جمع بندی تنبیه مردان به دلیل عدم تمکین از همسر

تب‌های اولیه

20 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تنبیه مردان به دلیل عدم تمکین از همسر

در نساء آیه 34 داریم که به مرد در صورت عدم تمکین زن توصیه شده ابتدا بسترش رو از همسرش جدا کنه و بعد از اون مقداری تبنیه بدنی هم اجازه داده شده (مطلع هستم در میزانش و نوع تنبیه بدنی جای بحث است و موضوع پرسش من هم این نیست).

به هر حال زن ها هم نیاز جنسی دارند.

اگر یک شوهر به زنش تمکین نکند و نیازهای جنسی زنش را برطرف نکند آیا جایز است که زن چنین کاری انجام دهد؟‌ یعنی ابتدا بسترش را از مرد جدا کند و بعد هم تنبیه بدنی (به همان مقدار و شیوه ای که برای مرد جایز بوده).

اگر پاسخ منفی است لطفا علت و فلسفه این تمایز بین زن و مرد را نیز توضیح دهید.

با تشکر ویژه از مدیر ارجاع سوالات و کارشناسی که پاسخگویی خواهند کرد.

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد مشکور

وایسلی گوجا;954416 نوشت:
در نساء آیه 34 داریم که به مرد در صورت عدم تمکین زن توصیه شده ابتدا بسترش رو از همسرش جدا کنه و بعد از اون مقداری تبنیه بدنی هم اجازه داده شده (مطلع هستم در میزانش و نوع تنبیه بدنی جای بحث است و موضوع پرسش من هم این نیست).

سلام و ادب@};-

اولاً پیرامون این بخش از سؤال، لازم است یادآور شویم که بحث نشوز در تایپیک های زیادی بقدر مکفی بحث و جمعبندی شده برای اطلاع می توانید از طریق جستجوگر سایت به آرشیو دست یابید، ثانیاً لازم به یادآوری است: قريب به اتفاق علمای اسلام اين حکم را جايز دانسته‏ اند، نه واجب، يعنی قرآن در صدد راه درمان نشان دادن است و می‏خواهد به مرد و مدير خانواده راه رويارويی با نشوز و سرکشی همسر را ياد دهد اما يک حکم وجوبی نيست، بلکه امر، بيانگر جواز و رخصت است، حتی بعضی از علما و فقها گر چه جواز را پذيرفته، ولی آن را مکروه شمرده‏ اند. که بدلیل خارج بودن از موضوع از بیان تفصیلی صرفنظر می کنیم.

وایسلی گوجا;954416 نوشت:
به هر حال زن ها هم نیاز جنسی دارند.

اگر یک شوهر به زنش تمکین نکند و نیازهای جنسی زنش را برطرف نکند آیا جایز است که زن چنین کاری انجام دهد؟‌ یعنی ابتدا بسترش را از مرد جدا کند و بعد هم تنبیه بدنی (به همان مقدار و شیوه ای که برای مرد جایز بوده).

اگر پاسخ منفی است لطفا علت و فلسفه این تمایز بین زن و مرد را نیز توضیح دهید.

با تشکر ویژه از مدیر ارجاع سوالات و کارشناسی که پاسخگویی خواهند کرد.


در پاسخ به بخش دوم و اصلی سؤالتان نکاتی را تقدیم می کنیم:

قبل از ورود به اصل پاسخ، لازم است مصداق نشوز را بیان کنیم: صدر آيه نشوز، مربوط به حکم «سرپرستی خانواده» است که به مردان داده شده که از بحث ما خارج است، اما قسمت آخر آيه که مربوط به «نشوز» می‏باشد، محل بحث ما می‏ باشد آنجا که می فرماید: «اگر از نافرمانی همسرتان نگرانيد، نخست آنها را نصيحت کنيد؛ اگر فايده نکرد، از همبستری با آنان دوری گزينيد و اگر هم فايده نکرد، آنان را [مختصری] بزنيد، پس اگر از شما اطاعت کردند، دنبال يافتن راهی برای آزار آنان نباشيد، که خداوند بزرگ، در والايی بی‏ همتاست.»(1)

در حقیقت نشوز زن، يعنی زن از بهره بردن جنسی مرد مانع شود. علامت‏های نشوز يعنی نشانه‏ هايی که حکايت داشته باشد زن نمی‏خواهد به مرد اجازه بهره بردن جنسی بدهد. هر گاه زنی بدون اجازه شوهر محل سکونت را ترک کند يا حاضر نباشد در محلی که همسرش برای او تهيه کرده، ساکن گردد و يا اگر محل سکونت او با رضايت شوهرش جداست، به شوهر اجازه ورود ندهد و يا هنگامی که شوهر قصد لذت بردن جنسی دارد، بدون عذر شرعی از همراهی خودداری ورزد، علامت نشوز است و در مرد اين نگرانی را به وجود می‏آورد که همسرش بنای ناسازگاری دارد. قرآن در آيه محل بحث، در صدد ارائه راهکار برای رويارويی در چنين مواقعی می‏باشد.

