حقوق زن در اسلام (قسمت اول)

تب‌های اولیه

19 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
حقوق زن در اسلام (قسمت اول)

سلام خسته نباشید خوبید ان شاءالله ؟ ببخشید مزاحم شدم 

 

بنده سوالاتی در رابطه با مطالبی که در لینک زیر گفتید دارم 

پس تکلیف نیاز به محبت خانم ها چه می شود؟

سوال اول: چرا برطرف کردن نیاز جنسی مرد ، هر وقت که مرد خواست و به هر شکل که زن خواست جز در مواردی ، بر زن واجب است ولی برطرف کردن نیاز های عاطفی زن ، هر وقت که زن خواست و به هر شکل که زن خواست بر مرد واجب نیست؟ بالاخره زن حق داره که انتخاب کنه نیاز عاطفیش چجوری برطرف بشه 

 

سوال دوم: چرا اگر شوهری به زن بد کرده باشد و هنوز از دل زن در نیاورده باشد ولی اگر از زن درخواست نزدیکی کرد ، بر زن واجب است که اطاعت کنه؟ خب شما در مطلبی که لینکش را در این نامه براتون فرستادم گفتید برطرف شدن نیاز جنسی زن در گروه نیاز عاطفی اوست ، خب این هم می دونیم که زن اول از نظر عاطفی تحریک میشه بعد از نظر جنسی ، خب وقتی شوهر کار اشتباهی کرد و از زن عذر خواهی نکرد ، زن از لحاظ عاطفی دچار مشکل میشه ، خب این مشکل باعث میشه که در رابطه زن از لحاظ عاطفی تحریک نشه و وقتی تحریک عاطفی نشه ، تحریک جنسی نمیشه و اگر تحریک جنسی نشه ، واژن زن ترشح نمی کنه و در رابطه جنسی درد می کشید ، خب بهتر نبود که اسلام می گفت اگر شوهر به زن ظلم کرده ، تا زمانی که از زن عذرخواهی نکرده و از دلش درنیاورده و از زن حلالیت نگرفته ، حق نزدیکی با زن را ندارد و از اون طرف هم به زن می گفت که سواستفاده نکنند و اگر شوهر پشیمان بود و واقعا عذرخواهی و جبران کرد ، حلالش کنند؟

 

سوال سوم: اگر زن قبل از چهار ماه نیاز جنسی داشته باشه ولی نیازش به حدی نباشه که به گناه بیفته یا آزار ببینه و به شوهرش بگه من نیاز دارم در صورتی که شوهر عذری شرعی برای رفع نیاز زن نداشته باشد ، در این صورت حکم شرعی رفع نیاز زن از لحاظ واجب ، یا مستحب یا مکروه یا حرام یا مباح بودن چیست؟

 

لطفا و خواهشا به این سوالات پاسخ دهید

 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

سوال اول: چرا برطرف کردن نیاز جنسی مرد ، هر وقت که مرد خواست و به هر شکل که زن خواست جز در مواردی ، بر زن واجب است ولی برطرف کردن نیاز های عاطفی زن ، هر وقت که زن خواست و به هر شکل که زن خواست بر مرد واجب نیست؟ بالاخره زن حق داره که انتخاب کنه نیاز عاطفیش چجوری برطرف بشه 

ببینید سنخ ارضای جنسی و عاطفی با هم متفاوت است. ارضای نیازهای عاطفی به شفافیت و از طریق یک رفتار مشخص مانند ارضای جنسی نیست. همین لبخند، هم نشینی برای گفتگو،  اخلاق خوب، و ابراز علاقه مرد بخشی از ارضای عاطفی زن است. بنابراین این هر زمانی و هر مکانی در ارضای نیازهای عاطفی معنا ندارد. ارضای نیازهای عاطفی یک خط سیر کلی است، مقطعی و لحظه ای نیست.

سوال دوم: چرا اگر شوهری به زن بد کرده باشد و هنوز از دل زن در نیاورده باشد ولی اگر از زن درخواست نزدیکی کرد ، بر زن واجب است که اطاعت کنه؟ خب شما در مطلبی که لینکش را در این نامه براتون فرستادم گفتید برطرف شدن نیاز جنسی زن در گروه نیاز عاطفی اوست ، خب این هم می دونیم که زن اول از نظر عاطفی تحریک میشه بعد از نظر جنسی ، خب وقتی شوهر کار اشتباهی کرد و از زن عذر خواهی نکرد ، زن از لحاظ عاطفی دچار مشکل میشه ، خب این مشکل باعث میشه که در رابطه زن از لحاظ عاطفی تحریک نشه و وقتی تحریک عاطفی نشه ، تحریک جنسی نمیشه و اگر تحریک جنسی نشه ، واژن زن ترشح نمی کنه و در رابطه جنسی درد می کشید ، خب بهتر نبود که اسلام می گفت اگر شوهر به زن ظلم کرده ، تا زمانی که از زن عذرخواهی نکرده و از دلش درنیاورده و از زن حلالیت نگرفته ، حق نزدیکی با زن را ندارد و از اون طرف هم به زن می گفت که سواستفاده نکنند و اگر شوهر پشیمان بود و واقعا عذرخواهی و جبران کرد ، حلالش کنند؟

ریشه همه مشکلات و اختلافات خانوادگی و اجتماعی در همین است که انسان ها دنبال جبران و مقابله به مثل هستند، و از این طریق می خواهند دیگران را ادب کنند و نتیجه عکس می گیرند.

