاسخ به این شبهه به سراغ انبوه مواردی که پیامبرصلی الله علیه واله و ائمه معصومین علیهم اسلام به بیماران شفا داده اند و در منابع متقن شیعی آمده است نمی پردازیم،چون ذهن سنی زده نویسنده که در مباحث بعدی نیز به وفور خودنمایی می کند اسناد شیعی را از ما نمی پذیرد زیرا در ترویج شبهات خود را وامدار انحرافات وهابیون می داند لذا تنها یه یکی از  موردی که در منابع اهل سنت از شفا دادن پیامبرصلی الله علیه وآله نقل کرده اند می پردازیم.

نمی دانم نویسنده از تاریخ اطلاع دارد یا تاریخ را از تلگرام و ... خوانده است؟ جریان شفای چشم حضرت علی (علیه السلام) توسط پیامبر(صلی الله علیه واله) در جنگ خیبر در منابع بسیار شیعه و سنی از جمله(1) آمده است.

چگونه ادعا می کند هیچ مدرکی در تاریخ نیست.

1.  واقدی، چ ۲، ص۶۴۸-۶۴۹، ۶۵۲-۶۵۴؛ ابن هشام، ج ۳، ص۳۴۹؛ بلاذریف ج ۲، ص۸۶، ۹۲-۹۳؛ ابن حزم، ص۲۱۳

چگونه ادعا می کند که در قرآن هیچ مدرکی برای اثبات شفا اولیای الهی نیست؟

در قرآن، سوره آل عمران آیه49 آمده است که:

« وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ آیه 49سوره آل عمران»

ترجمه: و به اذن خدا، کورِ مادرزاد و مبتلایان به برص [پیسی‌] را بهبودی می‌بخشم‌

وقتی حضرت عیسی علیه السلام می تواند به اذن خدا شفا دهد آیا این مدرکی نیست که بگوئیم اولیای الهی و در راس آنان معصومین علیهم السلام توانایی شفا دادن بیماران را به اذن خدا داشته اند؟

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام 

در روزها و هفته‌های اخیر که کشور ما با بحران تازه‌ای به نام ویروس کورونا مواجه بوده است خرافه‌های دردسر ساز نیز مشغول آسیب‌رسانی بوده‌اند.
عده‌ای از بسته شدن زیارت‌گاه‌ها ممانعت کرده، عده‌ای از دین‌داران دست به حرکات و اقداماتی زدند که از دین چهره‌ای نامعقول و از باورهای آنان وجهه‌ای خرافی به نمایش گذاشته است.
در این رابطه مناسب یافتم به دو نکته اشاره نمایم:

با کسب اجازه از استاد عماد عزیز بنده نیز به لحاظ کلامی چند نکته را اضافه می کنم:

نکته اول:

در اینکه برخی مدعیان دین داری در این ماجرا راه افراط پیموده و به رفتارهایی چون لیسیدن ضریح و مانند آن رو آوردند شکی وجود ندارد، اما این افراط نباید ما را به وادی تفریط کشانده، و از آن طرف بوم بیندازد که به طور کلی منکر شفا دادن از سوی اولیای الهی بشویم، و یا احترام را جایگزین تقدس کنیم!

قرآن کریم اگرچه شفا دادن های عیسی(ع) را به اذن و اجازه خودش می داند، اما صراحتا فاعل و انجام دهنده آنها  را حضرت عیسی(ع) معرفی می کند: «وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْني‏ وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى‏ بِإِذْني‏»؛  و كور مادرزاد، و مبتلا به بيمارى پيسى را به فرمان من، شفا مى‏دادى و مردگان را (نيز) به فرمان من زنده مى‏كردى‏.(مائده:110)

نکته دوم:

اینکه ادیان برای شفا دادن جسمی نیامده اند حرف درستی است، اما منافاتی با این ندارد که اولیای الهی به خاطر قرب و ارجی که دارند ملجأ درماندگان قرار گیرند تا این مراجعات و توسلات بهانه ای برای تبعیت مردم از ایشان شود.