اما در پاسخ به سؤال مشخص شما گفتنی است: ازدواج تنها راه مشروع برای تأمين نياز جنسی زن و مرد است. هر کدام از زن و مرد با ازدواج در صدد برآوردن نياز جنسی خود از اين راه مشروع می‏باشد و بر هر کدام از زن و شوهر لازم است با پذيرش تقاضای طرف مقابل، در برآورده شدن حاجت او سعی کند و او را از در افتادن به گناه يا سختی باز دارد. در روايات نيز زن و مرد به اين وظيفه هشدار داده شده‏ اند. ذيل آيه 233 بقره: «نه مادر و نه پدر، هيچ کدام نبايد به خاطر فرزند متحمل ضرر شوند» روايتی وارد شده که: هيچ کدام از زن يا مرد حق ندارد از برآوردن تقاضای جنسی طرف مقابل خودداری ورزد، با اين دستاويز که اگر اجازه همبستری به تو بدهم، می‏ترسم حامله گردم و اين فرزند شيرخوارم از شير کافی محروم گردد، و يا با اين بهانه مرد که اگر با تو همبستر شوم، می‏ترسم حامله شوی و من سبب مرگ فرزندم شوم.

دو طرفه بودن نياز جنسی و وظيفه برآوردن اين نياز از جانب زن و شوهر در آيه ديگری نيز به روشنی يادآوری شده است. بنا بر ظاهر آيه قرآن در صدر اسلام همبستر شدن شبانه در ماه رمضان جايز نبود و زن و شوهر بايد در طول اين ماه از لذت جنسی و آميزش خودداری می‏ ورزيدند. جوانان مسلمان ـ مرد و زن ـ که نياز جنسی شديدتری داشتند، در عمل به اين حکم ناتوان بودند. از اینرو خداوند در آیه ای دیگر، حکم مباح شمردن برخورداری از نیازهای جنسی در شب‏های ماه رمضان را نازل فرمود: «در شب‏های ماه رمضان آميزش با همسران‏تان بر شما مباح و حلال شد، زيرا آنان لباس شما و شما لباس آنان هستيد.»(2)

جالب آن است که در آيه فوق زن و مرد لباس همديگر معرفی شدند، زيرا هر يک، طرف ديگر را از نياز جنسی بی‏ نياز می‏کند و مانع فسق و فجور وی می‏گردد و او را به پاکدامنی می‏ آرايد. بنابراين هم زن بايد با تمکين و تسليم خود در برابر خواسته شوهر نياز او را برآورده ساخته و مانع فسق و فجور وی گردد و هم شوهر بايد با برآوردن تقاضای جنسی همسر، او را در پيمودن راه عفت و پاکدامنی ياری دهد. همان گونه که بر زن پذيرش تقاضای همسر و دادن اجازه بهره بردن لازم است، بر مرد نيز چنين تکليفی هست.

اگر مردی بدون دليل قانع‏ کننده، نياز جنسی همسر خود را برآورده نساخته و زمينه فاسد شدن يا به سختی افتادن او را فراهم کند، گناهکار است، چنان که وظيفه «حُسن معاشرت» را به جا نياورده و همسرش حق دارد از او به دادگاه شکايت کند و قاضی شرع بايد مرد را به انجام وظيفه «حُسن معاشرت» وا داشته يا طلاق زن را بخواهد، زيرا در قرآن شوهر موظف شده با همسر خود حُسن معاشرت
(خوشرفتاری) داشته باشد و او را به خوبی و نيکويی نگه دارد يا با حرمت و ادای حقوق رها کند. وی اجازه ندارد هم از ادای حقوق زناشويی او خودداری ورزد و هم او را طلاق ندهد. اين دستور عمل قرآن است: «آنان را به خوبی و معروف نگه داريد يا به خوبی و معروف رها کنيد و آنان را به قصد زيان رساندن و تجاوز به حقوق‏شان نگه نداريد.»(3)؛ «يا آنان را به خوبی نگه داريد يا با احسان و نيکی رها کنيد.»(4) همچنین بنا به روایتی در کافی و وسائل الشیعه بنقل از امام صادق(ع) چنین آمده: "هر کس گروهی از زنان را نزد خود گرد آورد که نتواند آنها را از جهت جنسی اشباع کند و آنگاه آنان به زنا و فحشا بيفتند، گناه اين فحشا به گردن اوست."(5)؛ (6)

نتیجه آنکه مرد نیز موظف است نیازهای مشروع همسرش را تمکین کند و اگر از انجام آن وظایف بطور جد خودداری نموده و این امر به هر دلیلی اعم از اذیت و آزار و تحقیر زن و یا حتی بدون دلیل خاصی استمرار داشته باشد. زن می تواند بعنوان سرپیچی مرد از ادای حقوق زناشویی و عدم حسن معاشرت او به دادگاه صالحه شکایت نموده تا قانون، مرد را مجاب به انجام وظایفش کرده و یا با دادن همه حق و حقوقش وی را طلاق دهد.