اگرچه به ظاهر محروم کردن مرد از نیاز جنسی اش روش خوب و به نفع زن به نظر می آید اما قطعا به عذرخواهی و پشیمانی مرد منتهی نشده، بلکه موجب طغیان او می شود و اختلاف زن و شوهر را شدیدتر کرده و آنها را از هم دورتر می کند و گاهی به خشونت مرد علیه زن منتهی می شود. در مقابل هیچ چیزی مثل ارضای جنسی مرد نمی تواند محبت او را جلب کند، بنابراین اتفاقا گذشت زن ومسئولیت پذیری او در این خصوص موجب میشود که حتی چه بسا مرد از رفتارش عذرخواهی کند.

البته برعکس آن هم همین است، اگر زنی در برابر نیاز مرد تمکین نکرد، راهش جلب عاطفه و محبت به زن است، همانطور که عرض شد کلید ارضای جنسی مرد جلب عاطفه زن است، و کلید جلب عاطفه شوهر، ارضای جنسی اوست. بنابراین در هنگام اختلافات به جای ترک مسئولیت باید از این کلید بهره بُرد، نه اینکه آن را کنار گذاشت.

مباحث رفتاری وابسته به شناخت روحسات و روان زن و مرد است، و کوچکترین اشتباهی در وضع قوانین حقوقی به جای بهتر کردن شرایط، آن را مانند خاکستری شعله ور می سازد.

 

سوال سوم: اگر زن قبل از چهار ماه نیاز جنسی داشته باشه ولی نیازش به حدی نباشه که به گناه بیفته یا آزار ببینه و به شوهرش بگه من نیاز دارم در صورتی که شوهر عذری شرعی برای رفع نیاز زن نداشته باشد ، در این صورت حکم شرعی رفع نیاز زن از لحاظ واجب ، یا مستحب یا مکروه یا حرام یا مباح بودن چیست؟

باید بین احکام و اخلاق تفکیک قائل شد. احکام، حقوق حداقلی و کف کار است، وگرنه آنچه در نگاه اسلام اهمیت بیشتری دارد اخلاق است. مثلا اگرچه زن حق نفقه و مهریه دارد و مرد اجازه خروج از منزل و مانند آن اما اسلام هرگز دوست ندارد زن و مرد این حقوقشان را بر سر هم بکویند! بلکه اگر از این حقوق برای آزار همسرشان استفاده کنند قطعا در آخرت گنهکار هستند، مثلا مردی بی جهت از خروج همسرش از خانه جلوگیری کند.

در این مسائل هم همینطور است، آنچه به لحاظ حقوق جنسی زن واجب است رابطه جنسی حداقل در هر چهارماه یک بار است اما اگر نیاز زن بیش از این بود و مرد بی جهت و به قصد آزار زن آن را ترک کند اخلاقا گنهکار است.

اما نکته ای که باید توجه کنید این است همانطور که اشاره شد نیاز جنسی مردان بر نیاز عاطفی شان مقدم است بنابراین در مشاوره ها و محاکم قضایی کمتر مشاهده شده که مردی به همان ارتباط حداقلی یعنی هارماه یک بار بسنده کند مگر اینکه قصد آزار و اذیت زن را داشته باشد، وگرنه در شرایط عادی مرد بیشتر به این رابطه نیاز دارد تا زن، و به همین خاطر در روایات زن بیشتر مورد توصیه برای تمکین در برابر آن قرار گرفته است.

سلام خسته نباشید خوبید ؟ ببخشید مزاحم شدم 

 

خب اولا اینکه نیاز عاطفی هم می تونه مقطعی باشه ، بر فرض زن دوست داره که بهش گفته بشه دوستت دارم ، خب زن اینطوری نیازش برطرف میشه و اینکه بالاخره از لحاظ منطقی ، این حق زن هست که انتخاب کنه نیاز عاطفی خودش ، در چه زمانی و به چه شکلی برطرف بشه ، خب با این حال باز چرا رفع نیاز عاطفی زن هر وقت که زن خواست و یا به هر شکل که زن خواست بر مرد واجب نیست ؟

 

دوما خب مهربان شدن مرد یا راضی شدن مرد یا ارضا شدن مرد به چه قیمتی؟ به قیمت درد کشیدن زن ؟

 

سوما اینکه ، بحث اینجاست که از ما در قانون و شریعت ، هیچ تضمین حقوقی برای انجام واحبات اخلاقی نداریم ، و حتی ترک واجبات اخلاقی هم از طرف خداوند عذاب ندارند ، و اون واحبات اخلاقی که میگید عذاب داره ، واجب شرعی هم هستند ، مثل ترک غیبت که هم واجب شرعی هست و هم واجب اخلاقی ، در ضمن بگیم که اصلا ترک واجبات اخلاقی از طرف خداوند ، مجازات داشته باشه ، خب دیگه چه به درد زن می خوره؟ اگر قرار باشه در قیامت مرد عذاب بکشه ، خب دیگه چه فرقی واسه زن داره؟ مهم نیاز زن هست که بهش رسیدگی نشده و خب با مجازات شدن مرد هم بهش رسیدگی نمیشه 

 

و اما گفتید ، به دلیل اینکه نیاز جنسی مرد مقدم تر از نیاز عاطفی مرد هست ، پس در چهارماه در حالت عادی بیشتر از یکبار با زن نزدیکی می کنه ، خب سه حالت پیش میاد

یا هر دو نیاز دارند که خب مشکلی نیست 

 

یا زن برای رد درخواست نزدیکی از طرف مرد ، عذر شرعی داره که مشکلی نیست 

 

و یا زن میل به رابطه جنسی نداره ، خب همانطور که در سوال دوم در متن سوال و در مورد دوم در همین نامه ، عرض کردم ، ارضای نیاز مرد به چه قیمتی ؟ به قیمت درد کشیدن زن ؟ بنده گفتم و خود شما هم در لینکی که دادم گفتید که نیاز جنسی زن در گرو نیاز عاطفی زن هست 

