جمع بندی توضیح اجمالی از شیوه ی استفاده از علم رجال

تب‌های اولیه

9 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
توضیح اجمالی از شیوه ی استفاده از علم رجال

ببخشید یک سوال درمورد علم رجال داشتم.

معلم درس فلسفه و منطق ما که خودش تحصیلات حوزوی هم داره، یه روز گفت: اینکه بگوییم چون فلان حدیث از کتابِ کافی است، دلیل نمیشود که حتما معتبر باشد. کتاب کافی هم برخی احادیث و روایات نامعتبر دارد. که علما با استفاده از علم رجال، حدیث معتبر و نامعتبر رو تشخیص میدن.

میشه لطفا یه توضیح اجمالی از شیوه ی استفاده از علم رجال بدین؟

کسانی که مدعی هستن که فلان حدیث رو آخوندها از خودشون درآوردن!، وقتی بهشون میگیم که علما با استفاده از علم رجال، احادیث و روایات معتبر رو پیدا میکنن، شبهه ای مطرح میکنن و میگن:

علمایی که با علم رجال آشنایی کامل داشتن، اومدن و با رعایت شرایط اعتبار حدیث، از خودشون احادیث ساختن. و الآن ادعا میکنن که این احادیث معتبره؛ در صورتیکه خودشون با آگاهی از شیوه ی کار علم رجال اومدن و احادیث شبه معتبری ساختن.

در جواب به اینها چی باید بگیم؟

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد واسع

پرسش: آیا علم رجال ساخته و پرداخته علمای دین است یا اینکه علمی مخصوص و دارای مبنا و شاخصه های مشخص است؟
پاسخ:

باید به چند نکته برای روشن شدن چیستی دانش رجال و روش و کارآیی آن توجه داشت:
1. علم رجال دانشی است که به زمان صدور روایات بر می گردد که افرادی با تلمذ در محضر اهل بیت( علیهم السلام) روایات را ثبت نموده و به نسل های بعدی با ذکر رجال آن یعنی افرادی که در نقل حدیث دخیل بوده اند منتقل کرده اند. البته قطعا در همان عصر عنوان« علم رجال» به عنوان دانشی خاص مطرح نبود اما اصل قضیه همین بود که نقل روایت گتره ای و بی ضابطه نبود لذا اجازه روایت و مانند آن مطرح بود. لذا نمی توان گفت علم رجال ساخته و پرداخته عده ای خاص است. زیرا اگر کسی اندک دانشی از دین و آموزه های آن و انسی با روایات داشته باشد متوجه می شود که نقل روایات بی ضابطه و بی حساب و کتاب نبوده است.
2. وجود سلسله سند برای یک روایت به معنای قطعیت صدور آن روایت از معصوم و حتمیت آن نیست. لذا کتاب کافی هر چند نسبت به کتب دیگر از اسناد محکم تر و متقن تری برخوردار است اما به معنای صحیح بودن همه اسناد روایی آن نیست. لذا در بین کتب روایی کافی شریف از سلسله سندی متقن تری برخوردار است و این با نسبت سنجی با کتب دیگر مطرح است.
3. شناخت راویان حدیث و تشخیص افراد ثقه از غیر ثقه و در نهایت حکم به صحت حدیث یا عدم آن کار هر کسی نیست و مهارتی است که توسط مجتهدان و فقهای عظام صورت می گیرد و نیازمند انس بسیار زیاد با روایات و اسناد آن است.
4. وجود سلسله سند در روایات به معنای نبودن روایات جعلی در بین روایات شیعه و اهل سنت نیست. زیرا با توجه به تطورات تاریخی و حوادث فراوانی که بر سر روایات و راویان آن امده است اتفاقات عجیبی رخ داده و روایات ما نیازمند بررسی سندی و متنی است و کسی می تواند از عهده این کار برآید و صحت و سقم آنها را تعیین کنند که آگاهی کافی از آموز ه های دینی و روش های اصیل دین پژوهی داشته باشد. لذا همواره جاعلان حدیث تلاش کرده اند تا با وارد کردن احادیث ساختگی دین را از مسیر اصلی آن منحرف سازند.
5. علم رجال و روش تشخیص حدیث صحیح از جعلی تمام کلام در قضاوت کردن درباره یک حدیث نیست بلکه مباحث رجالی بخشی از کدهای تشخیص را تامین می کند و برای قضاوت نهایی درباره یک حدیث نیازمند کدهای دیگری هستیم و باید با شناخت کافی از مجموعه دین به صحت یا سقم یک روایت قضاوت کرد. لذا علم رجال همه چیز نیست و همه دین هم به علم رجال گره نخورده است. لذا اشکال کسانی که به علم رجال خورده می گیرند در بخش هایی وارد است و در بخش هایی هم ناصواب. زیرا همانطور که جعل حدیث ممکن است جعل اسناد حدیث نیز امکان دارد. لذا گاهی میشود هم متن حدیث را جعل کرده باشند و هم سند حدیث را. لذا با نگاهی متعادل به دانش رجال و آگاهی کامل از سایر دانش های دینی و آموزه های قرانی و روایی باید نسبت به مباحث و مطالب مطروحه اظهار نظر نمود
6. برخی شاید تصور کنند که نقل روایت و راوی شدن مانند برخی از مشاغل امروزی نان و اب زیادی داشته و امامان، حدیث می گفتند و راوایان از این ناحیه به نان واب و نوایی می رسیدند. و منافع به دست آمده را بین خود و معصومان تقسیم می کردند و این شگردی بوده است که علم رجال در بستر آن شکل گرفته است. در حالیکه اگر کسی به راویان موثق و مورد اعتماد و کسانی که از نظر صاحب نظران علم رجال شک و شبهه ای درباره آنان نیست و ویژگی های و شرایط زندگی آنان توجه کند به خوبی می داند که اساسا این افراد انسانهایی نبوده اند که از این طریق به دنبال امرار معاش خود باشند. هر چند انکار نمی شود که عده ای همواره در طول تاریخ از قبل دین به دنبال نان بوده اند. و تلاش کرده اند دین را ابزاری برای رسیدن به منافع دنیوی قرار دهند.
نکته دیگر اینکه اهل بیت علیهم السلام هر کسی را برای نقل حدیث و بیان معارف ناب الهی انتخاب نمی کردند خصوصا کسانی که رابطه مستقیم با اهل بیت داشته اند و از شاگردان برجسته و شاخص بوده اند که ارتباط وثیقی بین آنان و اهل بیت بوده است. البته حلقه های بعدی اسناد قابل خدشه است اما کسی که از نزدیک با امامام معصوم مرتبط بوده است و پیشینه سوئی برای او یافت نمی شود چرا نباید به نقل او اعتماد کرد و روایت منقول از ناحیه او را موثق دانست. به هرحال مشترک المنافع بودن در برخی موارد دردسر ساز است اما هر گونه اشتراک منافعی درد سر ساز نیست. باید دید که چه کسی با چه روحیات و تقوا و شخصیتی با شما شریک باشد. برای همین است که باید رجال احادیث و سلسله اسناد مورد بررسی قرار گیرد . شاید کسی در بین راویان باشد که به دنبال دنیای خود به نقل حدیث روی آورده است. بنا براین بحث از رجال احادیث را باید با همه ابعاد و زوایای آن مورد مطالعه قرار داد و البته که کار سندی یک کد و معیار و ملاک است و همه چیز و تمام کار نیست.
7. فلسفه پیدایش علم رجال نیز همین است تا معلوم شود چه حرفی از ناحیه امام و معصوم است و چه حرفی از ناحیه راوایان. در هر صورت علم رجال با تمام تشکیلاتش بخشی از کار را در راستی ازمایی معارف دینی بر عهده دارد و همه چیز نیست و پی بردن به صحت آموزه های دینی فقط با علم رجال محقق نمی شود لذا باید به اندازه کارآیی این علم از آن انتظار داشت نه بیش از آن.
8. کتب فراوانی درباره علم رجال وجود دارد مانند:
- کتب ثمانیه رجالی یعنی رجال کشی، رجال شیخ طوسی، فهرست شیخ طوسی، رجال نجاشی، رجال ابن غضائری، خلاصه علامه حلی، رجال برقی، رجال ابن داوود.
- برخی کتب جدید مانند کلیات علم رجال از ایه الله سبحانی که به فارسی نیز ترجمه شده است.
بهترین راه برای کسب اطلاعات بیشتر از صحت و سقم سلسله سند در احادیث استفاده از نرم افزار درایه النور است. هر چند نتیجه ارائه شده در این نرم افزار برای کسی که می خواهد کار اجتهادی کند و به استنباط احکام شرعی بپردازد کفایت نمی کند و باید خود صاحب نظر در این باره باشد.

