بار منفی یا مثبت کلمه تقلید!؟

تب‌های اولیه

18 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
بار منفی یا مثبت کلمه تقلید!؟

مفاهیم و کلمات هر کدام بار معنایی خودشان را دارند و آنچه که مهم است بار معنایی خاصی است که از آن به ذهنها می آید .مثلا لفظ تقلید. در وهله اول همگان با این کلمه مشکل دارند و به نوعی می کوشند خود را برخلاف آن یعنی فرد مستقل نشون بدهند نه مقلد.
حال ما می آییم وبه مهمترین رکن تربیتی و علمی جامعه یعنی یادگیری احکام شرعی را اسمش می گذاریم تقلید.شاید بهتر بود انهایی که می خواستند از عربی به فارسی این کلمه را ترجمه کنند به این نکات توجه داشتند.
بنابراین معتقدم که به دلایل گوناگون حوزه‌های علمیه ما ادبیات خود را به روز نکرده‌اند . اگر فرهنگ‌های لغت معروف دنیا هر سال ویرایش جدید دارند رساله توضیح المسائل ما صد سال است ادبیاتش ثابت مانده در حالی که سرعت تغییرات فرهنگی و اجتماعی مخاطب بسیار زیاد است . وقتی می‌گوییم تقلید؛ مرجع تقلید ما چیزی اراده می‌کند و مخاطب چیز دیگری می‌فهمد . شما درک مخاطب عام از تقلید یعنی " تکرار طوطی‌وار و بی معنی رفتار دیگران " را مقایسه کنید با تعبیر شگرف و زیبای علامه شهید سید محمد باقر صدر که تقلید یعنی گردن بند و قلاده به گردن آویختن و معنی‌اش این است که فقیه مجتهد بار عمل مکلف را به گردن می‌گیرد . در واقع فقیه خود را فدا می‌کند تا شخص مؤمن فردای قیامت آسوده باشد و فقیه در پیشگاه خدا به پاسخ برخیزد .
بین خودتان و خدا این فهم و تلقی کاملاً متفاوت و غریب از مفهوم تقلید چه قدر فرق می‌کند با آن دیدگاه و تلقی عمومی و رایج ؟ با این دیدگاه دوم چه احساسی پیدا می‌کنید نسبت به کسی که به خاطر سبک شدن شانه‌های عمل شما بار اعمالتان را به گردن گرفته است و به جایی می‌رسد که مثل آیت الله العظمی خوانساری وقتی می‌خواهند برای یک عمل جراحی او را بیهوش کنند اجازه نمی‌دهد ومی گوید مردم از من به عنوان یک فقیه عاقل هوشیار تقلید می‌کنند و اعمالشان به من وابسته و منسوب است و حتی به اندازه ساعتی نمی‌خواهم از ادراک و فهم خارج شوم . پزشکان با ناباوری کار را آغاز می‌کنند و در کمال حیرت می‌بینند که آن بزرگوار تا پایان عمل جراحی و آخرین بخیه به ذکر و تلاوت قرآن مشغول است . این احساس مسئولیت و فداکاری کجا و آن باور غالب و عمومی کجا ؟

سلام میثم جان یکم حرف دارم باهاتون

میثم;113960 نوشت:
تعبیر شگرف و زیبای علامه شهید سید محمد باقر صدر که تقلید یعنی گردن بند و قلاده به گردن آویختن و معنی‌اش این است که فقیه مجتهد بار عمل مکلف را به گردن می‌گیرد . در واقع فقیه خود را فدا می‌کند تا شخص مؤمن فردای قیامت آسوده باشد و فقیه در پیشگاه خدا به پاسخ برخیزد .

کلا این حرف باطل است چون ولا تزر وازره وزر اخری یعنی هیچ کسی نمیتواند وزر دیگری را به گردن بگیرد دادا

تقلید به این معنا که شما میگید خیلی اشکال داره کلا معنای تقلید به این شکل نمیتونه ضامن سعادت باشه چون کور کورانه بودن رو در بر داره

مهدی عباس زاده;154075 نوشت:
سلام میثم جان یکم حرف دارم باهاتون

کلا این حرف باطل است چون ولا تزر وازره وزر اخری یعنی هیچ کسی نمیتواند وزر دیگری را به گردن بگیرد دادا

تقلید به این معنا که شما میگید خیلی اشکال داره کلا معنای تقلید به این شکل نمیتونه ضامن سعادت باشه چون کور کورانه بودن رو در بر داره

باسلام و عرض ادب

واژه «تقليد» دو مفعولى است و به معناى آن است كه قلاده‏اى را بر گردن كسى بيندازند و معناى «قلّدتُ الفقيه صلاتى و صومى»: يعنى مسئوليت صحت نماز و روزه‏ام را بر عهده فقيه مى‏اندازم[1].
2. اگر با «فى» به مفعول دوم متعدّى شود، به معناى تبعيّت مى‏آيد مثلًا «قلّده فى مشيه: اى تبعه فيه؛ در راه رفتن از او تقليد كرد، يعنى از او پيروى نمود».
لذا اگر گفته شود «فلان كس در نماز و روزه‏اش از آن فقيه تقليد نمود، يعنى از او پيروى كرد»[2].