در نتیجه اگر زن از لحاظ عاطفی دچار مشکل شده باشه برای مثال دعوای بین زن و شوهر که مقصرش مرد هست ، خب در این صورت زن از لحاظ عاطفی تحریک نمیشه ، اگر از لحاظ عاطفی تحریک نشه ، از لحاظ جنسی تحریم نمیشه و اگر از لحاظ جنسی تحریک نشه ، واژن زن ترشح نمی کنه و در هنگام نزدیکی و دخول ، درد میکشه

 

لطفا موارد را بالا توضیح داده و شبهات من را برطرف کنید ، با تشکر

سلام خسته نباشید خوبید ؟ ببخشید مزاحم شدم 

 

خب اولا اینکه نیاز عاطفی هم می تونه مقطعی باشه ، بر فرض زن دوست داره که بهش گفته بشه دوستت دارم ، خب زن اینطوری نیازش برطرف میشه و اینکه بالاخره از لحاظ منطقی ، این حق زن هست که انتخاب کنه نیاز عاطفی خودش ، در چه زمانی و به چه شکلی برطرف بشه ، خب با این حال باز چرا رفع نیاز عاطفی زن هر وقت که زن خواست و یا به هر شکل که زن خواست بر مرد واجب نیست ؟

 

دوما خب مهربان شدن مرد یا راضی شدن مرد یا ارضا شدن مرد به چه قیمتی؟ به قیمت درد کشیدن زن ؟

 

سوما اینکه ، بحث اینجاست که از ما در قانون و شریعت ، هیچ تضمین حقوقی برای انجام واحبات اخلاقی نداریم ، و حتی ترک واجبات اخلاقی هم از طرف خداوند عذاب ندارند ، و اون واحبات اخلاقی که میگید عذاب داره ، واجب شرعی هم هستند ، مثل ترک غیبت که هم واجب شرعی هست و هم واجب اخلاقی ، در ضمن بگیم که اصلا ترک واجبات اخلاقی از طرف خداوند ، مجازات داشته باشه ، خب دیگه چه به درد زن می خوره؟ اگر قرار باشه در قیامت مرد عذاب بکشه ، خب دیگه چه فرقی واسه زن داره؟ مهم نیاز زن هست که بهش رسیدگی نشده و خب با مجازات شدن مرد هم بهش رسیدگی نمیشه 

 

و اما گفتید ، به دلیل اینکه نیاز جنسی مرد مقدم تر از نیاز عاطفی مرد هست ، پس در چهارماه در حالت عادی بیشتر از یکبار با زن نزدیکی می کنه ، خب سه حالت پیش میاد

یا هر دو نیاز دارند که خب مشکلی نیست 

 

یا زن برای رد درخواست نزدیکی از طرف مرد ، عذر شرعی داره که مشکلی نیست 

 

و یا زن میل به رابطه جنسی نداره ، خب همانطور که در سوال دوم در متن سوال و در مورد دوم در همین نامه ، عرض کردم ، ارضای نیاز مرد به چه قیمتی ؟ به قیمت درد کشیدن زن ؟ بنده گفتم و خود شما هم در لینکی که دادم گفتید که نیاز جنسی زن در گرو نیاز عاطفی زن هست 

در نتیجه اگر زن از لحاظ عاطفی دچار مشکل شده باشه برای مثال دعوای بین زن و شوهر که مقصرش مرد هست ، خب در این صورت زن از لحاظ عاطفی تحریک نمیشه ، اگر از لحاظ عاطفی تحریک نشه ، از لحاظ جنسی تحریم نمیشه و اگر از لحاظ جنسی تحریک نشه ، واژن زن ترشح نمی کنه و در هنگام نزدیکی و دخول ، درد میکشه

 

لطفا موارد را بالا توضیح داده و شبهات من را برطرف کنید ، با تشکر

سلام

به همین دلیلی که گفتید منتقدان و طرفداران حقوق بشر ، اینگونه رابطه را نوعی تجاوز می دانند.

چون زن به خواست و رضایت رابطه جنسی برقرار نمیکند.

بلکه زن به خاطر تعهدی که حاصل عقد ازدواج است و توسط احکام شرعی بنا نهاده شده است، تن به این رابطه جنسی می دهد.

در واقع چنین تقسیم بندی داریم :

۱

رابطه ای که با رضایت انجام میشود.

۲

رابطه ای که با زور انجام میشود 

که خودش دو قسمت میشود 

الف ) رابطه زوری که بر اساس تعهد و پیمان است.

ب ) رابطه زوری بدون تعهد و پیمان : همه به این نوع رابطه تجاوز می گویند.

اما در رابطه ( الف) بحث است.

مثلا شما با یک شرکت قراردادی می بندید که به مدت یکسال باید از ساعت ۱۲ شب برای آنها کار کنید.

شما ممکن است بعد از ۱۰ روز پشیمان شوید اما به ناچار به تعهد عمل می کنید.

رابطه زوجیت در اسلام شبیه به همین است.

یعنی زن تعهد می دهد که در امور جنسی تحت فرمان مرد باشد.

به همین جهت حتی مرد بدون خواست زن میتواند به زور با او رابطه داشته باشد.

در غرب چنین تعهدی در ازدواج تعریف نشده و لذا رابطه زوری دو زوج در حکم تجاوز است.

نکته :

معمولا در قراردادها، امکان فسخ و قطع همکاری وجود دارد.

اما ممکن است جریمه هم گذاشته شود.

مثلا شرکتی با شما قرارداد می بندد اما اگر در ادامه کار پشیمان شدید ، پولی از شما خواهد گرفت.

