جمع بندی بی ارادگی، سستی و برگشتن به مسیر گذشته

تب‌های اولیه

24 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

مدیر ارجاع سوالات;953683 نوشت:
.هر بار نقشه میکشم یک برنامه ریزی بی نظیر میکنم. افق روشن و رویایی که ان شا الله برسم به یک معنویت و عبودیت. هفته اول با ایمان و معنویت و انرژی، هفته دوم هم همینطور. هفته سوم میبینی کم شد از اون انرژیم. در این لحظه میفهمم که دیگه دوره انرژی تموم شد چون تجربشو داشت. هفته چهارم انرژی تمام. و بعدش کم کم کار های عالی این چند هفته یواش یواش بر میگردن به قبل و انگار نه انگار.

حنیف;954087 نوشت:
اما وقتی کسی به طور مرتب دچار این حالت شده، یا اصولا هیچوقت نسبت به عبادت اشتیاق خاصی ندارد،‌ جواب نمی دهد. چنین نفسی را باید ابتدا به زور وادار به عبادت کنند، تا کم کم رام شده و فرمانبردار شود.

با سلام و ادب خدمت استاد گرامی
جناب استاد دوستمان اشاره نکردند که منظورش گفتن اذکار و عبادات مستحبی است یا مثلا مراقبت دقیق بر اعمال و رفتار که گناهی هر چند جزئی هم اتفاق نیفته.البته بیشتر به نظر میرسه منظورشون عبادات مستحبی باشه.ایا پاسخ این پرسش در این دو صورت فرق میکنه؟ضمن اینکه یه نکته ای هم که هست اینه که ایشون فرمودند تا دو سه هفته میتونند مداومت داشته باشند و بعد از اون رغبتشون از بین میره.این فرق نمیکنه با کسی که اصولا از ابتدا حاضر به شروع هم نیست؟

به نظر من در تزکیه و مخالفت با نفس مهم ترین چیز ها ، خیلی کم خوردن و خیلی کم حرف زدن است.به نطر من حتی از ترک گناه نیز مهم تر و سخت تر هستند.اگر انسان خیلی کم غذا بخورد و خیلی کم حرف بزند، خود به خود ترک گناه و انجام عبادت خیلی اسان تر می شود.در ضمن همیشه یاد خدا بودن نیز خیلی موثر است و حضور قلب در عبادات را بیش تر می کند. نماز شب هم که یکی از بهترین مستحبات هست و چاره ای نیست و باید خوانده شود.
[h=1][/h][h=1][/h] [h=1][/h][h=3][/h]

باسمه العدل

حنیف;954671 نوشت:
...و نزديك نشد بنده‌اى به من به چيزى كه محبوب‌تر از انجام اَعمالى باشد كه بر او واجب كرده ام؛ و او با انجام مستحبات تا آن جا نزد من مقرب مى‌شود كه او را دوست مى‌دارم.

حاکم یک کشور در حال توسعه یا جهان سومی برای رسیدن به رشد و تعالی و بالندگی ابتدا باید چه کند؟

زیر ساختهای مملکتش را محکم کند و یا توان و بودجه اش را صرف زیبا سازی ساختمانهای در حال ریزش و فروپاشی

و تزیین عمارات مخروبه و سست نماید؟

انسان،حاکم وجود خویش و در برابر استحکام بنای عقیده و ایمانش مسئول است،بنای وجودش را گناهان و رذائل اخلاقی

و عقاید فاسد ویران نموده اند؛حال چنین مملکت خرابی را باید اجبار به مستحبات که حکم تزیین و تتمیم و اکمال دارد بکند

یا ابتدا همه ی قوایش را در اصلاح خرابیهای معصیت و بازسازی آن خرابیها به توبه و انجام واجبات و پرهیز از منهیات صرف

نماید؟

شخص مبتدی حکم همان حاکم را دارد که قصد کرده مملکت وجودش را آباد کند.