اما فلسفه اینکه خداوند در صورت عدم تمکین مرد، حق نشوز و جواز تنبیه مرد را به زنان نداده است می تواند به چند دلیل باشد:

اول اینکه؛ خداوند با این روش، گویا بنوعی برای زن یک احترام و عزت و شأن خاص و ویژه ای قائل شده و در مواقع اینچنینی، برای زنان در دفاع و کسب حقوقشان، پشتوانه قانون و قوه قهریه را قرار داده و از این طریق از شأن و منزلت زنان حمایت کرده، تا در گیر و دار درگیری با مردان بدلیل ظرافت و حساسیت وجودی و روحی که دارند دچار آسیب نشوند.

دوم اینکه، با توجه به اینکه مردان در مقایسه با زنان، از لحاظ جسمی و فیزیکی و حتی از لحاظ روحی از یک قوت و شدت بیشتری برخوردارند، پیگیری روش تنبیه (آنهم در چارچوبه و محدوده ای که در شرع مقدس جایز شمرده شده) ممکن است بر زنان که عمدتاً لطیف و حساس هستند تأثیر گذارده و آنها را به تمکین وادارد اما مردان، تحت تأثیر چنین تنبیه لطیفی قرار نگرفته و چه بسا خارج از چارچوب و بعنوان واکنش مقابله مثل، رفتاری تند و خشن تر از خود بروز داده و موجب شکستگی و آسیب بیشتر روحی و جسمی همسرانشان شوند.

سوم اینکه؛ از آنجاییکه طبق آیات قرآن مرد حکم پشتوانه و استحکام بخشی به قوام و نظام خانواده را دارد. "الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلی‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ؛(7) مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی دیگر قرار داده است و بخاطر انفاقهائی که از اموالشان در مورد زنان می کنند." اگر مرد طبق حکم نشوز - که مسأله ای درون خانواده ای و حتی اختصاصی بین زن و مرد است- زن را تنبیه کند، بدلیل اینکه زن به جایگاه اثرگزار شوهرش در قوام و نظام بخشی و حمایت از کانون خانواده واقف است، جایگاه مرد بعنوان قوامیت و ارشدیت که محور حمایت در همه شئون زندگی است نزد زن نمی شکند و زائل نمی شود. اما بالعکس اگر زن همانند مرد، چنین حقی(نشوز) داشته باشد و اقدام به آن کند، مرد که پایه و اساس و محور قوام و استحکام بخشی و حمایت از کانون خانواده است، خواهد شکست و دیگر جبران چنین شکستگی امکان پذیر نیست.

چهارم اینکه؛ طبیعت و اقتضای وجودی زن، بر اساس نوع آفرینشی که دارد، ناز و عشوه گری و دلبری کردن است و عزت نفس زن با طلب و خواهش و تمنا و التماس سازگاری ندارد بلکه زن، جنس مطلوب است که مرد باید طالب و متمنی آن باشد، از اینرو حکم نشوز نیز در راستای همین طبیعت و اقتضای وجودی زنان و مردان، صادر شده است که مردان مطالبه گر و متمنی و ملتمس نسبت به زنان باشند و زنان در لباس عشوه گری و ناز و دلبری کردن، خویشتن دار.

موفق باشید ...@};-

پی نوشتها_____________________________________
1. نساء، آیه 34.
2. بقره، آيه 187.
3. بقره، آیه 231.
4. بقره، آیه 229.
5. برگرفته از نظام حقوق زن در اسلام، استاد شهید مطهری، صفحه 352-347.
6. ر.ک: پرسمان دانشجویان، حقوق زن، تأملی دوباره بر اجازه تنبیه بدنی همسر، با کمی دخل و تصرف.
7. نساء، آیه 34.