در مورد عقد ازدواج ، زن میتواند تقاضای طلاق کند و از چنین قراردادی خارج شود اما مرد میتواند تقاضای پول کند.

چون همانطور که می دانید، حق طلاق با مرد است و حتی میتواند آن را به ازای پولی بیشتر از مهریه واگذار کند.

نکته :

اگر بخواهیم در چهارچوب شرعی راه حل بدهیم :

شروط  ضمن عقد است.

یعنی زن در شروط ضمن عقد نکاح، شرط می کند که روابط جنسی با رضایت او باشد.

یا شرط میکند نوع و چگونگی رابطه را او تعیین کند.

یا شرط کند قبل از هر رابطه باید چنین کارهای و چنین جملاتی گفته شود....

که ممکن است چنین شروطی مخالف هم داشته باشد.

مثلا ممکن است کسی بگوید چون شرط کلی است و مصداقی نیست نادرست است.

یا کسی بگوید چنین شرطی با شریعت مخالفت دارد یا با عقد دائم منافات دارد.....

 

 

سلام ، بحث اینجاست که چرا خود اسلام نباید بهش اشاره کنه؟ چرا شروط ضمن عقد؟

سلام خسته نباشید خوبید ؟ ببخشید مزاحم شدم 

 

 

 

خب اولا اینکه نیاز عاطفی هم می تونه مقطعی باشه ، بر فرض زن دوست داره که بهش گفته بشه دوستت دارم ، خب زن اینطوری نیازش برطرف میشه و اینکه بالاخره از لحاظ منطقی ، این حق زن هست که انتخاب کنه نیاز عاطفی خودش ، در چه زمانی و به چه شکلی برطرف بشه ، خب با این حال باز چرا رفع نیاز عاطفی زن هر وقت که زن خواست و یا به هر شکل که زن خواست بر مرد واجب نیست ؟

 

 

 

دوما خب مهربان شدن مرد یا راضی شدن مرد یا ارضا شدن مرد به چه قیمتی؟ به قیمت درد کشیدن زن ؟

 

 

 

سوما اینکه ، بحث اینجاست که از ما در قانون و شریعت ، هیچ تضمین حقوقی برای انجام واحبات اخلاقی نداریم ، و حتی ترک واجبات اخلاقی هم از طرف خداوند عذاب ندارند ، و اون واحبات اخلاقی که میگید عذاب داره ، واجب شرعی هم هستند ، مثل ترک غیبت که هم واجب شرعی هست و هم واجب اخلاقی ، در ضمن بگیم که اصلا ترک واجبات اخلاقی از طرف خداوند ، مجازات داشته باشه ، خب دیگه چه به درد زن می خوره؟ اگر قرار باشه در قیامت مرد عذاب بکشه ، خب دیگه چه فرقی واسه زن داره؟ مهم نیاز زن هست که بهش رسیدگی نشده و خب با مجازات شدن مرد هم بهش رسیدگی نمیشه 

 

 

 

و اما گفتید ، به دلیل اینکه نیاز جنسی مرد مقدم تر از نیاز عاطفی مرد هست ، پس در چهارماه در حالت عادی بیشتر از یکبار با زن نزدیکی می کنه ، خب سه حالت پیش میاد

 

یا هر دو نیاز دارند که خب مشکلی نیست 

 

 

 

یا زن برای رد درخواست نزدیکی از طرف مرد ، عذر شرعی داره که مشکلی نیست 

 

 

 

و یا زن میل به رابطه جنسی نداره ، خب همانطور که در سوال دوم در متن سوال و در مورد دوم در همین نامه ، عرض کردم ، ارضای نیاز مرد به چه قیمتی ؟ به قیمت درد کشیدن زن ؟ بنده گفتم و خود شما هم در لینکی که دادم گفتید که نیاز جنسی زن در گرو نیاز عاطفی زن هست 

 

در نتیجه اگر زن از لحاظ عاطفی دچار مشکل شده باشه برای مثال دعوای بین زن و شوهر که مقصرش مرد هست ، خب در این صورت زن از لحاظ عاطفی تحریک نمیشه ، اگر از لحاظ عاطفی تحریک نشه ، از لحاظ جنسی تحریم نمیشه و اگر از لحاظ جنسی تحریک نشه ، واژن زن ترشح نمی کنه و در هنگام نزدیکی و دخول ، درد میکشه

 

 

 

لطفا موارد را بالا توضیح داده و شبهات من را برطرف کنید ، با تشکر

 

استاد مسلم ، میشه لطفا و خواهشا پاسخ دهید؟

سلام ، بحث اینجاست که چرا خود اسلام نباید بهش اشاره کنه؟ چرا شروط ضمن عقد؟

سلام

ممکنه در اسلام باشد اما مراجع تقلید متوجه نشدند...

مثلا برخی روایات در خاطرم هست ( گر چه مبهم ولی کلی عرض میکنم ) که بیشتر فقها می گویند اینها روایات اخلاقی است در حالی که میتوانست واجب باشد...مثلا روایت درباره ملاعبه قبل از آمیزش...

به هر حال آنچه فعلا وجود دارد گویا عقدی است که ماهیت فیزیکال دارد.

یعنی نفقه در مقابل تمکین جنسی

به همین جهت زنی که تمکین نکند از نفقه محروم میشود.

ولی جالب است که در قرآن گفته شده

اگر زنی تمکین نکرد او را موعظه کنید یا در تختش نخوابید و او را بزنید... اما هیچگاه نگفته نفقه ندهید!

به هر حال چالش و سوال و ابهام زیاد است....

یا مثلا مهریه حق زن دانسته شده چه طلاق بگیرد و چه نگیرد..

