جمع بندی بازگشت به دنیا

تب‌های اولیه

48 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

حبیبه;956040 نوشت:
استاد گرامی باز گشت کفار به دنیا محذور بازگشت از فعل به قوه را ایجاد نمی کند؟

نفسی که در شقاوت به فعلیّت تام رسیده(به قرینه ی آیه شریفه) لازمه ی بازگشتش به دنیا و فرض آیه(لعلّی اعمل صالحا فیما ترکت)

همان رجوع از فعل به قوه نیست؟

اگر هم بگوئیم می توان فرض نمود که نفس به بدن دیگری تعلق بگیرد علاوه بر باقی ماندن محذور بازگشت از فعل به قوه

محذور تناسخ پیش می آید که آنهم باطل است.یعنی در واقع چنین فرضی با این دو محذور عقلی مواجه نیست؟

با تشکر


با سلام و تشکر@};-

از آنجاییکه این تقاضا طبق آیه شریفه (فَإذَا جَاءَ أحَدُهُمُ المَوت ... وقتی مرگ به سراغ یکی از ایشان می آید ...) در آستانه مرگ و در آغاز مرحله انتقال به عالم برزخ اتفاق می افتد و هنوز بدنی که به فعلیت رسیده زائل نشده و نیز تقاضای ایشان هم نه بر این مبناست که ما را تولدی دوباره ببخش، بگونه ای که از ابتدا شروع کنیم! و یا در بدن دیگری ادامه حیات دهیم! بلکه مقصودشان اخذ فرصتی دوباره از همان مقطع و با همان جسم خاکی برای اصلاح و جبران گذشته است. از اینرو اشکال تناسخ یعنی بازگشت فعل به قوه ایجاد نمی شود.

موفق باشید ...@};-

حسام 1999;954929 نوشت:
خدا چرا نمیذاره برگردن؟دوباره عمل کنن؟یعنی علم خدا باعث جلوگیری از عمل اختیاری دوبارش میشه؟چون میدونه باز برگردن همون کارو میکنن برگردوندشون کار عبثی میشه نه؟دقیقا این قسمت بولد شده رو بفرمایید چون خدا میدونه که برگردن کار بدی که کردن و میکنن دیگه بر نمیگردونه نه؟و دقیقا بفرمایید که کار عبثی میشه؟

با سلام

فردی 75 ساله رو در نظر بگیرید که با کوله باری از گناه و فساد فوت نموده .

دو تا پسر گناه کار تحویل جامعه داده !
22 سال مشروب خورده !
60 سال نماز قضا داره ! 373320 رکعت نماز قضا
60 ماه روزه ی قضا داره
40 سال قبل از خونه ی همسایه دزدی کرده !

20 سال قبل که مادرش فوت نموده ازش ناراضی بوده

حالا به نظر شما اگه این که الان در سردخانه تشریف داره برگرده چگونه میتونه تلافی کنه ؟
دوباره زنده بشه

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

حسام 1999;954929 نوشت:
سلام و درود دو تا سوال یا ایراد
در قرآن کریم که دقیق در خاطرم نیست فکر کنم کافران به خدا می گویند ما را به دنیا باز گردان تا کار خوبی انجام دهیم خدا میگوید هرگز!اگر بازهم برگردید همون خرابکاریا رو دوباره به بار میارید
خب سوال اولم !
خدا چرا نمیذاره برگردن؟دوباره عمل کنن؟یعنی علم خدا باعث جلوگیری از عمل اختیاری دوبارش میشه؟چون میدونه باز برگردن همون کارو میکنن برگردوندشون کار عبثی میشه نه؟دقیقا این قسمت بولد شده رو بفرمایید چون خدا میدونه که برگردن کار بدی که کردن و میکنن دیگه بر نمیگردونه نه؟و دقیقا بفرمایید که کار عبثی میشه؟
ایراد دوم در نتیجه جوابیه که به این سوال میدین
خیلی ممنون