سلام....فلسفه ی اینکه خداوند در صورت عدم تمکین مرد حق نشوز به قولی به زنان نداده و خلاصه این تمایزا و از این قبیل حرفا به نظر بنده اینه که:
مرد صاحب اختیار و ارباب زن هست.دقیقا مثل ارباب و غلام...البته با این تفاوت که در اینجا بر خلاف ارباب و غلام...مرد باید یک پولی هم به زن بده، یعنی زن برده ای هست که پول یا حقوق یا خریده می شه.یعنی در قبال بردگی پول بده(مهریه، نفقه...)خوب معموله و رسمه که شما در جمع و در یک سخنرانی عمومی و رسمی اکثرا نقطه ی دیدت و کلامت سمت و سوی غلام باشه.مثلا بگی، غلام اگر چنین و چنان کرد ارباب حق داره غلام رو بزنه.ولی دیگه رسم نیست و معنی نداره که برعکسش گفته بشه.درسته که ارباب حق و حقوقی نسبت به غلامش داره.اگرم قراره به اون حق و حقوق اشاره بشه، غیر مستقیم گفته می شه تا غلام، دور بر ندارتش.مثلا ارباب باید برای برده جا و مکان خواب تمیز و غذا و برطرف کننده نیاز جنسیشو فراهم کنه.اما معمولا به این حق و حقوق در یک جمع رسمی و سخنرانی عمومی اشاره نمی شه یا با ایما و اشاره و غیر مستقیم گفته می شه و برعکس خیلی شفاف و گویا مثلا می گن اگر برده تمکین نکرد، ارباب می تونه بزنتش.اینجا هم همینه.خلاصه، مرد ارباب زنه.حتی زن، از بچه نصیبی نداره و بچه مال مرده تا جایی که زن بر او واجب نیست که به بچه شیر بده و پدر به عنوان ارباب باید به غلامش یعنی زنش پول بده تا راضیش کنه که بیاد به بچه شیر بده، خیلی خنده داره واقعا که مادر باید یا می تونه برای شیر دادن به بچه ی خودش اجرت بگیره.البته در اسلام بچه مال مادر نیست و برای پدره و مادر در حکم یک خدمتکار و برده می تونه اجرت بگیره برای شیر دادن

نقل قول:
اگر پاسخ منفی است لطفا علت و فلسفه این تمایز بین زن و مرد را نیز توضیح دهید.

سلام
معلومه به خاطر اینکه زورشون نمیرسه

نقل قول:
بلکه زن، جنس مطلوب است که مرد باید طالب و متمنی آن باشد، از اینرو حکم نشوز نیز در راستای همین طبیعت و اقتضای وجودی زنان و مردان، صادر شده است که مردان مطالبه گر و متمنی و ملتمس نسبت به زنان باشند و زنان در لباس عشوه گری و ناز و دلبری کردن، خویشتن دار

عجب
با کتک خواهش و تمنا و التماس میکنن
کتک خوردن هم جلوه ای از عشوه گری و دلبری کردن زنانه است!!

یه سوال دیگه
اگر زن تمیکن نمی کنه دوری از هم خوابگی که باید بیشتر اونو خوشحال کنه. چه جور تنبیهی هست؟

نقل قول:
البته در اسلام بچه مال مادر نیست و برای پدره و مادر در حکم یک خدمتکار و برده می تونه اجرت بگیره برای شیر دادن

استدلالتون خیلی قشنگه که چون میتونن پول بگیرن پس برده هستن
کلا تعریف بردگی رو دارید عوض می کنید

وایسلی گوجا;954416 نوشت:
در نساء آیه 34 داریم که به مرد در صورت عدم تمکین زن توصیه شده ابتدا بسترش رو از همسرش جدا کنه و بعد از اون مقداری تبنیه بدنی هم اجازه داده شده

به هر حال زن ها هم نیاز جنسی دارند.

اگر یک شوهر به زنش تمکین نکند و نیازهای جنسی زنش را برطرف نکند آیا جایز است که زن چنین کاری انجام دهد؟‌ یعنی ابتدا بسترش را از مرد جدا کند و بعد هم تنبیه بدنی (به همان مقدار و شیوه ای که برای مرد جایز بوده).



با سلام

زنان با هم متفاوتند لذا در مواجهه با عدم تمکین ایشان باید متناسب با آنها رفتار شود نه اینکه از همان اول تنبیه لحاظ شود!

یکی از نشانه های ایمان در شیعه مومن، علاقه و عشق به همسرش هست!

لذا چنین شیعه ای اگر همسرس ناسازگاری و عدم تمکین بخاطر مثلا افسردگی بعد از زایمان یا عوارض قرصها و... داشته باشد، قطعا از راه مهربانی و سازش و تحمل و حتی با شوخی و شیطنت، وی را به سمت تمکین و سازگاری سوق خواهد داد یا حتی میتواند غیرمستقیم این مشکل را حل کند، مثلا بگوید تو غذاها ادویه و پیاز و... بیشتر بریز یا باهاش آجیل و سایر افزایش دهنده های شهوت رو بخوره و...

اگر مرد بدلایلی تمکین نکند، بانوی شیعه هم میتواند از همان راه حلی که گفتم استفاده کند و......

حالا همه شیعیان مثل هم نیستند حتی از نظر ایمان و تقوا، و چه بسا اختلاف و کدورتی بینشان پیش آید و طبیعی است که تا مدتی قهر باشند ولی به مرور این کدورت رفع میشود مگر اینکه باز اختلاف دیگری رخ دهد و...

بعضی زنان سرکش و پُر سر و صدا و زورگو هستند و چه بسا برای این قبیل زنان، کار به تنبیه برسد!



پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم): هیچ کس دراسلام ایمانش زیاد نمی شود مگر آن که محبت او به زنان بیشتر باشد

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم : گاهی سر بر بالین همسرتان بگذارید، با او گفت و گو کنید، کلمات سوزان و عاشقانه رد و بدل کنید ، یکدیگر را در آغوش بفشارید،عشق بازی و انس گرفتن با همسر خوشی و لذتِ مومن است.

پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بعد از ایمان به خدا نعمتى بالاتر از همسر موافق و سازگار نیست.

پيامبر صلي الله عليه و آله: خداوند مى فرمايد: هرگاه بخواهم، خير دنيا و آخرت را نصيب مسلمانى كنم، براى او قلبى خاشع، زبانى ذاكر و بدنى صبور در برابر بلا، قرار مى دهم و به او زنى مؤمن مى دهم كه هرگاه به او نظر كند، شادش نمايد و هرگاه غايب گردد، حافظ ناموس و مال او باشد.

امام صادق (ع) می فرمایند: سه گروه از زنان در عالم بعد از مرگ عذاب قبر را نخواهند دید و در روز رستاخیز با فاطمه (س) محشور خواهند شد و پاداش هزار شهید و یک سال عبادت به آن ها داده خواهد شد و آن ها عبارتند از زنانی که:
1- زنانی که غیرت ورزی(تعصب بی جا و بد دِلی) شوهر خود را تحمل نمایند؛
2- زنانی که نسبت به بداخلاقی شوهر خود شکیبا باشند؛
3- زنانی که مهریه خود را بر شوهرانشان ببخشند.

امام صادق: هیچ زنی نباید بیش از سه روز ترک آرایش و زینت کند مگر زنی که شوهرش از دنیا رفته است که چنین زنی باید تا پایان عده وفات(چهار ماه و ده روز )زینت و آرایش را ترک نماید.

رسول خدا علیه السلام می فرمایند: هر چیزی که (در جهت) یاد خدا نباشد، لهو و لعب است، مگر در چهار مورد:

"عشق بازی و شوخی مرد با همسرش، در پرورش دادن اسب، و تیراندازی با کمان و آموزش شنا دیدن برای مرد." ( البته پرورش اسب و شنا برای مردم آن زمان بوده و برای مردم امروزی موارد دیگری بجای اینها جایگزین شده)

سلام.
دوستانی که نمیدونند لطفا احساساتی برخورد نکنند.
اولا حکم حکم خداست حتی اکر واقعا منظور کتک زدن بود نمیشه بهش خورده گرفت.

دوما این حدیث رو ببینید:
پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: «من در شگفتم از كسى كه زن خود را مى‏زند؛ در حالى كه خودش براى كتك خوردن، سزاوارتر است! زنانتان را نزنيد كه قصاص دارد»
منظور از زدن در قرآن کتک زدن و تنبیه بدنی سفت و سخت نیست.

یک حدیث شنیده ام که میگفت حد تنبیه بدنی زنان اینه که با چوب مسواک(از نرم ترین چوب هاست!) چند بار آرام بزنی روی دستش. که فقط شکل تنبیه داشته باشه همین.(نقل به مضمون.)

با درک غلط و احساساتی سریع چیزی رو به زبون نیارید تا با حرفاتون موجب ناراحتی خداوند رحمن و رحیم رو فراهم نکنید.

یا حق

خدارا خدارا;954975 نوشت:
یک حدیث شنیده ام که میگفت حد تنبیه بدنی زنان اینه که با چوب مسواک(از نرم ترین چوب هاست!) چند بار آرام بزنی روی دستش. که فقط شکل تنبیه داشته باشه همین
سلام...والا به نظرم دیگه خیلی بی انصافیه که بخواهیم کتک ردن و تنبیه رو به اون چیزی که شما معرفی کردی تعبیر کنیم...فقط برام سواله، زن به راه راست نمی آد...مرد حرف می زنه...نصیحت می کنه، زن به راه نمی آد...مرد از هم خوابی خود داری می کنه...زن بازم خود داری می کنه و به راه راست نمی آد...بعد انتظار داری با زدن چوب مسواک به آرامی به پشت دسش به راه راست بیاد!؟یعنی با چوب مسواک زدن به آرامی به پشت در دست زدن، اثرش از نصیحت و گفت و گو و دوری از هم خوابگی برای یک زن بیشتره!؟یعنی پیامبر اینطور فکر می کردن...:-/ چی بگم والا...نمی دونم...

چند نکته دیگر هم ذکر کنم:

1- مهریه زیاد بدلیل کار غلطی که هست و ترویجش ازدواج خیلیها به تاخیر و دردسر میاندازد و... موجب خشم الهی است لذا ائمه فرموده اند مهریه سنگین باعث نحسی و بدیمنی است (و زندگی آسوده ای نخواهد داشت)

2- خانمها بهتر است در سند ازدواج به زبان قانونی حدود بعضی از تمکین ها را مشخص کنند و اگر نکردند میتوانند سندشان را در دفتر اسناد رسمی اصلاح کنند خصوصا مواردی که با یک مرد سنتی و با تحصیلات پایین ازدواج میکنند و احتمال مردسالاری در وی بیشتر است. متاسفانه بعضی مردها، در زندگی میخواهند زن به نوعی نوکر و برده شان باشد و تا زن حرفی زد یا اعتراضی کرد، بگوید تو باید تمکین کنی!!!!!!!