نکته سوم:

و این که گفته میشود پیامبر اسلام بعد از فتح مناطق معابد و زیارتگاه ها را خراب می کرد به معنای تخریب معابد و زیارتگاه های باطل است، نه معابد و زیارتگاه های حق، خود قرآن کریم در مورد اصحاب کهف می فرماید:

«فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذينَ غَلَبُوا عَلى‏ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً»؛  گفتند بر غار آنها بنائى بسازيد پروردگار به كارشان داناتر است، و كسانى كه در مورد ايشان غلبه يافته بودند گفتند بر غار آنها عبادت‏گاهى خواهيم ساخت‏(کهف:21)

نکته چهارم:

تبرک جستن نیز در قرآن به صراحت آمده است، همانطور که یعقوب به برکت پیراهن یوسف بینا شد: «فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشيرُ أَلْقاهُ عَلى‏ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصيرا»(یوسف:96) و یوسف نگفت من از همین جا دعا می کنم تا پدرم بینا شود!!

اما در جایی که وضعیت خاصی وجود دارد از باب غلبه یک حکم بر حکم دیگر باید احتیاط کرد، همانطور که انسان هنگام بیماری از خوردن برخی از غذاها نهی میشود. دین علی رغم تأکید بر دعا و توسل و تبرک و مانند آن هرگز خواهان نادیده گرفتن علل و اسباب طبیعی نیست همانطور که امام صادق(ع) می فرمایند: ««أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابٍ فَجَعَلَ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ سَبَبا»؛ خداوند ابا دارد از اینکه اشیاء را جز از طریق اسباب جاری سازد، پس برای هر چیزی سببی قرار داد.(الکافی، ج1، ص183)

 

شیعه معتقد است که حضرت زهرا بیمار شد و در بیماری از دنیا رفت

شیعه معتقد است، حضرت زهرا سلام الله علیها بر اثر فشار در به شهادت رسیده است نه بیماری، مگر اینکه منظور وی از بیماری حضرت زهرا سلام الله علیها بر اثر شدت ضربات باشد، در این صورت انحصار به حضرت زهرا سلام الله علیها ندارد باید بگویم چرا امام حسین علیه السلام خود را شفا نداد؟ و هزاران چرای دیگر.. اگر بنا بود ائمه معصومین علیهم السلام همیشه خود را شفا دهند که همه آنها تا آلان زنده بودند و اگر بنا بود این بزرگواران همیشه همه بیماران را شفا دهند تا الان همه کسانی که از آنها درخواست شفا کرده بودند زنده بودند. پس معنای شفا از اساس این نیست.

یا اعتقاد شیعه بر آن است که حضرت سجاد همواره بیمار بود. چرا آنان خود را شفا ندادند؟

کدام شیعه اعتقاد دارد که حضرت سجاد علیه السلام همواره بیمار بود؟ مگر نویسنده تاریخ را از شبیه خوانی گرفته است؟ در تعزیه خوانی از صبح روز عاشورا، شخصی در نقش حضرت سجاد علیه السلام ظاهر می شود و از همان صبح در بستر بیماری است، عوام دقت بفرمائید عوام نه کسی که خود را در کسوت استاد دانشگاه می داند و پیشوند دکتر را به یدک می کشد تصور می کنند که امام سجاد علیه السلام همواره تا آخر عمر بیمار بود.
به عقیده بسیاری از صاحب نظران، بیماری امام سجاد (علیه السلام) در کربلا مصلحتی بوده است تا نسل امامت قطع نگردد.مرحوم شیخ مفید در ارشاد می فرمایند: «امام زین العابدین در آن هنگام به سبب بیماری در جهاد شرکت نکرد، و خداوند او را برای هدایت مسلمانان نگه داشت، (1) مرحوم علامه مجلسی در «بحار الانوار» می فرماید: با توجه به ضرورت ادامه حیات حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) بعد از پدر بزرگوارش، حکمت الهی اقتضا می کرد تا او در هنگامه نبرد در روز عاشورا، مریض باشد.(2) اگر علمای شیعه را هم قبول ندارید و سر سفره مورخان اهل سنت هستید ابن سعد می نویسد«آن روز بیمار بود و به همین جهت کشته نشد»(3)
چه زیبا می فرماید: شهید مطهری«ما امام زین العابدین را یک آدم بیمارِ مریضِ زردرنگِ تبِ لازمی [تصور کرده ‏ایم‏] که همیشه عصا به دستش است و [با] کمر خم دارد راه می‏رود و آه می‏کشد. آن وقت می‏گوییم امام چهارم ما هم هست...امام زین العابدین با امام حسین هیچ فرق نداشته است، با امام باقر از نظر مزاج و بنیه هیچ فرق نداشت. امام چهل سال بعد از حادثه کربلا زنده بود و مثل همه سالم بود. با امام صادق فرقی نداشته است. چرا ما بگوییم «امام زین العابدین بیمار»؟!»(4)
وقتی بیماری آن حضرت آنهم فقط در روز عاشورا یا کمی بعد از آن به علت مشیت الهی بوده، آیا معقول است که انتظار داشته باشیم خودشان را شفا دهند.