اینها معانی لغوی تقلید است اما حقیقت تقلید رجوع جاهل به متخصص است که پشتوانه ای عقلی و نقلی دارد.
البته نکته ای که در رجوع به فقیه وجود دارد این است که فقیه باید تلاش خود را از راه معهود آن در بدست آوردن حکم صحیح مبذول نماید که اگر در این ناحیه قصوری نماید ضامن خواهد بود، بخلاف جایی که وظیفۀ خود را انجام دهد ولی فتوای او مخالف با واقع باشد که معذور بلکه ماجور خواهد بود.

[1].به همین معنا ناظر است روایتی که امام می فرمایند هر مفتی ای در مقابل فتوایش ضامن است:« مارواه عبدالرّحمن بن الحجّاج، قال: كان أبو عبداللّه (عليه السلام) قاعداً في حلقة ربيعة، فجاء أعرابيّ، فسأل ربيعة الرّأي عن مسألة فأجابه، فلمّا سكت، قال له الأعرابيّ: أهو في عنقك؟ فسكت عنه ربيعة الرّأي ولم يردّ عليه شيئاً، فأعاد المسألة عليه فأجابه بمثل ذلك، فقال له الأعرابيّ: أهو في عنقك؟ فسكت ربيعة، فقال أبو عبداللّه (عليه السلام): «هو في عنقه، قال: أو لم يقل: وكلُّ مفت ضامن».الوسائل: 18/ 161 ح 2، الباب 7 من أبواب آداب القاضي.
[2]. اصطلاحات الاصول( آية اللَّه مشكينى)، ص 19.

بله ضمانت یعنی چه؟

در حالی که آیاتی از قرآن نفی به گردن گرفتن را میکند اما برای ظالمین میفرماید عذابشان ضعف است و این ضعف یکی خود عمل اوست یکی هم گناهان پیروی کننده از اوست

اما این دلیل نمیشود که گناهی بر گردن خود مقلد نباشد بلکه میگوید برائت میجویند کسانی که تبعیت شدند!!

اگر ضمانتی که روایت میفرماید و شما قصد کردید با آیه مورد نظر مخالفتی ندارد یعنی فقط منظور این است که گناه دیگری به گردن او هم هست نه نفی گناه از تبعیت کننده ما هم حرفی نداریم اما اگه معنایش خلاف قرآن باشه قبول نیست!

میثم;113960 نوشت:
مثل آیت الله العظمی خوانساری وقتی می‌خواهند برای یک عمل جراحی او را بیهوش کنند اجازه نمی‌دهد ومی گوید مردم از من به عنوان یک فقیه عاقل هوشیار تقلید می‌کنند و اعمالشان به من وابسته و منسوب است و حتی به اندازه ساعتی نمی‌خواهم از ادراک و فهم خارج شوم . پزشکان با ناباوری کار را آغاز می‌کنند و در کمال حیرت می‌بینند که آن بزرگوار تا پایان عمل جراحی و آخرین بخیه به ذکر و تلاوت قرآن مشغول است . این احساس مسئولیت و فداکاری کجا و آن باور غالب و عمومی کجا ؟


این نقل شما
با این توصیف .

صدرا;154180 نوشت:
البته نکته ای که در رجوع به فقیه وجود دارد این است که فقیه باید تلاش خود را از راه معهود آن در بدست آوردن حکم صحیح مبذول نماید که اگر در این ناحیه قصوری نماید ضامن خواهد بود، بخلاف جایی که وظیفۀ خود را انجام دهد ولی فتوای او مخالف با واقع باشد که معذور بلکه ماجور خواهد بود.


اگر مقایسه شود این نتیجه حاصل میگردد که این فقیه بی دلیل درد را تحمل کرده چون در صورت خطا ماجور هم میشده.

از طرفی

میثم;113960 نوشت:
وقتی می‌گوییم تقلید؛ مرجع تقلید ما چیزی اراده می‌کند و مخاطب چیز دیگری می‌فهمد . شما درک مخاطب عام از تقلید یعنی " تکرار طوطی‌وار و بی معنی رفتار دیگران "

این معنی دلیل دارد.

همین الان ( در تاپیکهائی از همین سایت نظرشان درج مشود ) کسانی هستند که مخالفت صد در صد فهم و تامل و و اندیشه اند.

آنها معتقد به تقلید کور هستند.

پس این دیدگاه دیدگاه عوامانه نیست.

باور اگر نمیکنید و شاید اگر میدانید و نمیخواهید بیان کنید کافیست یک نمازخوان را در یک مسجدی بیابید و مفاهیم نماز را از او بپرسید.