3- هم زنان هم مردان نیاز به آموزش دارند. بعضیها فقط درباره تمکین زن میدانند نه توصیه های اسلام در خصوص محبت به همسر و...

مشکور;954897 نوشت:

سلام و ادب@};-

اولاً پیرامون این بخش از سؤال، لازم است یادآور شویم که بحث نشوز در تایپیک های زیادی بقدر مکفی بحث و جمعبندی شده برای اطلاع می توانید از طریق جستجوگر سایت به آرشیو دست یابید، ثانیاً لازم به یادآوری است: قريب به اتفاق علمای اسلام اين حکم را جايز دانسته‏ اند، نه واجب، يعنی قرآن در صدد راه درمان نشان دادن است و می‏خواهد به مرد و مدير خانواده راه رويارويی با نشوز و سرکشی همسر را ياد دهد اما يک حکم وجوبی نيست، بلکه امر، بيانگر جواز و رخصت است، حتی بعضی از علما و فقها گر چه جواز را پذيرفته، ولی آن را مکروه شمرده‏ اند. که بدلیل خارج بودن از موضوع از بیان تفصیلی صرفنظر می کنیم.

در پاسخ به بخش دوم و اصلی سؤالتان نکاتی را تقدیم می کنیم:

قبل از ورود به اصل پاسخ، لازم است مصداق نشوز را بیان کنیم: صدر آيه نشوز، مربوط به حکم «سرپرستی خانواده» است که به مردان داده شده که از بحث ما خارج است، اما قسمت آخر آيه که مربوط به «نشوز» می‏باشد، محل بحث ما می‏ باشد آنجا که می فرماید: «اگر از نافرمانی همسرتان نگرانيد، نخست آنها را نصيحت کنيد؛ اگر فايده نکرد، از همبستری با آنان دوری گزينيد و اگر هم فايده نکرد، آنان را [مختصری] بزنيد، پس اگر از شما اطاعت کردند، دنبال يافتن راهی برای آزار آنان نباشيد، که خداوند بزرگ، در والايی بی‏ همتاست.»(1)

در حقیقت نشوز زن، يعنی زن از بهره بردن جنسی مرد مانع شود. علامت‏های نشوز يعنی نشانه‏ هايی که حکايت داشته باشد زن نمی‏خواهد به مرد اجازه بهره بردن جنسی بدهد. هر گاه زنی بدون اجازه شوهر محل سکونت را ترک کند يا حاضر نباشد در محلی که همسرش برای او تهيه کرده، ساکن گردد و يا اگر محل سکونت او با رضايت شوهرش جداست، به شوهر اجازه ورود ندهد و يا هنگامی که شوهر قصد لذت بردن جنسی دارد، بدون عذر شرعی از همراهی خودداری ورزد، علامت نشوز است و در مرد اين نگرانی را به وجود می‏آورد که همسرش بنای ناسازگاری دارد. قرآن در آيه محل بحث، در صدد ارائه راهکار برای رويارويی در چنين مواقعی می‏باشد.

اما در پاسخ به سؤال مشخص شما گفتنی است: ازدواج تنها راه مشروع برای تأمين نياز جنسی زن و مرد است. هر کدام از زن و مرد با ازدواج در صدد برآوردن نياز جنسی خود از اين راه مشروع می‏باشد و بر هر کدام از زن و شوهر لازم است با پذيرش تقاضای طرف مقابل، در برآورده شدن حاجت او سعی کند و او را از در افتادن به گناه يا سختی باز دارد. در روايات نيز زن و مرد به اين وظيفه هشدار داده شده‏ اند. ذيل آيه 233 بقره: «نه مادر و نه پدر، هيچ کدام نبايد به خاطر فرزند متحمل ضرر شوند» روايتی وارد شده که: هيچ کدام از زن يا مرد حق ندارد از برآوردن تقاضای جنسی طرف مقابل خودداری ورزد، با اين دستاويز که اگر اجازه همبستری به تو بدهم، می‏ترسم حامله گردم و اين فرزند شيرخوارم از شير کافی محروم گردد، و يا با اين بهانه مرد که اگر با تو همبستر شوم، می‏ترسم حامله شوی و من سبب مرگ فرزندم شوم.