سلام
این پاسخ در مورد کفاری است که کفر و گناه در وجودشان نهادینه شده لذا مطمئنا بازگشت آنها جز به تکرار گناه و افزودن عذابشان منجر نمی شود پس این در حقیقت نوعی لطف الهی است که مانع افزایش گناهان و عذاب آنها می شود.
یا علیم[/][/][/]

باسمه العلیم

مشکور;956061 نوشت:
از آنجاییکه این تقاضا طبق آیه شریفه (فَإذَا جَاءَ أحَدُهُمُ المَوت ... وقتی مرگ به سراغ یکی از ایشان می آید ...) در آستانه مرگ و در آغاز مرحله انتقال به عالم برزخ اتفاق می افتد و هنوز بدنی که به فعلیت رسیده زائل نشده و نیز تقاضای ایشان هم نه بر این مبناست که ما را تولدی دوباره ببخش، بگونه ای که از ابتدا شروع کنیم! و یا در بدن دیگری ادامه حیات دهیم! بلکه مقصودشان اخذ فرصتی دوباره از همان مقطع و با همان جسم خاکی برای اصلاح و جبران گذشته است. از اینرو اشکال تناسخ یعنی بازگشت فعل به قوه ایجاد نمی شود.

بله ظاهرا همینطور است که حضرتعالی می فرمائید،امّا اگر این گفتگو در آستانه ی مرگ است نه بعد از آن،پس درخواست

"رب ارجعون"برای چیست؟رجعت و بازگشت وقتی معنا دارد که مرگ تحقق یافته باشد.

باسمه المنتقم

سلام علیکم

محی الدین;956123 نوشت:
پس این در حقیقت نوعی لطف الهی است که مانع افزایش گناهان و عذاب آنها می شود.

لطف الهی شامل کفار هم می شود؟

ارتحال از دنیا برای کسی که شاکله ی او بر مبنای کفر بنا شده است،تأثیری در کمتر شدن عذاب وی دارد تا بگوئیم اگر بیشتر در دنیا

می ماند بیشتر گناه می کرد و عذابش مضاعف می شد؟برای کفاری که مخلد در دوزخند طول زمان حیات دنیائیشان چه تأثیری دارد؟

محی الدین;956123 نوشت:
سلام
این پاسخ در مورد کفاری است که کفر و گناه در وجودشان نهادینه شده لذا مطمئنا بازگشت آنها جز به تکرار گناه و افزودن عذابشان منجر نمی شود پس این در حقیقت نوعی لطف الهی است که مانع افزایش گناهان و عذاب آنها می شود.

سلام و تحیت خدمت برادر عزیز
من میگم اگه اینکه جلوی بازگشتشون رو خدا بگیره لطفه!چون مانع عذاب بیشتر میشه!(بماند اینکه مهربان مطلق چطور عذاب میکند!که نفهمیدم و به احتمال زیاد تا آخر عمرمم نمیفهمم)
خدا چرا همون بار اول جلوی خلقت و به فعلیت رسیدن این کفار رو نگفرته؟؟
دلائلی که برای بار اول بیارین برای بار دوم هم قابلیت استحصال داره
تشکر

سلام خدمت خواهر عارف و گرامی!

حبیبه;956184 نوشت:
ارتحال از دنیا برای کسی که شاکله ی او بر مبنای کفر بنا شده است

