جمع بندی تحمیل عقیده به دیگران به بهانه جلوگیری از هتک حرمت ماه رمضان

تب‌های اولیه

8 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تحمیل عقیده به دیگران به بهانه جلوگیری از هتک حرمت ماه رمضان


با درود

کارشناس محترم در تاپیک:

آیا روزه خواری در حضور دیگران، هتک حرمت ماه رمضان محسوب می شود؟

بیان کرده اند:

سجاد;367678 نوشت:

اگر روزه خواری در حضور دیگران صورت گیرد ، تظاهر به روزه خواری شمرده شده و هتک حرمت است و لازم است از این کار نهی از منکر شود حتی اگر پزشک داخل مطب در مقابل بیماران باشد .



ولی باید گفت:
هتک حرمت در اینجا اصلا بار معنایی ندارد.
زیرا عقیده مذهبی هر شخص فقط برای خودش محترم است و قرار نیست اشخاصی که اعتقادی به آن عقیده مذهبی و اعمال و افعال ناشی از آن ندارند خود را مقید به آن کنند ( حتی اگر اعتقاد دارند ولی به قول شما عذر خاصی دارند)
عقاید و اعمال تک تک افراد جامعه فقط برای خودشان ارزش محسوب میشود و معنی احترام به هم این نیست که همه یک گونه رفتار کنند و تحمل عقاید و عملکرد های گوناگون ناشی از آن را نداشته باشند. حرمت این ماه هم فقط برای معتقدینش معنی دارد نه همه افراد .

پس طبیعی است که کسانی که اعتقادی به آن ندارند و یا دارند ولی به هر دلیل نمیخواهند به آن عمل کنند هم باید آزاد باشند. این عین استبداد رای و زیاده خواهی است که از همگان انتظار داشته باشیم به خاطر اعتقادات بخشی از افراد (ولو اکثریت) نحوه زندگی خود را تغییر دهند و به عذاب و زحمت بیافتند. درست مثل اینست که بگوییم افراد معتقد و مقید به روزه داری هم باید به حرمت عقاید افراد غیر معتقد و غیر مقید به روزه داری روزه نگیرند! و بخورند و بنوشند چون اگر روزه بگیرند افرادی که روزه ندارند احساس هتک حرمت و توهین میکنند !
واقعا این توقعی بی جا و دخالتی آشکار در کار و زندگی دیگران است. در یک جامعه آزاد از دید رسمی قانون و حکومت عقاید مذهبی و ارزشها و اعمال هیچ کس اصالت و برتری بر دیگران ندارد و هر کس کار خود را میکند. معنی احترام به یکدیگر فقط تحمل زندگی در کنار هم است نه عمل کردن به عقاید دیگران و نه اینکه به خاطر حرمت قائل شدن به اعتقادی که نداریم آزادی های اولیه و ذاتی زندگی خویش را تعطیل کنیم.
کاملا طبیعی است کسی که اعتقادی به عقیده ای ندارد برای آن حرمت و احترام خاصی هم قائل نیست و با عقاید خودش زندگی میکند و این اختیار و حق انتخاب اولیه هر انسان است که باید همواره محفوظ باشد.