سلام
کتابی به زبان فارسی در مورد علم رجال وجود دارد؟
مشترک المنافع بودن راویان حدیث با امامان خدشه ای در صحیح بودن احادیث ایجاد نمیکند؟

با سلام و احترام
کتب فراوانی درباره علم رجال وجود دارد مانند:
- کتب ثمانیه رجالی یعنی رجال کشی، رجال شیخ طوسی، فهرست شیخ طوسی، رجال نجاشی، رجال ابن غضائری، خلاصه علامه حلی، رجال برقی، رجال ابن داوود.
- برخی کتب جدید مانند کلیات علم رجال از ایه الله سبحانی
بهترین راه برای کسب اطلاعات بیشتر از صحت و سقم سلسله سند در احادیث استفاده از نرم افزار درایه النور است. هر چند نتیجه ارائه شده در این نرم افزار برای کسی که می خواهد کار اجتهادی کند و به استنباط احکام شرعی بپردازد کفایت نمی کند و باید خود صاحب نظر در این باره باشد. والله ولی التوفیق.

شایا;950871 نوشت:
مشترک المنافع بودن راویان حدیث با امامان خدشه ای در صحیح بودن احادیث ایجاد نمیکند؟

با سلام. لطفا به اين سه نکته توجه فرماييد:

1- راوي حديث بايد شخصي با تقوا و موثّق باشد و تقوا و وثاقتش توسط رجال‌شناسان يا قرائن ديگر إحراز شود، وگرنه حديثش پذيرفته نيست،

2- واضح است که تقوا و وثاقت شخص، مانع از اين مي‌شود که به خاطر منافع شخصي، به وضع احاديث دروغين اقدام کند؛

از اين رو انسان به گفته‌ي چنين شخصي اطمينان حاصل مي‌کند.

3- خردمندان نيز همواره در همه زمانها، گفته‌ي شخص موثّق را قبول داشته‌اند،

و اين امر يک رويّه‌ي عقلايي است در همه زمان‌ها و مکان‌ها و در همه موضوعات، ​اعمّ از موضوعات دنيوي و اخروي.

بنابراين اگر کسي خلاف اين رويّه را اتخاذ کند، از ديد خردمندان مورد سرزنش قرار مي‌گيرد.

و اگر در روز قيامت هم خداوند خطاب کند که «چرا به خبر و روايتي که فلان شخص موثّق برايت نقل کرد عمل نکردي؟» حجّتي نخواهد داشت.

شایا;950871 نوشت:
مشترک المنافع بودن راویان حدیث با امامان خدشه ای در صحیح بودن احادیث ایجاد نمیکند؟