میون کلامتون
حالا من نمیدونم منظورتون از شاکله همون اعیان ثابته و ظرفیت وجودی هست و حرف هایی مانند این حرف عطار که:بیزارم از آن خدای که به طاعت من از من خشنود شود و به معصیت من از من خشم گیرد پس او خود در بند من است تا من چکنم نه بلکه دوستان در ازل دوستانند ودشمنان در ازل دشمن و این چیز ها..(و چنین احادیثی در اصول که از صحتشان بی اطلاعم)
که دانشمندا تونستن این ظرفیت!رو تغییر بدن!یعنی افراد دین دار رو لائیک تر کنن و بالعکس!(آزمایششو پیدا کنم قرار میدم) به طوری که خاخام ها و کشیش ها از شرکت در این آزمایش خود داری کردن!
بقول هراکلیتوس!تنها اصل ثابت دنیا تغییر است!
از دید خودم هم بخوام راجب حرف عرفا و صوفی ها نظر بدم اینکه،
همون مشکلی که امام غزالی غیر قابل حل دونست و خیام راجبش گفته!من می خورم و هر که چو من اهل بود،می خوردن من به نزد او سهل بود!می خوردن من حق ز ازل میدانست!گر می نخورم علم خدا جهل بود!
بخاطر همین حرفا، عرفا هم که آدم ملایم تری بودن و یونیورسال پلورالیزمی بیشتری نسبت به بقیه داشتن!گفتن خب میگیم کفار بخاطر محدودیت وجودی خودشون اینچنین هستن!و پس از مرگ هم اونایی که میفهمن در جهنم جاویدانن خوشحال میشن!و عذاب از عذب و شیرینی میاد!چون به سنخیت ذاتشون رسیدن،بنوعی باهاش حال میکنن!همونطور که مگس با کثافات حال میکنه(حالا این حد مهربان ترینشونه بعضیا سخت تر گرفتن)
تا ی جوری مهربانی خدایشونو در آرن از دلش و وجدانشون هم حال کنه
بقول حضرت دوس داشتی عربی!ابن عربی از استادش ابومدین نقل میکنه مرید کیست؟مرید من یستخرج القرآن ما یرید(کسی است که هر چه میخواهد می تواند از قرآن استخراج کند!)که واقعا حقیقتو گفت!
هر کی به مقتضای ذهنیش آیات رو میگیره منظورشو تزریق میکنه!یکی مهربانه مهربان تر محتویاتش!و کلا از دم سنگسار و بریدن دست رو انکار میکنه!یکی هم روحیه نسبتا جدی تری داره!اشدا علی الکفارشو بولد میکنه!

حبیبه;956180 نوشت:
باسمه العلیم

بله ظاهرا همینطور است که حضرتعالی می فرمائید،امّا اگر این گفتگو در آستانه ی مرگ است نه بعد از آن،پس درخواست

"رب ارجعون"برای چیست؟رجعت و بازگشت وقتی معنا دارد که مرگ تحقق یافته باشد.


سلام مجدد

منظور از آستانه قبل از مرگ نیست بلکه منظور پس از مرگ و آستانه و سر آغاز ورود به کانال برزخ است.

ابوالفضل;956062 نوشت:
حالا به نظر شما اگه این که الان در سردخانه تشریف داره برگرده چگونه میتونه تلافی کنه ؟

سلام برادر عزیزم
این فرد همون قدرتی که برای خراب کاری داره باید برای سازندگی داشته باشه!و الا خیرخواهی و عدالت خدا معنی نمیده!
یعنی بدترین و بهترین فردی که میتونست بشه در نظر بگیرین
یا این دو چهره همدیگه رو خنثی میکنن،پس توانایی رو داره!
یا خنثی نمیکنن!که از کم گذاشتن خداست،
--------
وجود این فرد رو تصور کنین x هستش
این فرد یا میتونه با اعمالش +9 بشه یا -9
اگه خدا در هر دو جهت یاری گرش باشه امکان رسیدن به +9 هست
ولی نه؛اگه بازه اعمالش به صورت مثبت 3 تا منفی 9 هست که از کم گذاشتن خداس
----------
البته سوال اصلی من اینه که به همون دلیلی که خدا دومین بار نباید خلقش کنه
بار اول هم نباید خلقش کنه

ابوالفضل;956062 نوشت:
فردی 75 ساله رو در نظر بگیرید که با کوله باری از گناه و فساد فوت نموده .