عرض بنده این است که چنین شخصی بهتر است ابتدا همتش را مصروف ترک معاصی و انجام واجبات نماید

و در این راه به خود سختی دهد و مشقات را بر خویش هموار نماید، آنگاه بعد از مدتی با نظر لطف و عنایت

مالک حقیقی وجودش به مستحبات هم مایل گشته و بی زحمت تلکیف و اجبار نفس، از سر عشق و شوق

عبادات مستحبی را هم انجام خواهد داد،البته نباید تصور کنیم که بین این دو کار که یکی اهم و دیگری مهم است

فاصله ای طولانی ایجاد می شود خیر،طبق آنچه بزرگان وعده داده اند ابتدایش سخت است و به زودی تلخی تکلیف

به شیرینی تشرف و تشریف بدل می گردد ان شاالله.

باسمه المستعان

حنیف;954663 نوشت:
"عمل به واجبات و ترک محرمات"، اگر واقعا با شوق و معرفت انجام شود، بله؛ شکی نیست که تمام کار است و رسیدن به توحید ذات را به دنبال خواهد داشت که جامعِ توحید اسماء و صفات است و در برگیرنده همه کمالات.

حقیر فرمایشات فوق را بعد از ارسال عرایضم در پست قبل دیده و مطالعه نمودم لذا باید عرض کنم که انجام واجبات از سر شوق

و عشق و معرفت حالاتی است که بعد از الزام نفس به طاعات و عبادات واجب و مراقبت از اخلاص و حضور قلب

و تفکر و مراقبه و محاسبه به دست می آید بخصوص مراقبت از نماز اول وقت و حضور قلب در آن و سعی فکری

و عملی در نیل به معارف آن.

بعد از این مرحله و گاهی حتی همزمان با آن شوق به عبادات مستحب نیز ایجاد خواهد شد لذا به نظر می رسد

تا اصلاح اصول نشود اجبار به فروع و دستور به آن صلاح نباشد.

مگر برای نفوس مستعد و قابل که دارای همتی بلند و اراده ای محکم و عزمی جزم در معنویّاتند.

حنیف;954663 نوشت:
در غیر اینصورت، متاسفانه این درجه ای از "عمل به واجبات و ترک محرمات" که ما مراعات می کنیم، واقعا چیزی نیست که شارع از ما خواسته؛ و با همین مقدار اندک و سطحی از انجام شریعت، کسی به لقاءالله نخواهد رسید.

سلام و عرض ادب

ببخشید این جمله (( این درجه عمل به واجبات و ترک محرمات که ما مراعات می کنیم چیزی نیست که شارع از ما خواسته))

مگر چیز کمی هست؟ ترک محرماتی مثل دروغ نگفتن، حسادت نکردن، غیبت نکردن، تهمت نزدن، کنترل چشم و زبان و بسیاری دیگه.

خب یعنی انسانی که درغگو نیست و غیبت نمیکند و چشم و زبانش رو حفظ میکند و حرام نمیخورد و ..... آیا به قرب الهی نزدیک نمیشود؟

ممنون از شما

حبیبه;954723 نوشت:
باسمه العدل

فرمایشتان صحیح است؛ منتها به همان شرطی که هم شما فرمودید و هم بنده عرض کردم.
و آن اینکه واقعا با تمام توان در جهت محکم کردن زیر ساختهایش تلاش کند. یعنی همان «انجام واجبات و ترک محرمات» به شیوه ای که عرض شد. «کامل و با دقت در تمام حواشی و قرائن احکام.»

اما اگر (لطفا دقت بفرمایید) اولا: توانائي چنین کاری را ندارد؛ و ثانیا می خواهد به درجات بالای کمال برسد؛ راهی نیست جز اینکه فرائضِ ناقصش را با نوافل کامل کند.

در غیر اینصورت، همانطور که عرض شد مشکلی نیست و با فضل و رحمت خداوند، با انجام همین اعمال دم دستی و مراعات سطحی شریعت، از دوزخ رها شده و مستحق بهشت خواهد شد؛ اما نه آن بهشتی که مخصوص مخلَصین و خصیصین است.

مستحبات واجب نیست و می توان فقط با مراعات شریعت (انجام واجبات و ترک محرمات) به سعادت و کمال رسید. منتها «بشرطها و شروطها»
شرطش اینست که شریعت را با تمام لوازم، حواشی و قرائنش مراعات کنیم؛ نه به طور سطحی و عوامانه.