با سلام و احترام
گویا تصور شده است که نقل روایت و راوی شدن مانند برخی از مشاغل امروزی نان و اب زیادی داشته و امامان، حدیث می گفتند و راوایان از این ناحیه به نان واب و نوایی می رسیدند. و منافع به دست آمده را بین خود و معصومان تقسیم می کردند و این شگردی بوده است که علم رجال در بستر آن شکل گرفته است. در حالیکه اگر کسی به راویان موثق و مورد اعتماد و کسانی که از نظر صاحب نظران علم رجال شک و شبهه ای درباره آنان نیست و ویژگی های و شرایط زندگی آنان توجه کند به خوبی می داند که اساسا این افراد انسانهایی نبوده اند که از این طریق به دنبال امرار معاش خود باشند. هر چند انکار نمی شود که عده ای همواره در طول تاریخ از قبل دین به دنبال نان بوده اند. و تلاش کرده اند دین را ابزاری برای رسیدن به منافع دنیوی قرار دهند.
نکته دیگر اینکه اهل بیت علیهم السلام هر کسی را برای نقل حدیث و بیان معارف ناب الهی انتخاب نمی کردند خصوصا کسانی که رابطه مستقیم با اهل بیت داشته اند و از شاگردان برجسته و شاخص بوده اند که ارتباط وثیقی بین آنان و اهل بیت بوده است. البته حلقه های بعدی اسناد قابل خدشه است اما کسی که از نزدیک با امامام معصوم مرتبط بوده است و پیشینه سوئی برای او یافت نمی شود چرا نباید به نقل او اعتماد کرد و روایت منقول از ناحیه او را موثق دانست. به هرحال مشترک المنافع بودن در برخی موارد دردسر ساز است اما هر گونه اشتراک منافعی درد سر ساز نیست. باید دید که چه کسی با چه روحیات و تقوا و شخصیتی با شما شریک باشد. برای همین است که باید رجال احادیث و سلسله اسناد مورد بررسی قرار گیرد . شاید کسی در بین راویان باشد که به دنبال دنیای خود به نقل حدیث روی آورده است. بنا براین بحث از رجال احادیث را باید با همه ابعاد و زوایای آن مورد مطالعه قرار داد و البته که کار سندی یک کد و معیار و ملاک است و همه چیز و تمام کار نیست. و الله العالم.

hadi99g;950957 نوشت:

با سلام. لطفا به اين سه نکته توجه فرماييد:

1- راوي حديث بايد شخصي با تقوا و موثّق باشد و تقوا و وثاقتش توسط رجال‌شناسان يا قرائن ديگر إحراز شود، وگرنه حديثش پذيرفته نيست،

2- واضح است که تقوا و وثاقت شخص، مانع از اين مي‌شود که به خاطر منافع شخصي، به وضع احاديث دروغين اقدام کند؛

از اين رو انسان به گفته‌ي چنين شخصي اطمينان حاصل مي‌کند.

3- خردمندان نيز همواره در همه زمانها، گفته‌ي شخص موثّق را قبول داشته‌اند،

و

اين امر يک رويّه‌ي عقلايي است در همه زمان‌ها و مکان‌ها و در همه موضوعات، ​اعمّ از موضوعات دنيوي و اخروي.

بنابراين اگر کسي خلاف اين رويّه را اتخاذ کند، از ديد خردمندان مورد سرزنش قرار مي‌گيرد.

و اگر در روز قيامت هم خداوند خطاب کند که «چرا به خبر و روايتي که فلان شخص موثّق برايت نقل کرد عمل نکردي؟» حجّتي نخواهد داشت.