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد مستنبط

atila133f;917172 نوشت:
عقیده مذهبی هر شخص فقط برای خودش محترم است و قرار نیست اشخاصی که اعتقادی به آن عقیده مذهبی و اعمال و افعال ناشی از آن ندارند خود را مقید به آن کنند ( حتی اگر اعتقاد دارند ولی به قول شما عذر خاصی دارند)
عقاید و اعمال تک تک افراد جامعه فقط برای خودشان ارزش محسوب میشود و معنی احترام به هم این نیست که همه یک گونه رفتار کنند و تحمل عقاید و عملکرد های گوناگون ناشی از آن را نداشته باشند. حرمت این ماه هم فقط برای معتقدینش معنی دارد نه همه افراد .
پس طبیعی است که کسانی که اعتقادی به آن ندارند و یا دارند ولی به هر دلیل نمیخواهند به آن عمل کنند هم باید آزاد باشند. این عین استبداد رای و زیاده خواهی است که از همگان انتظار داشته باشیم به خاطر اعتقادات بخشی از افراد (ولو اکثریت) نحوه زندگی خود را تغییر دهند و به عذاب و زحمت بیافتند. درست مثل اینست که بگوییم افراد معتقد و مقید به روزه داری هم باید به حرمت عقاید افراد غیر معتقد و غیر مقید به روزه داری روزه نگیرند! و بخورند و بنوشند چون اگر روزه بگیرند افرادی که روزه ندارند احساس هتک حرمت و توهین میکنند !
واقعا این توقعی بی جا و دخالتی آشکار در کار و زندگی دیگران است. در یک جامعه آزاد از دید رسمی قانون و حکومت عقاید مذهبی و ارزشها و اعمال هیچ کس اصالت و برتری بر دیگران ندارد و هر کس کار خود را میکند. معنی احترام به یکدیگر فقط تحمل زندگی در کنار هم است نه عمل کردن به عقاید دیگران و نه اینکه به خاطر حرمت قائل شدن به اعتقادی که نداریم آزادی های اولیه و ذاتی زندگی خویش را تعطیل کنیم.
کاملا طبیعی است کسی که اعتقادی به عقیده ای ندارد برای آن حرمت و احترام خاصی هم قائل نیست و با عقاید خودش زندگی میکند و این اختیار و حق انتخاب اولیه هر انسان است که باید همواره محفوظ باشد

بسم الله الرحمن الرحیم

[INDENT=7]
حق زندگی جمعی را فراموش نکنیم

[/INDENT]

ما هم با شما موافقیم عقیده مذهبی هر کسی فقط برای خود او محترم است. "دقیقا بهمین خاطر هر فردی وقتی وارد محیط اجتماعی می شود، دیگر نمی تواند عقیده شخصی را ملاک عمل قرار دهد
چون عقیده شخصی او، تنها برای خودش محترم است."

زندگی عمومی، فرهنگ، قوانین، اخلاقیات و آداب و رسوم خاص خود را دارد. افراد هم حق دارند که از این نعمت برخوردار بشوند و هم چاره ای ندارند جز اینکه به آن تن دهند. (مثل غذا خوردن که هم حق ماست و هم وقتی گرسنه می شویم، ناچاریم که غذا بخوریم).

هیچ کس حق ندارد عقیده شخصی خود را بر جامعه تحمیل کند چون زندگی اجتماعی بر پایه نظام فکری و عقیدتی خاصی بنا شده که آزادی، حقوق، آداب و قوانین خاصی به دنبال می آورد و از آن محافظت هم می کند.

از حقوق اساسی تک تک اعضای یک جامعه این است که از زندگی اجتماعی و مبانی و قوانین آن محافظت کنند و مانع از اختلال در آن بشوند."زیرا حق زندگی اجتماعی انسان است که بقا و استمرار خود را تضمین کند."

این از حقوق زندگی اجتماعی انسانهاست که هیچ کسی علایق و عقاید شخصی خود را بر فرهنگ و قوانین جامعه تحمیل نکند. این حق جامعه است که افراد توقع نداشته باشند زندگی خصوصی شان را آن قدر وسیع بدانند که زندگی اجتماعی را تنگ و محدود کند و رشد و حرکت اجتماعی را مختل کند.

این حق انسانهاست که از زندگی اجتماعی حداکثری به معنی واقعی آن برخوردار باشند و آزادی های فردی حداکثری، قواعد زندگی اجتماعی را برهم نریزد.
توجه کنید که حیطه شخصی افراد با محیط جمعی متفاوت است و هر کدام احکام و شرایط و آزادی های خاص خود را دارد.