به نظر خیلی روشن می رسد و متوجه نمی شوم که ابهام در کجاست.
یعنی دقیقا هر کسی به اندازه تلاش و کوششی که داشته، مزد دریافت خواهد کرد.

حبیبه;954726 نوشت:
انجام واجبات از سر شوق

و عشق و معرفت حالاتی است که بعد از الزام نفس به طاعات و عبادات واجب و مراقبت از اخلاص و حضور قلب

و تفکر و مراقبه و محاسبه به دست می آید بخصوص مراقبت از نماز اول وقت و حضور قلب در آن و سعی فکری

و عملی در نیل به معارف آن.



کاملا درست است.

و این یعنی همان «نماز کامل»؛ همان نمازی که واقعا شارع از ما خواسته و با آن به کمال می رسیم.

و نه نمازی که ما به صورت بسیار سطحی و در حد رفع تکلیف انجام می دهیم.


(قیاس به نفس بنده را عفو بفرمایید؛ ان شاءالله خداوند همه ما را از نمازگزاران واقعی قرار دهد.)

ابراهیم ا;954734 نوشت:
سلام و عرض ادب

ببخشید این جمله (( این درجه عمل به واجبات و ترک محرمات که ما مراعات می کنیم چیزی نیست که شارع از ما خواسته))

مگر چیز کمی هست؟ ترک محرماتی مثل دروغ نگفتن، حسادت نکردن، غیبت نکردن، تهمت نزدن، کنترل چشم و زبان و بسیاری دیگه.

خب یعنی انسانی که درغگو نیست و غیبت نمیکند و چشم و زبانش رو حفظ میکند و حرام نمیخورد و ..... آیا به قرب الهی نزدیک نمیشود؟

ممنون از شما

علیکم السلام و رحمه الله

خیر بسیار هم مهم است؛ منتها همانطور که عرض شد، به شرطی که به معنای واقعی و کامل آنها را انجام دهیم؛ نه به صورت ناقص و سطحی.

نماز خواندن به معنای واقعی، به صراحت قرآن، باید انسان را از گناه دور کند. اما آیا واقعا اینطور هست؟!

همه قبول داریم که نماز صبح واجب شرعی است و همه باز قبول داریم که اگر کسی خواب بماند (اگر تبدیل به عادت هر روز نشود) گناهی نکرده و صرفا باید نمازش را قضا کند.

این همان عمل کردنِ سطحیِ احکام است؛ در حالیکه سطح حقیقی آن این است که اگر انسان شب بخاطر میهمانی یا امتحان فردا یا هر دلیل دیگری بیدار بماند و آن بیدار ماندن باعث خواب آلودگی در صبح و قضا شدن نمازش شود، آن میهمانی یا درس خواندن حرام است چون مسبب وقوع ترک یک عمل واجب است.

این حدود حقیقی شرع است.

خانه را به خریدار نشان میدهیم و میفروشیم و نمیگوییم که فاضلابش مشکل دارد و ادعا داریم که خانه را دیده و خودش باید بفهمد یا بپرسد! دیندار هم هستیم!

در محل کار چت میکنیم و با موبایل هایمان ور میرویم و کار نمیکنیم و همه اینها در عین ایمان راسخ ما به خداوند و قیامت است!

در دانشگاه از امکانات بیت المال مسلمین استفاده میکنیم و درس نمیخوانیم و بالاخره با هزار تقلب و التماس به استاد و نکته و تک ماده فارغ التحصیل میشویم و بعد فریاد میزنیم که کار برای ما نیست و آبروی یک کشور اسلامی را میبریم؛
نمیگوییم که درس نخوانده ایم و واقعا شایستگی استخدام نداریم!

و همه اینها در عین عرض ارادت ما به ساحت مقدس قرآن کریم است و البته هرگز به سمت قرآن پایمان را دراز نمیکنیم چون با اخلاق اسلامی منافات دارد!

شوخی نیست.

حقیقت این است که ما صرفا کمی تا قسمتی باور داریم که خدایی هست و پیغمبری هست و امامی هست و نهایتا اینکه دوستشان هم داریم و تمام؛ و واقعا در مورد حدود حقیقی شرع، خوب و کامل عمل نمی کنیم!

حقیقت تلخی ست؛ ولی متاسفانه واقعیت دارد...