دو طرفه بودن نياز جنسی و وظيفه برآوردن اين نياز از جانب زن و شوهر در آيه ديگری نيز به روشنی يادآوری شده است. بنا بر ظاهر آيه قرآن در صدر اسلام همبستر شدن شبانه در ماه رمضان جايز نبود و زن و شوهر بايد در طول اين ماه از لذت جنسی و آميزش خودداری می‏ ورزيدند. جوانان مسلمان ـ مرد و زن ـ که نياز جنسی شديدتری داشتند، در عمل به اين حکم ناتوان بودند. از اینرو خداوند در آیه ای دیگر، حکم مباح شمردن برخورداری از نیازهای جنسی در شب‏های ماه رمضان را نازل فرمود: «در شب‏های ماه رمضان آميزش با همسران‏تان بر شما مباح و حلال شد، زيرا آنان لباس شما و شما لباس آنان هستيد.»(2)

جالب آن است که در آيه فوق زن و مرد لباس همديگر معرفی شدند، زيرا هر يک، طرف ديگر را از نياز جنسی بی‏ نياز می‏کند و مانع فسق و فجور وی می‏گردد و او را به پاکدامنی می‏ آرايد. بنابراين هم زن بايد با تمکين و تسليم خود در برابر خواسته شوهر نياز او را برآورده ساخته و مانع فسق و فجور وی گردد و هم شوهر بايد با برآوردن تقاضای جنسی همسر، او را در پيمودن راه عفت و پاکدامنی ياری دهد. همان گونه که بر زن پذيرش تقاضای همسر و دادن اجازه بهره بردن لازم است، بر مرد نيز چنين تکليفی هست.

اگر مردی بدون دليل قانع‏ کننده، نياز جنسی همسر خود را برآورده نساخته و زمينه فاسد شدن يا به سختی افتادن او را فراهم کند، گناهکار است، چنان که وظيفه «حُسن معاشرت» را به جا نياورده و همسرش حق دارد از او به دادگاه شکايت کند و قاضی شرع بايد مرد را به انجام وظيفه «حُسن معاشرت» وا داشته يا طلاق زن را بخواهد، زيرا در قرآن شوهر موظف شده با همسر خود حُسن معاشرت
(خوشرفتاری) داشته باشد و او را به خوبی و نيکويی نگه دارد يا با حرمت و ادای حقوق رها کند. وی اجازه ندارد هم از ادای حقوق زناشويی او خودداری ورزد و هم او را طلاق ندهد. اين دستور عمل قرآن است: «آنان را به خوبی و معروف نگه داريد يا به خوبی و معروف رها کنيد و آنان را به قصد زيان رساندن و تجاوز به حقوق‏شان نگه نداريد.»(3)؛ «يا آنان را به خوبی نگه داريد يا با احسان و نيکی رها کنيد.»(4) همچنین بنا به روایتی در کافی و وسائل الشیعه بنقل از امام صادق(ع) چنین آمده: "هر کس گروهی از زنان را نزد خود گرد آورد که نتواند آنها را از جهت جنسی اشباع کند و آنگاه آنان به زنا و فحشا بيفتند، گناه اين فحشا به گردن اوست."(5)؛ (6)

نتیجه آنکه مرد نیز موظف است نیازهای مشروع همسرش را تمکین کند و اگر از انجام آن وظایف بطور جد خودداری نموده و این امر به هر دلیلی اعم از اذیت و آزار و تحقیر زن و یا حتی بدون دلیل خاصی استمرار داشته باشد. زن می تواند بعنوان سرپیچی مرد از ادای حقوق زناشویی و عدم حسن معاشرت او به دادگاه صالحه شکایت نموده تا قانون، مرد را مجاب به انجام وظایفش کرده و یا با دادن همه حق و حقوقش وی را طلاق دهد.

اما فلسفه اینکه خداوند در صورت عدم تمکین مرد، حق نشوز و جواز تنبیه مرد را به زنان نداده است می تواند به چند دلیل باشد:

اول اینکه؛ خداوند با این روش، گویا بنوعی برای زن یک احترام و عزت و شأن خاص و ویژه ای قائل شده و در مواقع اینچنینی، برای زنان در دفاع و کسب حقوقشان، پشتوانه قانون و قوه قهریه را قرار داده و از این طریق از شأن و منزلت زنان حمایت کرده، تا در گیر و دار درگیری با مردان بدلیل ظرافت و حساسیت وجودی و روحی که دارند دچار آسیب نشوند.

دوم اینکه، با توجه به اینکه مردان در مقایسه با زنان، از لحاظ جسمی و فیزیکی و حتی از لحاظ روحی از یک قوت و شدت بیشتری برخوردارند، پیگیری روش تنبیه (آنهم در چارچوبه و محدوده ای که در شرع مقدس جایز شمرده شده) ممکن است بر زنان که عمدتاً لطیف و حساس هستند تأثیر گذارده و آنها را به تمکین وادارد اما مردان، تحت تأثیر چنین تنبیه لطیفی قرار نگرفته و چه بسا خارج از چارچوب و بعنوان واکنش مقابله مثل، رفتاری تند و خشن تر از خود بروز داده و موجب شکستگی و آسیب بیشتر روحی و جسمی همسرانشان شوند.