ببینید بجز حرفهای تکراری چقدر خودش در معنی و مفهوم نماز اندیشیده.

آنرا مشت نمونه خروار بحساب بیاورید چه بر ضد این سخن بود چه مطابق آن.

یاحق

مهدی عباس زاده;154353 نوشت:
بله ضمانت یعنی چه؟

در حالی که آیاتی از قرآن نفی به گردن گرفتن را میکند اما برای ظالمین میفرماید عذابشان ضعف است و این ضعف یکی خود عمل اوست یکی هم گناهان پیروی کننده از اوست

اما این دلیل نمیشود که گناهی بر گردن خود مقلد نباشد بلکه میگوید برائت میجویند کسانی که تبعیت شدند!!

اگر ضمانتی که روایت میفرماید و شما قصد کردید با آیه مورد نظر مخالفتی ندارد یعنی فقط منظور این است که گناه دیگری به گردن او هم هست نه نفی گناه از تبعیت کننده ما هم حرفی نداریم اما اگه معنایش خلاف قرآن باشه قبول نیست!

با سلام و عرض ادب
در مورد بحث تقلید عرض می شود:فقیه اگر از روی غیر علم فتوایی دهد ضامن خواهد بود«همچنان که روایت امام صادق علیه السلام ناظر به همین مورد است:[=Times New Roman] واهرب من الفتيا هربك من الأسد ، ولا تجعل رقبتك للناس جسرا» و قبل از نقل عقل انسان حاکم به این امر است و اشکالی در این نیست.
اما مقلد اگر در رجوع به مجتهد و شناخت او بر طبق وظیفه عمل کرده باشد چه بار گناهی را باید بدوش گیرد؟بله اگر فرض کنیم درموردی شخصی به سراغ کسی رود که مورد تائید عالمان دین نباشد شخص مذکور مستحق مواخذه است.

اما در مورد نفی کشیدن بار دیگران
قرآن کریم در مورد نفی کشیدن بار گناه دیگران اصلی را بیان می نماید که هر کس در مقابل عمل خود مسؤل است«كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَة».[1]« وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْر»[2].
ولی این امر نفی نمی کند کسی که سبب گمراهی دیگران است بهره ای از بار گناه آنان را به دوش نکشد«علاوه بر اینکه آنان هم تاوان تبعیت جاهلانۀ خود را خواهند کشید »؛ زيرا آنها به خاطر اقدام به گمراه ساختن ديگران، فاعل آن گناهند، و يا همچون فاعل آن محسوب مى‏شوند، بنا بر اين در حقيقت اين بار گناهان خودشان است كه بر دوش دارند و به تعبير ديگر«سبب» در اينجا در حكم«مباشر» است.
قرآن کریم می فرماید:
«قالَ ادْخُلُوا فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ فِي النَّارِ كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فِيها جَمِيعاً قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَ لكِنْ لا تَعْلَمُونَ؛ وَ قالَتْ أُولاهُمْ لِأُخْراهُمْ فَما كانَ لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ؛[3] (خداوند به آنها) مى‏گويد: داخل شويد در صف گروه‏هاى مشابه خود از جن و انس در آتش، هر زمان گروهى وارد مى‏شوند گروه ديگر را لعن مى‏كنند تا همگى با ذلت در آن قرار گيرند (در اين هنگام) گروه پيروان درباره پيشوايان خود مى‏گويند: خداوندا! اينها بودند كه ما را گمراه ساختند پس كيفر آنها را از آتش دو برابر كن (كيفرى براى گمراهيشان و كيفرى به خاطر گمراه ساختن ما) مى‏گويد براى هر كدام (از شما) عذاب مضاعف است ولى نمى‏دانيد (زيرا پيروان نيز اگر گرد پيشوايان ستمگر و گمراه را نگرفته بودند آنها قدرتى بر اغواى دگران نمى‏داشتند).و پيشوايان آنها به پيروان خود مى‏گويند شما امتيازى بر ما نداريد پس بچشيد عذاب (الهى) را در برابر آنچه انجام مى‏داديد».

«لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلا ساءَ ما يَزِرُون؛[4]آنها بايد روز قيامت، (هم) بار گناهان خود را بطور كامل بر دوش كشند و هم سهمى از گناهان كسانى كه بخاطر جهل، گمراهشان مى‏سازند! بدانيد آنها بار سنگين بدى بر دوش مى‏كشند».

همچنين روايات متعددى كه در زمينه سنت نيك و بد وجود دارد که مفهومش اين است كه هر كس سنت نيك يا بدى بگذارد در پاداش و كيفر عاملين به آن، شريك است.

موفق باشید

[1] .المدثر/38.

[2] .فاطر/18؛الزمر7؛ الاسری/15.

[3] .النحل/25.

[4] . الأعراف/38 تا 39.