حنیف;954811 نوشت:
علیکم السلام و رحمه الله

خیر بسیار هم مهم است؛ منتها همانطور که عرض شد، به شرطی که به معنای واقعی و کامل آنها را انجام دهیم؛ نه به صورت ناقص و سطحی.

نماز خواندن به معنای واقعی، به صراحت قرآن، باید انسان را از گناه دور کند. اما آیا واقعا اینطور هست؟!

همه قبول داریم که نماز صبح واجب شرعی است و همه باز قبول داریم که اگر کسی خواب بماند (اگر تبدیل به عادت هر روز نشود) گناهی نکرده و صرفا باید نمازش را قضا کند.

این همان عمل کردنِ سطحیِ احکام است؛ در حالیکه سطح حقیقی آن این است که اگر انسان شب بخاطر میهمانی یا امتحان فردا یا هر دلیل دیگری بیدار بماند و آن بیدار ماندن باعث خواب آلودگی در صبح و قضا شدن نمازش شود، آن میهمانی یا درس خواندن حرام است چون مسبب وقوع ترک یک عمل واجب است.

این حدود حقیقی شرع است.

خانه را به خریدار نشان میدهیم و میفروشیم و نمیگوییم که فاضلابش مشکل دارد و ادعا داریم که خانه را دیده و خودش باید بفهمد یا بپرسد! دیندار هم هستیم!

در محل کار چت میکنیم و با موبایل هایمان ور میرویم و کار نمیکنیم و همه اینها در عین ایمان راسخ ما به خداوند و قیامت است!

در دانشگاه از امکانات بیت المال مسلمین استفاده میکنیم و درس نمیخوانیم و بالاخره با هزار تقلب و التماس به استاد و نکته و تک ماده فارغ التحصیل میشویم و بعد فریاد میزنیم که کار برای ما نیست و آبروی یک کشور اسلامی را میبریم؛
نمیگوییم که درس نخوانده ایم و واقعا شایستگی استخدام نداریم!

و همه اینها در عین عرض ارادت ما به ساحت مقدس قرآن کریم است و البته هرگز به سمت قرآن پایمان را دراز نمیکنیم چون با اخلاق اسلامی منافات دارد!

شوخی نیست.

حقیقت این است که ما صرفا کمی تا قسمتی باور داریم که خدایی هست و پیغمبری هست و امامی هست و نهایتا اینکه دوستشان هم داریم و تمام؛ و واقعا در مورد حدود حقیقی شرع، خوب و کامل عمل نمی کنیم!

حقیقت تلخی ست؛ ولی متاسفانه واقعیت دارد...

با عرض سلام داشتم روزنامه های اوایل انقلاب را مطالعه می کردم واقعا شوکه شدم از این همه وعده های دروغین که به میلیونها نفر داده شده و عمل نشده یا دقیقا برعکس عمل شده است وقتی کسانی که باید الگوهای ما باشند و مردم از انها تبعیت کنند به مردم دروغ بگویند از دیگران چه انتظاری می رود؟وقتی رهبران مذهبی مردم را فریب دهند چه انتظاری از دیگران می باشد؟

Reza24;955178 نوشت:
با عرض سلام داشتم روزنامه های اوایل انقلاب را مطالعه می کردم واقعا شوکه شدم از این همه وعده های دروغین که به میلیونها نفر داده شده و عمل نشده یا دقیقا برعکس عمل شده است وقتی کسانی که باید الگوهای ما باشند و مردم از انها تبعیت کنند به مردم دروغ بگویند از دیگران چه انتظاری می رود؟وقتی رهبران مذهبی مردم را فریب دهند چه انتظاری از دیگران می باشد؟

سلام و درود.
1 حرفتون با موضوع تاپیک سازگار نیست. موضوع تاپیک برای من یکی مهم هست لطفا بزارید درست پیش بره و منحرف نشه . ممنون
2 بهتره تاپیک جداگانه بزنید برای این موضوع
3 در تاپیکی که خواهید زد حتما مصادیق و مواردی رو که میگید دروغ هست لیستی بیان کنید و جواب بخواید و کلی گویی نکنید تا بهتر پاسخ داده بشه برادر.

یا حق

موضوع قفل شده است