سلام
"واضح است که تقوا و وثاقت شخص، مانع از اين مي‌شود که به خاطر منافع شخصي، به وضع احاديث دروغين اقدام کند؛"
در دنیای واقعی این چنین نیست. زمانی که انسانی به "x" دلبستگی داشته باشد ناخودآگاه هنگام نقل قول و بیان خاطرات از "x" خوبیهای آن را بیشتر بیان کرده و در صدد ارائه بهترین حالت تصور از "x" است در حالی که قصدی برای دروغ گویی ندارد.
"1- راوي حديث بايد شخصي با تقوا و موثّق باشد و تقوا و وثاقتش توسط رجال‌شناسان يا قرائن ديگر إحراز شود، وگرنه حديثش پذيرفته نيست،"
آیا اطلاعات کافی و جامع در این مورد وجود دارد؟ آیا اطلاعات موجود از طرف افراد بی طرف مورد ثبت قرار گرفته است؟
واسع;950965 نوشت:
با سلام و احترام
گویا تصور شده است که نقل روایت و راوی شدن مانند برخی از مشاغل امروزی نان و اب زیادی داشته و امامان، حدیث می گفتند و راوایان از این ناحیه به نان واب و نوایی می رسیدند. و منافع به دست آمده را بین خود و معصومان تقسیم می کردند و این شگردی بوده است که علم رجال در بستر آن شکل گرفته است. در حالیکه اگر کسی به راویان موثق و مورد اعتماد و کسانی که از نظر صاحب نظران علم رجال شک و شبهه ای درباره آنان نیست و ویژگی های و شرایط زندگی آنان توجه کند به خوبی می داند که اساسا این افراد انسانهایی نبوده اند که از این طریق به دنبال امرار معاش خود باشند. هر چند انکار نمی شود که عده ای همواره در طول تاریخ از قبل دین به دنبال نان بوده اند. و تلاش کرده اند دین را ابزاری برای رسیدن به منافع دنیوی قرار دهند.
نکته دیگر اینکه اهل بیت علیهم السلام هر کسی را برای نقل حدیث و بیان معارف ناب الهی انتخاب نمی کردند خصوصا کسانی که رابطه مستقیم با اهل بیت داشته اند و از شاگردان برجسته و شاخص بوده اند که ارتباط وثیقی بین آنان و اهل بیت بوده است. البته حلقه های بعدی اسناد قابل خدشه است اما کسی که از نزدیک با امامام معصوم مرتبط بوده است و پیشینه سوئی برای او یافت نمی شود چرا نباید به نقل او اعتماد کرد و روایت منقول از ناحیه او را موثق دانست. به هرحال مشترک المنافع بودن در برخی موارد دردسر ساز است اما هر گونه اشتراک منافعی درد سر ساز نیست. باید دید که چه کسی با چه روحیات و تقوا و شخصیتی با شما شریک باشد. برای همین است که باید رجال احادیث و سلسله اسناد مورد بررسی قرار گیرد . شاید کسی در بین راویان باشد که به دنبال دنیای خود به نقل حدیث روی آورده است. بنا براین بحث از رجال احادیث را باید با همه ابعاد و زوایای آن مورد مطالعه قرار داد و البته که کار سندی یک کد و معیار و ملاک است و همه چیز و تمام کار نیست. و الله العالم.

سلام
البته شما یه مغلطه کوچک انجام دادید که منافع مشترک را به نوع مادی تقلیل دادید. حتی اگر منافع مادی وجود نداشته باشد خیلی واضح است که منافع معنوی در این کار وجود داشه است.حداقلش این است که فرد اسمش در کتابی ثبت میشود.
حرف من این است که ما داریم راجع به گروهی تحقیق میکنیم که مقدار زیادی از اطلاعات به جا مانده از آنها از سمت خودشان گفته شده است. یعنی ضرب المثل " به روباه گفتند شاهدت کیه؟ گفت دمم" اینجا صدق میکنه. ربطی هم به تقوا نداره چون به نظر من صحبت کردن فرد راجع به مقدساتش ضامن جهت گیری به اون موضوع است.

شایا;951035 نوشت:
ما داریم راجع به گروهی تحقیق میکنیم که مقدار زیادی از اطلاعات به جا مانده از آنها از سمت خودشان گفته شده است.

با سلام و احترام
فلسفه پیدایش علم رجال همین است تا معلوم شود چه حرفی از ناحیه امام و معصوم است و چه حرفی از ناحیه راوایان. در هر صورت علم رجال با تمام تشکیلاتش بخشی از کار را در راستی ازمایی معارف دینی بر عهده دارد و همه چیز نیست و پی بردن به صحت آموزه های دینی فقط با علم رجال محقق نمی شود لذا باید به اندازه کارآیی این علم از آن انتظار داشت نه بیش از آن. موفق و سربلند باشید.
موضوع قفل شده است