اما در قرآن گویا اشاره شده، خیانت زن و تمکین نکردن او باعث میشود مهریه یا بخشی از آن سلب شود....

یا در قرآن نشوز و عدم تمکین برای زن و مرد استفاده شده و دو طرفه است...

اما در تفسیر آن اختلاف وجود دارد....

البته برای مرد هم نشوز و هم اعراض به کار رفته است....

به هر حال فعلا آنچه وجود دارد 

همان شروط ضمن عقد است.

و در کنارش حسن معاشرت که واجب است و ملاک قانون هم هست.

اگر زن بگوید رفتار جنسی مرد که مانند خروس است خلاف حسن معاشرت است، حق گفته است.

چون حسن معاشرت منشا قرآنی و قانونی دارد.

 

 

سلام خسته نباشید خوبید ان شاءالله ؟ ببخشید مزاحم شدم

 

در کجای قرآن گفته شده خیانت زن یا تمکین نکردن او باعث سلب شدن بخشی از مهریه اش میشه؟

 

 

درباره درد کشیدن :

فعلا چند چیز وجود دارد به عنوان راه حل هایی هر چند بخشی و کوچک اما موثر و تمام کننده :

۱

رابطه در حالت حیض که گویا منع شده و در قرآن هم گفته شده از زنها فاصله بگیرند.

۲

شروط ضمن عقد که جزو شریعت است اما گویا عقد بدون این شروط همچنان مورد اشکال شماست‌

۳

 وجود احتمالی روایاتی که آنها را اخلاقی دانستند نه واجب. مثل ملاعبه پیش از آمیزش

۴

حسن معاشرت که به لحاظ مصداقی ابهام دارد و احتمالا به عرف عقلا بستگی دارد‌

یعنی عقلای عالم رفتار جنسی بدون احساس و عاطفه با زن را تقبیح میکنند.

یعنی رابطه زوری جنسی با همسر توسط عقلای عالم مورد تقبیح و نکوهش است.

پس چنین رابطه ای مصداق زیر پا گذاشتن حسن معاشرت است.

و در قرآن و شریعت و قانون کشور ما، حسن معاشرت حزو وظایف شرعی و قانونی مرد و زن می باشد.

۵

با توجه به نکته قبلی...

ما حکم به العقل حکم به الشرع

بنا به قاعده حسن و قبح عقلی

رفتاری که مورد نکوهش عقلا باشد، مورد نکوهش شرع بوده و حرام است‌.

 

نتیجه گیری :

از این ۵ راه حل 

اولی جزئی است.

دومی مشکل را عملا برطرف میکند اما شبهه شما را نه.

چون شبهه مربوط به خود حکم اولیه است که چرا نیاز باشد با شروط ضمن عقد حل شود؟!

سومی 

تا اندازه ای مشکل را حل میکند به شرطی که اولا این روایات کاملا به تمام مشکل اشاره کرده باشند و فقر روایی نداشته باشیم.

بعلاوه فقها به آن نرسیدند که جای بحث دارد.

چهارمی

خوب است اما باید تحقیق کرد در دادگاه کشور ما چنین محکمه ای و دادخواستی صورت گرفته است؟

و اینکه قاضی فقط توصیه کرده یا الزام؟

اما به هر حال با این نکته شبهه شما به نظرم برطرف میشود.

پنجم 

این هم به نظرم به لحاظ عقلی مشکل را برطرف میکند.

اما نسبت به نکته قبلی تفاوت دارد.

شبیه به تفاوت شبهه حکمی و موضوعی میشود.

در واقع نکته پنجم ریشه ای تر به مسئله نگاه میکند.

و مسیر نکته چهارم برای اثبات شرعی بودن و اجرایی بودن، هموارتر است.

سلام خسته نباشید خوبید ان شاءالله ؟ ببخشید مزاحم شدم

 

در کجای قرآن گفته شده خیانت زن یا تمکین نکردن او باعث سلب شدن بخشی از مهریه اش میشه؟

 

سلام 

بعدا اگر فرصت شد پیدا میکنم.

به صورت مشهور اینطور عنوان میشود که اگر زن خیانت کرد و زنا کرد ، مرد میتواند او را با روش های شرعی تحت فشار بگذارد تا تمام یا بخشی از مهریه را ببخشد.

این روش ها مثل نفقه ندادن یا عدم همخوابگی یا مانند آن است.

لکن در اسک دین بحث شد که قاضی دادگاه میتواند به صلاح دید حتی به لحاظ اقتصادی زن را تحت فشار بگذارد که تا الان و در طول تاریخ کسی مطرح نشده که قاضی چنین حکمی بدهد.

اما به نظر من چنین چیزی امکان دارد.

و جالب اینکه این بحث درباره فقط زنا مطرح نیست.

بلکه به عدم تمکین جنسی نیز سرایت می کند.

یعنی اگر زنی تمکین جنسی نکرد و به خانه پدرش رفت، مرد میتواند دو کار کند :

اول با شکایت ، نفقه ندهد.

دوم به خاطر تداوم این عدم تمکین از قاضی تقاضای مجازات مالی داشته باشد. که البته تاکنون چنین اتفاقی نیافتاده. اما بحث بنده شرعی و قرآنی بود...