[INDENT=2]روزه خواری، آزادی و حقوق انسانی
[/INDENT]

بیایید روزه خواری بر مبنای آزادی را تحلیل و معنی کنیم:
اصل زنده ماندن و غذا خوردن برای ادامه زندگی حق هر انسانی است و کسی نمی تواند اصل آن را محدود کند.
اما انتخاب کیفیت، زمان و مکان آن هم جزو حقوق مسلمی است که زندگی اجتماعی نمی تواند آن را محدود کند؟
آیا خالق انسان، آزادی، غذا و خوردن هم نمی تواند برایش حد و حدودی مشخص کند؟

اگر زندگی اجتماعی، که یک حق و یک آزادی بزرگ و اصیل است، نتواند آزادی و حقوق فردی را محدود کند، در این صورت بسیاری از قوانین زندگی اجتماعی مانند قوانین راهنمایی و رانندگی که خوردن و نوشیدن در حین رانندگی را تخلف می دانند و برایش جریمه وضع کرده اند، باید ناقض آزادی های فردی باشد.
در حالیکه عقلانیت جمعی انسان به آن تن می دهد: این یک حق عمومی و اجتماعی است که حقوق فردی را محدود کرده است. اگر غیر از این باشد، جامعه معترض می شود و تقاضای محدودیت می کند.

حتی انسانها حق خود می دانند که خالق آنها، میزان، کیفیت، بهترین زمان و مکان و بسیاری از مسائل مربوط به حق حیات و خوردن و ... را برایشان مشخص کند.
آیا نیاز تنها به موارد آشکار و محسوسی مثل قوانین سازمانها و ادارات حاکمیتی یا محیطهای عمومی غیر دولتی برمی گردد؟
خیر! نیازهای انسان مجموعه ای درهم تنیده و فوق العاده پیچیده از نیازهای محسوس، نامحسوس، مادی و غیر مادی، فردی و اجتماعی است که خود او به تنهایی نه می تواند همه را تشخیص دهد و نه می تواند همه را با هم در یک منظومه منسجم کنار هم جمع کند و نه می تواند نحوه استفاده از آن در مسیر رشد و کمال را مشخص کند.

[INDENT=2]اولین حق انسان
[/INDENT]

بنا بر این، اولین حق انسان این است که کسی که او را خلق کرده است، تمام اینها را برایش مشخص کند. آزادی انسان از اینجا آغاز می شود که حقوقش را بشناسد، محدودیتهایش را بداند. نه جهل به حقوق مانع رشد او شود و نه در دام حقوق خیالی گرفتار شود.

از طرف دیگر، خدا، خالق و مالک ماست و لحظه به لحظه حیات، کمال، حرکت، رشد، آزادی مورد نیاز برای رشد و رسیدن به حقوق و نیازهای ما را تامین می کند. پس همان طور که ریشه حق و آزادی این است که اینها را برای ما تامین کند، این حق مسلم اوست که عمل به اینها را هم از ما بخواهد.

بخاطر حقوق و آزادی های انسانی، دیگر دین نباید یک مساله فردی بماند، چون برخورداری از دین، به عنوان زیر بنایی ترین و اولین حق انسان بر خدا مطرح است تا حقوق اساسی انسان و زندگی انسانی در هر دو بعد فردی و اجتماعی را بیان می کند و اداره جامعه بر همان اساس باشد.

[INDENT=2]مجازات تخلف از قوانین زندگی، یک حق مهم انسانی
[/INDENT]

ارسال پیامبر و دستورات دینی، مسلم ترین حق یک مخلوق مختار و دارای اراده و رو به تکامل است.
طبیعی است که تخلف از این حق اساسی، زیر پا گذاشتن بزرگترین آزادی فردی و اجتماعی است.
این آزادی، مادر و منشا دیگر حقوق، آزادی ها و کمال هاست و برخورد با متخلفان یک حق مهم برای انسان ها می باشد.