 

پی نوشت ها:

1.شیخ مفید، ارشاد، ص 254.

2. .بحارالانوار، ج 46، ص41، حدیث 36؛ و جلد 46، ص 41، حدیث 36.

3.ابن سعد،الطبقات‏، ج ‏5، ص171.

4. مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهری، ج‏17، ص: 126.

جمع بندی

______________________________

پرسش:

با توجه به شیوع ویروس کرونا در کشور چرا ما از اهل بیت(علیهم اسلام) درخواست شفا داشته و حرم های ایشان را مقدس و مبرای از ویروس میدانیم؟ در حالی که خود ایشان هرگز شفابخش بیماران نبودند و هیچگاه نیز چنین ادعایی نداشتند. مگر امام سجاد(علیه السلام) همواره بیمار نبودند و حضرت زهرا(سلام الله علیها) در بیماری از دنیا نرفتند؟ ائمه(علیهم السلام) آمدند تا دل ها را شفا بدهند نه جسم ها را.

قبور و زیارت‌گاه‌های ایشان نیز اگرچه محترم است، اما مقدس نیست. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) پس از فتح مکه اقدام به تخریب همه‌ی معابد و زیارت‌گاه‌هایی نمود که کاهنان و روحانیون از وجود آن‌ها سود می‌بردند و مردم نذورات خود را به آن‌ها اهدا می‌کردند و با توسل به آن مکان‌ها امید شفا و بهبودی اوضاع خویش را داشتند. چرا تصور میشود آرامگاه اهل بیت(علیهم السلام) مصون از آلودگی‌های ویروسی است؟

پاسخ:

برای پاسخ به این سوال توجه به چند نکته لازم است:

نکته اول:

شفا دادن اولیای الهی امری مسلّم و مبتنی بر ادله نقلی و تاریخی روشن است. قرآن کریم صراحتا فاعل و شفا دهنده بیماران را حضرت عیسی(علیه السلام) معرفی می کند: «وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْني‏ وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى‏ بِإِذْني‏»؛  و كور مادرزاد، و مبتلا به بيمارى پيسى را به فرمان من، شفا مى‏دادى و مردگان را (نيز) به فرمان من زنده مى‏ كردى‏.(1)

نمونه روشن دیگر جریان شفای چشم حضرت علی (علیه السلام) توسط پیامبر(صلی الله علیه واله) در جنگ خیبر است که در منابع بسیار شیعه و سنی(2) آمده است.

چگونه ادعا می شود که هیچ مدرکی بر این امر نیست.

 

نکته دوم:

اینکه ادیان برای شفا دادن جسمی نیامده اند حرف درستی است، اما منافاتی با این ندارد که اولیای الهی به خاطر قرب و ارجی که دارند ملجأ درماندگان قرار گیرند تا این مراجعات و توسلات بهانه ای برای تبعیت مردم از ایشان شود. همانطور که اشاره شد ادله متعددی نیز در این خصوص وجود دارد.

 

نکته سوم:

این که گفته میشود پیامبر اسلام بعد از فتح مناطق معابد و زیارتگاه ها را خراب می کرد به معنای تخریب معابد و زیارتگاه های باطل است، نه معابد و زیارتگاه های حق، خود قرآن کریم در مورد اصحاب کهف می فرماید:

«فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذينَ غَلَبُوا عَلى‏ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً»؛  گفتند بر غار آنها بنائى بسازيد پروردگار به كارشان داناتر است، و كسانى كه در مورد ايشان غلبه يافته بودند گفتند بر غار آنها عبادت‏گاهى خواهيم ساخت‏(3)

 

نکته چهارم:

تبرک جستن نیز در قرآن به صراحت آمده است، همانطور که یعقوب به برکت پیراهن یوسف بینا شد: «فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشيرُ أَلْقاهُ عَلى‏ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصيرا»(4) و یوسف نگفت من از همین جا دعا می کنم تا پدرم بینا شود!!