 

سلام خسته نباشید خوبید ان شاءالله ؟ ببخشید مزاحم شدم

 

در کجای قرآن گفته شده خیانت زن یا تمکین نکردن او باعث سلب شدن بخشی از مهریه اش میشه؟

 

 

سلام

النساء
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا
ﺍﻱ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ ! ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﺍﺭﺙ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ ﺷﻤﺎ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﺣﻠﺎﻝ ﻧﻴﺴﺖ . ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﻨﮕﻨﺎ ﻭ ﻓﺸﺎﺭ ﻣﮕﺬﺍﺭﻳﺪ ﺗﺎ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ [ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﻬﺮﻳﻪ ] ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻳﺪ ﭘﺲ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ ، ﻣﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﻛﺎﺭ ﺯﺷﺖ ﺁﺷﻜﺎﺭﻱ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﺷﻮﻧﺪ . ﻭ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺗﻲ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﻭ ﭘﺴﻨﺪﻳﺪﻩ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻛﻨﻴﺪ . ﻭ ﺍﮔﺮ [ ﺑﻪ ﻋﻠﺘﻲ ] ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﻔﺮﺕ ﺩﺍﺷﺘﻴﺪ [ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺗﻲ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﻭ ﭘﺴﻨﺪﻳﺪﻩ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻛﻨﻴﺪ ] ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﭼﻴﺰﻱ ﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ ﺷﻤﺎ ﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺧﻴﺮ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ .(١٩)

 

فحشای مبینه شامل دو چیز است :

زنا

عدم تمکین جنسی

راه عضل و فشار هم گوناگون و دارای اختلاف است :

یک راه فشار این است

مثلا زن خانه را ترک میکند و مهریه را اجرا میکند.

مرد به خاطر عدم تمکین ، مهریه را نمیدهد و حتی زن را جریمه مالی میکند.

پس تنها راه برای زن این است که تمکین کند و به خانه شوهر بیاید تا بتواند مهریه را بگیرد.

و اگر هم خواهان طلاق است باید طلاق خلع بگیرد

یعنی بخشی یا تمام مهریه را ببخشد در مقابل مرد او را طلاق بدهد.

البته این مورد در قانون ما اجرا نشده تا به حال و عده ای از خانم ها از این موضوع سوء استفاده می کنند و بسیاری از پرونده های طلاق سالها درگیر عدم توجه به همین نکته است...

با سلام و احترام

خب اولا اینکه نیاز عاطفی هم می تونه مقطعی باشه ، بر فرض زن دوست داره که بهش گفته بشه دوستت دارم ، خب زن اینطوری نیازش برطرف میشه و اینکه بالاخره از لحاظ منطقی ، این حق زن هست که انتخاب کنه نیاز عاطفی خودش ، در چه زمانی و به چه شکلی برطرف بشه ، خب با این حال باز چرا رفع نیاز عاطفی زن هر وقت که زن خواست و یا به هر شکل که زن خواست بر مرد واجب نیست ؟

ببینید ما توصیه های دینی در این خصصو زیاد داریم که مرد به همسرش ابراز علاقه کند، اما اینکه آیا واجب شرعی شدن آن منطقی است یا نه با قاطعیت نمیتوان سخن گفت.

این که مرد از سر واجب شرعی به زنش بگوید دوستتت دارم اتفاقا گاهی بدبینی را بیشتر می کند!! در این مسائل فقط باید توصیه کرد که زن به چنین دلگرمی ای نیاز دارد و مایه استحکام خاناده است، بیش از این و احبار شرعی مرد به آن کار را خراب تر می کند.

اگر زن بفهمد که بر مرد واجب است به او بگوید دوستت دارم، واقعا چقدر در آرامش روانی زن موثر است تا اینکه بداند هیچ جبر قانونی و شرعی در کار نیست و مرد از ته دل دارد جنین می گوید.

 

دوما خب مهربان شدن مرد یا راضی شدن مرد یا ارضا شدن مرد به چه قیمتی؟ به قیمت درد کشیدن زن ؟

منظور ما این نبود که زن با عصبایت تمکین کند که!! منظور این است که زن با گذشت و مهربانی همچنان به وظیفه اش عمل کند  ومطمئن باشد که این راه برای اصلاح شوهر، کارآمد تر و کارسازتر است. قطعا اثر این گذشت را در شیرین شدن زندگی اش خواهد دید، ولی اگر خلاف این را عمل کند قطعا درد و رنج بیشتری خواهد کشید از دور شدن عاطفی از همسر و تلخ و سر شدن زندگی شان.

در مرد هم البته همینطور است، مرد هم اگر از زنش بداخلاقی دید نباید نیاهای عاطفی او را برای تنبیه کردنش کنار بگذارد، این روش اصلاح، یعنی اصلاح طرف از  طریق محروم کردن از حقوقش در گام اول، مورد تایید هیچ انسان عاقلی نیست.

 

 بحث اینجاست که از ما در قانون و شریعت ، هیچ تضمین حقوقی برای انجام واحبات اخلاقی نداریم ، و حتی ترک واجبات اخلاقی هم از طرف خداوند عذاب ندارند ، و اون واحبات اخلاقی که میگید عذاب داره ، واجب شرعی هم هستند ، مثل ترک غیبت که هم واجب شرعی هست و هم واجب اخلاقی ، در ضمن بگیم که اصلا ترک واجبات اخلاقی از طرف خداوند ، مجازات داشته باشه ، خب دیگه چه به درد زن می خوره؟ اگر قرار باشه در قیامت مرد عذاب بکشه ، خب دیگه چه فرقی واسه زن داره؟ مهم نیاز زن هست که بهش رسیدگی نشده و خب با مجازات شدن مرد هم بهش رسیدگی نمیشه 

همه واجبات اخلاقی روز قیامت مورد محاسبه قرار می گیرند، منتهی مطلبی که هست بحث های عاطفی با بحث های جنسیتی متفاوت است. نمیشود بحث های عطفی را با الزام های قانونی به خانواده تحمیل کرد. ببینید تقدم نیاز جنسی در مردان به گونه ای است که برای لذت بردن نیازی به محبت و عشق نسبت به زن ندارند، بنابراین الزام قانونی تنافی با این موضوع ندارد. اما در زن اینگونه نیست. زن برای ارتباط جنسی باید نسبت به مرد عاطفه داشته باشد، و این مسائل و دوست داشتن قابل الزام قانونی نیست. آن حقوقی که قابل الزام قانونی است مثل نفقه و حق مسکن و مانند آن است.