مستنبط;919712 نوشت:
هیچ کس حق ندارد عقیده شخصی خود را بر جامعه تحمیل کند

سلام استاد عزيز
فكر ميكنم از اساتيد جديد هستيد. حضورتان را خيرمقدم عرض ميكنم
فقط يك نكته ، چقدر اسمتان سخت است :Nishkhand:

سوالي داشتم درمورد بخشي كه نقل قول كردم
اگر اكثريت جامعه مخالف روزه باشند چطور؟ يا مخالف ساير احكام مثلاً حجاب
در آن صورت چه مي فرمائيد؟

Reza-D;919894 نوشت:
اگر اكثريت جامعه مخالف روزه باشند چطور؟ يا مخالف ساير احكام مثلاً حجاب
در آن صورت چه مي فرمائيد؟

اگر اکثریت جامعه مخالف حکمی دینی باشند و آن را انکار نمایند، اینجا آن حکم الهی گرچه از حقانیت برخوردار بوده و از مشروعیت آن چیزی کاسته نمی شود ولی قابلیت اجرایی آن حکم بتدریج دچار کاستی و زوال می گردد و در مقام اجرا پشتوانه اجرایی نخواهد داشت. به تعبیر بهتر، مقبولیت آن حکم بخاطر إدبار جامعه به آن از دست رفته و زمینه اجرای کامل حکم الهی منتفی می گردد.
بعنوان مثال اگر جامعه ای خواست که آزادانه به همجنس بازی روی آورد و با ممنوعیت دینی آن به مخالفت پرداخت، هیچگاه حرام الهی حلال نمی شود و هرگز مشروعیت این حکم الهی نقض نمی شود ولی نکته مهم آنست این حکم بتدریج در این جامعه به حاشیه رانده شده و بلحاظ اجرایی، قابلیت اجرایی آن بتدریج پایین آمده و منتقی می گردد.
این بدین معناست که اقبال و إدبار جوامع در مشروع دانستن حکم الهی موثر نیست ولی از حیث مقبولیت و زمینه اجرایی، این اقبال و ادبار موثر است و می تواند یک امیرالمومنین را تا سالها خانه نشین کند ولو اینکه او خلیفه الهی و جانشین بحق نبیّ باشد.
در هر حال اگر جامعه ای دینی باشد، و دارای قوانین و هنجارهای دینی نیز باشد، ملاک عمل در آن جامعه همان قوانین و هنجارهاست مگر آنکه آن جامعه بر علیه آن هنجارها بخواهند قیام کنند و از اساس آن را تغییر دهند.
البته بسیار بعید است جامعه ای که یکی از ادیان آسمانی را بطور رسمی پذیرفته است، بخواهد احکام روشن و بدیهی آن را براحتی و آزادانه نقض کند مگر اینکه استحاله بنیادین و ارزشی در آن جامعه صورت پذیرفته باشد. در هر حال امت ها سرنوشت خودشان را با دست خویش رقم می زنند خواه این سرنوشت خیر برای آنان باشد یا شر برایشان. (
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ) سوره رعد آیه 11

hadi.;919927 نوشت:
گر اکثریت جامعه مخالف حکمی دینی باشند و آن را انکار نمایند


ناگفته نماند که قرآن در مورد کسانی که معیار خویش را تبعیت از اکثریت می دانند خطاب می کند که
اگر اكثر مردم روى زمين را اطاعت كنى تو را از راه خدا گمراه خواهند كرد (انعام/116)

سلام
به چگونگي پرسش و پاسخ مطرح شده از سوي بنده دقت بفرمائيد برادر

hadi.;919930 نوشت:

ناگفته نماند که قرآن در مورد کسانی که معیار خویش را تبعیت از اکثریت می دانند خطاب می کند که
اگر اكثر مردم روى زمين را اطاعت كنى تو را از راه خدا گمراه خواهند كرد (انعام/116)

.
.
.