چون قبل خلقت میدونه چنین خراب کاری میکنه ،باخلقش نباید اون فرد رو فنا بده
البته نمیخوام وارد علم الهی اختیار انسانی بشم
فقط منظورم اینه هر دلیلی که آفرینش سپسین انسان گناه پیشه رو رد میکنه،آفرینش نخستینش رو هم رد میکنه

حسام 1999;954929 نوشت:
سلام و درود دو تا سوال یا ایراد
در قرآن کریم که دقیق در خاطرم نیست فکر کنم کافران به خدا می گویند ما را به دنیا باز گردان تا کار خوبی انجام دهیم خدا میگوید هرگز!اگر بازهم برگردید همون خرابکاریا رو دوباره به بار میارید
خب سوال اولم !
خدا چرا نمیذاره برگردن؟دوباره عمل کنن؟یعنی علم خدا باعث جلوگیری از عمل اختیاری دوبارش میشه؟چون میدونه باز برگردن همون کارو میکنن برگردوندشون کار عبثی میشه نه؟دقیقا این قسمت بولد شده رو بفرمایید چون خدا میدونه که برگردن کار بدی که کردن و میکنن دیگه بر نمیگردونه نه؟و دقیقا بفرمایید که کار عبثی میشه؟
ایراد دوم در نتیجه جوابیه که به این سوال میدین
خیلی ممنون

سلام ... این سوال رو چند سال پیش من در درون این سایت مطرح کردم ... فکر میکنم تفاوت دیدگاه داریم ..

نقل قول:

سلام خدمت کارشناس محترم سایت و سایر دوستان ...

سوالی هست که چند وقته دارم بهش فکر میکنم ... اگر امکانش بود خوشحال میشم راهنماییم کنین ...

من وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم بابت هیچ کدوم از کارهای اشتباهی که انجام دادم پشیمون نیستم ... چون دو حالت وجود داشته :

1- تجربه کافی نداشتم ... عقلم نمیرسیده ... نمیدونستم کار درست چی هست ... بعدش کاری رو کردم ... چوبش رو خوردم و فهمیدم که راه و مسیر درست چی هست ... بنابراین بخاطر کار اشتباه و غلط خودم پشیمون نیستم چون در اون زمان تجربه کافی برای برخورد با اون مساله رو نداشتم و راهی بوده که باید طی میکردم .

2- کاری بوده که میدونستم اشتباه بوده ... ولی به دلیل شرایط حاکم ... عقلم تصمیم گرفته که اون کار رو انجام بدم ... و اگر 10 بار یا 100 بار یا 100 هزار بار دیگه بیام رو زمین شاید اون کار رو دوباره انجام بدم ...

اجازه بدین یه مثال براتون بزنم ...

فرض کنین الان من 3 تا از دوندون هام نیاز به روکش کردن داشته باشه ... و اگر تا یک ماه دیگه پول روکش کردن دندون هام رو نتونم جور کنم ( 2 میلیون تومن ) سه تا از دندون های جلوم رو از دست میدم ... ( زشت میشم ... کسی نمیاد خواستگاریم ... شرایط سخت تری بر زندگیم حکم فرما میشه و ممکن هست گناه های بزرگتری رو انجام بدم ) در این زمان یاد کشوی مدیر عامل شرکت میوفتم که ایشون دارن برجی 70 میلیون تومن پول در میارن ... من تصمیم میگیرم که برم و از کشوی ایشون 2 میلیون پول رو بردارم و برم و دندونام رو درست کنم ...

سوال من این هست ... اگر من 1000 بار دیگه بیام رو زمین ... و اگر همین عقل الانم رو داشته باشم باز هم ممکن هست همین کار رو بکنم ...
خوب چی میشه من تو اون دنیا احساس میکنم کارم اشتباه بوده و بابت عملکردم ناراحت میشم ...

آیا خدا کاری میکنه که من مشگلات و مصایبی که سرم در اومده رو فراموش کنم و تو اون شرایط منو بازخواست میکنه ...
آیا خدا کاری میکنه که تو اون دنیا بی دندونی عار محسوب نشه ... و منو تو اون شرایط محکوم میکنه ...
آیا خدا وقتی میخواد منو محکوم کنه ... مثله الان میره قایم میشه ... بی وفا میشه ... یا ظاهر میشه و رحمن و رحیم میشه ...

چی میشه که من نسبت به کاری که در موردش تعقل کردم و فکر کردم کار درستی رو انجام دادم ... نسبت بهش احساس پشیمونی میکنم ...

موضوع قفل شده است