سوم اینکه؛ از آنجاییکه طبق آیات قرآن مرد حکم پشتوانه و استحکام بخشی به قوام و نظام خانواده را دارد. "الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلی‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ؛(7) مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی دیگر قرار داده است و بخاطر انفاقهائی که از اموالشان در مورد زنان می کنند." اگر مرد طبق حکم نشوز - که مسأله ای درون خانواده ای و حتی اختصاصی بین زن و مرد است- زن را تنبیه کند، بدلیل اینکه زن به جایگاه اثرگزار شوهرش در قوام و نظام بخشی و حمایت از کانون خانواده واقف است، جایگاه مرد بعنوان قوامیت و ارشدیت که محور حمایت در همه شئون زندگی است نزد زن نمی شکند و زائل نمی شود. اما بالعکس اگر زن همانند مرد، چنین حقی(نشوز) داشته باشد و اقدام به آن کند، مرد که پایه و اساس و محور قوام و استحکام بخشی و حمایت از کانون خانواده است، خواهد شکست و دیگر جبران چنین شکستگی امکان پذیر نیست.

چهارم اینکه؛ طبیعت و اقتضای وجودی زن، بر اساس نوع آفرینشی که دارد، ناز و عشوه گری و دلبری کردن است و عزت نفس زن با طلب و خواهش و تمنا و التماس سازگاری ندارد بلکه زن، جنس مطلوب است که مرد باید طالب و متمنی آن باشد، از اینرو حکم نشوز نیز در راستای همین طبیعت و اقتضای وجودی زنان و مردان، صادر شده است که مردان مطالبه گر و متمنی و ملتمس نسبت به زنان باشند و زنان در لباس عشوه گری و ناز و دلبری کردن، خویشتن دار.

موفق باشید ...@};-

پی نوشتها_____________________________________
1. نساء، آیه 34.
2. بقره، آيه 187.
3. بقره، آیه 231.
4. بقره، آیه 229.
5. برگرفته از نظام حقوق زن در اسلام، استاد شهید مطهری، صفحه 352-347.
6. ر.ک: پرسمان دانشجویان، حقوق زن، تأملی دوباره بر اجازه تنبیه بدنی همسر، با کمی دخل و تصرف.
7. نساء، آیه 34.

با تشکر از پاسخ خوب و مستند شما جناب مشکور.

دیدگاه اسلامی درباره این مسئله و این تمایز را بخوبی شرح دادید و با اینکه این استدلالات برای چنین تمایزی برای کسی که مذهبی فکر نمی کنه قابل قبول نیست ولی خب پرسش من هم متقاعد کردن افراد غیرمذهبی نبود بلکه بیان دیدگاه اسلامی بود که شما بخوبی توضیح دادید.

با تشکر

وال ئی;954979 نوشت:
سلام...والا به نظرم دیگه خیلی بی انصافیه که بخواهیم کتک ردن و تنبیه رو به اون چیزی که شما معرفی کردی تعبیر کنیم...فقط برام سواله، زن به راه راست نمی آد...مرد حرف می زنه...نصیحت می کنه، زن به راه نمی آد...مرد از هم خوابی خود داری می کنه...زن بازم خود داری می کنه و به راه راست نمی آد...بعد انتظار داری با زدن چوب مسواک به آرامی به پشت دسش به راه راست بیاد!؟یعنی با چوب مسواک زدن به آرامی به پشت در دست زدن، اثرش از نصیحت و گفت و گو و دوری از هم خوابگی برای یک زن بیشتره!؟یعنی پیامبر اینطور فکر می کردن...:-/ چی بگم والا...نمی دونم...

سلام.
اولا احادیث و کلام پیامبر به اذن خداوند بوده و همه اش مورد تایید خداوند، از خودشون حرف نزدن که بگیم فکرشون این بوده واقعا!

ثانیا، ما که نمیخوایم همسر رو بکشیم، یا نمیخوایم به زور بهشتیش کنیم. این تنبیهات فقط به منظور هدایت به سمت راه درسته. شما فکر میکنی با کتک میشه کسیو هدایت کرد اصلا؟ اگر هم مجبور بشه انجام بده در قلبش از شوهرش کینه به دل خواهد گرفت که بر خلاف مودت زن و شوهر در خانه هست. اگر هم هدایت نشد شوهر باید بسپردش به خدا، بالاخره شوهرو که تو قبر زن نمیزارن.

ثالثا اینجا که فقط شوهر مطرح نیست. زن هم یه حق و حقوقی داره نمیشه بی رحمانه کتکش زد!

(حرفای بالا نظرات و استنباط شخصی خودمه، برای اطلاعات بیشتر از کارشناس بپرسید، ممکنه بخشی از حرفام غلط باشه.)
یا حق

موضوع قفل شده است