مستنبط;919712 نوشت:
عقیده مذهبی هر کسی فقط برای خود او محترم است.
"دقیقا بهمین خاطر هر فردی وقتی وارد محیط اجتماعی می شود، دیگر نمی تواند عقیده شخصی را ملاک عمل قرار دهد
چون عقیده شخصی او، تنها برای خودش محترم است."

پرسش:
چرا به بهانه جلوگیری از هتک حرمت ماه رمضان، باید عقیده خاصی را بر کل جامعه تحمیل کرد و مانع روزه خواری علنی شد؟ (عقیده مذهبی هر شخص برای خودش محترم است و نباید دیگران را به آن وادار کرد زیرا دخالت در زندگی شخصی و محدود کردن آزادی و عقیده دیگران محسوب می شود.)

پاسخ:
1. حقوق اجتماعی اکثریت نباید بخاطر زندگی شخصی اقلیت، محدود شود:

عقیده هر کسی برای خود او محترم است. اما وقتی وارد محیط اجتماعی می شود، دیگر نمی تواند عقیده شخصی را ملاک عمل قرار دهد. زندگی عمومی، فرهنگ، قوانین، اخلاقیات و آداب و رسوم خاص خود را دارد. افراد هم حق دارند که از این نعمت برخوردار بشوند و هم باید به آن تن دهند. (مثل غذا خوردن که هم حق ماست و هم وقتی گرسنه می شویم، ناچاریم که غذا بخوریم). هر جامعه ای، بر پایه عقیده و نظام ارزشی و هنجاری اکثریت بنا شده است و اقلیت حق ندارند به بهانه زندگی شخصی، به آن تعرض کنند. زندگی شخصی در حیطه شخصی محترم است و نباید به حق زندگی اجتماعی، تعرض کرده و خللی ایجاد کند.

2. روزه خواری، آزادی و حقوق انسانی:
اگر زندگی اجتماعی، که یک حق و یک آزادی بزرگ و اصیل است، نتواند برخی آزادی ها و حقوق فردی را محدود کند، در این صورت بسیاری از قوانین زندگی اجتماعی (مانند قوانین راهنمایی و رانندگی که خوردن و نوشیدن در حین رانندگی را تخلف می دانند و برایش جریمه وضع کرده اند) ناقض آزادی های فردی خواهد بود! در حالیکه عقلانیت جمعی انسان به عنوان یک حق عمومی و اجتماعی، به آن تن می دهد و اگر غیر از این باشد، جامعه معترض می شود و تقاضای محدودیت می کند.
از آن مهمتر، انسانها حق خود می دانند که خدای متعال که خالق آنها و حقوقشان می باشد، حد و حدود مسائلی مثل آزادی، خوردن، نخوردن، و ... را مشخص کند.

3. دین و قوانین دینی اولین حق انسان:
اولین حق انسان این است که کسی که او را خلق کرده است، تمام اینها را برایش مشخص کند. آزادی انسان از اینجا آغاز می شود که حقوقش را بشناسد و محدودیت هایش را بداند. نه جهل به حقوق مانع رشد او شود و نه در دام حقوق خیالی گرفتار شود. بخاطر حقوق و آزادی های انسانی، دین نمی تواند یک مساله فردی بماند، چون برخورداری از دین، به عنوان زیر بنایی ترین و اولین حق انسان بر خدا مطرح است تا حقوق اساسی انسان و زندگی انسانی در هر دو بعد فردی و اجتماعی را بیان می کند و اداره جامعه بر همان اساس باشد.

4. مجازات تخلف از قوانین زندگی و جامعه دینی، یک حق مهم انسانی:
ارسال پیامبر و دستورات دینی، مسلم ترین حق یک مخلوق مختار و دارای اراده و رو به تکامل است. طبیعی است که تخلف از این حق اساسی، زیر پا گذاشتن بزرگترین آزادی فردی و اجتماعی است. این آزادی، مادر و منشا دیگر حقوق، آزادی ها و کمال هاست و برخورد با متخلفان یک حق مهم برای انسان ها می باشد.
.

موضوع قفل شده است