و اما گفتید، به دلیل اینکه نیاز جنسی مرد مقدم تر از نیاز عاطفی مرد هست ، پس در چهارماه در حالت عادی بیشتر از یکبار با زن نزدیکی می کنه ، خب سه حالت پیش میاد

یا هر دو نیاز دارند که خب مشکلی نیست 

یا زن برای رد درخواست نزدیکی از طرف مرد ، عذر شرعی داره که مشکلی نیست 

و یا زن میل به رابطه جنسی نداره ، خب همانطور که در سوال دوم در متن سوال و در مورد دوم در همین نامه ، عرض کردم ، ارضای نیاز مرد به چه قیمتی ؟ به قیمت درد کشیدن زن ؟ بنده گفتم و خود شما هم در لینکی که دادم گفتید که نیاز جنسی زن در گرو نیاز عاطفی زن هست 

ببینید در حالت سوم می شود دوتا راهکار داد:

اول: رابطه را ممنوع کنیم تا زمانی که زن هم میل داشته باشد

در این صورت نیاز جنسی مرد که مقدم بر نیاز عاطفی اوست و یک نیاز بسیار قوی است که او را بای پذیرش مسولیت های سنگین خانواده مجاب کرده است معطل می ماند. این معطل ماندن اگرچه به ظاهر به خاطر اهمیت دادن به نظر زن است اما مرد را به پرخاشگری در درون خانواده، بی محبتی نسبت به زن، و ارضای جنسی در بیرون از خانواده سوق می دهد. کا به جایی می رسد که خود زن نیز میگوید کاش چنین نمی کردم.

بنابراین این راه شدنی نیست

راه دوم: راه دوم این است که نیاز مرد را دارای اولویت بدانیم تا گرفتار عواقب مردهای متأهل گرسنه جنسی در جامعه نشویم، اما در عین حال به مرد توصیه کنیم همسرش را برای رابطه مجاب کند، و در جایی که همسرش آمادگی ندارد از درخواست رابطه خودداری کند.

 

 

سلام خدمت استاد مسلم 

 

استاد ، اینکه رفع نیاز عاطفی ، اجباری نمیشه قبول ولی مگه رفع نیاز عاطفی زیر مجموعه حسن معاشرت نمیشه؟ 

 

قرآن گفته عاشروهن بالمعروف 

 

و همینطور قرآن گفته زن و مرد مایه آرامش یکدیگرند ، خب آیا رفع نشدن نیاز عاطفی زن ، باعث آرامشش میشه؟ 

 

آیا طبق این گفته ها نمیشه گفت که رفع نیاز عاطفی زن حتی اگر به گناه نیفته و آزار نبینه ، واجب شرعی هست؟

 

 

اما موضوع دوم اینکه شما گفتید منظور ما این نبود که زن با عصبانیت تمکین کند و .... 

 

خب اولا که زن ببشتر از مرد احساساتی هست ، خب پس طبیعتا اینکه زن بخواد عواطفش رو کنترل کنه سخت تر از اینه که مرد بخواد عواطشو کنترل کنه ، دوم اینکه سرکوب کردن احساسات وقتی که مقصر اصلی هم خود آدم نیست کار راحتی نیست ، درثانی خیلی خیلی عذر می خوام ، که این حرفو میزنم ولی شوهر بیجا می کنه کار اشتباهی کنه ، خب جناب چرا زن همش باید فداکاری کنه ، بله درسته واجبات اخلاقی در قیامت مورد بررسی واقع میشن ، ولی چه نفعی برای زن داره؟

 

درثانی چه تنبیهی برای مرد در این دنیا وقتی مقصره اونه وجود داره؟ خدا می تونست این قضیه عدم نزدیکی تا زمانی که از زن عذرخواهی نکرد و حلالیت نگرفت رو قرار بده تا یک تنبیهی برای مرد باشه 

 

اخه واقعا جور و ظلمه که شوهر مقصره ، بعد زن با توجه به ساختارش ( منظورم اگر زن از لحاظ عاطفی تحریک نشه ، از لحاظ جنسی تحریک نمیشه و اگر از لحاظ جنسی تحریک نشه و .....  هست)

بیاد نیاز جنسی مرد رو رفع کنه ، حتی زن این قضیه ظلم مرد ، عذر شرعی برای زن محسوب نمیشه که بخواد درخواست نزدیکی مرد رو قبول نکنه 

 

سوم اینکه شما گفتید سنخ نیاز جنسی با نیاز عاطفی متفاوته قبول ، ولی وقتی زن نیاز جنسی داره ولی نیازش به حدی نیست که به گناه بیفته یا آزار ببینه یا اذیت بشه ، وقتی از مرد درخواست کرد ، باید بر مرد واجب باشه که به نیاز زن رسیدگی کنه مگر اینکه عذر شرعی داشته باشه ، مگه اخلاقیات ، پاسخ نیاز جنسی برای زن میشه؟؟ این قضیه مثل این می مونه که بگیم مثلا وقتی یک ویروس به بدن ما اومده و می دونیم که این ویروس به بدن ما اومد و برای ما مضره ، صبر کنیم تا زمانی که ویروس پیشرفت کنه ، بعد بریم پیش دکتر ، خب این منطقیه؟ 