اما در جایی که وضعیت خاصی وجود دارد و احتمال خطر عقلایی وجود دارد از باب غلبه یک حکم بر حکم دیگر باید احتیاط کرد، همانطور که انسان هنگام بیماری از خوردن برخی از غذاها نهی میشود. دین علی رغم تأکید بر دعا و توسل و تبرک و مانند آن هرگز خواهان نادیده گرفتن علل و اسباب طبیعی نیست همانطور که امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: ««أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابٍ فَجَعَلَ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ سَبَبا»؛ خداوند ابا دارد از اینکه اشیاء را جز از طریق اسباب جاری سازد، پس برای هر چیزی سببی قرار داد.(5)

 

نکته پنجم:

ضمنا دو خطای فاحش تاریخی در این سوال وجود دارد، یکی ماجرای بیماری حضرت فاطمه(سلام الله علیها) است در حالی که ایشان بیمار نشده و به خاطر شدت ضربات و صدمات حمله دشمن به شهادت رسیدند.

و نکته دوم اینکه امام سجاد(علیه السلام) همواره بیمار نبودند. بلکه به عقیده بسیاری از صاحب نظران، بیماری امام سجاد (علیه السلام) در کربلا مصلحتی بوده است تا نسل امامت قطع نگردد.مرحوم شیخ مفید در ارشاد می فرمایند: «امام زین العابدین در آن هنگام به سبب بیماری در جهاد شرکت نکرد، و خداوند او را برای هدایت مسلمانان نگه داشت، (6) مرحوم علامه مجلسی در بحار الانوار می فرماید: با توجه به ضرورت ادامه حیات حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) بعد از پدر بزرگوارش، حکمت الهی اقتضا می کرد تا او در هنگامه نبرد در روز عاشورا، مریض باشد.(7) اگر علمای شیعه را هم قبول ندارید و سر سفره مورخان اهل سنت هستید ابن سعد می نویسد«آن روز بیمار بود و به همین جهت کشته نشد»(8)

شهید مطهری(ره) چه زیبا می فرماید: «ما امام زین العابدین را یک آدم بیمارِ مریضِ زردرنگِ تبِ لازمی [تصور کرده ‏ایم‏] که همیشه عصا به دستش است و [با] کمر خم دارد راه می‏رود و آه می‏کشد. آن وقت می‏گوییم امام چهارم ما هم هست...امام زین العابدین(علیه السلام) با امام حسین(علیه السلام) هیچ فرق نداشته است، با امام باقر از نظر مزاج و بنیه هیچ فرق نداشت. امام چهل سال بعد از حادثه کربلا زنده بود و مثل همه سالم بود. با امام صادق فرقی نداشته است. چرا ما بگوییم «امام زین العابدین بیمار»؟!»(9)

 

پی نوشت ها:

  1. مائده:110/5.
  2. ابن هشام، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری و عبدالحفیظ شلبی، قاهره، ۱۳۵۵ق، ج۳، ص۳۴۹؛ حمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، چاپ محمد فردوس عظمُ دمشق ۱۹۶۶، ج ۲، ص۸۶، ۹۲-۹۳؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، بیروت ۱۴۰۳، ص۲۱۳.
  3. کهف:21/18.
  4. یوسف:96/12.
  5. کلینی، محمد، الکافی، نشر الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج1، ص183
  6. شیخ مفید، الارشاد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ‏2، ص 91، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق، ص 254.
  7. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء‌التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق، ج 46، ص41، ح 36؛  جلد 46، ص 41، ح 36.
  8. ابن سعد‏، الطبقات الکبری‏، تحقیق: عطا، محمد عبد القادر، ج ‏5، ص 171، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1410ق، ج ‏5، ص171.
  9. مطهری، مرتضی، مجموعه ‏آثار، تهران، انتشارات صدرا، ج‏17، ص 126.

 

 

موضوع قفل شده است