این منطقیه که صبر کنیم نیاز زن به حد آزار و گناه برسه بعد بر طرفش کنیم؟ خب همون اول رفعش می کنیم دیگه

 

پس چرا رفع نیاز زن زمانی که زن از شوهرش درخواست کرد ک نیاز زن به حدی نیست که باعث بشه زن به گناه بیفته و همچنین به حدی نیست که زن آزار ببینه یا اذیت بشه ، بر مرد واجب نیست ؟ 

اگر واجب بشه چه مشکلی پیش میاد؟

 

 

سلام و عرض ادب 

آیا طبق این گفته ها نمیشه گفت که رفع نیاز عاطفی زن حتی اگر به گناه نیفته و آزار نبینه ، واجب شرعی هست؟

بله، قطعا اینگونه است 

خب اولا که زن ببشتر از مرد احساساتی هست ، خب پس طبیعتا اینکه زن بخواد عواطفش رو کنترل کنه سخت تر از اینه که مرد بخواد عواطشو کنترل کنه ، دوم اینکه سرکوب کردن احساسات وقتی که مقصر اصلی هم خود آدم نیست کار راحتی نیست ، درثانی خیلی خیلی عذر می خوام ، که این حرفو میزنم ولی شوهر بیجا می کنه کار اشتباهی کنه ، خب جناب چرا زن همش باید فداکاری کنه ، بله درسته واجبات اخلاقی در قیامت مورد بررسی واقع میشن ، ولی چه نفعی برای زن داره؟

درثانی چه تنبیهی برای مرد در این دنیا وقتی مقصره اونه وجود داره؟ خدا می تونست این قضیه عدم نزدیکی تا زمانی که از زن عذرخواهی نکرد و حلالیت نگرفت رو قرار بده تا یک تنبیهی برای مرد باشه 

شما پیام های پیشین بنده را خواندید؟ 

من پاسخ تمامی این نکاتی که بیان فرمودید را عرض کردم

به پست پیشین من مراجعه کنید، عرض کردم هرگز این روش تنبیه نتیجه ای ندارد، و حتی شکاف بین زن و شوهر را شدیدتر کرده و به خشونت و حتی فروپاشی خانواده منتهی میشود.

همچنین عرض کردم این نسخه گذشت به جای تنبیه، مختص زن نیست، مرد هم چنین وظیفه ای دارد.

سوم اینکه شما گفتید سنخ نیاز جنسی با نیاز عاطفی متفاوته قبول ، ولی وقتی زن نیاز جنسی داره ولی نیازش به حدی نیست که به گناه بیفته یا آزار ببینه یا اذیت بشه ، وقتی از مرد درخواست کرد ، باید بر مرد واجب باشه که به نیاز زن رسیدگی کنه مگر اینکه عذر شرعی داشته باشه ، مگه اخلاقیات ، پاسخ نیاز جنسی برای زن میشه؟؟ این قضیه مثل این می مونه که بگیم مثلا وقتی یک ویروس به بدن ما اومده و می دونیم که این ویروس به بدن ما اومد و برای ما مضره ، صبر کنیم تا زمانی که ویروس پیشرفت کنه ، بعد بریم پیش دکتر ، خب این منطقیه؟ 

این منطقیه که صبر کنیم نیاز زن به حد آزار و گناه برسه بعد بر طرفش کنیم؟ خب همون اول رفعش می کنیم دیگه

پس چرا رفع نیاز زن زمانی که زن از شوهرش درخواست کرد ک نیاز زن به حدی نیست که باعث بشه زن به گناه بیفته و همچنین به حدی نیست که زن آزار ببینه یا اذیت بشه ، بر مرد واجب نیست ؟ 

اگر واجب بشه چه مشکلی پیش میاد؟

اتفاقا اینجا علاوه بر مقدم بودن نیاز جنسی در مرد، بحث ضرر هم مطرح هست.

رابطه جنسی برای مرد مضر است، این ضرر به گونه ای است که مربیان در ورزش های حرفه ای شاگردانشان را از رابطه جنسی در طول دوره مسابقات نهی می کنند.

بنابراین اسلام حداقلِ این رابطه را چهار ماه تعیین کرده است و بیش از آن را بر عهده کسی گذاشته است که برایش ضرر دارد.

 

سلام خسته نباشید خدمت استاد مسلم 

 

استاد درباره مورد اول ، پس چرا مراجع ما نگفتن واجب هست و واجب نمی دانند؟

 

 

مورد دوم اینکه پس چرا اگر مرد بخواد می تونه زن رو تنبیه کنه ( چه بدنی به شرط اینکه آسیب به زن وارد نشه و چه عاطفی یا روحی ) 

 

 

مورد سوم بله رابطه جنسی زیاد برای مرد ضرر داره ولی بنده در متن سوال هم گفتم .

«ولی وقتی زن نیاز جنسی داره ولی نیازش به حدی نیست که به گناه بیفته یا آزار ببینه یا اذیت بشه ، وقتی از مرد درخواست کرد ، باید بر مرد واجب باشه که به نیاز زن رسیدگی کنه مگر اینکه عذر شرعی داشته باشه»

 

بنده گفتم زمانی که مرد عذر شرعی نداشته باشه و قطعا ضرر زدن یا آسیب دیدن ، عذر شرعی محسوب میشه 

 

چرا وقتی زن نیاز جنسی داره ولی نیازش به حدی نیست که به گناه بیفته یا آزار ببینه یا اذیت بشه ، وقتی از مرد درخواست نزدیکی کرد ، و مرد هم عذر شرعی برای برطرف نکردن نیاز زن نداشت ، بر مرد واجب نیست که نیاز زن را رسیدگی کند؟